تقدیم به هشترود روی خط و گروه وبگردیش !!!!

من نمیدانم چرا اصراری هست که برخی ها وقتی الفبای چیزی را نمیدانند در انمورد حرف میزنند ! البته خوب اینها یکعده هستند که اصرارشان بر دیده شدن است !!!! ولی برای این دیده شدن حتی حاضر نیستند یک هزینه ای بدهند و دوره ای ببینند و بعد مدعی شوند ، جناب اقای اسمعیل نزاد که بدجوری عقده عدم انتخابشون در شورا ها تو دلشون مونده !!!! برای جلب مخاطب حاضرند نشریه زردی عمل کنند و هر حرفی و مطلبی را دانسته و ندانسته بنویسند تا شاید خریداری باشد و نمیدانند که : عزیز دل برادر هر گردی گردو نیست !

 اقای اسمعیل نزاد که فکر می کنند هر کسی وبلاگ بنویسد خبرنگار است ! افاضاتی صادر فرمودند که ما به تناسب فهمشان جوابی دادیم ! که اگر داننده باشند کفایت می کند که العالم فی الاشاره !!!! واگر هم ............ ، این دوست فرهیخته ما که عنوان وبلاگ من " دلنوشته های شخصی " را به سایت خبری تعبیر می نمایند و درس خبرنگاری میدهند !!! خودشون لالایی بلد نیستند!!!  لذا مرا بران داشت که فقط یک نکته علاوه بر نکته قبلی که نوشتم باز بنویسم و امیدوارم حداقل دفعه بعد درسشان را خوب ازبر کنند تا حداقل می خواهند دیکته هم بنویسند ! گیر نیافتند که مصححین در این فضای مجازی سخت بیدارند !!!!!

به این عکسها و خطوط زیر مطالب دقت کنید

اقای اسمعیل نزاد عزیز !!! به گزارش پیک هشترود .... !! یعنی اینکه شما خبرنگاری دارید که در کابینه حاضر است ! یا خبرنگاری دارید که در مجلس بود ! یا خبرنگاری دارید که در پیش مقام معطم رهبری هستند!!  در حالیکه اینطور نیست !!!!! چون در انتهای خبر خود  بسیا ر بجا ! بعد از تذکراولیه من اموختید که منابع را بنویسید ! حال اینرا هم یاد بگیرید !من بخیل نیستم که دانسته هایم را مجانی در اختیار دوستان قرار ندهم !! که زکات علم نشر ان است و منهم اندک اموزه ای و دوره ای دیده ام و زکاتش را به شما می بخشم ! که دفعه قبل یاد گرفتید که منبع را بنویسد و بسیار هم خوب بود اموختنتان ! و ایندفعه هم یاد بگیرید که بنویسد پیک هشترود به نقل از خبرگزاری فلان !! بعد مطلب را بنویسید !! اینکه شما در اثر نشناختن اصول اولیه خبرنگاری ! مدعی هستید خبرنگارید! طنز خنده بازاری یست! واینکه فکر می کنید هرکسی که بالای سایتش نوشت خبر می شود خبرنگار جوک اسماعیل حیدریست !!! و اگر فکر می کنید میشود یک دوربین خرید و شد خبرنگار باید خدمت جوکهای مستر بین ایرانی بروید !! بنده قویا عرض می کنم که نخیر اینطور نیست !!

پیشنهاد می کنم به جای وبگردی !!!! حداقل روزانه چهار تا سایت خبری بخوانید و نحوه انتشار مطالب نقل شده از منابع دیگر را یاد بگیرید !!! تا نیازی نباشد من بیسواد ! که خبرنگارهم نیستم ! اینطور شما را ملامت کنم و یادتان بدهم که هر گردی گردو نیست !!! و لزوما هر وبلاگی هم خبری نیست !!!! وقتی من نوشته ام دلنوشته شخصی !!برای این است که در قید و بند رعایت اصول خبری نباشم و در ضمن من خبر انتشار نداده ام ! بلکه نوشته ام  نشست صمیمی و یک خاطره نقل کرده ام از یک نشست صمیمی !!!

لذا عجله نکن که عجله کار شیطان است و شیطان دشمن خداست و انسان را می فریبد و نا دانسته در دام والضالین می افتد ! و گاه هم از هول توی دیگ حلیم می افتد !!!

انشالله که موفق باشید !!! بنده حاضرم زکات اموزه خبرنگاری خود را برایگان در اختیار شما قرار دهم ! تا خود ازاری نکنید که در دین اسلام خود ازاری حرام است !!! و بدانید که در هیچ یکی از اصول خبرنگاری در دنیا تاکید و الزامی بر جمع فعل در مورد شخص خاصی نیست !!! بلکه این بخاطر حرمت و جایگاه والای مقام معظم رهبری است که از این حالت ادبی در خبرها استفاده می شود در نوشته های شخصی چون لزوم رعایت ادب شخصی وجود دارد لذا نویسنده بر لحاظ ادب خود مطلب را می نویسد ! و برای هر کسی که مقامی بالاتر از خود برایش قائل است می تواند هر فعل جمعی بکار گیرد !!!

یک مسئله و چند سوال

در زیر مقاله ای از دکتر زیبا کلام در مورد کودتای 28 مرداد و نقش امریکا و سیا با توجه به اسناد جدید منتشره را می خوانید سعی خواهم کرد در مقاله بعدی با نگاهی به این مقاله نکاتی را برای استفاده خودمان در منطقه به عرض برسانم پس لطفا جدی بخوانید

فرارو- یک استاد دانشگاه با اشاره به انتشار اسناد تازه از سوی سازمان سیا که دلالت بر نقش این سازمان در وقوع کودتای ۲۸ مرداد دارد گفت: بعد از ۶۰ سال این نخستین بار نیست که سازمان سیا یا وزارت خارجه آمریکا اسناد و مدارکی منتشر می‌کنند که نشان می‌دهد در وقوع کودتای ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲، آمریکایی‌ها طراح اصلی بوده‌اند.
صادق زیبا کلام، ضمن بیان این مطلب در گفتگو با فرارو با تاکید بر اینکه چند هفته بعد از کودتای ۲۸ مرداد روزولت به صراحت اعلام کرده بود که این کودتا ارزان‌ترین کودتایی بود که آمریکا در جهان به راه انداخته است گفت: بنابراین اسنادی که امروز توسط سازمان سیا منتشر شده است عملا حاوی نکات تازه‌ای نیست و به دانش و معلومات ما چیز جدیدی اضافه نمی‌کند.
وی با بیان اینکه انتشار این اسناد منجر به آن شد تا دو سوال قدیمی اما جدی در رابطه با کودتا دوباره مطرح شود که یکی به امروز مربوط می‌شود و دیگری به گذشته گفت: سوالی که به امروز مربوط می‌شود این است که اگر به فرض، کودتای ۲۸ مرداد در سال ۱۳۳۲ به وقوع نمی‌پیوست، امروز یعنی ۲۸ مرداد ۱۳۹۲ پس از قریب به ۶۰ سال آیا روابط جمهوری اسلامی ایران با ایالات متحده آمریکا متفاوت می‌بود.
این تحلیل گر مسائل سیاسی افزود: پس از انقلاب یکی از انتقادهایی که هموراه ایرانی‌ها به آمریکایی‌ها داشته‌اند و آن را عامل بی‌اعتمادی دو کشور عنوان می‌کردند همین نقشی است که بار‌ها آمریکایی‌ها به آن اعتراف کرده‌اند و حتی مادلین آلبرایت و هیلاری کلینتون وزاری خارجه آمریکا در دو مرحله به طور رسمی به دلیل نقش آفرینی کشورشان در این کودتا ابراز تاسف کردند.
وی ادامه داد: بنابراین سوال این است که اگر این کودتا نه توسط آمریکایی‌ها بلکه توسط روس‌ها به وقوع می‌پیوست یا اساسا حکومت مصدق به شکل دیگری به پایان می‌رسید روابط این و آمریکا شرایطی متفاوت از آنچه که اکنون دو کشور در آن قرار دارند می‌داشتند؟ پاسخ من به این سوال خیر است.
زیباکلام تصریح کرد: چون بهانه برای دشمنی و تنش آلود بودن رابطه ایران و آمریکا زیاد است مثلا خیلی‌ها در ایران می‌گویند علت دشمنی ما با آمریکا این است که آمریکایی‌ها جلوی برنامه هسته‌ای ما را می‌خواهند بگیرند. خب برنامه هسته‌ای ما از چه زمانی حساسیت برانگیز شد حدودا از سال ۱۳۸۰، بنابراین قبل از آن دو کشور مشکلی نداشته‌اند.
وی تاکید کرد: پاسخی که مطرح می‌شود این است که آمریکایی‌ها قبل از مناقشه هسته‌ای، ایران را تحریم کردند یا در جریان جنگ ایران و عراق از دشمن متجاوز ما حمایت کردند. خب یعنی قبل از جنگ دو کشور مشکلی نداشتند، پاسخی که می‌توان داد این است که چرا دو کشور مشکل داشتند و آن حمله جوانان غیور و جان برکف پیرو خط امام به سفارت آمریکا بوده است.
این استاد دانشگاه گفت: قصدم از بیان و برشمردن این دلایل این است که بگویم نه به این خاطر، کودتای ۲۸ مرداد، برنامه هسته‌ای، جنگ ایران و عراق، حمایت از معاندان و دشمنان ایران و... بلکه به واسطه یک دلیل اساسی و بنیادی دیگری همواره ایران و آمریکا احساس دشمنی داشته‌اند. بنده معتقدم که این دلایل و در راس آن‌ها کودتای ۲۸ مرداد در حقیقت یک بهانه برای ما به منظور ابزار دشمنی و تداوم آن با آمریکا بوده است.
وی افزود: بنابراین معتقدم بعد از ۳۴ سال که از انقلاب اسلامی ایران می‌گذرد که در طول این سال‌ها هم به طور منظم با آمریکا دشمنی داشته‌ایم زمان آن فرارسیده است که نخبگان و متفکران ایرانی جمع شوند و این موضوع را به بحث بگذارند که ریشه اصلی دشمنی با آمریکا در ایران چیست.
زیباکلام با تاکید بر اینکه پرداختن به این مسئله فرصت دیگری را می‌طلب تنها به بیان این نکته اکتفا کرد که دشمنی با آمریکا در ایران یک ریشه روان‌شناختی – جامعه‌شناختی دارد و ابراز امیدواری کرد که «فرارو» زمینه گفت‌و‌گو صاحبنظران درباره ریشه دشمنی ایران و آمریکا را فراهم کند.
وی در ادامه به طرح پرسش تاریخی در رابطه با کودتای ۲۸ مرداد پرداخت و گفت: مهم‌ترین پرسش در رابطه با کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ این است که بالاخره ما که همواره آمریکا و انگلیس را متهم به نقش آفرینی در این کودتا کرده‌ایم هیچ از خود پرسیده‌ایم که نقش خودمان یعنی ملت ایران در این کودتا چه بوده است.
این استاد دانشگاه افزود: اسنادی که توسط سیا منتشر شده حکایت از آن دارد که یک عامل خارجی قدرتمند همچون آمریکا در این کودتا نقش داشته است، سندهای دیگری هم بر نقش انگلیس در این کودتا تاکید دارد اما نباید فراموش کنیم در وقوع کودتای ۲۸ مرداد حتی یک سرباز آمریکایی و یا انگلیسی وارد خاک ایران نشدند چرا که نیازی نبود چون هم وطنان شریف و غیور ایران بزرگ‌ترین خدمت برای تحقق کودتا را کردن.
وی با بیان اینکه اگر این خدمت نبود روزولت چند ماه بعد از کودتا نمی‌گفت این کودتا ارزان‌ترین کودتا برای آمریکا بود گفت: بسیاری از چهره‌ها و شخصیت‌های برجسته، احزاب و گروه‌ها و حتی مردم عادی با کودتا همراهی کردند. بنابراین نمی‌توان آمریکا و انگلیس به دلیل نقشی که در کودتا داشتند را شماتت کرد اما به نقشی که خودمان یعنی مردم ایران در مجموع اشاره‌ای نکرد.
زیباکلام افزود: بر اساس اسناد و مدارک منتشر شده، کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ از ساعت ۷ و نیم صبح آغاز شد با این حال بر اساس‌‌ همان اسناد و مدارک، کاخ نخست وزیری حدود ساعت ۱۲ و نیم تا ۱ به دست کودتا گران افتاد. کودتاگران تقریبا همین ساعات رادیو را هم در اختیار گرفتند.
این تحلیل گر مسائل سیاسی ادامه داد: بر این اساس در طول سال‌های عمر خود دستیابی به یک پاسخ قانع کننده به حسرتی برای من تبدیل شده است که از ساعت ۷ صبح تا یک ظهر، جبهه ملی، حزب توده، حزب زحمت کشان، آیت الله کاشانی، مظفر بقایی، شایگان و... و در مجموع طرفداران مصدق و یا نه مخالفان کودتا کجا بوده‌اند.
وی تصریح کرد: یقین دارم پاسخ به این سوال پته خیلی‌ها را روی آب می‌ریزد که اگر غیر از این بود طرفداران مصدق و یا مخالفان کودتا تا به حال می‌گفتند که در طول حدود ۵ ساعتی که کاخ نخست وزیری سقوط کرد آن‌ها چرا هیچ اقدامی برای ممانعت از تحقق کودتا نکردند.
 زیباکلام درباره اینکه پاسخ به این سوال چرا مهم است گفت: پاسخ به این سوال مهم است چون روزی، روزگاری این دشمن و ضدیت ایران و آمریکا از بین می‌رود، همچنان که دشمنی شوروی و چین با آمریکا از بین رفت. اما یکی از عوامل که کمک این دشمنی زود‌تر از بین برود تاکید بر مقصر بودن خودمان به جای دشمنانمان در بروز کودتای ۲۸ مرداد است.
وی در خاتمه گفت: بنابراین اسناد تازه منتشر شده از سوی سیا هیچ اطلاعات تازه‌ای از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ نمی‌دهد و هیچ نقطه تاریکی را برای ما روشن نمی‌کند چرا که تاریک‌ترین نقطه این کودتا نقشی است که خود ما ایرانیان در این کودتا داشته‌ایم. منبع سایت فرارو

گپ و گفتی صمیمی با نماینده محترم شهرستان حاج غلامحسین شیری

امروز عصر فرصتی مهیا شد تا با نماینده محترم شهرستان گپ و گفتی صمیمانه داشته باشم ، با توجه به مطالب رد و بدل شده ؛ بد ندیدم که خلاصه ای از این نشست صمیمانه را به اطلاع همشهریان عزیز برسانم

در این نشست صمیمی ، آقایان حاج اسحاق طالب پور ، حاج قلی ولیپور ، حاج محمد حسین امامی ، حاج احمد رضانژاد ، حاج امیر اسماعیلی ، حاج جلیل ولی پور ، رحیم بنازاده ، رضا آقازاده ، مهدی کریمی و این حقیر حضور داشتیم ، که مشاوره وصحبت در مورد برخی پروژه های راهسازی مابین اقای طالب پور و اقای شیری بسیار جالب بود . سپس اقای شیری در مورد کابینه و ملاقاتهایشان با تک تک وزرا در جریان رای اعتماد مطالب و خاطراتی را نقل کردند که در لابلای حرفهای ایشان ؛ آقای کریمی پرسید : آیا به آقای نجفی رای دادید ؟ برخلاف انتظار جمع ، آقای شیری با حسرت عمیق گفتند : اقای نجفی بدشانسی آورد !!! شاید اگر نمایندگان غایب حاضر بودند ایشان رای می اورد ، اقای شیری ادامه دادند : وقتی در کمیسیون های مربوطه با اقای نجفی صحبت میکردم "ایشان گفت : هنوز هم محرومیت بچه های منطقه شما در ذهنم هست و انشالله اگر رای بیاورم با همکاری شما برای رفع این محرومیتها تلاش خواهیم نمود " اقای شیری ادامه دادند : البته اقای "فانی" هم فردی توانمند است و جانشین خوبی برای اقای نجفی است ! وقتی از اقای شیری پرسیدم که عده ای انتخاب اقای نجفی به معاونت ریاست جمهوری را دهن کجی به مجلس میدانند ؟! نظر شما چیست ؟ گفت : نخیر! اقای نجفی مدیری توانمند است و این نظر افراطی هاست ! بالاخره از این مدیر توانمند باید استفاده می شد !

در ادامه اقای شیری گفت : شما میدانید اقای ربیعی اهل کجاست ؟ گفتم نه ، با خنده گفت اقای ربیعی از اهالی چاراویماق است که در جریان رای اعتماد توسط اقای اسلام عبدیلرکه از دوستان صمیمی ایشان است ! به من معرفی شد و جالب اینجاست که حاج سلمان خدادادی یکروز اقای ربیعی را اورد کمیسیون ما و وقتی خواست به من معرفی کند و من با شوخی گفتم اقای خدادادی می خواهی بچه محل خودمان را به ما معرفی کنی !

 صحبت را به آقای اخوندی کشاندم و نظرش را خواستم ، اقای شیری گفتند : در صحبتی که با اقای اخوندی داشتم ایشان از طرح مسجد جامع پرسید و من جواب دادم همان کلنگی که شما زده اید !! همان است و بعد شما چهار وزیر امده اند اما کاری نشده است ! ایشان ادامه دادند : اقای اخوندی با تاسف سری تکان داد و با ذکری از خوبیها و توانمندی های اقای عبدالله پورنماینده دوره دوم مجلس ؛ قول داد که اگر انشالله رای اعتماد بگیرد ، شخصا در فرصتی مناسب تشریف بیاورد و مساعدتهای لازم برای حل این مسئله را بعمل آورند .

ایشان با قدرت از تیم اقتصادی دکتر روحانی یاد نموده و تاکید کردند که در کمیسیون صحبتهای زیادی انجام دادیم و تمامی تلاشمان این بود که رای خوبی بیاورند که الحمدالله با رای خوبی انتخاب شدند .

آقای شیری در مورد اقای نعمت زاده فرمودند : در صحبتی که با اقای نعمت زاده داشتم به زبان اذری گفتم : ما از شما حمایت می کنیم و به توانمندیهای شما اعتماد داریم ؛ تنها به سن شما اعتراضاتی هست که انتظار داریم دفاع جانانه ای بکنید ؛ ما هم در حد توانمان در خدمت شما هستیم که اقای نعمت زاده با همان زبان مادری می گویند :" قرار نیست با کلنگ کار کنم ! کار من فکری است و تازه حاضرم در همین کلنگ زنی هم با منتقدان مسابقه بدهم "

آقای شیری در ادامه از رابطه حسنه و عالی خود با اقای علی جنتی صحبت کردند و ادامه دادند از دوستان خودمان است و انشالله به محض تحویل و تحول اقداماتی مفید برای شهر خواهیم کرد .

البته ایشان در خصوص اقایان چیت چیان ، حجتی و سایر وزرا نیز مطالبی را بیان نمودند و نهایتا از بیانات ایشان معلوم بود که به کلیات کابینه نظر مساعد داشته و رای اعتماد به وزرا داده اند!! البته در مورد وزیر ورزش و جوانان بدلیل عدم تخصص نظر مساعدی نداشتند .

پس از اتمام بحث کابینه با توجه به اینکه دیروز 28/5/92 گیرنده دیجیتال تلویزیونی در قره اغاج افتتاح شده بود ، پرسیدم ، حاجی تکلیف هشترود چیست ؟ ایشان با تاسف سری تکان داد و فرمودند : من جلسه ای با اقای نواداد ریاست محترم شبکه استانی در معیت فرمانداران محترم شهرستانها داشتم که اتفاقا اقای ابوترابی نائب رئیس مجلس هم که میهمان صدا و سیمای استانی بودند ، در آن جلسه حاضر بودند که قراردادی چهار جانبه برای دیجیتال کردن گیرنده های هشترود و چاراویماق امضا شد و مقرر شد که فرمانداران شهرستانهای فوق پیگیر مسئله باشند تا اقدامات لازم از سوی صدا وسیما بعمل اید!! که فرماندار چاراویماق پیگیریهای خوبی را انجام داده بود و دیروز موفق به افتتاح این گیرنده دیجیتال شدند !! متاسفانه فرمانداری محترم هشترود پیگیری های لازم را انجام نداده اند !!! که انشالله  پیگیری کنند تا گیرنده دیجیتال در هشترود نیز راه اندازی شود !!! و دوباره اظهار امیدواری کردند که اقای فرماندار محترم شهرستان هشترود مجددانه پیگیر باشند تا این مشکل که از طرف مسئولین رده بالای تائید و تکمیل شده است در هشترود نیز راه اندازی شود!!!!

از ایشان در خصوص سرمایه گذاری و صنعت پرسیدم که فرمودند : خوشبختانه سوله های کارخانه فولاد هشترود رو اتمام است و عملیات ساختمانی ان با سرعت در حال پیگیری است و دیگر اینکه کارخانه تولید " قیر و ایزوگام " در هشترود روز شنبه در شهرک صنعتی کلنگ زنی خواهد شد و قول داده اند تا در دهه فجر امسال شاهد بهره برداری از این کارخانه تولیدی در هشترود باشیم ، ایشان در ادامه گفتند : وقتی برای ایجاد شهرک صنعتی در قره اغاج در خدمت مسئولین استانی بودیم با تعجب از من پرسیدند: چرا در این 34 سال برای این شهر شهرکی درست نشده بود !!!

در مورد شوراها و شهرداری نیز صحبتهایی شد که گویا مقرر شده است اولین خانه ملت شهرستانی در هشترود ؛ پس از شروع بکار شورای چهارم احداث شود و هشترود اولین خانه ملت شهرستانی کشور را درست نماید .

 اقای شیری در خاتمه با بیان اینکه یک طرح ویژه برای توسعه همه جانبه هشترود تنظیم و در دولت و کمیسیون اولیه تائید شده است و بزودی در صحن مجلس طرح شده و پس از تائید ان !! انشالله خبر ان را کاملا منتشر خواهیم نمود !!! وتاکید نمودند که با تصویب این طرح بزرگ ملی هشترود در روند توسعه مسیری جدید و عالی را طی خواهد نمود .

گزارشی اختصاصی از نشست اختصاصی و صمیمانه اعضای شورای چهارم با نماینده شهرستان هشترود

دیروز مورخ 92/5/27 کلیه اعضای شورای شهر پنجمین جلسه شورای چهارم را با حضور نماینده محترم شهرستان در مجلس شورای اسلامی برگزار نمودند !!!!

در این جلسه که با تلاوت ایاتی چند از کلام االله مجید اغاز شد ، ابتدا رئیس شورا دستور جلسه و شرح نحوه اداره جلسه را تبیین نموده و سپس اعضای شورا به ترتیب زیر هر کدام به مدت 15 دقیقه صحبت نمودند

اقای ابراهیم مصطفی پور در این جلسه به بیان دیدگاه خودشان در مورد جایگاه شورا پرداختند و در اخر سخنان خود گزینه خود برای تصدیگری شهرداری هشترود را معرفی نمودند .

اقای محمد اکبری با بیان اینکه وعده ای نداده ام و چون وعده نداده ام ؛ راحت هستم و تلاش خواهم کرد. افزود مرم از اعضای شوراهای سابق بدلیل اینکه وعده داده و عمل نکرده اند ناراحت هستند و سپس در اخر سخنان خود گزینه خود را که فردی از اعضای شوراهای سابق بود را معرفی نمود .

اقای حاج قلی ولیور با بیان مشکلات و مسائل منطقه سخنان خود را اغاز و سپس با معرفی چند نفر از گزینه های خود سخنان خود را به پایان رساندند .

اقای عادل محمد حسین فرد هم شرحی از انتخابات و روند انتخابات و کلیاتی از شورا را مطرح نمودند که بدلیل ضیق وقت از پرداختن به اصل دستور جلسه  در مدت معین شده بازماندند.

سپس اقای حاج غلامحسین شیری نماینده مردم هشترود در مجلس شورای اسلامی  به بیان سخنانی پرداختند که اهم انها را تیتر وار بیان می کنم :

الف : عضو ناظر صندوق توسعه ملی گفت : برای من فرد (شهردار چه کسی باشد ) فرقی نمی کند ! آنچه برای من مهم است شخصیت کاری شهردار است که تلاشگر باشد و شجاعت داشته باشد و بعد افزود : از نظر من شهرداری که تلاشگر باشد و حتی اگر اهل سیستان هم باشد بهتر از شهرداری است که بومی باشد و کاری نباشد !!!

ب:ایشان در پاسخ به سوال یکی از اعضای شورا مبنی بر اینکه ایا شما گزینه ای دارید فرمودند نخیر بنده هیچ گزینه ای ندارم و تنها می گویم که ما باید به دنبال منافع مردم باشیم و برای شادی انها تلاتش کنیم .

ج: اقای شیری تصریح نمود که در سال قبل عده ای از دوستان از بنده خواستند از اقای موسوی حمایت کنیم و بنده هم سعی خود را کردم و حمایتهایی را انجام دادیم و..........

د: عضو کمیسیون ویژه طرح اصلاح قانون چک پیشنهاد نمود که اعضای محترم شورای شهر برای خدمت بهتر به مردم شهر را به 5 منطقه تقسیم و هر یک از اعضای محترم شورا مسئول رسیدگی به مشکلات ان منطقه باشند و حتی اعلام نمودند که حاضرند بصورت افتخاری برای خدمت به مردم یکی از مناطق را برعهده بگیرند ، ایشان یاد اور شدند که به این ترتیب مردم می توانند براحتی مشکلات خود را از طریق شورای عالی محلات با نماینده شورا در ان منطقه درمیان گذاشته و روند خدمت به مردم سهل تر و سریعتر صورت می پذیرید.

و: عضو کمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی اضافه نمود : شورای شهر برای روزهای مناسبتی مثل چهارشنبه سوری و اعیاد ملی و مذهبی برنامه های شاد و مناسبتی اجرا نماید تا روحیه مردم با نشاط تر شده و به وحدت مردم افزوده شود .

ر: عضو شورای مرکزی فراکسیون فرهنگیان مجلس تصریح کرد : این ترکیب شورای چهارم بهترین ترکیب در این چند دوره است که از افراد متخصص و با تجربه و جوان تشکیل شده است و با کمی همدلی و وحدت بیشتر می تواند بهترین شورای شهر در این چند دوره از لحاظ خدمت به مردم باشد .

جلسه با تنظیم صورتجلسه توسط ریاست محترم موقت شواری شهر هشترود اقای حاج احمد رضانژاد به پایان رسید

بر اساس صحبتهایی که بنده با سه نفر از اعضای محترم شورا داشتم ، همگی از نحوه برخورد نماینده شهر با مسائل شورا ابراز رضایت کامل نموده و حتی اظهار داشتند که روحیه معتدل ایشان در برخورد با مشکلات و حاشیه های بسیار قابل تامل بود و می تواند روشی برای مدیریت اعتدال گرا در منطقه باشد ، لازم به ذکر است که عدم معرفی گزینه ای از سوی اقای شیری نماینده محترم شهرستان به شورای شهر ، باعث شده که اعضای شورای شهر از ایشان بخاطر این تدبیر و درایت در رعایت حق مردم ( انتخاب اعضای شورا ی شهر ) تقدیر و تشکر نمایند  .

این جلسه که در فضایی کاملا ارام و صمیمی برگزار شد با عدم معرفی فردی از سوی اقای شیری و تاکید ایشان بر احترام به رای منتخبان مردم و همکاری صمیمانه و عالی با شورا و شهردار جدید با نشاطی زائد الوصف و امید به عمل به وعده های داده شده خاتمه پذیرفت .

رنسانس سیاسی

من قبلا در مورد رابطه اصولگرایی و اصلاح طلبی بصورت مفصل توضیح داده ام و درعجبم که در حالیکه ایران دارد به سوی یک فضای جدید سیاسی و گفتمانهایی جدید میرود!! این دوستان چرا بر ماندن بر گذشته جهل و اصرار میورزند؟؟؟!!!! (توضیح ضروری : این فضای جدید سیاسی و گفتمان جدید کاملا در چهار چوب قانون و نظام بوده و بهیچ عنوان بر علیه نظا م نبوده و نمی باشد و اصل قانون و ولایت را مورد قبول خود میدانند و دیدیم که در مجلس نیز بارها بر این اعتقاد تاکید شد .لذا تفسیر برای نفرمائید )

امروز در ایران کابینه ای تشکیل یافته که در ان کابینه اقای رحمانی فضلی اصولگرا وزیر کشور است و دکتر زنگنه اصلاح طلب وزیر نفت ؛ اقای علی جتنی اصولگراست و اقای اخوندی اصلاح طلب !! و می بینیم که این اقایان فارغ از نام اصولگرائی یا اصلاح طلبی دردرون یک جریان سیاسی جدیدی به نام اعتدال و اعتدال طلبی گرد امده اند و و این پیام را به کل افراطیون ایران میدهند !!! که ایهاالناس رنسانسی سیاسی در تقسیمات جریانهای سیاسی ایران در راه است !!! بخود آئید!!

 جریانات سیاسی در ایران بعد از انتخابات 92 دیگر به دو طیف اصلاح طلب یا اصولگرای صرف تقسیم نمی شود !!!! بلکه این جریانات حال به دو طیف جدید تقسیم بندی شده است ! طیف اعتدالیون و طیف افراطیون !! البته کلید این حرکت را دکتر خاتمی در سال 76 زد که متاسفانه افراطیون اصلاح طلبی در انزمان مانع شدند چرا که دکتر خاتمی با انتخاب اقای مظفر بعنوان وزیر عملا می خواست این راه را شروع کند که نگذاشتند !!

طیف اعتدالیون کسانی هستند که در جریان انتخابات با همراهی گزینه های معتدل مثل اقایان دکتر روحانی ، دکتر ولایتی و حتی دکتر محسن رضایی در مقابل افراطیون مثل اقایان سعید جلیلی ، قالیباف و حتی غرضی اواخر دوران تبلیغات ایستادند ، در این جریان اعتدال گرایانه از طیفهای قدیمی سیاسی ایران مثل اصولگرایی اقای علی مطهری بود که ازدکتر روحانی حمایت نمود و در کنار اصلاح طلبانی چون اقای دکتر  پزشکیان و ... ایستاد !!!! هیچ کسی هم اقای علی مطهری یا اقای پزشکیان را مذمت نکرد !!! که چرا در صف واحدی بنام اعتدال قرار گرفته اند !!!! که ایران امروز طالب و نیازمند اعتدال است !!!!! اما افراطیون هر دو طرف اعم از اصولگرایان افراطی ویا اصلاح طلبان افراطی هرکدام به نوعی در برابر جریان اعتدال گرایی ایستادند که می توان به تحریم انتخابات توسط افراطیون اصلاح طلبی و روی اوردن جریان افراطی اصولگرایی به قالیباف و بخصوص اقای جلیلی اشاره داشت .

