هشترود
 
دلنوشته های من
دلواپسی هایم در مورد مسائل روز ایران ، استان ، هشترود و چاراویماق

در این راه سعی خواهم کرد

نقدهایم منصفانه اما شجاعانه 

نقدهایم سالم اما بی طرفانه

نقدهایم در راستای تعالی کشورم ، استانم و وطن مادریم باشد

 

توجه بنده اصلاح طلب میباشم و معتقدم که اصلاح طلبی معنای عمیقتری از رای به خاتمی یا موسوی یا ... دارد معتقدم یک اصلاح طلب تا زمانیکه اوضاع نابسامان جامعه خود را می بیند اصلاح طلب می ماند و اصلاح طلبی را نه حزب سیاسی نه باند و دسته و تشکیلات که یک تفکری میدانم که می گوید وطن اگر اصلاح نپذیرد زوال را پذیرفته است .

 

در این نوشته هایم ملاک و معیار من قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران تحت رهبری مقام معظم رهبری میباشدچرا که رهبری معظم انقلاب در بخشی هایی از فرمایشات گرانبهای خود درباره گفتمان اصلاح طلبی می فرمایند:

اصلاح طلبی به معنای درست این کلمه جزو لاینفک انقلاب است و یک دانشجوی مسلمان نمی تواند اصلاح طلب نباشد ، اصلاح طلبی یک پز سیاسی نیست از این به عنوان یک پز سیاسی و وسیله ای برای جذب دل این و ان نباید استفاده کرد ، از ان برای موجه کردن چهره نباید استفاده کرد .

اصلاح طلبی یک تکلیف و یک مجاهدت است .

دولت و ملت موظفند اصلاح طلب باشند


نوشته شده در تاريخ چهارم تیر ۱۳۹۴ توسط پیام رنجبر موسوی

در اردیبهشت امسال یکی از دانش اموزان دختر مقطع دبیرستانی هشترود توانست در بخش مقاله نویسی مقام اول را در استان کسب نماید که متاسفانه با سکوت رسانه ای و مسئولین امر مواجه شد

 این دانش اموز که معصومه سبزیکاری نام دارد در بین 19شهرستان استان مقام اول بخش مقاله نویسی با عنوان معیارهای الگوی دختر مسلمان و ایرانی را کسب نمود

در همایش تجلیل که با حضور اقای پاشائی مدیرکل و مشاور وزیر اموزش و پرورش و خانم احمدی از دبیران زحمتکش هشترودی حضور داشتند از این دانش اموز نخبه هشترودی بعنوان برترین مقاله تجلیل بعمل امد  این مهم در حالی کسب میشود که شهرهایی همچون میانه مرند هریس مراغه و .... فاقد نفرات در رده های اول این همایش بودند

حداقل انتظار میرفت از جناب اقای بهشتی نیا و مسئولین اداره که از این دانش اموز که با هزینه شخصی در تمام مراسمات شرکت نموده است بعنوان یک دختر مسلمان و با بصیرت و با حجاب در شهرستان هم تجلیل میشد که اولا هم برای سایر دانش اموزان انگیزه ای برای شرکت در چنین همایشهایی میشد که طبیعتا بالابردن سطح سواد عمومی انها و اموزش مهارتهای حضور در جمع را در پی دارد دوما با توجه به موضوع مقاله و اهمیت حجاب و عفاف در جامعه و با توجه به حجاب خوب و شایسته این دختر مسلمان میتوانست الگوئی برای سایر همقطاران خود باشد

در پایان بسهم خودم  بعنوان یک پدر و فعال رسانه ای این موفقیت را به این دختر عزیزمان تبریک گفته و امیدوارم که اموزش و پرورش با نگاه جدی به مقوله پرورش به این چنین مسایلی اهمیت دهد بخصوص از اقای درویشی بعنوان معاونت پرورشی اداره انتظار بیشتری در این چنین مواردی داشتیم


نوشته شده در تاريخ چهارم تیر ۱۳۹۴ توسط پیام رنجبر موسوی

کشور ما از جمله کشورهای در حال توسعه است که در آن اهل علم و سیاست برای برخی کلمات ، مفاهیم و اصطلاحات کلیدی هنوز به تعریف جامعی دست نیافته اند، در ایران  - برخلاف ژاپن که توانست رسوم سنتی و بومی خود را حفظ و در عین  حال به یکی از مدرنترین کشورهای دنیا تبدیل شود- در بومی سازی مدرنیسم ، در بسیاری از بخشها مشکل داریم . برای نمونه بعد از 35 سال هنوز نه تعریف جامعی از جرم سیاسی داریم و نه تعریف جامعی از حقوق شهروندی و نه حتی الگویی مشخص برای اصلاح طلبی و اصولگرایی و .... !!! البته این امرحتما برای برخی خواص - نه اغلبشان بلکه برای برخی هایشان - کاملا هضم شده و ساده باشد اما تردیدی نیست که غالب خواص و عموم سردرگم هستند و هر کسی به تناسب شعور خود تفسیر و تعبیری ارائه میدهد ! مصداق شعر مولانا که می گوید "هرکسی از ظن خود شد یار من........ " و شاید یکی از دلایل به وجود آمدن جریان های سیاسی مثل اصلاحطلبی و اصولگرایی علاوه بر کسب قدرت مشاهده چنین نقصهایی است که این سیستم دارد و هر یک به فراخور استعداد و نخبگان خود و تفسیری که از فلسفه وجودی این سیستم حکومتی دارند،سعی در رفع این مشکلات داشته و در تلاشند کارایی این سیستم را بهتر ساخته و در جهت رشد و توسعه به پیش ببرند.

قبل از پرداختن به اصل مسئله باید اذعان کنم که این نوشته تنها مربوط به تفکرات شخصی بوده  و هیچ اصراری ندارم که همه بپذیرند  برای اینکه قبل از هر چیز خود اعتراف می کنم هنوز به یک تعریف واحد و جامعی دست نیافته ایم و بنیان خیلی از مشکلات سیاسی بخصوص در منطقه خودمان را از این معضل میدانم ! اما اخیرا دوستی در نظری از من پرسیده اگر اصلاح طلبان گزینه بدهند تکلیف تو چیست ؟ و انگیزه اصلی ام از نوشتن این مقاله در حقیقت پاسخ به ایشان و یک عده دیگر است که نمی توانند رفتار بنده را با تفاسیر خود مطابقت دهند !

دوست عزیز، اجازه بدهید بپرسم که شما اساسا اصلاح طلبی را چه معنی می کنید ؟ اگر اصلاح طلبی را بعنوان یک بٍرند سیاسی که بشود مثل یک برچسب روی هر کسی گذاشت ، می بینید که با چسباندن این عنوان بشود اصلاح طلب و قرار باشد که با این برچسب یک فرد را معرفی کنیم که خوب تکلیف مشخص است و این بِرند سازی با ذات تفکر اصلاحطلبی در تضاد بوده و مورد قبول نیست.هر چند شاید بپرسید که مصداق این بِرند سازی کیست که شما ادعایش می کنید؟ که در جواب باید بگویم، بنده اکثر افرادی که بعد از انتخابات وارد صحنه شده و برچسب اصولگرایی خود را کنار گذاشته و نقاب اصلاحطلبی را می زنند را جزو این گروه می دانم و ادعا می کنم که جمعیت این گروه از سایر گروهها بیشتر است !  گروه دیگری نیز هستند که نقاب خود را زود به زود عوض  نکرده ، بلکه زمانی وارد جرگه اصلاحطلبی شده اند که از جبهه مقابل رانده شده اند و بلافاصله برای اینکه در صحنه حضور داشته باشند این برچسب را به خود زده و خود را یک اصلاحطلب تمام قد معرفی کرده اند و ما هرچه کشیده ایم از همین نام گذاری است که باعث شده فلان اقایی که پرونده اش پر از رفتار دیکتاتور مابانه ، عدم احترام به خرد جمعی ، عدم تمکین به رای اکثریت و .... خود را اصلاح طلب بنامد و معیارش هم این باشد که برای اقای خاتمی پوستر پخش کرده است ! برای موسوی کار کرده است و برای معین ستاد زده است ؟! اصلا من این ملاک اصلاح طلبی را قبول ندارم که مرتبا برخی دوستان برند ساز بر ان طبل می کوبند که فلانی در زمان خاتمی در روستا پوستر پخش میکرد و ال و بل ! و هیچ وقت ، هیچ کسی از نحوه تفکر او و نحوه رفتار و منش او در زندگی اجتماعی اش پرسشی نکرده است . اصلاح طلبی رای به خاتمی نیست ! رای به موسوی نیست !

اما اصلاح طلبی چیست ؟ اصلاح طلبی تفکری است که صاحب آن  به رای اکثریت احترام میگذارد !  به مخالفان خود توهین نمی کند ! به رای مردم ارج می نهد و معتقد به ازادی بیان است و(اینجا گریزی به نوع نگاه یک اصلاحطلب از دید شخصی به جمهوری اسلامی می زنم تا شبهه ای پیش نیاید) به نظر من یک اصلاحطلب واقعی که با جامعه شناسی تاریخی ایران آشنایی داشته باشد و نخواهد از دموکراسی کشورهای دیگر کپی برداری کند و به این اندیشه معتقد باشد که تجارب انسانی مثل نوع حکومت در یک جامعه زمانی موفق و ماندگار می شوند که از دورن فرهنگ و آئین آن ملت برخاسته باشد و در این صورت است که این فرد عمیقاً ایمان دارد که نظام ما جمهوری اسلامی ایران است واین نظام محصول قیام و انقلاب مردم بوده و از همه مهمتر یک نظام بومی و برخاسته از درون این ملت است ، ما در علوم انسانی مشکلی به نام واردات اندیشه و تحقیقات علمی داریم که وقتی نتیجه این علوم و تحقیقات به کشورهای جهان سوم مثل ایران وارد می شوند به دلیل عدم بومی سازی منجر به نتایجی کج و معوج می شوند ، دموکراسی و ورود این تجربه بشری نیز از این مقوله مستثنی نیست و زمانی این تجربیات وارداتی در کشوری مثل ایران موفق می شوند که اصل و اساس بومی داشته باشند. حکومت مردمسالار جمهوری اسلامی ایران نوعی از این تجربیات است یک نوع دموکراسی بومی که محصول 35 سال تجربه این ملت است و به نظر من یک اصلاحطلب آگاه با چشمانی باز و با نگاهی به گذشته استبدادی این کشور باید به این تجربه احترام بگذارد و در صدد توسعه و انسجام این تجربه باشد.

اصلاحطلبی زمانی موفق خواهد بود که در چهارچوب قانون اساسی کشور - و البته با نگاهی تغییرگرا و قابل اصلاح- که تنها برخی از بخشها باید اصلاح شود فعالیت نماید تا از طرف بدخواهان به برانداز خطاب نشود! در این جا ملاک فردیت نیست ؟ اصلاح طلبی فرد محور نیست که خاتمی و موسوی و یا ایکس و ایگرگ سنگ ترازو یا خط ترازش باشند! اقای فلانی به خاتمی رای داده است بله ! برایش پوستر هم زده است ! بله ! اما خرد جمعی را محترم نمی شمارد ! به گفتگو و گفتمان ارزش قائل نیست ! و.... ! من می گویم این فرد یک اصلاح طلب نیست ! یک فرصت طلب است که اصلاح طلبی را برندی برای مطرح کردن خود در جامعه می خواسته است ! در حقیقت منفعت شخصی این فرد در این نهفته بود که با ورود به دایره و تفکر اصلاح طلبی که در آنبرهه احساس میشد به قدرت خواهد رسید برای خود شخصیتی کاذب بیافریند ! نفع شخصی همیشه این نیست که وام بگیرند یا مقام بگیرند گاه یک نفر منفعت شخصی خود را در احترام جمع میداند ! حال دوست فرهیخته و عزیزم پس مشکل اساسی در تفاوت نگرش به اصلاح طلبی است ، متاسفانه عملکرد اصلاحطلبان منطقه خودمان در گذشته آنچنان تاریک است که نوعی اصلاحطلب گریزی و اصلاحطلب هراسی در بین مردم و جوانان ایجاد شده است، بطوریکه خیلی از افراد قدرتمند در بدنه دولت علیرغم میل باطنی و داشتن تفکرات واقعی اصلاحطلبانه نتوانسته اند وارد این جریان شوند. در این زمینه بحث و سوال زیاد است که برای بررسی آن بحثی جداگانه را می طلبد .

برمیگردیم به سوال شما که اگر یک کاندیدای اصلاح طلب یا اعتدال گرا معرفی شود تکلیف من چیست ؟ در این جا چند سوال مطرح است ؟ الف : آیا این فرد ماحصل تصمیم خرد جمعی اصلاح طلبان هشترود است ؟ یا خودسرانه و با چسباندن یک برچسب وارد گود شده است ؟ ب : آیا این فرد از بالا به ما تحمیل شده و با منافع شهرتان در تضاد است ؟ در آنصورت احترام به رای اکثریت اصل اول دموکراسی کجاست ؟ ج : آیا این فرد خود به رای اکثریت احترام گذاشته است ؟ وقتی جمع اصلاح طلبان در دوره قبل با رای اکثریت - درست یا غلط با رای قاطع از یک فرد حمایت کردند این دوست عزیز کاندیدا به خرد جمعی احترام گذاشت ؟ و .... در حقیقت حرف من این است که این فرد تفکر اصلاح طلبی داشته یا اصلاح طلب بِرندی است ؟ که اگر اصلاح طلب بِرندی باشد توضیح دادم تکلیفش مشخص است و بنده و دوستانم تا انجایی که میدانیم اینگونه افراد را پس زده و نتیجه مثبتی به بار نخواهد داشت ! اما اگر خیر پاسخ همه سوالات مثبت باشد یعنی این فرد عضو اصلاح طلبانی است که بنده هم عضوش هستم پس اگر بخواهد کاندیدا شود باید در مجمع اصلاح طلبان هشترود ابتدا نظرش را بگوید و بعد رای گیری و نظر سنجی شود اگر اکثریت رای به حضور وی دادند شک نکنید منی که تا به امروز برخلاف مصلحت و تصمیم جمع حرکتی نکرده ام از وی حمایت خواهم کرد ! اما اگر اکثریت وی را قبول نکند باز دو مسئله پیش می اید الف : یا نامبرده به رای جمع تمکین میکند ب : یا نامبرده به رای جمع تمکین نمی کند که در انصورت وی اصلاح طلب نخواهد بود و بازهم مسئله حل است !

امیدوارم قانع شده باشید و اگر نشدید بازهم اماده گفتگو هستم ! چرا که معتقدم اصلاح طلبان انقدر باید با هم گفتگو کنند که به دیگران بیاموزند در گفتگوها باید ظرفیت داشت و بدون تحقیر و توهین حرفها را زد و در اخر به نتیجه واحد و پخته ای رسید و عمل نمود ! پس بنده حاضرم تا هر زمان که یا شما قانع شوید و یا بنده قانع شوم و یا مردم نظر دهند و بفرمایند که کداممان اشتباه می کنیم در خدمت شما باشم !

ادامه دارد.......................


نوشته شده در تاريخ بیست و نهم بهمن ۱۳۹۲ توسط پیام رنجبر موسوی
مراسم معارفه علی صادقی فرماندار جدید شهرستان قرچک با حضور شهاب‌الدین چاوشی معاون سیاسی استاندار تهران برگزار شد.

به گزارش روابط عمومی فرمانداری شهرستان قرچک، مراسم معارفه علی صادقی فرماندار جدید شهرستان قرچک و تودیع رضا ریاحی فرماندار سابق با حضور شهاب‌الدین چاوشی معاون سیاسی استاندار تهران، سید حسین نقوی حسینی نماینده مردم شهرستانهای قرچک، ورامین و پیشوا در مجلس شورای اسلامی، حجت الاسلام حجت الله اسماعیلی امام جمعه قرچک، مسئولان نظامی و انتظامی و جمعی از مدیران استانی و شهرستانی در سالن اجتماعات فرمانداری قرچک برگزار شد.
در این مراسم از زحمات رضا ریاحی در طول زمان تصدی وی در فرمانداری قدردانی بعمل آمد و علی صادقی بعنوان سرپرست فرمانداری شهرستان معرفی شد.
گفتنی صادقی طی حکمی از سوی سید حسین هاشمی استاندار تهران به سمت سرپرست فرمانداری شهرستان قرچک منصوب شد.
وی دارای مدرک کارشناسی ارشد حقوق عمومی بوده واز جمله سوابق او می توان به فرمانداری شهرستان ایجرود از توابع استان زنجان، بخشدار بزینه رود، بخشدار زنجانرود، مشاور شورای اسلامی شهر تهران، مدیر برنامه ریزی شوای اسلامی شهر تهران و ... اشاره کرد.
در حکم انتصاب وی اینچنین آمده است:

جناب آقای علی صادقی
سلام علیکم؛
نظر به تجارب و سوابق جنابعالی و با عنایت به هماهنگی حاصله با وزارت کشور بموجب این ابلاغ به سمت فرمانداری شهرستان قرچک منصوب می شوید.
امید است با استعانت از خداوند تبارک و تعالی با رعایت خط مشی اعلام شده و شرح وظایف قانونی و بکارگیری شیوه های مناسب در اعمال سیاست های عمومی دولت تدبیر و امید در خدمت به مردم منطقه که ولی نعمت تان و سرمایه های اصلی نظام جمهوری اسلامی هستند،
                                                                                 موفق و مؤید باشید.

                                                                                 سید حسین هاشمی

ما نیز به نوبه خود این انتصاب را به همه هشترودی ها و بخصوص هشترودی های مقیم قرچک و ورامین تبریک گفته و از خداوند باریتعالی موفقیت ایشان و همه جوانان برومند و شایسته این مرز و بوم را خواستاریم. این انتصاب نشان داد که جوانان هشترود در تمام زمینه ها جزو بهترین ها و با استعداد ترین ها هستند و اگر به آنها اعتماد و فرصت داده شود حتما موفق شده و تبدیل به چهره های شاخص خواهند شد. آقای صادقی نیز از چهره های شاخص و تلاشگر منطقه بوده و یقین داریم در این پست نیز هشترود و هشترودی ها را از یاد نبرده و در راستای اعتلای نام ایران و ایرانیان تلاش خواهد نمود.                        با آرزوی توفیقات روز افزون برای ایشان- جمعی از فعالین ستاد دکتر روحانی در هشترود

یک یاداوری :

لازم به ذکر است در زمان انتخابات از دو ماه قبل بنده و یکی از دوستان با ستاد مرکز در تهران در ارتباط بودیم که بعد دوماه و تنها 12 روز مانده به انتخابات، اولین بار بنده و یکی از دوستان در بدو تاسیس ستاد جناب آقای دکتر روحانی در هشترود به خدمت ایشان در تبریز رسیدیم و ایشان بلافاصله جلسه ای در ساختمان جواهر تشکیل داده و در حضور حاج آقای لطف الله پور و حاج آقا پرهیزکار و سردار باقر زاده و اقای پورحسین و تنی چند از اعضای اصلی ستاد استان طرح تشکیل ستاد در هشترود ریخته شد ودر آن برهه شاهد بودیم که حاج علی صادقی یکی از اعضای تاثیر گذار ستاد استان بودند و طراحی و برنامه ریزی ایشان برای انتخابات فوق العاده جدی و موفق بود و همچنین بنده هماهنگی برای سخنرانی اقای محمدی قبل از انتخابات را با کمک ایشان انجام دادیم .


نوشته شده در تاريخ بیست و پنجم بهمن ۱۳۹۲ توسط پیام رنجبر موسوی
دهه فجر امسال هم مثل همه دهه های قبل شاهد افتتاح های بیشماری در سطح استان بودیم و در هشترود نیز افتتاحهای خوبی انجام شد مثل افتتاح 38 واحد مسکونی برای نیازمندان در یکروز ، یا افتتاح پروژه های عمرانی مخابراتی ، گازرسانی ، برق رسانی ، پروژه های فرهنگی و .... متاسفانه علیرغم اینکه دولت و نظام کلی برای این شهر هزینه نمودند هیچ پوشش خبری از این موارد داده نشد و باعث شد تا عده ای فرصت طلب و سو استفاده گر از این عدم پوشش خبری، آبی برای آسیاب دشمنان تدارک بریزند و باعث تشویش اذهان عمومی و یاس و ناامیدی مردم گردند ، این عده خواسته و عامداً با تکرار این حرف که در هشترود هیچ افتتاحی صورت نگرفته ! اینطور وانمود میکنند که نظام و دولت هشترود را فراموش کرده است و در حقیقت همان حرف دشمنان این نظام را به نوعی دیگر بلغور می کنند.

اما چرا اینطور شده ؟ چرا اخبار امسال دهه مبارک فجر در صدا و سیمای استان پوشش داده نشد؟ به طوری که تعدای از روحانیون و ریش سفیدان و مسئولین نیز صدایشان در آمد که چرا از هشترود هیچ خبری در تلویزیون استان پخش نمی شود؟

حقیقت این است که تنها خبرنگار رسمی صدا و سیما در این شهر جلیل دین محمدی است ، جلیل دین محمدی از آن دسته فعالین اجتماعی -مذهبی است که انتقادات زیادی به وی کرده ام و شاید انتقادات زیادی هم بوی دارم و در بحث حزبی هم آبمان توی یک جوی نمیرود ، اما بی تعارف باید بگویم که ایشان در عرصه خبر نگاری و روابط عمومی ، از مجری گری ،قرائت قرآن مجبید تا عکاسی و روزنامه نگاری صاحب تجارب ارزنده است که نمی شود به این راحتی آنرا انکار و کنار گذاشت و حقیقتاً اقدام اخیر فرماندار هشترود در جلوگیری از انعکاس اخبار شهر توسط دین محمدی که طی یک نامه تمامی ادارات را از پوشش خبری توسط دین محمدی منع نموده است یک اقدام ناشیانه بود، چرا ناشیانه بود؟ برای اینکه قبل از یافتن جایگزین مورد تائید صدا و سیمای استان ، عملا شهرستان را در بایکوت خبری برده و بهتر بود جناب اقای فرماندار حتی اگر از جلیل دین محمدی خلافی هم می دید بایست اول اقدام به جایگزین شخص مورد وثوق سازمان صدا وسیما میکرد و سپس هشترود را از پخش اخبار و انعکاس عملکرد ادارات و نهادهای دولتی در این برهه حساس که مردم نیار به خبر و اطلاعات را بیشتر از هر زمانی دنبال می کنند، محروم میساخت!

دین محمدی خود در این مورد می گوید :

" پخش خبر پیدا شدن معارض برای مسکن مهر و انعکاس نبود پزشک متخصص در بیمارستان در حالیکه بنر نصب شده بود باعث شد که آقای فرماندار از دست من ناراحت شود و طی یک نامه به ادارات دستور دهد تا خبر را به من ندهند وی اضافه میکند که مسئولین ادارات طی یک طومار بخصوص شخص حضرت حجت الاسلام رشادی امام جمعه اندیشمند شهر ، نحوه خبر رسانی و رضایتمندی خود را از تلاشهای وی ابراز داشته اند "  و سوال اینجاست ! در حالیکه کلیه ادارات از نحوه تلاش وی ابراز رضایت دارند ! آیا شایسته است تنها خبرنگار رسمی و معتبر صدا وسیمای شهر تنها بدلیل یک اختلاف سلیقه با آقای فرماندار کنار بماند تا عده ای فرصت طلب از این شرایط استفاده برده و تخم یاس و نا امیدی در بین مردم بکارند ؟!

