به کجا چنین شتابان ؟
جامعه ایران به کدام سمت کشیده میشود ؟ بد اخلاقی های مرسوم شده در ادبیات سیاسی ایران چه سودی برای ایران خواهد داشت ؟ سرانجام جامعه ای که پر شده از تهمت و افترا و زیر اآب زنی و..... به کدام ناکجا آباد است ؟ سیاسیون ایران چه می خواهند ؟ به کجا چنین شتابان میروند ؟ اینها سوالاتی است که امروز دل هر فرد عاشق ایران اسلامی را آزرده خاطر می کند .
فضای سیاسی ایران بخصوص بعد از انتخابات سال 88 بسیار متاثر از رفتارهای سیاسیون و نخبگان سیاسی و مسئولین دولتی بوده است ، متاسفانه عده ای افترا و تهمت زدن را شفافیت نام نهاده و به زعم خود در یک فضای آزاد سیاسی با افشاگریهای خود شفاف سازی انجام میدهند ، اما آیا واقعا اینطور است
مناظرات سال 88 یک روی دیگر سکه سیاسیون ایران را به ما نشان داد ، فارغ از اینکه کدام راست می گفتند و کدام دروغ ؟ مناظره های سیاسی سال 88 یکی از بدترین واثرگذارترین عوامل بد اخلاقی های رایج فعلی جامعه است .
بی شک سراغاز بد اخلاقی های مرسوم امروزی از آن مناظره ها شکل گرفت البته قبلا نیز چنین مسایلی بود اما نه به این شدت و حدتی که اکنون رایج است ، در آن مناظره ها مردم دیدند که سیاسیون ایران ، نخبگان سیاسی نامزد ریاست جمهوری ، کسانیکه می خواستند سردمدار خدمت رسانی به مردم شوند ! چگونه برای رسیدن به اریکه قدرت پرده دری کرده و با وقاحت تمام همدیگر را دزد ، دروغگو ، خائن ، شیاد ، رانت خوار و..... صدا میزنند .
درآن مناظره ها مردم دیدند که چگونه وچه راحت میشود به همدیگرانگ و اتهام زد و مصون ماند ؟!
پرده دری ها و هتاکی های مثلا محترمانه ، بگم بگم های مرسوم چهار نفر از مدعیان سیاسی ایران ، مردم را با چند نکته بسیار وحشت انگیز مواجه نمود .
مواردی که درنگاهی مجدد و بدون هیجان به مناظره ها به آنها برخورد می کنیم
موسوی به احمدی نزاد : تو دروغ می گوئی
احمدی نزاد به موسوی : هاشمی و دارو دسته اش دزد هستند
کروبی به احمدی نزاد : پول دزدیهای نفت اردبیل چه شد ؟
احدی نژاد به کروبی : پول رشوه گیری شهرام جزایری چه شد ؟
رضایی به احمدی نژاد : خیانتهای تو ایران به جنگ می کشاند
احمدی نژاد به رضایی : چرا در جنگ خیانت کردید
وووووووو.............................
یعنی مناظره هایی که قرار بود تببین برنامه و اندیشه هر فرد برای آینده ایران بوده و نسبت به نقد برنامه های یکدیگر صحبت کنند ، تبدیل به یک لجنزاری شده بود که هر کسی تلاش می کرد با به میان کشیدن خیانتها و کجی های دیگری خود را بالا بکشد
این برخوردها و صحبتها مردم را متوجه یک نکته مغفول وجهه شخصی سیاسیون نظام کرد و از خود پرسیدند
براستی آیا تمامی مسئولان قبلی و فعلی نظام ما دچار کجی و بد اخلاقی و زشتی و رانتخواری و ... هستند ؟
سوالی که نه مناظره ها پاسخ مناسبی برای آنها داشت و نه بعدا نخبگان سیاسی ایران بخاطر مسائل پیش آمده بعد از انتخابات 88 فرصت نمودند توضیحی برای آنها پیدا و به مردم بدهند و نه فضا آنچنان آرام شد که آن رفتار چون جرقه ای باشد که از اذهان پاک شود بلکه هرچه بود بعد از آن آرام آرام چهره شنیع جنگ قدرت در ایران جای جنگ برای خدمت را گرفت .
بعد از سال 88 جنگ قدرت در ایران علنی شد ، هرچند خوشبختانه این جنگ بدلیل وجود شخص رهبری به سمت و سوی اسلحه و مبارزات مسلحانه کشیده نشده است اما بی تردید رگباری از حرفها و مطالب تایید نشده و اثبات نشده در جامعه سیاسی ایران از سوی هر دو طرف بسمت هم شلیک می شود و در این میان برای هیچ کدام از طرفین درگیری اصلا و ابدا مهم نیست که درد جامعه چیست یا مشکل کجاست ؟ منافع ملی چیست و چگونه باید حفظش نمود ؟
بلکه هر دو طرف بشدت در یک درگیری برای رسیدن به قدرت ، تیرهای زهرآگین بی اعتمادی را بسمت دیوار میان مردم و نظام پرتاب می کنند و آنرا ضخیم تر و ناشفاف تر و آلوده ترمی نمایند .