انتخابات 92 یک رنساس سیاسی در تاریخ سیاسی ایران خواهد بود ، که به خوبی و به درستی نیروهای معتدل و معقول دو طرف را که بخاطر این مرزبندی ناقص و ضعیف در تقابل با یکدیگر قرار گرفته بودند !!! را به یک سمت کشاند !!! تا با استفاده درست از ظرفیتهای نیروهای توانمند معتدل و معقول !!! بتوان برای ایران کاری کرد کارستان !

سالها بود که در یک کشمکش نا متعارف !!! ایران سیاسی به دو جناح اصولگرایی و اصلاح طلبی تقسیم شده بود و ثمره این تقسیم همیشه گوشه نشینی و حذف تعداد زیادی از نیروهای ی انسانی قوی و معتقد و مدیر را بهمراه داشت!! مثلا اصلاح طلبان حذف مهره های کارامد اصولگرایی را در پیش رو گرفته بودند و اصولگرایان بالعکس !!! در حالیکه بعد از انتخابات 92 شاهد هستیم که جریان اعتدال گرای ایران که پیش بینی می کنم این جریان بزودی در صحنه سیاسی ایران تمامی احزاب سیاسی را در زیرسایه قدرت اعتدال خود بکشاند و بصورت یک حزب فراگیر به معنای واقعی نیروهای متعد و مدیر و کارامدی از طیف اعتدالیون اصولگرایی و اصلاح طلبی سابق را در بر گیرد!!

از ثمرات اولیه این اعتدال گرائی در ایران سیاسی جدید عدم حذف نیروهای کارامد است !! مثلا می بینیم که دکتر روحانی در یک اقدامی کاملا مدبرانه !!! دکتر صالحی که از طیف اصولگرائی واز دولت احمدی نژاد می باشد را کنار نمی گذارد !!! بلکه با اندیشه تغییر در مرزبندی های سیاسی و بدور از تقسیم بندی های گذشته ، وی را بعنوان یک اعتدال گرا !!!!! در پست حساس رئیس سازمان انرژِی اتمی ایران قرار میدهد .

من متاسفم برای کسانی که در هشترود مدعی سیاست و تحلیل هستند ! اما نتوانسته اند در این چند روز حداقل در جریان اخذ رای اعتماد به کابینه دکتر روحانی !!! این پالسهای مثبت را دریافت کنند و دلیلش  هم واضح است این دوستان عزیزمانند برخی نمایندگان افراطی مثل اقای رسائی یا .... در تفکر اصلاح طلبی و اصولگرایی غرق شده و متوجه نمی شوند که همین اصولگرایانی که دوستان مدعی هستند با دو رای نجفی را انداخته اند با 231رای ظریف را تائید نمودند با 166رای زنگنه را تائید نمودند با فلان رای اخوندی و حجتی و ... را تائید نمودند!!!! پس بحث صرفا سر اصولگرا یا اصلاح طلب بودن نیست و نمی باشد !!!! مجلس به نجفی بدلیل  شائبه رفتار افراطیش در زمان انتخابات 88 رای نداد !!!! همانطور که به  منفرد هم بهمان دلیل کذائی رای نداد و به سلطانی بدلیل غیر متخصص بودنش رای نداد!!! و بالعکس قویترین ارای برخی وزرا در ده کابینه را امسال وزرای اقای روحانی گرفتند واغلب اولینها اصولگرا هم نبودند !

این از کلیات ؛ اما در مورد هشترود ! خوشبختانه بدلیل اینکه از لحاظ سیاسی یکی از شهرهایی است که همیشه بعنوان شهری سیاسی در استان مطرح بوده ودر برخی موارد سیاسی گاهی پیش رو هم بوده است  !! لذا بعنوان نمونه کوچکی از ایران سیاسی جدید به این رویکرد که اعتدال لازمه پیشرفت است!!! زودتر رسید و همین جریان در هشترود با رویکردی جدید تشکیل شد !!!! تاجریانی اعتدال گرا !!! با شناخت درست از اندیشه های سید محمد خاتمی در هشترود شکل بگیرد که ثمره ان انتخاب یک نماینده معتدل بود!!!  حالا دوستان دوست دارند همچنان در گذشته بمانند و روی کلیشه هایی مانند اصلاح طلبی یا اصولگرایی هنگ کنند !!!! بمانند !!!!!! که دیر نیست روزی را می بینم که نوای رنسانس سیاسی ایران به هشترود برسد و انوقت هست که عده ای از همین اقایان مدعی مدرنیسم سنتی !! برای امدن به سوی اعتدال سروکله شکسته و تلاشهای ماورائی خواهند نمود!!

اینکه ساده لوحانه چنین بیاندیشیم که یک رای باعث ماندن نجفی شد ! چنان خنده دار است که .... می ماند تا به یک اندیشه سیاسی !!! تفکری غالب در جریان بود که بهر طریقی افراطیون و یا کسانی که حتی شائبه افراطی داشتند!!!  را از ورود به دولت برحذر دارند و می بینیم که دکتر روحانی برخلاف دکتر احمدی نژاد با روی باز از مجلس تشکر می کند و معاونش در برنامه تلویزیونی بصراحت اعلام می کند که تمامی برنامه هایشان را با مجلس هماهنگ خواهند کرد و مجلس را دارای جایگاه بالاتری میدانند و به نمایندگان و رای انها احترام میگذارند ! در مجلس فیلمهایی نشان داده شد از حضور منفرد و صحبتهای نجفی که شائبه افراطی از انها برداشت می شد و همین دلیل رد اعتماد به انها بود !! کودکانه است تصور این حرفها که در مجلس بحث رای اعتماد اصولگرایی و اصلاح طلبی صرف بود! نخیر !! من نمی گویم نبود چرا که افراطیون هر دو طرف بودند که دامن میزدند به مسائل !!! ولی وقتی دکتر مسعود پزشکیان اصلاح طلب و از حامیان دکتر روحانی در انتخابات ان چنان کوبنده و براّن بر علیه وزیر پیشنهادی بهداشت نطق می کند ( که من خود فکر کردم ایشان هم رد صلاحیت می شوند اما خوب تائید شدند !!!) دیگر این مسائل کوچکتر از ان است که به ان بعنوان یک معضل حاد بنگریم !! البته اینروزها عده ای از افراطیون در تلاشند تا مجلس و دولت را به بهانه های ریزی در مقابل هم قرار دهند تا بتوانند رانتهایی را دست و پا کنند و یا اختلاس های سه هزار میلیاردی بنمایند !! ولی خوشبختانه جریان اعتدال گرائی و نمایندگان معتدل و شخص دکتر روحانی و دکتر لاریجانی با تاسی از منویات رهبری و باهوش و تدبیر خود ، محکم تر از این حرفها هستند که در این برهه که کشور نیازمند اعتدال و ارامش است دست به این رفتارهای بچه گانه بزنند و مطمئن هستم که افراطیون در سالهای بعد در سایه و سایه فرو خواهند رفت انقدر که خود نیز تبدیل به سایه های بی ارزش شوند !!!

وزارت کشور و معادلات سیاسی استان / اعتراض نمایندگان استان به دکتر روحانی

در حالیکه تا چندی پیش و بخصوص در هفته های اول پیروزی روحانی در انتخابات ریاست جمهوری، برای سمت استانداری آذربایجان شرقی گزینه های خاصی که عموما دارای گرایش سیاسی مشهود اصلاح طلبی بودند مطرح می شدند، ولی با معرفی گزینه وزارت کشور از سوی دکتر روحانی که یک چهره اصولگرا می باشد، معادلات جدیدی در تعیین و انتصاب استانداران حاکم شد بطوریکه اینک این محافظه کاران و طیف راست سنتی است که برای بدست گرفتن سکان استانداری امیدوار و فعال شده اند.

از طرف دیگر با توجه به سابقه فعالیت رحمانی فضلی دردیوان محاسبات مجلس و نیز صدا وسیما، دایره نفوذ نمایندگان مجلس و نیز شانس انتخاب مدیران صداوسیمایی در استانداری بیشتر و محتمل شده است.

همه این موارد در حالی است که روابط نزدیک و دیرین امام جمعه تبریز با رئیس جمهورجدید، جایگاه بسیار ویژه ای را برای نماینده ولی فقیه در استان در انتخاب استاندار موجب شده است. همانطورکه در انتخاب اولین استاندار دولت نهم در آذربایجان شرقی نیز این امر به اثبات رسید.

با این تفاصیل باید گفت، با توجه به گرایش فکری وزیر کشور پیشنهادی و همچنین حساسیت سیاسی امام جمعه تبریز و طیف اکثریت نمایندگان استان به چهره های معروف اصلاح طلب، احتمال اینکه استاندار جدید آذربایجان شرقی یک چهره محافظه کار باشد، بیشتر است. البته تلاش و اصرار مسئولین ستاد روحانی در استان برای حضور یک نیروی اصلاح طلب در سکان مدیریت ارشد استان را کماکان نباید نادیده گرفت هرچند که گرایش های مختلف حاکم بر این مجموعه موجب تقسیم توان این جمع شده است.

به گزارش اعتدال پرس، با تغییر معادلات و در شرایط موجود، گزینه های جدیدی برای استانداری مطرح شده اند که  عبارتند از:

نواداد (مدیرکل صدا و سیمای استان که رابطه بسیار نزدیکی با رحمانی فضلی دارد) – شکرنیا (مدیرکل صداوسیما آذربایجان غربی) – اکبر غفاری ( مدیرکل بازرسی استان که هم در بین نیروهای ستاد روحانی و هم نزد محافظه کاران ارج و قرب دارد) – سردار رئوف نژاد (استاندار فعلی زنجان و فرمانده سابق سپاه استان) – سید مصطفی هاشمی(رئیس هیئت مدیره مخابرات و نماینده سابق مراغه در مجلس) – صادق نجفی ( مدیر عامل منطقه آزاد ارس و از نیروهای با نفوذ حلقه هاشمی در استان و مرکز)

باید منتظر روزها و شاید ماههای آینده بود و دید معادلات سیاسی جدید و تحولات پیش رو، روند تغییرات مدیریتی را به کدام سمت وسو می کشاند. 


اعتراض نمایندگان استان به کابینه روحانی شدت گرفت/ همصدایی نماینده اصلاح طلب تبریز با نمایندگان اصولگرا در انتقاد از وزرای پیشنهادی

درحالیکه ازهفته آینده کار بررسی صلاحیت وزرا در صحن مجلس آغاز خواهد شد، نماینگان آذربایجان شرقی نارضایتی خود را از حضور برخی گزینه ها در ترکیب کابینه پیشنهادی رئیس جمهور اعلام کردند.

به گزارش اعتدال پرس، در کنار انتقاد برخی نمایندگان اصولگرای استان از کابینه روحانی، اعتراض شدید نماینده معروف اصلاح طلب تبریز به یکی از وزرا نیز جالب توجه بود.

روحانی در کابینه اعتدال را رعایت نکرد

نماینده مردم مرند و جلفا  با بیان اینکه اعتدال در کابینه یازدهم رعایت نشده است، گفت: برای جمعیت ۲۵ میلیونی آذری زبان تنها دو وزیر آذری انتخاب شده که‌ البته بنای گله‌گذاری در ابتدای دولت را ندارم.

حسن‌نژاد، خطاب به رئیس‌جمهور منتخب یادآور شد: آقای روحانی وعده‌های خود را در جمع مردم پرشور تبریز یک بار دیگر مرور کنید چراکه اعتدال را در کابینه رعایت نکردید و برای جمعیت ۲۵ میلیونی آذری زبان تنها دو وزیر آذری لحاظ کردید. البته بنای گله‌گذاری در ابتدای دولت را ندارم اما امیدوارم در آینده به معضلاتی نظیر نجات دریاچه ارومیه جامه عمل بپوشاند.

 انتقاد پزشکیان از وزیر پیشنهادی بهداشت و درمان در کابینه یازدهم

وزیر سابق بهداشت و درمان معتقد است، گزینه پیشنهادی وزارت بهداشت و درمان نمی تواند از پس مسئولیت سنگینی چون هدایت وزارت بهداشت و درمان برآید.

به گزارش آناج، مسعود پزشکیان نماینده مردم تبریز، آذرشهر و اسکو در گفت و گویی در ارزیابی از وزیر بهداشت پیشنهادی کابینه دکتر روحانی تاکید کرد: گزینه پیشنهادی در مغایرت با ویژگی های فردیست که قرار است در تحقق اجرای قوانین کشور گام بردارد.

پزشکیان ابراز عقیده کرد: این فرد به واقع قانون گریز بوده و از اجرای قوانین سر باز می زند و در مقاطعی هم حتی پول های اضافه ای بر تعرفه ها از بیماران دریافت می کند.

وی یکی از مهمترین ویژگی های وزیر بهداشت بعدی را تمام وقت بودن حضور وزیر در این وزارتخانه دانست و افزود: گزینه احتمالی به هیچ وجه زمان شناسی نبوده و این خود جای سؤال دارد که وی چگونه می تواند از پس مسئولیت سنگینی چون هدایت وزارت بهداشت و درمان برآید.

وزیر سابق بهداشت و درمان با بیان اینکه گزینه پیشنهادی “سید حسن هاشمی ” به نظر می رسد از سوی جناحی که به فعالیت های خصوصی سازی گرایش دارد به دولت معرفی شده است در رابطه با اعمال اقدامات صرفاً خصوصی در راستای هدایت این وزارتخانه گفت: این امر خلاف قوانین ارزیابی می شود و اگر دکتر روحانی قصد دارد در تحقق اجرای قوانین در دولت خود گام بردارد نباید میدان را به کسانی دهد که پایبند به قوانین نبوده و در شرایط فعلی هم در چارچوب های نظام حرکت نمی کنند که این خود مغایر بااعتدال گرایی ست.

عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس در پایان خاطرنشان کرد: همواره قانون و قانون گرایی باید محور تشکیل کابینه یازدهم قرار گرفته که بی توجهی به آن می تواند کابینه دکتر روحانی را از مفهوم شعار اعتدال گرایی دور کند.

گفتنی است دکتر روحانی در مراسم تحلیف خود “سید حسن هاشمی” را برای تصدی وزارت بهداشت و درمان به مجلس شورای اسلامی معرفی کرد.

منبع اعتدال پرس

عبدالرضا رحمانی فضلی در گفت‌وگو با خبرنگار سیاسی خبرگزاری خانه ملت، درباره معرف خود به رئیس جمهور برای تصدی وزارت کشور، گفت: رئیس جمهور خود از من دعوت کرد که در کابینه دولت یازدهم حضور داشته باشم.

شخص دکترروحانی از من برای حضور در کابینه دعوت کرد

وزیر کشور تصریح کرد: سال 71 در مجلس چهارم همانند دکترروحانی نماینده بودم، بعد از آن در شورای عالی امنیت ملی گروهی به نام  گروه عقلا وجود داشت  که من به همراه دکتر روحانی عضو آن گروه بودم.

وی ادامه داد: بعد از دوره نمایندگی در صدا و سیما در کمیته تبلیغات رسانه‌ای به عنوان معاون سیاسی صدا و سیما عضو بودم، آنجا نیز با دکتر روحانی همکاری داشتم و این همکاری تا به امروز ادامه داشته است.

کلید رای اعتماد به سایر وزرای پیشنهادی نبودم

رحمانی فضلی درباره اینکه او کلید رای اعتماد بقیه وزرای پیشنهادی خوانده می‌شد، افزود:  خیر چنین بحثی  صحت ندارد، من چه کسی هستم که کلید رای اعتماد به سایر وزرا باشم.

وی درباره محور برنامه‌های خود در وزارت کشور، گفت: با توجه به گستردگی و تنوع مسئولیت‌های این وزارتخانه  در اعمال حاکمیت‌ در مناطق مختلف کشور، سیاست‌های عمومی دولت و نقش هماهنگ کنندگی این وزارتخانه، نگاه من ارتقا سطح وزارت کشور، تقویت وفاق ملی، انسجام اجتماعی، تقویت اعتماد عمومی و حل مشکلات مردم است و محور اقدامات در وزارت کشور بحث توسعه محوری است که بر پایه توسعه اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و امنیتی است.

رحمانی فضلی با اشاره به عزل و نصب فرمانداران و استانداران در پایان کار دولت دهم، تصریح کرد:  در مسئولیت‌های همانند فرمانداری‌ها و بخشداری‌ها و مدیریت‌های ارشد وزارت کشور اولین کار ارزیابی دقیق و درست از افرادی است  که در این پست‌ها قرار دارند.

عجله‌ای برای انتصاب استانداران و فرمانداران معتدل وجود ندارد/شایستگی معیار انتخاب خواهد بود

وی با تاکید بر اینکه در پست‌های مدیریت ارشد وزارتخانه از کسانی استفاده می‌شود که  تفکری متعادل دارند، گفت: اگر شخصی که در پست‌های ارشد مدیریتی وزارت کشور قرار دارد با مردم  تعامل مناسبی نداشته باشد و یا تفکرات او معتدل نباشد تلاش می‌کنیم افراد کار آمد و معتدل‌تری را جایگزین کنیم اگرچه دراین بحث عجله‌ای نداریم.

وزیر کشور درباره استفاده از مدیران بومی در پست استانداری‌ها و بخشداری‌ها، تصریح کرد:  قطعا از نظرات همه افراد صاحب نظر بومی استفاده می‌شود و اما اینکه حتما مدیران بومی باشند چنین مسائلی نیست مدیران بر اساس شایستگی که دارند انتخاب می‌شوند./

منبع خانه ملت

طبل های توخالی !! بزرگترین عامل بدبختی هشترود

من نمیدونم چرا بعضی ها این ضرب المثل را برای خود زمزمه نمی کنند  " دانیشماخ باشارمیسان ! دانیشماماخ دا باشار میسان ؟!!!! " روی صحبتم با عده ای خرده تحصیلکرده بورژوواست که با رانت و پول و تقلب چند کلاس درس خوانده یا نخوانده شده اند مفسران بلاقید فیزیک و سیاست و علم و نجوم و ..... !!!!! این شبه تحصیلکرده ها شاهکارشان "کپی پیست "کردن مطالبی که حتی به خود زحمت نمی دهند که انها را برای خودشان ترجمه کنند و بفهمند که قرار نیست هر مطلبی در مورد همه افراد و همه شهرها صدق کند و نفهمیده و نسنجیده می خواهند با کپی پیست خود را بزرگ و بزرگ تر نشان دهند و ابراز فضل نمایند!! در حقیقت اینها مانند طبلی هستند که بخاطر تو خالی بودنشان هرچقدر محکم بهشان بزنی صدای گرومبشان بیشتر می شود و متاسفانه این صدا را حتی خودشان نیز نمی شنوند!! این ها عامل بدبختی هشترود هستند که در هر کاری خود را بخاطر رانت پول و قدرت دخیل می کنند و به اصطلاح "یولمامیش قاشیق تکین "سرشون رو تو هر سوراخی می کنند !! اقایان خرده تحصیلکرده بورژووا یا به اصطلاح عامیانه طبلهای تو خالی بزرگترین عامل بدبختی هشترود وجود شماهاست !!! اما چرا اینرا نوشتم ؟

شهروندی بنام"تنهای تنها" که ظاهراً در پی یافتن دلالیل عقب ماندگی هشترود می باشند و خود را علت یاب و خواننده کتب دکتر شریعتی و باسواد می نامند،نظراتی را در وبلاگ  تلخکهای می نویسند که با کمال احترام به نظرات ایشان نکاتی را خاطرنشان می کنم و قصد مباحثه ندارم:

این دوست عزیز نظرات خود را از مطلب "بیایید نخریم! مقاله اي از عموفلفل پيرامون علل پسرفت قوچان" از سایت http://quchani.ir/News  برداشته اند و با تغییرات اندکی به هشترود چسبانده اند و در جاهایی به صورت ناخودآگاه به همشهریان مان توهین نموده اند.ولی همین مطلب هم قابل نقد می باشد:

دوست عزیز شما می فرمائید: "اراده پنهانی است برای عقب نگه داشته شدن این شهر هست" که از عبارت"ماسونی" استفاده نمودید،دوست عزیز فرماسونرهادر اصل کسانی هستند که عقاید لیبرالیستی و آزادی خواهی داشتند وبه تک تک آنها ماسون می گفتند،فراماسون‌ها با شعار «برابری، مساوات، برادری» نقش بزرگی در انقلاب‌های بزرگ معاصر مانند انقلاب امریکا بر علیه استعمار انگلیس، انقلاب کبیر فرانسه، انقلاب مشروطیت ایران و جنبش انقلابی بر ضد استعمار اسپانیا در امریکای جنوبی داشته‌است.در هرچند در تاریخ معاصر ایران به دلایل افکار ضد مذهبی اشان مورد اقبال ایرانیان واقع نشدندو حتی در خود غرب هم طرد شدند ولی به کاربردن عبارت "ماسونی" در کنار اراده پنهان برای عقب نگه داشتن هشترود تفکری به غایت اشتباه و توهم آمیز است.

در نظرتان از "خاصیت دیاپازونی"استفاده نموده اند که ظاهراً منظور نویسنده سایت شهر قوچان این است که وقتی نخبگان در مجاورت مردم عامی و بی سواد ، قرار می گیرند،ارتعاشات جهل و بی سوادی آنها موجب رکود و نخوت و افسردگی نخبگان شده و آنها را فراری می دهد، - از علم فیزیک به عاریه گرفته اند- یاداور می شوم:

« دیاپازون وسیله ای هست که صداهای استاندارد نت‌های موسیقی به صورت ترتیبی(به فاصله نیم پرده از هم) از تولید می‌کند. ساختارش هم به صورت یک ساز دهنی مدور یا مستطیل شکل است به شکل "یو " انگلیسی. دوست عزیز این یک نظر پوپولیستی وعوام فریبانه است و اتفاقا در بررسی تاریخ روشنفکری در ایران ،متفکران به این نتیجه رسیده اند که مهمترین انتقاد وارده به این قشر،فاصله گرفتن و دور افتادن از مردم است.تا زمانی که نخبه و روشنفکر در بین مردم نباشد و از نیازهای واقعی آنها بی خبر باشد نخواهد توانست،نیازها و مشکلات و راه حل های واقعی آنها را تشخصی و حل نماید.

دوست عزیز که ظاهراً خیلی هم مطالعه می کنید . کپی برداری از سایتهای دیگر مرسوم شده و بنده بر شما ایرادی نمی گیرم ولی نوشتن عبارتی که اصلا به هشترود ربط ندارد کمی دور عقل است، مثلا نوشته اید : (خجالت نمی کشید وقتی جز یک یخدان مسخره شهرمان چیزی ندارد؟!) یعنی چه؟ کدام یخدان؟ آن یخدان در شهر قوچان می باشد نه در هشترود!!!!

نوشته اید که ،بهترین عامل برای ارتقاء شهر اباد کردن 2،3کیلومتر از رود خانه آبلغ چایی( صحیحش آغ بلاغ چایی است) وتفریحی توریسنی کردن شهر است.آن مطلب برای قوچان نوشته شده است می دانی چرا؟ برای اینکه: شهر قوچان بدليل موقعيت تاريخي از جمله دارا بودن 140 اثر تاريخي و داشتن 32 اثر ثبت شده در فهرست آثار ملي و 20 منطقه جذاب گردشگري و موقعيت خاص آن از گذشته مورد توجه بوده و عالمان ،عارفان و انديشمندان و شعراء و پهلوانان صاحب نامي همچون آقا نجفي قوچاني، جعفر قلي زنگلي، استاد قشيري، نوعي خبوشاني، صحرايي، بهادري و شکفته بوده است. به همین خاطر عامل توریستی در هشترود نمی تواند بهترین عامل باشد،بهترین عامل رشد و توسعه هشترود عامل کشاورزی و معدنی و استفاده از موقعیت ترابری آن می تواند باشد البته که نباید از جاذبه های توریستی مثل قلعه ضحاک و غیره غافل بود.

این جمله که نوشته اید: راستی دقت کرده اید بالاترین مزیت شهرمان نداشتن شمادت و یک کلاغ چهل کلاغ است!!!!!!درحیرتم چطور سگ وگربه در این شهر چیزی از دست این مردم برای خوردن می یابد. اولاً شمادت نه شماتت که معنای آن :سرزنش کردن و شاد شدن به غم دشمن است که با جمله یک کلاغ چهل کلاغ تناسبی ندارد.دوماً جمله آخرتان توهین به شهرو مردم شهرمان نیست؟ نویسنده اصلی آن جمله را برای افغانها در قوچان آورده و شما بدون سبک سنگین کردن آن، به مردم خیر و مهربان و دلسوز خودمان چسبانده اید.

دوست عزیز این ویژگی های اخلاقی که از مردم قوچان عاریه گرفته اید و به مردم هشترود چسبانده اید فوق العاده بی ارتباط است ، مردم هشترود برای خودشان رفتارهایی دارند که مختص خودشان می باشد ولی فریب خور نیستند یعنی به این راحتی فریب نمی خورند آنهم از شورای شهر......

آقای محترم از انتخاب نامتان" تنهای تنها" کاملا مشهود است که شما آنقدر در انزوای اجتماعی هستی و دریچه های نگاه خود را به دنیای پیرامونی خود بسته ای که از هر وسیله ای می خوای به هدفت برسی.از دکتر شریعتی گرفته تا مردم قوچان و هشترود خرج می کنی تا یک نظر محقرانه در وبلاگ های هشترود بیاوری. 

در نهایت عین نظر ان خواننده که عینا از سابت فوق برداشت شده است جهت دیدن عمق اطلاعات وسواد این عزیز که همه میشناسیمش کافی استدر اینجا منعکس می شود

 1)اراده ای ماسونی وپنهان برای عقب نگهداشتن این مردم.(که ورود به این موضوع راابدامصلحت نمیدانم!)2)مهمترین علت ، خودمردم ،هستند.اتفاقا این مردم که مورد نقد نویسنده ی علت یاب است دقیقا ممدوح مسولین هستند .
ورای خصوصیات اخلاقی واقلیمی،بیسوادی علت تامه ودرد لاعلاجی است که عامل فرارنخبگان میشود،زیرا هرگز قادربه رفع این نادانی ها نشدند.اتفاقا طبق خاصیت دیاپازونی مجاورت با این توده ی جهل وسطحی نگری نخبه ی پردغدغه را به افسردگی وبعد بی تفاوتی ودر نهایت خروج از این مردم میسازد.ابن الوقت بودن وجستجوی نفع شخصی نوعی رخوت عمومی در ما ایجاد کرده که باریشخند آنانی که دغدغه پیشرفت شهر رادارند کامل میشود.
خجالت نمی کشید وقتی جز یک یخدان مسخره شهرمان چیزی ندارد؟!
شخصا بعد از مطالعه بسیار به این نتیجه رسیدم ،بهترین عامل برای ارتقاء شهر اباد کردن 2،3کیلومتر از رود خانه آبلغ چایی وتفریحی توریسنی کردن شهر است.پیشنهادی که با اوراق قرضه یا سرمایه گذار بخش خصوصی عملی است نه نمایش برنامه های توسعه شهر و خود نمایی مسئولین.وعمده ترین مانع ادراک مسولین!
ادامه دارد
منع مرتفع سازی توسط شهرداری ونظام مهندسی و تعویض هزینه و متمم بی موردوحس ناسیونالیستی شورای جدید برای انتخاب شهردار آینده سراسکند منطقی نیست.ملاحظه بفرمایید در ایران داخل کوچه2یا 4متری 8طبقه بنا کرده اند در حالیکه در کوچه 8متری دوطبقه با پیلوت احداث می کنندبدون زیبا سازی نما.
اتفاقا تنگ نظری و...که بعنوان خصوصیات اخلاقی ما مطرح میشود هم ازبیسوادی است.مهمترین درد فریب خوردن این مردم بارها وبارها از نامزدهای شورا ومجلس است!وچه تعاونی داریم در این خویش فریبی !
راستی دقت کرده اید بالاترین مزیت شهرمان نداشتن شمادت و یک کلاغ چهل کلاغ است!!!!!!درحیرتم چطور سگ وگربه در این شهر چیزی از دست این مردم برای خوردن می یابد.
باپوزش بابت صراحت کلام، برقرار باشید.

تنهاتر از سکوت
 توضیح پیرامون عنوان:
مرحوم دکتر شریعنی در یکی از کتابهایش به کتابی به نویسندگی (الف) اشاره میکند ودر نقد این کتاب به طنز میگوید:کتابهای ایشانرا بخوانید اما نخرید!( خرنشوید!).

حال این نظر را با مطلب سایت فوق مقایسه کنید بغیر از کلمه هشترود فرقی ندارند

زمین های اهدایی یا خریداری شده برای ادارات و یا نهادهای دولتی ! خوب یا بد ؟

در وبلاگ دوست عزیزم منصور (تلخکهای هشترود ) به یک نکته بسیار تلخی اشاره شده است که حتی فکرش نیز دل را می ازرد می خواهم کمی عمیق تربه این مسئله و مسائل شبیه به ان بنگرم اول این شعر :

میخانه اگر ساقی صاحب نظری داشت            می خواری و مستی ره و رسم دگری داشت
پیمانه نمی داد به پیمان شکنان باز          ساقی اگر از حالت مجلس خبری داشت
بیدادگری شیوه مرضیه نمی شد                این شهر اگر دادرس و دادگری داشت
یک لحظه بر این بام بلاخیز نمی ماند          مرغ دل غم دیده اگر بال و پری داشت
در معرکه عشق که پیکار حیات است       مغلوب ٬ حریفی که بجز سر سپری داشت
سرمد
، سر پیمانه نبود این همه غوغا        میخانه اگر ساقی صاحب نظری داشت

اول اینکه ببنیم که برادران مختاری حق دارند یا نه ؟

اول :این عزیزان زمینی را با هر نیتی به دانشگاه ازاد دادند که در انجا محلی برای تحصیل علم و دانش درست شود ! تا اینجا برادران مختاری نزد خدا و مردم روسفید هستند !! چرا که هرکسی با هر نیتی برای کمک به تحصیل علم و گسترش دانش گام بردارد در نزد خدا و عالمان که محضر خدایند زکات علم خود را با این طریق ادا نموده اند (شاید برادران عزیز مختاری کارشناس یااستاد دانشگاه نباشند اما بی تردید در کار خود خبره هستند و توانسته اند از طریق حلال بر ثروت و مکنت خود بیافزایند و در این راه زکات مال خود را در راه علم داده اند و می توان گفت زکات علم خود را اینگونه ادا کرده اند ! پس بر رفتگان این خانواده معزا فاتحه ای می فرستیم از باب تشکر و قدردانی !)

