بررسی تحولات اجتماعی سیاسی و نقش افراد در عقب ماندگی هشترود قسمت 1
دوست عزیز و استاد بنده جناب اقای عبدیلر طی مقاله ای به عقب ماندگی شهرستان اشاره داشته اند ، من نیز سعی دارم در این مقاله به نوعی برای تکمیل این مقاله از نظر شخصی خودم کمکی کرده باشم .
به نظرمن یک نکته مهم است که ما همیشه فراموش می کنیم در بررسی های علل عقب ماندگی هشترود انرا لحاظ کنیم ، انهم بحث کارشناسی وبررسی تاریخ تحولات اجتماعی وسیاسی هشترود است ، متاسفانه اکثر بحثهای ما قیاس مابانه بوده و به نسبت شهرهای دیگر بحث عقب ماندگی هشترود را بررسی می کنیم ، در حالیکه باید بدانیم که هشترود علیرغم اینکه جزی از ایران اسلامی است ، دارای اداب و فرهنگ و رسوم خاصی است که باعث می شود علل به نوعی دیگری مورد بررسی قرار گیرد . هرچند من سعی می کنم از دید دیگری به قضیه نگاه کنم اما لزوما برای درک بهتر موضوع به همان شیوه قیاس مابانه نیز گریزی خواهم زد .
اول : یکی از بزرگترین ضعفهای فرهنگی اجتماعی ما هشترودیان که رابطه مستقیمی با عقب ماندگی شهرستان دارد ! عدم توجه به ظرفیتهای داشته و نداشتن تفکر فعالیتهای مردم نهادی اجتماعی است !همین امر باعث شده است که ما بنوعی همیشه رویا پرور باشیم تا عمل گرا ، در حقیقت انچه عامل رشد بناب شده و عامل عقب ماندگی هشترود شده یک نکته ظریف است و انهم فاصله حرف تا عمل است ! متاسفانه ما هشترودیها اعم از شهروندان و یا مسئولین غالبا - اگر نخواهیم بگوئیم تماما - خوب حرف میزنیم! خوب شعار میدهیم ! خوب بلدیم دیگران را محاکمه و محکوم کنیم ! اما مع الاسف خوب عمل نمودن را بلد نیستیم ! به نظر من یکی از مهمترین عوامل عقب ماندگی هشترود همین است که عمل گرا نیستیم .
همانطور که استادم اقای عبدیلر فرمودند هم بناب و هم هشترود تابع حکومت اسلامی ایران هستند و قوانین فی نفسه هیچ تفاوتی در بناب با هشترود ندارد واین کاملا درست است ! در این عرصه تنها مجریان هستند که نقش ایفا می کنند تا همان بحث عمل گرا نبودن ما هشترودیان بیشتر نمود یابد .
مثلا : در مجلس قانونی تصویب می شود که بانکها حق ندارند برای وامهای زیر ده میلیون بیشتر از یک ضامن بخواهند ! این بخشنامه و مصوبه به تمامی کشور ابلاغ می شود ! حال در بناب رئیس بومی بانک با استفاده از ابزاری که قانون در اختیارش گذاشته است با اعطای وام و تسهیل سازی روند ضمانت اقدام به اعطای تسهیلات جهت اشتغال و کارافرینی می نماید ! در حالیکه در هشترود رئیس بومی محترم بانک سعی دارد که با روشی این بخشنامه را اجرا نکند ! در حقیقت این مجری امر است که دارد بر علیه شهرش ناخواسته اقدام می کند ! هرچند ما هشترودیها نیز به دلیل همان عملگرا نبودن وامها را می گیریم و به جای استفاده در همان عنوانی که دریافت نموده ایم در اکبر اباد و ... زمین می خریم – نمونه وامهای اشتغالی سه میلیونی که در شهرهای دیگر صرف ایجاد تعاونی ها تولیدی شد و در هشترود یک شبه همه تبدیل به دلال زمین شدند ( این یک مثال هست که می توان اینرا به سایر مجموعه ها هم تسری داد ) !
مثالی دیگر: در قانون تامین اجتماعی در خصوص بیمه بیکاری ، وقتی کارگری بیکار می شود به وی ماهیانه مبلغی بعنوان مستمری برای مدت معینی پرداخت می شود که طی کمیته ای مشخص می شود، قانون تعاریفی دارد متاسفانه مجریان امر در شهر ما با دید منفی به مسئله نگریسته و حداقل ها را مد نظر میدهند ، در حالیکه با همان شرایط در شهرهای دیگر با استفاده از ظرفیت قانون حداکثر را لحاظ می کنند
اینها در خصوص عقب ماندگی هشترود نیستند! ولی نمونه هایی از اقدامات متفاوت مجریان در قبال یک قانون در شهر بناب و هشترود است!