چه چپی ها و چه راست ها ، بدون اینکه برنامه ای برای اداره آینده ایران داشته باشند ، تنها به این می اندیشند که با تخریب طرف مقابل به صندلی سبز بهارستان ، خبرگان و یا ریاست جمهوری دست یافته و مستمرا در اوج قدرت بمانند و در این میان چه کسانی و چه چیزهایی قربانی میشوند برای هیچکدام مهم نیست !
شدت این جنگ قدرت زمانی آشکاراتر میشود که دامنه این جنگ گاه به درون جناحها هم کشیده شده و جنگ ریاست و اقا بالاسری بودن و. باعث میشود که گاه افراد منتسب به یک جناح نیز از انگ زدن به همدیگر ابایی نداشته باشند .
امروز ملت ایران بر اساس آنچه که در مطالب و نقل قولها و سخنرانی های سیاسیون می گذرد به این سوال رسیده اند که آیا جز شخص رهبری در این نظام کسی سالم هست ؟
آیا افراد یا احزابی که واقعا دغدغه مردم را داشته باشند وجود دارند ؟
مگر میشود در یک کشور اینهمه مسول و مقام خائن و دزد و مفسد داشته باشیم ؟!
امروز سی و هفت سال از انقلاب گذشته و طبیعتا بسیاری از این مدیران فعلی دست پرورده نظام جمهوری اسلامی ایران هستند حال با این وضع اسفناک مدیریتی و سیاسی مردم از خود می پرسند آیا انقلاب به بن بست رسیده است ؟
ایا آرمانهای انقلاب و امام راحل در زیر خرواری از افراد و اندیشه های نادرست مدفون شده است ؟ برای چه انقلاب کردیم ؟
مگر نه این بود که از فساد و تباهی و خیانت و وابستگی شاه و حکومتش و افرادش به ستوه آمده بودیم ؟
متاسفانه مردم ایران هر روز خبری از دزدی ، اختلاس ، زمین خواری ، همکاری با دشمن ، قاچاق عتیقه و ... توسط مسئولان سابق و فعلی را می شنوند آنهم نه توسط مدیران و مسئولان دسته سوم یا چهارم که اغلب مدیران و مسئولان ارشد نظام چه در حال و چه سابق ، متهمان این پرونده ها هستند ؟ از معاون اول رئیس جمهوری گرفته تا پسر رئیس تشخیص مصلحت نظام ، از اصلاح طلبان تا اصولگرایان !
فلذا از خود می پرسند آیا قرار است بعد از سی و هفت سال دوباره به گذشته برگردیم ؟ براستی چه کسی یا چه اندیشه هایی باعث شده اند تا چنین افرادی در داخل نظام پرورش یابند ؟ روی سخنم هم با چپی ها و هم با راست هاست ؟ و ازآنها میپرسم به چه قیمتی ؟ به چه بهایی می خواهید مثلا به این مردم خدمت کنید ؟
امروز همه گروههای درگیر در ایران به نوعی سعی دارند تا با بیان یک نکته ضعف حریف ، بزعم خود افشاگری نموده و دست حریف را رو کنند و مع الاسف هرچقدر به انتخابات خبرگان و مجلس نزدیکتر می شویم این فضا بسی بسیار آلوده تر، خفه تر، گند ترمیشود .
عاقبت ملتی که امروز در این فضا احساس می کند نصف مسئولین رده بالای نظام دزد و نصف دیگر خائن به آرمانهای امام و انقلاب هستند چیست ؟ این ناکجا آبادی که اینها نشانه رفته اند کجاست ؟
گوئی عقلانیت در بستر مدیریتی ایران به فراموشی سپرده است ، متاسفانه این مسائل بعد از روی کار آمدن دولت روحانی (1) شتاب و قوت بیشتری گرفته است و دو طرف در پشت تیرباری از اتهام ، همدیگر را آماج بدترین و کثیف ترین اتهامات شایع در یک نظام آنهم نظامی اسلامی قرار داده اند
از گرا دادن به دشمن تا غارت بیت المال و......
به نظر میرسد باید شخص رهبری پا پیش بگذارند و ترمز این بداخلاقی ها را بکشند ، چون با این وضعیتی که جامعه سیاسی ما در حرکت است بلاشک آخر این راه به ناکجا آباد ختم خواهد شد .
ناکجا آبادی که هرجا باشد ، قطعا آن ایرانی که در سال 57 با اندیشه های امام خمینی (ره) ومردم عاصی از فساد و تباهی رژیم پهلوی بنا نهاده شد نخواهد بود.
اگر کمی بخود نیائیم خیلی زود در دام ایرانستانی خواهیم افتاد که تقریبا چهل سال است دشمنان این مرز وبوم و نظام آرزوی آنرا در اندیشه های خود می پرورانند .
1- من در این مقاله دنبال مقصر نیستم بلکه میخواهم بگویم که وضعیت فعلی چیست لذا باید بپذیریم که حتی اگر دولت روحانی هم مقصر این قضیه نباشد اما در تشدید آن نقش بسیاری داشته است .