دوم : همه میدانستیم که انروز که این عزیزان زمین خود را اهدا نمودند ! شرط نمودند که اگر تا مدت معینی اقدامی در راستای ساخت ان محل صورت نگیرد ، انرا باز پس خواهند گرفت ! و بی تردید از ان زمان خیلی گذشته است ! پس حق دارند که زمین خود را تصاحب کنند که در قانون و حقوق نیز هبه قابل بازگشت است !

سوم : اتفاقا من فکر می کنم برادران مختاری با پس گرفتن زمینشان یک خدمت ارزنده دیگری به هشترود نموده اند!! چون در اینصورت دیگر عده ای صرفا برای خود نمائی و نشان دادن امار زمینهایی را نمیگیرند تا بعد از مدتی رهایش کنند !! که نه به هشترود ثمری داشته باشند و نه برای هبه کننده زمین ثمری ! من تاکید دارم که این اقدام درست و بجای برادران مختاری باعث خواهد شد که یا زمینی به اینطور کارها داده نشود ( که البته انشالله این جنبه هرگز مد نظر مردم قرار نمیگیرد ) و یا همه شرطی محکم بگذارند و مجری مجبور باشد که در انزمینها ان قولی که داده اند را عملی سازند

اما چرا این زمین برگشت خورد و برادران مختاری تصاحبش کردند ؟

در زمان مدیریت اقای ولیزاده بر دانشگاه ازاد و همزمان با نمایندگی جناب اقای غفار اسماعیلی در مجلس شورای اسلامی ، این زمین بصورت رایگان به شرط اینکه در مدت یکسال در ان ساخت وساز شروع شود بگذریم که برادران مختاری وقتی برای سند زدن رفته بودن چه اتفاقاتی افتاده بود - چون هرگز رسما تائید نشد ولی شایعاتی مبنی بر ارقامی در حدود 400میلیون تومان و.... بود که از انها میگذریم - چون مستندی نداریم و فقط در حد شایعه انها را شنیدیم انشالله برادران مختاریاگر مطلبی هست بازگو کنند واقعیت راو خدمت دیگری به مردم و هشترود بنمایند !! بعد اقای ولیزاده بر اساس گفته ها مبلغی در حدود 220میلیون تومان در 6-7 سال پیش صرف احداث ان دیوار کذائی نمود تا مثلا انرا تصاحب کند - اقای ولیزاده همان فردی هستند که در ایندوره کاندیدای نمایندگی مجلس بودند و رد صلاحیت شدند - حال سوال اینهاست ؟

چرا در انزمان این رقم هنگفت به جای دیوار کشی صرف احداث یک دانشکده در ان زمین نشد ؟ در سال 84یا86 که با ان رقم می شد حداقل 60-70درصد پیشرفت فیزیکی کار را صورت داد !

چرا نماینده وقت مجلس شورای اسلامی که اشناهای خوبی در مسئولین مرکز داشت بطوریکه کلی افراد را به صورت قراردادی وارد دانشگاه نمود ! در این خصوص با مسئولین رد ه بالا چانه زنی نکرد ؟

چرا زمانی که دانشگاه ازاد هشترود دانشجوی زیادی داشت و درامدی بسیار بالا از محل شهریه ها داشت اقدام به ساختن ساختمانی در ان محل نکرد ؟

چرا ریاست وقت دانشگاه و فرماندار و نماینده وقت شهرستان ؛ از ساختن یک ساختمان در پشت دانشگاه فعلی جلوگیری نکردند تا ان هزینه و ساختمان در این زمین ساخته شود ؟

در این سالها دانشحویان دانشگاه فوق العاده کم شده است بطوریکه این واحد در بهمن سال قبل حتی تا استانه تعطیلی پیش رفت ! هرچند فعلا وضع کمی بهتر شده است !و انشالله بهتر هم خواهد شد ! ولی فعلا دیگر نیازی به این زمین نبود و حق برادران مختاری بود انرا پس بگیرند !

لذا من پیشنهاد می کنم دیگر فکر انزمین را از سر بیرون کنیم ! دانشگاه ازاد هشترود در همین محل خودش هم با توجه به ضعفهای اشکار مدیریتی در گذشته و اعمال نظرهای سلیقه ای برای هئیت علمی کردن افرادی خاص توسط اشخاص قدرتمند وقت در هشترود و ایجا درشته های بی خاصیت و بدرد بخور و از طرفی دعوای سیاسی هاشمی و احمدی نژاد در شرایط نقاهتی بسر میبرد که اگر دکتر نظری و اقای شیری بتوانند دست به دست هم با کمک سایر مسئولین و مقامهای کشوری و استانی این دانشگاه انرا باز نگه دارند و تعطیل نشود !!! شاهکاری کرده اند که انگار دانشگاهی در حد شهید بهشتی در هشترود احداث کرده اند !

اما بیائیم از این مسئله درس عبرتی بگیریم و از این به بعد برای اینکه اذهان مردم مشوش نشود و خدای ناکرده شایعاتی که در مورد زمین دانشگاه ازاد بر سر زبانها بود دیگر تکرار نشود !!! مسئولین وقت شهرستان از این به بعد قبل از اینکه زمینی بخواهند ابتدا

الف : اولویت نیاز را خوب محاسبه کنند ! مثلا در انزمان کسی نگفت که برادر من دانشگاهی که واحد درسی کارشناسی ارشد ندارد این مقدار زمین را برای درست کردن دانشکده و .. می خواهد چیکار ؟

ب: شفاف سازی شود ! گفتم که در بحث سند و قولنامه این زمین چه حکایتها صورت گرفت ! دلیل انهم این بود که همه چیز را مخفیانه انجام میدهند ! چه ایرادی دارد در یک جلسه با حضور مردم اهدا کننده زمین و دریافت کننده زمین باهم بنشینند و برای مردم شرایط و مبلغ و مدت و .... قرارداد را مفصلا شرح دهند ! مردم هم خیرین منطقه را بشناسند و ترویج شود این اعمال خداپسندانه در منطقه !!

ج: از دریافت و خرید زمینهایی که تغییر کاربری انها میسر نیست  یا امکان راهسازی انها میسر نیست یا هزینه هنگفتی دارد خودداری بعمل اید ! مثلا کسی در موقع هبه این زمین تحقیق کرده بود که ایا اصلا قانون اجازه خواهد داد تا زمین کشاورزی تبدیل به زمین تجاری یا اداری یا مسکونی بشود ؟ یا فقط از هول حلیم همه افتادند توی دیگ که فقط امار بدهیم که اره زمین گرفتیم تا دانشگاه بسازیم !! شاید رایی به رای های ثابتمان اضافه شود ! یا زمین دیگری در گنجینه کتاب که سالهاست به رقمی بالا در ان زمان خریداری شده و الان سالهاست که بدلیل فقدان راه مناسب عملا فاقد کارائی است و تنها بیت المال است که بی زبان در زمین مانده است !!!

لذا بایست نماینده محترم شهرستان با همراهی فرماندار معزز و امام جمعه محترم شهرستانی کمیته ای از افراد مورد اعتماد و خبره تشکیل بدهند و سپس به همه ادارات و نهادهای دولتی ابلاغ فرمایند که از این پس اگر قرار است زمینی خریداری شود یا بصورت اهدائی گرفته شود ! موارد زیر به این کمیته اطلاع و سپس با نظر این کمیته اقدام شود که در این کمیته اول بررسی شود که :

1- ایا موقعیت زمین مذکور با طرح توسعه شهر تطابق دارد ؟ یکزمانی یادمان باشد گفتند دانشگاه ملی قرار است در ذوالبین زده شود ؟!! اخر ذوالبین خیلی رای دارد ؟؟!!!

2-ایا اصلا برای ان نهاد یا اداره دولتی زمینی مورد نیاز هست و ضرورتی دارد ؟ اگر ضرورتی نبود و زمین اهدائی بود با هماهنگی هبه کننده انرا به نهاد یا اداره دیگری که نیاز ضروری دارد بدهند

3-بررسی کنند که ایا اداره کل ان اداره یا نهاد ؛ اعتباری برای هزینه های اولیه ان زمین از خاکبرداری ، تسطیح و پی کنی و ... در اختیار ان اداره قرار داده یا در مدت معینی قرار خواهد داد ؟

4-بررسی شود که زمین مذکور راه مناسبی دارد و ایا برای ان امر مجوز تغییر کاربری یا امکان دریافت این مجوز وجود دارد ؟

یادمان باشد همیشه خدا ، گاه کار نکردن بهتر از کار بیهوده کردن است !! مثل ماجرای این زمین که

چندین سال مردم را علاف نمود و امید بیهوده در مردم تزریق نمودند و دست اخر با پس گرفته شدن زمین ، موجی از یاس و ناامیدی در مردم بوجود امد که در هشترود هیچ کاری صورت نمیگیرد ! بخدا بار روانی و مالی این فکر در احاد جامعه از ان سه هزار میلیارد اختلاسی هم بیشتر است ! ما نباید اجازه دهیم که به هر طریق ، خدای ناکرده مردم از نظام و دولت ها نا امید و مایوس شوند ! این عین خیانت در حق نظام و مردم است ! چندین میلیون تومان پول بیت المال که می توانست صرف گسترش کتابخانه ازمایشگاه و پژوهشگاه و ... همین دانشگاه ازاد شود ! بی خود و بیجهت هدر رفت ! و صد البته از ممر این داد و ستد و بازگشتها شاید عده ای هم به نوائی میرسند و یکسری امتیازاتی را صاحب میشوند که باعث می شود مردم فکر کنند که کسی یا کسانیکه دارند سر انها شیره می مالند !!!

تاکید می کنم اینها نظرات شخصی بنده است ! و بهیچ گروه و فرد و یا دسته ای ارتباط ندارد . در اخر از اقای شیری نماینده عزیز شهرستان درخواست دارم که بطور جد پیگیر تشکیل کمیته ای برای این امر باشند که به نظر من دانشگاه ازاد هشترود امروز نه تنها نیاز به زمین یا محلی دیگری ندارد که اگر خود را نگه دارد شق القمر نموده است !!!

اب و فاضلاب هشترود و بانک ملت

اول بگم که اگر این مطالب را می نویسم فقط بخاطر تشکر و تقدیر از تلاش عزیزان در اداراتی است که پرسنل زحمتکش انها برای رضای خدا و با نیت کمک به بچه های معلول مرکز نگهداری معلولین کمک کرده و وظیفه خود را بنحو شایسته انجام داده اند و هیچ یک از موارد و کارهای صورت گرفته برای بنده ویا شخصی نیست و تماما مربوط به مرکز نگهداری معلولین شبانه روزی معلولین بوده است و بنده وقتی کارم در ان ادارات تمام می شود اقدام به تشکر می کنم که خدای ناکرده شائبه ای بوجود نیاید .

دیروز و امروز در اب و فاضلاب هشترود در خدمت تنی چند از دوستان بودم که واقعا با رعایت حرمتها و ادب و متانت و بزرگواری بحالت بسیار قانونی و درعین حال سریع کارهای بنده را انجام دادند. هر چند در این دو روز سر و کار من با چند نفر از این عزیزان بود ، اما روی باز و رفتار کریمانه و بزرگوارانه و رفتار اسلامی ایرانی در تمامی پرسنل مشهود بود که من در اینجا برخود وظیفه میدانم که از ریاست محترم اب و فاضلاب جناب اقای مهندس سلیمانی که با بذل توجه و عنایت ویژه تخفیفات قانونی و مناسبی را برای مرکز در نظر گرفتند، تشکر و قدردانی نمایم و بویژه از اقای رحیم کاسبی معاونت و مسئول قسمت مشترکین و همکار محترمه شان سرکار خانم اکبر پور که با ادب و محبت و متانت ، رفتاری شایسته اخلاق اسلامی ایرانی را به نمایش گذاشتند و در عرض دو روز به بچه های این مرکز در دریافت انشعاب اب کمک و مساعدت نمودند تقدیر و تشکر ویژه ای بنمایم .

در سال جاری یکی از اداراتی که بنده بیشتر با انها ارتباط کاری داشته و دارم بانک ملت شهرستان هشترود است که جا دارد در همین جا از کلیه پرسنل زحمت کش این بانک ، بخصوص اقایان قربانی و حبیب زاده و ناطقی و صد البته بزرگواری ریاست محترم این شعبه در لطف و عنایت ویژه و خاص به مرکز نگهداری و تسریع اقدام در حوزه امورات مربوط به مرکز نگهداری تقدیر و تشکر ویژه نمایم

و تبریک بگم به مسئولین شهرستان که واقعا رفتار و تکریم ارباب رجوع در این سال اخیر بسیار بالا رفته و برخورد شایسته و متین اغلب و اکثریت کارکنان ادارات مختلف با مردم هشترود نشانه از اعتدال و مهر و محبت بوده است و این رفتار می تواند علاوه بر شخصیت فردی و بزرگوارانه این عزیزان ،از تعامل و رفتار خوب و مودبانه مسئولین سطح بالای استان اعم از نماینده محترم و فرماندار معزز و امام جمعه فرهیخته نشات گرفته باشد؛ خوشبختانه بعد از سالها که چنین همکاری و همدلی در میان این مسئولان برای خدمت به هشترود دیده نمیشد ! در این سالهای اخیر حسن تدبیر و رفتار مسئولانه و همراهانه این بزرگواران به نوعی به تمامی ادارات تسری یافته و همراه با شخصیت و منش بالای خانوادگی کارمدان محترم صحنه های زیبا و اسلامی و اصیل را به نمایش گذاشته می شود که برخود وظیفه میدانم از همه مسئولین رده بالای شهرستانی برای این تعامل و همکاری که حتما به نفع هشترود و منطقه خواهد بود ، تقدیر و تشکر ویژه نمایم .

و ایکاش این حس همراهی با مردم و تکریم ارباب رجوع هر چه بیشتر در میان ادارات جا بیافتد و ما نیز بعنوان ارباب رجوع ادارات یاد بگیریم که در قبال انجام وظیفه صحیح و مناسب نیز از کارمندان محترم که بخشی از خود جامعه ما هستند قدردان بوده و تقدیر و تشکر نمائیم تا ضمن احترام و رفتار مناسب اخلاقی اسلامی ایرانی برای خود حقی ویژه ایجاد نمائیم که بعدا اگر هم نقصی دیدیم بتوانیم نقد کنیم ، چرا که همانطور که وظیفه داریم قدردان انجام وظیفه قانونی انها باشیم ! همانطور هم حق داریم که منتقد رفتاری ناپسند و بد احتمالی عده ای از عزیزان باشیم .

شهرداری هشترود

قدیما هر وقت می خواستند کسی را نفرین کنند می گفتند الهی کارت به شهرداری بیافته ، برای همین این نفرین یواش یواش گسترده تر شد و حتی کار بجائی رسید که پدر ها و مادرها به جای عاق بچه هاشون می گفتند الهی بزرگ شدی کارت به شهرداری بیافته !! هرچند بعد ها برخی ادارات برای اینکه ورد کلام عاق پدر و مادرها باشند روی شهرداری رو سفید کردند که بحث من ان اداره ها نیست و بگذریم !

من دیروز کارم به شهرداری افتاد با اینکه به شهردار و شهرداری انتقاداتی در مورد کارهای درون شهری دارم و همه شون هم می شناسند و اغلب هم میدانند که بنده منتقد شهرداری و شهردار هستم ! اما باید اذعان کنم که رفتار بسیار حسنه و با روی باز و خندان اکثریت کارکنان شهرداری بغیر از یک نفرشان -که ایشان هم گویا عادت کرده اند ابتدای هر درخواستی یک نت و فاز منفی ارسال کنند - واقعا برخلاف این شعار کهنه و قدیمی بود ! من امروز کارم با محبت و بذل توجه دوستان در ان مجموعه تمام شد و لذا بر خود وظیفه دانستم از تمامی پرسنل زحمت کش و مودب و متین شهرداری ، که با حسن خلق و اخلاقی نیکو با همشهریانشان برخورد می نمایند تقدیر و تشکر نمایم ، و داشتن این مجموعه را به جناب آقای سید علی موسوی شهردار خوش برخورد و خوش تیپ شهرمون هم تبریک بگویم

در یکی از تابلو های شهرداری که فکر کنم منشور اخلاقیشون بود یک جمله بود که نوشته بود : " لزوم عنایت به اصل قرانی محسن بودن " که  باید بار دیگر اذعان کنم انچه که من دیدیم تبلور عینی و واقعی این اصل قرانی پاکی و خوش خلقی بود در تک تک پرسنل زحمت کش شهرداری هشترود ؛ که باز هم جا دارد به اقای شهردار و معاونین و حراست محترم بابت برخوردار بودن از چنین نیروهای مومن و متعهد و مودب تبریک بگویم و از همه انها تشکر بکنم

نظر یک هشمهری با نام یک انسان برای وبلاگ تلخکها

بنده با نام "یک انسان" ، نظرم را در مورد انتقادات وبلاگ تلخکهای هشترود ، به ایشان فرستادم و ایشان نیز لطف نمودند و نظرات بنده را در یک پست جدید آوردند و جوابهایی را برای نوشته بنده ، قید نمودند که بنده را قانع نکرد و حال جوابیه خود را به آخرین انتقادات ایشان برای شما می فرستم تا عدالت را رعایت کرده باشم و فضای گفتگوی بین وبلاگهای شما را گرم نمایم ، خوشحال می شوم حضرتعالی بدون تغییرات نظرات بنده را در یک پست جدید نمایش دهید.    با تشکر از تمامی اصحاب قلم " یک انسان"

گفته : حزب باد بود و .................

می گم : یعنی شما موافق بادیسم بودن هستی ؟ شما معتقدی که انسان نباید ثبات داشته باشد  .

منطق می گوید : فردی که نام برده شده است حتی در پریدن به این شاخه و آن شاخه نیز اشتباه عمل میکرد مثال حمایت از ناطق - منتخب خاتمی ؛ حمایت از هاشمی - منتخب احمدی نژاد ، حمایت از موسوی - منتخب احمدی نژاد ، پس حتی در این مسیر هم چون موفق نبوده و خشت اول را کج نهاده است هرگز دیوارش تا ثریا نرفته است ، آقای شیری بصورت فردی مثل پوشیدن کت یا بستن نوار یا انداختن شال منتسب به آقای ولایتی از او حمایت نکرده است و اتفاقا این برگ برنده ایشان است که اولا با حزب خود که 160نفر هستند همسو می باشند و این یعنی ثبات شخصیت سیاسی و دوم مطمئن باشید دکتر روحانی هرگز با 160نماینده درنخواهد افتاد کما اینکه با همه این نمایندگان در حال رایزنی هستند و برایشان یک رای اعتماد هم مهم است و سوم اینکه نمایندگانی مثل قاضی پور که قدرت چانه زنی و انتقاد فراوان دارند امتیازات بیشتری میگیرند و دیدیم که مردم اورمیه بخاطر عملکردایشان و در غیابش بوی رای دادند .

گفته : نمونه این تحول ...............

می گم : واقعا از شما بعید است که خود را سیاستمدار بنامی و ندانی که کار رسیدگی به کوچه ها و خیابانهای شهر وظیفه شهردار است نکند شما فکر کرده اید من سخنم با شهردار است ؟

منطق می گوید : رسیدگی به امور شهری طبق قوانین بر عهده شهرداری است و اگر کوچه ها ایرادی دارند برمیگردد به ضعف عملکرد شهرداری در این خصوص اما راه روستائی در حیطه وزارت راه است و کمک به انتخاب یک مدیر فعال و متخصص از سوی نماینده که به درستی و با شناخت از تخصص و تجربه صورت گرفته است باعث شده که فرایند فعالیتی این مدیر در بهبود راههای روستائی محقق شود و شما با این منطق که چون کوچه ها آسفالت نیست پس راههای روستائی هم درست نمی شود در این هوای سرد تحلیلی "آبدوغ خیاری" ارائه کرده اید.

گفته :هیچ نماینده نمی تواند ..............

می گم : حرف شما مثل این است که بگوئیم چون احمدی نژاد نتوانسته کشور را خوب مدیریت کند پس دکتر روحانی هم نخواهد توانست این یک قیاس مع الفارغ است که کاملا به همان بحث "آبدوغ خیارتان" پیوند می خورد

منطق میگه :  با مثالی از فوتبال بهتون جواب میدهم چون گویا فوتبال را بهتر متوجه می شوید ، استاد گرامی ما نمی توانیم بگوئیم چون حجاری و فیروز کریمی و ... در استقلال نتیجه نگرفتند  پس قلعه نوئی هم نخواهد توانست نتیجه بگیرد این یک جهل در پیشداوری است هیچ منطقی قبول نمی کند که چون مدیران قبلی ناتوان بوده اند مدیران جدید هم نتوانند.

گفته :اثرات همایش .....

می گم : ساختن ویرانه ها به اینصورت و سرعت میسر نخواهد بود خودتان اذعان کرده اید که نمایندگان قبلی ویرانه ای تحویل داده اند پس باید ابتدا زیر ساختها را درست نمود و در این مسیر هم با همایشهای متعدد استعداد و توانائی های هشترود را به نمایش گذاشت .

منطق میگه : همایش به آن معنی نیست که هرکسی در آن حضور یافت حتما بیاد و سرمایه گذاری کند همایش در حقیقت ویترینی از یک سری توانایی های و پتانسیلهاست که در مقابل دیدگان عده ای علاقمند و سرمایه دار و سرمایه گذار و متخصص  گذارده می شود که نتایج ان به مرور زمان مشاهده می شود.مثلا بحث سردخانه و یا تله کابین و هتل و ... می توان گفت از اولیه ترین نتایج این همایش کارخانه فولاد "دقیقی" است که کلنگ زنی شد اما امیدوارم انتظار نداشته باشید طرحی که 57میلیارد تومان هزینه ساختش است در عرض یکماه به نتیجه برسد

گفته : سیلوها و....

می گم : وجود سیلو پر کردن جیب سرمایه گذار نیست چون کشاورز در صورت نبود سیلو ناچار بود که گندمش را به علافان و دلالان به قیمت پائین تر بفروشد در حالیکه سیلوها ضمن کم کردن هزینه حمل و نقل محصول کشاورزی باعث شدند که دست واسطه ها از حداکثر به حداقلی کاهش یابد ، اینکه شما بگوئید چون تولید گندم کم است سیلو می خواهیم چیکار هم ناشی از تحلیل ابدوغی شماست ، استاد گرامی وجود هر نوع امکانات در منطقه یک نعمت بالقوه است اما سیب زمینی محصول اصلی این منطقه نیست منطقه ما محصول اصلی اش گندم و جو است و در محصولات باغی،سیب است که با افزایش قیمت تضمینی به 800تومان از 400و اندی یک گام بزرگ در راستای تولید بیشتر ان برداشته شده است .

منطق می گه : تا دیروز همه اذعان داشتیم که ای کاش یک سردخانه بود تا سیب ها و پنیرها و ... را می گذاشتیم حالا یک سرمایه دار هشترودی که برخلاف دیگر ان ،سرمایه اش را تهران نبرده و ساختمان نخریده است و در هشترود یک سردخانه احداث کرده است خوب باید از این فرد قدردانی کنیم و در ضمن همراه با وجود امکانات مطمئن باشید افزایش محصول را خواهیم دید وقتی باغدار مطمئن شد که سردخانه ای هست که سیبهایش خراب نشود و یا بدلیل افت مجبور به فروش زود هنگام وارزان نباشد سعی درافزایش تولید و بهبود آن خواهد نمود با تحلیل شما در هشترود باید هیچی ساخته نشود چون محصول کم است و .... لطفا خودتان باشید نیازی نیست برای دلخوشی عده ای خودتان را اینقدر پائین بکشید تا بزور جهل و سفسطه ثابت کنید شما درست گفته اید.

گفته : نماینده شهر باید ...

می گم : اشتباه می کنید با شرمندگی می گویم چون اول فرماندار باید قوی باشد نه همسو ! همسو باشد بهتر است ولی مطمئن باشید بر اساس عرف موجود در روال سیاسی ایران هر فرمانداری بخواهد در مقابل نماینده بایستد از طریق وزارت کشور و وزیر کنار گذارده می شود یادمان نرفته که فتح الهی فرمانداری مقتدر و خوب بود اما چون با شاهی خوب نبود از دور فرمانداری هشترود خارج شد.

منطق می گوید : ساده انگارانه است که برخی از بزرگان تحلیلگر مسائل شهر فکر بکنند که فرمانداری خواهد امد که با نماینده مخالف صددرصدی خواهد بود تجربه در هشترود نشان داده که عمر فرمانداران مخالف با نماینده از یکسال بیشتر نبوده است مثل اقای فتح الهی و صدیقیان که یکی توسط اقای شاهی و دیگری توسط اقای اسماعیلی کنار گذاشته شدند ، یک فرماندار باهوش هر چقدر هم مخالف باشد نمی اید مستقیم جلوی نماینده بایستد بلکه با همراهی با نماینده ضمن حفظ موقعیت خودش که احتمالا برای رسیدن به ان زیاد زحمت نکشیده است اعتبارات و امکانات ویژه ای برای شهر بگیرد تا در استان و کشور بعنوان یک فرماندار پر تلاش معرفی شود تنها نقش فرماندار مخالف می تواند در بحث انتخابات و ساماندهی صندوقها بر علیه نماینده وقت باشد که عملا در سال 90نشان داده شد که اگر مردم بخواهند تمامی صندوقها در دست هرکسی هم باشد نهایت انتخاب با مردم است .

گفته : حتما 8 نماد ....

می گم : ابدوغتان را میل کنید

منطق میگه : 8نماد هیچی نیست چون بعید نیست با توجه به تغییراتی که بزودی با توجه به تغییرات دولت در راه است این تعداد به 50هم برسد و این لزوما به معنای 50رود شما نیست در اینجا باز شما روی به سفسطه اورده اید چون تیرتان در خصوص تغییرات گسترده به سنگ خورده است و با رقمی اندک مواجه شده اید سعی کرده اید با 8رود و نماد و 50رود خود را از زیر حرفی که زده بودید و حال می بینید اشتباه بوده است وارهانید.

گفته : در زمان اقای ..........

می گم : این نرمال ترین حالت تغییر در مدیریت است کما اینکه اقای روحانی هم دارد این تعویضها را صورت میدهد و حتما به زیر شاخه ها هم خواهد کشید و استانداردش هم این است که هرمدیر مشاوران و تصمیم گیرندگانی بیاورد که با فکر وی همراه باشند .

منطق می گه : اینکه اقای شاهی رفتنی بود خواست عامه معلمان بود اینکه بهشتی نیا موفق است یا نه ؟ باید حداقل یک دوره نصف زمانی که شاهی حضور داشته به وی وقت داده شود موفقیت در اموزش و پرورش با محصول کنکوری ان نمایش داده می شود نه رضایت و یا عدم رضایت چندنفر معلم که درخواستهایی داشته اند که اجابت نشده است. اخذ رتبه های خوب در امسال نسبت به چند سال قبل نمایشگر گر این است که کمی اوضاع بهبود یافته است اما بهتر نیست و حتما سال به سال باید شاهد افزایش تعداد زیر 1000ها باشیم

گفته : خوب شد .....

می گم : بقیه ها هم همکلاسی های متخصص ما هستند

منطق میگه : هر چقدر مدیران متخصص محور باشند و سابقه قبلی داشته باشند موفقترهستند در این دوره  اکثر مدیران دارای سوابق بسیار موفقی در زمینه شغلی خود هستند 1-  کریمی جهاد دارای چند سال معاونت و کارشناسی و مدرک مهندسی کشاورزی است 2- بهشتی نیا دارای 20سال مدیریت مدارس و کارشناسی و مسئولیت در حوزه های مختلف اداره و کارنامه موفق در تعاونی مسکن فرهنگیان هشترود و صاحب چندمقاله اموزشی و پرورشی است  3- کریمی بهزیستی 8سال معاونت و دارای مدرک فوق لیسانس روانشناسی و مدرس دانشگاه و دوره های استانی  4-مهندس اوشال کارشناس مجرب راه وشهر سازی و سابقه چندین ساله مدیریت و دارای روابط بسیار حسنه ای بدلیل سوابق عالی اش در استان با مدیران استانی و حتی کشوری 5- محسن امامقلی زاده معاون انفورماتیک دانشگاه پیام نور دارای مدرک کارشناسی ارشد کامپیوتر و هیات علمی آن دانشگاه 6- دکتر نظری در دانشگاه ازاد سابقه چندین ساله هئیت علمی دانشگاه یکدوره معاونت بوده و رابطه فوق العاده ای با مدیران ارشد دانشگاه ازاد در استان دارد 7- قهرمانپور یکی از متخصص ترین روسای انتخابی است که در صنعت و معدن سبقه طولانی و عملکردی قوی در ایجادشهرکهای صنعتی هشترود دارد 8- مجیدی داری لیسانس تربیت بدنی و دبیر ورزش و دارای فوق لیسانس تاریخ ، سبقه مدیریتی ایشان انقدر قوی بوده که در چند سال قبل بعنوان یکی از گزینه های جدی شهرداری نظرکهریزی مطرح بوده است 9-دکتر افخمی پزشکی که بدلیل سابقه فعالیت در بیمارستان و حضور در بطن فعالیتهای بیمارستانی و بهداشتی و و آشنایی کامل با مشکلات منطقه ،تخصص در امر پزشکی یکی دیگر از انتخابهای انجام شده است 10-رضائی کمیته امداد سابقه ریاست در اداره کمیته امداد چاراویماق را دارد و می بینید اکثر انتخابها تخصص محور بوده و جالب اینکه روسایی که جوان و با سابقه و متخصص بودند مثل مهرانی فر در بنیاد مسکن و سلیمانی در تامین اجتماعی و موسوی شهردار و احمدپور هلال احمر و کریمی تعاون خیلی های دیگر در سمت خود ابقا شده اند و بحث قومی و قبیله ای هم مطرح نیست در میان این روسا بغیر از اقای بهشتی نیا که خود علی ابادی می باشد و مجیدی که پدر بزرگش علی ابادی می باشد سایر روسا از هشترود وگنجینه کتاب و روستاهای دیگر و... هستند و تنها امامقلیزاده برادر خانم وی هستند یعنی از 10نفر سه نفر از نزدیکان قومی و نسبی ایشان هستند که ،آنها هم تخصص دارند نه اینکه بگوئیم بدون تخصص انتخاب شده اند و انتخابشان صرفا به همین خاطر بوده است . اما اکثر معلمان حیطه تغییرات را فقط در مدیران مدرسه می بینند که فکر می کنند کل کشور عوض شده و قلع و قمع صورت گرفته است در اموزش و پرورش هم برخلاف هیاهوی ها، آقای بیگ زاده ؛ناری ؛ولی نیا ،رضائی ، اقدمی ، اسلامی و... هم حفظ شده اند و تغییرات گسترده ای جز در مواردی که جامعه فرهنگیان بشدت خواستار آنها بودند صورت نگرفته است مثل برادران اکبر پور یا خوانساری و....

