در هر جامعه ای افرادی با نگرشها و افکار متفاوت زندگی می کنند و همین امر باعث بوجود امدن گرایشهای سیاسی و ... متفاوتی می شود که لازمه حیات سیاسی و پویایی جامعه وجود افکار و گرایشهای متفاوت است ! اصلا جامعه ای که در ان انواع نگرشها و گرایشها و تفکرات نباشد جامعه ای تکصدایی است و جوامع تکصدائی محکوم به فنا و نابودی هستند! در حقیقت جامعه تکصدایی تبلوری از دیکتاتوری و استبداد است ! در جوامع مترقی این نگرشها بصورت نهادینه در امده و تبدیل به حزب می شوند و هرکسی در حزبی عضو یا هوادار می شود و اکثریت مردم هم نسبت به بیان دیدگاههای احزاب و طرفین تصمیم میگیرند ! در این مرحله هر حزب و جریان به چند شعبه و یا دسته تقسیم می شوند عده ای مجری ، عده ای تئوریسین و...... می شوند ! ولی همگی در راستای تحقق شعارهای حزب یا جریان یا گروه خود فعالیت می کنند ! اینها به هر طریق قانونی در تلاش هستند تا ضمن اعتلای بیشتر اهداف جریان خود که همانا هدف غائی و نهایی اش سربلندی منطقه یا کشور یا شهر خود نسبت به دسته بندی می باشد،موقعیت خود و جریان خود را در جامعه مستحکم تر نمایند .

هرچند در ایران همین طبقه بندی ها وجود دارد و مثلا در اصلاحات افرادی مثل زیباکلام تئوریسین و پزشکیان و خاتمی و ... اجرائی و همینطور سلسله وار مراتبشان ادامه دارد ! ولی عملا این ظرفیت و شعور رفتار اجتماعی سیاست بازی هرچقدر به طرف پائین هرم سیاسی جامعه پیش می رود کمتر می شود و تا جائی می رسد که رقابت ناسالم می شود و به جای نقد و جوابدهی یا بررسی واقعیتها تبدیل به توهین و تهمت و افترا می شود.

هشترود هم فراتر از ایران نیست و فقط دسته بندی سیاسی در هشترود در بعد منطقه ای هواداری یا حضور در جریان فردی است که بعنوان نماینده شهرستان معرفی می شود که در اصطلاح عامیانه شیری چی ، اسماعیلی چی ، شاهی چی ، امینی چی و دسته ای هم هیچ نفری هستند! دسته اخر افرادی هستند که هیچ یک از افراد فوق را قبول ندارند! البته این عده خود به دو دسته تقسیم می شوند یک دسته در زمان انتخابات بر علیه نماینده وقت وارد جریان می شوند و با شعار انتخاب بد و بدتر عمل می کنند و نیم نگاهی هم به سهم  خواهی دارند !!! ولی دسته دوم کلا مخالفند و حتی گاه در بحث ملی هم با بی اعتقادی به جریانهای حاکم وارد هیچگونه بازی نمی شوند ودر زمینه های فکری هم شرکت ندارند و دور خود حصاری ناخواسته درست می کنند!!!

حالا هریک از این دسته ها به روشهای متفاوت در تلاش هستند تا به نوعی برتری ضمنی خود را حفظ نموده و بتوانند برای اهدافشان تلاش کنند وروشهای متفاوتی را دنبال می کنند . یکی سعی داشت با پول و وامهای کوچک و بزرگ مردم را جذب نماید !! یکی سعی داشت با تعویض سریع قدرت مرکزی اقتدار خود را حفظ نماید !! یکی سعی دارد با الگو برداری از نمایندگان شهرهای بزرگ کارهای ارمانی تری انجام دهد !! دیگری هم سعی دارد با روشهای عامیانه نفراتی را به دسته خود یبافزاید !!!

