تاريخ : بیست و ششم آذر 1393 | 18:0 | نویسنده : پیام رنجبر موسوی
 عصر ایران؛ رضا غبیشاوی - مشخص شدن ایرانی بودن عامل گروگانگیری سیدنی استرالیا باعث شوکه شدن بسیاری از ایرانی ها شد. در واقع خیلی از ایرانی ها فکر نمی کردند عامل چنین حادثه ای که پرچم گروه های افراط گرای اسلامی را برافراشته بود و منجر به مرگ 2 انسان بی گناه شد؛ "محمدحسن منطقی" یک هموطن باشد.به نظرم این حادثه تلخ، ایرانی بودن گروگانگیر تا حواشی بعدی آن، می تواند برای ما درس ها و تلنگرهایی داشته باشد که به چند مورد آن اشاره می کنم.

بعد از این حادثه، مردم، رسانه ها و مقامات استرالیا و در رأس آنها نخست وزیر استرالیا تلاش کردند حادثه را، "فردی" و "غیرمرتبط با جامعه مسلمانان یا ایرانی های این کشور" اعلام کنند.
آنها سعی کردند به جامعه ایرانی و مسلمان استرالیا اطمینان بدهند به واسطه این رویداد، خطری آنها را تهدید نخواهد کرد. برای این اقدام  از مقامات تا رسانه ها و شهروندان عادی استرالیا وارد گود شدند. این رفتار عاقلانه و خرمندانه آنها قابل ستایش و الگوبرداری است.

گل های مردم استرالیا در محل گروگانگیری و قتل 2 شهروند در مرکز سیدنی استرالیا

 

گلباران محل کشته شده ها توسط مردم در استرالیا (عکس)
 در این زمینه می توان به راه اندازی کمپینی با عنوان Illridewithyou# در شبکه اجتماعی توئیتر از سوی مردم استرالیا اشاره کرد. در این کمپین مردم استرالیا به زنان محجبه پیشنهاد می کردند اگر از رفتارهای انتقام گیرانه به دنبال گروگانگیری سیدنی استرالیا نگرانی دارند می توانند یک روز کامل را با آنها در خیابان ها و اماکن عمومی همراه شوند تا کسی نتوانند به آنها آزار برساند.

مردم و مسؤولان و رسانه های ایرانی هم باید بدانند در رویداد احتمالی مشابه، باید بر آرام کردن جامعه و جدا کردن یک یا چند خطاکار از قشر مربوط به آن تاکید کنند.

به راستی اگر مشابه حادثه سیدنی استرالیا در ایران روی می داد و مشخص می شد عامل حادثه یک شهروند افغانستان، عراق یا کشور دیگری است، واکنش مردم و رسانه های ایرانی به این حادثه چگونه بود؟ آیا ما هم می توانستیم مانند مردم، مسؤولین و رسانه های استرالیا، قائل به تفکیک میان فرد خاطی و جامعه وابسته به وی شویم یا اینکه حس تنفر شدیدی نسبت به کل آنها در جامعه رواج می یافت؟
 
ریشه این موضوع را هم باید در مطلق گرا بودن بسیاری از ایرانی ها با چاشنی خودبرتر بینی دانست. بسیاری از ایرانی ها هنوز به شدت مطلق گرا هستند یعنی معتقدند مردم یک کشور همه یا کاملا خوب هستند یا بد. یک روزنامه خوب است یا بد. یک فرد خوب است یا بد. یک مقاله یا کاملا خوب است یا بد.

محمدحسن منطقی (هارون مونس) ایرانی عامل گروگانگیری سیدنی استرالیا

درسی که ماجرای
قدرت تفکیک ضعیفی داریم و نمی توانیم بگوییم مردم این کشور یا آن ملت این ویژگی های مثبت را دارند و همزمان ویژگی های منفی هم دارند. یا فلان انسان، این رفتارهای مثبت و این رفتارهای منفی را دارد. یا فلان مقاله این بخش های مثبت و این بخش های نادرست یا منفی را دارد و ... .

علاوه بر این، میزانی از خوبرتربینی نژادی، زبانی، لهجه ای و ملیتی نیز در میان بخش مهمی از ایرانی ها وجود دارد.
این برتردانستن زبان، ملیت، نژاد و لهجه، نه تنها نسبت به غیرایرانی ها بلکه نسبت به بخشی از ایرانی ها نیز وجود دارد. با گشتی در مترو، اتوبوس، پیاده رو و تاکسی،شبکه های اجتماعی و ... رفتارهای تحقیر آمیز برخی ایرانی ها نسبت به هموطنان دارای فرهنگ، زبان، لهجه، نژاد و لباس متفاوت قابل مشاهده است.

شاید در حادثه گروگانگیری در سیدنی، بعد از مردم استرالیا ، این ایرانیان هستند که به واسطه ایرانی بودن عامل جنایت، غمگین اند ولی در عین حال این اتفاق تلخ، شاید تلنگری باشد بر رفتارهای ما در برابر برخی هموطنان و شهروندان دیگر کشورها


تاريخ : بیست و چهارم آذر 1393 | 8:35 | نویسنده : پیام رنجبر موسوی

سلیم پور معلمی از اهالی هریس بعد از انتخاب دولت تدبیر و امید به عنوان بخشدار مرکزی هشترود انتخاب شد

طبق عادت شایع شده توسط ستادیون احمدی نژاد ، بعد از انتخابات سال 92 نیز اقایون سه میم دور وبر این جوان خوشفکر و با انگیزه را گرفتند و اقای سلیم پور هم مطابق با دستور العمل رفتاری اقای فرماندار با انها بیشتر خوش بود تا با سایر اصلاح طلبان ! از انجائی که اصلاح طلبان واقعی زیاد به دنبال کسب مقام و موقعیت نیستند و بیشتر تلاش دارند تا به هر وسیله ممکن تفکرات اصلاح طلبان را ترویج و گسترش دهند لذا دوستان اصلاح طلب معتدل و فعالین اصلی ستاد دکتر روحانی در هشترود خیلی با طمانینه کناری نشستند و منتظر فرصت بودند تا ماهیت حقیقی این اقایان بخود دوستان عزیزمان اقای فرماندار و بخشدار محترم روشن شود البته یکبار با اقای سلیم پور جلسه ای گذاشتیم و بصورت مفصل موارد را بیان داشتیم و مکررا هم اقای فرماندار را در جریان امور قرار داده ایم و از لحاظ وظیفه شرعی و حزبی ما به اشد صورت به وظیفه خود عمل نمودیم ! ولی خوب زیاد جواب نداد تا اقای بخشدار همچنان یار غار و محرم اسرار سه میم باشد! مبارک بود ! برای ما هم مهم نبود !