من با جلیل دین محمدی خیلی اختلاف سلیقه دارم و از آنچه بین ایشان و آقای نجاری گذشته خبر ندارم و نمی خواهم یکجانبه قضاوت کنم و آماده انتشار نظرات ایشان نیط هستم .اما انکار نمی کنم که دین محمدی موثر ترین و بهترین خبرنگار تصویری شهرستان هشترود در سالهای اخیر بوده و انصافا در صدا وسیمای تبریز هم حرفش و کارهایش مورد قبول بوده است .

امیدوارم اقای فرماندار از حلقه مشاوران به اصطلاح فرهنگی و اجتماعی خود که با ارائه مشاوره های غلط باعث میشوند تا آقای فرماندار از حلقه مردم دور افتند جدا شده و باور داشته باشند که خدمت به این مردم بهترین راه برای خدمت به نظام مقدس و متعالی جمهوری اسلامی است ، اقای فرماندار باید توجه داشته باشند که راضی نگاه داشتن یک نفر یقه سفید در کنار خود دردی از دردهای هشترود را درمان نمی کند بلکه انعکاس محکم و با صلابت اخبار خدمات نظام است که مردم را به نظام امیدوارتر می نماید هیچ کسی و هیچ مقامی حق ندارد اذهان مردم را به هر دلیلی مشوش  نماید.

 البته چنین حس میشود که جریانی وابسته به یک تفکر خاص در پشت پرده این اتفاقات باشد و با تحریک عواملی سعی در خدشه دار نمودند چهره خبرنگار انتقادی شهر نموده تا عدم انعکاس اخبار و واقعیات را تبدیل به شایعه ای بر علیه فرد خاص دیگری نمایند که در هر صورت این امر مذموم است و انشالله فرماندار محترم نیز با تاسی از فرمایشات و منویات رهبری در رفتار و اقدام خود تجدید نظر خواهند نمودو ایکاش در سخنرانی خود حداقل واقعیات را به مردم میگفتند و در این مورد توضیحاتی می دادند.

مقام معظم رهبری در مورد رسانه و نقد افاضاتی بیان فرموده اند که گوشه ای از انها را در زیر می اورم تا انشالله این مشکل سریعتر حل شود و با انعکاس خدمات نظام مردم هشترود متوجه باشند که نظام و مسئولین همواره به فکر هشترود بوده اند و در حد توان خود برای خدمت به ان انجام وظیفه کرده اند !(منبع سایت برهان)


من مطبوعات را يك پديده‏ي ضروري و لازم و اجتناب‏ ناپذير براي جامعه‏ ي خودمان و هر جامعه‏ اي مي‏دانم. بنده براي مطبوعات سه وظيفه قائلم:

1- نقد و نظارت.
2-
اطلاع رساني صادقانه و شفاف.
3-
طرح و تبادل آراء و افكار در جامعه.
وظيفه‏ ي اول؛ نقد و نظارت:
تعريف نقد و اتنقاد:
*
نقد يعني عيار سنجي، يعني :
*
يك چيز خوب را، آدم ببيند خوب است؛
*
يك چيز بد را نيز ببيند؛
*
و بعد جمع‏بندي كند.
***
جمع‏بندي كار يك مجموعه هم آن وقتي است كه ضعف‏ها و قوت‏ها را منصفانه كنار همديگر قرار بدهد.

وظايف نقد شونده:

1- وظيفه‏ ي مسئولين انتقادپذيري است؛ البته نقدپذيري، فقط مخصوص مسئولين نيست.
2-
براي شنيدن نقد، سينه‏اي‏گشاده و روي باز و گوش شنوا داشته باشيد. هيچ ضرر نمي‏كنيد اگر از شما انتقاد بكنند.
3-
نقد منصفانه و نقدپذيري متواضعانه هر دو لازم است.
4-
حتي اگر منتقد اشتباه كرد، گوش كنيد تا آنجاهايي كه واقعاً درست است از شما فوت نشود.
5-
نقدهاي مصلحانه و خيرخواهانه (نقدهايي كه بايد شنيد حتي اگر وارد هم نباشد)

فرماندار شهرستان هشترود ،امروز در سخنرانی به مناسبت 22 بهمن ، رسما خداحافظی نمودند و گفتند که 2 یا 3 روز بیشتر مهمان شما نیستم ، ما بدینوسیله از زحمات ایشان قدر دانی نموده و امیدواریم در فرصت باقی مانده ایشان با رفع این مشکل و کنار گذاشتن اختلافات با آقای دین محمدی خاطره خوشی را از خود به یادگار بگذارند.

انشالله مقرر است اقای حاج حسن مستفید روز یکشنبه معارفه شوند که بازهم به ایشان تبریک گفته و امیدوارم بعنوان یک اصلاح طلب واقعی به رکن چهارم دموکراسی و مردمسالاری یعنی مطبوعات و رسانه ها بذل توجه جدی نمایند ./.


نوشته شده در تاريخ بیست و دوم بهمن ۱۳۹۲ توسط پیام رنجبر موسوی

پاسخی به یکی خوانندگان محترم :

در عجبم شما دوست عزیز که مدعی هستید من دروغ می گویم از چه ناراحتید ؟ اگر گفته شما درست باشد و این سی و چند نفر بجز بنده ؟! با شما همراه باشند چرا ناراحتی ؟! این بیانیه را همان سی نفر تائید کرده اند ؟ در حقیقت آنچه شما را واداشته تا دروغ پشت دروغ بهم ببافید تا انحصاراً فرماندار جدید را بنام خود بزنید اتحاد این سی نفر بر علیه شما سه نفر است !

جناب آقای رابط استانی هسته مرکزی سه نفره حامیان ، بر اساس مستندات که در ذیل آدرس ان قید می شود جناب اقای مستفید گزینه فرمانداری مراغه بوده نه اهر ؟! http://tadbirmaragheh.blogfa.com/post/17

اینهمه دروغ برای چه ؟! ما که نگفته ایم فرماندار مال ماست ، ما نوشته ایم برای توسعه و آبادانی شهر از فرماندار اصلاح طلب شهر حمایت می کنیم و برای همراهی با وی آماده ایم ! از چه می ترسید ؟ از رزومه هایی که از افراد گوناگون گرفتید و سعی نمودید تا با تطمیع عده ای تشنه قدرت و عده ای ساده لوح برای خود در اصلاح طلبی رزومه درست کنید می ترسید ؟ یا از این می ترسید که فرماندار جدید با اصلاح طلبان واقعی و فرهنگی تعامل کنند ؟!

در این بیانیه چه دیده ای جز وحدت و حمایت و همکاری که بر اشفته ای ؟! جناب اقای رابط استانی هسته مرکزی سه نفره حامیان ، شما که بخاطر دعوت از اقای شیری خط خود را با ما جدا کردید ؟ چطور شد رفتید و به دامن فرماندار منتسب به دولت احمدی نژاد افتادید ؟! از ایشان حکم مشاورعالی اجتماعی را گدایی نمودید. از چه ترسیدید؟ از وحدت اصلاح طلبان که شما را عددی حساب نمی کنند . یا حمایت یک پارچه دوستان حامی دولت  تدبیر و امید از فرماندار جدید ؟ مگر چه نوشته ایم که هراسناکید ؟!

جناب اقای عشق عکس ، من اگر میخواستم پز عکس بدهم آنقدر عکس با وزیر و وکیل و نماینده و حتی رئیس جمهور دارم که بخواهم خود نمایی کنم " اما مشک ان است که خود ببوید نه ان که عطار بگوید " اصلاح طلبی نه به داشتن عکس با حضرتی است و نه خاتمی و ... که خیلی از اصولگرایان نیز با اینان عکس یادگاری گرفته اند که در موقع مقتضی به آنان بچسبند و وای از این چسبیده ها که هرچه بر سر این ملت امده از وصله های ناجور است که خود را به این و آن چسبانده اند تا از این محل ارتزاق کنند.

جناب آقای رابط استانی کسانی فضا را مسموم کرده اند که از هرکسی رزومه خواسته اند ، کسانی فضا را مسموم کرده اند که دیروز و امروز در این شهر شایعه کرده اند فلانی را بخشدار مرکزی سراب کردیم و فلانی را فرماندار هشترود کردیم و فلانی را استاندار استان فلان ،

جناب آقای رابط مدظلله العالی بله اعتراف می کنم که در رابطه با لیدرهای فرصت طلب که نام خود را اصلاح طلب گذارده اند عاجز بوده ام چون انها فرصت طلبان را بیشتر دوست میدارند تا اصلاح طلباان را ، اما لیدرهای اصلاح طلب و مخلص همواره بنده را مورد   لطف ، تفقد و مهر خود قرارداده اند . من نیازی هم ندارم که بروم با این و ان عکس بگیرم ویا به زور فتوشاب چند عکس از بزرگان برای خود جور کنم تا البومی خاطره انگیز ریاکارانه برای خود بسازم ! برای من هشترود نقطه آغاز و پایان اصلاحات و اصولگرایی و چپ و راست و .... است و برای توسعه هشترود به هر فردی که ایمان داشته باشم می تواند کاری بکند متوسل خواهم شد ! حتی اگر به قیمت گزاف توهین ابلهان باشد .

من برخلاف ادعای منفعت طلبان فرصت طلب نه هزینه ای برای اصلاحات داده ام که هرچه دارم از اصلاحات است و اصلاح طلبی و اصلاح خود و جز ان هیچ نیستم ، اقای رابط استانی عمروعاص و معاویه هر چه داشتند از سه حربه داشتند "زر و زور و تزویر" از انبان زر خود سکه های خون پخش کردند تا سلاله پاک پیامبر را به خاک و خون بکشند خوشبختانه من که زرندارم و مردم خوب میدانند چه کسی زردارد و با این وسیله افراد منفعل را می فریبند. اقای رابط استانی هسته سه نفره حامیان هشترود حربه دوم تزویر است مردم خوب میدانند که چه کسانی شب در ستاد قالیباف بودند و صبح در ستاد روحانی مردم خوب میدانند که چه کسی در پشت صندوق ماشین کلاس بالای خود پوستر روحانی و قالیباف را با هم پخش میکرند و این تزویربود که عده ای ساده لوح بی بصیرت را واداشت تا رزومه خود را به تو و هسته سه نفره ات بدهند و حربه سوم زور است که در مورد شما به بی حیایی تعبیر میشود چرا که انقدر دو رو هستید که براحتی اب خوردن زیر حرفتان میزنید 

اما در خصوص ابدارچی بودنم ،که شما با این عنوان خواسته اید کار بنده و دوستان را تحقیر کنید، ولی زهی خیال باطل ! پسر خوب ،ای کاش شما هم جسارتش را داشتید که نه یک چای ، نه یک مغازه دو دهنه، نه 3 خط تلفن نه کامپیوتر و فاکس و پرینتر بلکه یک بنر 1در1 بزنید در جلوی مغازه حقیرتان .هنوز فراموش نکره ایم که برای زدن بنر دکتر روحانی روبروی دفترتان مبلغ کلانی را مطالبه کردید. آقای رابط استانی من افتخار می کنم که به دوستان همرام و همشهریانم خدمتی نا قابل انجام داده ام انقدر بلوغ فکر دارم که خود را آقا بالا سر نمیدانم  بلکه یک سرباز همدوش دیگر همراهان میدانم جناب آقای رابط استانی افتخار من ابدارچی بودن است و ابدارچی بودن برای دوستان بسی شرف دارد به دو روئی و منافقی !

جناب اقای رابط هسته سه نفره حامیان هشترود اگر ادعایتان راست است و اگر شرف داری بیا و در حضور آن جمع سی نفره یک دوئل انتخاباتی برگزار کنیم و خود را در معرض آزمون و رای این سی نفر که مدعی هستید بجز من با شما متحدند ! قرار بدهیم ! بالا غیرتاً بیا و ثابت کن که این سی نفر با تو و دو یار دیگرت متحدند و من دروغ میگویم ! بیا هر دو خود را در معرض آزمون دوستانمان قرار دهید که عمروعاص همیشه از حضور در آزمون مردمی سر میزد...

اما عمروعاص مسلمانان را فریفت و خود و معاویه و یزید بن معاویه را به حکومت رساند ولی در تاریخ سه نفرند ! می بینی ؟ همیشه سه نفرها نفاق برپا کرده اند ؟ ! چه ان سه نفری که در صدر اسلام حق را از علی دزدیدند و قرعه بنام خود زدند و فلان شدند و پزش را به مردم و علی دادند ، پزی که تنها مدتی به درازا کشید چون بعدش مردم رفتند و به علی درخواست کردند که بیا و ..... !!!! و یادت باشد عمروعاص ها تنها می توانند ابو موسی اشعری ها را بفریبند و خوارج را ، قطع یقین بدان که زور  زر و تزویر عمروعاص به یاران مخلص نمی رسد و این سی نفر یاران مخلص و بی ادعای اصلاحات و این نظام هستند !

جناب آقای رابط استانی سه نفره حامیان ، صراط مستقیم اگر زر و زور و تزویر باشد ارزانی خودتان که شما از خیلی وقت قبل در صراط مستقیمید !! بگذارید من همان ابدارچی بمانم که صد شرف دارد به صراط مستقیمی که شما رفته اید.

بنده قصد پاسخ گویی نداشتم ولی چون نظر ایشان جمعی از دوستان را هم شامل می شد لذا واجب دیدم پاسخ ایشان را در قالب این نوشته بدهم .


نوشته شده در تاريخ نوزدهم بهمن ۱۳۹۲ توسط پیام رنجبر موسوی
بدینوسیله به اطلاع همشهریان عزیز و ارجمند می رساند یکی از گزینه های مطرح فرمانداری شهرستان هشترود که از طرف استانداری معرفی و انشاء الله بزودی و با قطعیت یافتن این مهم ، تا هفته های آتی رسما معرفی خواهند شد جناب آقای حاج حسن مستفید می باشند ، با توجه به پیشنیه و سوابق اجرایی خوبی که دارند بی تردید حضور ایشان در راس امور اجرایی منطقه برای شهرستان هشترود تحولی اساسی در پی خواهد داشت

ما جمعی از اصلاح طلبان اعتدال خواه و فعال در ستاد انتخاباتی دکتر حسن روحانی در چند روز گذشته با مکاتبات و ارتباطات گسترده با مسئولین استانی تمامی تلاش خود را برای انتخاب مدیری مجرب و متخصص و قوی برای هشترود داشتیم ، خوشبختانه این انتخاب که نشانه درایت و تدبیر استاندار محترم و نتیجه تعامل و احترام به نظرات مردم و اصلاح طلبان اعتدال خواه و مسئولین رده بالای هشترود می باشد را به مردم هشترود تبریک گفته و اعلام می نمائیم که ما جمع اکثریت فعالین ستاد دکتر روحانی برای توسعه و آبادانی شهرستان هشترود ، به دور از حواشی سیاسی و جناحی ضمن اعلام حمایت و عرض تبریک به حاج حسن مستفید ، همواره در کنار ایشان بوده و خواهان تعامل تمامی مسئولین شهرستان با ایشان هستیم .

ضمناً طی مذاکره تلفنی یکی از دوستان با آقای علی صادقی از چهره های شاخص و سیاسی اصلاحات هشترود ،  و براساس نظر اقای صادقی نامبرده یکی از چهره های بسیجی (حضور فعال و موثر در جبهه های حق علیه باطل ) و اجرایی استان با تفکری معتدل که در عین حال عملگرا و اهل تعامل می باشند که برای شهرستان هشترود حتما مفید خواهند بود.

 

خلاصه ای سوابق جناب آقای مستفید:

خلاصه رزومه کاری و سوابق اجرایی جناب آقای حسن مستفید

متولد 1346 هجری شمسی

کارشناسی مدیریت دولتی . کارشناس ارشد مهندسی صنایع از دانشگاه امیرکبیر

ـ دارای سابقه حضور در جبهه های حق علیه باطل به مدت 57ماه

عنوان مسئولیت

محل خدمت

ازتاریخ

تاتاریخ

مدت خدمت

روز

ماه

سال

متصدی خدمات مالی

شهرداری سراب

67/9/1

68/10/1

-

1

1

مسئول امور مالی

شهرداری سراب

68/10/1

77/7/5

4

9

8

بخشدار مركزی مراغه

فرمانداری مراغه

77/7/5

83/11/11

6

4

6

معاون فرماندار سراب

فرمانداری سراب

83/11/11

85/4/3

23

4

1

كارشناس امور شوراها

فرمانداری سراب

85/4/4

86/4/4

-

-

1

معاون وقائم مقام شهردار

شهرداری سراب

86/4/4

88/6/14

-

2

2َ

كارشناس مسئول خدمات شهری

شهرداری سراب

88/6/15

ادامه دارد


نوشته شده در تاريخ هجدهم بهمن ۱۳۹۲ توسط پیام رنجبر موسوی

فردا جمعه هجدهم بهمن ماه یکدوره مسابقه تکواندو با حضور تیمهای تبریز بناب میانه و هشترود برگزار میشود این مسابقه به همت هئیت تکواندو و با همکاری اداره ورزش و جوانان هشترود و موسسه خیریه موسی بن جعفر ع هشترود از ساعت ده صبح  برگزار میشود

علاقمندان به ورزشهای رزمی می توانند برای دیدن این مسابقات که برای اولین بار با حضور یک موسسه خیریه ( در راستای پیشگیری که از اهداف موسسه خیریه می باشد ) صورت میگیرد حضور بهم رسانند تا هم ورزشکاران جوان هشترودی را تشویق نمایند و هم دست اندرکاران موسسه را برای ادامه فعالیتهای ورزشی خود و حمایت از ورزشکاران جوان مورد حمایت و مساعدت خود قرار دهند .

از اقایان مجیدی ریاست محترم اداره ورزش و جوانان و پرسنل زحمت کش اداره ورزش و جوانان هشترود ، قهرمانان رزمی کارعزیز هشترودی اساتید محترم صبرعلی علیپور و اکبر اسدی ، آقایان بهزاد رستمی مدیرعامل محترم موسسه ، رضا آقازاده مسئول ورزشی موسسه ، کامران عیسایی رئیس محترم هئیت مدیره و سایر دست اندرکاران و اعضای محترم هئیت مدیره موسسه خیریه موسی بن جعفر ع هشترود برای برگزاری چنین مسابقاتی تقدیر و تشکر نموده و برای تیم تکواندو هشترود ارزوی موفقیت و قهرمانی در این مسابقات را دارم ./.

مکان سالن شهید باکری  زمان جمعه هجدهم بهمن ماه سال 92 ساعت 10 صبح


اداره ورزش و جوانان هشترود بریاست دوست عزیزم محمود مجیدی ، موفق شده که با احراز رتبه اول در جذب ورزشکاران و توسعه ورزش در سطح استان ، افتخاری دیگر برای هشترود بیافریند .

من انتخاب شخص اقای مجیدی بعنوان مدیر موفق و نمونه ورزش و جوانان و کسب رتبه اول ( بالاتر از تبریز و میانه و مرند و ....29.5 درصد رشد و مثلا میانه تنها 7 درصد و کلانشهر تبریز 24 درصد ) در مقایسه با رتبه قبلی هشترود که 13 بوده  پیشرفت وافتخاری بزرگ محسوب می شود ضمن تبریک به جامعه ورزش هشترود ، این مهم نشان داد که در صورت اعتماد به جوانان بومی و شایسته هشترودی ؛ این عزیزان آنقدر توانمند هستند که حتی با دستان خالی (بودجه کم و ناچیز ) با مدیریت صحیح و متخصص محور و خرد جمعی ، در سایه حمایتها و پیگیریهای نماینده تلاشگر شهرستان افتخارات بزرگتر برای هشترود خلق نمایند

برای محمود مجیدی و دست اندرکاران اداره ورزش و جوانان هشترود و روسای محترم هئیت های ورزشی در هشترود که بی تردید در این مهم نقشی بسزا و تاثیر گذار داشته اند ارزوی موفقیت و پیروزی در تمامی امورات بخصوص امورات ورزشی را دارم و از آقای شیری نماینده محترم  نیز بخاطر حمایتها و پیگیری های مجدانه خود در تمامی عرصه برای شهرستان ، که در سایه این پیگیریها و تلاش شبانه روزیشان پی در پی شاهد موفقیتها و پیشرفت هشترود و فرزندان هشترود در عرصه های مختلف فرهنگی و هنری و علمی و .... می باشیم تقدیر و تشکر می نمایم ./.


نوشته شده در تاريخ هفدهم بهمن ۱۳۹۲ توسط پیام رنجبر موسوی
جنیفر لیوینگستون، مجری چاق تلویزیون درس بزرگی به بینندگان برنامه ی خود ، داد. او در برنامه تلویزیونی اش، متن ایمیل ارسالی از یک بیننده را خواند. در آن ایمیل، آن فرد به چاق بودن جنیفر انتقاد کرده و گفته بود این خیلی شرم آور است که طی چند سالی که مجری تلویزیون بوده هنوز خود را لاغر نکرده و این چاقی وی برای جامعه و سلامت خودش مخرب و زیان آور است. این مجری تلویزیونی سپس به نکته ای حیاتی اشاره کرد. به این عادت توهین کردن (bullying) که بسیار سرایت کننده و رو به گسترش است. وی گفت به عنوان مادر سه فرزند، نگران افزایش این حالت در بین بچه ها و در محیط مدرسه است. بچه هایی که براحتی این رفتار رو از والدینشان یاد میگیرند. در نهایت جنیفر لیوینگستون جمله ای گفت که مرا سخت به فکر فرو برد. او گفت فرزندانمان را به جای منتقد بودن، مهربان تربیت کنیم. We need to teach our kids how to be kind, not critical او همچنین گفت که اینترنت شبیه یک اسلحه شده و مدارس [جامعه] شبیه میدان جنگ. وی خطاب به شخص ارسال کننده ایمیل گفت: «تو من را نمیشناسی و جزو دوستان و اقوام من نیستی... و هیچ چیزی راجع به من نمیدانی بجز آنچه از بیرون میبینی. اما من خیلی بیشتر از یک عدد روی ترازو هستم.» ----------------------- اینجا دغدغه این مجری تلویزیونی، کودکان و محیط مدرسه بود و اما دغدغه مشابه من، دغدغه من و ما در جامعه ایست که در آن زندگی میکنیم. مایی که شب و روز در ستیز با یکدیگر و عقاید و سلایق هم هستیم. مایی که خود را دارای رسالت اصلاح و ارشاد همگان فرض کرده ایم و درباره هر چیز و هر کجا نظر میدهیم. مایی که طلبکار همگانیم. مایی که یکدیگر را براحتی و بیرحمانه نقد میکنیم و افسوس که در بسیاری موارد به شکلی توهین آمیز و تحقیرآمیز واژه ها رو همچون گلوله هایی نامریی به یکدیگر شلیک میکنیم. مایی که چه ساده یکدیگر را قضاوت میکنیم. چه ساده در یک بحث یکدیگر را نابود میکنیم و با رضایت خاطر آنچنان جواب کوبنده ای میدهیم که طرف مقابلمان خفه شود. برای ما همه چیز و همه جا میدان مناظره و مباحثه است. ما نیاموخته ایم که با هم مهربان باشیم. ما نیاموخته ایم که در مقابل افکار مخالف سکوت و عبور کنیم. ما باید راجع به هر کس و هر موضوعی چیزی بگوییم ولو متلک و کنایه ای کوتاه. وگرنه که با سکوت ما یا چرخ دنیا از چرخیدن باز می ایستد و یا ما غمباد گرفته و دغ مرگ میشویم!
مَردُم به موجودی گفته میشه که از بدو تولد همراهیت میکنه و تا روز مرگت مجبوری که برای اون زندگی کنی. برای مَردُم خیلی مهمه که تو چی میپوشی؟
کجا میری؟
چند سالته؟
بابات چیکارس؟
ناهار چی خوردی؟
چند روز یه بار حموم میری؟
چرا حالت خوب نیست؟
چرا میخندی؟
چرا ساکتی؟
چرا نیستی؟
چرا ازدواج نمیکنی ؟
چرا بچه دار نمیشی ؟
چرا اینطوری نوشتی؟ عاشق شدی؟
چرا اونطوری نوشتی؟ فارغ شدی؟
چرا چشات قرمزه؟ حشیش کشیدی؟
چرا لاغر شدی؟ شکست عاطفی خوردی؟
چرا چاق شدی؟ زندگی بهت ساخته؟
و چراهای بسیاری که تا جوابش رو بدست نیاره دست از سرت ور نمیداره.
اگر بسیار کار کنی می گویند احمق است .
اگر کم کار کنی می گویند تنبل است .
اگر خرج کنی می گویند افراط گر است .
اگر جمع کنی می گویند بخیل است .
اگر ساکت و خاموش باشی می گویند لال است .
اگر زبان آوری کنی می گویند ورّاج و پرگو است .
اگر روزه بداری و شبها نماز بخوانی می گویند ریاکار است .
و اگر عمل نکنی می گویند کافر است و بی دین .
مَردُم ذاتا قاضی به دنیا میاد.

