نامه سرگشاده به استاندار محترم استان آذربایجان شرقی
جناب آقای مهندس خدابخش استاندار محترم استان آذربایجان شرقی
سلام‌علیکم
احتراماً آن روزی که اسم جنابعالی به‌عنوان استاندار استان طرح شد با اطلاعاتی که از طریق دوستان در اردبیل کسب نمودیم بسیار خوشحال شدیم که استانداری لایق و شایسته پای به استان می‌گذارد. برای خیرمقدم نیامدیم چون در شهر هشترود این چیزها انتصابی است و نه انتخابی! ما هم جز خدا پارتی نداریم که در این فهرست‌ها باشیم! شخصاً هم نیامدیم چون می‌دانستیم روزی به شهرمان تشریف می‌آورید منتظر ماندیم که شاید این بار دعوتمان کنند و به شما خیرمقدم بگوییم اما خوب سالن ازمابهتران! می‌خواست و ما هم که از بدترانیم! و ازمابهتران زیادند!!
آقای استاندار شهرستان هشترود از سال 90 تا 95 سیل مهاجرتشان قدر زیاد بوده است که آمارش علیرغم زادوولد و نرخ تولد و نرخ رشد استان منفی شده و کاهش‌یافته است چیزی حدود هفت هشت ده هزار نفر برای شهری که کلاً 65 هزار نفر جمعیت مانده بود آمار وحشتناکی است! میدانیم که تحریم‌ها چیست و با کشور چه کرده است ؟ میدانیم دولت در چه وضعی است و چه کمبودهایی دارد ؟ نه به‌اندازه شما اما به‌اندازه‌ای که نیاز است میدانیم!
اما جناب استاندار باید عرض کنم پایاب سد سهند هشترود که شاهرگ حیاتی، مهاجرت معکوس و پیشرفت هشترود است بیش از ده سال است که حتی یک‌فاز آن به‌طور کامل اجرانشده و دولت تدبیر و امید از سال 92 تا امروز هرسال فقط وعده افتتاح یک‌فازش در سال بعد را داده و لا غیر!
جناب استاندار وضع مملکت آن‌قدر بحرانی است که استان یک 20 میلیارد ندارد که سیل مهاجرت بی‌رویه و غیراستاندارد هشترود را بگیرد؟سدی که امروز به خاطر انباشت گل‌ولای فرصت زهکشی حدود سه و نیم هزار هکتار را از ما دریغ کرده است! پایاب سد سهند شاهرگ زندگی و توسعه هشترود است و اگر قرار باشد که پایاب این سد تکمیل نشود قطع یقین بدانید که اثری از زندگی در هشترود در درازمدت کوتاه نمی‌ماند!
آقای استاندار آمدید و رفتید بی‌آنکه ببینید تنها استخر سرپوشیده شهرمان سه سال است خراب‌شده است! آمدنتان را چه سود اگر قرار بود که دردهایمان انباشته‌تر شوند؟
آقای استاندار آمدید و رفتید بی‌آنکه ببینید اتوبان بنام هشترود و به کام زمین‌داران و ملاکین خاص تمام می‌شود؟ آمدنتان را چه سود وقتی اتوبان مراغه هشترود با هشترود 20 کیلومتر فاصله دارد؟
آقای استاندار آمدید و رفتید بی‌آنکه ببینید به نام رمپ خروجی بیات چه می‌شود؟ هرروز نقشه عوض می‌شود و هرروز به تأخیر می‌افتد و هرروز تعدادی در اطراف نقشه‌های جدید از پیش دیده! زمین می‌خرند که به دولت بفروشند! آمدنتان چه سود وقتی این دکان‌های رانت بسته نشود؟
آقای استاندار آمدید و رفتید اما بوی تعفن رودخانه درون‌شهری هشترود که به خاطر ضعف مدیریت شهری و ناتوانی اداره امور آب و فاضلاب شهری در تکمیل پروژه مثلاً فاضلاب صنعتی مردم را بیمار و افسرده ساخته است؟ آمدنتان را چه سود که قرار است ما باز این تعفن و گند را استشمام کنیم؟
جناب استاندار آمدید و رفتید اما ندیدید که شهرداری هشترود به دلیل بدهی انباشت میلیاردی و قانون مسخره خودگردانی در تکاپوی روزمرگی غرق است و سطح مطالبات مردم از پارک و فرهنگسرا و تفریحگاه و... به اسفالت رسیده است! آمدنتان را چه سود اگر قرار باشد ما هنوز هم دغدغه‌مان نه داشتن یک تفریحگاه مناسب که پر کردن چاله‌های خیابان باشد؟
جناب استاندار آمدید و رفتید اما ندیدید که برخی انتصابات فرمایشی و فرمالیته در رأس برخی ادارات آن‌هم از مدیرانی که نه از جنس شایسته‌سالاری که از جنس تعصب جناحی و تتمه‌های ستاد آقایان رئیسی و جلیلی و احمدی‌نژادی هستند! آمدنتان را چه سود که ما باز باید شاهد انتصابات افراد ضعیف جناحی و دستوری در رأس امورات باشیم؟
آقای استاندار آمدید و رفتید اما ندیدید که اداره ارشاد ما در کنار قبرستان شهر به خانه اموات شباهت دارد نه به خانه هنرمندان، شهری که روزی تئاتر آق گونش در کشور مقام اول می‌آورد امروز حتی ملیجک هم ندارد ، البته ملیجک هنری مدنظرم هست وگرنه چه بسیار ملیجک‌های سیاسی! آمدنتان را چه سود که هنر در هشترود در غربت مدیرانی غریب با واژه هنر به کوچ با پرستوهای مهاجر می‌اندیشد؟