تا اینکه اخیرا بر اساس شنیده های موثق یکی از سه میم که خیلی علاقه دارد بخشدار یا معاون فرماندار باشد ( و برای رسیدن به پست معاونت که اول دلش برای ان له له میزد و در این راه تمامی کسانی را که احساس میکرد سد راهش هستند با زیرکی ناک اوت نمود و البته بدلیل سادگی و ساده لوحی ان دوستان هرگز متوجه نشدند که چوب از کدام مسیر وارد استین مبارکشان شده است و بر همین اساس زرنا را از طرف گشاده زدند! که بگذریم نمی خواهم باز کنم که چطور اقای میم علیه اقای ب و م و م جریان سازی نمود چه تیرهای نامرئی که بسوی انها پرتاب نکرد که اتفاقا بیش از هفتاد هشتاد درصد تیرهایش بدلیل ساده لوحی این دوستان سیاستمدار نمایمان به هدف نشست و ثمره اش ان شد که کسی از اعضای ستاد دکتر روحانی معاون فرماندار نشد در این میان خوب سپرهای نامرئی هم بود که برخی تیرهای نامرئی اقای میم را خنثی کند چه نامه ها و مکاتبه هایی با سران ستاد دولت تدبیر و امید صورت گرفت تا اقای میم نتواند به مقصد اولیه اش برسد ؛ بماند !!!

هرچند در برهه ای ما شدیم پلیس بده و اقای میم شد بتمن ! اما باز هم بگذریم که زمان قضاوت خواهد نمود و تاریخ بهترین سند خیانت یا خدمت افراد است و البته در ادامه مطلب اشکار می کنم که تمامی این مطالب اثبات شده است ) القصه !

اقای میم ما که تیرش در نهایت به سنگ خورد و معاون فرماندار نشد ! تلاشهای شبانه روزی و بی وقفه ای برای بخشدار شدن اغاز نمود اما در این راه با چند مشکل مواجه بود اولا بخشدار مرکزی از دوستان اقای فرماندار بود دوما این اقای میم یکبار از سوی استانداری ناک دان شده بود و سوما اقای میم خیلی عجله داشت !

البته ناگفته نماند که بر اساس شنیده های کاملا موثق اقای میم چنان زیر اب بخشدار مرکزی را زده بود که احتمالا میشد با ابش پایاب سد سهند را هم ابیاری نمود! اما غافل بوده که این ممه رو لولو برده و اش با جاش نیست و اگر قرار باشد که اقای سلیم پور برود { که نمی رود } باز اصلاح طلبان بیدار قطعا اجازه نمیدهند اقای میم بشه بخشدار !!!! انهم از نوع مرکزی اش ؟!!!

این از کل ماجرا و اما بعد

جناب اقای سلیم پور یکی از ارزشی ترین و متعهد ترین و با تقوا ترین مسئولان سالهای اخیر هستند که هرچند با ما اصلاح طلبان فعال ستاد دکتر روحانی رابطه شیرینی ندارند ولی قطع یقین اینکه بالاخره ما هم بیکار نیستیم و کارهای اصلاح طلبان بخصوص مسئولان اصلاح طلب را رصد می کنیم و الحق و والانصاف باید بگویم که اقای سلیم پور بسیار فعال با انرژی و با انگیزه و در راستای ارائه خدمات به روستائیان عزیز از هیچ خدمت و تلاشی فرو نمی گذارند .

بنده دورادور شاهد فعالیتهای ایشان هستم و به سهم خود اصالتا و از سوی دوستان اصلاح طلب و فعالین ستاد دکتر روحانی نیابتا از اقای سلیم پور عزیز بخاطر اینکه در راستای رفع مشکلات روستائیان عزیز هشترودی تمامی تلاششان را بکار میگیرند تقدیر و تشکر می نمایم و همین جا اعلام می نمائیم که اصلاح طلبان معتدل فعال در ستاد مرکزی دکتر روحانی در هشترود از بخشدار متعهد و ارزشی و انقلابی مرکزی شهرستان هشترود جناب اقای سلیم پور کمال حمایت را داشته و دارند و در مقابل زیاده خواهی و وقاحت رفتار برخی که با نام اصلاح طلبی و به کام فرصت طلبی در صدد هستند تا با حذف نیروهای ارزشی اصلاح طلب راه را برای ورود تفکر متحجرانه و فرصت طلبانه و نفاق افکنانه باز نمایند ایستاده ایم و اخطار می نماییم که در صورت نیاز مجبور به افشای سند و احکام مربوط به ستاد دکتر قالیباف برخی ها در فضای مجازی خواهیم بود - بالاخره ما خبرنگاران گوشت هم را بخوریم استخوان هم را دور نمی اندازیم و روابطی داریم که برخی اسناد موجود را بین خودمان رد و بدل کنیم ( این نکته ویژه برای برخی ها که بداند از کجا می گویم و چه سندی دارم )

فی الواقع جناب اقای سلیم پور یکی از معدود بخشداران بخش مرکزی از بدو تا کنون هستند که با سعه صدر و نشاط و شادابی و روحیه و تفکر انقلابی و اصلاح طلبی مجدانه در راه تعالی نظام مقدس جمهوری اسلامی و تحقق اهداف دولت تدبیر و امید تلاش می نمایند.

لذا از تمامی مسئولین شهرستانی و استانی می خواهیم که با حمایت کامل از این نیروی ارزشی و انقلابی ؛ ضمن اشاعه این تفکر که از خدمات انسانها و مسئولین شایسته و زحمت کش تقدیر و قدردانی میشود تو دهنی محکمی به یاوه سرایان و دشمنان این ملت مظلوم و دردکشیده روستاهای هشترود بزنند و اجازه ندهند برخی ها تنها به حکم یک ورق کاغذ ستادی راه خدمت به مردم را سنگلاخی نمایند !

فراموش نکرده ایم که در هشت سال دولت احمدی نژاد !!! همین تصمیم گیریهای ستادیون بی سواد و فرصت طلب بود که باعث بروز اینهمه مشکل برای کشور گردید !

تصمیمات همین شبه ستادیون فعلی بود که باعث شد اختلاسهای سه هزار میلیاردی و 12هزار میلیاردی به وجود اید

همین شبه ستادیون بودند که بعدها بابک زنجانی شدند

لذا مجدانه و خاضعانه از مسئولین استانی تقاضامندیم که که اینبار بصورت اشد و جدی با کسانی که زندگیشان بعد از پیروزی دکتر روحانی ! تبدیل شده اند به ماشین زیر اب زنی و طومار نویسی بر علیه بچه های اصلاح طلب با معرفت و ارزشی و انقلابی شهرمان برخورد نمایند 



تاريخ : بیست و یکم آذر 1393 | 22:31 | نویسنده : پیام رنجبر موسوی

آغاز : جهت شادی ارواح طیبه شهدا ، روح بلند و ملکوتی حضرت امام و سلامتی مقام معظم رهبری و تعجیل در ظهور اقا امام عج صلوات

اعوذبالله من الشیطان رجیم بسم الله الرحمن الرحیم

مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُم مَّن قَضَى نَحْبَهُ وَمِنْهُم مَّن يَنتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِيلًا

در استانه اربعین حسینی قرار داریم من این مناسبت را خدمت تمامی دلدادگان امام حسین (ع) در سرتاسر عالم ، خدمت مقام معظم رهبری ، خدمت ملت بزرگ و شریف ایران ، اهالی محترم و حسینی شهرستانهای هشترود و چاراویماق ، و همچنین نمازگذاران محترم که هم در صف اطاعت و عبادت قرار گرفته اند وهم عزادار حضرت ابی عبدالله الحسین (ع) هستند تسلیت عرض می نمایم

در این فرصتی که در اختیار بنده است به چند بحث کلیدی و چند نکته حساس و مهم در مورد موضوع شهرستان و کشور و هم گزارشی از عملکرد فعالیت خود بعنوان خدمتگزار شما تاکنون را خواهم پرداخت و چون فرصت کم است من مجبورم مطالب را فشرده بیان کنم چرا که مشروح بیان نمودن این مسائل زمان و فرصت زیادی می خواهد 

انسانهای که خداوند خلق نموده است در مقابل تاریخ به سه دسته تقسیم میشوند

دسته اول انسانهای بی تفاوت هستند که در مقابل حوادث و مسائل جامعه و ظلمی که به انواع بشر میشود و ستمی که به مردم مستضعف و پائین دستی میشود و انحرافاتی که پیش پای جامعه بشریت قرار دارد بی تفاوت هستند و بقولی عیسی بدین خود و موسی بدین خود هستند

دسته دوم کسانی هستند که با جامعه کاری ندارند اما خودشان هم قاطی مسائل نمی شوند اینها به خانواده خود می رسند و با دیگران کاری ندارند و این حداقل کمی خوب است

دسته سوم اما مردانی در طول تاریخ هستند که مسیر تاریخ را عوض کرده اند انسانهایی که نه تنها تابع نشده اند بی تفاوت هم نمانده اند و برای نجات بشریت و انسانها در کل تاریخ و برای رفع ظلم و تبعیض و فساد و جلوگیری از غارت مردم تلاش کرده اند و جاودانه شده اند یکی از این مردان الهی حضرت ابراهیم (ع) می باشد که مسیر تاریخ بشر را عوض نموده است ، پدر توحید ! که زمانیکه همه بت پرست و مشرک و تابع نمرود بودند و فرهنگ شرک پرستی جریان داشت بطوریکه عمویش اذر نیز بت پرست بود یک تنه قیام نمود و اجازه نداد تاریخ به صورت رواج بت پرستی پیش برود و مسیر انرا عوض نمود ، هجرت به فلسطین و کنعان و رفتن برای بنا نهادن خانه خدا و قربانی کردن فرزند در پیشگاه خداوند منان حضرت ابراهیم (ع) را به جائی رساند که ایه امد یا ابراهیم (ع) من تو را امام قرار دادم و الگوی بشریت قرار دادم حضرت پرسید ایا ذریه من هم اینطور خواهند بود فرمود نه همه انها ف بلکه انهاکه خوبند ! تقریبا چهار نسل از ذریه حضرت ابراهیم (ع)در تاریخ اثر گذار بوده اند یکی از شاخه ها حضرت اسحق بود و پیامبر اسلام ص و حضرت علی (ع) و ائمه اطهار از نسل حضرت ابراهیم می باشند 

امام حسین (ع) که امروز دنیا نشان داده عاشق انحضرت می باشند از نسل حضرت ابراهیم (ع) است و در تاریخ ماندگار شده اند چون در مقابل ظلم و ستم ایستادند و سیر تاریخ را از مسیر انحرافی شرک به توحید تغییر دادند .

امام امت (ره) که انقلاب ایران را از مسیر انحراف ، از مسیر استعمار و استثمار نجات دادند و انقلاب را بنیان نهادند از نوادگان حضرت ابراهیم (ع) می باشند مقام معظم رهبری که امروز دنیا را هدایت می فرمایند و دوست و دشمن و تمامی دنیا در حیرت هستند که چطور این انقلاب پر تلاطم بعد از رحلت حضرت امام (ره) با اینهمه توطئه فرهنگی و اقتصادی و نظامی و با اینهمه فساد و فتنه ای که استکبار در اطراف ایران عزیز خلق نموده چنین با ارامش و طمانینه و استحکام در حال پیشرفت است همان سایه حضرت ایراهیم (ع) بر کل تاریخ بشریت است .

جوانان عزیز دقت کنند اگر امروز در کربلا تمامی شهدا ، تمامی نسل حضرت علی (ع) بغیر از دو امام معصوم همگی مظلومانه شهید شده اند ولی حال ببنید در کربلا چه خبر است ؟ امام حسین ع در طول تاریخ حاضر هستند و در این 1400سال در تاریخ هر روز اسمشان ذکر شده است و الان عرض جغرافیایی را هم فتح نموده و گسترش یافته است ،

اخبار صبح می گفت حدود 20میلیون زائر در نزدیکی کربلای معلی هستند " از هندوچین تا شبه قاره هند از کشورهای اسیای میانه تا امریکای لاتین از ایران عزیز و حوزه خلیج فارس از شمال افریقا تا امریکای جنوبی " همه به کربلا امده اند انهم در زمانی که داعش در حال تهدید است امریکا فکر میکرد که اسم امام حسین (ع) با تهدید داعش دیگر به میان نمی اید ولی برخلاف تصور استکبار جهانی نه تنها کربلا کل عرض دنیاست بله عاشورا کل یوم دنیا شده است و این ثابت شده است که نهضت جهانی شیعه شروع شده است و علایم ظهور انشالله در حال بروز است و مقام معظم رهبری به همه راهپیمایان چند میلیونی کربلای معلی و مردم ایران توصیه فرموده اند اولین دعای خود را دعای ظهور و فرج اقا امام زمان (عج) و سرنگونی و نابودی استکبار جهانی قرار دهند (تکبیر حضار)

آیا عاشقان امام حسین (ع) تنها ان بیست میلیون حاضر در کربلا هستند ؟خیر! انها کسانی هستند که هم دل و هم جسمشان را به کربلا برده اند ولی میلیونها نفر عاشق امام حسین (ع) در سراسر دنیا هستند که جسمشان در کربلا نیست و روحشان در کربلاست .

در یکی از مساجد تهران حاضر بودم علمای مسجد فرمودند ایهاالناس حال که دست همه به کربلا نمی رسد و البته میسر هم نیست 70میلیون نفر همه بروند کربلا !

لذا ما هم از هر نقطه تهران با پای پیاده به زیارت حضرت عبدالعظیم می رویم چرا که در احادیث هست أما إنّک لَوزُرتَ قَبرَ عَبدِالعَظیمِ عِندَکُم کُنتَ کَمَن زارَ الحُسَینَ بنَ عَلِیٍّ علیه السّلام لذا ما هم می گوئیم یا امام حسین (ع) کربلا نیامدیم اما حضرت عبدالعظیم برای زیارت امدیم !