بدون ِ اینکه خودت خبر داشته باشی، جلسه دادگاه برات تشکیل میده، روت قضاوت میکنه، حکم برات صادر میکنه و در نهایت محکوم میشی.
مَردُم قابلیت اینو داره که همه جا باشه، هرجا بری میتونی ببینیش، حتی تو خواب
.
اما مَردُم همیشه از یه چیزی میترسه، از اینکه تو بهش بی توجهی کنی، محلش نذاری، حرفاش رو نشنوی و کاراش رو نبینی.
پس دستت رو بذار رو گوشت، چشمات رو ببند و بی توجه بهش از کنارش عبور کن و مشغول کار خودت شو
.
منبع فیسبوک : خانم تهمینه میلانی


نوشته شده در تاريخ شانزدهم بهمن ۱۳۹۲ توسط پیام رنجبر موسوی
استاد سید محمد بطحایی نقاش خودساخته و متواضع هشترودی ، نمایشگاهی کامل از آثار نقاشی خود در سالن های دانشگاه پیام نور هشترود برگزار نموده است .
این نمایشگاه که با حمایت همه جانبه ی مهندس محسن امامقلیزاده ریاست محترم دانشگاه پیام نور از استاد بطحایی و به مناسبت دهه مبارک فجر صورت گرفته است حاوی کلیه آثار نقاشی بخصوص آثار جدید و برجسته استاد بطحایی و تعدادی از شاگردانش می باشد .
از عموم علاقمندان به هنر و دوستداران نقاشی واستاد بطحایی دعوت بعمل می آید با بازدید از این نمایشگاه ضمن ارج نهادن به هنر استاد بطحایی ، یاد و خاطره دهه مبارک فجر را نیز گرامی دارند ، لازم به یاد اوری است بعضی از تابلو های جدید استاد نیزبرای اولین بار به معرض نمایش گذارده می شود .
استاد بطحایی یکی از اولین هنرمندان بزرگ شهر ماست که بارها با نمایش آثار خود در موضوعات اجتماعی ، طبیعت ، سیاسی و انتقادی و برگزاری اولین نمایشگاه در دل طبیعت قلعه ضحاک، هشترود و هشتردیان را سرفراز و در ایران و استان معرفی نموده است  ، نقاشی های سارای و انتظار و .... از آثار بی بدیل استاد است که هرچقدر در آنها سیر کنیم باز هم بدیع و بی نظیر می باشند ، بیان داستان فولکلور از طریق نقاشی در تابلوی سارای یا بیان معضل کوچ و مهاجرت روستائیان در تابلو انتظار ، نمود و عینت روز قیامت در تابلو محشر استاد و تابلوهایی دیگر در خصوص قلعه ضحاک هشترود که با زبان بی بدیل و هنری استاد اشاره به گنجی تاریخی در دل این منطقه دارد و یا تابلو روزنه و..... از آثار بزرگ این هنرمند متواضع و فروتن و بزرگ هشترودی است که بدلیل شیوه منحصر به فرد ایشان همیشه تازگی داشته و جذابیت ناتمام برای ما دارد
از استاد سید محمد بطحایی که با خضوع و فروتنی اثار خود را به موزه هشترود اهدا نموده است و همواره در میان مردم و با مردم زندگی نموده است قدردانی تشکر می نمایم .
 استاد بطحایی هنرمندی عمل گرا بوده و از شعار و انزوا گریزان است و وقتی به فعالیتهای هنری ایشان نگاه می کنیم درسی به نام پراگماتیسم را از ایشان فرا می گیریم. نه بخل هنری دارد و نه آز گدایی قدرت و ثروت دارد ، بلکه تنها یک هنرمند است که همیشه با داشته های خود ابراز قدرت و محبت نموده و سالهاست که می سوزد و با عشق به هشترود می سازد ، استاد بطحایی آنقدر بزرگوار است که به امثال من اجازه میدهد ساده و بی پیرایه در باره اثارش سخن برانیم در حالیکه خود میداند ما اندر خم یک کوچه ایم ، اما هرگز نه لحن خود را تحقیرانه نموده ونه از اینکه نامش توسط من امی برده شود واهمه ای داشته است ! چرا که میداند ذات هنر پاک است و از هر آنچه که رنگ تملق و تعلق بگیرد آزاد است .هرچند عده ای هیچ وقت نتوانستند وجود ایشان را تحمل نموده و در ظاهر تملقش را گفتند و در خفا با تیرهای زهر آگین زبان تلخ خود خاطر او را آزردند ولی استاد همیشه با عمل حرف زد و با عمل زندگی کرد....
یاشاسین بطحایی
یاشاسین آذربایجان
 یاشاسین ایران
خاطره ای از استاد :
سال 1379 بود که مسئول فوق برنامه دانشگاه شهید بهشتی تهران حاج آقا مهدوی از دانشجویان علاقمند درخواست نمود تا همه استانها طی همایش و نمایشگاهی در قالب طرح ایران شناسی استان خود را معرفی نمایند.آقای وحیدی از بچه های میاندوآب رئیس و بنده دبیر معرفی آذربایجان (شامل 4استان آذربایجان غربی-شرقی،اردبیل و زنجان) شدیم و در شروع کار بچه هایی از تمام شهرهای این چهار استان از تمام دانشگاههای تهران شناسایی و جهت جمع آوری آثار و صنایع دستی و هر آنچه که بتواند آذربایجان را معرفی بنماید،به استانداری استانها و فرمانداری شهرها معرفی نمودیم و بنده با در دست داشتن نامه ای به فرمانداری هشترود مراجعه نمودم و فرماندار وقت بنده را به جهاد کشاورزی آنزمان ارجاع دادند.ولی چیزی دستگیرمان نشد و بنده با تعدادی از دوستان مشورت کرده و از بازار هفتگی مقداری از پوشاک دست باف مثل جورابهای خوش نقش و نگار و تعدادی قالیچه و عکسهایی از قلعه ضحاک و پرفسور هشترودی جمع آوری نمودم که برای معرفی هشترود کافی نبود که نهایتاً سراغ استاد بطحایی رفتم - که شنیده بودم ایشان در فرهنگ سرای خاوران و بهمن نمایشگاههای برگزار نموده اند- و از ایشان درخواست کردم آثار خود را به عنوان یک هنرمند آذربایجانی و هشترودی در این نمایشگاه و همایش بیاورد که ایشان با آغوش باز درخواست بنده را قبول و با هزاران زحمت و با هزینه های شخصی آثار خود را به نمایشگاه ایران شناسی بخش آذربایجان شناسی دانشگاه شهیدبهشتی تهران آوردند و نمایشگاه برپا شد که آثار استاد همچون خورشیدی بر تارک آن می درخشید . بازدیدکنندگاه ازمردم عادی گرفته تا دانشجویان هنر دانشگاهها و موسسات هنری از این نمایشگاه بازدید نمودند که خوشبختانه استقبال بسیار خوبی از این آثار استاد بطحایی بعمل آمد که برای خود بنده بسیار تعجب آور بود ، اعتراف می کنم در آن 10 روز که بنده همراه استاد از بازدیدکنندگان استقبال و راهنمایی می نمودیم بنده با هنر نقاشی و توانایی های ایشان آشنا شدم استادی که سالها در شهر ، مدارس و کلاسهای هنری خودم حضور داشت ولی من به عنوان یک هشترودی از ایشان بی خبر بودم و اگر هم نامش را شنیده بودم تنها به عنوان یک معلم هنر شنیده بودم ، نمی دانستم که در شهرمن یک استاد نقاشی به نام محمد بطحایی نفس می کشد.آری واقعاً استقبال و نظرات هنرمندانی که از دانشگاهها و موسسات هنری برای دیدن آثار ایشان آمده بودند و در مورد آثار استاد نقد و نظر می دادند برای من یک دوره کامل آموزشی و از همه مهمتر یک خاطره ی ماندگار بود.خاطره ای که از آن درسهای زیادی آموختم.آموختم که به انسانهای پیرامون خود نگاهی متفاوت داشته باشم و افراد را تنها با نام وفامیل و شغلشان نشناسم بلکه با عمل ، هنر و اندیشه شان بشناسم .
دیروز که برای افتتاح نمایشگاه استاد دعوت بودم این خاطره در ذهنم تداعی شد ولی تفاوتهایی بین نمایشگاه آنزمان با نمایشگاه فعلی دیدم و آن اینکه نمایشگاه دانشگاه پیام نور هشترود یک نمایشگاه کامل در نوع خودش هست و واقعاً جا دارد از زحمات کارکنان دانشگاه پیام نور هشترود و مدیریت این دانشگاه جناب آقای مهندس امامقلی زاده تشکر قدردانی شود، چرا که ایشان افکاری روشن و حمایت گرانه از هنر و فعالیتهای اجتماعی دارند و در روز دانشجو تجلیل خوبی از شاعر جوان شهرمان آقای شکری فرد داشتند و در برگزاری کلاسهای آموزشی و آگاه سازی با نهادهای خارج از دانشگاه همکاری خوبی دارند و نگاهشان با دانشگاه فراتر از درس و کلاس است و برای برگزاری این نمایشگاه که کل ساختمان فاز دوم را در اختیار استاد قرار داده اند و فضای نمایشگاه که سالنهای دو طبقه و سالن بزرگ غدیر را شامل میشود بسیار وسیع و خیره کننده است، زحمات زیادی کشیده و هزینه های زیادی برای آماده سازی دیوارهای این فضا(نصب نوارهای چوبی رنگی ثابت ومجهز به زنجیر ها و قلابهای فلزی برای نصب و آویزان نمودن تابلوها) صرف نموده اند که بی شک فعالیتی ماندگار برای دانشگاه خواهد بود که انشاالله سایر هنرمندان شهرمان نیز از آن بهره خواهند برد.تابلوهای معرفی شده شامل تمامی آثار ایشان و تعدادی از هنرآموزان ایشان می باشد که به همه همشهریان عزیز توصیه می کنم از این نمایشگاه دیدن نمایند.     
                                                      با احترام به همه هنرمندان و هنر دوستان م-کریمی


نوشته شده در تاريخ سیزدهم بهمن ۱۳۹۲ توسط پیام رنجبر موسوی
حافظ در قرن هفتم شعر سروده ، اما شعرهاش برای عصر ارتباطات هم معنی و تازگی و ... داره ! نمیخواهم حافظ شناسی کنم که نه در ان اندازه ام و نه دوست دارم در امری که هیچ نمیدانم ! فضولی کنم  و یا سخن برانم ! که فرموده اند : آنچه نمیدانی مگو بلکه همه آنچه را که می دانی نیز مگو زیرا خداوند بزرگ بر اعضاء بدنت چیزهایی را واجب کرده که از آنها در روز قیامت بر تو حجت آورد . پس بیخیال حافظ شناسی می شوم و تنها سه شعر را که امروز از دیوان حضرت حافظ تفال زدم و خواندم را برای شما نیز می گذارم تا دمی بیخیال همه چیز فقط با حافظ خوش باشیم  و بس ./.

           مـا نگـوئیـم بـد و میـل به ناحـق نکنیم     جـامه کـس سیـه و دلـق خود اَزرق نکنیم


        عیب درویش و توانگر به کم و بیش بَدَست     کارِ بد مصلـحت آنسـت کـه مُطلَـق نکنیم


        رقـم مغـلـطه بـر دفـتر دانـش نـزنیـم      سـِرّ حـقّ بـر ورق شعـبده مُلـحـق نکنیم


        شـاه اگـر جرعه رندان نه به حرمت نوشد      الـتـفـاتـش بـه مـِی صـافِ مـروّق نکنیم


        خـوش بـرانیـم جـهان درنظـر راهـروان     فـکـر اسـبِ سیــه و  زیـن مغـرّق نکنیم


        آسمـان کشتـی اربـاب هنـر می شـکند     تکـیه آن بـه کـه برین  بحــر معلّق نکنیم


        گر بـدی گفت حسودی و رفیقـی رنجید            گو تو خوش باش که ما گوش به احمق نکنیم


        حافــظ اَر خـصـم خطا گفـت نگـیریم بـر او      ور به حق گفت جدل با سخن حـق نکنیم


هر که شد محرم دل در حرم یار بماند       وان که این کار ندانست در انکار بماند

اگر از پرده برون شد دل من عیب مکن      شکر ایزد که نه در پرده پندار بماند

صوفیان واستدند از گرو می همه رخت           دلق ما بود که در خانه خمار بماند

محتسب شیخ شد و فسق خود از یاد ببرد      قصه ماست که در هر سر بازار بماند

هر می لعل کز آن دست بلورین ستدیم       آب حسرت شد و در چشم گهربار بماند

جز دل من کز ازل تا به ابد عاشق رفت       جاودان کس نشنیدیم که در کار بماند

گشت بیمار که چون چشم تو گردد نرگس    شیوه تو نشدش حاصل و بیمار بماند

از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر      یادگاری که در این گنبد دوار بماند

داشتم دلقی و صد عیب مرا می‌پوشید     خرقه رهن می و مطرب شد و زنار بماند

بر جمال تو چنان صورت چین حیران شد     که حدیثش همه جا در در و دیوار بماند

به تماشاگه زلفش دل حافظ روزی         شد که بازآید و جاوید گرفتار بماند


عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت            که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت

من اگر نیکم و گر بد تو برو خود را باش            هر کسی آن درود عاقبت کار که کشت

همه کس طالب یارند چه هشیار و چه مست      همه جا خانه عشق است چه مسجد چه کنشت

سر تسلیم من و خشت در میکده‌ها             مدعی گر نکند فهم سخن گو سر و خشت

ناامیدم مکن از سابقه لطف ازل                  تو پس پرده چه دانی که که خوب است و که زشت

نه من از پرده تقوا به درافتادم و بس            پدرم نیز بهشت ابد از دست بهشت

حافظا روز اجل گر به کف آری جامی              یک سر از کوی خرابات برندت به بهشت      


نوشته شده در تاريخ دوازدهم بهمن ۱۳۹۲ توسط پیام رنجبر موسوی
یکی از دلایل خشونت کلامی چه در فضای واقعی و چه در فضای مجازی ، پنداره های فرد است ؛ به عبارتی وقتی یک فرد افکار و پنداره های خود را واقعی و منطبق بر حقیقت دانسته و مطلقا آنرا درست می پندارد آنوقت نقابی بر صورت و حصاری دور ذهن خود کشیده و اجازه ورد هیچ نوع اطلاعاتی را به انباره های ذهنی خود نمی دهد ، که در این صورت وقتی نوری به تاریک خانه ذهنش تابانده می شود ، حضور این نور را برنتافته و واکنش نشان می دهد ، واکنشی از نوع خشونت کلامی ، در حال حاضر در جامعه ما به دلیل نبود تمرین گفتگو و پائین بودن هوش عاطفی – هیجانی این نوع خشونت را بیشتر مشاهده می کنیم .
بزرگی می گوید: با کسی که اعتقاداتش بر عقلش غلبه دارد بحث نکن ، چرا؟ برای اینکه او توانایی نقد اعتقادات خود را نداشته و از آن واهمه دارد ، با وجود داشتن عقل ، اعتمادی بر تفکر عقلانی ندارد . برای مثال: این فرد ، عقلا می بیند که نتیجه تصمیمی که گرفته غلط بوده ، ولی باز آنرا تکرار می کند ! برای اینکه باور دارد راهش درست است . در این صورت این فرد برای ادامه راه خود تفکر عقلانی را قبول نکرده و از هر ابزاری برای رسیدن به هدفش استفاده خواهد نمود . نتیجه این نوع تفکر خود رایی است که فرد خود رای ، بر حضور هر اعتقادی بجز اعتقاد خودش واکنش خشن نشان می دهد. (البته اینجا منظور نگارنده اعتقادات مذهبی نیست ، چرا که اعتقادات مذهبی بر پایه عقلانیت استوار است.
(“کل ما حکم به العقل حکم به الشرع”) و هدف باورهای غلطی است که در ذهن این افراد به پیش فرض تبدیل شده و در مواجهه با هر مسئله ای این پیش فرضهای غلط را سپر قرار داده و بدون انعطاف در مقابل هر نظر مخالفی مقاومت می کند.

اگر خشونت را چهار نوع (یعنی گفتاری یا کلامی ، جنسی ، اقتصادی و جسمی ) بدانیم مصداق خشونت کلامی بلند حرف زند ، فحش دادن و توهین و تحقیر کردن است که این نوع خشونت موجب قطع رابطه ها و ایجاد کینه های ماندگار شده و از دیگر خشونتها ماندگار تر است . یکی از دلایل این نوع خشونتها "یادگیری" است فرزندان ما در جامعه خشونت کلامی را یاد میگیرند درخانه،  مدرسه و خیابان . اگر دقت کنیم بعضا در بین مسئولین رده بالا مثل مجلس نمایندگان ، خشونت کلامی نمودی مشهود دارد که در این صورت خشونت کلامی قبح خود را از دست داده و تبدیل به ابزاری برای رسیدن به هدف می شود . به عبارتی وقتی مردم می بینند که یک مسئول رده بالا دزدی یا خشونت می کند آنوقت عمل قبیح این افراد موجه در نزد مردم ، مثل خود و جایگاه آن مقامات ، موجه جلوه داده و قابلیت تکرارپذیری بالایی در جامعه پیدا می کنند.

یکی از دلایل به وجود آمد خشونت کلامی نبود شادی و نشاط در جامعه است . شادی و نشاط  موجب تخلیه ی هیجانی شده و مرزها و حریم های شخصی غیرضروری که آدمها برای خود ایجاد کرده اند را قابل رفت و آمد کرده و انسانها وقتی از لحاظ جسمی و جغرافیایی به همدیگر نزدیک شوند اضطرابشان کمتر شده و به همدیگر احساس مثبتی پیدا می کنند و در نتیجه بینشان دیالوگ صورت گرفته و نیازهایشان را مطرح می کنند که در این صورت استفاده از خشونت کلامی نقش ابزاری خود را از دست داده و کاهش پیدا می کند.

از دیگر علل خشونت از هر نوعش ، ناکامی است . وقتی افراد به امیال و آرزوهایشان نمی رسند به جای پذیرش واقعیت و علت یابی چرایی نرسیدن به هدف ، دست به خشونت می زنند که این مورد نیز در شهرما نمود زیادی دارد که اغلب علت ناکامی های خود را در رشد و پیشرفت دیگران می بینیم و شروع به فرافکنی کرده و برچسبهایی مثل "بله قربانگو"دستمال کش " خ... مال" و...استفاده می کنیم که این خود نمونه بارز خشونت کلامی است.

حمله وسیع ایرانی ها به صفحه فیس بوک مسی فوتبالیست معروف را همگی شنیده ایم . این نمونه ای از خشونت کلامی در فضای مجازی است که پایه ی روانشناختی آن همان ناکامی است.شاید بیشتر جوانانی که به مسی حمله کردند می خواستند مثل او در اوج باشند ولی ناکام مانده اند.حال اگر همین ها مسی را از نزدیک ببینند چه رفتاری با او خواهند داشت؟ بی شک اکثر آنها شروع به تملق و تعریف او خواهند کرد.ولی در ناخودآگاه خود از او متنفرند.این بحث را ما در زندگی روزمره خود زیاد می بینیم دوستانمان وقتی به موفیتهایی دست پیدا می کنند دوروبرشان از دوستان واقعی خالی می شود.چرا؟ برای اینکه واکنش دفاعی فرافکنی و دلیل تراشی اجازه قبول واقعیتها و ضعفهایمان را از ما گرفته و او را دلیل ناکامی خود می دانیم و آنوقت شروع به رفتار خشن با او می کنیم.

از طرف دیگر ما مدیریت و کنترل خشم را نیاموخته ایم.یعنی یادنگرفته ایم که با وقایع و حوادث دوروبرمان برخوردی منطقی داشته باشیم نه برخوردی هیجانی .اغلب ما در رفتارهایمان عادت کرده ایم در برخورد اول هیجانی رفتار کرده و خود را تخلیه کنیم که این به عدم آموزش و کسب مهارت کنترل خود و نیاموختن مهارت حل مسئله بر میگردد.برای کاهش رفتار خشن کلامی انسانها باید بتوانند خشم درونی خود را کنترل کنند و برای مهار آن خشم شروع به علت یابی آن بنمایند.

در پایان دو مسئله خیلی مهم است یکی ایجاد فضای گفتگو در خانواده است که والدین باید فضایی ایجاد کنند تا فرزندانشان خواسته های خود را آزادانه مطرح کنند.وقتی افراد نتوانند در محیط خانه و بعد از آن در محیط جامعه گفتگو کنند و احساسات و عقاید خود را بیان کنند دچار ناکامی شده و در این صورت دست به رفتارهای خشن جسمی یا کلامی خواهند زد.دیگری رسیدن به بلوغ اجتماعی – سیاسی نیاز به تمرین و آموزش دارد که این تمرین و آموزش از درون خانواده ها شروع شده و نتیجه آن به مرور زمان مشخص خواهد شد ولی متاسفانه زندگی ماشینی موجب کاهش وقت گذاشتن والدین برای بچه هایشان شده و رفته رفته رابطه ها کاهش یافته است که نتیجه ان از بین رفتن ارزشهای اصیل حاکم بر جامعه و کاهش کنترل اجتماعی شده است و به طبع آن تهی شدن فرزندان و بروز رفتارهای خشن را در بر داشته است.

