کشور ما از جمله کشورهای در حال توسعه است که در آن اهل علم و سیاست برای برخی کلمات ، مفاهیم و اصطلاحات کلیدی هنوز به تعریف جامعی دست نیافته اند، در ایران  - برخلاف ژاپن که توانست رسوم سنتی و بومی خود را حفظ و در عین  حال به یکی از مدرنترین کشورهای دنیا تبدیل شود- در بومی سازی مدرنیسم ، در بسیاری از بخشها مشکل داریم . برای نمونه بعد از 35 سال هنوز نه تعریف جامعی از جرم سیاسی داریم و نه تعریف جامعی از حقوق شهروندی و نه حتی الگویی مشخص برای اصلاح طلبی و اصولگرایی و .... !!! البته این امرحتما برای برخی خواص - نه اغلبشان بلکه برای برخی هایشان - کاملا هضم شده و ساده باشد اما تردیدی نیست که غالب خواص و عموم سردرگم هستند و هر کسی به تناسب شعور خود تفسیر و تعبیری ارائه میدهد ! مصداق شعر مولانا که می گوید "هرکسی از ظن خود شد یار من........ " و شاید یکی از دلایل به وجود آمدن جریان های سیاسی مثل اصلاحطلبی و اصولگرایی علاوه بر کسب قدرت مشاهده چنین نقصهایی است که این سیستم دارد و هر یک به فراخور استعداد و نخبگان خود و تفسیری که از فلسفه وجودی این سیستم حکومتی دارند،سعی در رفع این مشکلات داشته و در تلاشند کارایی این سیستم را بهتر ساخته و در جهت رشد و توسعه به پیش ببرند.

قبل از پرداختن به اصل مسئله باید اذعان کنم که این نوشته تنها مربوط به تفکرات شخصی بوده  و هیچ اصراری ندارم که همه بپذیرند  برای اینکه قبل از هر چیز خود اعتراف می کنم هنوز به یک تعریف واحد و جامعی دست نیافته ایم و بنیان خیلی از مشکلات سیاسی بخصوص در منطقه خودمان را از این معضل میدانم ! اما اخیرا دوستی در نظری از من پرسیده اگر اصلاح طلبان گزینه بدهند تکلیف تو چیست ؟ و انگیزه اصلی ام از نوشتن این مقاله در حقیقت پاسخ به ایشان و یک عده دیگر است که نمی توانند رفتار بنده را با تفاسیر خود مطابقت دهند !

دوست عزیز، اجازه بدهید بپرسم که شما اساسا اصلاح طلبی را چه معنی می کنید ؟ اگر اصلاح طلبی را بعنوان یک بٍرند سیاسی که بشود مثل یک برچسب روی هر کسی گذاشت ، می بینید که با چسباندن این عنوان بشود اصلاح طلب و قرار باشد که با این برچسب یک فرد را معرفی کنیم که خوب تکلیف مشخص است و این بِرند سازی با ذات تفکر اصلاحطلبی در تضاد بوده و مورد قبول نیست.هر چند شاید بپرسید که مصداق این بِرند سازی کیست که شما ادعایش می کنید؟ که در جواب باید بگویم، بنده اکثر افرادی که بعد از انتخابات وارد صحنه شده و برچسب اصولگرایی خود را کنار گذاشته و نقاب اصلاحطلبی را می زنند را جزو این گروه می دانم و ادعا می کنم که جمعیت این گروه از سایر گروهها بیشتر است !  گروه دیگری نیز هستند که نقاب خود را زود به زود عوض  نکرده ، بلکه زمانی وارد جرگه اصلاحطلبی شده اند که از جبهه مقابل رانده شده اند و بلافاصله برای اینکه در صحنه حضور داشته باشند این برچسب را به خود زده و خود را یک اصلاحطلب تمام قد معرفی کرده اند و ما هرچه کشیده ایم از همین نام گذاری است که باعث شده فلان اقایی که پرونده اش پر از رفتار دیکتاتور مابانه ، عدم احترام به خرد جمعی ، عدم تمکین به رای اکثریت و .... خود را اصلاح طلب بنامد و معیارش هم این باشد که برای اقای خاتمی پوستر پخش کرده است ! برای موسوی کار کرده است و برای معین ستاد زده است ؟! اصلا من این ملاک اصلاح طلبی را قبول ندارم که مرتبا برخی دوستان برند ساز بر ان طبل می کوبند که فلانی در زمان خاتمی در روستا پوستر پخش میکرد و ال و بل ! و هیچ وقت ، هیچ کسی از نحوه تفکر او و نحوه رفتار و منش او در زندگی اجتماعی اش پرسشی نکرده است . اصلاح طلبی رای به خاتمی نیست ! رای به موسوی نیست !

اما اصلاح طلبی چیست ؟ اصلاح طلبی تفکری است که صاحب آن  به رای اکثریت احترام میگذارد !  به مخالفان خود توهین نمی کند ! به رای مردم ارج می نهد و معتقد به ازادی بیان است و(اینجا گریزی به نوع نگاه یک اصلاحطلب از دید شخصی به جمهوری اسلامی می زنم تا شبهه ای پیش نیاید) به نظر من یک اصلاحطلب واقعی که با جامعه شناسی تاریخی ایران آشنایی داشته باشد و نخواهد از دموکراسی کشورهای دیگر کپی برداری کند و به این اندیشه معتقد باشد که تجارب انسانی مثل نوع حکومت در یک جامعه زمانی موفق و ماندگار می شوند که از دورن فرهنگ و آئین آن ملت برخاسته باشد و در این صورت است که این فرد عمیقاً ایمان دارد که نظام ما جمهوری اسلامی ایران است واین نظام محصول قیام و انقلاب مردم بوده و از همه مهمتر یک نظام بومی و برخاسته از درون این ملت است ، ما در علوم انسانی مشکلی به نام واردات اندیشه و تحقیقات علمی داریم که وقتی نتیجه این علوم و تحقیقات به کشورهای جهان سوم مثل ایران وارد می شوند به دلیل عدم بومی سازی منجر به نتایجی کج و معوج می شوند ، دموکراسی و ورود این تجربه بشری نیز از این مقوله مستثنی نیست و زمانی این تجربیات وارداتی در کشوری مثل ایران موفق می شوند که اصل و اساس بومی داشته باشند. حکومت مردمسالار جمهوری اسلامی ایران نوعی از این تجربیات است یک نوع دموکراسی بومی که محصول 35 سال تجربه این ملت است و به نظر من یک اصلاحطلب آگاه با چشمانی باز و با نگاهی به گذشته استبدادی این کشور باید به این تجربه احترام بگذارد و در صدد توسعه و انسجام این تجربه باشد.