اینجا دو پیام در این حرکت است که باید دنیا متوجه ان شود اولین پیام این است که حق و حقیقت از بین رفتنی نیست هرچند هم ظالمان تلاش کنند " يُرِيدُونَ لِيُطْفِؤُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ " استکبار جهانی ، ظالمان ارتجاعی منظقه ، رهابی ها ، تکفیری ها همه و همه باید بدانند که با کشتار و ظلم و ارعاب و تهدید راه و حق و حقیقت در دنیا گم نخواهد شد و روز بروز گسترش خواهد یافت. 

اما پیام دوم  برای ما مسئولان است ، برای حکام اسلامی ، برای انسانهاست که ببیند کار را مثل امام حسین (ع) انجام می دهند که بعد از 1400 سال هنوز مردم روز بروز بیشتر عاشقش می شوند باید این امر برای ما الگو باشد برای رئیس جمهور برای وزرا برای نمایندگان برای علما الگو باشد که کار را مثل امام حسین (ع) انجام دهیم و اگر نمی توانند حداقل راهش را ادامه دهند چرا که همه عاشقش هستند از مسیحی تا مسلمان ، از شیعه تا سنی و.... ! این باید درسی برای ما باشد درس مجاهدت در راه حق و حقیقت مجاهدت در راه اسلام باید الگوی واقعی باشد

انروزی که امام ندای هل من ناصر ینصرنی را سر میدادند این یک فریاد برای همه طول تاریخ بود و امروز می بینیم که برای همان فریاد میلیونها نفر در سرتاسر عالم کربلا نجف قاهره تهران و....فریاد می زنند لبیک یا حسین (همراهی مردم برای سه بار لبیک یا حسین )

این عشق نه ضعیف میشود نه کند میشود و نه بی ثمر ! بلکه مرام امام حسین (ع) مرام جد بزرگوارش پیامبر اسلام ، ائین محمدی حضرت پیامبر (ص) حاضل موضع گیری جانانه حضرت ابراهیم (ع) در مقابل زور مندان و بت پرستان است که تا ظهور حضرت امام زمان(عج ) ادامه خواهد داشت.

اما در مورد مسائل منطقه باید عرض کنم که مطلب اول این است که که ما باید در یکسری مسائل با هم توافق داشته باشیم توافق اولیه نباشد گاها تبلیغات سو و مورد دار انجام شده و دشمنان نظام و وحدت سو استفاده می نمایند و متاسفانه برخی عزیزان هم تحت تاثیر این سو تبلیغات قرار می گیرند

 اینکه بعد از بیست سال تلاش و زحمت و بزرگواری مردم این مسئولیت به بعده بنده گذاشته شده و این مورد توافق همه است اینطور نبوده که بنده یکدفعه از دانشگاه یا اموزش و پرورش امده و نماینده بشوم بیست سال تمام این مردم تلاش کرده اند

زمانی که بنده این مسئولیت را تحویل گرفتم شاهراه اینجا تا اتوبان (یعنی راه عزیزکندی و دامناب ) هرکسی که از تبریز می امد باید در داخل گل و لای میشد و بزحمت عبور میکرد چرا زود فراموش می کنید ؟ الان ایندوره را با ان دوره مقایسه کنید که اداره راه پروژه های عریض و طویلی خود شامل اسفالت بهسازی بیش از سی روستا ، شن ریزی  و بهسازی بیش از صد روستا خدمات شایانی به مردم نموده است ، فراموش کرده اید که از بابک تا هشترود اگر دریزین نبود باید می ماندیم اما الان راه دارد که بسادگی و سهولت قابل دسترسی است چرا فراموش کرده ایم ؟

وضعیت اموزش و پرورش طوری بود که 16 سال یک غیر بومی از یکی از شهرهای دور افتاده اردبیل انرا زیر نظر داشت چرا فراموش کرده اید چه کارهایی شده بود ؟ ان سالها را خود فرهنگیان بهتر می دانند !خود میدانند و خدایشان ! ما که از نزدیک ناظر بودیم ؛ بیاری خداوند و با همت شما مردم یکی از فرزندان این شهرستان را بر سکان این نهاد تکیه زده است ! اوضاع چطور بود الان چطور است خودتان قضاوت منصفانه کنید ؟ من نمی گویم مسئولان الان معصوم هستند خیر ! هیچکدام معصوم نیستند و اولاد ادم هستند ! اما میان ماه من و ماه گردون تفاوت از زمین تا اسمان است ! 

در اموزش عالی زمانیکه بنده نماینده شدم دانشگاه رئیس داشت که چون هئیت علمی جای دیگری بود تنها یکروز حاضر بود منابع خالی بدهی فراوان رشته ها تحلیل رفته و تعداد دانشجویان از 1700به 600کاهش یافته بود و اختلافات درونی زیاد بود بحمدالله با همت کادر زحمت کش دانشگاه و روسای منصوب شده بدهی ها صاف شده اند! و دانشگاه در حال توسعه است ! چند روز پیش بنده با دوستان در خدمت دکتر میرزاده رئیس دانشگاه ازاد اسلامی کشور بودیم درخواست ده رشته را نمودیم که شش رشته ان کارشناسی ارشد است هرچند الان هم دو رشته کارشناسی ارشد داریم که انشالله با تصویب انها بزودی دانشگاه ازاد جز دانشگاههای مهم منطقه میشود در دانشگاه پیام نور ساختمانی را شروع کرده بودند اعتبار پشت اعتبار اما ساختمان ناقص بود الان الحمدالله دگرگون شده است تنها یک سالن اختصاصی دانشگاه مانده که انهم بزودی شروع میشود

در بخش فرهنگی و هنری هم کارهایی صورت گرفته هرچند اداره ارشاد بصورت سرپرستی اداه شده است اما سازمان تبلیغات ، اداره جدیدالتاسیس میراث فرهنگی که برای توسعه و تشکیل موزه تلاشهایی شده و با ریاست فعال اداره با کمک مسئولین شهر در حال پیگیری است و واقعا یکی از ادارات جدید الاحداث قوی منطقه است

سازمان تبلیغات اسلامی هرچند در حد خواست نظام جمهوری اسلامی ایده ال نیست اما تلاش می کنیم اعتباراتشان زیاد شود

حوزه های علمیه با تلاش حاج اقا رشادی جان گرفته اند و حوزه علمیه خواهران انهم با ان عظمت براه افتاده است ! حال شاید بگوئی که اقای رشادی تلاش کرده تو چرا می گوئی ؟ برای اینکه بین ما وحدت است و همکاری داشته ایم ، کافی بود مثل قبلی ها اختلاف داشتیم و ایشان می گفت حوزه شود بنده می گفتم سالن ورزشی انوقت کار زمین می ماند ولی ما با هم تلاش کردیم و حوزه علمیه خواهران با ان عظمت تشکیل شد

بحث اصلی که تا به امروز یا بفکر کسی نرسیده بود و یا در توان کسی نبود مصلی شهر بود که ما بعد ازسی سال تامین اعتبار نمودیم و با کمک مردم و دولت مصلی تملک شد و ابروی شهر است زمانیکه یک مسئول کشوری به شهر بیاید باید همه کمک کنیم تا تکمیل شود