گفته : برای همین است ...

می گم : برای ایجاد اداراتی که در هشترود نبوده یا نیستند اگر 12ماه هم بدوند شایسته قدردانی است به نظر شما نبود اداره گردشگری بهتر بود یا وجود ان وانتخاب یک مدیر ستادی که اتفاقا او هم سابقه ریاست و راه اندازی دو اداره مثل ارشاد و کتابخانه عمومی را در کارنامه خود دارد و نیز 3-4 نفر برای استخدام این اداره آزمون ورودی داده اند، به نظر شما نبود موزه بهتر است یا بودن آن و فعالیت چند نفر از جوانان؟ به نظر شما نبود اداره صنایع دستی در هشترود که اغلب محصولات بومی اش از صنایع دستی بوده و می باشد بهتر است یا نبودنش ؟

منطق می گه : وجود هر اداره ای برای شهر غنیمتی است وجود اداره گردشگری و صنایع دستی می تواند در برنامه ریزی برای جذب توریست مفید باشد با وجود اداره گردشگری میتوان بانک اطلاعاتی از افراد تحصیلکرده جمع و با جذب انها و همکاری انها بحث توریسم را گسترش داد ، موزه یک محلی است برای نشان دادن قدمت و باستانی بودن شهر و راه اندازی موزه یکی از خواستهای دیرینه هشترودیها بود که امسال محقق شده است و اصولا هرکسی برای براوردن ارزوهای مردم تلاش کند شایسته قدردانی است ، صنعت دستی هشترود مثل فرش بافی و قالیبافی و گلیم بافی و..... نیازمند داشتن یک اداره بود که بتواند با برنامه ریزی و ساماندهی از ارزان فروخته شدن حاصل دستها و چشمهای زنان روستایی جلوگیری شود و این نیز اقدامی بس بزرگ بوده است و شایسته قدردانی .

گفته :دروازه بان ....

می گم : اشتباه برداشت نموده اید اصلاح طلبان در پیروزی اقای شیری نقش داشتند اما اینکه بگوئیم اصلاح طلبان اقای شیری را پیروز کرده اند جفا شده به 22هزار رای دیگر .

منطق میگه : هیچ کس منکر نقش عابدزاده در بازی با استرالیا نیست اما عابدزاده به تنهایی تیم را به جام جهانی نبرد بازیکنانی که بازی کردند و حتی ذخیره ها و حتی "ویرا" و حتی ساندروپل داوری که گل افساید را ندید و... باعث شدند تا ایران به جام جهانی برود عابدزاده تا صبح هم نمی گذاشت گل بزنند چه تاثیری داشت اگر خداداد نبود و ان گل را نمی زد ؟ عابدزاده تا صبح به تنهایی گل نمی خورد چه تاثیری داشت اگر علی دائی آن پاس را برای خداداد نمی فرستاد ؟ بله اصلاح طلبان هم به اندازه توان خودشان در پیروزی اقای شیری نقش داشته اند و اتفاقا یکی از بزرگترین تاثیراتی که داشتند این بود که با اعلام حمایت اصلاح طلبان از اقای شیری جریانی که داشت اقای شیری را تخریب می نمود که ایشان روحیه دهه شصتی دارند، کاملا مضمحل شد و از کار افتاد ،این بزرگترین خدمت اصلاح طلبان به اقای شیری بود اما البته اقای شیری هم به خوبی از این تلاش آنان تقدیر نمود و انتخاب روسایی از اصلاحات برای اولین بار در تاریخ مدیریت هشترود به ریاست ادارات گوناگون 25درصد مدیران انتخابی به اصلاح طلبان داده شده است و این در قبال رای و تلاششان نگوئیم کافی است خیلی هم کم نیست و حتما در آینده نیز مدیران اصلاح طلب انتخاب خواهند شد .

گفته :نگوئید ......

می گم : بله درست است و در روند انتخابات ایران و منطقه ی ما هم معمولا موجی ایجاد میشود که حتما بدلیل عدم اقبال به فرد حاکم است مثل مصر و لیبی و .... آری موج !کاملا درست می گوئید در اثر ضعف و ناتوانی مدیر قبلی ایجاد می شود اما چطور و چگونه ؟

منطق میگه : این موج از سال های قبل به صورتهای مختلف نمود داشت مثلا اقای "شاهی عربلوئی" توانست با مهار این موج نماینده بشود یعنی اقای شاهی ان شخصیت و رفتاری که مردم انتظارش را داشتند دارا بوده است وگرنه در ان زمان بغیر از اقای شاهی چند نفر دیگر هم بودند که موج به سمت انها نرفت بعداین موج به سمت "حضرتی" گسیل شد حضرتی زمان لازم برای تکمیل ان موج را نداشت و نتوانست انرا نگه دارد دوره بعدی این موج به سمت اقای "شیری" رفت اما بدلیل اینکه افرادی مثل عبدی و بیگ زاده و ... نتوانستند انتظارات مردم را بشناسند و در مقابل موج آبراه باریکه ایجاد نمودند قدرت موج کم شد و نتوانست  به ساحل برسد و این موج امسال باز روی به اقای شیری آورد ولی اینبار مردم خود ابراههای باریکه را بستند و اجازه ندارد که خروجی و ابریزی باشد تا موج بشکند اما براستی چرا این موج به طرف اقای امینی نرفت دلیلش واضح است مردم در رفتار و شخصیت و کردار اقای شیری چیزی دیدند که در امینی وجود نداشت و لذا این موج حاصل هر عملی باشد بخاطر توانائی و رفتار و کردار اقای شیری به سمت ایشان آمد.

گفته : اعلام حمایت.......

می گم : اقای شیری در جهت مخالفت با اقای روحانی حرکت نکرده است بلکه بدلیل تعهد به ساختار حزبی اش انتخابی متعادل و متمایل به اقای روحانی را برگزید که با یک تیر دونشان را زد اول اینکه با جمع هم حزبی هایش وارد بازی سیاسی انتخابات شد و هرگز بصورت فردی ستادی در هشترود دایر نکرد و به هیچ ستادی هم نرفت تا جائیکه هنوز هم در نظرات خودتان ببینید عده ای وی را طرفدار جلیلی میدانند ، یعنی اقای شیری هرگز مواضع خودش را انقدر علنی ننمود که مثل برخی ها کت یا شال سبز بیاندازد و تابلو باشد که حامی کسی است دوم اینکه در اولین گام چراغ سبز تعامل به دولت نشان داد که با اینکه اصولگرا هستم اما از انتخاب مردم و شایسته سالاری حمایت خواهم کرد و اینها برای اینکه دولت با ایشان تعامل کندکافی است البته منتقد دولت بودن هم به معنای ان نیست که دولت دیگر هیچ اقدامی و اعتباری نخواهد داد کما اینکه علیرغم سبز پوشیدن اقای اسماعیلی در هشترود چهار سالن ورزشی از طرح های ریاست جمهوری اجرا شد  . منتقد بودن با مخالف بودن فرق دارد،اسماعیلی مخالف احمدی نژاد بود و علیه وی در مجامع عمومی سخنرانی می نمود ومصالح شهرستان را در نظر نمی گرفت ولی آقای شیری تا به حال موضعی معتدل و همراهانه داشته اند.

اینکه احمدی نژادی وار می گوئید بگم بگم و یا نگو، نگم و یا اجازه بدهید نگم و ... برای یک مدعی سیاست بازی آنقدر شخصیت بهمراه خواهد داشت که برای احمدی نژاد داشت ! استاد عزیز ما گفتیم شما هم بفرماید، اما لطفا تحلیلهایتان آبدوغ خیاری نباشد با منطق از نظر خود دفاع کنید و قضاوت نکنید و پیشداوری هم نکنید ؛ اجازه بدهید خوانندگان قضات کنند که نظر شما متاع است یا نظر من ؟ شما در این مطلب چندین مورد قضاوت و پیشداوری کرده اید و ضمنا هیچ ایرادی ندارد گاهی انسان اشتباهاتش را بپذیرد در مکتب امیرالمومنین بزرگترین شجاعت اعتراف به خطاهاست ، حال شما هرچقدر دوست داری بگی بگو !!!

شما گفتید و ما هم گفتیم و باز علاقه داریم که بگوئید و بگوئیم تا تمرینی باشد برای گفتمان ، و این را بدانیم که تا نگوئیم و نگوئید ، زبانمان لال و ذهنمان کور خواهد بود.پس نیاز به تهدید نیست ، گفتگو اولین گام و شرط بلوغ سیاسی است.

سخن نماینده مردم هشترود با مردم بمناسبت عید فطر

سال ۱۳۹۲ سال مبارک و زبیای برای ملت شریف ایران بود . آغاز آن با نام حضرت زهرای اطهر دخت گرامی پیامبر اسلام ( ص ) مصادف شد و بهار آن با خلق حماسه سیاسی مورد نظر مقام معظم رهبری ، تداوم پیدا کرد و اوج آن در ۲۴ خرداد ماه با انتخابات ریاست جمهوری به پایان رسید و با انتخاب یکی از یاوران حضرت امام و مقام معظم رهبری یعنی جناب حجت الاسلام و المسلمین دکتر حسن روحانی ، ملت شریف ایران وظیفه اسلامی و انقلابی خود را به اثبات رسانید و به دنیا اعلام کرد همچنان از آرمان های امام ، شهدا و رهبری معظم انقلاب دفاع می کند .

همچنین در این بهار ماه رجب و سیزدهم آن ، یعنی سالروز ولادت با سعادت مولی متقیان و امیر مومنان حضرت علی ( ع ) این ابر مرد جهاد و عدالت و شهادت کام مردم ایران را شیرین نمود و در ادامه اعیاد شعبانیه و سالروز ولادت با سعادت سید الشهدا امام حسین ( ع ) و سردار با وفایش حضرت ابوالفضل ( ع ) و همچنین ولادت با سعادت سید الساجدین و فخر العابدین امام سجاد ( ع ) آن را تکمیل کرد . در ظل توجهات آن بزرگواران ملت ایران در میادین جهانی ورزشی نیز پیروزی هایی را به دست آوردند که همه قابل تهنیت و تبریک است ، اما ضیافت الله و مهمانی خدا در فصل تابستان و همراه با برداشت محصول در سراسر ایران اسلامی گرچه در ظاهر سختی هایی را برای مردم ، داشت اما خلوص و استقامت و عبودیت ایرانیان باعث شد که با کمال سرافرازی در این ضیافت الهی حضور شکوهمندی ، داشته باشند . مراسم شب های قدر ، در سراسر کشور ، آن هم با حضور انبوهی از جوانان مومن نشان از آن دارد که این مردم با همه مشکلات و سختی ها دست از دین و ایمان و اعتقاد و اهداف انقلاب اسلامی هرگز بر نخواهند داشت . پا به پای مردم مسئولین نیز در کنار آن ها اعم از مجلس و دولت و قوه قضاییه و همه نهاد ها تلاش مضاعفی را برای سامان دادن به امور کشور دریغ نورزیدند .

اینحانب به عنوان خدمتگذار مردم شریف هشترود و چاراویماق ضمن شکرگزاری بر درگاه احدیت همه این کامیابی ها را بر مردم عزیز ، تبریک عرض نموده و امیدوارم ، در این آخر روز های ماه مبارک رمضان ، طاعات و عباداتشان قبول و از این ضیافت سرافراز بیرون آیند .

چند تکته را لازم می دانم به محضر شریف مردم اعلام دارم :

۱ – حماسه اقتصادی ، مورد نظر مقام معظم رهبری ، هنوز محقق نشده است ، باید دست در دست دهیم تا بتوانیم در این حماسه بزرگ نقش خود را ایفا کنیم .

۲ – یک سال و خورده ایست که اینجانب این مسئولیت را بر عهده گرفته ام ، شبانه روز تلاش کرده ام تا با ایجاد زیر ساخت ها ، بتوانم در توسعه منطقه و صنعتی نمودن آن ، توسط دولت و بخش خصوصی اقدامات لازم را انجام دهم که الحمدلله برنامه ها به خوبی در حال پیشرفت است .

۳ – بیکاری جوانان همچنان جزء اولین اولویت های اینجانب است که باید با توسعه شهرستان ، جذب کار دائمی و پایدار گردند و گرنه با تعداد انبوهی ازجوانان تحصیل کرده ادارات دولتی با محدودیت مالی و اعتباری توان پاسخگویی به آن ها نخواهد داشت .

۴ – یکی از مزیت های شهرستان های هشترود و چاراویماق ، کشاورزی است . تلاش اینجانب برای بهبود وضعیت کشاورزان و همچنین افزایش بهای خرید تضمینی محصولات کشاورزی و باغی در اولویت قرار دارد . امیدوارم،مسئولین ذیربط در جهت رسیدگی به امور کشاورزان عزیز و روستاییان محترم شبانه روز تلاش نمایند .

۵ – لازم می دانم از تلاش مسئولین شهرستان ها اعم از ائمه محترم جمعه ، فرمانداران ، بخشداران و روسای محترم ادارت و نهاد های انقلابی  و فرماندهان نیروهای انتظامی و نظامی که در جهت حل مشکلات مردم تلاش می نمایند تشکر و قدردانی نمایم و از روسای محترم بانک ها که با مساعدت خود در زمینه توسعه شهرستان ها و حل مشکلات مردم و در جهت اشتغال زایی ، اقدامات فراوانی انجام دادند تشکر کنم و از آنان بخواهم که هرچه بیشتر در جهت سوق دادن منابع برای تولید و اشتغال به کار گیرند و بنده نیز آماده یاری و حل مشکلات آنان در سطح کشوری و استانی می باشم .

در پایان لازم می دانم به استحضار مردم شریف برسانم که این وب سایت  (ادرس درپایان مطلب ) متعلق به همه ی ان هاست و با فرم جدید به مناسبت عید سعید فطر آماده پاسخگویی به عزیزان می باشد .

                                                                                با تشکر

                                                                     حاج غلامحسین شیری

منبع : سایت نماینده شهرستان هشترود و چاراویماق در مجلس شورای اسلامی www.shiriweb.com

عید سعید فطر مبارک

عید مبارک سعید فطر در راه است ، عیدی که در ان غبار از تن می زدائیم و برای یکسال دیگر خود را اماده مبارزه با نفس می کنیم ، نفسی که ما را به بیراهه می کشاند ، نفسی که ما را از خیر باز میدارد و به سوی شر میکشاند ، عید فطر از لحاظی با عید باستانی همسان است و ان این است که در عید نوروز غبار یکسال خستگی از تن بزدائیم و اماده یکسال دیگر بشویم تا زندگی کنیم و انسان باشیم و در عید فطر هم غبار یکسال گذشته خود را از تن با روزه گرفتن پاک می کنیم ؛ با شب زنده داری لیالی قدر اماده می شویم که سال بعد را با گناهان و خطاهای کمتری زندگی کنیم ! اینکه بی عیب و خطا زندگی کنیم ؛محال است ! چرا که " ان الانسان لفی خسر" و همه ما بندگان ناجیز خداوندیم و لفی خسر !

ولی می توانیم هر سال نسبت به سال قبل خطاهای کمتری را انجام دهیم و سعی کنیم خطاهای سال قبلمان را تکرار نکنیم ، می توانیم چون انسان تبلور خواستن است ! خداوند انسان را افریده تا نشان دهد که مخلوق می تواند هر کاری را که اراده کند ؛ انجام دهد و بخود ببالد که چنین مخلوق باشعوری افریده است !! که خود نیز می فرماید " فتبارک الله احسن الخالقین " .

من پیشاپیش عید مبارک فطر را به حضور همشهریانم تبریک می گویم و اگر احتمالا کسی یا کسانی از قلم بنده رنجیده اند عذرتقصیر می خواهم ، قلم اسلحه ای که گاه می تواند در خط مقدم تیرش به اشتباه بر پیکر همرزم بنشیند و یا حلقوم هتاک دشمنان را نشانه رود ، در خط مقدم قلم به سان خط مقدم جنگ احتمال دررفتن تیری به اشتباه هست هرچند کم است ! اما هست ! لذا من از ان دسته کم از همرزمانم که شاید به اشتباه مورد نقد قلم بنده قرار گرفته اند ، عذرخواهی می کنم ! اما خودشان نیز میدانند که هدف در خط مقدم مبارزه با دشمنان فرهنگی و عقیدتی است و قصدی یا عمدی در کار نبوده است .

اما دو تا مسئله را نیز می خواهم عرض کنم

یادمان باشد که خدا در همین نزدیکی است ، خیلی نزدیکتر ، حتی نزدیکتر از رگ گردنمان و برای رسیدن به خدا باید خود را بشناسیم که " من عرف نفسی فقد عرف ربی " و چون خود را شناسیم می توانیم به خدا برسیم که باز می گوید " رسد ادمی به جائی که بجز خدا نبیند " .

دوستان و همشهریان عزیزم خدا در هشترود است ! در همین نزدیکی هاست ، خدا در پناه چشمهای منتظر کودکانی است که چشم انتظارند تا پدرشان برای شب فطر خوراکی از گوشت تهیه کند ! خدا در پناه قلبهای کودکانی است که شب و روز گریه می کنند تا شاید درمانی برای پدر و مادر بیمارشان یافت شود ! خدا در پناه دستان کودکانی است که پا ندارند و ارزو دارند تا انسانهای دوپا برای دیدارشان بیایند ! خدا در پناه ....... !!! اری بخدا که خدا در هشترود است !! در همین نزدیکی ، کافی است چشمهایمان را باز کنیم ، دستهایی بسوی ما دراز است ! دستهایی که اگر انها را به گرمی فشاریم خدا را در کنار خود و در کلبه سعادت خود خواهیم دید ! دوستان این دستان ، نوری از انوار خدا هستند که برای گرفتنشان کافی است انها را بگرمی بفشاریم !

 بر اساس تراکتهای پخش شده اداره بهزیستی هشترود ، واحد مشارکتهای مردمی این اداره، در سال گذشته توانسته از محل زکات فطریه شما همشهریان عزیز برای کمک هزینه بستری شدن 21نفر ازمددجویان بیمار، کمک کردن به 250خانوار از نظر معیشتی که رفاهی حداقلی بیایند و توانستند 25 مورد معلولین نیازمند به درمان و توانبخشی را با کمکهای شما مردم خیر و بزرگوار مساعدت نمایند ، این عزیزان واسطه خیرخواهی و نیکوکاری شما هستند تا دستان خدائی ، دستانی که شما را به عرش و معراج می برند را در دستان شما قرار دهند ! لذا امسال نیز واحد مشارکتهای مردمی بهزیستی هشترود از اول وقت روز عید فطر در محل مصلی حضرت امام (ره) هشترود با صندوقهای مشخص شده در انتظارند تا زکات فطریه شما را مرهمی کنند بر زخمهای همشهریان نیازمند اما رنجور و خسته و با شرافت  ( صندوقی نیز در بلوار سپاه در جلوی دکه اقای محمدی مستقر خواهد شد )

مرکز نگهداری شبانه روزی معلولین ذهنی زیر 14 سال موسی بن جعفر ع هشترود هم از همین امروز 24 ساعته در خدمت شما همشهریان عزیز برای گرفتن کمکهای نقدی و غیر نقدی شماست ! در این مرکز در حال حاضر 56کودک معلول ذهنی ، جسمی تحت مراقبتهای ویژه توانبخشی هستند و همکاران بنده در سمتهای مادریاران و کادر درمانی و مسئول فنی با مدیریت جناب اقای شقاقی زحمت می کشند تا با کمکهای شما خدمات ارزنده ای به این معلولین عزیز ارائه دهند

بازدید از این مرکز ازاد است و شما می توانید روز عید فطر برای بازدید از این کودکان و همراهی با شادیها و رنجهایشان به انها امید و زندگی و مهر ببخشید و همه میدانیم که

بنی ادم اعضای یکدیگرند         که در افرینش زیک گوهرند 

چو عضوی بدرد اورد روزگار      دگر عضوها را نماند قرار

توکز محنت دیگران بی غمی              نشاید که نامت نهند ادمی 

خدا امروز در هشترود است ، و هشترود امروز خدائی خواهد بود !!! برای عروج به ملکوت فرشتگان خدایی ، بیائید همراه شویم با کمک به نیازمندان از طریق اداره بهزیستی هشترود .

خدایارتان و نماز روزه تان مقبول درگاه الهی

رفتارهای سیاسی

در هر جامعه ای افرادی با نگرشها و افکار متفاوت زندگی می کنند و همین امر باعث بوجود امدن گرایشهای سیاسی و ... متفاوتی می شود که لازمه حیات سیاسی و پویایی جامعه وجود افکار و گرایشهای متفاوت است ! اصلا جامعه ای که در ان انواع نگرشها و گرایشها و تفکرات نباشد جامعه ای تکصدایی است و جوامع تکصدائی محکوم به فنا و نابودی هستند! در حقیقت جامعه تکصدایی تبلوری از دیکتاتوری و استبداد است ! در جوامع مترقی این نگرشها بصورت نهادینه در امده و تبدیل به حزب می شوند و هرکسی در حزبی عضو یا هوادار می شود و اکثریت مردم هم نسبت به بیان دیدگاههای احزاب و طرفین تصمیم میگیرند ! در این مرحله هر حزب و جریان به چند شعبه و یا دسته تقسیم می شوند عده ای مجری ، عده ای تئوریسین و...... می شوند ! ولی همگی در راستای تحقق شعارهای حزب یا جریان یا گروه خود فعالیت می کنند ! اینها به هر طریق قانونی در تلاش هستند تا ضمن اعتلای بیشتر اهداف جریان خود که همانا هدف غائی و نهایی اش سربلندی منطقه یا کشور یا شهر خود نسبت به دسته بندی می باشد،موقعیت خود و جریان خود را در جامعه مستحکم تر نمایند .

هرچند در ایران همین طبقه بندی ها وجود دارد و مثلا در اصلاحات افرادی مثل زیباکلام تئوریسین و پزشکیان و خاتمی و ... اجرائی و همینطور سلسله وار مراتبشان ادامه دارد ! ولی عملا این ظرفیت و شعور رفتار اجتماعی سیاست بازی هرچقدر به طرف پائین هرم سیاسی جامعه پیش می رود کمتر می شود و تا جائی می رسد که رقابت ناسالم می شود و به جای نقد و جوابدهی یا بررسی واقعیتها تبدیل به توهین و تهمت و افترا می شود.

هشترود هم فراتر از ایران نیست و فقط دسته بندی سیاسی در هشترود در بعد منطقه ای هواداری یا حضور در جریان فردی است که بعنوان نماینده شهرستان معرفی می شود که در اصطلاح عامیانه شیری چی ، اسماعیلی چی ، شاهی چی ، امینی چی و دسته ای هم هیچ نفری هستند! دسته اخر افرادی هستند که هیچ یک از افراد فوق را قبول ندارند! البته این عده خود به دو دسته تقسیم می شوند یک دسته در زمان انتخابات بر علیه نماینده وقت وارد جریان می شوند و با شعار انتخاب بد و بدتر عمل می کنند و نیم نگاهی هم به سهم  خواهی دارند !!! ولی دسته دوم کلا مخالفند و حتی گاه در بحث ملی هم با بی اعتقادی به جریانهای حاکم وارد هیچگونه بازی نمی شوند ودر زمینه های فکری هم شرکت ندارند و دور خود حصاری ناخواسته درست می کنند!!!

حالا هریک از این دسته ها به روشهای متفاوت در تلاش هستند تا به نوعی برتری ضمنی خود را حفظ نموده و بتوانند برای اهدافشان تلاش کنند وروشهای متفاوتی را دنبال می کنند . یکی سعی داشت با پول و وامهای کوچک و بزرگ مردم را جذب نماید !! یکی سعی داشت با تعویض سریع قدرت مرکزی اقتدار خود را حفظ نماید !! یکی سعی دارد با الگو برداری از نمایندگان شهرهای بزرگ کارهای ارمانی تری انجام دهد !! دیگری هم سعی دارد با روشهای عامیانه نفراتی را به دسته خود یبافزاید !!!

در همین بازی سیاسی منهم با بررسی شرایط و افراد و دیدگاههای انها برداشتم این بود که اقای شیری با توجه به برنامه ای که تنظیم نموده بودند و روحیه اعتدال طلبی و میانه روی که دارد نسبت به دیگران بهتر است . برخلاف برخی ها که صحبت از بد و بدتر می کنند ! من به خود و شعور مردم احترام گذاشته و می گویم نفر بهتر در ان شرایط ، یعنی انتخابی بین بد و بدتر صورت نداده ایم ! بلکه انتخابی به نسبیت بعد زمان و شرایط صورت گرفته است به زبان ساده تر در انزمان بهتر از گزینه مورد نظر وجود نداشته است .

حالا مسئله این است که چرا عده ای از دفاع بنده یا هرکسی دیگری ازاقای شیری و یا آقای اسماعیلی و یا اقای شاهی  ناراحت شده و انرا با تعابیری چون رویه نادرست ، گماشته ، دستمال کش و.... بیان می کنند. باید عرض کنم که اینها سه دسته اند( که من فقط به بحث اقای شیری می پردازم )

دسته اول کسانی هستند که خود طرفدار اقای شیری بوده اند و فکر می کنند من یا مدافع دیگرجای انها را اشغال کرده ایم ! عده ای فکر می کنند این شغل حق انها بوده ، عده ای فکر می کنند مثلا اقای شیری سلام ما را گرم جواب میدهد از گرمی سلام انها کاسته شده و.... !!

دسته دوم کسانی هستند که چون مخالف اقای شیری هستند هر دفاعی از وی را سعی دارند با این نوع مغالطه خدشه دار کنند و ذهن افراد را از اصل به فرع بکشانند!!!!!! این دسته به من و سایر مدافعان گماشته و چاپلوس می گویند چون از اقای شیری دفاع می کنیم و مثلا به بهرام یعقوبی می گویند سهمی نرسیده حالا نقد می کند !! جالب اینجاست که این افراد در طرفداری ازفرد خود (مثل اقای اسماعیلی یا اقای شاهی مبالغه می کنند ) در حقیقت اینها دلسوز هشترود نیستند ! چون دلسوزی به هشترود به دفاع یا انتقاد از اقای شیری ربط ندارد ! بلکه اینها حافظ منافع خود و جریان خود هستند و طبیعی است که برای به اقتدار رسیدن از تلاشی فرو نگذارند و من به انها حق میدهم که توهین کنند !!!

دسته سوم هم عده ای هستند که خود نمی توانند کاری بکنند ! اما به کارهایی که هرکسی انجام میدهد انتقاد می کنند !!! مثلا یادمان نرفته همین هایی که امروز از بهرام عزیز به افراط تمجید می کنند !!! در مسئله جشن همدلی ستاد روحانی با شدت وی را تا حد تکفیرهم می کوبیدند!!! این دسته به ذات کلی کار ندارند و تنها مخالفت را راه چاره میدانند و در یک رفتارانتقادانه گرفتار شده اند مثل مایلی کهن مربی صبا باتری که کارش فقط انتقاد شده و فکر می کند تمام مربیان لیگ و مدیران و .. همه خلاف کارند و فقط ان یکدانه اوست !!!

اما کسانی که در دفاع از هویت و رفتار گروه و دسته و تیم خود تلاش می کند از لحاظ سیاسی رفتار درست و کاملا هوشمندانه ای را انجام میدهند حالا ادبیاتشان بد هم باشد رفتارشان از لحاظ اجتماعی سیاسی درست است !! چرا که خواهی نخواهی انها منتسب به ان گروه هستند ! مگر اینکه فرد یا افرادی باشند که بتوانند در ایندوره حسن و دوره بعد حسین و دوره بعد علی و ... را انتخاب نمایند ! یعنی هر دوره هی به سمت یک نفر بروند که در انصورت دسته های مخالف اینها را به بادیسمی و بی عرضه بودن و.. متهم می کنند !!!

در ایران وبخصوص هشترود همه کسانی که پای در ستاد میگذارند لزوما دنبال منافع خود هستند ! در این میان عده ای هم به منافع خود و هم به منافع منطقه هم گوشه چشمی دارند . یکی به ستاد می اید که رئیس شود ! دیگری می اید که استخدام شود! دیگری می اید تا مدیر مدرسه شود و ان دیگری برای این امده که با روی کار امدن این نماینده فلان فرد منتسب به ان نماینده قبلی که در اداره ای مانع کار او بوده عوض شود ، تا او بتواند کارش را انجام دهد و...  !!! این پروسه غلط و اشتباه متاسفانه در هشترود نهادینه شده است و جالب اینجاست که همه ما انرا انجام میدهیم و سپس می نشینیم دیگران را که سهمی برده اند را دستمال کش ، گماشته و ... می نامیم  .

کوتاه سخن کنم و عرض کنم که بیائید ظرفیت فکرمان را توسعه دهیم ! بیائید رفتارهای درست سیاسی و اجتماعی را تمرین کنیم ، هر نقدی جوابی دارد !!! هرکسی فکر کند نقدش خاتم است! مشکل روانی دارد !!! از طرفی هر دفاعی هم به منزله تخطئه نیست و هر دفاعی هم برای چاپلوسی نیست !!! من متاسفم برای اقایان که فکر می کنند من یا هر فردی که از رئیس جریان خود دفاع می کند چاپلوسی می کند ! البته اینها متوجه هستند و خوب میدانند ماجرا چیست ؟! چون خودشان هم از رئیس و سرکرده جریان خود در هر حالی دفاع می کنند  !!! اما برای تخریب دیگران دست به این کار میزنند ! اینها میدانند که مثلا بنده نیازی ندارم به اقای شیری چاپلوسی کنم ! چون حتی اگر بنا بر سهم گرفتن باشد ! من گرفته ام و مطمئنا اقای شیری نخواهد امد بنده را بیرون کند!! چه بنویسم چه ننویسم !پس راحت ترین کار برای من این است که کناری بنشینم و خیلی راحت بخورم و بخوابم ! اما منهم نسبت به شهرم هم نظری دارم ، لذا نظرم را انتشار میدهم و انتشار نظر بنده هم لزوما به این معنی نیست که با اقای شیری یکی است !!! چنانچه مثلا شهردار مورد نظر بنده با شهردار مورد نظر اقای شیری فرق میکند !!! یا نامزد منتخب ریاست جمهوری بنده با نامزد منتخب اقای شیری فرق میکرد !! منتها منهم مثل خیلی ها تمامی تلاشم را خواهم نمود که از منافع خود و جریان دفاع کنم و اجازه ندهم که اقتداربه جریانی که قبلا بود برگردد و طبیعی است که انها هم همین کار را صورت خواهند داد و برای همین به بنده چاپلوس و گماشته و ... خواهند گفت !!!! اینها طبیعت بازی سیاسی است که به خاتمی جاسوس بگویند و............. مهم در این بازی چندچیز است :

الف : اعتقادی که داریم ! مهم این است که خود خویشتن خودمان ؛ یعنی همان نیتمان که با ان وارد بازی شده ایم و معتقدیم که می توان برای هشترود کاری کرد را قبول داشته باشیم و ایمان داشته باشیم که همراهی و کمک به نماینده منتخبمان می تواند در توسعه شهر مفید باشد و مثمر ثمر واقع شویم !!!