آقای استاندار آمدید و رفتید اما ندیدید که منابع طبیعی شهرستان هشترود مراتع و زمین‌های مرغوب آن چگونه به تاراج می‌رود و چگونه مراتع فروخته می‌شود و چگونه ...،آمدنتان را چه سود وقتی‌که مراتع هشترود هنوز هم به عشایر بناب و میاندوآب و غیره به قیمت ناچیزی فروخته می‌شود؟
جناب استاندار آمدید و رفتید اما ندیدید که ورزشکاران هشترودی در قهوه‌خانه پلاسند و با قلیان وزنه می‌زنند و باسیم و سنجاق هالتر برمی‌دارند و با حقه وافور گل می‌زنند، چراکه هیئت‌های ورزشی مرده‌اند ، افسرده‌اند ، درمانده‌اند، اگر هم تقی به توقی می‌خورد در سایه کارهای فردی و هزینه‌های شخصی است، آمدنتان را چه سود اگر قرار باشد هرروز قهوه‌خانه‌هایمان پرتر و سالن‌هایمان خالی از خانه ارواح گردند؟
آقای استاندار آمدید و رفتید اما ندیدید که فرمانداری هشترود نزدیک یک میلیارد تومان در سال اقتصاد مقاومتی از بودجه عمرانی شهرداری و .... برای سردوگرم کردن ساختمانش بهره می‌برد درحالی‌که اصلاً آب‌وهوای هشترود برای چیلر ضروری و لازم نیست، آمدنتان را چه سود اگر قرار باشد باز این‌همه  اسراف شود درحالی‌که شما 20 میلیارد نمی‌توانید برای پایاب سد سهند جور کنید تا اشتغال و برکت وزندگی به جریان بیافتد؟
جناب آقای خدابخش مانده‌ام از کدامین درد بگویم ؟
از درد بیکاری جوانانی که در چابهار و بندرعباس غزل‌های عاشقانه را بر ساحل خلیج همیشه فارس درگذر عمر و سپیدی موی می‌گذرانند بگویم؟
یا از خیل محرومین و مستضعفانی که به دلیل نبود پایاب سد سهند زندگی امسالشان را در قمار باخدا در زمین‌های دیم به آب‌وهوای گرم و خشک و خشک‌سالی می‌بازند؟
از خیل کشاورزانی که پول گندم را نگرفته‌اند توان خرید تخم برای سال بعد ندارند حق بیمه و خسارتشان سال‌هاست پرداخت نمی‌شود بانک‌ها برخلاف بخشنامه‌ها استمهال‌هایشان را درست انجام نمی‌دهند ؟
از کجا از کدامین بگویم ؟
از کجای این خراب‌شده عزیزتر از جانم بگویم که نه سیخ سوزد و نه کباب ! آقای استاندار یک مدیر توانمند اگر خیلی توانمند باشد در 4 سال کاری می‌کند کارستان و اگر خیلی ضعیف باشد در 4 سال باز کاری می‌کند کارستان ، این ره که مدیریت کلان‌شهر هشترود در پیش‌گرفته است به هیچستان است !
جناب استاندار اگر سحاب رحمت است که به حد کافی ما را مستفیض کرده است و اگر بهار اعتدال است به حد کافی سبزمان کرده است با انتصاب روسای منتصب به ستاد جلیلی و رئیسی و قالیباف به مسئولیت‌های خاص، پیشکش شما، معاون استاندارش کنید، مدیرکلش کنید، اما از ما بگیرید که خدا در عوض به شما هزاران سال عمر بابرکت و روزی افزون وزندگی شاد عطا فرماید
آقای استاندار کدامین کارخانه در این چهار سال چراغش روشن بوده و روشن مانده است ؟ هیچ!
آقای استاندار به آمارها دقت نکنید این آمارها واقعی است اما حقیقی نیست ، آقای استاندار بپرسید چطور بیش از صد مصوبه شورای یک شهر رد می‌شود؟ مگر ممکن است؟
نمی‌خواهم شخصی‌اش بکنم اما شنیده ام که از طریق استانداری متبوع شما به ایشان فشار می اروند که یک فردی که تاریخ مصرف سیاسی اجتماعی اش تمام شده و با چسبیدن به این حزب و آن حزب میخواهد میخ های تابوب سیاسی اجتماعی اش در بین مردم را شل نگه دارد تا شاید عروجی بکند را به منصبی بگمارند! انشالله که دروغ است و چنین چیزی صحت ندارد البته ما هشترودی ها خیلی صبوریم و به در گذر تاریخ به صبری ایوب وار می نشینیم تا تاریخ قضاوت کند راست ها و دروغ ها را !
آقای استاندار عزیز و بسیار شایسته لطفاً خواهش می‌کنیم که دیگر به شهر ما نیایید ما را به سودهای این‌چنینی از آن‌چنان آمدنتان نیازی نیست!
بگذارید بگوییم که استاندار نیامد! ندید و ندانست!
حداقل جگرمان کمتر از زمانی می‌سوزد که بگوییم استاندار آمد! ندید و رفت!
ارادتمند یک شهروند ساده ، امی ، بیسواد و عوام
آیینه سکندر جام می است بنگر/ تا بر تو عرضه دارد احوال ملک دارا
خوبان پارسی‌گو بخشندگان عمرند / ساقی بده بشارت رندان پارسا را
حافظ به خود نپوشید این خرقه می آلود / ای شیخ پاکدامن، معذور دار ما را