در بحث سد سهند وقتی بنده نماینده شدم و پیگیری کردم چرا از اب استفاده نمیشود گفتند که لوله کشی کرده ایم برق نداریم ، ما تلاش کردیم به اینجا و انجا رفتیم تا مشکل برق حل بشود ، اگر به رسوتای خورشید رفته باشید ما یک مجموعه کشت ذرت داشتیم که تمامی مسئولان را دعوت کردیم ، من از تهران میهمان داشتم به انها گفته بودم که خاک هشترود و چاراویماق یک خاک استثنائی است زیرش معدن است و رویش خاک حاصلخیز باور نداشتند وقتی امدند و دیدند اعتراف کردند که خاک منطقه استثنائی است همین امر باعث شد برق سد تقویت شود و 150هکتار پایاب اولیه به سه هزار برسد

بحث دیگر اطراف مسجد جامع است در زمان اقای هاشمی همین اقای اخوندی کلنگی زده بود و رها شده بود وقتی اقای اخوندی را دیدم گفتم هشترود را بخاطر داری ؟ گفت بله انجا کنار مسجد زیبای جامع یک کلنگی زدیم ! گفتم همان کلنگ بوده و کلنگ دوم زده نشده است ! باور نکرد کارشناس فرستاد و بعد سه معاون وزیرش را فرستاد الحمدالله دیدند من راست می گویم ! و با کمک اقای فرماندار و امام جمعه محترم و اهالی و دعای خیر مردم این پروژه حل شده است 6 ساختمان تملک شده و قرار است روز سه شنبه جلسه ای در تبریز داشته باشیم و انشالله شهرداری و شورای محترم شهر هم سریع بعد از تملک کار را شروع می کنند

بحث دیگر اب شرب این سه شهر است زمانیکه بنده نماینده شدم هر سه مورددار بود چرا زود فراموش کرده اید ؟ اب هشترود بوی ماهی میداد گاهی زرد بود گاهی تلخ بود گاهی بوی قورباغه میداد و اگر باران می امد له میشد ! ایا در این سه سال ماهی ها خودکشی کرده اند یا قورباغه ها رفته اند ! حالا که اب زلالی می نوشید چرا فراموش کرده اید ؟ با تلاش مسئولین اب و فاضلاب شهری که من از تلاششان تشکر می کنم تصفیه خانه هشترود با سیستم نانوئی و با صرف میلیاردها تومان الان بهترین اب را دارد هرچند من به این هم راضی نیستم و اخیرا وزیر محترم نیرو دستور داده به محض اتمام سد کلقان به هشترود ابرسانی شود ، اب شرب در قره اغاج کم بود و تابستانها اب قطع میشد ما دو تا چاه انجا حفر کردیم و الحمدالله مشکل اب قره اغاج هم حل شده و الان اب قره اغاج در حد اب معدنی است برای نظر کهریزی که ابش از چشمه تامین میشد اعتبار و مجوز گرفتیم از سد سهند خط لوله و تصفیه خانه تامین شود که برای نظرکهریزی و روستاهای اطراف برای صد سال اینده بس است

از امور زیر بنایی ازاد راه هشترود مراغه است ، میدانید که قرار بود ازاد راه فوق از مراغه شروع و در پل اغداغ به اتمام برسد از روزی که بنده به مجلس رفتم چه در دولت قبلی و چه فعلی و چه وزرای قبلی و فعلی و حتی روسای محترم جمهور قبلی و فعلی را ملاقات کردم و به زور داد و فریاد این را باطل کردم حتی یکبار نقشه را در وزارت راه پاره کردم که ما قبول نداریم چرا که اسم این ازاد راه هشترود مراغه است نه مراغه اغداغ پس باید از هشترود بگذرد و موفق شدیم که مسیر را از روستای بیات هماهنگ کنیم انشالله از مسیر بیات تا مقابل فرمانداری ازاد راه هشترود مراغه ایجاد میشود البته قرار بود در پایان ماه رمضان سال قبل عملی شود که بخاطر دو مشکل عملی نشد اول اینکه نقشه بیات تا فرمانداری حاضر نبود که خوشبختانه حل شده و دوم مدیرعامل بانک سپه بعنوان سرمایه گذار مریض شد و تا عوض شود و مدیر جدید کارها را تحویل بگیرد زمانبر شد که انشالله بزودی اغاز میشود

مورد بعدی صنعتی شدن هشترود بود درست است که کشاورزی محور استقلال و محور منطقه ماست اما برای توسعه و اشتغالزائی نیاز شدید به صنعتی شدن داشتیم چرا که بخش کشاورزی کافی نبود مثلا یک حاجی 10ریال زمین داشت وقتی فوت میکرد این زمین به 5نفر میرسید هر کدام 2ریال و بعد 50وراث و عملا این کشاورزی کفاف نمیکرد ، ما سه شهرک داریم که یکی فعال است یکی در حال احداث و دیگری در حال تملک ، انکه فعال است پرفسور هشترودی است که بیش از 50واحد در ان مستقر هستند فولاد هشترود تقریبا تمام شده است و دستگاههایش را نصب می کند بنزین یورو چهار که مدیرعاملش جناب اقای مهندس چراغی هم اینجا تشریف دارند فنداسیون و کارهای ساختمانی را پیش میبرد ، ریل اسانسور در حال عملیات نصب و ساخت است کارخانه باطریسازی تقریبا 50درصد کارهایش انجام گرفته ، یکی از دو پالایشگاه قیر تکمیل شده و چند روز بعد افتتاح میشود و دومی هم در حال احداث است ، کارخانه بزرگ کاغذ سازی انشالله روز دوشنبه در جلسه کارگروه اشتغال استان سهم ابش از سد سهند را حل کنیم اغاز بکار می کند که 350نفر اشتغالزایی مستقیم را در پی خواهد داشت که بحث در این مورد زیاد است و انشالله اقای قهرمانپور در این مورد توضیحات کافی را در نمازجمعه های بعدی میدهند 

البته من به مردم حق میدهم باور نکنند از بس به اینها وعده دروغ داده شده است که باور نیم کنند ولی دیگر بیش از حد عدم باور هم افراط است بله مار گزیده از ریسمان سیاه و سفید می ترسد ولی بعد از مدتی دیگر نه از مار می ترسد و نه از ریسمان دیگر نباید خورشید را ببینیم و باور نکنیم

در توسعه عمران در فاصلاب روستائی خیلی از روستاهایی که قبل از بنده اب نداشتند صاحب اب شده اند مدتها بود که برای حفر چاه پروانه صادر نمیشد ما اینرا حل کردیم که البته بدلیل تقاضای زیاد نوبت بندی شده است در بحث  مخابرات ببنید چند روستا اینترنت پر سرعت دارند چند روستا که قبلا تلفن نداشتند تلفن دار شده اند و یا خطهایی که خراب بود اصلاح شده است من بخواهم اماری بگویم زمانبر است