ب: مهم این است که حرفمان را بزنیم ! همین حرف اگر منطقی باشد ! حتی هزار نظر هم بگذارند که فلان وبهمان !! (با توجه به اینکه معمولا تنها کمتر از 10درصد خوانندگان نظر میدهند) مهم ان نود درصدی که نظر نمیدهند و مطلب را می خوانند می باشد که اگر بتوانیم حرفمان را انقدر منطقی بنویسیم که ده درصد خوانندگان بیطرف انرا قبول نمایند !!! حتما برنده هستیم و موفق شده ایم تا اثری از خود باقی بگذاریم !!

ج: یادمان باشد که هر مطلبی که می نویسیم احتمال دارد توسط یک نفر دیگر نقد شود ! که مصداق ان ضرب المثل ترکی است که اولی بداند دومی چه خواهد گفت اصلا حرف نمیزند " پس باید انقدر قوی بنویسیم که طرف های مقابلمان در جواب بتوانند مغالطه !!! کنند نه نقد اساسی !!!

د: از نقد نهراسیم ! نقد به منزله تخریب نیست ! هرچند برخی ها تخریب را به جای نقد بکار میبرند ! ولی نقد به منزله تخریب نیست !!! اگر فرد واقعا مثبت و رفتارش درست باشد ! جواب میدهد !! مثلا چندی پیش سایتی بنده را نقد نموده بود البته در لفافه ! خوب بنده جوابیه ای نوشتم و انقدر به نوشتن ادامه دادم که فرد عذرخواهی نمود و البته بعدش باز خواست شیطنت کند و با برداشتن هر دو مقاله فکر کرد می تواند مرا تخریب کند و حتی نظری هم نوشت که زر زدی ؛ کو مقاله نیست ؟ اما نمیدانست که من هر مقاله ای که مربوط به خودم باشد و یا بخواهم جوابی به ان بدهم را ابتدا با روش عکس برداری از دسکتاپ ذخیره می کنم ، لذا وقتی دوباره اصلش را گذاشتم فعلا حرفش تمام شده است ، شاید دوباره چیزی بنویسد و منهم حتما جواب خواهم داد .

ه: نقد به منزله دشمنی نیست ، نقد دو حالت دارد یکی دوستانه است یکی نقد مغرضانه ! (مغرضانه به این معنی که فرد می خواهد طرف مقابل خود را با استفاده از ضعفهایش تضعیف کند ) نقدی که دوستانه است لحن ادب و انصاف را مراعات می کند و نقاد در کنار ضعفهایش نقاط مثبت را هم می نویسد ! مثلا من در نقد اقای .... نوشتم شهامت و شجاعتش انقدر زیاد است که همیشه دوست داشتم مثل ایشان باشم اما به نحوه فلان انتقاد دارم !!! من در اینجا شهامت و شجاعت و برخی نقاط مثبت ایشان را هم ذکر کرده ام یعنی همه وجوه ایشان را دیده ام ولی خوب نقد هم دارم ! این نقد منصفانه و محترمانه است همانطور که خودشان هم تائید نمودند !!! اما در نقد مغرضانه نقاط ضعف بزرگنمایی می شوند و برخی رفتارهای درست واژگون جلوه داده می شوند و ....

 لذا دوستان خواهش دارم که فکر نکنید نقد مقاله یک نفر یعنی تخریب ان ! مثلا همین بخشنده عزیز من قبل از نقد نوشته ام که بخشنده از من دلسوز تر است ! یعنی انصاف را در مورد بخشنده رعایت کرده ام ! اما این دلیل نیست که مطلبش را نقد نکنم یا در مورد دیگر نقدها هم همینطور !!! و یادمان باشد بازی سیاسی قواعدی دارد که چون ما انها را نمیدانیم نمیتوانیم منکر ان رفتار باشیم و یکی از ان رفتارهای بازی سیاسی و جناحی این است که همیشه سعی کنیم منافع جریانی که اعتقاد داریم می تواند گره گشای مسائل باشد را بر کف زدن و سوت زدن عده ای که کارشان یا سوت زدن و کف زدن است و یا هو کشیدن و فحش دادن ترجیح دهیم ، چون نهایت قضاوت با ان نود درصدی است که نظر نمیدهند (نه ان ده درصدی که یا هی به ما احسنت احسنت بگویند و یاهی به ما توهین کنند )

سخنی با دکتر روحانی

با سلام دکتر عزیز روی سخنم با شماست که جدید انتخاب شده اید

اقای دکتر این چه وضعی است شروع نکرده دارید قلع و قمع می کنید ؟

یعنی چه که دارید همه وزیران را عوض می کنید ؟

چرا همه وزیران را از رفقایتان در مجمع تشخیص مصلحت نظام انتخاب کرده اید ؟

شایسته سالاری این بود ؟ چرا وزیران با لیاقت را حذف کردید ؟

چرا وزیرانی که بومی بودند با افراد نزدیک به خودت عوض کردی ؟

اقای دکتر روحانی متاسفم که پارتی بازی کردی و برادرت را رئیس دفتر کرده ای ؟

اینهمه پارتی بازی و انتخاب قبیله ای (حزبی ) از حزب خودتان ؟

اقای دکتر روحانی همه ایران از نبود یک تلویزیون خصوصی رنج میبرد قانون اجازه نمیدهد ما متوجه نیستیم قانون چه می گوید یا اجازه میدهد و نمیدهد ! باید یک تلویزیون خصوصی راه بیاندازید وگرنه معلوم است شما کار فرهنگی بلد نیستید!

دکتر عزیز شما وزیران را عوض می کنید !! اینها هم معاونانشان و انها هم مدیران کل کشوری و مدیران کل کشوری هم مدیران کلی استانی و مدیران کل استانی روسای ادارات و روسای ادارات معاونان و معاونان ابدارچی ها و ..... !!!!! اینهمه قلع و قمع می کنید برای چه ؟

توجیه نکنید که برای اینکه اهدافتان و روند برنامه هایتان درست اجرا شود باید نیروهایی همفکر و هم راستا با خودتان انتخاب کنید

الان وزیر کشور انتخاب می کنید !!! فردا همین اقای وزیر استاندار و بعدش هم معاونان و فرمانداران و بخشداران و معاونان فرمانداران و مسئولین روابط عمومی را عوض می کنند و و باز قلع و قمع می کنید ؟

شما با اینهمه بیکار که قول دادید استخدامشان کنید و برایشان شغل ایجاد کنید ولی بگوئید چرا برادرتان را مسئول دفتر کرده اید ؟

من متاسفم اقای دکتر روحانی و عمیقا شرمنده شدم که شما اینهمه قلع و قمع می کنید و همه را عوض می کنید و افراد نزدیک به خودتان را انتخاب می کنید ! من از انتخابم پشیمان شدم ! چون شما قول داده بودید شایسته سالاری کنید ولی امدید و همه وزیران را عوض کردید ؟ من متاسفم شما گفته بودید رابطه بازی نخواهید کرد ولی امدید و برادرتان را رئیس دفتر کردید ؟ شما امدید و مهندس ترکان که برای پیروزی شما زیاد زحمت کشیده بود را مشاور ارشد خود نمودید ؟ واقعا متاسفم برایتان ! اینطور که پیش می روید معلوم است که چه می شود ! لذا من از همین حالا می گویم چون شما دست به تعویض گسترده در مدیریت تحت نظارت خود نمودید قلع و قمع نموده اید و در برنامه هایتان نگفته بودید که قلع و قمع می کنم شما نوشته بودید شایسته سالاری ولی قلع و قمع کردید ؟

هیچ میدانید وزیر اموزش و پرورش مدیران کل و مدیران کل روسای ادارات و روسای ادارات هم مدیران را تغییر خواهند داد و این یعنی فاجعه در اموزش و پرورش ؟؟؟

لذا مسئول روابط عمومی یا برادرتان یا هرکسی دیگری پاسخ دهد که چرا اینقدر تعویض انجام شده یا خواهد شد ؟ قای دکتر خبر دارید که ان راننده تاکسی که برای پیروزی شما زحمت کشیده است الان کرایه کشی می کند این ننگ نیست ؟

چه معنی داشت که شما بعد از پیروزی با احمدی نزاد و قالیباف و ولایتی و ... دیدار کنید ؟ این چه معنی میدهد ؟ انها رقیب شما بودند باید له شان میکردید و اهمیتی نمیدادید ؟

اقای دکتر روحانی مجلس 290یا 300نماینده دارد که 150نفرشان از اقای قالیباف و 160نفرشان از دکتر ولایتی حمایت کرده اند حالا همه اینها با شما روراست نبوده اند و به مردمشان پشت کرده اند لذا انها به وزرای شما رای نخواهند داد و شما هم به انها و شهر انها توجه نکنید ؟ اخر هیچکدام از شما حمایت نکرده اند ؟

فکر نکنید ما متوجه نیستیم و نمیدانیم که شما با 310نفر از 300نفر همسو نیستید و بهشهرهایشان ضربه خواهید زد و حتی هیچ امکاناتی نخواهید داد ؟

چه معنی داشت اینها که روز اخر فهمیدند شما انتخاب می شوید بادیسمی عمل نکردند و به مواضع و حرفهای 30ساله خود پشت نکردند تا برای همسو شدن با شما سریع حزب عوض کنند و بگویند اصلاح طلب هستند ؟

چه نماینده های بیخیالی هستند در حالیکه اینها نماینده کل کشور هستند متوجه نشدند که شما انتخاب خواهید شد و عده ای برای اینها متاسف هستند که سیاستمدار و خبره نیستند !!

بخصوص این اقای شیری ما که از شما حمایت نکرد و حتما شما از الان اسمشو در لیست سیاه نوشته اید تا به شهر ما هیچ خدمتی نکنید ؟ البته برای ان 309نفر دیگر تخفیف قائل می شوید اما حتما اقای شیری را در لیست سیاه قرار میدهید چون از کوچک زاده و رسائی و .... ولش کنید 

موفق باشید اما مطمئن هستم که با اینهمه قلع و قمع موفق نخواهید شد چون برادرتان را و با پارتی بازی اعضای حزب و همکارانتان در مجمع را سرکار اورده اید .

نقدی بر یک سخن

دوست عزیزم منصور بخشنده در وبلاگش مطلبی نوشته تحت عنوان سخنی با اقای شیری ، من دو نکته را اعلام و بعد قسمتی از سخن ایشان را نقد می کنم

اول : در اینکه منصور بخشنده دلسوز هشترود است و همیشه خدا دلش برای هشترود تپیده است هیچ شکی نیست و من منصور را از خودم برای هشترود دلسوز تر میدانم ، اما اعتقاد دارم بدلیل اینکه مدت زیادی از هشترود دور بوده است اطلاعاتی کافی در برخی زمینه ها ندارد

دوم : نقد من بر قسمتی از مطلب اقای بخشنده در دفاع از اقای محمدی است و بهیچ عنوان به عنوان نماینده یا روابط عمومی یا سخنگوی اقای شیری جواب نمیدهم لطفا دوستان مغلطه نفرمایند

و اما نقدم بر قسمتی از سخن منصور بخشنده ؛ منصور می نویسد : ...... بلکه ما از اغاز نمایندگی شما رسانه های مجازی هشترود  مخصوصا منتقد کاهش یافت . قرار بود نشریه ای برای هشترود چاپ شود  نه تنها این کار رسانه ای انجام نشد بلکه از تنها مطبوعاتی هشترود هم حمایت نشد .بنده خودم شاهد بودم که اقای محمدی برای موفقیت شما چقدر تلاش میکرد حال باید کرایه کشی کند واقعا جای شرم است .البته در این مورد بازهم در اینده خواهم نوشت .... و من عرض می کنم جناب اقای منصور بخشنده عزیز

مرتضی محمدی فرزند حاتم محمدی پیر مطبوعات هشترود سالهاست که با رنج اما شرافت و صداقت در عرصه روزنامه و مطبوعات فعالیت دارد ، مرتضی محمدی جوانی خوشفکر و خوشنام و زحمت کش است و صادق هم هست اما نقد این قسمت از سخن شما :(به بقیه کاری ندارم )

الف : اقای بخشنده کی و کجا قرار شده بود که اقای شیری برای هشترود نشریه ای چاپ کنند؟ هیچ قانونی وظیفه نماینده مجلس را انتشار نشریه معین ننموده است ! بلکه باید متقاصیانی باشند و دنبالش بروند و بعد بگویند که ما رفتیم ندادند و اقای شیری هم حمایت نکردند ! الان هم بدلیل ارزان بودن اینترنت و سایت تمامی خبرنگاران هشترودی تمایلی به انتشار نشریه نداشته و با راه اندازی سایتهای خبری فعالیت می کنند و اقای شیری هم تنها می تواند درتسهیل پروژه دریافت مجوز کمک کند  ! کما اینکه فراوانی سایتهای موجود در منطقه نشان از این رویه دارد.

ب: این سخن شما توهین به مرتضی محمدی است ! چرا که وی خبرنگار است و خبرنگار اگر وابسته باشد! دیگر بدرد لای جرز دیوار می خورد !!! محمدی  برحسب وظیفه و رسالت خبرنگاریش برای پیشرفت هشترود تلاش کرده ومی کند وهرگز خود راوامدار کسی نکرده و نمی کند !

ج: من خود شاهد بودم قبل از انتخابات مجلس پاکتهایی حاوی پول نقد و یا تراول و حتی کارتهای بانکی از طرف افراد مختلف برای وی ارسال میشد! ولی مرتضی با ذکر این مطلب که شرف خبرنگاری اش را با هیچ چیز در دنیا معامله نمی کند از دریافت ریالی حتی پشیزی خودداری نموده اند !

د: نشریه ای در هشترود به همت و تلاش و هزینه شخصی اقای مرتضی محمدی منتشر می شد !! این نشریه مستقل که بنده نیز در ان همکاری میکردم بعنوان نشریه اطلاعات هشترود برایگان توزیع می شد !! که تقریبا هزینه 4 صفحه یک نشریه در سال قبل برای اقای محمدی حدود 20میلیون ریال براورد می شد و مرتضی محمدی بیش از 10میلیون تومان برای ان نشریه ها هزینه کرده بود! اما بدلیل عدم حمایت بازاریان و کسبه و مردم ، وعدم استقبال از بخش اگهی های این نشریه بدلیل عدم کفاف هزینه ها وعدم تامین هزینه ها تعطیل شد و اقای مرتضی محمدی و یا هیچ یک از اهالی و حتی خود شما هم حتما انتظار ندارید که اقای شیری بیاید و ماهی دو میلیون به محمدی پول بدهد !!! چون انوقت رسالت و اصل بی طرفی اقای محمدی و نشریه زیر سوال می رفت !و شاید همین امروز شما می نوشتید اقای محمدی سخنگوی اقای شیری شده است نه نشریه ای برای هشترود !!

ه : مرتضی محمدی کار کردن را برای خود افتخار میداند !که اگر بنا بود مثل برخی ها با خبر و ... نان دربیاورد !! دیگر نیازی به اقای شیری نبود !! همان سالهای قبل که پاکتهایی که عرض کردم را می گرفت !! ولی می توانم قسم بخورم ، وی اگر انروز ان پاکتها را می گرفت ! امروز شما که از وی تمجیدانه تعریف و حمایت کرده اید فردا وی را یک خود فروخته معرفی میکردید !!! ولی مرتضی شرافت و صداقت روزنامه نگاری و خبرنگاری را با هیچ پولی عوض نمی کند

و : اقای شیری در راستای حمایت از اقای محمدی با حضور در دفتر نمایندگی و افتتاح ان محل و قول مساعدت و حمایت های اداری در راه ادامه مسیر کمک شایانی به اقای محمدی نمود ! حضور اقای شیری باعث شد که محلی که می خواستند به بهانه هایی تعطیل و تخریبش کنند ! الان تبدیل به دفتر مطبوعاتی و لوازم تحریر بشود !!

ح: فضای باز وبلاگ نویسی در هشترود بعد از انتخاب اقای شیری نشانه توسعه این بخش است ! اما اینکه وبلاگ منتقدی نیست ! خنده دار نیست که بگوئیم اقای شیری چون وبلاگ منتقد نیست شما مقصری ؟؟؟

این بخش از مطلب به مرتضی محمدی که تلاشی صادقانه و حلال دارد توهین است ، وی نمی خواهد زیرهیچ دینی برود و درستش هم همین است ، برای نشریه هم اگر شما و سایر دوستان واقعا خواهان انتشار نشریه ای برای هشترود هستید و تمایل دارید برای شهر خود اقدامی فرهنگی و رسانه ای خوب بکنید !! پیشنهاد می کنم که علاقمندان در همین وبلاگ امادگی خود را برای راهکارهای زیر اعلام کنند تا :

الف : تامین قسمتی از هزینه انتشار این نشریه که رایگان توزیع می شود و سود اوری ندارد !!شما و دوستان علاقمند تقبل بکنید که بی هیچ توقع سود دهی و یا وابستگی نشریه هرکدام مبلغی را تعهد کنیم تا با تامین مثلا 15میلیون ریال از 20میلیون ریال سال قبل به مرتضی محمدی کمک کنیم تا انتشار نشریه ادامه یابد !!!

ب: دوستان بازاری و کاسب هر ماه به اندازه 2.5 صفحه اگهی بدهند تا هزینه مابقی 20میلیون ریال تامین شود !!! (هرنفر 50هزار تومان برای یک هشتم صفحه مثلا ) یا اینکه ان مابقی را هم مثل بند الف تقبل کنیم

ج: لازم به یاد اوری است که این قیمت سال قبل است و با سوبسیدی که محمدی بدلیل سابقه اش برخوردارمی شد!! حساب شده است !!! و من از هزینه سال جدید خبر ندارم البته شاید با توجه به نرخ تورم این رقم دو برابر یا کمتر شده شده باشد !!

می بینید منصور عزیز همه چیز انطور که فکر می کنیم ؛ نیست !! برخی واقعیتها را باید دانست ! اینکه فقط قلم برداریم و بنویسیم قرار بود اینطور بشود انطور نشود !! کمی جفاست به خود قلم !!!!

مثلا همه میدانیم که بدلیل تحریمها و خیلی مسائل دیگر، اعتبارت کشوری برای بخشهای کلی کشور به 16درصد کاهش یافت ! یعنی پارسال از هر اداره ای بپرسید در قبال 100میلیون تومان اعتبار تخصیصی از استان یا مرکز !! فقط 16میلیون تومانش نقد شد و مابقی به حساب اداره ها واریز نشد !! یا بر اساس امار، بیکاری در کل کشور رشد فزاینده ای داشته است !!! یا اغلب طرحهای عمرانی در کشور بحالت رکود درامده اند !!! یا تولید در کشور عملا فلج شده است و..... !!!! اینها را می توان از بدشانسی های اقای شیری در ابتدای حضورش در مجلس بر شمرد ! بی تردید اگر اعتبارات دوران سازندگی که میلیارد میلیارد صرف پروژه های عمرانی میشدو هیچ سودی به هشترود از این پولها و اعتبارات نرسید   !!! پارسال هم بود شاید اوضاع فرق میکرد !!

در انتها مجددا عرض می کنم که بنده در این مطلب فقط و فقط در خصوص اقای محمدی و نشریه ای که بعنوان همکار ارتباط داشته ام نقدی بر سخنان اقای منصور عزیزم نوشته ام و سخنگو یا نماینده کسی نیستم !!

و از مرتضی محمدی بخاطر فعالیت صادقانه اش در کسب حال روزی و بدون وابستگی به فرد یا افرادی که رسالت خبرنگاریش را زیر پا میگذارد از طرف خودم تشکر می کنم

به بهانه معرفی شدن کابینه اقای دکتر روحانی حزب کارگزاران سازندگی را بهتر بشناسیم

حزب کارگزاران سازندگی یک حزب ایرانی است که توسط ۱۶ نفر از اعضای هیات دولت اکبر هاشمی رفسنجانی، در اسفند ۱۳۷۴ خورشیدی آغاز به کار کرد. سنگ بنای حزب کارگزاران درست در مقطعی گذاشته شد که یک سال از عمر دولت دوم رفسنجانی باقی مانده بود. کارگزاران نخستین حزب سیاسی در ایران بود که در درون دولت شکل گرفت.هسته اصلی حزب کارگزاران سازندگی را نیروهای سیاسی پرنفوذ استان کرمان تشکیل می دهند

در بهمن ماه ۱۳۷۴ شانزده تن از وزیران، معاونان و نزدیکان هاشمی رفسنجانی رئیس‌جمهور وقت ایران در بیانیه‌ای با عنوان «خدمتگزاران سازندگی» اعلام کردند در انتخابات مجلس پنجم حضور فعال خواهند داشت و فهرستی از کاندیداهای موزد حمایت خود را معرفی خواهند کرد. این اقدام با واکنش منفی شدید جناح راست رو به رو شد که این اقدام را دخالت قوه مجریه در قوه مقننه قلمداد کرده و وزرای امضاکننده بیانیه را تهدید به استیضاح کرده و حتی طرح بررسی کفایت رئیس‌جمهور در مجلس را مطرح کردند. در نهایت با فرمان رهبر جمهوری اسلامی، مبنی بر حضورنداشتن وزیران در این گروه غائله فروکش کرد و با حذف ۱۰ وزیر، به یک جمع ۶ نفره کاهش یافت که شامل ۵ معاون رئیس جمهور و شهردار تهران می‌شدند که با صدور بیانیه‌ای با عنوان «کارگزاران سازندگی» حضور خود را در عرصه انتخابات اعلام کردند. این گروه نهایتا با فشار شورای نگهبان فعالیت انتخاباتی خود را با عنوان «جمعی از کارگزاران سازندگی» سامان داد.

بدین ترتیب، حزب کارگزاران سازندگی ایران تاسیس شد. هرچند که محمدعلی نجفی، علاوه بر این ۶ نفر، در جلسات هیات موسس شرکت می‌جست. کارگزاران به دست محفلی از مدیران تاسیس شد که اغلب از ۳ استان کشور برخاسته بودند؛ کرمان، اصفهان و یزد. در روز تاسیس این حزب، مرعشی علاوه بر مدیران داخل دولت و اقوام نزدیک، از شماری از افراد چپ آن روز نظیر اسحاق جهانگیری، غلامرضا آقازاده، مهدی کروبی، سید محمد خاتمی و چند تن دیگر نیز دعوت به عمل آورد. اما از میان این جمع چهره‌های سرشناس چپ نظیر مهدی کروبی و محمد خاتمی به دلیل فعال بودن در مجمع روحانیون مبارز در آن جلسه و جلسات بعدی حزب حاضر نشدند. بعد از آیت‌الله هاشمی رفسنجانی که به عنوان پدر معنوی حزب یاد می‌شود و اصلیتی کرمانی دارد، حسین مرعشی، فائزه هاشمی (دختر رئیس جمهور)، محمد هاشمی (برادر رئیس جمهور)، علی هاشمی (برادرزاده رئیس جمهور)، محسن هاشمی رفسنجانی (پسر ارشد رئیس جمهور) و اسحاق جهانگیری نیز خاستگاهی کرمانی دارند. رضا امراللهی و فاطمه رمضان‌زاده نیز از منطقه مجاور کرمان یعنی یزد وارد حزب شدند. بعد از طیف مدیران کرمانی و یزدی، دومین حلقه پر نفوذ حزب را اصفهانی‌ها تشکیل می‌دهند که در این جمع دو نفر سرشناس ترند و هنوز هم به عنوان «مردان سایه رفسنجانی» گرداننده حزب هستند، این زوج غلامحسین کرباسچی و محمد عطریانفر هستند.

اعضای هیات مؤسس

شورای مرکزی

اعضای شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی به شرح زیر است:

۱-محمد هاشمی (معاون رئیس جمهور وقت ایران)(رئیس اسبق سازمان صدا و سیما)

۲-غلامحسین کرباسچی (شهردار وقت تهران)

۳-محمد علی نجفی (وزیر آموزش و پرورش دولت وقت)

۴-حسین مرعشی (پسر عموی همسر رئیس جمهور وقت)

۵-سید محسن نوربخش ( رییس بانک مرکزی در دولت وقت )

۶- عطاالله مهاجرانی (معاون حقوقی و پارلمانی رئیس‌جمهور وقت)

۷-فائزه هاشمی بهرمانی (نائب رئیس وقت کمیته ملی المپیک) رئيس شاخه زنان حزب[۱۱]

۸-رضا امراللهی (معاون رئیس جمهور وقت)

۹-مصطفی هاشمی‌طبا (رئیس وقت سازمان تربیت بدنی)

۱۰-علی هاشمی (مشاور وزیر نفت دولت وقت)

۱۱-محسن هاشمی (رئیس دفتر رئیس جمهور وقت و پسر وی)

۱۲-اسحاق جهانگیری (استاندار اصفهان در دولت وقت)

۱۳-غلامرضا فروزش ( وزیر جهاد سازندگی دولت وقت )

۱۴-رضا ملک زاده (وزیر بهداشت دولت وقت)

۱۵-محمد عطریانفر

۱۶-هدایت الله آقایی (معاون طرح و برنامه وزیر کشور دولت وقت)

۱۷-علی مصلحی

۱۸-سید حسین هاشمی (معاون امور اداری و مالی وزارت صنایع دولت وقت)

۱۹-اسماعیل جبارزاده

۲۰-عبدالناصر همتی (معاون سیاسی اسبق صدا و سیما)

۲۱-فاطمه رمضان زاده

۲۲-یدالله طاهرنژاد

خط مشی حزب کارگزاران سازندگی

این حزب دستیابی به فضای باز اقتصادی و توسعه پایدار اقتصادی را به عنوان زمینه ساز رسیدن به آزادی‌های سیاسی و اجتماعی می داند

شناسنامه حزب کارگزاران

حزب کارگزاران سازندگی

نشان موجود نیست.
دبیرکل و بنیانگذار غلامحسین کرباسچی
رئیس دفتر سیاسی محمد هاشمی
تاریخ تاسیس ۱۳۷۴
آرمان ها رفاه
آزادی
امنیت
ارگان مطبوعاتی روزنامه کارگزاران
نامزد انتخاباتی اخیر حسن روحانی
ملیت جمهوری اسلامی ایران Flag of Iran.svg











و خط مشی اصلاح طلبان به فرموده دکتر سید محمد خاتمی :

رسیدن به یک جامعهٔ مدنی و قانون‌مدار، دستیابی به مردم‌سالاری دینی و توجه ویژه به مشکلات جوانان هدف اصلاحات این جریان است .

تکذیبیه سایت هشترود نیوز و چند نکته !!

با توجه به اینکه مدیریت سایت هشترود نیوز مطلب را حذف نموده است و حتی مقاله عوامل را نیز حذف نموده است شبهه ای ایجاد شده است لذا بنده تصویر مطلب تکذیبیه را از سایت هشترود نیوز را نیز انتشار میدهم و حتی لازم باشد اصل مقاله و قسمت نظراتش را نیز برداشت نموده ام ./.


شما می توانید برای وضوح بیشتر اینجا را کلیک کنید - اینجا ببینید

در ابتدا بخوانید تکذیبیه سایت هشترود نیوز را :

اخیرا در یکی از پست های منتشر شده در سایت در مورد جریان انحرافی در هشترود عده ای شروع به شایعه پراکنی در مورد ذکر  اشخاص خاص کرده اند . تا از آب گل آلود ماهی گرفته  و انتقام جریان خاصی را از سایت هشترود نیوز بگیرند .

یکی از این اسم ها ، نام  نماینده شهرستان هشترود جناب آقای شیری است .که در قسمت نظرات توسط فردی با کلمات ” ش .غ ” نوشته شده که ما کاری به منظور نویسنده نظر نداریم . ولی اخیرا این کلمات به غلط به آقای شیری نماینده شهرمان ربط داده شده است  که شایان ذکر است همانطور که در یکی از پست های دو سال پیش نوشتم  ایشان یکی از نیرو های معتقد ، مومن و انقلابی در شهرستان می باشند. که همه کاملا با روحیات وی آشنا هستند و ربط دادن وی به این پست در حد یک طنز است .  و بنده به صراحتاً که لازم نیست (چون همه ایشان را می شناسند )  به عنوان  تایید کننده نظر و نویسنده مقاله تمامی شبهات در مورد این نام را در قسمت به قسمت پست را تکذیب می کنم . همانطور که در قسمت نظرات این پست نیز این نام را  تکذیب کرده ام .ثانیا برای اذهان آگاه لازم به توضیح در  این مورد وجود ندارد !!

ولی با عده ای بی سواد که اقدام به شایعه پراکنی در مورد این مطلب کرده اند می خواهم بگویم همانطور که در آن پست نوشته شده شما سواد سیاسی ندارید چون همه آقا شیری نماینده زحمت کش شهرمان را می شناسند . و با توجه به روحیه و تفکری که از ایشان سراغ دارم حتما این کار شما را به حساب بی سوادیتان خواهند گذاشت . باشد که رو سیاهی تا آخر عمر برایتان بماند.