در همین بازی سیاسی منهم با بررسی شرایط و افراد و دیدگاههای انها برداشتم این بود که اقای شیری با توجه به برنامه ای که تنظیم نموده بودند و روحیه اعتدال طلبی و میانه روی که دارد نسبت به دیگران بهتر است . برخلاف برخی ها که صحبت از بد و بدتر می کنند ! من به خود و شعور مردم احترام گذاشته و می گویم نفر بهتر در ان شرایط ، یعنی انتخابی بین بد و بدتر صورت نداده ایم ! بلکه انتخابی به نسبیت بعد زمان و شرایط صورت گرفته است به زبان ساده تر در انزمان بهتر از گزینه مورد نظر وجود نداشته است .

حالا مسئله این است که چرا عده ای از دفاع بنده یا هرکسی دیگری ازاقای شیری و یا آقای اسماعیلی و یا اقای شاهی  ناراحت شده و انرا با تعابیری چون رویه نادرست ، گماشته ، دستمال کش و.... بیان می کنند. باید عرض کنم که اینها سه دسته اند( که من فقط به بحث اقای شیری می پردازم )

دسته اول کسانی هستند که خود طرفدار اقای شیری بوده اند و فکر می کنند من یا مدافع دیگرجای انها را اشغال کرده ایم ! عده ای فکر می کنند این شغل حق انها بوده ، عده ای فکر می کنند مثلا اقای شیری سلام ما را گرم جواب میدهد از گرمی سلام انها کاسته شده و.... !!

دسته دوم کسانی هستند که چون مخالف اقای شیری هستند هر دفاعی از وی را سعی دارند با این نوع مغالطه خدشه دار کنند و ذهن افراد را از اصل به فرع بکشانند!!!!!! این دسته به من و سایر مدافعان گماشته و چاپلوس می گویند چون از اقای شیری دفاع می کنیم و مثلا به بهرام یعقوبی می گویند سهمی نرسیده حالا نقد می کند !! جالب اینجاست که این افراد در طرفداری ازفرد خود (مثل اقای اسماعیلی یا اقای شاهی مبالغه می کنند ) در حقیقت اینها دلسوز هشترود نیستند ! چون دلسوزی به هشترود به دفاع یا انتقاد از اقای شیری ربط ندارد ! بلکه اینها حافظ منافع خود و جریان خود هستند و طبیعی است که برای به اقتدار رسیدن از تلاشی فرو نگذارند و من به انها حق میدهم که توهین کنند !!!

دسته سوم هم عده ای هستند که خود نمی توانند کاری بکنند ! اما به کارهایی که هرکسی انجام میدهد انتقاد می کنند !!! مثلا یادمان نرفته همین هایی که امروز از بهرام عزیز به افراط تمجید می کنند !!! در مسئله جشن همدلی ستاد روحانی با شدت وی را تا حد تکفیرهم می کوبیدند!!! این دسته به ذات کلی کار ندارند و تنها مخالفت را راه چاره میدانند و در یک رفتارانتقادانه گرفتار شده اند مثل مایلی کهن مربی صبا باتری که کارش فقط انتقاد شده و فکر می کند تمام مربیان لیگ و مدیران و .. همه خلاف کارند و فقط ان یکدانه اوست !!!

اما کسانی که در دفاع از هویت و رفتار گروه و دسته و تیم خود تلاش می کند از لحاظ سیاسی رفتار درست و کاملا هوشمندانه ای را انجام میدهند حالا ادبیاتشان بد هم باشد رفتارشان از لحاظ اجتماعی سیاسی درست است !! چرا که خواهی نخواهی انها منتسب به ان گروه هستند ! مگر اینکه فرد یا افرادی باشند که بتوانند در ایندوره حسن و دوره بعد حسین و دوره بعد علی و ... را انتخاب نمایند ! یعنی هر دوره هی به سمت یک نفر بروند که در انصورت دسته های مخالف اینها را به بادیسمی و بی عرضه بودن و.. متهم می کنند !!!