در بحث گازرسانی دوستان غوغا کرده اند من تشکر می کنم چرا که از سال 80تا 90تنها 28 روستا گازدار بوده اند ولی الان بیش از صد روستا گازدار شده اند و با قولی که بنده از وزیر و مدیرکل محترم گرفته ام تا پایان سال بعد تقریبا تمامی روستاهای هشترود گازدار خواهند بود

در بحث بهداشت و درمان زمانیکه بنده نماینده شدم بیمارستان در حال تخریب بود بیمار نداشت چون پزشک نداشت پرستار درست کار نمی کرد الان بحمدالله در حالیکه حتی بیمارستان چاراویماق هم فعال و تجهیز است و پزشک و پرستار دارد و بیمار بستری می کند بیمارستان هشترود هم فعال است تمامی بخشها فعال شده و پزشکان متخصص در تمامی رشته ها وجود دارند که من از دولتمردان بخصوص وزیر محترم بهداشت تشکر می کنم چند روز پیش وزیر محترم نامه ای به بنده فرستاده که نوشته : پیرو پیگیریهای حضرتعالی این وزارتخانه موافقت خود را با تاسیس 27 خانه بهداشت در 27 روستا اعلام میدارد

در مورد بخش کشاورزی ، خدمات اجتماعی ، کمیته امداد ، بهزیستی ، هلال احمر و بانکها که خدماتشان زیاد است در صحبتهای بعدی عرض خواهم نمود تنها یک مورد اشاره کنم که برای تاسیس درمانگاه تامین احتماعی مجوز گرفتیم و من از اهالی گنجینه کتاب تشکر می کنم که زمین را اهدا کردند تا من پیش دولت و زیر محترم رو سفید باشم درمانگاه یک پروژه عظیم است که تا دهه فجر نقشه و کارهایش صورت می گیرد و برای بازنشستگان و حقوق بگیران بسیار خوب خواهد بود انشالله که مردم مریض نشوند ولی اگر خدای ناکرده کسی مریض هم شد بصورت رایگان از خدمات درمانی برخوردار می شود

نهادهای انقلابی شامل بنیاد شهید ، بنیاد مسکن ، نهضت و بسیج و... ببینید چه کارهایی صورت داده اند تنها بنیاد مسکن ببینید چند روستا را اباد کرده است چقدر وام برای ساخت خانه داده است یا بسیج چه کارهایی نموده است.

ما باید هر روز که از خواب بیدار می شویم درود بفرستیم برای شهدا برای حضرت امام برای فرماندهان عزیز سپاه که در سراسر کشور پایگاههای بسیج فعال هستند و همیشه در خدمت مردم هستند و اگر خدای ناکرده اتفاقی هم بیافتد باز بسیج در صف اول خواهد بود من مژده میدهم که هم در بودجه 94 و هم در تنظیم بخشی از مقررات مالی دولت تلاش شده تا مبلغ مشخصی از بودجه دولت به بسیج و ورزش و جوانان در روستاها اختصاص داده شود

البته چهار جلسه این چینی می خواهد که بنده بتوانم بخشی از خدمات دولت و نظام مقدس را خدمت شما عرضه نمایم در اخر سلام می فرستیم به اقای ابی عبدالله

در پایان در پی درخواست یکی از معتمدان برای اشتغالزائی اقای شیری گفت : مشکل بیکاری منطقه تقریبا حل شده است بالاخره احداث یک ساختمان معمولی دو سال طول می کشد کارخانه جای خود دارد ولی در همین مسجد قول میدهم که با راه اندازی کارخانه های شهرک صنعتی پرفسور هشترودی نه تنها بچه های ما بیکار نباشند حتی شاید مجبور شویم از جاهای دیگر کارگر استخدام کنند ولی بحث استخدام دولتی را فراموش کنید چرا که استخدام ممنوع است و تنها اگر تامین اعتبار شود دولت ان 800هزار نفر را که از طریق ازمون انتخاب شده اند را استخدام خواهد نمود

 عکسها بعدا اضافه میشود



ایده علل توسعه نیافتگی ایران
در یادداشت زیر که بخشی از آن طی چند روز گذشته منتشر شد بررسی ده دلیل محتمل برای طرح ایده ابعاد نامحسوس و خلقی توسعه نیافتگی ایران می‌پردازیم. ابتدا کلیت مفاهیم نظری که شامل:
۱- ضعف علمی در کلیت جامعه
۲- نازل بودن مقام فکر و اندیشه؛
۳- تعریف کوتاه مدت از زندگی؛
۴- غلبه زرنگی‌های کوتاه مدت؛
۵- محدود بودن دامنه لذات؛
۶- ضعیف بودن اهداف جمعی؛
۷- علاقه فراوان به دنیا؛
۸- ضعف هنر گوش کردن؛
۱۰- جامعه ضعیف اخلاقی؛
۱۱-ضعف اساسی در انتقاد و خودانتقادی
حال به بررسی چرایی هر کدام از این عوامل و اثر آن‌ها بر رفتار مردم ایران می‌پردازیم:

ضعف علمی در کلیت جامعه

علم و علمی بودن بخشی از مشکلات بشر راحل می‌کند. علم انسان را حلیم و متواضع می‌کند و چون آدمی به وسعت جهل خود پی می‌برد، کمتر می‌گوید و بیشتر گوش می‌کند. علم محدودیت‌های‌شناختی انسان را به او می‌فهماند: هم او را عاقل می‌کند و هم اخلاقی. مجموعۀ جامعه، فرهنگ، دستگاه اجرایی و حتی اقتصاد ایران، حد بسیار کمی از علم پذیری را در خودجای داده است. شفاهی بودن جامعه بر مطالعه و آگاهی اولویت دارد.

کتابخوانی در جامعه ایران روبه کاهش است

کتابخوانی روز به روز رو به کاهش است. حاشیه‌های زندگی باعث شده آرامش کافی برای مطالعه و درونگرایی و گوش کردن به نهاد درون و ارتقاء سطح آگاهی و شناخت محدودشود. جامعۀ علمی اهمیت تخصص را بالا برده و افراد را آموزش می‌دهد تا در حدودتخصصی خود نظر بدهند. فردی که کار او میوه فروشی است طبعا در جامعۀ علمی وتخصصی به خود اجازه نمی‌دهد در مورد اهمیت انرژی هسته‌ای اظهار نظر کند. مجری تلویزیونی هم در یک جامعۀ علمی و تخصصی به دلایل فکری و استدلالی، سراغ میوه فروش برای شناخت عمیقتری از انرژی هسته‌ای نمی‌رود. علم باعث می‌شود تا افراد ذهنیتی پیدا نکنند که همه چیزفهم و همه فن حریف هستند و از این روست که جامعۀ علمی از سرچشمهای دیگر انسان‌ها را مدنی و اخلاقی می‌کند. حتی اگر نخواهیم جامعه‌ای را علمی کنیم، مطالعه عمومی خود زمینه ساز فهم بهترمی‌شود و افراد را فهیم‌تر می‌کند هرچند آن‌ها در حرفه‌های غیر تخصصی مشغول به کار باشند. اتکاء اکثریت جامعه برشنیده‌ها باعث می‌شود شخص از ظرفیتهای مستقل فکری برخوردار نگردد. مطالعه و تحصیلات، درست برعکس است البته مطالعه‌ای که طیف اندیشه و تنوع دیدگاه‌ها در آن وجود داشته باشد. جامعه کم مطالعه، نه تنها با امواج حرکت می‌کند، بلکه به بنیان‌های مستحکمی جهت قضاوت پیرامون تعدد موضوعات مجهز نمی‌شود. در این میان مطالعات جدی تاریخی درمدارس و دانشگاه‌ها و همچنین مطالعات مقایسهای رمان‌های داخلی و خارجی، ظرفیت‌های فکری آحاد یک جامعه را افزایش می‌دهد.