منبع وبلاگ روانشناسی روزمره


نوشته شده در تاريخ یازدهم بهمن ۱۳۹۲ توسط پیام رنجبر موسوی
آقای سید حسن موسوی یکی از بچه های بومی و توانمند و خلاق و استاد دانشگاه دانشگاههای هشترود به سمت رئیس اداره بهزیستی کلانشهر کرج انتخاب شدند ؛ این انتخاب شایسته که نشان از توانمندی و خلاقیت و استعداد بچه های این اب و خاک دارد را به خدمت استاد سید حسن موسوی و جامعه فرهیختگان و دانشگاهی هشترود و عموم مردم منطقه تبریک می گویم و از جناب آقای شیری نماینده محترم شهرستان هم که نقشی بی بدیل در این انتخاب داشتند تقدیر و تشکر می نمایم .
بی شک حضور فرزندان هشترود در هر نقطه از ایران اسلامی در راس امورات اجرائی و دولتی مایه فخر و مباهات هشترودیان خواهد بود و این مهم نشان داد اقای شیری روابط بسیار حسنه ای با سایر نمایندگان و مسئولین رده بالای کشوری و وزارتخانه ها دارد و انشالله این ظرفیت و قدرت نهفته اقای شیری در مجلس و دولت بیشتر به توسعه هشترود کمک خواهد نمود.
 نمونه دیگر این رابطه حسنه اقای شیری و دولت تدبیر و امید ، آغاز عملیات مهندسین مشاور در راه بیات است که با وضع اقتصاد کشور و علیرغم تاکید بر اینکه برای هیچ پروژه جدیدی اقدام نخواهد شد اما بلطف روابط حسنه و بسیار صمیمانه اقای شیری با دولت تدبیر و امید این غیر ممکن به ممکن تبدیل شد که از این حیث نیز مجددا از تلاشها ئ پیگیریهای آقای شیری تقدیر و تشکر می نمایم ./.


نوشته شده در تاريخ دهم بهمن ۱۳۹۲ توسط پیام رنجبر موسوی

خانواده محترم رضایی که اخیرا والده مکرمه خود را از دست داده اند ، در یک اقدام بسیار خدا پسندانه و خیرخواهانه در مسجد اعلام نمودند که هزینه مجالس مرحومه مغفوره خرج کارهای خیرخواهانه خواهد گردید ، بی شک اقداماتی چنین موجب شادی پروردگار یکتا و ارامش بیشتر ان مرحومه مغفوره خواهد شد و انشالله این اقدام سراغازی باشد که هزینه هایی که گاه تبدیل به چشم و هم چشمی شده و کمر شکن هم می باشند از مجالس ترحیم هشترود جمع و صرف امورات خیریه برای درمان بیماران نیازمند ، تهیه جهیزیه دختران نیازمند و .... گردد که هم ثواب اخروی ان چندین برابر بوده و هم نام نیکی در این دنیا به ماندگار می ماند

در پایان درگذشت والده مکرمه آقایان حاج رحیم رضایی و حاج اسماعیل رضایی را محضر خانواده گرامی تسلیت عرض نموده و از خداوند منان برای ان مرحومه مغفوره علو درجات و برای بازماندگان صبر مسئلت دارم ./.

یادی هم بکنیم از کسانی که قبلا این کار را انجام داده بودند بخصوص مرحوم وهاب کاسبی که هزینه مجالس ترحیمش صرف امور خیریه شد و برای کل رفتگانمان فاتحه ای بفرستیم که خداوند همه رفتگان هشترودی را بیامرزد ./.

دوم اینکه خوشبختانه در اثر روحیه وحدت و همدلی و شور و انگیزه هشترودیها برای توسعه شهرستان ، کلیه دارندگان زمین در محور بیات به ازاد راه در چند روز گذشته با امضای تفاهم نامه و مصالحه نامه موافقت نمودند که شرکت مهندسین مشاور جهت نقشه برداری و مطالعات نقشه برداری اقدام نمایند و انشالله با اغاز عملیات ساخت این مسیر - هشترود ، بیات ، ازاد راه زنجان - ضمن کم شدن فاصله هشترود تا ازاد راه باعث می گردد تا مسافران گذری نیز بدلیل نزدیکی فوق االعاده این مسیر بیشتر به هشترود بیاند و همین امر موجب خروج هشترود از بن بست میگردد ، بی شک این امر و نزدیکی بیشتر ازاد راه به شهرستان در امر ترانزیت و توسعه صنایع نیز مهم و تاثیر گذار خواهد بود لذا بدینوسیله شخصا از طرف خودم بعنوان یک شهروند از تمامی همشهریانم که برای رفاه بیشتر من و سایر همشهریانشان با تعامل اجازه دادند این مهم به سرانجام برسد قدردانی می نمایم و انشالله این اتحاد و وحدت سراغازی برای ادامه مسیر توسعه هشترود باشد در اینجا برخود وظیفه میدانم که از نماینده محترم شهرستان نیز در خصوص پیگیری این امر و تخصیص اعتبار و بودجه لازم برای عملیاتی شدن ، از ریاست محترم راه و ترابری شهرستان ، مسئول دفتر نماینده ، فرمانداری محترم ، معاونت محترم فرمانداری و کلیه مسئولینی که در این مهم نقشی ایفا نموده اند تقدیر و تشکر نمایم ./.

متاسفانه خبری قبلا اعلام شده و بنده بی اطلاع بوده ام و با عرض پوزش از دوستان این خبر را امروز اعلام می نمایم ، حسب اعلام رسمی سایت دیوان محاسبات کشور آقای حاج غفار اسماعیلی به سمت مشاور رئیس کل و مسئول هماهنگی هیات های رسیدگی به تخلفات اداری انتصاب شده اند که بنده بی اطلاع بودم و امروز متوجه شدم ضمن تبریک به اقای اسماعیلی برایشان در انجام امورات محوله ارزوی توفیق و موفقیت را دارم - سایت دیوان و متن اصلی خبر اینجا

جناب اقای مجید ولیزاده از دبیران زبده و مجرب هشترودی به سمت مشاور مدیرکلی جناب اقای پاشایی در اموزش و پرورش استان انتخاب شدند  این امر را به فال نیک گرفته و ضمن ارزوی موفقیت برای این دو عزیز ، شادمانی خود را از اینکه نفوذ هشترودیها در اداره کل اموزش و پرورش زیاد شده است ابراز میدارم و ایمان دارم که تمامی هشترودیان حاضر در این اداره از اقای پاشایی و ولیزاده تا امیریان همه و همه دست به دست هم داده و تمامی تلاش خود را انجام خواهند داد تا هشترود از امکانات و تجهیزات و اعتبارات بیشتری بهره ببرد


نوشته شده در تاريخ هشتم بهمن ۱۳۹۲ توسط پیام رنجبر موسوی
روزی شاهی ! یک شاهی ، از اون شاههایی که همیشه تو تاریخ خوندیم ! ظالم و بدکار و عیاش و ... بوده اند ؟! همراه با خادمان خود از راهی می گذشتند !!! ازقضا مردی دهاتی با الاغی که خورجین اش از خربزه پر بود از همان مسیر می گذشت ، شاه هوس نمود و بلافاصله نوکران خربزه ای خریدند (احتمالا چون ظالم بوده !! پولش را نداند !!!! ) وقتی انرا قاچ کردند ! میل شاهانه فرو نشست و قاچ خود را به نوکرش داد !! ( بر اساس تاریخ که نوشته همیشه شاهان ظالم بودند و بیگاری می کشیدند و استثمار میکردند ! پس این نوکر باید ناراضی باشد !!!! چون شاه حتما بر اساس تاریخ ظالم بوده و به او ظلم میکرده ! شک نکنیم که حتما به این نوکر ظلم میشده هرکی هرچی بگه دروغه ، چون شاهان را همیشه ظالم می شناسیم! خودمان که ندیده ایم !! همیشه از دهان این و ان شنیده ایم ! فلانی می گفت فلان شاه فلان است و.... !!!!!! و جالب اینجاست که بقول استاد زیبا کلام علیرغم اینکه شاهان همیشه ظالم بوده اند با القاب ظل السلطان و سایه خدا و .... خطاب میشدند ! بگذریم حتما شاه ظالم بوده و نوکر ناراضی !!! ) نوکر خربزه را گرفت ! ( ببخشید هی پارانتز باز می کنم !  لطفا دوستان گیر ندهند که هندوانه بوده یا موز و نارگیل و اناناس ! چون میوه اش مهم نیست و انشالله می فهمند که مهم میوه نیست ) و با ولع خاصی می خورد و مرتب می گفت : دست ظل السلطان درد نکند ، فدای خاک پاک اعلیحضرت بشم ، خدا عمری با عزت به شاه بدهد که تا بحال چنین خربزه ای شیرین نخورده ام ! به به عجب طعمی دارد ! وانقدر گفت و گفت که میل مبارک شاهانه مقدر نمود که قاچی بر دهان مبارک بگذارند و چون خربزه به دهان گرفت از طعم تلخ و بد و بوی گندش حالت تهوع بهش دست داد ! ( احتمالا چون در تاریخ خونده ایم ظالم بوده ! حتما روی نوکر بالا اورده است ! - بحث نکنید ما شنیدم که شاهان ظالم هستند با چشم خودمان هم ببینیم که ادم خوبی است ! باز ان شنیده را باور خواهیم کرد !!! چون به عقل و فهم خودمان شک داریم !! ) و فریاد زد : ( حتما گفته مرتیکه پدر سوخته ندید بدید نفهم خر الاغ و.... ) پسرجان اینکه مثل زهر مار است ؟! تو به به می کنی ؟! نوکر با شرمندگی ( حتما چون بهش ظلم شده بود توی دلش گفت اخ خنک شدم دهنش سوخت ! کیف کردم ! وای چه با حال ! و قهقهه زده ! اخه شاهان ظالم بودند و حتما به این نوکر هم ظلم کرده اند ) سربه پائین انداخت و گفت اعلیحضرتا من چندین سال است که از دستان شما میوه های شیرین خورده ام سالهاست که از برکت وجود شما من خوشبخت بوده ام سالهاست که من منت دار شما بوده ام ! یکبار طعم بد خربزه ! نباید باعث شود که من نان و نمک و خوبیهای شما را فراموش کنم و دهن به مزمت شما بگشایم ! می گویند شاه را این سخن خوش امد و نوکر را گرامی داشت ! ( شما باور نکنید در تاریخ خوانده ایم که شاهان جنایتکار هستند و حتی اقا محمدخان بخاطر یک قاچ هندوانه نوکرانش را تهدید کرد و انها هم سرش را بریدند ! پس این شاه ظالم هم حتما داده دست و پای ان نوکر را بسته اند و فلک کرده اند و انقدر زده اند که مرده است ! دیده های خود را باور نکنید شنیده ها معتبر تر اخر ما به چشمهای خودمان هم اعتماد نداریم !)
البته من مطمئنم که نوکر مرده است ! چون سالهاست که ما دیگر قدردان نیستیم ! سالهاست که دیگر نمکهای نمکدانهایمان شور نیستند و گیرایی ندارند ! نمک را خورده و نخورده حرمت می شکنیم ! تازه به این حدشم قانع نیستم و انهایی را که قدردانند انگ میزنیم و تهمت میزنیم و .... حتما ان نوکر مرده که مردانگی و شرافت هم از بین رفته است ! چقدر ما ... چقدر ما ..... بگذریم چقدر ما ....
البته در تحقیق و تفحصی که من نمودم کار، کار این چینی های پدر سوخته بوده که نمکهای بنجل چینی را به جای نمکهای اصیل ایرانی و اسلامی بخورد ما داده اند! تا نمک خوردیم راحت تر نمکدان بشکنیم و اصلا هم ککمان نگزد که شرافت و عزت خود را زیر پا می گذاریم ! وگرنه ما ایرانیها با شرف و با عزتیم و نمک خورده و نمکدان نمی شکنیم ! ما در مکتب اسلامی خود داریم که هرکسی پشت سر کسی غیبت بکند انگار گوشت تن برادر مرده خود را می خورد لذا ما اینکارها را نمی کنیم کار کار این چینی های پدر سوخته است شک نکنید !!!!
برداشت ازاد است هر جور دلتان می خواهد تفسیر کنید ! من به هیچ نظری جواب نخواهم داد تا برایند تفسیرها خود داستانی بشود که در پست بعدی بگذارم ! داستانی از نمک گیری و نمک پروری ما هشترودیها !!!
امام سجاد عليه السلام :

أمّا حَقُّ ذِى المَعروفِ عَلَيكَ فَأن تَشكُرَهُ وتَذكُرَ مَعروفَهُ، وَ تُكسِبَهُ المَقالَةَ الحَسَنَةَ وَتُخلِصَ لَهُ الدُّعاءَ فيما بَينَكَ وَ بَينَ اللّه  عَزَّوَجَلَّ، فَإذا فَعَلتَ ذلِكَ كُنتَ قَد شَكَرتَهُ سِرّا وَ عَلانيَةً ، ثُمَّ إن قَدَرتَ عَلى مُكافاتِهِ يَوما كافَيتَهُ؛
حق كسى كه به تو نيكى كرده ، اين است كه از او تشكر كنى و نيكيش را به زبان آورى و از وى به خوبى ياد كنى و ميان خود و خداى عزوجل برايش خالصانه دعا كنى ، هرگاه چنين كردى بى گمان پنهانى و آشكارا از او تشكر كرده اى . سپس اگر روزى توانستى نيكى او را جبران كنى ، جبران كن .

خصال، ص 568


امام رضا عليه السلام :

مَن لَم يَشكُرِ المُنعِمَ مِنَ المَخلوقينَ لَم يَشكُرِ اللّه  عَزَّوَجَلَّ؛
هر كس در مقابل خوبى مردم تشكر نكند، از خداى عزّوجلّ تشكر نكرده است.

عيون الاخبارالرضاعليه السلام، ج1، ص27، ح2


 امام على عليه السلام :

إنَّ مَكرَمَةً صَنَعتَها إلى أحَدٍ مِن النّاسِ ، إنّما أكرَمتَ بِها نَفسَكَ وزَيَّنتَ بِها عِرضَكَ، فَلا تَطلُب مِن غَيرِكَ شُكرَ ما صَنَعتَ إلى نَفسِكَ؛
اگر به كسى خوبى كردى در واقع با اين كار خود را گرامى داشته اى و به خودت آبرو داده اى، پس به سبب خوبى اى كه به خودت كرده اى از ديگران خواهان تشكر مباش .

غررالحكم، ج2، ص542، ح3542


امام على عليه السلام :

شُكرُكَ لِلرّاضى عَنكَ يَزيدُهُ رِضا وَوَفاءً،
سپاسگزارى تو از كسى كه از تو راضى است، موجب رضايت و وفادارى بيشتر او مى شود.

غررالحكم، ج4، ص161، ح5668


امام على عليه السلام :

شُكرُكَ لِلسّاخِطِ عَلَيكَ يوجِبُ لَكَ مِنهُ صَلاحا وَتَعَطُّفا؛

سپاسگزاريت از كسى كه از تو ناخشنود است، سبب رفع ناراحتى و مهربانى او نسبت به تو مى شود.

غررالحكم، ج4، ص161، ح5669


امام على عليه السلام :

مَن صَنَعَ بِمِثلِ ما صُنِعَ اِلَيهِ فَاِنَّما كافاهُ وَمَن اَضعَفَهُ كانَ شَكورا؛
هر كس در برابر خوبى اى كه به او شده همانند آن را انجام دهد آن را تلافى كرده است و اگر بيشتر از آن خوبى كند، سپاسگزارى نموده است.

كافى، ج4، ص28، ح


نوشته شده در تاريخ دوم بهمن ۱۳۹۲ توسط پیام رنجبر موسوی
شیرعلی آبادی در تذکر شفاهی:
مسکن مهر هشترود با مشکلات جدی مواجه است
مسکن مهر هشترود با مشکلات جدی مواجه است
سرویس: صحن
نماینده مردم هشترود و چاراویمان در مجلس در تشریح مشکلات حوزه انتخابیه خود، گفت: مسکن مهر هشترود با مشکلات جدی مواجه است.

به گزارش خبرگزاری خانه ملت، غلامحسین شیرعلی آبادی در نشست علنی امروز (دوشنبه 30 دی ماه) مجلس شورای اسلامی، در تذکر شفاهی ضمن پیشنهادی به هیأت رئیسه مجلس افزود: یک جلسه مشترکی با هیأت دولت به منظور رفع برخی از ابهاماتی که این روزها در جامعه ایجاد شده برگزار شود؛ باید از بعضی حملات به مجلس توسط افراد غیر مسئول جلوگیری صورت گیرد.

نماینده مردم هشترود و چاراویمان در مجلس شورای اسلامی درباره بودجه مناطق محروم و روستاها ادامه داد: باید در بررسی بودجه شهرهای زیر 20 هزار نفر را مورد توجه قرار داد بنابراین ضرورت دارد جلسه هماهنگی بین دولت و مجلس تشکیل شود.

وی در تذکری به وزیر راه و شهرسازی تصریح کرد: مسکن مهر در شهرستان های حوزه انتخابیه هشترود با مشکل جدی روبرو شده و بعضی قسمت ها هنوز به 50 درصد پیشرفت نرسیده است.

این نماینده مردم در مجلس نهم درباره طرح جامع اطراف مسجد جامع هشترود خطاب به وزیر راه و شهرسازی افزود: خوشبختانه کلنگ زنی پروژه در دوره آقای هاشمی به وسیله آقای آخوندی زمین زده شده است؛ اما قسمتی از این ساختمان ها تملک و به حال خود رها شده است بنابراین از وزیر مربوطه می خواهیم این مورد را هر چه سریعتر مورد بررسی قرار دهند.

وی تأکید کرد: پیگیری آزادراه هشترود به مراغه نیز نیاز به پیگیری جدی وزیر راه و شهرسازی دارد؛ چند سالی است که نمایندگان قبلی این آزاد راه را کلنگ زده اند اما هنوز این پروژه وضعیت نابسمانی دارد بنابراین ضروری است این پروژه را سامان دهی بخشند.
نظر به اینکه برخی ها سعی دارند این مطلب را وارونه جلوه داده و انرا سیاسی نشان بدهند و خط و ربطی خاص به ان بدهند عکس مطلب از سایت خانه ملت در زیر قرار داده می شود و ادرس ان در ابتدای مطلب با کلیک بروی خانه ملت که زیرش خط کشیده شده است قابل ملاحظه است


نوشته شده در تاريخ دوم بهمن ۱۳۹۲ توسط پیام رنجبر موسوی

دو سال !  یا هفتصد و سی روز !

شانزده سال یعنی پنج هزارو هشتصدو چهل روز !

سی وسه سال یعنی دوازده هزار و هفتصدو هفتاد و پنج روز !!! 

یعنی اینکه دوسال یک هشتم شانزده سال و تقریبا یک شانزدهم سی و سه سال است !

نه ، قصدم تمرین ریاضی یا بررسی تقویم نیست ! هدفم چیست ؟! چون برخی دوستان هی می گویند؟  دراین دوسال چه کرده اید ؟!!! و هرگز نمی گویند که در ان شانزده سال یا سی و سه سال چه کرده اند ؟! یا چه شده است ؟! و انتظار دارند همه بدبختی ها این منطقه ناشی از سهل انگاری یا کم کاری و یا کمبودهای سی و سه سال گذشته در عرض مدتی حدود یک هشتم یک جریان خاص و یک شانزدهم کل دوران بعد انقلاب حل و فصل و تمام شود ! جل الخالق چقدر  منصف هستند ! اما من چرا به این موضوع پرداختم :

اولا : من به این عزیزان اعلام میکنم که بنده قرار نبوده ! در این دوسال بقول شما کاری بکنم ! بنده کاره ای نیستم ! منهم مثل شما یک شهروند عادی و ساده هستم و لاغیر و می توانید در سایت نماینده شهرستان خودتان بپرسید !! ولی چون طرف مخاطب من بوده ام ! لذا جواب میدهم چون به نظرم کارنامه اقای شیری در این مدت کوتاه موفق و قابل قبول بوده است !

دوما : بر اساس تاریخ دقیق یعنی از 91/3/7 تا به الان یعنی 92/10/30 دقیقا یکسال و هفت ماه و بیست و سه روز از عمر نمایندگی اقای شیری  می گذرد و هنوز دوسال نشده است ! " حالا بیست ماه است "

سوما :  اما بعنوان عضوی از این جریان و بعنوان کسی که شاید باعث شده ام شخص یا اشخاصی  با عنایت به نظر بنده و محبت ولطفشان به من به اقای شیری رای بدهند ! و یک شهروند ساده اطلاعاتی را که همه فعالین سیاسی اجتماعی میدانند را مجدد از دیدگاه شخصی ابراز میدارم ! تا هم به ان عده از دوستانم که به بنده و نظرم اعتماد نمودند و رای دادند! نشان دهم که بحمدالله نزدشان رو سفید هستم ! و هم واقعا بررسی بکنیم این 20 ماه فعالیت اقای شیری را ! و اگر دیدیم به نسبت مدت و وضعیت اقتصادی نا مناسب کشور تلاششان قابل قبول است خسته نباشید ! به ایشان بگوئیم و اگر هم کم است از ایشان قول بگیریم تلاششان را مضاعف نمایند ! تا انشالله بهتر و بیشتر به منطقه رسیدگی شود !

لازم به ذکر است که همه این مسائل بصورت پراکنده در سطح جامعه نقل میشود و چیز جدیدی در این نوشته نیست ! جز اینکه سعی کرده ام انها را بخش بخش نموده و بر اساس برنامه راهبردی اقای شیری در انتخابات دسته بندی کنم ! و هیچ اطلاعات خاص و محرمانه ای نیست و قویا می گویم که به احتمال زیاد برخی فعالیتها و پیگیریها که هنوز عملیاتی نشده است را ننوشته و بیان ننموده ام ! که شاید خیلی برتر از این اقدامات هستند و حتما در موقع مقتضی که اقای شیری صلاح بدانند به اطلاع مردم خواهند رساند و البته من نیز همواره به عنوان بخشی از جامعه مطالبات منطقه ای را در وسع و توانم دنبال و پیگیری می کنم و خواهم نمود.