پس یکی از علل عقب ماندگی هشترود ناخواسته این است که ما مردم هشترود از دیر باز معروف شده ایم به خان سراسکند !!! و همیشه منتظر بوده ایم یکی بیاید و کارهایمان را بکند ! ولی بنابی ها همیشه خود کارهایشان را انجام میدهند، با نگاهی گذرا به فعالیت یک کشاورز در بناب در یک زمین سه هزار متری با کشاورز هشترودی در یک زمین سه هکتاری تفاوت کاملا عیان و اشکار است ! این مجریان که بنده عرض کردم زائیده هشترود و بزرگ شده همین فرهنگ خان سراسکند هستند !
2- با مقایسه بناب با هشترود و زمان رشد و توسعه بناب درمی یابیم که عمده توسعه و پیشرفتی که در شهرهای همجوار حاصل شده است ! متعلق به دوران سازندگی است ! دولتمردان ایران اسلامی بعد از انقلاب و دوران دفاع مقدس بدرستی دست به توسعه ای فزاینده و شتابزده زدند که اکثر زیر ساختهای زیر بنایی منطقه اعم از سد یا اتوبان یا کمربندی یا ..... مربوط به دوران سازندگی است ! دوره ای که اعتبارات بصورت فله ای و بی حد و حساب برای توسعه مناطق واریز می شد .
مثلا : تسهیلات تکلیفی تبصره سه ( به نرخ بهره 4درصد ) عملا با پایان دوران سازندگی به پایان میرسد و از سال 78 عملا دیگر تسهیلاتی تکلیفی به شکل قبل دیده نمی شود . حال دقت کنید که میزان تسهیلات تبصره های تکلیفی دولت در سالهای دوران سازندگی که منجر به ایجاد واحد های تولیدی بزرگ در شهرهای همجوار شده است به نسبت هشترود و بناب چقدر است ؟ در حالیکه بناب در دوران سازندگی با چنگ و دندان به دنبال گرفتن مجوز واحدانرژی اتمی اش بود ! ما در هشترود بدنبال چه زیر ساختی بودیم ؟
در دولت خاتمی عملا فعالیتهای عمرانی به دلیل ارزانی نفت متوقف شد و سپس فعالیتهای اجتماع محور و فرهنگی و توسعه فرهنگی شروع شد ! سهم هشترود از ان توسعه فرهنگی چه بود ؟ فرهنگسرا سینما خانه کتاب و...... !!!!! حتی در ان دوره که مطبوعات بقول دوستان اصولگرا رشد فله ای داشت سهم هشترود کجا رفت ؟ چه شد ؟
باز خدا پدر احمدی نژاد را بیامرزد که به هر شهری چند سالن ورزشی میداد و به هشترود هم داد ! وگرنه همه میدانیم که سهم هشترود از سفرهای استانی احمدینژاد و 3000طرح عمرانی که به کل شهرها توسط احمدی نژاد اعطا شده است ، چه بود ؟!!!!!!!!!!!!!!
انچه که واضح است متاسفانه مسئولین رده بالای شهرستان بخصوص نمایندگان محترم و معزز شهرستان نیز فاقد ان تفکر توسعه محور بوده اند ! یادمان نرفته که پرداخت پولهای 200هزار تومانی به اشخاص توسط نماینده انبرهه چه صدماتی به شخصیت و حریت افراد وارد نمود! در حالیکه همان نماینده اگر اندکی تفکر توسعه محور داشت ان پولها را به جای اینکه به افراد بدهد! در قالب یک تعاونی تولیدی کشاورزی به عنوان سهام افراد مقرر می نمود می توانست یک واحد کشت و صنعت تشکیل بدهد که هم توسعه کشاورزی مد نظر باشد و هم حریت افراد زیر سوال نرود !
نبود تفکر توسعه محور و عدم شناخت بالقوه از ظرفیتهای منطقه باعث شد که مثلا نماینده وقت هشترود بجای اینکه در صدد ان باشد که با توسعه در بخش کشاورزی - استعداد و پتانسیل اولیه منطقه - و بخش معدن - دومین نقطعه قوت منطقه - برای فراوری محصولات این دوبخش و ایجاد ارزش افزوده محصولات زراعی و باغی و معدنی تلاش کند ! متاسفانه بدنبال واحدهایی که عملا شعاری و خارج از ظرفیت بالقوه شهرستان بود برود ، بحث پتروشیمی و انرژی که برای ان صرف شد اگر صرف ایجاد کائولن شوئی یا فراوری معادن مس منطقه میشد شاید امروز دغدغه ما عقب ماندگی هشترود نبود ؟
پس عدم شناخت و عمل گرا نبودن نمایندگان نیز عاملی دیگری بوده که بر محرومیت و عقب ماندگی منطقه افزون نموده است ، هرچند در اینجا نیزعامل اصلی رفتار ناصحیح نمایندگان ما بوده ایم ! مائی که هرگز در قالب تفکر منافع ملی و منطقه ای با انان برخورد نکرده ایم و همیشه بحث منافع شخصی مد نظر بوده است ، رنجشهای ما از نمایندگانمان نه برای منافع ملی و منطقه ای که برای عدم گرفتن مقام و پست و وام ارزان قیمت برای خرید و فروش زمین و .... بوده است . ادامه دارد