بسیار به موقع جواب دادند ! هرچند هنوز هم ابهامات باقی است ! ولی خوب تا حد قابل قبولی روشن نمودند که منظور ایشان در مقاله " عوامل جریان انحرافی در هشترود را بهتر بشناسیم " اقای شیری و جریان وابسته به ایشان نیستند (چون هیچوقت جریان وابسته به اقای شیری ! اقای شیری را تخریب نمی کنند و حال چه کسانی در پی تخریب اقای شیری هستند و چرا ؟ اظهر من الشمس است و بماند - چنانچه بنده و دوستانم نیز هرگز به تخریب اقای شیری نمی پردازیم ) و ما هم اینرا به فال نیک میگیریم و البته ایشان نوشته اند انتقام جریانی خاصی را از هشترود نیوز بگیرند که با توجه به اینکه مدیر سایت هشترود نیوز از عوامل ستادی اقای شیری بوده اند ! لذا معلوم نیست که جریانهای مخالف اقای شیری مد نظر ایشان هستند یا نه ؟ امری که هنوز در پرده ای از ابهام قرار دارد ( من قویا اعتقاد دارم که جریانی به نام جریان انحرافی در هشترود وجود ندارد ! در هشترود هیچ کسی ضد ولایت فقیه نیست و همه مردم مومن و تابع نظر ولایت می باشند این نظر شخصی من است والبته نظر نویسنده مقاله هشترود نیوز برای خودشان محترم می باشد )

با توجه به اینکه نویسنده هشترود نیوز قویا اقای شیری وبه تبع ان همانطور که توضیح دادم جریان وابسته به اقای شیری را از اتهام انحرافی بودن رد نموده و تاکید نموده اند که بهیچ عنوان اقای شیری مد نظرشان نبوده اند !! ما نیز حرفی  نداریم و خوشحالیم که خود نویسنده از ما برائت جسته اند و این مصداق همان ضرب المثل ترکی که " دوزه زاوال یوخدی " می باشد و شاکریم خداوند رحمان و رحیم را که کسی را برای خود الگو قرار داده ایم که فردی متعهد و مومن و انقلابی و معتقد به ولایت فقیه می باشد و ما نیز به نوبه خود شاگردی نموده و سعی می کنیم با الگو برداشتن از چنین فردی زمینه های فردی خود در این زمینه ها را تقویت کرده و معتقد تر از گذشته برای تعالی نظام تحت لوای ولایت فقیه تلاش کنیم .

ولی از لحاظ قانونی و حقوقی دادستان محترم شهرستان ودیگرمجریان گمنام و زحمتکش ذیربط هستند که حال باید بدنبال عوامل جریان انحرافی در هشترود که از سرکرده جریان انحرافی پول کلانی گرفته است بگردند ! چون جریان انحرافی جریانی ضد ولایت فقیه است ! و اگر پولی رد و بدل شده است و کسانی در جریان دریافت این پولها هستند و انرا به وزارت اطلاعات گزارش نمیدهند از لحاظ قانونی تخلفی را مرتکب می شوند ! لذا هرچه سریعتر این افراد را به مقامات رسمی و مسئول معرفی کنند تا جلوی انحراف جامعه گرفته شود .

اصلاح طلبان اعتدال گرای هشترود از همان بدو امر با فهم معنی درست اصلاح طلبی یعنی فعالیت سیاسی برای بهبود شرایط و اصلاح قوانین با قبول اصل حاکمیت نظام و ولایت فقیه ، همیشه راه خود را از هرگونه افراط و افراطی گری جدا نموده اند و هشترود در هیچ برهه ای از این اصلاح طلبان معتدل صدمه نخورده است . اصلاح طلبانی که با لیدری سید محمد خاتمی و در زیر سایه پرچم مقدس جمهوری اسلامی ایران به رهبری مقام معظم رهبری همیشه به ارامش و اتحاد و وحدت و تصمیم به خرد و عقل جمعی پای بند بوده و شعار خود را اعتدال درر فتار ، تدبیر در گفتار ، امید به سرفرازی بیشتر ایران اسلامی دانسته و میدانند .

به نوبه خودم از اقای اسکندری که هم در وبلاگ خود بنده " در قسمت نظرات "و هم در سایت خودشان رسما اقای شیری و و به تبع ایشان بنده و دوستان اصلاح طلب معتدل را از این اتهام مبری نموده اند! تشکر می کنم !

یادداشتی شخصی به بهانه مراسم تحلیف دکتر روحانی

امروز مراسم تنفیذ حکم ریاست جمهوری دکتر حسن روحانی برگزار می شود و مقام معظم رهبری مطابق با قانون و طی حکمی حکم ریاست جمهوری را تنفیذ می کنند و فردا در مجلس شورای اسلامی دکتر روحانی طی مراسمی بعنوان رئیس جمهور دولت جدید سوگند یاد خواهد کرد لذا بهانه ای شد برایم که مطلبی بنگارم

فردا در مراسم تحلیف اصلاح طلبان غریب هستند اصلاح طلبانی که برای انتخاب دکتر روحانی از خود دکتر روحانی بیشتر تلاش کردند ، حس مسئولیت پذیری دکتر عارف قهرمان ایندوره انتخابات در کناره گیری به نفع اصلاح طلبان و اجماع اصلاح طلبان برای حمایت از دکتر روحانی و تلاش بی نظیر وبی بدیل دکتر سید محمد خاتمی در این عرصه برکسی پوشیده نیست ! اما فردا اصلاح طلبان در مراسم تحلیف بی کس ترین گروه هستند ! فردا اصلاح طلبان در حالی به تحلیف خواهند نگریست که حتی دکتر روحانی اراده نکرد تا برای حضور سید اصلاحات و پرچمدار اصلاحات گامی بردارد ! خاتمی فردا نیست اگر خاتمی نیست پس اصلاحات هم نیست !! چقدر اصلاح طلبان فردا احساس غریبی خواهند کرد در کشور پهناور ایران !! فردا یک چشم اصلاح طلبان پر از اشک است و چشم دیگر خندان ! اشکشان نه برای سهم خواهی که برای غریبی فرزند زهرای اطهر است رئیس جمهور 8ساله ایران که فردا در هیاهوی سیاسی حضور ندارد! هرچند سایه خاتمی بر سر مجلس و مراسم تحلیف سنگینی خواهد نمود ! سنگینی به بهای عذاب وجدان !! خاتمی چون نیست پس اصلاح طلبان هم نیستند !!! هرچند اصلاح طلبان با چشم خندانشان به امید تدبیر و امید دولت دکتر روحانی و سرافرازی بیشتر ملت ایران و نام ایران اسلامی بر تارک دنیا خواهند نشست و غم غربتشان را با امام غریبشان رضا تقسیم خواهند کرد

فردا در ایران سیاسی در سیاست ایرانی جای اصلاح طلبان خالی است ! در این بازی سیاست اصلاح طلبان غریبترین و تنهاترین خواهند بود ، و تنها ترین سردار اصلاحات نیز خاتمی خواهد بود !

سید عزیز دکتر محمد خاتمی ، در این هیاهوی سیاسی ، باشی یا نباشی ؛ مهم نیست چون در دل ما جا داری ! تدبیر تو امید را به ما بازگرداند تا در سایه لوای ولایت نام ایران و تمامیت و استقلال ایران و عالیترین نوع مردمسالاری در ایران را به نمایش بگذاریم ! درود بر رهبری ، سلام برخاتمی ، پاینده باد عارف و اقای دکتر روحانی سلام عصر بخیر ! پاستور مبارکتان باد !!!

اما در این وانفسای بی کسی و تنهایی اصلاح طلبان در ایران اسلامی ، عده ای در هشترود چنان فکر می کنند که اصلاحات بر اصولگرایی پیروز شده است ! عده ای فکر می کنند اصلاح طلبان کابینه میدهند ! عده ای فکر می کنند بخشدار و فرماندار و معاون اصلاح طلب خواهیم داشت ! عده ای فکر می کنند مجلس دهم مجلس اصلاحات خواهد بود !!!

خدایا تو شاهد باش فردا همه اصلاح طلبان واقعی در مراسم تحلیف سایه حضور مردی که تدبیرش باعث امید و امیدش باعث حضوری پر شکوه و حضور پرشکوه باعث سرافرازی بیشتر ایران شد را خواهند دید و به احترامش همه ایران ، همه ایران اسلامی فردا سرپا خواهند ایستاد و باهم خواهند خواند

یار دبستانی من ، با من و همراه منی  

چوب الف بر سر ما، بغض من و آه منی

حک شده اسم من و تو، رو تن این تخته سیاه  

ترکه ی بیداد و ستم ، مونده هنوز رو تن ما

دشت بی فرهنگی ما هرزه تموم علفاش 

 خوب اگه خوب ؛ بد اگه بد ، مرده دلای آدماش

دست من و تو باید این پرده ها رو پاره کنه 

 کی میتونه جز من و تو درد مارو چاره کنه ؟

یار دبستانی من .......

 

جوابیه ای برای ادعای سایت هشترود نیوز

مدیر سایت هشترود نیوز در مورخه 10 مرداد ماه 92 مطلبی را تحت عنوان "عوامل جریان انحرافی در هشترود را بشناسید" مرقوم فرموده اند و در بخش نظرات اسامی بنده و یکی از دوستان را آورده اند و ایشان نیز تائید نموده اند که بنده به رسم ادب و با اعتقاد به آزادی بیان در فضای رسانه ای ، در جواب این دوست عزیز و برای روشن شدن اذهان این مطلب را نوشتم .

ایشان از کلمه "انحرافی "استفاده نموده اند که به نظر این حقیر این کلمه بار معنایی بسیار سنگینی دارد و اگر ایشان بنده و دوستان را جریان انحرافی معرفی می کنند ، حتماً باید دلایل خود را نیز به طور مشروح بیان کنند در غیر این صورت به کار بردن این عبارت یک توهین و افترا تلقی شده و کسی که مدعی فعالیت در حرفه  خبر نگاری است ، باید پاسخ گوی این رفتار ناصحیح خود باشد.

دوم این که ایشان در بخش نظرات ، عنوان نموده اند که هدفشان دوستان و جمع 20 نفره ای که در جلسه اصلاح طلبان جمع شده اند نیست ، که در این صورت ایشان باید روشن سازند که اگر هدفشان فقط من هستم ،آنوقت مشمول عبارت "عوامل جریان" نمی شوم ، پس این عوامل این جریان  چه کسانی هستند؟

سوماً آقای محترم شما باید هدفتان از به کار بردن عبارت "انحراف یا منحرف ، را بیان کنید. چرا که عبارت "منحرف" دامنه معنایی وسیعی دارد. از انحراف جنسی : مثل همجنس بازی و لواط و دیگر آزاری و خود آزاری گرفته تا انحرف مذهبی : مثل ارتداد و شرک تا انحراف اجتماعی و اقتصادی : رباخواری و شراب خواری وانحراف های اخلاقی و رفتاری دیگر که بعضی از آنها از گناهان کبیره محسوب می شوند مثل : لواط و ربا خواری و...

چهارماً آقای خبرنگار که در اکثر علوم سر رشته دارید و حتماً به اقتضای حرفه خبرنگاریتان از همه جا خبر دارید و حتماً می دانید که عواقب بیان یک خبر ناصحیح  چیست؟ شما عنوان نموده اید که سر کرده این جریان در گذشته از جاهایی معلومی پول گرفته اند حتماً  خوشحال می شویم که بفرمائید که جریان این پول چیست؟ و از کجا آمده و به کجا رفته؟ و این سر کرده کیست؟

پنجماً از قول آیت اله هاشمی  این جمله را آورده اید:” راه برایشان با رأی مردم بسته شد، ولی نخ و ماسوره زادگاهشان در کارگاه دگم‌اندیشی متحجران برجاست .که بنده هرچه در فضای مجازی گشتم این جمله و نام آقای هاشمی را نیافتم خوشحال  می شوم منبع این جمله را بنویسد و الا منتسب کردن این جمله به یک شخصیت ملی صحیح نیست.در ضمن توضیح دهید این جمله چه ارتباطی به جریان موسوم به جریان انحرافی در هشترود دارد.(ظاهرا که سرکرده آن 26 هزار را دارند )

ششماً شما نوشته اید : " مهم‌ترین هدف جریان انحرافی ناکارآمد نشان دادن مدیریت انقلابی و ولایی است” آقای محترم شما که انقدر این جریان و عواملش را می شناسید و به هدفشان آگاهی دارید ، برای مشخص شدن و جلوگیری از تسلط این جریان بر مدیریت شهرستان ، آنها را معرفی کن ، حتماً این کار را بکن ، برای اینکه اگر این کار را نکنی جرم بزرگی را مرتکب می شوی.

در نهایت دوست عزیز که مدعی سواد سیاسی هستید، آگاه باشید که خدایی بالای سرتان است  که بر اعمال ما نظارگر بوده و به خوبی تشخیص می دهد که در نیت و دل تک تک ما چه می گذر، او خوب می داند که چه کسانی رنگ عوض می کنند و چه کسانی با چه نیتی روز خودآغاز و شب خود را به پایان می برند.بر ما وظیفه نیست که برای دلخوش کردن عده ای ، اقدام به نیت خوانی و توهم پراکنی کرده و به دیگران تهمت و افترا بزنیم.خداوند تبارک و تعالی می فرمایند:

(قُلْ یا أَهْلَ الْکِتابِ لا تَغْلُوا فِی دِینِکُمْ غَیْرَ الْحَقِّ وَ لا تَتَّبِعُوا أَهْواءَ قَوْمٍ قَدْ ضَلُّوا مِنْ قَبْلُ وَ أَضَلُّوا کَثِیراً وَ ضَلُّوا عَنْ سَواءِ السَّبِیلِ») بگو: اى اهل کتاب! در دینتان به ناحقّ غلوّ نکنید و به دنبال خواهش‏هاى گمراهانِ پیش از خود نروید، که آنان افراد زیادى را گمراه کرده و از راه راست گمراه شده‏اند. (مائده، 77)

 

 

کلوخ انداز را پاداش سنگ است؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

یکی از دوستان که اتفاقاً دبیر هم تشریف دارند برایم اس ام اسی فرستاد با این مضمون که : این جلسات را که شما تشکیل می دهید ، در راستای هویت یابی و تشکیل گروهی به نام ستاد آقای دکتر روحانی ، دامن زدن به نفاق است و شما این کار را برای تفرقه انجام می دهید و ال است و بل است و الا آخر... در آخر پیامش مصرعی از "سعدی " شیرین سخن آورد که ، انگیزه ای شد برایم تا این مطلب را بنویسم .ایشان مرقوم فرموده  بودند که "کلوخ انداز را پاداش سنگ است" که بهتر است یاداور شوم این مصرع ، مصرع دوم  بیت : بگفتا ای برادر این نه جنگ است - کلوخ انداز را پاداش سنگ است.

حال دلیل اینکه چرا این دوست عزیز این شعر را برایم فرستاده بود متوجه نشدم ،آیا ایشان جوابی محکم برای من در آستین دارند و یا اینکه بنده به ایشان ضربه ای ، کلوخی انداخته ام که پاسخم را با سنگ خواهند داد ، واقعاً نمی دانم. ولی در ذهنم سوالاتی مطرح شد که ، خواستم آنها را مطرح نمایم و به کمک نظرات شما برایش جوابی پیدا کنم.

آیا همه ضرب المثلها و یا شعر ها و امثال و حکمی که در تاریخ ادبیات ما خواستگاه مشخصی دارند، می توانند در زندگی حال حاضر ما ، معنی و مفهوم داشته باشند و آیا ما به راحتی می توانیم این امثال و حکم را به زندگی و جامعه کنونی خود تعمیم دهیم و اینکه تعمیم دادن این گونه امثال برای بیان اهداف ، نشانگر کدام وجهه از شخصیت ماست؟

در این راستا به مثالهای زیادی برخوردم ، مثل : "جواب های هوی است" یا "گر خواهی نشوی رسوا هم رنگ جماعت شود" و یا " دوری و دوستی " یا " ترک عادت موجب مرض است" و خیلی امثال دیگر که بنده در ذهنم نیست.بی شک هر یک از این امثال و حکم ها و یا اشعار در زمان مشخص و در موارد خاصی گفته شده و به مرور زمان تبدیل به مثلی شده در بین مردم.ولی مسئله این است که استفاده از این امثال نشانگر چیست؟ و آیا قبل از استفاده از این مثلها نباید ، استفاده کننده این مثلها تفکری نموده و جایگاه استفاده از این مثل را بررسی کند؟

برای نمونه ضرب المثل " دوری و دوستی " یعنی اینکه هرچقد دو انسان که سابقه شناخت قبلی و دوستی باهم داشته اند، از هم دور باشند دوستی آنها پایدار تر خواهد بود. آیا به راستی این مثل از دید شرعی با "صله رحم" در تضاد نیست؟ آیا روانشناسی روابط بین فردی که می گوید : انسانها در اثر مجاورت شباهتهایشان بیشتر شده و شناخت و عاطفه آنها نسبت به هم عمق پیدا می کند در تضاد نیست؟ بی شک همین طور است ولی چرا این مثل به راحتی در بین ما استفاده میشود ، بیانگر خیلی از مسائل فرهنگی است که نیار به بررسی دارد.

یا این مثال که می گوید: " ترک عادت موجب مرض است" خواستگاه تاریخی این مثل دقیقا مشخص نیست ولی عقلاً نمی تواند صحیح باشد .برای مثال: آیا ترک عادتهای زشتی مثل دروغ و غیبت و ریا و تهمت و بخل و حسادت و اعتیاد و غیره موجب مرض می شود یا وارستگی ؟

و همچنین مثال معروف :"خواهی نشوی رسوا -  هم رنگ جماعت شود" آیا صحیح است در یک جمع که ره به سوی تباهی دارند، آدمی با آن جماعت ،همرنگ شود؟ آیا رسوایی بهتر است یا هم رنگ شدن با جماعتی که راهشان به بیراهه است؟ اگر انبیاء ، فیلسوفان ، علما ، روشنفکران و مصلحان اجتماعی و قهرمانان هم رنگ جماعت می شدند ، می توانستند تاریخ را بسازند؟ بی شک نه.....!!

مصرع دوم شعر فوق الذکر سعدی (کلوخ انداز را پاداش سنگ است) در بهبوهه انتخابات مجلس توسط یکی از کاندیداهای محترم مرسوم شد و در شهرما ، بر روی زبانها افتاد. ولی متاسفانه کسی از ایشان نپرسید که چرا باید این مصرع که در شعر سعدی ، گویا در حالت جنگی و برای بیان ویژگی نزاع و درگیری سروده شده است ، در عرصه فعالیت سیاسی و اجتماعی به کار گرفته شود؟ به کار بردن و جاری و ساری شدن چنین ضرب المثلی  در بین ما هشترودی ها بیانگر کدام  یک ازویژگی های شخصیت ماست ؟ که وقتی فردی با غیظ و هیجان این ضرب المثل را با صدای بلند فریاد می زند ، شور واحساس ما را چنان به غلیان می آورد که بعد از یک سال و اندی این مصرع را در زندگی عادی خودمان تبدیل به ضرب المثل می کنیم؟ ایا فرهنگ حاکم در شهر ما ، فرهنگ " جواب های هوی است" می باشد؟ آیا واقعاً پاداش کلوخ انداز سنگ است؟ و اگر کسی کلوخی انداخت ، با سنگ جوابش را بدهیم ؟ و اگر سنگ انداخت ، جوابش را با گلوله؟ آیا نمی شود این مصرع  را سوالی مطرح کرد؟ به طوریکه بیانش نشانگر مخالفت فرهنگ ما با این مثل باشد : کلوخ انداز را  پاداش سنگ است؟ پس روحیه صلح طلبی ، پاسخ گویی و صلح و دوستی کجای فرهنگی اسلامی – ایرانی ما جای خواهد داشت؟

 

 

واعظان کین جلوه در محراب و منبر می کنند چون بخلوت میروند ان کار دیگر می کنند

واعظان کین جلوه در محراب و منبر می کنند

چون به خلوت میروند ان کار دیگر می کنند

مشکلی دارم زدانشمند مجلس باز پرس

توبه فرمایان چرا خود توبه کمتر می کنند

اینروزها همه مون داریم یک نسخه ای تمام عیار از خواسته هامون را برای شورای شهر می پیچیم ! البته با یک تفاوت کوچولو !!!! که عده ای بهترین شهر ! را برای شهر ! می خواهند و عده ای بهترین خود ! را برای شهر ! می خواهند و همین تفاوت اندک باعث شده تا انهایی که بهترین خود ! را برای شهر ! می خواستند و تا دیروز مدافع شورا بودند و بنده را به هزار و یک برهان قاطع و خلف دشمن شورا و شهر برمیشمردند !!! امروز که بهترین خود را از شهر دور ! و منافع خود را در خطر می بینند !!! داد و فغان براه انداخته اند و شعار ، شعار تا عمل سرمیدهند !!!

وقتی چندی قبل نوشتم اعضای شورا اختلاف دارند ! همین اقایان انواع هجمه ها را بر سر بنده خراب نمودند، که ای داد ! تو گماشته ای و دستمال .... و فلان !! چه شده است ؟ از دیروز تا امروز ؛ که شما واعظان دیروزی روی منبر که خطابه های بلند بر علیه من حقیر می نوشتید و می خواندید  !!!! امروز دم از نفاق و اختلاف اعضای شورای شهر میزنید! حرفهایی که 50روز قبل من می گفتم !!!

اهان ، چون من سوادم کمتر از شماست و موقعیت اجتماعی ام به زعم شما کمتر از شماست  !!! پس حرف من نفاق بوده و شما که الان بعد از 50روز به حرفهای دو ماه قبل من رسیده اید !!! حجت را می گوئید !

اعضای شورای شهر ما کم تجربه اند در امر شورا ، ولی اختلاف نظراتشان روز بروز با انتخاب هئیت رئیسه موقت رو به کاهش است !! خواهشا نسخه های شعاری برای انها ننویسید ! قرار نیست چون شما فکر می کنید شمائید !!! انها تسلیم شما باشند !!! گزینه های خود را معرفی کنید! اما انتخاب را برایشان ازاد بگذارید !! همه شهر ؛ همه این 20هزار نفر حق دارند !!! گزینه معرفی کنند !! اما فقط ان 5 نفرحق انتخاب دارند !

بارها و بارها من نوشته ام و چندین گزینه هم معرفی کرده ام ! اما هرگز انتخاب نکرده ام ! شما یکبار بدون هماهنگی 3 عضو دیگر شورا یک نفر را انتخاب کردید و اتفاقا از شهر دیگری هم دعوتش نمودید و حالا چون تیرتان بسنگ خورده از تریبون شورای چهارم تبدیل شده اید به منتقد شورای چهارم ! از یکطرف اقای ایکس را از فلان شهر دعوت می کنید و شهردارش می نامید و از سوی دیگر سعی دارید با هزار استدلال شهردار فعلی را به شورا معرفی نمائید ! خود نیز در خود مانده اید !!

دوستان ادیب و دانشمند من ، عالیجنابان خاکستری پوش هشترود ، شورای شهر اختلافاتی داشت که قبلا بنده اشاره کرده بودم و خوشبختم که ان چیزی را که من دوماه قبل دیده بودم و حس کرده بودم شما فضلا و ادبا و دانشمندان امروز به ان رسیده اید !! این مایه افتخار من است !! اما همین من حقیر ، امروز به شما می گویم ! چون گزینه شما رد شده است خواهشا سعی نکنید تا شورایی را که تازه به هارمونی هایی برای بهتر بودن رسیده است را تخریب کنید ! اختلاف نظراتی دارند و اتفاقا همین اختلاف نظرشان است که انها را پخته تر و انتخابشان را بهتر خواهد نمود ! اما اینکه هرکدام براهی میروند ! کم لطفی شماست به دلیلی که گفتم ! شورای چهارم قبل از انتخاب هئیت رئیسه شورای منتخب درهم بود و هارمونی و هماهنگی را نداشت !!! اما بلطف تجربه افرادی مثل ولی پور و مصطفی پور و رضانژاد و فهم خوب دوستان جوانم در شورا الان بهتر شده اند !!!! نه اینکه به کمال رسیده اند ! نخیر !! ولی انطور هم که شما با بوق کرنا می دمید هرکدام براهی میروند ! نیست !!! اتفاقا امروز خیلی بهتر از انروزی که من اینها را گفتم هستند !! شما هم گزینه تان را معرفی کردید و خوب رد شد و اتفاقا بارها هم تاکید نمودیم که ایشان فردی شایسته هستند! اما شهرداری شایسته نخواهند بود ! چون لزوما هر ادم خوبی مدیر خوبی نخواهد بود !

شورای چهارم دارد تلاش می کند و خواهشا اگر برای وبلاگ و سایت خود دنبال مطلب هستید از هزاران مشکلات این شهر بنویسید از بیمارستانی که متخصص زنان و زایمان ندارد ! از ابی که ارسنیک فراوان دارد ! ولی در این چند روز (یکماه ) از شورا ننویسید و اجازه بدهید این منتخبان ملت کارشان را انجام دهند !! لطفا نسخه های شعاری برای شورا نپیچید ! بسیار ممنون می شویم !!

حمله شخصی

 بنده گاها نظراتم را بصورت مطلب انتقادی یا مقالات اجتماعی می نویسم و همیشه هم در اول یا انتها تاکید می کنم که نظرات شخصی خودم است و حتما اصرار ندارم که درست باشد !!! اما بالاخره نظر است و منهم به همان اندازه که اقای فلانی فکر می کند حق دارد ! حق دارم که نظر بدهم و لزوما هم نظراتم غلط نیستند ! بدلیل اینکه بیشتر از اقای فلانی با مردم معاشرت دارم و نظرات من برایندی از افکار عمومی جامعه می باشد در حد ارتباطاتم !!! مگر اینکه این عده معتقد به دیکتاتوری و استبداد فکری بوده و مدعی باشند که فقط خودشان یا افرادی که از نظر انها مقبول هستند می توانند نظر بدهند و یا بطور واضح از نظر انها فقط خودیها می توانند نظر دهند ! که در انصورت بنده حرفی ندارم و بهیچ عنوان دیکتاتوری و استبداد از هر نوعی که باشد را قبول ندارم !! مثال زیر را ببینید

نظر خواننده ای بنام هشترودی : " راستش در برخورد با مسایل مختلف معمولا کسانی که دارای سطح سواد و وجهه ی اجتماعی بالانری هستند بیشر در بین مردم مورد قبول هستند شما هم بهتر است ابتدا خوذتان را به سطح سواد و جایگاه احتماعی آقای یعقوبی برسانید سپس ایشان را نقد کنید
اگر متن را درست بخوانید مشخص است که منظور ایشان از شهردار جدید شهردار فعلی است پس الکی به فکر تخریب این بزرگوار نباشید"

این یک نظر است که از وبلاگها تلخکهای هشترود لینک شده است ! بگذریم !

این اقا در نقد مطلب من مغالطه نموده است ! چرا ؟

الف : سعی نموده تا بنده را بیسواد و بدون وجهه اجتماعی معرفی کند تا در اخر نتیجه گیری اش راحت باشد ؟!

ب: سعی نموده بنده را تحقیر کند تا به نتیجه دلخواهش برسد ؟!

ج: دقیقا عین حرف مرا نوشته و سپس مرا متهم نموده است !! در حالیکه همانطور که من نوشته ام ؛ اقای شهردار فعلی هنوزشهردار جدید نیستند و منظور اقای یعقوبی از شهردار جدید اگر این حرف باشد ! بخاطر درگیری ذهن خودش است و این تخریب نیست !! چون در عمل  و واقعیت نیز فعلا اقای موسوی شهردار جدید نیستند و چون نیستند پس اقای یعقوبی نمی توانسته ان مطلب را بنویسد ، که فشار به ترکیب شورا برای تعویض شهردار جدید ...... !!؟ چون شهردار جدید انتخاب نشده است و این تنها ذهن نویسنده است ! که تمایل دارد شهردار فعلی شهردار فعلی شهردار جدید هم باشد! پس بازهم تخریبی در کار نیست !! و منهم اشاره کرد ام که این جمله حاصل درگیری ذهن نویسنده است!!!

اما به اینطور نظرات ، که نویسنده انها سعی می کنند با مغالطه اصل مطلب را تحت تاثیر قرار دهند و با ادبیاتی زشت ، مطلب را تحت شعاع قرار دهند را حمله شخصی می نامند ! که مشروح انرا از ویکی پدیا بشرح زیر بخوانید و سپس با این نظر مقایسه کنید !

 حملهٔ شخصی مغالطه‌ای است که در آن از بد بودن رفتار یک فرد!!! نتیجه گرفته می‌شود که ادّعایی که او مطرح کرده‌است  ! نیز نادرست است ! (البته این به معنای تائید جمله ان نظر دهنده محترم نیست )

  • مغالطه توسل به شخص را اگر به صورت منطقی بنویسیم چنین خواهد بود:

شخص الف گزارهٔ " د " را مطرح می‌کند.

شخص الف شخصی با رفتار(ها)ی بد است.

نتیجه گرفته می‌شود که " د" نادرست است.

در پشت این مغالطه ، تصور خطایی نهفته است ! که بر اساس آن امکان ندارد ! یک درست از سوی کسی که موقعیت اجتماعی، سیاسی یا علمی مناسبی ندارد و یا انگیزه‌های بدی دارد، ارائه شود ! و برعکس امکان ندارد یک عقیده نادرست و غیرمستدل ! از سوی یک شخصیت مهم ! که دارای موقعیت مناسب علمی است، ارائه شود.

  • مغالطه حملهٔ شخصی ، فقط مربوط به ادّعاها و سخن‌ها نیست ؛ بلکه در مورد رفتارها نیز به کار می‌رود:

الف ریشش را می‌تراشید.

الف انسان بدی بود.

تراشیدن ریش نادرست است.

انواع حمله شخصی : توهین

این مغالطه زمانی رخ می‌دهد که شخص استدلال معینی اقامه می‌کند و درباره موضوعی، سخن می‌گوید و دیگری که از پیش با او خصومت و دشمنی داشته، به جای نقد، ناسزا درباره شخصیت وی تحویل می‌دهد و می‌کوشد با مخدوش کردن شخصیت او و منفور ساختن وی، استدلالش را باطل نماید. جنبه مغالطی توهین در آن است که اصل استدلال کنار نهاده شده و معیار دیگری برای نقد ادعا به کار گرفته شده است که منطقاً هیچ ارتباطی به ادعا ندارد:

·         هنوز هم هستند کسانی که می‌گویند عراقی شاعر بزرگی‌است؛ در حالی که دیگر در تاریخ ادبیات ما مسلم است که عراقی انحرافات جنسی داشته است.

·         چطور محمد را به پیامبری می‌پذیرید در حالی که او تنها یک چوپان بوده است.

مغالطه از طریق منشأ

این مغالطه زمانی رخ می‌دهد که شخصی برای رد یک سخن، آن را به یک شخصیت مذموم تاریخی نسبت دهد و بگوید «اولین بار او این سخن را گفته است» و بکوشد تا از منفی بودن آن شخصیت تاریخی ، خطا بودن آن سخن را نتیجه بگیرد.  پیش‌فرض نادرست این مغالطه آن است که سرمنشأ یک عقیده و رأی در درستی آن مؤثر است ؛ در حالی که گاه افراد عادی و بی‌سواد عقاید عالی !!! اظهار کرده‌اند و دانشمندان بزرگ دچار خطاهای بزرگ شده‌اند .!!!