۲-نازل بودن مقام فکر و اندیشه

از آنجا که در جوامع عقب مانده و در حال رشد، ارتباطات بر تخصص، تقریبا غلبه کاملی دارد، سطح فکر و تخصص ارزش و اهمیت خود را از دست می‌دهد. فکر در قالب‌ها و جوامعی اهمیت پیدا می‌کند که قصد رشد و پیشرفت باشد. یکی از راههای شناخت افراد، سازمان‌ها و حکومت‌ها، شناخت اولویت اول آنهاست. اولویت اول، معرف فکر، هدف و فرآیندهاست به خصوص زمانی که به طور حقیقی، اولویت اول با تمرکز و جدیت پیگیری شود.

مثال کره جنوبی و ژاپن


کره جنوبی و سنگاپور دو نمونه بارز این بحث هستند. هردو کشور در پی افزایش ثروت ملی و بهبود تدریجی وضعیت زندگی شهروندانشان هستند و طی سه دهه گذشته به رشدیافته‌ترین کشورهای آسیایی و در بعضی از شاخصهای توسعه، به بر‌ترین کشور‌ها در سطح جهانی مبدل شده‌اند. اولویت اول این کشور‌ها پیشرفت است وتمرکز خارق العاده‌ای بر این مسئله در این کشور‌ها جاری است. نمی‌توان در کنارپیشرفت، پانزده هدف دیگر هم داشت و ضمنا پیشرفت هم کرد. پال کندی در کتاب صعود و سقوط قدرت‌های بزرگ، ۳۱ فرمول اصلی سقوط را تعهدات متعدد و فراوان در برابر امکانات و منابع محدود می‌داند.

نقش حسادت در عدم پیشرفت ایرانیان

در جامعه ایرانی که یکی از پرحسد‌ترین جوامع بشری است، توانمندی‌ها و ظرفیت‌های افراد سرکوب می‌شود. افراد توانمنددرفضای جامعه می‌آموزند که ظرفیتهای خود را پنهان کنند زیرا از فرآیند جامعه پذیری یاد می‌گیرند که مورد تضعیف و تخریب قرار می‌گیرند. این یکی از ضعف‌های مهم فرهنگی ایران است که با موفقیت و توانمندی افراد برخورد منفی می‌کند. به لحاظ تاریخی، این خصلت از فرآورده‌های اقتدارگرایی است که به افراد ضعیف، چاپلوس و مطیع بها می‌دهد. افراد می‌آموزند که با ‌‌نهایت سهولت و با اتکاء به صفت چاپلوسی، مدیر و وزیر شوند و مدیر و وزیر بمانند. فکر زمانی ارزش دارد که هدفی فرا‌تر از تملق به افراد وجود داشته باشد؛ کالایی می‌خواهد تولید شود؛ گره‌ای باز شود؛ مشکلی حل شود و راهکاری پیدا شود. به واسطة رسوبات انباشته شده ناخودآگاه تاریخی درشخصیت ایرانی، افراد در جامعه ایرانی نیاز مبرمی به تأیید دیگران دارند و از این زاویه شخصیت ایرانی بسیار ضعیف است.

جایگاه تملق در مراوادت سیاسی ما ایرانیان
با توجه به این ضعف، تعریف و تمجید و تملق درمراودات و فضای اداری، اجتماعی و سیاسی به طور محیرالعقولی کارساز است وافراد را از هیچ به همه چیز می‌رساند. طبیعی است که در چنین فضایی، فکر واندیشه رشد نکرده و ظاهرسازی و ظاهربینی مبنای ارتباطات و زندگی می‌شود.

 ۳-تعریف کوتاه مدت از زندگی

هر پدیده‌ای که جنبه درازمدت داشته باشد، دررفتار فعلی انسان‌ها اثرات مثبت می‌گذارد. اگر نوجوانی بیاموزد که به دندانهای خود به عنوان پدیده‌های ۶۰ الی ۷۰ساله نگاه کند، در مراقبت از آن‌ها دقت بیشتری می‌کند. اگر فردی با دوست یا اقوام خود به طور اتفاقی در رانندگی تصادف کند، برخورد او با تخلف طرف مقابل با یک فرد عادی متفاوت خواهد بود. جغرافیا و تاریخ ایران حکایت ازشرایطی می‌کند که بیقانونی و تاخت وتازهای فراوان، شخصیتی کم ثبات وکوتاه مدت به وجود آورده است. پایداری قاعده و قانون، آرامش قابل توجهی به انسان‌ها می‌دهد و عکس آن نیز ناآرامی ایجاد می‌کند. ناپایداری قواعد و کم ثباتی سیاسی و تغییر دائمی شرایط زندگی، به عنوان یک ساختار در ادبیات سازه انگارانه، انسانهایی را به ارمغان آورده که زندگی را فرصتی کوتاهمدت برای رسیدن به اهدف می‌پندارند. تغییرات دائمی در سیاست‌ها، آئین نامه‌ها، ساختار‌ها و جریان‌های فکری، اهمیت زندگی را برای ایرانی کاهش داده است واحساسی ناخودآگاه بر عبث بودن زندگی را در او ایجاد می‌کند. اینکه بسیاری خواسته یا ناخواسته، حامل چندین شخصیت در طول روز هستند، جدی بودن و با ارزش بودن زندگی را می‌کاهد و گذرا بودن آن را تقویت می‌کند. این شرایط روحی، فکری و شخصیتی، ایرانی را تنها و بدبین کرده و به سوی ایده آل‌ها، ایدئالیسم و تخیلات سوق می‌دهد. در مقام مقایسه، درحالی که یک دانمارکی همچنان که به دهة هفتاد زندگی خود واردمی‌شود، با دیدی مثبت به کار و زحمات و خدمات گذشته و محیط اجتماعی خودمی‌نگرد و نوعی رضایت نسبی در او نمایان است. ایرانی که وارد سنین کهولت می‌شود، انباری از گله‌ها و شکایت‌ها و رنجوری‌ها و ناجوانمردی‌ها و کمبودهای گذشته را دائما در ذهن خود مرور می‌کند. اگر تعدادی بیوگرافی اروپایی، روسی وایرانی را با یکدیگر مقایسه کنیم ۳۴ با سرعت به فضاهای متفاوت زندگی‌های گذشته افراد دست می‌یابیم. یکی از دلایلی که سبب می‌شود معنای زندگی، محدود وکوتاه مدت شود، نگاه ابزاری به انسانهاست. اگر تلقی از دیگران به واسطه وجود ارزشهای شخصیتی، اخلاقی، انسانی و فکری آن‌ها باشد، برداشت از آن‌ها پایدارترمی‌شود و ماندنی‌تر. ادراک سطحی از وجود دیگر انسان‌ها باعث می‌شود تا زمانی که فایدهای مادی و ابزاری دارند به استخدام افراد درآیند و از آن‌ها استفاده شود. بنابراین، ریشه اصلی نگاه کوتاهم دت به زندگی در تفاسیری است که از انسانهای دیگر در جامعه وجود دارد.