اما آقای شیری با چهار هدف اصلی وارد انتخابات شد که این چهار برنامه راهبردی ایشان به این شرح بود :

اول : ایجاد وحدت در بین آحاد مردم منطقه : در این راستا اقای شیری بلافاصله بعد از انتخابات جلسه ای در مسجد جامع برگزار نمودند که با حضور کاندیداهای رقیب تجلی بهتری از وحدت و همدلی به اذهان متبادر شد ، اقای شیری در این مدت با حفظ رویه اعتدال و تلاش برای حفظ نیروهای شایسته در راستای وحدت گامهایی بزرگی برداشتند که می توان به وحدتی بی نظیر در بین مسئولین و مردم اشاره داشت که تقریبا می توان گفت این همدلی مسئولان و احاد مردم بی سابقه است، اختلاف نظر فرماندار با نماینده با امام جمعه در همه دوران منطقه را تحت الشعاع قرار داده بود اما ایندوره یک تعامل و همکاری خوب بین این مسئولین است و نمونه این وحدت و پیگیریشان این بود که با پیگیری های اقای شیری یک میلیارد تومان به حساب بنیاد مسکن واریز شده تا به خریدار مصلی پرداخت شود و سیلو های شهر با تلاش فرماندار محترم و امام جمعه معزز تبدیل به مصلی بزرگ هشترود شود ، قطعا اگر وحدت و همدلی وجود نداشت هرگز این مهم به سرانجام نرسیده بود و البته حاج مجید غفارزاده هم با سعه صدر قبول کردند که این پول را بگیرند و مابقی سیصد میلیون هم در مدتی کوتاهی به ایشان عودت داده شود ! اینهمه وحدت و همدلی در انجام یک امر بی سابقه بوده است

دوم : خدمت بی منت : در این راستا اقای شیری برخلاف اسلاف قبلی خود هر ماه یک هفته در حوزه انتخابیه خود حاضر شده و با پیگیری مواردی که قبلا بیان نموده اند و بررسی مشکلات مردم و تلاش در راستای حل انها عملا خدمتی بی منت را به نمایش گذارده اند ، باز بودن درب دفتر به روی تمامی گروهها و افراد و حضور کسانیکه رای نداده بودند و دریافت کمک و مساعدت و همراهی نشان داد که اقای شیری خدمت خود را بدون منت ارائه میدهد در این راستا اعضای ستاد و همراهان ایشان نیز همواره در تلاش بوده اند تا به شیوه ایشان در خدمت مردم باشند! بطوریکه مثل دوره انتخابات تمام افراد بعنوان همراه و تمام خانه ها دفتری برای نماینده بوده است !

سوم : توسعه متوازن : در این مورد اقای شیری با تلاش فراوان فراکسیون توسعه روستایی و عشایر را تشکیل و بعنوان رئیس فراکسیون سعی نمودند تا از توسعه نامتوازن شهرهای بزرگ و عدم رسیدگی به شهرهای کوچک جلوگیری نمایند که نطق ایشان در صدا و سیما باعث شد که خیل عظیمی از هم استانی ها ما از شهرهای همجوار از طریق ایمیل و نظر و تلفن و فاکس و غیره مراتب تشکر خود را از صحبتها و تلاشهای اقای شیری در خصوص توسعه متوازن ابراز دارندو انشالله مقرر است که این فراکسیون در بودجه سال 93 نقش مهمی جهت تخصیص بودجه به شهرهای زیر 25هزار نفر بازی کند که هشترود هم به تبع رئیس فراکسیون بودن نماینده اش در این مهم حتما سهم بسزایی خواهد داشت !

چهارم :مهندسی مدیریت که در بخش زیر به ان مفصلا خواهم پرداخت

الف : مهندسی مدیریت : اقای شیری در این دوسال بر اساس قولی که داده بود مدیریت ادارات را مهندسی نمود ، یعنی اولا سعی کرد که دخالت زیادی دراین امر نداشته باشد و با نظر جمعی و کارشناسی اقدام به تائید افراد نمود و دوما سعی نمود با حفظ مدیران کارامد ! حتی مخالف !!! و انتخاب مدیران جوان و بومی و متخصص !!! ضمن ثبات مدیریت که لازمه توسعه است ! از متخصصین بومی جوان و با انگیزه نیز بهره ببرد! بدیهی است که شاید در این میان بودند افرادی که شایسته بودند و خود تمایلی به همکاری نداشتند وبنابراین همکاری صورت نگرفت و یا بودند کسانی که مخالف بودند و حفظ شدند! اما تعامل ننمودند !! و شاید هم مدیرانی که در یک سطح مساوی تر بوده اند و این دلیل بر ناشایست بودن افراد همسطحی که انتخاب نشده اند نبوده بلکه فرد انتخاب شده احتمالا یک مزیت نسبی داشته است ! از اقدامات خوب و شایسته اقای شیری در این امر تلاش برای استفاده حداکثری از نیروهای زیر مجموعه ادارات در مدیریت ان ادارات بوده و درصد بسیار پائینی مامور بخدمت در اداره دیگر شده اند !

در کل تاریخ بعد انقلاب هشترود ، هیچ دوره ای تا به امروز هشترود دارای مدیریت بومی و متخصص و یکپارچه نبوده است ! بیش از 90 درصد مدیران انتخابی بومی و متخصص هستند ! پس می توان گفت اقای شیری به وعده اش که بومی گرائی با تاکید شایسته سالاری ، متخصص گرایی با محوریت جوانان شایسته عمل نموده است و اگر هم کمبودهایی هست و قطعا در فرصتهای بعدی نیز به استفاده از نیروهای بومی و متخصص ادامه خواهند داد انشالله .

ب : بخش مدیریت شهری : برای اولین بار در تاریخ هشترود ، نماینده شهرستان در انتخابات شورا هیچ گونه دخالت مستقیم و غیر مستقیمی ننمود ! و هرگز کسی را بعنوان گزینه یا کاندیدای مورد حمایت خود اعلام نکرد !! در حقیقت اقای شیری به وعده اش مبنی بر احترام به عقاید و افکار عمومی احترام گذاشت و در انتخاب شهردار نیز هیچ گزینه ای را معرفی ننمود ! تا نشان دهد که وظیفه یک نماینده خیلی بالاتر از دخالت در امورات شوراهاست ! اقای شیری اولویت را نظارت و پیگیری و کمک میدانسته و به وظیفه خود عمل کرده و بازهم حتما پیگیر خواهد بود و تا انجایی که بنده میدانم بارها در مورد طرح توسعه مسجد جامع علاوه بر اعلام در نطق های خودبا وزیر مربوطه نیز گفتگوهایی کرده و حتما ادامه میدهند تا بثمر برسد .

ج: بخش سیاست : در این بخش اقای شیری در عرض این بیست ماه توانست جایگاه سیاسی هشترود و نماینده انرا در مجلس تقویت کند ! بطوریکه در کوتاه مدت توانست بعنوان : بازرس مجلس در مس سونگون ، عضو ایمیدرو ، عضو شورای فرهنگی استان از سوی مجلس ، رئیس فراکسیون توسعه روستاها و عشایری با بیش از 150عضو ، ناظر مجلس در شورای اشتغال استان با بیش از صد و سی و چند رای در صحن علنی در رقابت با نائب رئیس مجلس ،عضو کمیسیون اقتصادی و حتی در همان بدو ورود بعنوان عضوهئیت تائید کننده اعتبارات نمایندگان دیگر انتخاب شود !!! از طرفی بدلیل عملکرد معتدلانه و اعتدال طلبانه اش موفق بوده است تا در عرض این 20 ماه به اندازه کل تاریخ دوران نمایندگی نماینده های محترم قبلی در صدا و سیما بعنوان یکی از نمایندگان مطرح استان حضور فعال و مثمر ثمر داشته باشند .

در انتخابات ریاست جمهوری بر خلاف اسلاف خود عملا و مستقیما در منطقه وارد انتخابات نشده و هیچ فردی را بعنوان اصلح معرفی ننمود و عملا به حق انتخاب مردم احترام گذاشت !!! بعد از پیروزی اقای روحانی ، بازهم بر خلاف اسلاف خود که جنگی بیهوده را با رئیس جمهور منتخب مخالف خود ! اغاز می نمودند ! با احترام به رای مردم هشترود و درک خواستها و علایق مردم به دکتر روحانی ، بسان یک وکیل  خوب پیرو افکار موکلینش گردیده و از دولت جدید حمایت نمود ! موافقت با کلیت کابینه در جریان رای اعتماد ، حمایت از برخی وزرای پیشنهادی مثل دکتر ربیعی ، چیت چیان و نجفی و .... - حمایت از مواضع تیم مذاکره کننده - حمایت از گزراش صد روزه دولت و شخص دکتر روحانی و .... نشان داد که اقای شیری در عرصه سیاست نیز فردی مدبر و پخته و معتدل است و ضمن اینکه کاملا در مسیر منویات رهبری حرکت می کنند ، منافع منطقه ای و ملی را بر هر افراط و تفریطی ترجیح میدهد.

د: بخش کشاورزی : در این بخش با تلاش در افزایش قیمت خرید تضمینی اولین گام را برای توسعه کشاورزی هشترود انجام داده است ! پیگیری تکمیل پایاب سد سهند و اخذ دستور جهت تامین اعتبار ان ، اصلاح ساختار پخش کود در هشترود و جلب رضایت اکثریت کشاورزان از پخش کود در شهرستان ، انتخاب مهندس کریمی بعنوان مدیر کاملا متخصص و جوان و شایسته برای ریاست اداره کشاورزی ، انتخاب اقای ولیپورمعاونت محترم اداره کشاورزی بعنوان مشاور خود در این حوزه ، از تلاشهای  ایشان است ! قطعا علیرغم تلاشهایی که کرده است هنوز این بخش توانایی و قدرت توسعه روز افزون و بیشتر را دارد و ما نیز بعنوان دوست ایشان خواستاریم که توجه بیشتر تری به این بخش مبذول دارند چرا که سی وسه سال قبل به این بخش توجه مهمی نشده است ! لذا امیدواریم هر چه سریعتر نسبت به جذب کامل سرمایه گذاران بخش کشاورزی و ایجاد واحدهای کشت و صنعت که یکی از ابزارهای اصلی برای توسعه هشترود است ! اقدامات عاجلتری بعمل اورند  خوشبختانه با وجود مدیری قوی و متخصص و با انگیزه در راس این اداره راه  برای پیگیری تلاشهای ایشان هموارتر بوده  و ما را امیدوارترکه این مهم نیز انشالله در سال اتی محقق گردد.

ه : بخش بهداشت : اصلاح ساختار اب شرب هشترود ! بطوریکه یکسال است شاهد هستیم که یکبار طعم و رنگ اب عوض نشده و حتی در سیلابها که اب رنگ دیگری می گرفت اصلاح شده است ، اتفاقی که 34 سال بود مردم را رنج میداد و عامل بسیاری از بیماریهای کلیوی و .. بود بهمت اقای شیری و تجهیز تصفیه خانه هشترود به سیستم تصفیه نانویی تا حد زیادی حل شده است و بازهم پیگیر هستند تا تبدیل به مجهزترین تصفیه خانه شود ، راه اندازی بخش ای سی یو بیمارستان امام حسین به همت مدیریت جدید و پیگیری نماینده محترم در همین مدت کوتاه بعد از تعویض مدیریت ، جذب پزشکان متخصص وایجادبخشهای سونوگرافی و فیزیوتراپی در خارج از بیمارستان  و جذب اعتبار میلیاردی برای ترمیم بیمارستان و تجهیز بیمارستان چاراویماق ، حمایت از پزشکان جوان بومی ، انتخاب مدیری کارامد و جوان و متخصص برای شبکه بهداشت و اصلاح ساختار مدیریتی بیمارستان از اهم فعالیتهای اقای شیری در این بیست ماهه بوده است

و: بخش خدمات عمومی و زیر بنایی : گازرسانی به 33روستا در 20ماه در حالیکه از اول حضور گاز در هشترود سال 80 تا بحال (12 سال ) تنها 27 روستا دارای گاز بود و شروع گازرسانی به 51 روستای دیگر ، اصلاح و بازسازی و اسفالت بیش از 60کیلومتر از راههای روستایی و بهینه سازی راه 21 روستا ، اخذ مجوز ایجاد تصفیه خانه در نظرکهریزی برای اصلاح اب شرب ، توسعه روستای اتش بیگ بعنوان یک روستای تفریحی توریستی با جلب سرمایه گذار بخش خصوصی و ایجاد رمپ ورود و خروج از اتوبان مسیر عزیزکندی و اغاز عملیات مطالعه اتصال اتوبان از روستای بیات به هشترود ، اصلاح راه اتوبان به هشترود در مسیر دامناب و تعریض جاده روستایی دامناب به اتوبان ، اخذ مجوز ازاد راه هشترود به مراغه که قرار است امسال عملیاتی شود ، از اهم اقدامات بیست ماهه اقای شیری بوده است که بازهم حتما ادامه خواهد داشت

ز: بخش صنعت : در این بخش اقدامات شایسته و مهم تری صورت گرفته است که کلید استارت ان از همایش توسعه هشترود در وزارت کشور با حضور 4معاون وزیر زده شد ، راه اندازی کارخانه قند با جلب مشارکت سرمایه گذاری اصفهانی ، اغاز به کار تاسیس کارخانه فولاد یکی از خواستهای مردم توسط بخش خصوصی با 57 میلیارد تومان سرمایه گذاریکه در مرحله عملیات ساختمانی می باشد و تقریبا سوله هایش کامل نصب شده است ، اغاز کار عملیاتی کارخانه ریل اسانسور که در خاورمیانه نماینده شرکت ایتالیایی است و توسط یک شرکت چند ملیتی است که برای اولین بار در هشترود یک شرکتی به این عظمت سرمایه گذاری می کند ، اغاز عملیات ساختمانی پالایشگاه قیر و تولید ایزوگام ، ایجاد شهرک صنعتی چاراویماق ، اغاز مطالعات عملیاتی شرکت کشت و صنعت مدرن با 27 واحد تولیدی تبدیلی در زیر مجموعه اش از فعالیتهای خوب اقای شیری در بخش صنعت است و بدیهی است که هیچ عقل سلیمی باور ندارد که در 20 ماه بشود یک کارخانه بزرگ احداث نمود و طبیعتا ساخت و احداث چنین واحدهایی حداقل دو یا سه سال زمان خواهد بودافتتاح بیش از 80گاوداری صنعتی در منطقه در سال گذشته ،آغاز مطالعات ایجاد نیروگاه بادی برای تولید برق در هشترود توسط یک شرکت چند ملیتی ، افزایش مساحت شهرک صنعتی ورقه از 500هکتار به هزار هکتار و.... که حتما در گزارشهای رسمی ایشان قید می شود 

ح: بخش ورزش :از نظر سخت افزاری به لطف سالنهای دکتر احمدی نژاد در وضع خوبی قرار دارد ، در بعد قهرمانی نیز فعالسازی هئیت کشتی استان و کسب مقام نائب قهرمانی در استان بعد از سالها ، عضویت یکی از دختران هشترودی در تیم بدمینتون استان جهت شرکت در مسابقات کشوری ، عضویت یکی از فرزندان هشترود در تیم بسکتبال شمالغرب کشور و کسب مقام قهرمانی کشورهمراه با این تیم ، در رشته های کونگفو ووشو نایب قهرمان و مقام سوم استانی کسب شده است ، مهمترین فعالیت بخش ورزش در توسعه ورزش همگانی که اولویت اصلی وزارت ورزش می باشد بوده است ، افتتاح یک سالن در نظر کهریزی و تکمیل سالن گنجینه کتاب با پیشرفت 90درصد که بزودی تکمیل می شود  ،راه اندازی استعداد یابی در بسکتبال و والیبال و تکواندو در سطح شهرستان  ، حضور تیم فوتسال هشترود در مسابقات کشوری برای اولین بار ، افزایش امار ورزشکاران سازمان یافته به  بالاتر از دو هزار نفر و عضویت یک جوان هشترودی در تیم استقلال تهران (تیم ب ) و .... !!! البته این بخش فعالیتهای زیادتری را می طلبد!  اما با کمبود اعتبار در بخش ورزش - بطوریکه همه شاهد هستیم بدلیل نبود پول نمی توانند برای تیم ملی یک بازی تدارکاتی بگذارند - این کمبودها قابل درک است که انشالله با حل این مشکل در اقتصاد کشور این بخش فعالتر از گذشته بکار خود ادامه دهد.
ط: بخش فرهنگی : در این بخش هشترود شاهد یک تحول بزرگ بوده است !ایجاد سازمان میراث فرهنگی بعد از 34 سال ، راه اندازی موزه باستانشناسی هشترود که  یکی از ارزوهای مردم فرهنگ دوست هشترود بود که از معدود موزه های باستانشناسی در ایران خواهد بود ، تلاش برای انتشار هفته نامه ای خاص هشترود که بزودی انشالله عملیاتی شده و محقق میگردد و شخص اقای شیری در این مورد پیگیر بوده اند ، اغاز به مطالعه توریستی نمودن قلعه ضحاک هشترود و اخذ اعتبار برای تکمیل پروژه مسجد جامع که خود داشت تاریخی میشد، دیجتال شدن فرستنده تلویزیونی چاراویماق و اخذ اعتبار برای دیجیتال شدن تلویزیون هشترود تا دهه فجر از اهم فعالیتهای اقای شیری در این بخش است

ی : بخش اجتماعی : در این بخش اخذ مجوز راه اندازی دو کمپ ترک اعتیاد ، تلاش برای راه اندازی تشکلهای مردم نهاد اجتماعی ، احترام به شخصیت افراد جامعه با عدم دخالت در فعالیتهای سیاسی و اجتماعی انان از مهمترین اقدامات انجام شده می باشد ، برای اولین بار در تاریخ اصلاح طلبان هشترود بسیار راحت و بدون هرگونه حاشیه ای بیرونی ستاد خود را راه اندازی و تبلیغات خود برای کاندیدای مورد تائید نظام را انجام دادند

و می توان چندین موارد دیگر را بر شمرد که هنوز در مرحله پیگیری و اخذ اعتبار و .. قرار دارند .اگر بعنوان یک شهروند بخواهم منصفانه قضاوت کنم از دیدگاه من برای 20 ماه نمایندگی شاهد تحولات چشمگیری- متاسفانه اقای شیری در بعد تبلیغاتی و مانورها شخصا هیچ تمایلی ندارند و اعتقاد دارند که باید مردم موارد را خود لمس کنند اقای شیری مجدانه ومصرانه خواسته اند که از کارهای نمایشی خودداری شود و به رویه اسلاف قبلی عمل نشود -  در بخشهای مختلف شهرستان هستیم و البته هنوز هم هشترود بستر و زمینه توسعه بیشتر را داشته و دارد و اقای شیری نیز تا ان اندازه که بنده اطلاع دارم مجدانه و دلسوزانه در راستای رفع نواقصات و مشکلات تلاش می کنند، 

ان عده قلیل همشهریانی که تنها خدمت نماینده را پول دادن و روشهای نادرست پوپولیستی سابق میدانند اگرکمی منصف باشند خود اذعان خواهند نمود که اقای شیری پیگیرترین نماینده تاریخ هشترود هستند .

در پایان عرایضم اعلام می نمایم که این امار و ارقام و گزارش بر اساس اطلاعات شخصی خودم از روند فعالیتهای نماینده شهرستان و کارهایی که خوب می بینیم - مثلا تاسیس کارخانه فولاد دیگر چیزی نیست که کسی بخواهد پنهانش کند - بیان گردید ، این اقدامات و حرفها در نشستها و دیدارهایی که صورت گرفته در این 20 ماه جمع اوری شده است وحتما نماینده محترم نیز در وقت مقرر خودشان در سایت خود یا هر طریقی که صلاح بدانند اقدام به ارائه گزارش نموده و می نمایند . سایت شخصی نماینده محترم بروز بوده و می توانید مشروح فعالیتهای ایشان مصاحبه ها و نطق های ایشان را از ان سایت پیگیر باشید !

((( این مطالب کاملا شخصی بوده و از طرف هیچ نهاد یا ارگان یا منبعی ارائه نشده است ولی صحت انان مورد تائید بنده بوده و اماده ام هر کسی که تمایل داشته باشد حضوری نیز اثبات نمایم )))


نوشته شده در تاريخ سی ام دی ۱۳۹۲ توسط پیام رنجبر موسوی
وبلاگ حامیان نماینده محترم شهرستان هشترود در نظر دارد که از این پس گزارشهای تصویری و متنی از حضور نماینده محبوب شهرستان در زمانهایی که برای بررسی مشکلات در حوزه انتخابیه بسر میبرند را بصورت ماهانه و منظم تقدیم شهروندان عزیز نمایند، در این راستا اولین گزارش حضور نماینده در حوزه انتخابیه به شرح زیر تقدیم و انشالله از ماه اینده سعی خواهیم نمود که گزارشات مصور نیز باشند

حضور در منطقه روز دوشنبه عصر و بررسی برنامه های تدوینی توسط دفتر

روز سه شنبه :

حضور در دفتر هشترود و دیدار مردمی تا ظهر روز سه شنبه

حضور در جلسه شورای فرهنگ عمومی در اداره ارشاد

دیدار با مدیرعامل تراکتور سازی تبریز جهت افزایش سهیمه تراکتور کشاورزان منطقه و اخذ قول مساعد مبنی بر افزایش سهمیه منطقه

دیدار با مدیرعامل شرکت جدید التاسیس مس اذربایجان ( در حقیقت مس سونگون و شمالغرب کشور از مس کرمان جدا و به این شرکت داده خواهد شد ) جناب اقای مهندس نجاتی به منظور کمک به تحکیم و تاسیس شرکت و اقدام به اغاز مطالعات معادن مس هشترود و چاراویماق برای فراوری

دیدار با تعدادی از اصحاب رسانه در تبریز و شب هنگام عزیمت مجدد به هشترود 

دیدار با جمعی از کارمندان اداره برق هشترود

روز چهار شنبه :

دیدار با مدیر کل ابیاری استان برای بررسی وضعیت اب شرب هشترود و پایاب سد سهند و هماهنگی برای اقدامات لازم

دیدار با یک سرمایه گذار حقوقی در زمینه نفت و گاز به منظور جلب نظر شرکت مذکور برای سرمایه گذاری در هشترود

دیدار با جناب اقای دکتر شبستری معاونت محترم سیاسی استانداری استان در خصوص وضعیت هشترود و بررسی مسائل مدیریتی جاری شهرستان هشترود

حضور در سازمان صدا و سیما استان و مصاحبه مشروح در خصوص توسعه روستایی پیش زمینه تحقق اقتصاد مقاومتی (برنامه کنکاش که روز پخش متعاقبا از طریق همین وبلاگ اعلام خواهد شد )

حضور در استانداری و شرکت در مجمع نمایندگان استانی به منظور بررسی مشکلات استان و شهرستان تا پاسی از شب با حضور استاندار محترم

پنج شنبه :

حضور در شورای اداری شهرستان و بررسی مشکلات مدیریتی شهرستان در تکریم ارباب رجوع و برنامه ریزی برای دهه فجر و استماع گزارش عملکرد دستگاهها و نهادهای دولتی

دیدار با اعضای شورای اسلامی روستای چراغچی

حضور در مساجد و مجالس ترحیم و عرض تسلیت به خانواده های معزای بازماندگان و عیادت از بیماران در منازل

دیدار با فرهنگیان تا ساعت یک شب در جلسه فرهنگیان

جمعه

دیدار با جمعی از اعضای محترم ستاد جناب اقای دکتر روحانی در هشترود به منظور هماهنگی با سایر نیروها

دیدار با تعدادی از کارمندان جهاد کشاورزی استان

دیدار از مرکز اموزش روزانه توانبخشی بهزیستی هشترود و بازدید از مراحل گفتار درمانی در این مرکز و بررسی و حل مشکلات مرکز