·         من با این که رهبران مذهبی محافظ شخصی داشته باشند، مخالفم. فراموش نکنید که اولین کسی که در اسلام محافظ شخصی داشت، معاویه بود.

توهم چنینی

در این مغالطه، به جای توجه به سخن و ادله موافق و مخالف آن، به گوینده توجه شده و سعی می‌شود !! مورد نقضی در اعمال و رفتار گوینده یافت شود!! تا بدین‌سان هم خود گوینده و هم گفتارش تخطئه شود!!! این مغالطه به دو شکل رخ می‌دهد:

 یکی، بیشتر در جایی به کار می‌رود که کسی خطایی را به انسان تذکر می‌دهد و شخص در جواب او می‌گوید: « خودت هم مرتکب این خطا شده‌ای»؛ در حالی که جمع دو نادرست هرگز یک درست نمی‌شود.

 دیگر آن که سعی می‌کند برای نقد سخن کنونی شخص، مورد ناسازگاری از گفتار پیشین او بیابد و به او بگوید خودت هم این حرف را قبول نداری؛ زیرا موضع قبلی تو چیز دیگری بوده است؛ در حالی که باید دانست که موضع‌گیری‌های پیشین فرد هیچ تأثیر منطقی در درستی عقیده‌های امروزش ندارند،

زیرا اولا ممکن است شخص در عقیده‌های پیشینش تجدیدنظر کرده باشد. برای فهم درستی یک گزاره، باید آن گزاره را بررسی کرد !!!! نه بیان‌کنندهٔ آن را !!!!!

تقصیر عضو پیوسته

در این مورد نقدکننده به دلیل شباهت گفتار شخصی به دیگر طرفداران آن استدلال ، به شخص حمله می‌کند. حالت کلی این استدلال چنین است:

شخص الف مدعی " پ" است.

گروه " ب " مدعی " پ" است.

پس شخص " الف " عضو گروه " ب " است.

  • این مغالطه می‌تواند حالت دیگری باشد:

شخص " الف " مدعی  " پ " است.

گروه " ب " مدعی " پ و ت " است.

پس شخص " الف " مدعی "  ت " است.

  • این مثالی برای این مغالطه:

تو می‌گویی فاصله طبقاتی غیرقابل قبول است. کمونیست‌ها هم همین حرف را می‌زنند. تو کمونیست هستی

توسل به شخصیت تحسین‌شده

گاهی نیز به جای این که ادعای کسی ثابت شود !!!! خود شخص تحسین می‌شود.!!!! چنین گفتاوردی از اشخاص هرگز نمی‌تواند جایگزین استدلال برای درستی مطلبی باشد!!! حتی اگر آن شخص متخصص و کارشناس و یا معتبر و موثق باشد.!!!! این مغالطه بسیار معمول است.!!!! یک مثال در این نمونه:

·         آیا شما باور ندارید که اسحاق نیوتون یک نابغه است؟ آیا تیزهوشی و بزرگی مقام چنان دانشمندی را انکار می‌کنید؟ وقتی نیوتون دین را برای جامعه لازم می‌دانست، چرا شما باور ندارید؟

چنانچه نظرات مطالب وبلاگ بنده را واکاوی نمائید ! متوجه می شوید که متاسفانه اغلب نظرات حاوی این روش گفتار زشت و سخیف است !!! که صد البته من بکار خود ادامه خواهم داد !!! چون به گفته ارد بزرگ : "مهم نیست که دیگران ما را باور کنند ، مهم آن است که خود خویشتن خویش را باور کنیم " !! و من باور دارم که هدفم و نیتم پاک و فقط برای تعالی و توسعه و پیشرفت هشترود است و انشالله اینده نیز ثابت خواهد کرد که صداقت همیشه برنده تر از دوز و کلک و حیله می باشد ./.

چالشهای پیش روی شورا یا فرصتی برای ارائه خدمت بهتر !!

 من در ابتدا اقرار می کنم که نمی خواستم و نمی خواهم وارد این فضا شوم و تصمیم داشته و دارم که در این چهل روزه مانده به تحویل شوراها مطلبی ننگارم !! به چند دلیل ! اول اینکه شورای منتخب توانسته با انتخاب هئیت رئیسه موقت به ارامش و انسجامی تقریبی دست یابد و هرگونه فشار بیرونی شاید این انسجام را بهم ریزد و الان لازمه شورا و هشترود ارامش و انسجام بیشتر است ! دوم بدلیل اینکه عده ای مغرضانه و فقط بدلیل ارادت بنده به اقای شیری سعی دارند تراوشات ذهنی خود را در قالب متون بنده جستجو نموده و انرا منتسب به اقای شیری نمایند ! که باز صریحا اعلام میدارم اینها مواضع خود بنده و عقاید شخصی بنده است و به هیچ عنوان نظر یا عقیده گروه یا فردی نمی باشد و بنده هم سخنگوی کسی نیستم اما از حقیقت دفاع خواهم کرد ! چه به مذاق عده ای خوش بیاید و چه نیاید !! من حرفم را خواهم زد و قضاوت با مردم و اینده خواهد بود!! تاریخ 4 سال این شوراها در هشترود ثابت خواهد کرد که چه کسانی دلسوز مردم و منطقه بودند و چه کسانی در پی چه بودند !!! و اما مطلب :

طبیعی است که نماینده شهر یا حتی رقبای مخالف شکست خورده وی در انتخابات یا حتی گروههای سیاسی تازه حیات یافته یا تازه احیا شده مثل اصلاح طلبان سعی کنند که شورا را مجاب نمایند تا شهردار منتسب به انها باشد !! کما اینکه در تهران هم این پروسه وجود دارد و این یک امر بسیار ساده و متداول در تمام دنیاست که متاسفانه در کشورما بدلیل نبود احزاب واقعی و نبود پروسه انتخابات حزبی به مسیری نا متعارف  به نام رقابت ناسالم سیاسی تبدیل شده است ! در تمام کشورهای دنیا احزاب برنده و حاکم ، حق انتخاب شهردار و فرماندار و ... را دارند و تدوین کنندگان این قوانین که حتما از بنده و اقای یعقوبی بیشتر به مسائل حقوقی و مدنی و اجتماعی واقف بوده اند که این قانون را وضع نموده اند تا این افراد در تعامل بیشتر با هم برای خدمت به شهر و کشور خود همکاری کنند ! پس اینکه گروههایی سعی دارند شهردار از افراد متعامل و منتسب به انها باشد ! چالش نیست ، بلکه یک فرصت است برای شورای شهر !

شورای شهر به خودی خود انجمنی است که فاقد اعتبار مالی مستقل و قدرت اجرائی خاص می باشد ! در حقیقت تصور اینکه شورای شهرمی تواند کاملا مستقل باشد ، یک تصور باطل است و هرکسی این تصور را دارد به بیراهه میرود ! شورایی که اعتبارش توسط شهرداری تامین می شود ! هرگز نخواهد توانست مستقل باشد ! از طرفی در شهری کوچک و محروم مثل هشترود که شهرداری خود در تامین هزینه های خدماتی و عمرانی خود درمانده و عاجز است ! هرگز نخواهد توانست کفاف هزینه های خواسته های مردم از شورا را بنماید و لاجرم شورا وشهرداری نیازمند داشتن یک پشتوانه قوی سیاسی در پایتخت کشورهستند که بتواند با تعامل و رایزنی با مسئولان وزارت کشور و سایر وزارتخانه های زیربط اعتباری مازاد ، جذب نماید !! تا شهرداری و شورا لنگ نمانند !!! طبیعی است در هشترود در حال حاضر تنها کسی که این توان و قدرت را دارد نماینده شهرستان است ! اما اینهم دلیلی نخواهد بود که شورا دربست و بدون تفکر واندیشه در اختیار نماینده قرار گیرد ! پس راه چاره چیست ؟

اینجاست که همان بحث پختگی و تجربه و ریش سفیدی اعضای شورا که بارها در زمان انتخابات بنده تاکید میکردم ، نمود می یابد چراکه شورای با تجربه سعی می کند با یک انتخاب درست ضمن حفظ استقلال نسبی خود !! چند هدف را نشانه رود !!

الف : شورای شهر حتما باید شهرداری انتخاب کند که با نماینده تعامل داشته و همسو با وی باشد ! اما لزوما نباید این فرد کاملا وابسته به نماینده باشد ! در اینجا باز برمی گردیم به همان مطالب قبلی من !! که شورا می تواند با انتخاب یک شهردار متخصص و با سابقه اجرائی از درون مجموعه شهرداری که فردی غیر سیاسی و غیر انتخاباتی !!! هم هست یک گام به تعامل با نماینده نزدیک تر شود ! چرا که یک نماینده چه اصولگرا یا اصلاح طلب هرگز نخواهد خواست و نخواهد توانست با شهرداری غیر سیاسی و غیر انتخاباتی و متخصص و شایسته تقابل نماید و لاجرم از دریچه تعامل برخواهد امد !!! در اینجا زیرکی شوراهاست که نماینده را در آچمزقرار میدهد و هم استقلال نسبی شورا حفظ می شود و هم شهرداری از کمکهای نماینده محروم نمی ماند !!

ب: با انتخاب این شهردار متخصص و غیرسیاسی وغیرانتخاباتی نظر تمامی گروههای سیاسی و حتی مخالفان نماینده نیز تامین می شود ! چون انها نیز به دلایل فوق نخواهند توانست با شهرداری متخصص و با سابقه اجرائی که غیر سیاسی است تقابل کنند ! که در انصورت شعار شایسته سالاری خود را زیر پا میگذارند و این یعنی خود را در معرض تخریب مردمی قرار دادن ! که فکر نکنم گروههای سیاسی و حتی مخالفان شکست خورده نماینده فعلی بخواهند این ریسک را بکنند !!

ج: با این انتخاب شورای شهر از زیر فشار روانی و تحمیل یا اعمال نظر گروههای سیاسی رهایی یافته و می توانند تمرکز خود را بروی ارائه خدمات و وعده های داده خود معطوف نموده و در مقابل مردم روسفید باشند ! چون هم شهردار متخصص و با انگیزه و جوان و با سابقه می تواند گره بسیاری از وعده های داده شده این اعضا را براحتی بگشاید و از طرفی با تعامل نماینده اعتباراتی خاص برای شهر جذب و شهر توسعه بیاید!!

بدین ترتیب شورای شهر با این انتخاب (یعنی انتخاب مهندس عمران یا معماری ، شهرسازی و با سابقه اجرائی در شهرداری و غیر سیاسی و غیر انتخاباتی ) با یک تیر سه هدف را نشانه رفته و درست به خال زده است ! چرا که :

1-استقلال نسبی خود را حفظ کرده اند 2-با نماینده تعامل کرده اند 3- نظر تمامی گروههای سیاسی و مردم تامین شده است (مگر اینکه گروههای سیاسی مخالف شایسته سالاری باشند )

اما دوست عزیزم بهرام یعقوبی ، انتظارم از شما بیش از اینهاست ! بعنوان یک تحصیلکرده روابط بین الملل و علوم سیاسی نباید یک امور متعارف را بعنوان چالش در اذهان شوراها جای بیاندازید و خدای ناکرده انها را از هدف و مسیر انتخابیشان منحرف کنید !

اقای یعقوبی عزیز دوست ارجمندم :

بند 1 نوشته شما در حقیقت ناشی از ضعف قانون است و برای همه شهرها هم هست !!از طرفی شورایی که فعالیتش در کل دوران از نظر مردم تائید نشده است چه بهتر که اقدامی نکند ! مثال : دولت دهم الان در استانه تغییر و تحول کارهایی می کند که بار مالی اضافی و بیخودی به دولت جدید تحمیل می کند و این در اینده دولت را با چالش مواجه می سازند ! لذا به نظر من شورای سوم عاقلانه ترین کار را انجام میدهد و با اداره امور بصورت برنامه های قبلی خود از تحمیل بار مالی افزون بر شورای منتخب خودداری می کند و این قابل تقدیر است

اما بند 2 نوشته شما ! یک جمله کاملا بی معنی است ؟ فشارهای مشکوک به ترکیب شورا برای تعویض شهردار جدید !!!!!  با وجود برخی موفقیتهای نسبی شهردار فعلی !! در حقیقت شما در اینجا در ذهن خود درگیرهستید و نا خواسته اقای موسوی شهردار فعلی را شهردار جدید می خوانید در حالیکه هنوز انتخابی انجام نشده ! سعی دارید به شورا فشار بیاورید تا اقای موسوی را ابقا کنند - من مخالف ابقای اقای موسوی نیستم اما شرایط کلی را در بالا شرح دادم و هرگز فامیل بازی و دوست بازی را فدای مصلحت هشترود نخواهم کرد - لذا در تراوشات ذهنی خود که اقای موسوی را شهردار جدید میدانید و سعی نموده اید از انتخاب ذهنی خود دفاع کنید

بند 3 مطلب شما چالش نیست بلکه یک فرصتی بی نظیر برای اعضای شورای چهارم است که براحتی بانک اطلاعاتی گسترده از افرادی که توانائی اداره شهر را دارند بدست می اورند و می توانند در زمان مناسبی که در اختیار دارند ازبین انها ، افراد شایسته تر را گزینش و سپس از انها برنامه بخواهند .

در مورد بند 4 هم در بالا مفصلا عرض کردم که یک امر طبیعی است  (البته مطلب شما دوتا بند 4دارد و من بند 4 اول را عرض می کنم ) ولی عملا فشاری در کار نیست ! چرا که هیچ یک از اعضای شورای منتخب این فشار مد نظر شما را تا امروز تائید ننموده اند !! ، بلکه ایشان بعنوان نماینده در پی درخواست اعضای شورای منتخب برای معرفی فرد مورد نظرش اعلام نظر نموده است و نهایتا انتخاب با اعضای شوراست ! بازی با کلماتی مثل فشار اوردن به شورا !!! فرافکنی است برای تشویش اذهان عمومی نسبت به انتخاب احتمالی فردی متعامل با نماینده شهر!!

بند 4 دومتان دقیقا دلیلی است مستند برای ثبوت بند چهار اول ! یعنی همانطور که شرح دادم تنها کسی که می تواند با تعامل کمبود اعتبار شهرداری برای خروج از بحران را جبران کند نماینده شهر است که شرح دادم ! در حقیقت شما با این بند سایر بند های خود را نیز در خصوص نماینده زیر سوال برده اید

بند 5 مطلب شما هم زائیده تراوشات ذهنی شماست !! قبلا هم نوشته ام و خودحضرتعالی هم به عنوان یکی از اعضای ستاد اقای شیری ! خوب میدانید که تمامی این عزیزان عضو ستاد اقای شیری و از همراهان و همفکران و طرفداران ایشان بوده اند ! پس هیچ تضاد فکری وجود ندارد ! شاید اختلاف سلیقه یا نظری باشد که انهم طبیعی است ! خود بنده هم با اقای شیری اختلاف نظر و اختلاف سلیقه داریم !! ولی اینها دلیل بر تضاد فکری نیست ! مگر اینکه بخواهید بحث اصولگرائی و اصلاح طلبی را پیش بکشید که در انصورت هم باید عرض کنم اولا سه نفر از اعضای این شورا اصلاح طلب نیستند و هیچ سابقه اصلاح طلبی هم ندارند ! دوما در بحث منطقه ای وارد شدن به این بحثهای بی خودی که حتی در بعد ملی هم دچار تناقض و خدشه است مفید نخواهد بود و تنها راه را برای نفاق طلبان باز می کند !!

بند 6 را نوشته اید که فقط جمله اصولگرایان حاکم بند 5 را توجیه کنید ؟ مخالفان اصولگرایان حاکم ؟!! چه کسانی هستند ؟ اگر منظورتان اقای اسماعیلی یا اقای امینی است که هیچکدام مخالف اصولگرایی نیستند کما اینکه اقای اسماعیلی خودشان را به جبهه متحداصولگرایان منتسب کردند و اقای امینی هم منتسب به انصار حزب الله اقای خرازی بوده اند ! مگر اینکه ان مخالفان مد نظر شما اصلاح طلبان باشند که در اینصورت خود شما هم بعنوان بدنه این جریان دارید شورا را به چالش می کشانید ، البته از نظر من طبیعی است که اصلاح طلبان هم همانطور که شرح دادم بدنبال این باشند که شهرداری منتسب به خود داشته باشند

بند 7 مطلب شما ، متاسفانه می تواند توهین به اعضای شورای شهر تلقی شود ! چون خواسته یا ناخواسته این معنی را می رساند که اعضای شورای شهر از شرایط جامعه خبر نداشته اند و بدون مطالعه و شناخت از جامعه هشترود شرکت کرده اند و حالا بدلیل عدم شناخت از جامعه دچار چالش شده اند و این توهین به این عزیزان است که همگی کارازموده و خبره هستند و حتما از شرایط جامعه خود شناخت کامل داشته اند در خصوص انتظارات بیجا هم !!! اقای یعقوبی عزیز داشتن شهری زیبا و اسفالتی مرتب وخیابان جدید و ورودیهای باشکوه انتظارات بیجای مردم نیستند !!! بلکه خواستهای متعارف و بسیار ساده و حداقلی هستند که در پس بازی سیاسی و انتخاباتی و..... معطل مانده اند و حداقل وظیفه شورا تحقق این انتظارات بجای مردم هشترود است !! انتظارات بیجا ، عدم اولویت بندی نیازهای توسعه ای شهر است.

اما به نظر بنده چالشهای پیش روی شورای چهارم قبل از اینکه تقابل با اصولگرا بودن یا اصلاح طلب بودن نماینده شهرستان باشد ! این امورهستند ! که شایسته است شما که تحصیلکرده مسائل سیاسی هستید به این امور بپردازید و سعی نکنید تراوشات ذهنی خود را بعنوان چالش بخورد شورای شهر بدهید و انها را از اصل موضوع، کنار نگاه دارید !!! من متاسفم که شما تلاش افراد منتخب برای اجرائی کردن اهدافشان را چالش میدانید ! در حالیکه این هدف است و انها برای این هدف برنامه ریزی نموده اند .

1-لزوم اتمام پروژه های نیمه تمام مثل مسجد جامع - خیابانهای نیمه کاره و میادین ورودی شهر و تلاش برای ایجاد محلهایی برای درامد زائی مازاد برای شهرداری برای ارائه خدمات بهتر که نیازمند تعامل گسترده شورا و شهرداری با نماینده شهرستان می باشد !!! تا بتوانند با اخذ اعتباراتی که تنها برای مسجد جامع دومیلیارد تومان براورد شده است ! شهرداری و شورای شهر را در مقابله با این چالش یاری کند و شرط لازمه این تعامل را هم مفصلا عرض کردم.

2-تقویت کمیسیون فرهنگی شورا و تشکیل NGO ها و انجمن های فرهنگی و ... بعنوان بازوهای فرهنگی و حرکتی شورا در راستای خدمات بهتر به همشهریان ، امروزه انجمن ها و سازمانهای مردم نهاد می توانند کمک شایانی به شورا و شهرداری بنمایند که ذکر آن اطاله کلام خواهد بود و از حوصله خوانندگان در این مقاله خارج و اگر لازم باشد در اینده به ان خواهم پرداخت . 

3-حفظ تمایلات درونی خود : این بند اساسی ترین چالش شورای چهارم خواهد بود !!! چرا که تقریبا تمامی شوراهای قبلی دقیقا از این محل استقلال نسبی خود را از دست داده اند !!! اگر اعضای این شورا هم کما فی السابق مانند شوراهای قبلی با درخواست های خود برای اخذ پروانه های رایگان ساخت و ساز !!! و یا دعوا بخاطر چندرغاز حق جلسه !!! در مواجهه با شهردار - از هر جناحی که می خواهد باشد - خود را بدهکار شهردار بکنند ! طبیعی است که شهردار در قبال این بدهی از بعد نظارتی انها عدول خواهد کرد و انها خود بخود حق نظارت خود را از دست داده یا نظارتشان کم رنگ تر خواهد شد !! و دقیقا استقلال نسبی شان ! اینجاست که از دست خواهد رفت !! هیچ استقلالی در دنیا با تعامل با دیگران از بین نمی رود !! اما با بدهکار شدن اعضای شورای شهر به شهردار این استقلال به وابستگی تبدیل می شود !!! بی تردید صدمات ناشی از این بدهکاری اعضای شورا به شهرداری !!! با انتخاب شهرداری سیاسی و انتخاباتی !!! شدیدتر شده و تا جائی پیش خواهد رفت که مثل شورای قبلی ! شهردار کاملا بر شورا مسلط شده و عملا شورایی منفعل داشته باشیم!!

در حقیقت استقلال شورا باید در مواجهه و درخواستهای اعضای شورا در مقابل شهردار حفظ شود و گرنه هیچ عقل سلیمی نمی تواند بگوید چون شورا با نماینده تعامل کرده است  !!! پس استقلال ندارد !!!

به هر حال من انتظار دارم که بهرام عزیز با رویکردی جامع تر و کاملتر از سیاه و سفید دیدن مسائل را تحلیل نماید و سعی نکند با بازی با واژه هایی چون اصولگرایی و حاکم و ...فرافکنی نموده و با بهره برداری از فضای پیروزی اقای روحانی ، شورای شهر را در تقابل با نماینده قرار دهد و شهر و شورا و شهرداری را با چالش روبرو نماید !

امروز هشترود نیازمند تعامل است ، چه به مذاق عده ای خوش بیاید و چه خوش نیاید ! هشترود نیازمند ارامش و تعامل است و تنها راه ان اعتدال و اعتدال و تدبیر  است ! و من با شناختی که از اعضای با تجربه شورا مثل اقایان رضانژاد و ولی پور و مصطفی پورو شناختی که اعضای جوان و خوشفکر این شورا دارم  امیدوارم که با اتخاذ بهترین تصمیم و انتخابی فردی غیر سیاسی ! و غیر انتخاباتی ! و تخصص محور ! و با سابقه اجرائی مفید داشتن در شهرداری ! راه برای کسانی که دوست دارند در اب گل الود دنبال ماهی بگردند !!! ببندند ! (هرچند این دوستان نمیدانند که در هر اب گل الودی لزوما ماهی نیست !) تا انشالله در پایان چهار سالی که خیلی زود خواهد گذشت ! کارنامه خود را با انتخابی درست ! درخشان و پر بار در معرض قضاوت همشهریان بگذارند .

پدر ها و مادرها ، مسئولین ،همه ما متهمیم !!!!!!!

اعتیاد به مواد مخدر بدترین نوع اعتیاد است به هرحال هرگونه عادت به امری که بصورت افراط دراید اعتیاد نام دارد که می توان از اعتیاد به اینترنت و موبایل و بلوتوث و پیامک بازی و .... نیز بعنوان اعتیاد های مدرن نام برد .

به قول آقای رفیعی ، سخنران همایش پیشگیری از اعتیاد اداره بهزیستی ، تفاوت اعتیاد به مواد مخدر با سایر اعتیاد ها این است که ، اعتیاد  به مواد مخدر مبانی اعتقادی و ارزشی انسان را از بین می برد ولی اعتیاد به سایر مواد نه!

بر خلاف نظر کارشناسان که عده ای از انها اعتیاد را بیماری و عده ای انرا جرم میدانند من اعتیاد را یک ناهنجاری میدانم که ناشی از چندین مسئله عمده است

الف : دشمن خارجی :بی تردید دشمنان این مرز و بوم بهترین راه مبارزه با یک کشور را هدف قرار دادن نسل جوان و پویای ان دانسته و در این زمینه از هیچ عملی فرو نخواهند گذاشت شاید عده ای بر من خرده بگیرند که چه ربطی به دشمن خارجی دارد اما واقعیت این است که این جنگ جدید است در میان جنگهای مدرن جنگ سایبری و تهاجم فرهنگی از اساسی ترین و راهبردی ترین جنگها ست که علاوه بر کم هزینه بودن نسبت به جنگهای سنتی و رودرو ، هزینه های بسیاری به کشور مورد تهاجم تحمیل می نماید ، پس طبیعی است که دشمنان یک کشور برای گرفتن عقلانیت یک جامعه جوان به تهاجمی از این قبیل دست بزند

ب: سودگران مرگ : انسانهای بی وجدان و بی مسئولیتی که برای افزایش درامد خود و رفاه و اسایش خود دست به هر تجارتی می زنند ، فروش مواد مخدر با توجه به مسیر ترانزیتی ان از ایران و وجود همسایه ای مثل افغانستان که انحصار تولید تریاک و مخدرات را در جهان دارد این شیاطین را ترغیب می کند تا از بازار خوب ایران بدلیل وجود سن جوان بیشتر استفاده نمایند ، البته برای اینان ایران و امریکا و انکلیس و .... تفاوتی ندارد اما هرجا که قوانین راهتر و امکانات سهل تر باشد حضورشان انبوه تر و بازارشان گرمتر خواهد بود

ج : خانواده ها : متاسفانه خانواده های ما در گذر از سنت نتوانسته اند بدرستی با مدرنیته کنار بیایند ما همیشه مدرنیته را در تعویض یخچال و فرش و مدلباس و انواع زیور الات متوجه شده ایم و در روابط خانوادگی متاسفانه سنتی باقی مانده ایم رابطه پدر و دختر در خانواده های ما سنتی است پدر ناتوان از بیان مشکلات عاطفی با فرزندان خود حتی پسرس و از طرفی مادر نیز تنها این موارد را در زمان ازدواج صلاح میداند چون به حکم سنت چنین می انگارد که روی دختر باز می شود ، در رابطه با پسرها نیز همینطور است وقتی این رابطه سنتی که مقید مابانه است باعث می شود رابطه پدر و پسر خشک و بیروح باشد طبیعتا فرزند جامعه بدنیال هم دم و هم زبانی میگردد و اینجاست که یک دوست ناباب می تواند اغاز گر مشق اعتیاد فرزندان ما باشد.

د: مسئولین کشوری : متاسفانه دیرزمانی است که مسئولین کشوری ما همه نتیجه گرا و امار گرا شده اند ، و به امارهایی که حتی خود نیز به صحت ان شک دارند فقط بیان میدارند که اینقدر معتاد دستگیر شد اینقدر تریاک کشف شد اینقدر هروئین نابود شد در حالیکه در عمل می بینیم اعتیاد روز به روز چنبره و گستره تار عنکبوتی خود را بر سر جوانان ما میگستراند بطوریکه سن سیگار کشیدن جوانان تا سن 12-15سال کاهش یافته ولی مسئولین ما دم از کنترل و دستگیری و ... میزنند

ه: و سایر مسائل ریزی که نسبت به این مسائل در درجه اهمیت کمتری قرار دارند .

من سعی دارم با مسائل ردیف 2تا اخر در بعد هشترود نگاهی اجمالی به پدیده اعتیاد در هشترود و راهکارهایی برای خیزشی عمومی علیه این ناهنجاری بیان دارم هر چند بنده کارشناس این امر نیستم و اصراری بر درست بودن مواضع و نظراتم ندارم 

در بخش سودگران مرگ متاسفانه در هشترود علیرغم همه شعارهایی که داده می شود عزمی عمومی و هدفدار برای مقابله با این افراد وجود ندارد روزانه چندین نفر سوار بر موتور بسیار ساده و راحت در حال فروش انواع مخدر در چهارگوشه این شهر در مقابل دیدگان پدران و مادران هستند و مع الاسف حسب عادت بد ما هشترودیها که در این مواقع "به من چه "را راحت ترین کار و ساده ترین راه حل برای پاک کردن مسئله میدانیم براحتی اب خوردن از انها چشم می پوشیم و وظیفه دینی امر به معروف و نهی از منکر خود را که به حسب شیعه بودن بر دوش داریم رافراموش می کنیم از طرف دیگر متاسفانه نیروی محترم انتظامی هم باید با کمال تاسف اعلام کنم در برخورد با خرده فروشان تساهل گونه عمل می کند ، همان بعد امار گرائی مسئولان باعث شده که نیروی انتظامی از برخورد با خرده فروشان بدلیل اینکه شاید در این فرایند دستگیری اماری بزرگ نصیبشان نشود کم کاری می کنند من عذرمی خواهم از فرماندهی محترم نیروی انتظامی شهرستان که اینقدر صریح و بیپرده حرف میزنم اما واقعیت این است که با فروشندگان خرده فروش برخوردی جدی و اساسی بعمل نمی اید حال اگر این حرف من موجب رنجش خاطر ان فرماندهی محترم گردد امیدوارم بر این حقیر ببخشایند و انرا به حساب نگرانی پدری از اینده فرزند نوجوان خود بگذارند.

