شهرداری هشترود
قدیما هر وقت می خواستند کسی را نفرین کنند می گفتند الهی کارت به شهرداری بیافته ، برای همین این نفرین یواش یواش گسترده تر شد و حتی کار بجائی رسید که پدر ها و مادرها به جای عاق بچه هاشون می گفتند الهی بزرگ شدی کارت به شهرداری بیافته !! هرچند بعد ها برخی ادارات برای اینکه ورد کلام عاق پدر و مادرها باشند روی شهرداری رو سفید کردند که بحث من ان اداره ها نیست و بگذریم !
من دیروز کارم به شهرداری افتاد با اینکه به شهردار و شهرداری انتقاداتی در مورد کارهای درون شهری دارم و همه شون هم می شناسند و اغلب هم میدانند که بنده منتقد شهرداری و شهردار هستم ! اما باید اذعان کنم که رفتار بسیار حسنه و با روی باز و خندان اکثریت کارکنان شهرداری بغیر از یک نفرشان -که ایشان هم گویا عادت کرده اند ابتدای هر درخواستی یک نت و فاز منفی ارسال کنند - واقعا برخلاف این شعار کهنه و قدیمی بود ! من امروز کارم با محبت و بذل توجه دوستان در ان مجموعه تمام شد و لذا بر خود وظیفه دانستم از تمامی پرسنل زحمت کش و مودب و متین شهرداری ، که با حسن خلق و اخلاقی نیکو با همشهریانشان برخورد می نمایند تقدیر و تشکر نمایم ، و داشتن این مجموعه را به جناب آقای سید علی موسوی شهردار خوش برخورد و خوش تیپ شهرمون هم تبریک بگویم
در یکی از تابلو های شهرداری که فکر کنم منشور اخلاقیشون بود یک جمله بود که نوشته بود : " لزوم عنایت به اصل قرانی محسن بودن " که باید بار دیگر اذعان کنم انچه که من دیدیم تبلور عینی و واقعی این اصل قرانی پاکی و خوش خلقی بود در تک تک پرسنل زحمت کش شهرداری هشترود ؛ که باز هم جا دارد به اقای شهردار و معاونین و حراست محترم بابت برخوردار بودن از چنین نیروهای مومن و متعهد و مودب تبریک بگویم و از همه انها تشکر بکنم