بازدید از شهرک صنعتی چپینی و بازدید از کارخانه های قائم هشترود و صنایع چوب کاسبی و بررسی مشکلات این دو واحد و مساعدت و پیگیری مساعدت به این دو واحد برای ایجاد اشتغال

حضور در شهرستان چاراویماق بعد از ظهر روز جمعه

استقرار در دفتر و دیدار عمومی با مردم و بررسی مشکلات انها

شرکت در جلسه عمومی اهالی شهرستان به مناسبت جشن میلاد حضرت رسول اکرم (ص) و امام جعفر صادق(ع) و بررسی مشکلات مردم منطقه

شرکت در جلسه روحانیون منطقه با حضور امام جمعه محترم منطقه و ارائه گزارش عملکرد و اخذ نکته نظرات روحانیون و علما

اعزام هئیتی برای حضور در مسجد جامع لامشان و بررسی مشکلات کشاورزان و قول مساعد برای حل فصل انها توسط مسئولین زیربط شهرستان

از انجا که وظیفه اصلی نماینده قانون گذاری و نظارت و پیگیری امورات اجرایی است لذا اقای شیری در این راستا از بدو نمایندگی در مجلس هر ماه یکهفته در حوزه انتخابیه در خدمت مردم شریف منطقه حاضر شده و با رسیدگی به مشکلات و پیگیری مسائل سعی می نمایند تا خدمتی بی منت را در قبال لطف بیکران مردم مطنقه نسبت به خودشان ارائه نمایند

منبع : وبلاگ حامیان نماینده هشترود در مجلس شورای اسلامی


نوشته شده در تاريخ بیست و هشتم دی ۱۳۹۲ توسط پیام رنجبر موسوی

انتخابات هئیت مدیره موسسه خیریه موسی بن جعفر (ع ) هشترود روز چهارشنبه مورخ 92/10/25راس ساعت 21 در محل مرکز نگهداری انجام شد و به ترتیب ارا :

آقای کامران عیسایی بعنوان رئیس هئیت مدیره

اقای حاج محمد حسین امامی بعنوان نائب رئیس هئیت مدیره

اقای ابراهیم بصیری بعنوان خزانه دار و منشی

و آقایان رضا آقازاده و حاج مجید غفارزاده و سید علی موسوی حسینی بعنوان عضو هئیت مدیره حضور داشتند

آقای مهدی کریمی ریاست محترم اداره بهزیستی شهرستان هشترود بعنوان ناظر و نماینده سازمان بر مراحل و چگونگی امر نظارت داشتند

آقای بهزاد رستمی بعنوان مدیرعامل انتخاب شدند

نکته حائز اهمیت در این انتخابات این بود که برای اولین بار مدیرعامل بصورت افتخاری و رایگان حاضر شد برای موسسه خدمت نماید

منبع : وبلاگ موسسه خیریه موسی بن جعفر ع هشترود


نوشته شده در تاريخ بیست و پنجم دی ۱۳۹۲ توسط پیام رنجبر موسوی


آنچه از تحلیل این نظر سنجی بدست می اید این نکات است :

الف : 2.5 درصد بازدید کنندگان سرنوشت شهر برایشان هیچ اهمیتی ندارد و یا از نظرشان فرماندار هیچ کاره است
ب: حدود 1درصد از بازدیدی کنندگان از فرمانداز فعلی راضی هستند
ج: حدود 32 درصد بازدیدکنندگان برایشان مهم نیست فرماندار بومی باشد کاری باشد مدیر باشد انها حاضرند حتی یک تکه چوب به جای فرماندار باشد ولی صد درصد مخالف نماینده باشد اینها همانهایی هستند که علیه پادگان و هر کاری که در این شهر میخواهد انجام شود سنگ اندازی میکنند وبرای حفظ منافع خود حاضرند شهر را بفروشند
د: حدود 7.6 درصد بازدید کنندگان برایشان مهم این است که فرماندار همسو با نماینده باشد که یا میخواهند بخاطر این همسوئی استفاده ای ببرند و یا می خواهند از برکت این اتفاق و اتحاد شهر پیشرفت کند
ه:حدود 1.2 درصد بازدیدکنندگان حامی اصولگرایی هستند این افراد نیز اعتقادی به توانایی و توانمندی ندارد و منافع حزبی را به هر چیزی ترجیح میدهند
و: حدود 14.2 درصد بازدیدکنندگان اصلاح طلبان شهر هستند این افراد نیز اعتقادی به توانایی و توانمندی ندارد و منافع حزبی را به هر چیزی ترجیح میدهند
ز:حدود 36 درصد بازدیدکنندگان معتقدند که فرماندار فارغ از هر حزبی و جناحی که باشد باید توانمند و مدیر باشد این دسته منافع شهر را در نظر گرفته و منافع منطقه را در گرو داشتن مدیری توانمند در راس امور اجرایی میدانند
ح:حدود5درصد بازدید کنندگان افرادی هستند که حس ناسیونالیستی و هیجانی انها بر همه موارد غالب است به نظر اینان یک فرماندار بومی حتی اگر توانمند هم نباشد بهتر از یک فرماندار غیر بومی توانمند است


نوشته شده در تاريخ بیست و چهارم دی ۱۳۹۲ توسط پیام رنجبر موسوی

در بخش صنعت خوشبختانه درهشترود کارهای خوبی انجام شده و سرمایه گذاریهای خوبی شکل گرفته است -هر چند هنوز هم کم است اما امید است با راه اندازی صنایع بزرگ زیر مجموعه این صنایع بزرگ نیز تاسیس و راه اندازی شوند - اکنون در هشترود بیش از 50-60واحد فعال و نیمه فعال صنعتی وجود دارد بخصوص در دوسال اخیر واحدهای بزرگی جذب شده اند که اگر کارخانه های بزرگ فولاد ، ایزوگام و قیر ، ریل اسانسور  براه بیافتند نیروی کاری حداقل هزار نفری را طلب خواهند نمود که در مقابل تعداد امار بیکاران هشترود رقمی بالا خواهد بود ، اما ضعفهایی بزرگ در این وادی به چشم می خورد که عبارتند از:

الف : نبود مراکز مشاوره صنعتی و مالی و حقوقی : متاسفانه تحصیلکرده های ما عافیت طلب بوده و درس را می خوانند تنها برای اینکه استخدام شوند و اگر استخدام نشوند تو گوئی دنیا به اخر رسیده است ! در حالیکه چند تحصیلکرده در رشته حقوق و حسابداری و امور مالیاتی و صنعت و ... می توانند با ایجاد شرکت های مرسوم مشاوره ای در کل دنیا ، ضمن اشتغال خود ، کارافرینی نموده و از طرف دیگر با مشاوره صحیح و هدایت سرمایه گذاران به بخشهای مستعد کشاورزی و معدنی منطقه هم سود ببرند و هم به توسعه صحیح منطقه کمک کنند

ب: نبود کارشناسان صنعتی و مجرب در ادارت متولی این بخش ، متاسفانه متولین بخش صنعت شهرستان اغلب کسانی هستند که تنها بصورت فرمولی یاد گرفته اند تنها فرمها را پر کنند و برای گرفتن جواز کمک کنند ، اینان حتی در تفکرات خود هم دنبال طرح ایده ای نیستند و حتی بدلیل عدم شناخت از معضلات و موانع بخش صنعت عملا از درک مشکلاتی که صاحبان صنایع مبتلا هستند عاجز می باشند .

ج: نبود تبلیغات مناسب جهت رفع سو اثر از تفکراتی که قبلا اشاره داشتم - عملا سرمایه گذارانی را که برای بررسی محیط شهری وفرهنگ و ... می ایند ، بدلیل نبود مراکز مشاوره با عوام مشاوره می کنند وبا  وجود این تفکر در بین عوام که در هشترود چیزی نمی شود ، فراری میدهیم ! باید همه بدانیم که حتی اگر این نظر درست باشد که در هشترود هیچ کاری نمی شود کرد ! باز باید انرا برای خودمان نگه داریم ! و انقدر دایه مهربانتر از مادر نشویم که برای سرمایه گذار اصفهانی یا ... دلمان بسوزد !!! بهتر است که دلمان برای شهر خود و بچه های خود و اینده خودمان بسوزد ، به جهنم که کاری نمی شود کرد بگذارید اصفهانی و .. بیارد پولش را اینجا خرج کند اگر هم کاری نشد حداقل اموال غیر منقولش برای هشترود میماند .

در بخش کشاورزی متاسفانه وضع بسیار بدتر است در حالیکه عملا ثابت شده است که کشاورزی هشترود - بدلیل داشتن خاکی مرغوب و استثنایی که در کشت دیم اینقدر برکت بهمراه دارد - میتواند قطب کشاورزی حال اگر نگوئیم کشور، قطبی معتبر حداقل در استان باشد ! مع الاسف بدلیل راحت طلب بودن اغلب فعالین این بخش و همان بحث اولیه ام در خصوص عملگرا نبودن و تفکر خان سراسکندی ، فاقد ان قدرت توسعه یافتگی لازم است . در حالیکه امروزه ثابت شده زعفران هشترود مرغوبتر از زعفران مشهد است ! ولی بدلیل کار زیاد و انرژی بری و تلاشی که کاشت و داشت و برداشتش می خواهد ! تنها چند نفر بصورت مزارع کوچک در ان فعالیت می کنند ! یا سیب هشترود که زمانی از سیبهای معروف بود  ! امروز بهمان دلایل فوق عملا از صحنه میوه جات استانی خارج شده است ، سیب زمینی ، گندم و جو و .... نیز هاکذا در این بخش معضلات زیر به چشم می خورد و می توان گفت تنها بخشی است که بعد از انقلاب بدلیل برخی سیاستهای غلط عقب گرد داشته است در حالیکه امکانات و تجهیزات زیادی به ان وارد شده که با هیچ بخش دیگری قابل مقایسه نیست ، خوشبختانه اداره کشاورزی هشترود امروز دارای یک رئیس بومی و متخصص و دلسوز است و امید است که با تکمیل پایاب سد سهند و مکانیزه شدن کشاورزی و یکپارچگی اراضی در راستای تسهیل و کم کردن هزینه های تولید ، هشترود بتواند در این سالها به این جایگاه خود برسد ، در این بخش بیشتر از همه نقش واحد ترویج سخت و موثر است که باید بصورت فرهنگ در اید

در بخش ورزش هشترود توسعه خوبی داشته است و در حد نرم استان دارای فضای استاندارد ورزشی است و خوشبختانه اخیرا نیز طی صحبتهایی که داشتم توسعه ورزش همگانی که مد نظر مقام معظم رهبری و شاخصه اصلی وزارت ورزش برای توسعه ورزش است در هشترود فراگیر شده و بخوبی جا افتاده است ، اما در بخش ورزش هنوز هم برخی معضلات به چشم می خورد – البته این مشکلات کشوری است و در ان بالا هم هست – عدم توجه به ورزشهای درامد زا که امروزه صنعت شده اند مثل فوتبال یک معضل جدی است فوتبال ورزشی است که بدلیل هیجان خاصش می تواند جوانان را بسرعت جذب و باعث شود که از ناهنجاریهای اخلاقی جامعه کاسته شود در حقیقت از نظر شخصی من فوتبال بعنوان مهمترین ورزش ایران باید در هشترود احیا شود و این مهم تدبیر و درایت بیشتر رئیس وقت ورزش را می خواهد

در بخش فرهنگی متاسفانه فوق العاده کم کاری شده است ، متاسفانه فرهنگ عمومی و خاص در جامعه هشترود فاقد توسعه یافتگی است ، در بخش عمومی متاسفانه انزوای مسیری هشترود – عدم گذر مسافران گذری و به طور کلی برخورد کم با فرهنگهای دیگر – تلفیقی از سنت و مدرنیسم ، بصورت تقلیدی – را شاهد هستیم که به نوعی تناقض می افریند و نسل جدید هشترود را سردرگم نموده است ، نسلی که با اینترنت و ماهواره بزرگ شده است نمیتواند سنت را هضم و درک کند و از طرفی سنت نیز نمی تواند رفتارهای نسل جدید را قبول کند و این باعث شده که یک فاصله شدید فرهنگی بوجود اید که این دو نسل را روز بروز دور تر میکند ! همین عامل باعث عدم وحدت میان نسلی که باید حامی باشد و نسلی که باید بسازد میشود وبر طبل عدم توسعه می کوبد

در بخش فرهنگی خاص نیز متاسفانه هشترود بعد از 35 سال فاقد انجمنهای هنری و علمی و فرهنگی است ، هنرمندان ما یا در انزوا به خلق هنر میپردازند و یا گرفتار تکه ای نان حلال هستند ، ضعف در مدیریت ارشاد اسلامی و ضعف مفرط کمیسیونهای فرهنگی شورا ها در این چندین ساله باعث شده که مثلا با وجود مجسمه ساز در هشترود پیکره پرفسور هشترودی در جای دیگری ساخته شود ! با وجود هنرمندان نقاش درهشترود از زیبایی های هنر انها در جامعه محروم باشیم ! نبود جلسات هم اندیشی مباحثه و... باعث شده که خواص فرهنگی تاثیرگذاری خود را از دست بدهند

امروزه اولویت اصلی خواص هشترود باید توجه به توسعه فرهنگی باشد در حقیقت بقیه عوامل هرچند کم ولی بی تردید توسعه های نسبی یافته اند ولی در بعد فرهنگی دچار مشکلات و کمبودهای فراوانی هستیم که توسعه ان و اصلاح ان می تواند به توسعه اساسی هشترود کمک کند لذا :

شایسته است متولیان امور فرهنگی از اداره ارشاد اسلامی تا سازمان میراث فرهنگی و کمیسیون فرهنگی شورا و اداره ورزش و جوانان و سازمان تبلیغات اسلامی بسرعت کمیته ای خاص توسعه فرهنگی هشترود را تشکیل و با تشکیل انجمنهای هنری و فرهنگی مختلف برگزاری سمینارهای فرهنگی منطبق با خواست نسل جدید و فرهنگ انان سعی کند که ابتدا انرژی عظیم این نسل را ساماندهی و سپس با ترکیب ان با تفکر سنتی جامعه فاصله نسلها را کم کند – البته قبول دارم که نه به این راحتی است و نه تمام امور دست هشترود است چرا که بی تردید عوامل قدرتمندی مثل صدا و سیما و اینترنت و .... و از طرفی اصل نگاه حاکمیت نیز وجود دارد اما بالاخره باید تلاشان را بکنیم –ادامه دارد


نوشته شده در تاريخ سیزدهم دی ۱۳۹۲ توسط پیام رنجبر موسوی
اما هشترود بعد انقلاب تفاوتهایی زیربنایی با هشترود قبل از انقلاب دارد ! در حقیقت اگر بخواهیم بگوئیم هشترود توسعه نیافته است خودمان را فریب داده ایم ، کمتر توسعه یافته هست ولی توسعه یافته هم هست حالا به نسبت توانایی خود به بررسی جز به جز بخشهای مختلف و بررسی توسعه و نواقصات موجود پرداخته و تا حد توانم راهکارهایی را نیز پیشنهاد میدهم  .

توسعه هشترود از یک ده کوره به یک شهرستان قابل ملموس است ! شهری که تنها خیابانی بشکل بعلاوه  داشت ! به برکت دولتهای بعد از انقلاب ، حال دارای خیابانهای متعدد و میادین و ... می باشد.

از لحاظ شهری ، هشترود با عنایت به اصل مسئله نفوس بعنوان عامل اصلی توسعه و رونق ! می توان گفت که رشد نسبتا خوبی داشته است ، ایجاد شهرکهای متعدد در گوشه و کنار شهر و ایجاد معابر و خیابانها و رشد ساختمان سازی و غیره را می توان در حد قبولی دانست ! هرچند می توانست بهتر از این هم باشد ! اما باید منصفانه بگوئیم که با توجه به درامد اندک شهرداری بخصوص بعد از دورانی که شهرداریها با قانون خودگردانی اداره شدند - بخاطرجمعیت کم شهر هشترود و بتبع ان درامد کم شهرداری - شهر رشد قابل قبولی داشته است ! که شایسته است از تمام شهرداران که زحمت کشیده اند و سهمی کم و بیش در این توسعه داشته اند قدردانی نماییم ! در این بخش بایست عنایت داشته باشیم که سهم ما مردم دراین رشد بسیار کمتر از مسئولین امر بوده است ! در حقیقت اغلب ما مردم با قانون گریزی و سعی در نپرداختن به موقع عوارض و ... خودمان عاملی بوده ایم که شهرداری بدلیل درامد کم نتوانند خواسته های خود و ما را پیاده نماید!

باید قبول کنیم که اگر می خواهیم شهرمان توسعه زیادی بیابد ، باید با پرداختن عوارض شهرداری و.... کمک حال باشیم و باید سعی کنیم که قانونمندانه به این شعار و تفکر برسیم که برای داشتن شهری خوب و شایسته برای خودمان باید عوارض بدهیم ! که اگر چنین شود انوقت توانایی بیشتری برای بازخواست از شهرداری و شورا خواهیم داشت ! و حتما این هم مد نظرمان باشد که توسعه شهر نیازمند زمین است بنابراین در مصالحه هایمان پیش قدم بوده و زمین هایمان را به قیمت عادلانه به شهرداری واگذار کنیم ! نه اینکه بگوئیم دولت است باید گران بخرد نه ! در حقیقت دولت در این امور هیچکاره است و شهرداری مردم است نه دولت ! هرچقدر گران بفروشیم در حقیقت از جیب خودمان در می اوریم و به عدم توسعه بیشتر شهر کمک می کنیم ! پس ما برای داشتن شهر خود عوارض میدهیم و در مصالحه ها عادل و منصف و پیشقدم خواهیم بود باید شعار و تفکر اصلی ما باشد تا شهری شایسته تر داشته باشیم ، پس در بعد شهری هشترود پیشرفت خوبی داشته هرچند کاستی های زیادی نیز به تبع تحول سریع جوامع جهانی دارد! اما بی انصافی است که بگوئیم هشترود رشدی نداشته است !

اما نواقصات در بخش شهری :

الف : نبود یک برنامه مدون و کارشناسی شده یا بهتر بگویم چشم انداز توسعه شهری یعنی نبود طرحی برای توسعه متوازن در شهر 

ب: عدم بهره گیری مجریان (شهرداری و شورا ) از تمام ظرفیتهای قانونی خود بدلیل روابط خاص بین مردم و مسئولین بومی ، مثال : قانونی بود که به شهرداری ها اجازه میداد چنانچه صاحبان زمینهای سطح شهر پس از اخطار مبنی بر اصلاح وضعیت زمین اقدام لازم بعمل نیاورند شهرداری می تواند محل را تصرف نموده و تبدیل به فضای فرهنگی و ورزشی نماید - حالا دقیقش نمیدانم کدوم ماده بود ولی شهرداری های شهرهای بزرگ بهره خوبی از این امر میبردند - حال شهردار یا شورای شهر هشترود به غلط و جبر نه می توانند صاحبان زمین را وادار به کشیدن حصاری استاندارد دور زمین برای جلوگیری از زباله ریزی و نخاله ریزی و تجمع حیوانات ولگرد و معتادان نمایند و نه بدلیل رابطه قرابت کلی بین هشترودیان می توانند انرا تصرف و استفاده بهینه نمایند - البته معتقدم که یکبار باید یک نفر این تابو را بشکند و اصلاحات فرهنگی در این مقوله را شروع نماید - شاید الان متحمل مرارتهای زیادی شود ولی قطعا در اینده نام نیک وی بیادگار خواهد ماند.

ج: نبود فرهنگ همکاری مردم و نهادهایی مثل شهرداری ، بدلیل شفاف نبودن اطلاعات اماری شهرداری ها در تمامی برهه ها ، اغلب مردم بدلیل همان رابطه فوق از تخصیص اعتبارات به شهرداریها اگاه میشوند مثلا استاندار امد و یک میلیارد داد ؟! ولی چون هرگزریز هزینه های ان شفاف به مردم اعلام نمی شود ، متاسفانه باعث بد بینی میگردد چون مردم فکر می کنند با یک میلیارد میشود چهره شهر را یکشبه عوض نمود در حالیکه شاید یک میلیارد هزینه 10روز لایروبی اساسی رودخانه شهر نباشد ؟! لذا بایست اعضای شورای شهر حداقل هر شش ماه یکبار گزارش از فعالیتهای اقتصادی و درامد ها و فعالیتهای شهرداری را به مردم ارائه نمایند تا این بدبینی از بین برود

د: کمبود فضاهای فرهنگی و تفریحی در سطح محلات شهرو کمبود فضاهای ورزش همگانی در سطح شهرکه لازمه توضیح بیشتر نیست ، هرچند کمبود نفوس و عدم فرهنگ صحیح استفاده از فضاهای تفریحی باعث شده دو پارک موجود شهر هرگز انقدر شلوغ نشود که نیاز مبرم به پارکی بزرگ احساس شود .

ه : نبود طراحی برای درامد زائی های پایدار با هزینه کم برای شهرداری و شورا : مثال : شهرداری یک سالن بزرگ در جنب پارک دارد که انرا به شهر بازی اجاره داده است این امر با الگو برداری از شهرهای همجوار عملی شده است در حالیکه مسئولین وقت اینرا لحاظ ننموده اند که از نظر بعد جمعیتی برای انها مقرون بصرفه بوده و از همین لحاظ برای شهر ما فاقد درامدزائی لازم و پایدار می باشد ! حال شهرداری اگر بجای الگو برداری غیر کارشناسانه از نظر صاحب نظران بهره میبرد ! می توانست با تبدیل این محل به تالار بزرگ شهر با امکانات خاص مثل پارکینگ خوب ، محوطه گسترده ، فضای بزرگ . استاندارد ضمن ایجاد اشتغال برای چندنفر می توانست درامدزائی بالا تر و پایداری را براش هرداری رقم بزند

و: عدم اراده واقعی و عدم اجماع در مسئولین برای تعیین تکلیف رودخانه داخل شهری ، همه دیده ایم که در تبریز یا مراغه این رودخانه تبدیل به فضاهای سبز و حتی معابر جدید شده اند و اغلب شهرداران واعضای شوراها در تبلیغاتهای خود این را بیان می کنند اما عملا هیچ اثری از اراده ای جمعی از نماینده تا شهردار و فرماندار و ... برای زیبا سازی بستر رودخانه و ... دیده نمی شود

ز: لزوم راه اندازی وسیله حمل و نقل عمومی بخصوص در محلات سنتی با بافت قدیمی مثل سید درسی : می توان یک مینی بوسی را بصورت خط واحدی و با ارائه بلیط در این مسیر قرار داد که از طرف دفتر اقایان برادران موسوی وارد این منطقه شده و از منطقه جلوی پمپ بنزین یا بغل پارک به چهارراه بازگرددو محل تامین اعتبار ان نیز می تواند از محل درامد های پایداری باشد که بصورت کارشناسانه نه تبلیغاتی و شعاری شکل گرفته است باشد

ح: لزوم اجرای طرحی که فضای کلی شهر را دگرگون نماید ، چهره شهر در سالهای اخیر عوض شده است اما بدلیل کندی این تغییر که مشمول مرور زمان شده است حافظه مردم نمی تواند انرا بدرستی و دقت لمس نماید ! لذا لزوم اجرای طرحی برای تغییر سریع و کلی چهره شهر برای تلطیف افکار عمومی و همراه سازی انها برای ایجاد اصلاحات و تغییرات بعدی مهم به نظر میرسد ! این طرح مثلا می تواند ایجاد پلی میان بلوار و چهارراه - مثل پل کالج و یا انواع پلها در تهران و تبریز باشد - باشد که هم ترافیک را کم نماید و هم چهره ای جدید به شهر بدهد یا می تواند گسترش فضایی چهارراه و تبدیل ان به یک میدان مدرن باشد و.... باشد 

شاید دوستان خرده بگیرند که مثلا پل به چه درد هشترود می خورد لذا عرض می کنم که تنها به بعد مادی قضیه نگاه نکنید ! بحث فرهنگ و اصلاح رابطه افکار عمومی و ایجاد امید در مردم خیلی بالاتر و مهمتر از بعد مادی قضیه است

ط: نبود بازارچه های تره بار ، میادین میوه : در صورت ایجاد چنین محلی حتی در ابعاد کوچکتر علاوه بر اینکه می توان وانت های شهر را ساماندهی نمود و از محل ساماندهی درامدزائی نمود ! بلکه می شود با ارائه اجناس متنوع با قیمت مناسب فرهنگ سازی نمود تا در اینده فروشگاههای زنجیره ای شهرداری را براه انداخت که به درامدزایی این نهاد کمک کند و از طرف دیگر وجود محلی مثل میدان تره بار و میوه باعث میشود تا کشاورزان با وجود محلی مناسب برای خرید محصولات متنوع انان ، روی به تولید محصولات جدید تره باری و میوه جات بزنند که خود نقشی بسزا در عدم مهاجرت روستائیان در اینده می تواند داشته باشد .

