بنده گاها نظراتم را بصورت مطلب انتقادی یا مقالات اجتماعی می نویسم و همیشه هم در اول یا انتها تاکید می کنم که نظرات شخصی خودم است و حتما اصرار ندارم که درست باشد !!! اما بالاخره نظر است و منهم به همان اندازه که اقای فلانی فکر می کند حق دارد ! حق دارم که نظر بدهم و لزوما هم نظراتم غلط نیستند ! بدلیل اینکه بیشتر از اقای فلانی با مردم معاشرت دارم و نظرات من برایندی از افکار عمومی جامعه می باشد در حد ارتباطاتم !!! مگر اینکه این عده معتقد به دیکتاتوری و استبداد فکری بوده و مدعی باشند که فقط خودشان یا افرادی که از نظر انها مقبول هستند می توانند نظر بدهند و یا بطور واضح از نظر انها فقط خودیها می توانند نظر دهند ! که در انصورت بنده حرفی ندارم و بهیچ عنوان دیکتاتوری و استبداد از هر نوعی که باشد را قبول ندارم !! مثال زیر را ببینید

نظر خواننده ای بنام هشترودی : " راستش در برخورد با مسایل مختلف معمولا کسانی که دارای سطح سواد و وجهه ی اجتماعی بالانری هستند بیشر در بین مردم مورد قبول هستند شما هم بهتر است ابتدا خوذتان را به سطح سواد و جایگاه احتماعی آقای یعقوبی برسانید سپس ایشان را نقد کنید
اگر متن را درست بخوانید مشخص است که منظور ایشان از شهردار جدید شهردار فعلی است پس الکی به فکر تخریب این بزرگوار نباشید"

این یک نظر است که از وبلاگها تلخکهای هشترود لینک شده است ! بگذریم !

این اقا در نقد مطلب من مغالطه نموده است ! چرا ؟

الف : سعی نموده تا بنده را بیسواد و بدون وجهه اجتماعی معرفی کند تا در اخر نتیجه گیری اش راحت باشد ؟!

ب: سعی نموده بنده را تحقیر کند تا به نتیجه دلخواهش برسد ؟!

ج: دقیقا عین حرف مرا نوشته و سپس مرا متهم نموده است !! در حالیکه همانطور که من نوشته ام ؛ اقای شهردار فعلی هنوزشهردار جدید نیستند و منظور اقای یعقوبی از شهردار جدید اگر این حرف باشد ! بخاطر درگیری ذهن خودش است و این تخریب نیست !! چون در عمل  و واقعیت نیز فعلا اقای موسوی شهردار جدید نیستند و چون نیستند پس اقای یعقوبی نمی توانسته ان مطلب را بنویسد ، که فشار به ترکیب شورا برای تعویض شهردار جدید ...... !!؟ چون شهردار جدید انتخاب نشده است و این تنها ذهن نویسنده است ! که تمایل دارد شهردار فعلی شهردار فعلی شهردار جدید هم باشد! پس بازهم تخریبی در کار نیست !! و منهم اشاره کرد ام که این جمله حاصل درگیری ذهن نویسنده است!!!

اما به اینطور نظرات ، که نویسنده انها سعی می کنند با مغالطه اصل مطلب را تحت تاثیر قرار دهند و با ادبیاتی زشت ، مطلب را تحت شعاع قرار دهند را حمله شخصی می نامند ! که مشروح انرا از ویکی پدیا بشرح زیر بخوانید و سپس با این نظر مقایسه کنید !

 حملهٔ شخصی مغالطه‌ای است که در آن از بد بودن رفتار یک فرد!!! نتیجه گرفته می‌شود که ادّعایی که او مطرح کرده‌است  ! نیز نادرست است ! (البته این به معنای تائید جمله ان نظر دهنده محترم نیست )

  • مغالطه توسل به شخص را اگر به صورت منطقی بنویسیم چنین خواهد بود:

شخص الف گزارهٔ " د " را مطرح می‌کند.

شخص الف شخصی با رفتار(ها)ی بد است.

نتیجه گرفته می‌شود که " د" نادرست است.

در پشت این مغالطه ، تصور خطایی نهفته است ! که بر اساس آن امکان ندارد ! یک درست از سوی کسی که موقعیت اجتماعی، سیاسی یا علمی مناسبی ندارد و یا انگیزه‌های بدی دارد، ارائه شود ! و برعکس امکان ندارد یک عقیده نادرست و غیرمستدل ! از سوی یک شخصیت مهم ! که دارای موقعیت مناسب علمی است، ارائه شود.

  • مغالطه حملهٔ شخصی ، فقط مربوط به ادّعاها و سخن‌ها نیست ؛ بلکه در مورد رفتارها نیز به کار می‌رود:

الف ریشش را می‌تراشید.

الف انسان بدی بود.

تراشیدن ریش نادرست است.