اصلاحطلبی زمانی موفق خواهد بود که در چهارچوب قانون اساسی کشور - و البته با نگاهی تغییرگرا و قابل اصلاح- که تنها برخی از بخشها باید اصلاح شود فعالیت نماید تا از طرف بدخواهان به برانداز خطاب نشود! در این جا ملاک فردیت نیست ؟ اصلاح طلبی فرد محور نیست که خاتمی و موسوی و یا ایکس و ایگرگ سنگ ترازو یا خط ترازش باشند! اقای فلانی به خاتمی رای داده است بله ! برایش پوستر هم زده است ! بله ! اما خرد جمعی را محترم نمی شمارد ! به گفتگو و گفتمان ارزش قائل نیست ! و.... ! من می گویم این فرد یک اصلاح طلب نیست ! یک فرصت طلب است که اصلاح طلبی را برندی برای مطرح کردن خود در جامعه می خواسته است ! در حقیقت منفعت شخصی این فرد در این نهفته بود که با ورود به دایره و تفکر اصلاح طلبی که در آنبرهه احساس میشد به قدرت خواهد رسید برای خود شخصیتی کاذب بیافریند ! نفع شخصی همیشه این نیست که وام بگیرند یا مقام بگیرند گاه یک نفر منفعت شخصی خود را در احترام جمع میداند ! حال دوست فرهیخته و عزیزم پس مشکل اساسی در تفاوت نگرش به اصلاح طلبی است ، متاسفانه عملکرد اصلاحطلبان منطقه خودمان در گذشته آنچنان تاریک است که نوعی اصلاحطلب گریزی و اصلاحطلب هراسی در بین مردم و جوانان ایجاد شده است، بطوریکه خیلی از افراد قدرتمند در بدنه دولت علیرغم میل باطنی و داشتن تفکرات واقعی اصلاحطلبانه نتوانسته اند وارد این جریان شوند. در این زمینه بحث و سوال زیاد است که برای بررسی آن بحثی جداگانه را می طلبد .

برمیگردیم به سوال شما که اگر یک کاندیدای اصلاح طلب یا اعتدال گرا معرفی شود تکلیف من چیست ؟ در این جا چند سوال مطرح است ؟ الف : آیا این فرد ماحصل تصمیم خرد جمعی اصلاح طلبان هشترود است ؟ یا خودسرانه و با چسباندن یک برچسب وارد گود شده است ؟ ب : آیا این فرد از بالا به ما تحمیل شده و با منافع شهرتان در تضاد است ؟ در آنصورت احترام به رای اکثریت اصل اول دموکراسی کجاست ؟ ج : آیا این فرد خود به رای اکثریت احترام گذاشته است ؟ وقتی جمع اصلاح طلبان در دوره قبل با رای اکثریت - درست یا غلط با رای قاطع از یک فرد حمایت کردند این دوست عزیز کاندیدا به خرد جمعی احترام گذاشت ؟ و .... در حقیقت حرف من این است که این فرد تفکر اصلاح طلبی داشته یا اصلاح طلب بِرندی است ؟ که اگر اصلاح طلب بِرندی باشد توضیح دادم تکلیفش مشخص است و بنده و دوستانم تا انجایی که میدانیم اینگونه افراد را پس زده و نتیجه مثبتی به بار نخواهد داشت ! اما اگر خیر پاسخ همه سوالات مثبت باشد یعنی این فرد عضو اصلاح طلبانی است که بنده هم عضوش هستم پس اگر بخواهد کاندیدا شود باید در مجمع اصلاح طلبان هشترود ابتدا نظرش را بگوید و بعد رای گیری و نظر سنجی شود اگر اکثریت رای به حضور وی دادند شک نکنید منی که تا به امروز برخلاف مصلحت و تصمیم جمع حرکتی نکرده ام از وی حمایت خواهم کرد ! اما اگر اکثریت وی را قبول نکند باز دو مسئله پیش می اید الف : یا نامبرده به رای جمع تمکین میکند ب : یا نامبرده به رای جمع تمکین نمی کند که در انصورت وی اصلاح طلب نخواهد بود و بازهم مسئله حل است !

امیدوارم قانع شده باشید و اگر نشدید بازهم اماده گفتگو هستم ! چرا که معتقدم اصلاح طلبان انقدر باید با هم گفتگو کنند که به دیگران بیاموزند در گفتگوها باید ظرفیت داشت و بدون تحقیر و توهین حرفها را زد و در اخر به نتیجه واحد و پخته ای رسید و عمل نمود ! پس بنده حاضرم تا هر زمان که یا شما قانع شوید و یا بنده قانع شوم و یا مردم نظر دهند و بفرمایند که کداممان اشتباه می کنیم در خدمت شما باشم !

ادامه دارد.......................