ی : ساماندهی مکانیک ها و مشاغل پر سر و صدا در گاراژهایی در سطح شهر یا نزدیکی شهر ، مثال :ساکنین خیابان شهید رجایی بخصوص بانوان محترم در گذر از پیاده روهای این خیابان دچار مشکلات عدیده ای هستند و یا بچه های مدرسه ای نیز بدلیل توقف دوبله سه بله ماشین در این خیابان و ... به نوعی فاقد ارامش روانی هستند از طرفی هزینه ترافیک ایجاد شده ، الودگی هوا و محیط زیست و عدم درامد زائی برای شهرداری و حتی هزینه تراشی برای شهرداری بدلیل نوع کسب کار و تخریب سریعتر اسفالت و پیاده رو، لزوم ایجاد محلهایی برای ساماندهی مشاغل یاد شده جهت ارامش روانی مردم و جلوگیری از هزینه های ناخواسته ضروری تر از هر زمان می باشد و صد البته جنبه درامدزایی ان برای شهرداری نیز می تواند کمک حال خوبی باشد

ک: با توجه به اصلاح ساختار اب شرب شهری در سالهای اخیر لزوم جمع اوری چشمه های محلی که غالبا محل تجمع مردم شده و برای افراد میهمان چهره ای زشت و ناپسند از شهر را بیادگار میگذارد ضروری می سازد

ل: هماهنگ سازی نماهای ساختمان ، سعی در جلب نظر نهادهای بالاتر برای صدور مجوز ساختمانهای چند طبقه بالاتر از حد مجاز فعلی و..... از دیگر نواقصات شهری هشترود به شمار می اید

م: در بعد فرهنگی نیز شهرداری یا شورای شهر بایست هر چه سریعتر با انتشار نشریه خود پلی بین خود و مردم درست نموده و تشکیل تشکلهای مردم نهاد را اولویت فعالیتهای خود قرار دهد. ادامه دارد


نوشته شده در تاريخ دوازدهم دی ۱۳۹۲ توسط پیام رنجبر موسوی

با تشکیل دولت مهرورز احمدینژاد با شعار فقر و فساد و تبعیض ، احمدی نژاد به پا خیز ! و تبلیغات اتشین وی در خصوص رفتار بانکها و ..... ! بارقه ای در دل مردم جهید که شاید احمدی نژاد هشترود را از این کلمه منحوس محروم برهاند ! سفر احمدی نژاد به هشترود به همین دلیل و امید ، با شور و شعف خاص و استقبال خوبی برگزار شد ، اما سخنان احمدی نژاد نیز اب پاکی بر دستان مردم ریخت! تا از محل مجادله نماینده که بدون توجه به خواست افکار عمومی ! ساز مخالفت با دولت را سرداده بود ! سهم هشترود بازهم هیچ باشد! وقتی احمدی نژاد صراحتا گفت پتروشیمی در جیبم است ! اما شما به من گواهینامه داده ای که حال می خواهی ؟! تکلیف هشترود و پتروشیمی اش مشخص شد ! هرچند هشت سال طول کشید تا تبلیغات ویرانگر جناحی خاص به خط اخر برسد و معلوم شود که تابلوهایی که در چند نقطه زده شده بود سرابی برای فریب افکار مردم بود ! احمدی نژاد با گفتن جمله معروفش که رسانه ای هم شد " گولاغ کسن بوردادی " رفت و دیگر به هشترود باز نگشت !

در دوره ای که درامد دولت چندین برابر کل دولتهای سابق بود وبیش از 3000 طرح نیمه تمام بردستان دولت جدید برجای گذاشته شده است ؛ سهم هشترود تنها رسیدن عده ای از ستادیون به مقامهای بالا بود !!! و باز همان ایده و فکر در مردم قوت گرفت که هرکسی بیاید شانه های رنجور هشترود و مردمانش را برای نردبان ترقی می خواهد ! حضور فرماندارنی که از جنس ستادیون بودند و عملا با نماینده وقت هیچ سنخیت و تفکر مشترکی نداشتند !ازافتخارات این دوره است ! فرماندارنی پروازی ؟!

دولت احمدی نژاد هم رو به پایان گذاشت و ثمره اش خالی تر شدن روستاهای هشترود و کم شدن تعداد روستاهای هشترود ! بدلیل واگذاری تعدادی از روستاهای پر جمعیت و خاص به شهرهای اطراف بود ، دولتی که قرار بود مبارز فقر و فساد و تبعیض باشد عملا چنان فاصله طبقاتی فردی و منطقه ای را افزایش داد که شاید هشتاد سال طول بکشد تا وضع به سابق برگردد ، هرچه در بالا پولهای میلیاردی بین رفقای جون جونی دولت بذل و بخشش میشد ، سهم هشترود و امثالش از اعتبارات کم و کمتر میشد ! میشود گفت ایکاش در ایندوره بابک زنجانی ؟! هشترود بود !!!

از اتفاقات مهم این دوران در هشترود شروع مسکن مهر بود، مسکن مهری که همزمان با کل ایران اغاز بکار نمود ، اما بدلیل اینکه ساختار قدرت در هشترود تمایل نداشت تا حتی این امر در دست صاحب نظران و کارشناسان باشد ! با نظارتی استصوابی و انتخاب اعضایی که قبل از انتخابات درونی تعاونی مسکن مهر انتخاب شده بودند ! - همان اوایل تاسیس بنده نامه ای بلند بالا برای ریاست اداره تعاون وقت نوشتم و هشدار دادم که چنین رفتاری باعث سرخوردگی مردم خواهد بود که ثمره نامه بنده عدم دعوت من به جلسات هئیت مدیره بود ، من بازرس اصلی شرکت بودم و چندی بعد مرا کنار گذاشتند - باعث شد بعد از هشت سال خانه های سوراخ موشی گران قیمت و نیمه کاره بر روی دستان مردم باد کند و معلوم نشود پیمانکار طلبکار است یا مردمی که هشت سال پیش گوشواره های دخترکان کوچک خود را فروخته بودند به ان امید که صاحب خانه ای شوند و سقفی بالای سرشان باشد ! احمدی نژاد رفت و مسکن مهر نیمه تمامش مثل هزاران کار نیمه تمامش به یادگار ماند ! جالب اینکه در این هشت سال نه نماینده و نه فرماندار و نه هیچ کس دیگری یکبار مسئولان تعاونی مهر و بنیاد مسکن را بازخواست ننمود و تنها در سال گذشته با تغییراتی که رخ داد ! جناب مهندس مهرانی فرد ریاست بنیاد مسکن که فردی متخصص و بومی و دلسوز است با پیگیری و همراهی نماینده با قدرت در پی انحلال تعاونی رفتند و با بدست گرفتن اوضاع سعی نمودند که انرا به سرانجام برسانند و به کارهایی اساسی نیز دست زده اند .

با اغاز بکار دولت تدبیر و امید و تلاشهای صادقانه و اساسی دولت برای رفع مشکلات بازهم مردم امیدوار شدند که شاید این دولت و حامیانش بتوانند برای هشترود کاری بکنند کارستان ! اما وقتی شنیده شد که مسئول سابق ستاد حامیان تدبیر و امید با گرفتن حکم مشاوری سعی در رتق و فتق امورات شخصی خود دارد ! بازهم امیدها به یاس تبدیل شد و بازی نردبان شدن شانه های رنجور و محروم هشترود توسط ستادیون شنبه ای !!! بار دیگر به نوعی دیگر و با تغییر اسم دوباره شروع شود ! هرچند اکثریت این حامیان در مقابل این اعمال ایستاده و مقابله خواهند کرد و ببینیم خدا چه می خواهد و چه بر سر هشترود خواهد امد ! که او ارحم الراحمین است . ادامه دارد


نوشته شده در تاريخ یازدهم دی ۱۳۹۲ توسط پیام رنجبر موسوی

در اغاز دوران اصلاحات در دولت خاتمی وهمزمان با شیرین شدن فعالیتهای توسعه سیاسی ، شرکت توسعه هشترود متولد شد – بدترین موقع چون عملا در ان سالها فعالیتهای اقتصادی بعلت ارزانی نفت (هفت دلاری) در رکود بود - شرکتی که بدلیل اینکه هیچ کار کارشناسانه و تفکر توسعه محوری در پشت ان نبود و فقط همایشی برای نمایش و کسب سود بود ! و شتابزدگی بیمورد و بی دلیل برای تشکیل ان بدون کار کارشناسانه ، باعث شد فعالیت شرکت تبدیل به یک اپیدمی ربا خواری در اقتصاد هشترود شد ! ربا خواری همیشه در همه جا بوده ! اما وقتی مدیریت شرکت توسعه به جای اینکه سرمایه گذاری در بخش صنعت نماید با بهره سالیانه شصت درصدی و رسما سرمایه را به افراد اعطا نمود ! ثمره اش ورشکستگی ان واحد و سوخت پول گردید ، رباخواری در هیچ زمانی به اندازه ان سالها قربانی اقتصادی نگرفت ! مدیریت غیر متخصص شرکت باعث شد که پولهای بی زبان مردم صرف دلالی گازوئیل گردد که بدلیل نداشتن افراد لایق ! هزینه دمراژ گازوئیل در کشتی ، چند برابر بیشتر از اصل پول و سودی که عاید شرکت قرار بود بشود ! شد و شرکت ورشکسته شد ! در اینجا هجوم مردم برای گرفتن پول با تحریک جناحی خاص با هیاهویی که بازرسی شرکت رقم زد ! موت همیشگی شرکت را رقم زد و قلمی سیاه بروی فعالیتهای جمعی در هشترود حداقل برای یک دهه اینده کشید

اغاز فعالیتهای سیاسی جبهه مشارکت در هشترود و اصلاح طلب شدن برخی نیروهای افراطی اوایل انقلاب به تاسی از کل کشور برای بقای سیاسی شان از تحولات سیاسی منطقه در این برهه بود ! کسانی که عروسی های مردم را بخاطر ارکستر بهم میزدند ، یکباره پوست عوض نموده و خود مجری کنسرت در هشترود شدند - که در بالا شرح دادم – اینان بدلیل روابط خود از بالا بسرعت در قالب اصلاح طلبی صاحب مقام و موقعیت شدند و همین امر باعث شد که مردم به اصلاحات به نوعی دیگر بنگرند ! در حقیقت افکار عامه اصلاحات را به سان نردبانی دیدند که باز همان عده ! در بالای ان ایستاده اند و مردم مثل همیشه نظاره گر ماندند ! در این دوره عملا فعالیتهای عمرانی بدلیل ارزانی نفت از بالا تعطیل بود ، هرچندمی شود گفت که اغاز صنعتی شدن هشترود از این زمان رقم خورد ! اما اغاز بکار چند واحد تولیدی در شهرک صنعتی و ... متاسفانه با بی مهری مسئولان سیاست زده هشترود ، توام با روند بد و نامطلوب شرکت توسعه در هشترود و رکود اقتصادی در سطح کلان کشور باعث شد که این فکر در اذهان عمومی بارور شود که هر حرکتی در هشترود معطوف به شکست خواهد بود! و این فکر رفته رفته تبدیل به یک خوف درونی در هشترودیان شد که هنوز هم ادامه دارد ! همزمان خشکسالی متوالی در انزمان باز بر طبل مهاجرت کوبید و روستاهای دیگری روز به روز خالی تراز دیروز شدند و متاسفانه توجه نماینده ان دوره - با افکار ورفتار پوپولیستی - تنها به کسب رای و قدرت خود معطوف بود وبا پخش پولهای باد اورده از شهرام جزایری و ... حریت افراد و بخصوص روستائیان ساده دل را نشانه رفت ! تا همچنان بر قدرت بماند ! اخرین بازی این نماینده پوپولیست تمام عیار ، پادگانی بود که تنها شتابزدگی اش باعث شد تا عده ای برای حفظ منافع گروهی خود! -کسانیکه حتی یک متر زمین نداشتند هم امضا کردند - دست به امضا طومارهایی بزنند و از تاسیس پادگان اموزشی امام حسن مجتبی(ع) جلوگیری کنند – جالب این بود که لیدر مخالفان در انتخابات بعدی یکی از اهدافش را تکمیل پادگان اموزشی امام حسن مجتبی (ع) !!!!! قید نموده بود - پادگانی که اگر با نیت درست و در زمان درست و با همکاری همه جناح های شهر شکل میگرفت – همان بحث تیم بودن مسئولین شهرستان که قبلا عرض نمودم - می توانست کمبود نفوس و جمعیت را که اصلی ترین عامل عقب ماندگی هشترود می باشد را بخوبی پوشش دهد- بقول حاجی قربان اقایی که بزبان عامیانه میگفت پادگان بیاید چند تا از دخترهای دم بخت خونه مونده را پسران سرهنگ میگیرند وچند از دختران دم بخت سرهنگها را پسران هشترودی میگیرند و جمعیت هشترود رو به افزایش می گذارد هرچند حضور دو سه هزار نفر در هشترود میتوانست یک شکوفایی اقتصادی و عمرانی و حتی فرهنگی را رقم بزند – از اینها و فعالیتهای عمرانی بگذریم !

متاسفانه فعالین سیاسی و نخبگان و خواص هشترودی در این عرصه که بازار فعالیتهای سیاسی و اجتماعی و فرهنگی ، باز و حمایت های خوبی هم می شد ! عملا هیچ فعالیت فرهنگی انجام ندادند ! - علیرغم اصرار مثلا اقای صدیقیان برای تشکیل یک حزب در هشترود - هیچ روزنامه ای ، ماهنامه ای ، فصل نامه ای از سوی فعالین سیاسی و اجتماعی هشترود در ان اشفته بازار صدور مجوزهای فله ای گرفته نشد – تنها به این دلیل که این عزیزان نیز بیشتر بعد مادی قضیه را می سنجیدند تا بعد فرهنگی و اجتماعی انرا - تا 34 سال باشد که حسرت داشتن یک هفته نامه محلی ما را رنج دهد ، هفته نامه ای که اگر راه می افتاد ! بی شک امروز خیلی از معضلات فرهنگی هشترود را رفع نموده بود و توسعه فرهنگی را رقم میزد که حتما در پی اش توسعه های دیگر نیز اتفاق می افتاد

از اتفاقات مهم این دوران راه اندازی دانشگاههای ازاد و پیام نور هشترود بود که متاسفانه این پی ریزی هم درست صورت نگرفت چون هدف اصلی نه علم بود و نه پیامدهای علمی ! بلکه هدف تبلیغات بود و تبلیغات ! تبدیل تنها هتل شهر که ابروئی برای شهر بود به دانشگاه ازاد ! یکی از اولین خطاهای مسئولین وقت بود ! در حقیقت مسئولین بجای کمک به مجری هتل ! براحتی با واگذاری مفت ان به دانشگاه ازاد صورت مسئله حمایت از سرمایه گذاران را پاک نمودند تا به هر ترتیبی دانشگاه ازاد پا بگیرد! در این برهه باز خطاهای فزاینده ای صورت گرفت به جای اینکه نیروهای تحصیلکرده که اتفاقا در انبرهه یواش یواش از دانشگهای معتبر هشترود به موطن خود باز می گشتند استفاده شود ! عملا دانشگاه محلی شد تا نمایندگان وقت هرکسی که از راه رسید را برای جلب رضایت قومی و قبیله ای به دانشگاه بفرستد ، بعد هم ماجراهای دیگری که هرگز معلوم نبود شایعه بود یا واقعیت در خصوص برنج و غیره ! در همان ابتدا کمر علم و مکان علمی را شکست ، هجوم دانشجویان غیر بومی با رفتار و فرهنگی جدید باعث شد که متاسفانه عده ای ، رفتارهای زشتی با دانشجویان بخصوص خانمهای دانشجو بعمل اورند ! بطوریکه ارام ارام در بین دانشجویان غیر بومی این حرف دهن به دهن چرخید که هشترود را انتخاب نکنید !!! ال میشود و بل می شود ! در حقیقت دانشگاه ازاد مصداق ثبوتی ان ضرب المثل معروف شد که خشت اول گر نهد معمار کج ، تا ثریا کی رود دیوار کج ؟ ( من با تا ثریا میرود دیوار کج ، مخالفم چون در وسط راه دیوار کج خراب می شود و تا ثریا نمی تواند کج برود ) بلی دیوار کج دانشگاه ازاد به نصفه نرسیده ترک برداشت و باعث شد که در سال گذشته تا مرحله تعطیلی و اخراج اغلب کسانی که در انبرهه فط برای رضایت قومی قبیله ای استخدام شده بودند ! پیش رفت و اگر نبود حمایتهای نماینده شهرستان و مدیریت ریاست دانشگاه شاید امروز هشترود دانشگاه ازادی نداشت!!!!

دوران اصلاحات با همه زیر و بمهایش به پایان رسید و سهم هشترود از اینهمه هیاهوی و فعالیتهای فرهنگی هیچ بود . ادامه دارد 


نوشته شده در تاريخ نهم دی ۱۳۹۲ توسط پیام رنجبر موسوی

حال بر میگردیم به اوایل انقلاب تا ببینیم هشترود پیشرفت کرده است و اگر پیشرفت کرده در کدام بخش و چطور؟ و اگر نکرده است چرا و به چه دلیل می باشد ؟ برای همین ابتدا نگاهی گذرا به سیر تحولات سیاسی اجتماعی هشترود از اوایل انقلاب تا حال انداخته و بعد از بررسی این موضوع که حتما نظرات دوستان مکمل ان خواهد بود به بیان و شرح پیشرفت و یا عقب ماندگی بخش به بخش هشترود می نمایم

با پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی ایران در بهمن سال 1357 به تبع و اقتضای ان دوران گروههای سیاسی در هشترود فعالیتهای خود را اغاز نمودند - هرچند قبل از انقلاب هم اینان در فعالیت بودند اما ما بعد انقلاب را بررسی می کنیم - گروههای سیاسی هشترود شامل کمونیستها ، گروهک منافقین در دو شاخه و افراطیون و انقلابیون صادق و راستین و.. بودند ومابقی مردم مطابق معمول بعد از انقلاب به کارهای روزمره خود می پرداختند 

در این میان تکلیف گروههای منافقین و کمونیستها با فرمان امام خمینی (ره) کاملا مشخص بود ، منتها در این عرصه عده ای از افراطیون به تبع ذات افراطی خواسته یا ناخواسته عده ای نخبگان و معتمدان شهر را نیز تنها به بهانه های واهی اذیت نمودند - و به مصداقی تر هم سوخت به اتش خشک ها - اذیت روستائیان به بهانه های نوار کاست و ... باعث شد که کلید مهاجرت از هشترود رقم بخورد ، هرچند بعد از دوران قاجاریه عملا این شیب مهاجرت به شهرها و معکوس شدن جمعیت شهری و روستایی در کل ایران کلید خورده بود ! اما این اقدامات باعث شد تا این روند در هشترود شتاب بیشتری بگیرد و متاسفانه مقصد روستائیان نه شهرهشترود ! که تبریز و تهران و قم و ... بود ! چون خود هشترودیان نیز از این امور افراطی مصون نمانده بودند .

دراصل رفتار افراطی عده ای در اوایل  بزرگترین عامل مهاجرتهایی بوده که ریشه اصلی عقب ماندگی هشترود می باشد و همین امر باعث شده که امروز عده ای باور ندارند که اینان مهربان هشترود باشند ! – هرچند من کاملا مخالف هستم و هرانسانی تغییر پذیر است و اینان هم میتوانند تغییر خود را به ثبوت برسانند ، کما اینکه برخی از سران اصلاحات نیز خود از افراطیون اوایل انقلاب بودند !اما تغییر کردند! خود دکتر زیبا کلام بارها بخاطرتعطیلی دانشگاهها در اوایل انقلاب به بهانه انقلاب فرهنگی عذرخواهی کرده است ،لذا به نظر من اینان نیز باید به سان دکتر زیبا کلام اول از مردم بخاطر برخی رفتارشان نه همه شان - چون برخورد قانونی با انان که بفرمان امام خمینی (ره) مخالف نظام بوده اند هیچ نیازی به عذرخواهی ندارد و بازهم می گویم هنوز هم این رفتار افراطی در عده ای دیگر با افکار دیگر وجود دارد – عذرخواهی نمایند – و این همان راه ثبوت تغییرشان است ، برخورد زننده  شبانه در عروسی ها فقط بخاطر ارکستر و ویدئو و برخوردهای زننده تر با ریش سفیدان و معتمدان به دلیل واهی عضویت در انجمن شهر در قبل از انقلاب و پاکسازی پنجاه و خورده ای نفر از فرهنگیان با سواد هشترود در دوره ای که اقای" الف  و ر " مسئولیت اموزش و پرورش و حراست را برعهده داشتند ، لطمه ای به هشترود زد که ثمره اش این است که امروز یک مدیر کارازموده در شهر نداریم ! که تمام عیار دارای صفاتی باشد که برای فرمانداری معرفی شود ، این پاکسازی تبعات دیگری داشت و باعث شد که بدلیل نبود افراد باسواد بومی ، ریاست ادارات تازه تاسیس به غیر بومیانی از میانه و مراغه و اسکو و میاندواب و مرند سپرده شود تا جایی که حتی بستان اباد نیز از این ریخت وپاش مدیریتی در هشترود سهم برد !!!! و پی امد این هجوم بی سابقه ! ان بود که روسای غیر بومی محترم دست به استخدام افرادی از شهر خود زدند تا جایی که در برهه ای در اغلب ادارت هشترود حتی یک نفر بومی هم نبود !!! اگر هم بود در میان غیر بومیان در کنجی در حال عذاب کشیدن بود !!! این رفتارهای افراطی تا جای ادامه یافت که عروسی از یک خانواده بزرگ در هشترود بهم زده شد وبرخوردی زشت با بیش از 150 نفراز جوانان هشترودی بعمل امد که منتج به مهاجرت عده ای دیگر از خانواده های متمول شهر به تهران شد ، خانواده هایی که سرمایه های خود را از هشترود بردند و در تهران و .. سرمایه گذاری نمودند و دیگر برنگشتند .