در ایران وبخصوص هشترود همه کسانی که پای در ستاد میگذارند لزوما دنبال منافع خود هستند ! در این میان عده ای هم به منافع خود و هم به منافع منطقه هم گوشه چشمی دارند . یکی به ستاد می اید که رئیس شود ! دیگری می اید که استخدام شود! دیگری می اید تا مدیر مدرسه شود و ان دیگری برای این امده که با روی کار امدن این نماینده فلان فرد منتسب به ان نماینده قبلی که در اداره ای مانع کار او بوده عوض شود ، تا او بتواند کارش را انجام دهد و...  !!! این پروسه غلط و اشتباه متاسفانه در هشترود نهادینه شده است و جالب اینجاست که همه ما انرا انجام میدهیم و سپس می نشینیم دیگران را که سهمی برده اند را دستمال کش ، گماشته و ... می نامیم  .

کوتاه سخن کنم و عرض کنم که بیائید ظرفیت فکرمان را توسعه دهیم ! بیائید رفتارهای درست سیاسی و اجتماعی را تمرین کنیم ، هر نقدی جوابی دارد !!! هرکسی فکر کند نقدش خاتم است! مشکل روانی دارد !!! از طرفی هر دفاعی هم به منزله تخطئه نیست و هر دفاعی هم برای چاپلوسی نیست !!! من متاسفم برای اقایان که فکر می کنند من یا هر فردی که از رئیس جریان خود دفاع می کند چاپلوسی می کند ! البته اینها متوجه هستند و خوب میدانند ماجرا چیست ؟! چون خودشان هم از رئیس و سرکرده جریان خود در هر حالی دفاع می کنند  !!! اما برای تخریب دیگران دست به این کار میزنند ! اینها میدانند که مثلا بنده نیازی ندارم به اقای شیری چاپلوسی کنم ! چون حتی اگر بنا بر سهم گرفتن باشد ! من گرفته ام و مطمئنا اقای شیری نخواهد امد بنده را بیرون کند!! چه بنویسم چه ننویسم !پس راحت ترین کار برای من این است که کناری بنشینم و خیلی راحت بخورم و بخوابم ! اما منهم نسبت به شهرم هم نظری دارم ، لذا نظرم را انتشار میدهم و انتشار نظر بنده هم لزوما به این معنی نیست که با اقای شیری یکی است !!! چنانچه مثلا شهردار مورد نظر بنده با شهردار مورد نظر اقای شیری فرق میکند !!! یا نامزد منتخب ریاست جمهوری بنده با نامزد منتخب اقای شیری فرق میکرد !! منتها منهم مثل خیلی ها تمامی تلاشم را خواهم نمود که از منافع خود و جریان دفاع کنم و اجازه ندهم که اقتداربه جریانی که قبلا بود برگردد و طبیعی است که انها هم همین کار را صورت خواهند داد و برای همین به بنده چاپلوس و گماشته و ... خواهند گفت !!!! اینها طبیعت بازی سیاسی است که به خاتمی جاسوس بگویند و............. مهم در این بازی چندچیز است :

الف : اعتقادی که داریم ! مهم این است که خود خویشتن خودمان ؛ یعنی همان نیتمان که با ان وارد بازی شده ایم و معتقدیم که می توان برای هشترود کاری کرد را قبول داشته باشیم و ایمان داشته باشیم که همراهی و کمک به نماینده منتخبمان می تواند در توسعه شهر مفید باشد و مثمر ثمر واقع شویم !!!

ب: مهم این است که حرفمان را بزنیم ! همین حرف اگر منطقی باشد ! حتی هزار نظر هم بگذارند که فلان وبهمان !! (با توجه به اینکه معمولا تنها کمتر از 10درصد خوانندگان نظر میدهند) مهم ان نود درصدی که نظر نمیدهند و مطلب را می خوانند می باشد که اگر بتوانیم حرفمان را انقدر منطقی بنویسیم که ده درصد خوانندگان بیطرف انرا قبول نمایند !!! حتما برنده هستیم و موفق شده ایم تا اثری از خود باقی بگذاریم !!

