طبل های توخالی !! بزرگترین عامل بدبختی هشترود
من نمیدونم چرا بعضی ها این ضرب المثل را برای خود زمزمه نمی کنند " دانیشماخ باشارمیسان ! دانیشماماخ دا باشار میسان ؟!!!! " روی صحبتم با عده ای خرده تحصیلکرده بورژوواست که با رانت و پول و تقلب چند کلاس درس خوانده یا نخوانده شده اند مفسران بلاقید فیزیک و سیاست و علم و نجوم و ..... !!!!! این شبه تحصیلکرده ها شاهکارشان "کپی پیست "کردن مطالبی که حتی به خود زحمت نمی دهند که انها را برای خودشان ترجمه کنند و بفهمند که قرار نیست هر مطلبی در مورد همه افراد و همه شهرها صدق کند و نفهمیده و نسنجیده می خواهند با کپی پیست خود را بزرگ و بزرگ تر نشان دهند و ابراز فضل نمایند!! در حقیقت اینها مانند طبلی هستند که بخاطر تو خالی بودنشان هرچقدر محکم بهشان بزنی صدای گرومبشان بیشتر می شود و متاسفانه این صدا را حتی خودشان نیز نمی شنوند!! این ها عامل بدبختی هشترود هستند که در هر کاری خود را بخاطر رانت پول و قدرت دخیل می کنند و به اصطلاح "یولمامیش قاشیق تکین "سرشون رو تو هر سوراخی می کنند !! اقایان خرده تحصیلکرده بورژووا یا به اصطلاح عامیانه طبلهای تو خالی بزرگترین عامل بدبختی هشترود وجود شماهاست !!! اما چرا اینرا نوشتم ؟
شهروندی بنام"تنهای تنها" که ظاهراً در پی یافتن دلالیل عقب ماندگی هشترود می باشند و خود را علت یاب و خواننده کتب دکتر شریعتی و باسواد می نامند،نظراتی را در وبلاگ تلخکهای می نویسند که با کمال احترام به نظرات ایشان نکاتی را خاطرنشان می کنم و قصد مباحثه ندارم:
این دوست عزیز نظرات خود را از مطلب "بیایید نخریم! مقاله اي از عموفلفل پيرامون علل پسرفت قوچان" از سایت http://quchani.ir/News برداشته اند و با تغییرات اندکی به هشترود چسبانده اند و در جاهایی به صورت ناخودآگاه به همشهریان مان توهین نموده اند.ولی همین مطلب هم قابل نقد می باشد:
دوست عزیز شما می فرمائید: "اراده پنهانی است برای عقب نگه داشته شدن این شهر هست" که از عبارت"ماسونی" استفاده نمودید،دوست عزیز فرماسونرهادر اصل کسانی هستند که عقاید لیبرالیستی و آزادی خواهی داشتند وبه تک تک آنها ماسون می گفتند،فراماسونها با شعار «برابری، مساوات، برادری» نقش بزرگی در انقلابهای بزرگ معاصر مانند انقلاب امریکا بر علیه استعمار انگلیس، انقلاب کبیر فرانسه، انقلاب مشروطیت ایران و جنبش انقلابی بر ضد استعمار اسپانیا در امریکای جنوبی داشتهاست.در هرچند در تاریخ معاصر ایران به دلایل افکار ضد مذهبی اشان مورد اقبال ایرانیان واقع نشدندو حتی در خود غرب هم طرد شدند ولی به کاربردن عبارت "ماسونی" در کنار اراده پنهان برای عقب نگه داشتن هشترود تفکری به غایت اشتباه و توهم آمیز است.
در نظرتان از "خاصیت دیاپازونی"استفاده نموده اند که ظاهراً منظور نویسنده سایت شهر قوچان این است که وقتی نخبگان در مجاورت مردم عامی و بی سواد ، قرار می گیرند،ارتعاشات جهل و بی سوادی آنها موجب رکود و نخوت و افسردگی نخبگان شده و آنها را فراری می دهد، - از علم فیزیک به عاریه گرفته اند- یاداور می شوم:
« دیاپازون وسیله ای هست که صداهای استاندارد نتهای موسیقی به صورت ترتیبی(به فاصله نیم پرده از هم) از تولید میکند. ساختارش هم به صورت یک ساز دهنی مدور یا مستطیل شکل است به شکل "یو " انگلیسی. دوست عزیز این یک نظر پوپولیستی وعوام فریبانه است و اتفاقا در بررسی تاریخ روشنفکری در ایران ،متفکران به این نتیجه رسیده اند که مهمترین انتقاد وارده به این قشر،فاصله گرفتن و دور افتادن از مردم است.تا زمانی که نخبه و روشنفکر در بین مردم نباشد و از نیازهای واقعی آنها بی خبر باشد نخواهد توانست،نیازها و مشکلات و راه حل های واقعی آنها را تشخصی و حل نماید.
دوست عزیز که ظاهراً خیلی هم مطالعه می کنید . کپی برداری از سایتهای دیگر مرسوم شده و بنده بر شما ایرادی نمی گیرم ولی نوشتن عبارتی که اصلا به هشترود ربط ندارد کمی دور عقل است، مثلا نوشته اید : (خجالت نمی کشید وقتی جز یک یخدان مسخره شهرمان چیزی ندارد؟!) یعنی چه؟ کدام یخدان؟ آن یخدان در شهر قوچان می باشد نه در هشترود!!!!