اما در بخش خانواده متاسفانه اموزش و پرورش ما بسیار ضعیف عمل می نماید ، انجمن اولیا و مربیان ما تنها هدف خود را برگزاری جلسه ای و انتخاب 4-5 نفر بعنوان انجمن مدرسه و اخذ چند ریال پول برای خرید کاغذ و عکس و .... میداند در حالیکه انجمن اولیا و مربیان می تواند با همکاری اداره هایی مثل بهزیستی که کارشناسان مجربی در امر پیشگیری و اموزش مهارتهای زندگی دارد خانواده های ما را اموزش دهد بخصوص که سن اغلب خانواده های ما در میانه 25-35 سال قرار دارد و می توان با اموزش و همت گماشتن به این امر از سالهای دبستان و اموزش تدریجی خانواده در برقراری ارتباط صحیح با فرزندان خود انها را صدماتی که در سالهای پس از دوران ابتدائی تهدید می کند واکسینه نماید

در بخش فرهنگی نیز متولین امر چه اداره ورزش و جوانان و چه اداره ارشاد بسیار ضعیف عمل می کنند ، نبود هئیتهای ورزشی قوی در رشته هایی که هیجان انها بیشتر است مثل فوتبال و خالی بودن چمن ورزشگاه از بازیهای لیگی در شهرستان که در گذشته دارای دو لیگ بود باعث شده جوانان به حاشیه ها کشیده شوند از طرفی بدلیل ضعف این هئیت عده ای بر ان سلطه یافته و با اعمال و رفتار زننده خود باعث سرخوردگی جوانان از سالنهای ورزشی و .. را بوجود می اورند به نوعی ورزش گریزی در این رشته مهیج و جذاب در هشترود بیداد می کند نبود نظارت درست بر این هئیت و متاسفانه نگاه مادیگرانه عده ای که هدفشان از فوتبال در هشترود را تنها در پول جستجو می کنند بر این ورزش گریزی دامن می زند مثلا جام رمضان امسال با حصور نونهالان با ورودیه 50هزار تومان ، طبیعی است نونهالانی که نمی توانند اسپانسری پیدا کنند سرخورده می شوند اصل هدف مسابقات جام رمضان نه درامد زائی برای هئیتها که به نوعی عمومی کردن فوتبال و امکان برخورداری همگان از این ورزش و تسری یافتن ان بود که متاسفانه برعکس عمل شده و باعث فرار بسیاری از نوجوانان و نونهالان از این ورزش به باغات و پس کوچه هایی است که سرانجامش را در دیدن سیگاری در دست این اینده سازان خواهیم دید

اداره ارشاد اسلامی هم سالی یکبار در پشت یک مسابقه وبلاگ نویسی یا یک عصر شعر که انها هم در دست عده ای خاص و با هدفی معلوم قرار میگیرند قایم شده است ، نبود برنامه های تفریحی ، نبود امکانات و برنامه هایی برای تشکیل گروههای هنری سرود ، تواشیح ، قران خوانی ، تئاتر ، کتابخوانی و مسابقات عمومی و ارزان و قابل دسترس کتابخوانی یا مقاله نویسی از اداره ارشاد نیز یک اداره پولساز درست کرده که تنها به انتشار اگهی های طلاق دل خوش نمایند

اموزش و پرورش نیز متاسفانه در بحث اوقات فراغت نیز بدرستی عمل ننموده است مدارس در تابستانها درهایشان به روی بچه ها بسته است در حالیکه می توانند هر مدرسه ای با ترتیب دادن برنامه های هنری و فرهنگی و ورزشی در سه ماهه تابستان و برگزاری کلاسهای تقویتی رایگان و همچنین کلاسهای دوره ای مهارتهای زندگی جوانان و نوجوانان ما را از ویلان وسرگردان شدن در خیابانها و باغات و پس کوچه ها باز دارند

عرض کردم که متاسفانه همه بدنیال امار هستند و هیچ مسئولی بصورت جد در صدد ارائه یک کار اساسی نیست

اوج فاجعه عدم نگاه درست مسئولین به اعتیاد چند روز پیش نمود بیشتری یافت اداره بهزیستی هشترود همایشی پیشگیری از اعتیاد را برگزار نمود و علیرغم اطلاع رسانی و ارائه دعوتنامه کتبی به تمامی مسئولان ادارات متاسفانه تنها یک یا دو اداره از ان استقبال نموده و مابقی ادارات حتی به ان نظری نیز نکردند فاجعه است که فرماندار محترم ، فرماندهی نیروی انتظامی و..... هیچکدام از همایش ضد اعتیاد استقبال نمی کنند این یعنی اینکه مسئولین شهر ما با عرض پوزش به درکی عمیق از فاجعه ای که در پیش است و در پس گذاشته ایم ندارند شما نگاه کنید در چند سال گذشته چند جوان ما در اثر اعتیاد به مخدرات در هشترود فوت نموده اند فقیر و غنی هم نداشته است چون شتری است که بر درهر خانه می تواند بیارامد ، این امار فاجعه است سن سیگار کشیدن به 12سال کاهش یافته است ، سن اعتیاد به 17ساله رسیده است ، خرده فروشی مواد مخدر گسترش یافته است ، و در این میان متاسفانه و متاسفانه و متاسفانه خانواده ها در پس پرده به من چه ؟ و مسئولین در خواب غفلت امار روزگار می گذرانند و بی شک در فردای فجیع هشترود همه دنبال مقصر به همدیگر انگ و تهمت خواهیم زد در حالیکه پدر ها و مادرها ، مسئولین همه ما متهمیم !!!!!!!


آسیب شناسان اجتماعی از یک پدیده شوم می گویند؛

روابط فرا زناشویی، نابودگر کانون خانواده
عمر زندگی مشترک نیمی از کسانی که در کشور ما ازدواج می‌کنند، تنها ۵ سال است و این یعنی فاجعه و زنگ خطر. مسئولان اما، غافل از این فاجعه، مشغول دعواهای بیهوده سیاسی‌اند. مسئولان غافل از آسیب‌های روزافزون جامعه‌اند و اگر این غفلت ادامه یابد، زمانی متوجه اثرات منفی غفلت خود می‌شوند که کار از کار گذشته است. نمونه بارز غفلت در زمینه مسائل اجتماعی را در کنترل فرزندآوری دیدیم.

بعد از تشکیل نهاد خانواده زوجین از همسرانشان انتظار دارند در طول زندگی از نظر جنسی و عاطفی وفادار باشند. در یک مطالعه میدانی در اروپا از جامعه ی آماری سؤال شد؛ به نظر شما ازدواج چیست؟ بیشتر آن ها پاسخ دادند: ازدواج یعنی متعهد بودن و وفادار بودن به شریک زندگی.

روابط فرازناشویی یا خیانت به همسر طی چند سال اخیر به یکی از معضلات اجتماعی تبدیل شده است. وقتی صحبت از این نوع ارتباط می شود منظور رابطه پنهانی است که یک فرد متأهل با فرد دیگری که همسرش نیست، برقرارمی کند. پدیده ی غیر اخلاقی و غیر شرعی که مفهوم آن تخطی از پیمان بین زوجین در مورد انحصار مسایل عاطفی و جنسی است. معضلی که در اغلب موارد مخفی مانده و گاهی افشای ناخواسته ی آن سبب فروپاشی نظام خانواده و یا وقوع یک جنایت می شود.

روابط فرا زناشویی معمولاً با دو شاخص که می تواند همزمان یا به تنهایی وجود داشته باشند، شناسایی می گردد؛ اول شاخص عاطفی که شامل ابراز علاقه به فردی غیر از همسر است. و دوم شاخص جسمانی که شامل رابطه جنسی با فردی غیر از شریک زندگی می باشد.

یکی از مسایل مهم در روابط فرا زناشویی، وقت و زمانی است که با دیگری سپری می شود که به تناسب در تضغیف صمیمیت رابطه با همسر سهم بازی می کند. این نوع خیانت ها در جوامع مختلف وجود داشته و دارای اثرات اجتماعی بسیاری است. شاهد این امر بررسی آمارهای قتل ارائه شده توسط پلیس آگاهی است که نشان می دهد درصد قابل توجهی از قتل ها خانوادگی است. و تأمل در این آمار ها نشان می دهد که خیانت های زناشویی یکی ازدلایل اصلی قتل های خانوادگی است.

ایجاد روابط فرازناشویی دارای دلایل متعددی است. که به سبب تفاوت های فردی این عوامل می تواند در افراد و جوامع گوناگون متفاوت باشد. از جمله این عوامل می توان به موارد ذیل اشاره کرد:
نارضايتي از روابط زناشویی، ماجراجویی و تمايل به تنوع يا هيجان، انتقام يا خشم، سوء ظن و انتقام گیری از همسر، احساس عدم امنيت، بلوغ‌نايافتگي، نیاز اقتصادی و مالی، تأثیر پذیری از رسانه ها، چشم و هم چشمی با اطرافیان، در دسترس نبودن همسر، غفلت(مسامحه)، مصرف دارو و الكل و ويژگي‌هاي شخصيتي از ديگر عوامل مؤثر در شكل‌گيري روابط فرازناشويي است.

متأسفانه طي سال‌هاي اخير با توسعه فناوری استفاده از اينترنت و مشاهده ی شبكه‌هاي ماهواره‌اي در كشور رواج يافته و ناآگاهي خانواده از خطرات آن باعث شده است ضمن گسترش این گونه ارتباطات غیر اخلاقی بنیان بسياري از خانواده‌ها تحت اثرات تخريبي اين نوع ارتباط متزلزل شود. بدون شک خیانت به همسر و داشتن این نوع ارتباطات پنهانی عوارض بسیاری را به دنبال خواهد داشت که هم بر فرد و هم بر خانواده و هم بر جامعه اثر خواهد گذاشت که اهم آن عبارت است از:

اضطراب، ترس و استرس مداوم از برملا شدن این خیانت، داشتن برخی از انواع اختلال های روانی، متحمل شدن هزینه های جدید برزندگی، ابتلاء به بیماری های جنسی و مقاربتی،گرایش به مصرف مواد مخدر و روان گردان، طلاق، خشونت درخانواده، قتل های خانوادگی، از بین رفتن قبح گناه و ارتباط با نامحرم، افزایش بی اعتمادی درجامعه، ترس برای ازدواج در سایر افراد جامعه یا افرادی که خیانت دیده اندو غیره.

آمارها در این رابطه چه می‌گویند؟
بررسی کارشناسان نشان می‌دهد مردان بیشتر از زنان مرتکب خیانت می‌شوند و انگیزه زنان در ۶۷ درصد قتل‌ها برقراری روابط فرا زناشویی بوده است. همچنین بر اساس پژوهش‌های صورت گرفته، ۹۰ درصد زنانی که به سمت روابط فرا زناشویی گرایش پیدا کرده اند، به دلیل کمبود های عاطفی در زندگی مشترک بوده است. از طرف دیگر انگیزه بیش از ۹۶ درصد مردانی که در این مسیر لغزیده اند، مسائل جنسی است.

در این باره دکتر لیلا بهنام - روانشناس بالینی و معاون توان‌بخشی سازمان دفاع از قربانیان خشونت به خبرگزاری مهر گفته است: نتایج تحقیقی که در ۱۵ استان کشور انجام شده، نشان می‌دهد خیانت همسر، علت ۶۷ درصد قتل مردان از سوی زنانشان بوده است. ۳۳ درصد مردان هم با واکنش در برابر خشونت، حمله ناگهانی و تهدید از سوی همسر خود مواجه بوده‌اند. همچنین ۳۰ الی ۵۵ درصد مردان پس از ازدواج به دنبال ارتباط با زن دیگری هستند. یعنی به طور میانگین یک سوم مردان مرتکب روابط فرا زناشویی می‌شوند. این آمار در زنان بین ۳ تا ۳۰ درصد است. (خبرگزاری مهر، کد خبر ۱۶۰۳۵۷۹)

۹۵ درصد از فیلم‌های ماهواره ای در زمینه روابط فرا زناشویی است
مجید ابهری آسیب شناس و متخصص علوم رفتاری اعتقاد دارد کمرنگ شدن ارزش‌های اخلاقی در جامعه باعث گسترش روزافزون این پدیده غیر اخلاقی و غیر شرعی است. او به الف می‌گوید: امروزه تنوع طلبی مردان باعث ضعف قوای جنسی آنان شده و چون غریزه جنسی همسران خود را برآورده نمی‌کنند، زن‌ها هم به دنبال روابط فرا زناشویی می‌روند. تغییر سبک زندگی از الگوی اسلامی – ایرانی به الگوی رفتاری غربی تحت تأثیر ماهواره و اینترنت از علت‌های دیگر ازدیاد این آسیب اجتماعی است.

وی می افزاید: زنان به خاطر برآوردن نیاز جنسی و انتقام جویی به سمت این‌گونه روابط می‌روند. گسترش بیوه های جوان در جامعه، عدم حمایت مالی از آن‌ها و ضعف مدیریت و ساماندهی غرایز جنسی از طرف دیگر، باعث می‌شود زنان به خودفروشی و یا روابط فرا زناشویی روی بیاورند. افزایش طلاق و ظهور بیوه های ۱۸ الی ۲۵ ساله در جامعه کنونی باعث شده ازدواج‌های مقطعی و روابط جنسی خارج از عرف افزایش پیدا کند و در کمترین زمانی این رابطه اتفاق می‌افتد.

ابهری برخی فیلم‌ها و سریال های ماهواره ای را در ترویج این‌گونه روابط موثر می‌داند و می‌گوید: ۹۵ درصد از فیلم‌های ماهواره ای در زمینه روابط فرا زناشویی و روابط بیرون از چارچوب منطقی و قانونی می‌باشد. همزاد پنداری با هنرمندان این‌گونه فیلم‌ها نیز باعث گرایش زنان به روابط فرا زناشویی می‌گردد. از طرف دیگر متأسفانه برخی از زنان که فاقد وابستگی اخلاقی و فرهنگی و اجتماعی هستند، روابط فرا زناشویی را دلیل نوعی پیشرفت و امروزی بودن می‌دانند.

وی ادامه می دهد: در حال حاضر فیلم‌های ترکی و آمریکای لاتین که از ماهواره پخش می‌شود، زمینه بسیاری از آسیب‌های اجتماعی مانند روابط نامشروع و فرا زناشویی را فراهم آورده‌اند، دقیقاً امروزه در برخی خانواده‌ها می‌توان مصادیق عینی فیلم‌های ترکی و آمریکای لاتین را مشاهده کرد.

۶۰ درصد از طلاق‌ها به خاطر آشکار شدن روابط فرا زناشویی زن و یا شوهر است

مجید ابهری نتایج پژوهش‌های خود در این رابطه را این‌گونه برای الف عنوان می‌کند: بر اساس پایش میدانی در سال ۹۰ و ۹۱ در بین زوج‌هایی که اقدام به قتل و یا ضرب و جرح شدید یکدیگر کرده‌اند، ۷۸ درصد به خاطر وجود روابط فرا زناشویی بوده و ۸۹ درصد طلاق‌ها به خاطر ضعف روابط جنسی در زندگی زناشویی می‌باشد.


این آسیب شناس می افزاید: از آنجا که به خاطر چارچوب‌های فرهنگی زن و شوهر حتی در صورت مشاهده این‌گونه روابط، از طرح آن در دادگاه و نزد اقوام و دوستان خودداری می‌کنند، نمی‌توان آمار دقیقی برای آن بیان کرد. اما به طور کلی می‌توان گفت ۶۰ درصد از طلاق‌ها به خاطر آشکار شدن روابط فرا زناشویی زن و یا شوهر است.

همسرگزینی به درستی انجام نمی‌شود
دكتر علي انتظاري، مدير گروه جامعه‌شناسي دانشگاه علامه طباطبايي هم در این باره به الف می گوید: مهم‌ترین عامل روابط فرا زناشویی معطوف به گسترش گرایش لذت طلبی جسمانی در جامعه است که بیشتر تحت تأثیر فرآیندهای جهانی سازی رخ می‌دهد. همچنين شبکه های تلویزیونی و رسانه ای خارجی نقش عمده ای در تقویت گرایش به التذاذهای جسمانی و تضعیف گرایش‌های معنوی و روحانی دارد. مثلاً اینترنت یکی از این شبکه‌هاست که کارکرد غلط از این وسیله ارتباطی، باعث انحرافات اخلاقی می‌شود.

این جامعه شناس عامل دیگر را فرآیند همسرگزینی نامناسب در جامعه می‌داند و اعتقاد دارد به دلیل ضعف فضای همسر گزینی در جامعه، همسرگزینی به درستی انجام نمی‌شود و افراد وقتی زندگی خود را آغاز می‌کنند، تازه متوجه می‌شوند که انتخاب درستی انجام نداده‌اند و باعث نارضایتی زوجین می‌شود. این خود هر دو زوج را به روابط فرا زناشویی سوق می‌دهد. عامل سوم جامعه پذیر نبودن زوجین در هضم مسائل زناشویی و رفتار نامناسب است، سردی را بر روابط خانوادگی چیره می‌کند و انحرافات به وجود می‌آید.

انتظاری در تشریح ضعف فضای همسرگزینی در جامعه کنونی ما می‌گوید: وقتی که فضای همسرگزینی مناسبی در جامعه نداریم دچار بی هنجاری در فضای همسرگزینی می‌شویم، این بی هنجاری در فضای همسر گزینی یعنی همه جا محیط همسرگزینی می‌شود. آن هنگام، زن‌ها در موقعیت‌های مختلف مانند خیابان، بازار و ... خودشان را در شرایط مناسب همسرگزینی بروز می‌دهند و این در واقع، خروج از محیط همسرگزینی اصلی به فرعی و نادرست است.

وی می افزاید: یکی از فضاهایی که می‌تواند محیط همسرگزینی خوبی باشد باشگاه های خانوادگی است که متأسفانه بعد از انقلاب این باشگاه‌ها تعطیل شد. این باشگاه‌ها به دلیل اینکه امکان جمع شدن افراد و خانواده‌ها در آن وجود داشت، محیط‌های مناسبی برای همسر گزینی بود.
مهدی یاراحمدی خراسانی -تاریخ انتشار : پنجشنبه ۳ مرداد-سایت الف

جلسه شورای منتخب و یک سوال ؟

امروز اعضای شورای منتخب جلسه ای داشتند از موضوع جلسه چیزی نمی نویسم ! چون دوستان ناراحت می شوند ! چند روز پیش که در مورد انتخاب هئیت رئیسه موقتشان نوشتم ! اقایان عزیز به هردلیلی زنگ زدند و سعی کردند به انحا مختلف بنده را وادار کنند منبع خبری خود را معرفی کنم !!! که متاسفانه باید این انتقاد را به دوستان عزیز وارد کنم که هیچ خبرنگاری و روزنامه ای و سایتی منبع محرمانه خود را علنی نمی کند ! مگر به حکم قضائی ! در ثانی وقتی اصل خبر درست است دانستن مابقی مسائل و اصرار بر دانستن منبع خبر کمی کم لطفی و کم ظرفیتی دوستان را می رساند ! به هر حال من موضوع جلسه را نمی نویسم فقط به احترامی که بخاطر دوستی با اقایان محترم دارم و لاغیر !!!

اما سوال بنده این است که چرا اعضای محترم شورای منتخب جلساتشان را در اموزشگاه طلائیه برگزار می کنند ؟ این امر باعث بوجود امدن شائبه اثر گذاری غیر مستقیم و مستقیم جناب اقای موحدی در تصمیم گذاریهای شورا می شود و از اعتبارشان می کاهد ! واقعا شورای منتخب ما نمی توانند در یک مکانی مثلا هر بار در خانه یکی از اعضا این جلسات مثلا محرمانه خود را برگزار کنند !!! تا شائبه های باند بازی و تحمیل نظر یا اثر گذاری و کشیده شدن شورا به مسائلی خارج از قوانینشان بوجود نیاید ؟

من امیدوارم که اعضای محترم منتخب شورای شهرمان در این خصوص تجدید نظر نمایند و خود را از هرگونه شائبه و اتهام کنار نگاه دارند ؛ چرا که در دین مبین ما اسلام مومنین بشدت از معرض تهمت قرار دادن خود نهی شده اند و این اعضای محترم که در مومن و مذهبی بودنشان هیچ تردید و شکی نیست و همگی انسانهای وارسته و مسلمانانی معتقد و شیعه های متعهد به اوامر بزرگان هستند ! لازم است که با بازنگری در رفتارهای خود و دوری از این اتهامات ، سعی کنند فارغ البال از هر گونه شائبه انتصاب به گروه یا فردی مستقلا در راستای اهداف و شعارهای داده خود اقدام نمایند .

و حتی اگر نیاز می بینند از اقای موحدی بعنوان یک کارشناس و خبره مسائل نظر بخواهند ، ایشان را دعوت کنند که میهمانشان باشد !! نه اینکه میزبان انها باشد !!! انشالله اینگونه مسائل ریزی که بسیار ساده قابل حل است و ارامش شورا را حفظ خواهد نمود ، بیشتر مد نظر عزیزانم باشد ، تا ارامش شورا به شهرداری و از شهرداری به جامعه تزریق و القا شود که امروز هشترود بیش از هر چیزی نیازمند ارامش است !!!

برای این عزیزان زحمتکش و تلاشگر ارزوی موفقیت در تصمیمات ماخوذه اشان را دارم و نقدم نسبت به تصمیمشان را انشالله بعد از علنی نمودن موضوع جلسه امروزشان و یا بعد از چند روز در صورت عدم انتشار خواهم نوشت !

یک اصل ساده ؟! چرا دوستان ما از رعایت اصول حرفه ای خودشان هم هراسناکند ؟!

یکی از اصول ساده روزنامه نگاری رعایت و ذکر منبع خبر است و اتفاقا اشاره به منبع خبر هیچ چیزی از ارزش یک روزنامه یا یک خبر کم نمی کند ! بلکه نشان میدهد مسئول ان روزنامه یا سایت چقدر مبادی اداب است و از اصول روزنامه نگاری اگاه است !! روی سخنم با سایت هشترود روی خط است !!! جناب آقای مهدی اسمعیل نژادعزیز ؛ هیچ ایرادی ندارد که بنویسید منبع خبرتان کجاست ؟ با احترام به شما و شخصیت والای شما بعرض می رسانم که انتشار خبری بدون ذکر منبعش یک نوع دزدی خبری محسوب می شود و شایسته یک سایت خوبی مثل هشترود روی خط ! که مدعی هست سابقه خوبی در روزنامه نگاری دارد نیست ؟ اینکه در انتهای گزارش یا اول گزارش بنویسی به نقل از وبلاگ هشترود - پیام موسوی هیچ هراسی ندارد ! هیچکس هم تو را بخاطر ذکر منبعت ملامت نخواهد نمود!! متن خبر زیرت را بخوان یک کپی ناشیانه از مطلب بنده است !! هرچند تلاش کرده ای چند کلمه به ان بیافزایی و مثلا بگوئی مال خودت است ! اما چون کار خوبی نکرده ای ! برای همین یادت رفته که در متن خبر من که نوشته ام ............ را می ستایم و...... تو هم مثل ان خبر دفعه قبل که بدون ذکر منبع برداشته بودی و دقیقا از زبان من نوشته بودی منصور بخشنده دوست عزیز بنده ؟!! حالا هم قول میدهم هیچ ایرادی به تو نخواهند گرفت که چرا منبع خبر را نوشته ای !! هرچند طبق قانون بنده می توانم علیه شما شکایت کنم چون صریحا به ان اشاره کرده ام ! ولی اینبار به خاطر دوستی و اینکه تلاشهایت قابل تحسین است از حق خودم گذشت می کنم !! و لطفا از این به بعد اخباری که از وبلاگ بنده برداشت می کنید با ذکر منبع باشد ویا انتشار ندهید ممنون می شوم .


دقت کنید اقای
مهدی اسمعیل نژاد پاراگراف بالای مطلب من خبری است که شما با چندکلمه اضافه نمودن تغییرش داده اید اما انتهای مطلب من شخصی است و شما بدون توجه به این مسائل و فقط برای کپی پیست متوجه این نشده اید که انتهای مطلب من خبری نیست و شخصی است .
اقای اسماعیل نژاد اعلام نموده اند که مدیر مسئول این سایت هستند و اقای دین محمدی هیچ سمتی در این سایت ندارد بنده هم از اقای دین محمدی عذرخواهی می کنم و تمامی اسامی را به اقای اسماعیل نژاد تغییر میدهم در ضمن ایشان فرموده اند که از این وبلاگ برنداشته ایم و از وبلاگ بهزیستی برداشته ایم و خواستم خدمتشان عرض کنم این توجیه هم چیزی را عوض نمی کند چون نام وبلاگ بهزیستی هم بعنوان منبع یا ماخذ عنوان نشده است

سعدیا مرد نکونام نمیرد هرگز

مرحوم وهاب کاسبی از کسانی بود که بروایتی ساده ترمی شود گفت شرافتمندانه زیست و شرافتمندانه مرد ! دستگیری از نیازمندان به سبک وسیاقی خاص از ویژگیهای بارز این فرزند خلف قاری و حافظ و مفسر قران مرحوم حاج حسن کاسبی بود . وهاب زرنگ و جسور بود و همین نترسی اش بلائی شده بود برسرش ، صاف و ساده بود برای همین فوری تحت تاثیر قرار میگرفت بطوریکه یکهو میدیدی وهاب جیبش را خالی کرد و داد به طرف مقابل ،

خدا رحمتش کند ! تعریف میکرد ، وقتی اولین بار تصادف کردم سر سراهی چپینی ایستاده بودم ؛ دیدم لندروری درست به طرف من می اید ، فرار کردم ، باز دیدم داره میاد به سمت من ؛ دویدم انطرف ؛ باز امد بطرفم ، دویدم اینطرف ، باز امد ! خسته شدم ! ایستادم و گفتم : بیا بابا بزن خلاص شو ، وهاب بعد از ان تصادف شدید که خیلی ها فکر میکردند زنده نماند ، نتوانست به صورت جدی فعالیت نجاری خود را ادامه دهد و زندگی را با سختی اما شرافتمندانه ادامه داد تا اینکه مدتی پیش در تبریز در اثر سهل انگاری و سرعت تند یک راننده کامیون دار فانی را وداع گفت ! روحش شاد و یادش گرامی باد

بعد از مرگش ، برادران کاسبی بخصوص اقا کبیر برادر ارشد خانواده ، با اهدای هزینه احسان وهاب به مبلغ 50میلیون ریال در وجه صندوق باب الحوائج و اداره بهزیستی هشترود نام مرحوم وهاب و مرام قرانی پدر خود را زنده نگه داشتند ! خانواده معزز کاسبی  به جای چشم و هم چشمی و راه اندازی مراسمات اضافه تشریفاتی تدفین و احسان که اینروزها در هشترود بدجوری مد شده است با اقدامی خداپسندانه و خیرخواهانه گامی بزرگ  زنده نگه داشتن نام و یاد برادرعزیزشان و برچیده شدن تشریفاتی که گاه به اسراف کشیده می شود ، اسرافی که اسلام عزیز نهی شده است ، برداشتند ! عشق به دستگیری از نیازمندان که در ذات مرحوم وهاب بود با مرگش نیز تجلی و نمود بیشتری یافت و هزینه احسانش صرف امور خیریه شد تا نشان داد که می توان اینگونه وجوه را برای سلامتی بیماری ، ساختن پناهگاهی برای نیازمندان ، تهیه جهیزیه دختری ابرومند اما فقیر ، برای ادامه تحصیل یک جوان نخبه بی پول و..... هزینه کرد !

و این اصل انسانیت و اخلاق مداری انسانهاست و تعلیم و تاکید دین مبین مان اسلام و راه امیرالمومنین علی ع در کمک به نیازمندان !!

گاه قهرمانان از میان ادمهای ساده بیرون می ایند ! قهرمان بودن فقط سیاست بازی نیست ، قهرمانی فقط ورزشکار بودن نیست ، قهرمانی واقعی دستگیری از نیازمندان است ! وقتی قهرمانی به این مرحله از انسانیت رسید که از نیازمندان دستگیری کند ! تبدیل به پهلوان می شود و پهلوانان هرگز نمی میرند!!

سعدیا مرد نکونام نمیرد هرگز    مرده انست که نامی به نکوئی نبرند

تقدیم به روح شادروان مرحوم مغفور وهاب کاسبی

و با گرامیداشت یاد مرحوم حاج حسن کاسبی قاری و مفسر قران

و تقدیم به خانواده های محترم کاسبی و بخصوص تقدیم به کبیر کاظمی (کاسبی ) معلمی که ، بار دیگر درسی بزرگ به فرزندان جامعه داد که می توان بدون چشم و هم چشمی هم بزرگ بود !

می توان مرد اما زنده ماند

روحشان شاد و یادشان گرامی باد

من باردیگر درگذشت ناگهانی  دوست عزیزم وهاب کاسبی را به خانواده معززوهاب کاسبی وبرادران گرانقدر ان مرحوم علی الخصوص کبیر عزیز و خانواده محترم داوودی تسلیت عرض نموده و از خداوند منان برایشان صبری عظیم را مسئلت دارم

تقدیم به

دنیای کودکی دنیای رویا و خیال است و گاها ما انسانها بزرگ هم که می شویم باز در ان دوران رویا و خیال می مانیم که البته تا اینجایش خیلی خوب است ! اما هرچه بزرگتر می شویم از دنیای پاکی و صداقت کودکی ، از دنیای بدون بخل و حسد کودکی ، از دنیای سرشار از عشق و محبت کودکی ، از دنیای سرشار از احترام به بزرگترها و..... فاصله میگیریم و متاسفانه اینش خیلی بد است !!!

پس تقدیم به همه ، بخصوص تقدیم به انهایی که خاطره انگیزترین دوران زندگیشان را خوب بخاطر دارند دوران مهربانی ها ، دوران عشق و صفا ، دوران دور از مادیات ، دوران لذت بردن از زندگی ،

و تقدیم به معلم دوران کودکستانم که اسمشون یادم نیست ! یک خانم معلم بودند و تمامی شاعرانی که همیشه اشعارشان را می خواندیم بی انکه شاعرش را بشناسیم و چقدر این شاعران بزرگوار بودند که برای ما کودکان شعر می ساختند !! بی انکه بخواهند با نوشتن نامشان در انتها خودنمائی بکنند یا خود را به ما معرفی کنند

اتل متل توتوله                گاو حسن چه جوره

نه شیر داره نه پستون      گاوشو بردن هندستون

یک زن کردی بستون       اسمشو بذار عمقزی

دور کلاهش قرمزی          اچین و واچین

یک پاتو ورچین


سماور ابجوش    مامان نشسته پهلوش

مامان بیا چای بده    من برم کودکستان

بسوی ان گلستان


گوجه فرنگی با نمک شور شده               دختر سرهنگ تو ماشین گم شده

یالا طلاقش بده    نصف جهازش بده  این دختر بی حیا همیشه میره سینما

در سینما بسته شد    حسن کچل خسته شد

توپولویم توپولو   صورتم مثل هلو

مامان خوبی دارم     میشینه توی خونه

میدوزه دونه دونه     می پوشم خوشگل میشم عین دسته گل میشم

و دهها شعر دیگر که یادم نمونده و بیاد کودکستان دوران کودکی که حالا شده دبستان سمیه ، بیاد باغهای اطرافش که حالا شده شهر و خانه های اجری و بیروح ،

و یک خاطره و تمام 

روزهای کودکستان ما با انقلاب اسلامی همراه شده بود ، انروزها شور انقلابی بود و جوانها هم در این شور و هیجان پرو پا قرص حضور داشتند یادمه خدا رحمت کند غفور جوادی (شوهر عمه بنده )شهردار هشترود بود در انزمان ، یکروز که ما از کودکستان اومدیم بیرون دیدم بچه های دبیرستان جواد پسر بزرگ مرحوم جوادی را که جلوتر میرفت با شعاری بدرقه می کنند !! که خوب شعار بدی بود البته ما بچه بودیم و حالیمون نبود شعار بداست یا خوب ! وقتی ان شور حال تظاهرات مانند را دیدیم ما هم قاطی شعار دهندگان شدیم و تا درخونه خدا بیامرز اقای جوادی شعار گویان رفتیم و طبیعی بود که وقتی بخونه رسیدیم !همه رفتند! منتها من موندم و خانواده ام و عمه ام و خانواده اش که همسایه بودیم و جاتون خالی انروز من بجای همه ان انقلابیون جوان کتک مفصلی خوردم که چرا منم شعار میدادم بر علیه مرحوم جوادی !!!

یاد دوران خاطره انگیز و با صداقت و پاک کودکستان بخیر حیف که از انهمه همکلاسی فقط اسم و خاطره دو تاشون یادم مونده ، یکی بهروز امامقلی زاده که همکلاسی کودکستان من بود و دیگری دختر عمه ام که الان در امریکا زندگی میکنه و بقیه دوستان یادم نمیاد.