انواع حمله شخصی : توهین

این مغالطه زمانی رخ می‌دهد که شخص استدلال معینی اقامه می‌کند و درباره موضوعی، سخن می‌گوید و دیگری که از پیش با او خصومت و دشمنی داشته، به جای نقد، ناسزا درباره شخصیت وی تحویل می‌دهد و می‌کوشد با مخدوش کردن شخصیت او و منفور ساختن وی، استدلالش را باطل نماید. جنبه مغالطی توهین در آن است که اصل استدلال کنار نهاده شده و معیار دیگری برای نقد ادعا به کار گرفته شده است که منطقاً هیچ ارتباطی به ادعا ندارد:

·         هنوز هم هستند کسانی که می‌گویند عراقی شاعر بزرگی‌است؛ در حالی که دیگر در تاریخ ادبیات ما مسلم است که عراقی انحرافات جنسی داشته است.

·         چطور محمد را به پیامبری می‌پذیرید در حالی که او تنها یک چوپان بوده است.

مغالطه از طریق منشأ

این مغالطه زمانی رخ می‌دهد که شخصی برای رد یک سخن، آن را به یک شخصیت مذموم تاریخی نسبت دهد و بگوید «اولین بار او این سخن را گفته است» و بکوشد تا از منفی بودن آن شخصیت تاریخی ، خطا بودن آن سخن را نتیجه بگیرد.  پیش‌فرض نادرست این مغالطه آن است که سرمنشأ یک عقیده و رأی در درستی آن مؤثر است ؛ در حالی که گاه افراد عادی و بی‌سواد عقاید عالی !!! اظهار کرده‌اند و دانشمندان بزرگ دچار خطاهای بزرگ شده‌اند .!!!

·         من با این که رهبران مذهبی محافظ شخصی داشته باشند، مخالفم. فراموش نکنید که اولین کسی که در اسلام محافظ شخصی داشت، معاویه بود.

توهم چنینی

در این مغالطه، به جای توجه به سخن و ادله موافق و مخالف آن، به گوینده توجه شده و سعی می‌شود !! مورد نقضی در اعمال و رفتار گوینده یافت شود!! تا بدین‌سان هم خود گوینده و هم گفتارش تخطئه شود!!! این مغالطه به دو شکل رخ می‌دهد:

 یکی، بیشتر در جایی به کار می‌رود که کسی خطایی را به انسان تذکر می‌دهد و شخص در جواب او می‌گوید: « خودت هم مرتکب این خطا شده‌ای»؛ در حالی که جمع دو نادرست هرگز یک درست نمی‌شود.

 دیگر آن که سعی می‌کند برای نقد سخن کنونی شخص، مورد ناسازگاری از گفتار پیشین او بیابد و به او بگوید خودت هم این حرف را قبول نداری؛ زیرا موضع قبلی تو چیز دیگری بوده است؛ در حالی که باید دانست که موضع‌گیری‌های پیشین فرد هیچ تأثیر منطقی در درستی عقیده‌های امروزش ندارند،

زیرا اولا ممکن است شخص در عقیده‌های پیشینش تجدیدنظر کرده باشد. برای فهم درستی یک گزاره، باید آن گزاره را بررسی کرد !!!! نه بیان‌کنندهٔ آن را !!!!!

تقصیر عضو پیوسته

در این مورد نقدکننده به دلیل شباهت گفتار شخصی به دیگر طرفداران آن استدلال ، به شخص حمله می‌کند. حالت کلی این استدلال چنین است:

شخص الف مدعی " پ" است.

گروه " ب " مدعی " پ" است.

پس شخص " الف " عضو گروه " ب " است.

  • این مغالطه می‌تواند حالت دیگری باشد:

شخص " الف " مدعی  " پ " است.

گروه " ب " مدعی " پ و ت " است.

پس شخص " الف " مدعی "  ت " است.

  • این مثالی برای این مغالطه:

تو می‌گویی فاصله طبقاتی غیرقابل قبول است. کمونیست‌ها هم همین حرف را می‌زنند. تو کمونیست هستی

توسل به شخصیت تحسین‌شده

گاهی نیز به جای این که ادعای کسی ثابت شود !!!! خود شخص تحسین می‌شود.!!!! چنین گفتاوردی از اشخاص هرگز نمی‌تواند جایگزین استدلال برای درستی مطلبی باشد!!! حتی اگر آن شخص متخصص و کارشناس و یا معتبر و موثق باشد.!!!! این مغالطه بسیار معمول است.!!!! یک مثال در این نمونه:

·         آیا شما باور ندارید که اسحاق نیوتون یک نابغه است؟ آیا تیزهوشی و بزرگی مقام چنان دانشمندی را انکار می‌کنید؟ وقتی نیوتون دین را برای جامعه لازم می‌دانست، چرا شما باور ندارید؟

چنانچه نظرات مطالب وبلاگ بنده را واکاوی نمائید ! متوجه می شوید که متاسفانه اغلب نظرات حاوی این روش گفتار زشت و سخیف است !!! که صد البته من بکار خود ادامه خواهم داد !!! چون به گفته ارد بزرگ : "مهم نیست که دیگران ما را باور کنند ، مهم آن است که خود خویشتن خویش را باور کنیم " !! و من باور دارم که هدفم و نیتم پاک و فقط برای تعالی و توسعه و پیشرفت هشترود است و انشالله اینده نیز ثابت خواهد کرد که صداقت همیشه برنده تر از دوز و کلک و حیله می باشد ./.