ج: یادمان باشد که هر مطلبی که می نویسیم احتمال دارد توسط یک نفر دیگر نقد شود ! که مصداق ان ضرب المثل ترکی است که اولی بداند دومی چه خواهد گفت اصلا حرف نمیزند " پس باید انقدر قوی بنویسیم که طرف های مقابلمان در جواب بتوانند مغالطه !!! کنند نه نقد اساسی !!!

د: از نقد نهراسیم ! نقد به منزله تخریب نیست ! هرچند برخی ها تخریب را به جای نقد بکار میبرند ! ولی نقد به منزله تخریب نیست !!! اگر فرد واقعا مثبت و رفتارش درست باشد ! جواب میدهد !! مثلا چندی پیش سایتی بنده را نقد نموده بود البته در لفافه ! خوب بنده جوابیه ای نوشتم و انقدر به نوشتن ادامه دادم که فرد عذرخواهی نمود و البته بعدش باز خواست شیطنت کند و با برداشتن هر دو مقاله فکر کرد می تواند مرا تخریب کند و حتی نظری هم نوشت که زر زدی ؛ کو مقاله نیست ؟ اما نمیدانست که من هر مقاله ای که مربوط به خودم باشد و یا بخواهم جوابی به ان بدهم را ابتدا با روش عکس برداری از دسکتاپ ذخیره می کنم ، لذا وقتی دوباره اصلش را گذاشتم فعلا حرفش تمام شده است ، شاید دوباره چیزی بنویسد و منهم حتما جواب خواهم داد .

ه: نقد به منزله دشمنی نیست ، نقد دو حالت دارد یکی دوستانه است یکی نقد مغرضانه ! (مغرضانه به این معنی که فرد می خواهد طرف مقابل خود را با استفاده از ضعفهایش تضعیف کند ) نقدی که دوستانه است لحن ادب و انصاف را مراعات می کند و نقاد در کنار ضعفهایش نقاط مثبت را هم می نویسد ! مثلا من در نقد اقای .... نوشتم شهامت و شجاعتش انقدر زیاد است که همیشه دوست داشتم مثل ایشان باشم اما به نحوه فلان انتقاد دارم !!! من در اینجا شهامت و شجاعت و برخی نقاط مثبت ایشان را هم ذکر کرده ام یعنی همه وجوه ایشان را دیده ام ولی خوب نقد هم دارم ! این نقد منصفانه و محترمانه است همانطور که خودشان هم تائید نمودند !!! اما در نقد مغرضانه نقاط ضعف بزرگنمایی می شوند و برخی رفتارهای درست واژگون جلوه داده می شوند و ....

 لذا دوستان خواهش دارم که فکر نکنید نقد مقاله یک نفر یعنی تخریب ان ! مثلا همین بخشنده عزیز من قبل از نقد نوشته ام که بخشنده از من دلسوز تر است ! یعنی انصاف را در مورد بخشنده رعایت کرده ام ! اما این دلیل نیست که مطلبش را نقد نکنم یا در مورد دیگر نقدها هم همینطور !!! و یادمان باشد بازی سیاسی قواعدی دارد که چون ما انها را نمیدانیم نمیتوانیم منکر ان رفتار باشیم و یکی از ان رفتارهای بازی سیاسی و جناحی این است که همیشه سعی کنیم منافع جریانی که اعتقاد داریم می تواند گره گشای مسائل باشد را بر کف زدن و سوت زدن عده ای که کارشان یا سوت زدن و کف زدن است و یا هو کشیدن و فحش دادن ترجیح دهیم ، چون نهایت قضاوت با ان نود درصدی است که نظر نمیدهند (نه ان ده درصدی که یا هی به ما احسنت احسنت بگویند و یاهی به ما توهین کنند )