دوران دفاع مقدس و حضور نیروهای مردمی و بسیجی از هشترود در جبهه های نبرد علیه باطل نشان از روحیه اسلامی انقلابی و جهادی این مردم داشت ! با پایان جنگ و اغاز دوران سازندگی این روحیه اماده انفجار بود! و کافی بود تا حرکتی صحیح از سوی مسئولین وقت صورت میگرفت تا این روحیه متعالی انقلابی در قالب جهادی برای توسعه هشترود در بیاید ! اما عملا هیچ اتفاقی نیافتاد !!! بحث تعویض مسیر اتوبان و کمربندی مردم را کلافه نموده بود ! اغاز فعالیت اتوبان از محوری دیگر و کمربندی از بیرون شهر عملا هشترود را از شهری منزوی به شهری متروک تبدیل می نمود ، در حقیقت کمربندی که قرار بود از  جاده قدیم قره چمن به داخل شهر و از داخل شهر به جاده مراغه اتصال یابد کنارگذری شد که به مثابه نامش هشترود را کنار میزد یا اتوبان که مسیرش به جای نصیراباد ومکتو از اغداغ افتاد و نشان داد که بیشتر مسئولین در فکر توسعه شخصی هستند تا توسعه با محوریت هشترود ، کل سهم هشترود از دوران سازندگی ، دوره ای که همه شهرها واحد های تولیدی بزرگ که توسط دولت اجرایی میشد را جذب میکردند – انبرهه خصوصی سازی اغاز نشده بود و تمامی کارخانه های بزرگ را دولت اجرایی میکرد – تاراج کائولن هشترود توسط شرکت کاشی سازی ایرانا بود و اتوبانی که هشترود را منزوی میکرد و سدی که روستاها را زیر خود می کشید و کمربندی که کمربند وار گلوی هشترود را می فشرد و لاغیر . ادامه دارد


نوشته شده در تاريخ هفتم دی ۱۳۹۲ توسط پیام رنجبر موسوی

مورد سوم فرماندارن شهرستان هستند در یک بررسی عامیانه از سال 76 به اینطرف در خصوص فرمانداران در می یابیم که مسئله چیست ؟

اقای فتح الهی فرمانداری که در بهترین زمان ممکنه به بدترین اقدام ممکنه دست زد ، اقای فتح الهی که هدفش نردبان نمودن هشترود برای ترقی خود بود با اقدامات شعار گونه بزرگ عملا تنها در تلاش بود تا اسم هشترود و فرماندارش را در صدا وسیما و ذهن دولتمردان مطرح نموده و راه ترقی اش را باز نماید و دیدیم که از لطف شانه های رنجور هشترود به مقامهایی بزرگ دست یافت ، شرکت توسعه هشترود بدون کار کارشناسی شده و یک شبه متولد شد و یک شبه هم به تاریخ پیوست ، در تشکیل این شرکت نه فرهنگ خاص و اجتماعی هشترود بررسی شد و نه متولیانش کارشناس بودند و در یک جنگ زرگری انگلیس وارانه که همیشه خود یکی از عوامل بدبختی ما هشترودیان بوده است جنگ گنجینه کتاب و هشترود راه انداختند تا در هیاهوی قبیله بازی ، فردی بدون تخصص وبی تجربه بر مسند این شرکت نشیند و کشتی ناقص الخلقه توسعه هشترود را در مردابهای انزلی به دمراژ گل بنشاند . و تنها ثمره شرکت توسعه هشترود ایجاد این باور بود که در هشترود هیچ کاری نمی شود انجام داد البته برای اقای فتح الهی بد نشد چون تا معاونت ترافیک وزارت کشور هم بالا رفت .

بعد اقای واعظی از اموزش و پرورش امد فرمانداری که بلاشک بعنوان یکی از بی اثر ترین و بی عمل ترین و خنثی ترین فرمانداران در تاریخ هشترود ماندگار خواهد بود

حاج قادر جویا فرمانداری کاملا شعاری ، فرمانداری که خود اذعان داشت فقط امده است تا فرهنگ سازی کند ، که تمام اقدامات فرهنگی اقای جویا معطوف به استخدام چند جوان مراغه ای در فرمانداری بود و بعدش هم هشترود ، تو را خدا نگه دار و اقای جویا شد شورای شهر مراغه

اقای صدیقیان فرمانداری نسبتا عمل گرا ! ولی بشدت سیاست زده بود که باعث شد بدلیل روحیه افراطی  در امر سیاست عملا با نماینده وقت درگیر و غالب اوقات و انرژی خود و نماینده صرف این جدل بی اثر شد و عملا هیچ سودی برای هشترود به ارمغان نیاورد جز بی ثباتی پی در پی در امر مدیریت کلان اجرایی شهر

اقای مهدوی فرمانداری عمل گرا اما تنها ! سابقه درخشان مهدوی در چاراویماق و علاقه خاص مردم چاراویماق به وی بیخود نبود! بنده بدلیل دوستی که با ایشان از بدو امر داشتم و رابطه ای که بدلیل خاصی شکل گرفته بود ، واقف بودم که بشدت بدنبال اقدامی است که برای هشترود انجام دهد ! اما یکسال بعد اعترافی به من نمود که تکان دهنده بود ایشان در یک محفل خصوصی گفت متاسفانه با ان تفکر حمایتی که من از نماینده انتظار داشتم مواجه نشدم و عملا حمایتی از من نمی شود !

 و سپس دوره فرمانداران پروازی هشترود شکل گرفت اقای حسنی فر که حتی حضورش نیز در هشترود ملموس نبود

و اما جناب اقای مهندس نجاری ، خوب همون دیجیتال نشدن فرستنده تلویزیونی هشترود در مقایسه با چاراویماق ! نه بناب ! نشان از واقعیتها دارد

در حقیقت هشترود هرگز مجری قوی در راس نظام اجرایی خود نداشته است و دلیلش هم چند چیز است

الف : عدم دخالت نظر قاطع نمایندگان در امر انتخاب فرمانداران : از سوی جناحهای حاکم در قدرت ، چه بخواهیم و چه نخواهیم ! چه غلط یا درست ! عرف است ! قانون نیست ! اما عرف شده که نمایندگان در انتخاب فرماندار نقش داشته باشند منتها این نقش همواره بدلیل مخالف بودن نماینده با دولت منتخب ضعیف بوده است ، منتها بدلیل سیاست زدگی مفرط ما ایرانیها که در مسئولانمان هم وجود دارد متاسفانه این امر بدیهی فراموش میشود که اینها قرار است در قالب یک تیم همکاری کنند ، به نظر من استاندارمحترم بایست با دعوت از نماینده وامام جمعه و ریاست شورا و جمعی از فعالان سیاسی و اقتصادی شهرها اقدام به بررسی گزینه های فرمانداری مناطق بنمایند و ترکیبی بوجود اورند که تیمی متشکل از نماینده قوه مقننه جهت حمایت و پیگیری از سطح بالا ، نماینده قوه مجریه جهت اجرای طرحهای پیگیری شده و شورا بعنوان نماینده اجرایی و منتخب مردم وامام جمعه بعنوان نماینده ولی فقیه شکل بگیرد و با شکل گرفتن یک تیم کاملا هماهنگ و یکدست بجای اینکه تمام انرژی طرفین صرف جدل و بحث شود ! صرف توسعه و ساخت و ساز زیر بنایی و ... گردد .

ب:عدم اتحاد مردم منطقه ، متاسفانه وقتی فرمانداری پا به هشترود می گذارد اقشار و گروهایی سیاسی و اجتماعی و مذهبی به صورت متفرق به حضور وی رفته و مع الاسف به جای حمایت از همدیگر وبیان خواستهای عمومی منطقه شروع به تخریب هم نموده و خواستهای شخصی خود را بیان می کنند ، هر فرماندار ساده ای هم بلافاصله با درک این تفرقه انگیزه و تفکر انگیزه و هدف  خدمت خود را معطوف به اخذ رضایت افراد ئ گروهها نموده و عملا از اصل بازمی ماند ! تا راحت دوران خدمتش را تمام کند و برود .

ج: نخبگان و فعالین سیاسی و اجتماعی شهر ، این دسته متاسفانه بدلایل اینکه در اوایل انقلاب عده ای تندرو افراطی باعث ناراحتی برای نخبگان شده اند هنوز در ان کما و وحشت مانده و به هیچ عنوان پیله خود را نمی درند و عملا در فعالیتهای سیاسی و اجتماعی جز در مقاطعی خاص حضور فعالی ندارند ! در حقیقت اینان هستند که بایست با تشکیل انجمنها و ان جی او ها و سازمانهای مردم نهاد هر روز از فرماندار و نماینده و .... بازخواست کارشناسانه و ... نمایند و بپرسند اقای فرماندار چرا ؟ اقای نماینده چرا ؟ و این خود یکی از عوامل دیگر و مهم عقب ماندگی نیز هست . ادامه دارد


نوشته شده در تاريخ ششم دی ۱۳۹۲ توسط پیام رنجبر موسوی

 دوست عزیز و استاد بنده جناب اقای عبدیلر طی مقاله ای به عقب ماندگی شهرستان اشاره داشته اند ، من نیز سعی دارم در این مقاله به نوعی برای تکمیل این مقاله از نظر شخصی خودم کمکی کرده باشم .


به نظرمن یک نکته مهم است که ما همیشه فراموش می کنیم در بررسی های علل عقب ماندگی هشترود انرا لحاظ کنیم ، انهم بحث کارشناسی وبررسی تاریخ تحولات اجتماعی وسیاسی هشترود است ، متاسفانه اکثر بحثهای ما قیاس مابانه بوده و به نسبت شهرهای دیگر بحث عقب ماندگی هشترود را بررسی می کنیم ، در حالیکه باید بدانیم که هشترود علیرغم اینکه جزی از ایران اسلامی است ، دارای اداب و فرهنگ و رسوم خاصی است که باعث می شود علل به نوعی دیگری مورد بررسی قرار گیرد . هرچند من سعی می کنم از دید دیگری به قضیه نگاه کنم اما لزوما برای درک بهتر موضوع به همان شیوه قیاس مابانه نیز گریزی خواهم زد .

اول : یکی از بزرگترین ضعفهای فرهنگی اجتماعی ما هشترودیان که رابطه مستقیمی با عقب ماندگی شهرستان دارد ! عدم توجه به ظرفیتهای داشته و نداشتن تفکر فعالیتهای مردم نهادی اجتماعی است !همین امر باعث شده است که ما بنوعی همیشه رویا پرور باشیم تا عمل گرا ، در حقیقت انچه عامل رشد بناب شده و عامل عقب ماندگی هشترود شده یک نکته ظریف است و انهم فاصله حرف تا عمل است !  متاسفانه ما هشترودیها اعم از شهروندان و یا مسئولین غالبا - اگر نخواهیم بگوئیم تماما - خوب حرف میزنیم! خوب شعار میدهیم ! خوب بلدیم دیگران را محاکمه و محکوم کنیم ! اما مع الاسف خوب عمل نمودن را بلد نیستیم ! به نظر من یکی از مهمترین عوامل عقب ماندگی هشترود همین است که عمل گرا نیستیم .

همانطور که استادم اقای عبدیلر فرمودند هم بناب و هم هشترود تابع حکومت اسلامی ایران هستند و قوانین فی نفسه هیچ تفاوتی در بناب با هشترود ندارد واین کاملا درست است ! در این عرصه تنها مجریان هستند که نقش ایفا می کنند تا همان بحث عمل گرا نبودن ما هشترودیان بیشتر نمود یابد .

مثلا : در مجلس قانونی تصویب می شود که بانکها حق ندارند برای وامهای زیر ده میلیون بیشتر از یک ضامن بخواهند ! این بخشنامه و مصوبه به تمامی کشور ابلاغ می شود ! حال در بناب رئیس بومی بانک با استفاده از ابزاری که قانون در اختیارش گذاشته است با اعطای وام و تسهیل سازی روند ضمانت اقدام به اعطای تسهیلات جهت اشتغال و کارافرینی می نماید ! در حالیکه در هشترود رئیس بومی محترم بانک سعی دارد که با روشی این بخشنامه را اجرا نکند ! در حقیقت این مجری امر است که دارد بر علیه شهرش ناخواسته اقدام می کند ! هرچند ما هشترودیها نیز به دلیل همان عملگرا نبودن وامها را می گیریم و به جای استفاده در همان عنوانی که دریافت نموده ایم در اکبر اباد و ... زمین می خریم – نمونه وامهای اشتغالی سه میلیونی که در شهرهای دیگر صرف ایجاد تعاونی ها تولیدی شد و در هشترود یک شبه همه تبدیل به دلال زمین شدند ( این یک مثال هست که می توان اینرا به سایر مجموعه ها هم تسری داد ) !

مثالی دیگر: در قانون تامین اجتماعی در خصوص بیمه بیکاری ، وقتی کارگری بیکار می شود به وی ماهیانه مبلغی بعنوان مستمری برای مدت معینی پرداخت می شود که طی کمیته ای مشخص می شود، قانون تعاریفی دارد متاسفانه مجریان امر در شهر ما با دید منفی به مسئله نگریسته و حداقل ها را مد نظر میدهند ، در حالیکه با همان شرایط در شهرهای دیگر با استفاده از ظرفیت قانون حداکثر را لحاظ می کنند

اینها در خصوص عقب ماندگی هشترود نیستند! ولی نمونه هایی از اقدامات متفاوت مجریان در قبال یک قانون در شهر بناب و هشترود است!

پس یکی از علل عقب ماندگی هشترود ناخواسته این است که ما مردم هشترود از دیر باز معروف شده ایم به خان سراسکند !!! و همیشه منتظر بوده ایم یکی بیاید و کارهایمان را بکند ! ولی بنابی ها همیشه خود کارهایشان را انجام میدهند، با نگاهی گذرا به فعالیت یک کشاورز در بناب در یک زمین سه هزار متری با کشاورز هشترودی در یک زمین سه هکتاری تفاوت کاملا عیان و اشکار است ! این مجریان که بنده عرض کردم زائیده هشترود و بزرگ شده همین فرهنگ خان سراسکند هستند !

2- با مقایسه بناب با هشترود و زمان رشد و توسعه بناب درمی یابیم که عمده توسعه و پیشرفتی که در شهرهای همجوار حاصل شده است ! متعلق به دوران سازندگی است ! دولتمردان ایران اسلامی بعد از انقلاب و دوران دفاع مقدس بدرستی دست به توسعه ای فزاینده و شتابزده زدند که اکثر زیر ساختهای زیر بنایی منطقه اعم از سد یا اتوبان یا کمربندی یا ..... مربوط به دوران سازندگی است ! دوره ای که اعتبارات بصورت فله ای و بی حد و حساب برای توسعه مناطق واریز می شد .

مثلا : تسهیلات تکلیفی تبصره سه ( به نرخ بهره 4درصد ) عملا با پایان دوران سازندگی به پایان میرسد و از سال 78 عملا دیگر تسهیلاتی تکلیفی به شکل قبل دیده نمی شود . حال دقت کنید که میزان تسهیلات تبصره های تکلیفی دولت در سالهای دوران سازندگی که منجر به ایجاد واحد های تولیدی بزرگ در شهرهای همجوار شده است به نسبت هشترود و بناب چقدر است ؟ در حالیکه بناب در دوران سازندگی با چنگ و دندان به دنبال گرفتن مجوز واحدانرژی اتمی اش بود ! ما در هشترود بدنبال چه زیر ساختی بودیم ؟

 در دولت خاتمی عملا فعالیتهای عمرانی به دلیل ارزانی نفت متوقف شد و سپس فعالیتهای اجتماع محور و فرهنگی و توسعه فرهنگی شروع شد ! سهم هشترود از ان توسعه فرهنگی چه بود ؟ فرهنگسرا سینما خانه کتاب و...... !!!!! حتی در ان دوره که مطبوعات بقول دوستان اصولگرا رشد فله ای داشت سهم هشترود کجا رفت ؟ چه شد ؟

باز خدا پدر احمدی نژاد را بیامرزد که به هر شهری چند سالن ورزشی میداد و به هشترود هم داد ! وگرنه همه میدانیم که سهم هشترود از سفرهای استانی احمدینژاد و 3000طرح عمرانی که به کل شهرها توسط احمدی نژاد اعطا شده است ، چه بود ؟!!!!!!!!!!!!!!

انچه که واضح است متاسفانه مسئولین رده بالای شهرستان بخصوص نمایندگان محترم و معزز شهرستان نیز فاقد ان تفکر توسعه محور بوده اند ! یادمان نرفته که پرداخت پولهای 200هزار تومانی به اشخاص توسط نماینده انبرهه چه صدماتی به شخصیت و حریت افراد وارد نمود! در حالیکه همان نماینده اگر اندکی تفکر توسعه محور داشت ان پولها را به جای اینکه به افراد بدهد! در قالب یک تعاونی تولیدی کشاورزی به عنوان سهام افراد مقرر می نمود می توانست یک واحد کشت و صنعت تشکیل بدهد که هم توسعه کشاورزی مد نظر باشد و هم حریت افراد زیر سوال نرود !

نبود تفکر توسعه محور و عدم شناخت بالقوه از ظرفیتهای منطقه باعث شد که مثلا نماینده وقت هشترود بجای اینکه در صدد ان باشد که با توسعه در بخش کشاورزی - استعداد و پتانسیل اولیه منطقه - و بخش معدن - دومین نقطعه قوت منطقه - برای فراوری محصولات این دوبخش و ایجاد ارزش افزوده محصولات زراعی و باغی و معدنی تلاش کند ! متاسفانه بدنبال واحدهایی که عملا شعاری و خارج از ظرفیت بالقوه شهرستان بود برود ، بحث پتروشیمی و انرژی که برای ان صرف شد اگر صرف ایجاد کائولن شوئی یا فراوری معادن مس منطقه میشد شاید امروز دغدغه ما عقب ماندگی هشترود نبود ؟

پس عدم شناخت و عمل گرا نبودن نمایندگان نیز عاملی دیگری بوده که بر محرومیت و عقب ماندگی منطقه افزون نموده است ، هرچند در اینجا نیزعامل اصلی رفتار ناصحیح نمایندگان ما بوده ایم ! مائی که هرگز در قالب تفکر منافع ملی و منطقه ای  با انان برخورد نکرده ایم و همیشه بحث منافع شخصی مد نظر بوده است ، رنجشهای ما از نمایندگانمان نه برای منافع ملی و منطقه ای که برای عدم گرفتن مقام و پست و وام ارزان قیمت برای خرید و فروش زمین و .... بوده است . ادامه دارد


نوشته شده در تاريخ چهارم دی ۱۳۹۲ توسط پیام رنجبر موسوی
اربعین سالار و سرور شهیدان حضرت ابا عبدالله الحسین را به

همه عاشقان ان حضرت تسلیت

عرض می نمایم


نوشته شده در تاريخ یکم دی ۱۳۹۲ توسط پیام رنجبر موسوی

اخیرا عده ای در صدد هستند تا با انگهای مختلف بنده را از دوستانم جدا کنند یکی از این انگها و تهمتها حمایت من از دکتر توکلی است برای فرمانداری هشترود

بدینوسیله بنده اعلام می نمایم علیرغم اینکه اقای دکتر توکلی را فردی توانا میدانم و ایمان دارم می توانند در این سمت حساس برای شهر و منطقه مفید باشند ولی هرگز و هیچوقت در این راستا نه صحبتی کرده ام نه تعهدی داده ام نه حمایتی کرده ام و صد البته خودم را در ان حد نمی دانم که برای هشترود فرماندار یا بخشدار معرفی نمایم و بارها در مطالب گوناگون مخالفت صریح خود را با بومی بودن فرماندار اعلام نموده ام .

اما صراحتا اعلام میدارم که سه تفنگدار فرصت طلب شهرمون نه تنها از اقای توکلی بلکه از چند نفر دیگر من جمله سه نفر از اعضای ستاد دکتر قالیباف برای گزینه معرفی کردن بعنوان فرماندار هشترود رزومه گرفته اند که اگر لازم شود بنده نام افراد و کسی که این رزومه ها را دریافت نموده اعلام خواهم کرد

اقای محسنی و دوستانش برای سرپوش نهادن بروی حکم مشاوری خود سعی دارند بنده را نزد اصلاح طلبان هشترود تخریب کنند که قویا انرا تکذیب می نمایم


نوشته شده در تاريخ بیست و نهم آذر ۱۳۹۲ توسط پیام رنجبر موسوی

بر اساس شنیده ها جناب اقای مهندس نجاری فرماندار هشترود به اقای علی محسنی رئیس ستاد دکتر روحانی در هشترود ! حکم مشاور امور اجتماعی داده اند و بقولی ایشان را به این سمت منصوب نموده اند !!!!

در این راستا چند مسئله شبهه دار می نماید :

1- این حکم با چه معیاری بنام اقای محسنی زده شده است ؟ اقای محسنی دارای چه مدرکی در خصوص مسائل اجتماعی می باشند ؟

2-اقای محسنی با چه معیاری حکم مشاوری فرماندار دولت احمدی نژاد را قبول نموده است ؟

3-ایا با توجه به تغییر استاندار و احتمال تعویض فرماندار این حکم جهت ممانعت از تغییر احتمالی فرماندار هشترود می باشد ؟

4-اقای محسنی در جشن همدلی دعوت از اقای شیری با عنوان اینکه ایشان اصلاح طلب نیستند را اشتباه می دانست و شدیدا با ان مخالفت می نمود ! حال دریافت این حکم از فرمانداری که هشت سال مخالف اصلاح طلبان بوده است چه تدبیری در پی دارد ؟

5-جناب اقای مهندس نجاری اعلام نمایند در حالیکه چندین نفر کارشناس و کارشناس ارشد امور اجتماعی در این شهر بیکار می باشند اولا لزوم صدور حکم مشاور اجتماعی برای اقای محسنی چه بوده است ؟ دوم اگر ضرورتی در کار بوده چرا از نیروهای کارشناس و متخصص و مجرب استفاده نشده است ؟

من امیدوارم که اقای محسنی برای شفاف سازی مواضع حامیان دولت تدبیر و امید و دلیل دریافت حکم فوق الذکر را از فرماندار وقت هشترود صریحا اعلام نموده و ضمنا شفاف سازی نمایند که ایا این حکم را دریافت نموده است یا نه ؟


نوشته شده در تاريخ بیست و هشتم آذر ۱۳۹۲ توسط پیام رنجبر موسوی
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
فال حافظ