نوشته اید که ،بهترین عامل برای ارتقاء شهر اباد کردن 2،3کیلومتر از رود خانه آبلغ چایی( صحیحش آغ بلاغ چایی است) وتفریحی توریسنی کردن شهر است.آن مطلب برای قوچان نوشته شده است می دانی چرا؟ برای اینکه: شهر قوچان بدليل موقعيت تاريخي از جمله دارا بودن 140 اثر تاريخي و داشتن 32 اثر ثبت شده در فهرست آثار ملي و 20 منطقه جذاب گردشگري و موقعيت خاص آن از گذشته مورد توجه بوده و عالمان ،عارفان و انديشمندان و شعراء و پهلوانان صاحب نامي همچون آقا نجفي قوچاني، جعفر قلي زنگلي، استاد قشيري، نوعي خبوشاني، صحرايي، بهادري و شکفته بوده است. به همین خاطر عامل توریستی در هشترود نمی تواند بهترین عامل باشد،بهترین عامل رشد و توسعه هشترود عامل کشاورزی و معدنی و استفاده از موقعیت ترابری آن می تواند باشد البته که نباید از جاذبه های توریستی مثل قلعه ضحاک و غیره غافل بود.
این جمله که نوشته اید: راستی دقت کرده اید بالاترین مزیت شهرمان نداشتن شمادت و یک کلاغ چهل کلاغ است!!!!!!درحیرتم چطور سگ وگربه در این شهر چیزی از دست این مردم برای خوردن می یابد. اولاً شمادت نه شماتت که معنای آن :سرزنش کردن و شاد شدن به غم دشمن است که با جمله یک کلاغ چهل کلاغ تناسبی ندارد.دوماً جمله آخرتان توهین به شهرو مردم شهرمان نیست؟ نویسنده اصلی آن جمله را برای افغانها در قوچان آورده و شما بدون سبک سنگین کردن آن، به مردم خیر و مهربان و دلسوز خودمان چسبانده اید.
دوست عزیز این ویژگی های اخلاقی که از مردم قوچان عاریه گرفته اید و به مردم هشترود چسبانده اید فوق العاده بی ارتباط است ، مردم هشترود برای خودشان رفتارهایی دارند که مختص خودشان می باشد ولی فریب خور نیستند یعنی به این راحتی فریب نمی خورند آنهم از شورای شهر......
آقای محترم از انتخاب نامتان" تنهای تنها" کاملا مشهود است که شما آنقدر در انزوای اجتماعی هستی و دریچه های نگاه خود را به دنیای پیرامونی خود بسته ای که از هر وسیله ای می خوای به هدفت برسی.از دکتر شریعتی گرفته تا مردم قوچان و هشترود خرج می کنی تا یک نظر محقرانه در وبلاگ های هشترود بیاوری.
در نهایت عین نظر ان خواننده که عینا از سابت فوق برداشت شده است جهت دیدن عمق اطلاعات وسواد این عزیز که همه میشناسیمش کافی استدر اینجا منعکس می شود
1)اراده ای ماسونی وپنهان برای عقب نگهداشتن این مردم.(که ورود به این موضوع راابدامصلحت نمیدانم!)2)مهمترین علت ، خودمردم ،هستند.اتفاقا این مردم که مورد نقد نویسنده ی علت یاب است دقیقا ممدوح مسولین هستند .
ورای خصوصیات اخلاقی واقلیمی،بیسوادی علت تامه ودرد لاعلاجی است که عامل فرارنخبگان میشود،زیرا هرگز قادربه رفع این نادانی ها نشدند.اتفاقا طبق خاصیت دیاپازونی مجاورت با این توده ی جهل وسطحی نگری نخبه ی پردغدغه را به افسردگی وبعد بی تفاوتی ودر نهایت خروج از این مردم میسازد.ابن الوقت بودن وجستجوی نفع شخصی نوعی رخوت عمومی در ما ایجاد کرده که باریشخند آنانی که دغدغه پیشرفت شهر رادارند کامل میشود.
خجالت نمی کشید وقتی جز یک یخدان مسخره شهرمان چیزی ندارد؟!
شخصا بعد از مطالعه بسیار به این نتیجه رسیدم ،بهترین عامل برای ارتقاء شهر اباد کردن 2،3کیلومتر از رود خانه آبلغ چایی وتفریحی توریسنی کردن شهر است.پیشنهادی که با اوراق قرضه یا سرمایه گذار بخش خصوصی عملی است نه نمایش برنامه های توسعه شهر و خود نمایی مسئولین.وعمده ترین مانع ادراک مسولین!
ادامه دارد
منع مرتفع سازی توسط شهرداری ونظام مهندسی و تعویض هزینه و متمم بی موردوحس ناسیونالیستی شورای جدید برای انتخاب شهردار آینده سراسکند منطقی نیست.ملاحظه بفرمایید در ایران داخل کوچه2یا 4متری 8طبقه بنا کرده اند در حالیکه در کوچه 8متری دوطبقه با پیلوت احداث می کنندبدون زیبا سازی نما.
اتفاقا تنگ نظری و...که بعنوان خصوصیات اخلاقی ما مطرح میشود هم ازبیسوادی است.مهمترین درد فریب خوردن این مردم بارها وبارها از نامزدهای شورا ومجلس است!وچه تعاونی داریم در این خویش فریبی !
راستی دقت کرده اید بالاترین مزیت شهرمان نداشتن شمادت و یک کلاغ چهل کلاغ است!!!!!!درحیرتم چطور سگ وگربه در این شهر چیزی از دست این مردم برای خوردن می یابد.
باپوزش بابت صراحت کلام، برقرار باشید.
تنهاتر از سکوت
توضیح پیرامون عنوان:
مرحوم دکتر شریعنی در یکی از کتابهایش به کتابی به نویسندگی (الف) اشاره میکند ودر نقد این کتاب به طنز میگوید:کتابهای ایشانرا بخوانید اما نخرید!( خرنشوید!).
حال این نظر را با مطلب سایت فوق مقایسه کنید بغیر از کلمه هشترود فرقی ندارند