۴- غلبه زرنگی‌های کوتاه مدت

با توجه به نگرش‌های کوتاه مدت از زندگی وفرصت‌هایی که پیش می‌آید، افراد ایرانی سعی می‌کنند در کوتاه‌ترین زمان ممکن، حداکثر بهره برداری را بنمایند. بی‌ثبات بودن شرایط، قاعده‌مند نبودن رفتار‌ها و تغییرات دائمی باعث می‌شود که نگاه تدریجی و درازمدت از میان برود. از این رو، فرد تمامی قوه خلاقیت خود را به کار می‌بندد تا بتواند در کوتاه‌ترین زمان، حداکثرگرایی کند و ازبهره‌های ممکن که احتمال موقتی بودن آن‌ها فراوان است استفاده کند.

فسادهای معمول در جامعه ایرانی ناشی از چیست؟


این زرنگی کوتاه مدت هم فسادآور است و هم مانع از اجرای طرح‌های جامع و بزرگ می‌شود. درچارچوب فضای فکری و رفتاری افراد در کوتاه مدت، پیشرفت و توسعه بی‌معنا است؛ زیرا بعضا باید بنگاهی یا دولتی مقدمات کار را فراهم آورد تا چندین دهه بعد، پاسخ‌های نهادینه شده آن را بدست آورد. فکر کوتاه مدت که به دنبال خود رفتارکوتاه مدت را به همراه دارد، در فرآیندهای توسعه، پاسخگو نیست.
 
۵- محدود بودن دامنه لذ‌ات

با مقدمات چهار اصل گذشته به این قالب می‌رسیم که معنای زندگی بسیار محدود است و از دیدگاه شخص متوسط ایرانی، باید از هرفرصتی برای بهرهبرداری از امکانات استفاده کرد. ازآنجاکه تاریخ اقتصادی ایران نیزمشکل توزیع غیرعادلانۀ امکانات و منابع را گواه می‌دهد، بخش عمدۀ فرصت یابی افراد دردامنة مسائل مادی بوده است. تلاش برای بدست آوردن امکاناتی برای خود وخانواده از اولویت خاصی برخوردار بوده است. با توجه به غیرتولیدی بودن و ملوک الطوایفی بودن ساختار اقتصادی ایران، به میزانی که افراد می‌توانستند خود را به نهادهای دولتی نزدیک‌تر کنند، از امکانات بیشتری بهره‌مند می‌شدند. از این رو، بقاو دسترسی به امکانات مادی باعث شده تا افراد دایره اهداف خود را محدود کنند وبرای قرن‌ها، سیستم ارباب رعیتی را بپذیرند. اینکه یک شهروند عادی نروژی تعطیلات تابستانی خود را درمنطقه شرم الشیخ مصرصرف مشاهده و عکس گرفتن ازماه‌های رنگارنگ کف دریا می‌کند، در ابتدا حاکی از نگاهی خاص به زندگی، با ثبات بودن شرایط و زمان، و سپس گسترده بودن گستره لذت‌ها و نوعی آرامش در روح وروان و فکر فرد است. چنین شهروندی همانند میلیون‌ها نفر در قاره ۱۸۰ میلیونی اروپا، زندگی عادی دارد و با درآمدی متوسط، مسائل زندگی خود را مدیریت می‌کند،ولی نگاهش به زندگی فرا‌تر از پول جمع کردن، تجملات و ظاهرسازی است. درموردساده زیستی وظاهر غیرآرایش کرده شهروندان اروپایی شنیده‌ایم.آراستن ظاهر،ولی کتاب نخواندن، رمان نخواندن، اهل بحث و گفتوگ و نبودن، آشنا نبودن با تاریخ وادبیات و دقت قابل توجهی صرف گردهمایی‌های روزانه کردن، از ویژگی‌های جوامع رشدنیافته، و یا با تسامح بگوییم، در حال رشد است. کتاب خواندن، فیلم‌های داستانی و انتقادی دیدن، علاقه‌مندی به هنر و تئا‌تر، مشاهده طبیعت و کویر، وقت برای خودسازی گذاشتن و توجه به شخصیت، ظرفیت‌ها وتوانمندی‌های خود کردنمی‌تواند در طیف لذت‌های فردی قرار گیرد. در جوامعی که تعریف از زندگی محدود، ودامنه زندگی کم ثبات و کم ارزش است، زندگی صرفا مادی و جمع کردن پول و امکانات بی‌حد و حصر، به اشتباه معنای رشد و موفقیت فردی پیدا می‌کند.
 
۶- ضعیف بودن اهداف جمعی

یکی از پیآمدهای مثبت مفهوم دولت - ملت Nation-statظهور و تثبیت اهداف جمعی و متمرکز است. ایران که برای قرن‌ها یک امپراطوری بوده، تنها در قرن اخیر و به صورت ناقص در مسیر دولت - ملت حرکت کرده است. در متون تخص صی علم سیاست، سرزمینی را کشور می‌نامیم که از مرحله دولت – ملت عبور کرده است و مباحث کلان فلسفی و هویتی تا اندازه قابل توجهی درآن میان نخبگان ابزاری و نخبگان فکری به موازات لایه‌های متفاوت اجتماعی حل شده باشد. اینگونه مباحث در ایران در حال شکل گیری هستند و از یک منظر تاریخی چند قرنه، در شرایط کنونی، مراحل طبیعی و تکاملی خود را طی می‌کنند.

اقتدار گرایی تاریخی  چه خسارت‌هایی رابه بار آورده است؟

اقتدارگرایی تاریخی ایرانی نیز باعث متفر ق شدن مردم شده و زمینه ساز انشعابات اجتماعی بوده است. زمانی که بخشهای مختلف جامعه اهداف و اولویت‌های گوناگون و بعضا متضادی داشته باشند، نمی‌توان کارآمدی و پاسخگیری از مجموعه فعالیت‌های آن جامعه انتظار داشت. کارآمدی نتیجه تمرکز وکار فراوان هدایت شده است.تعددو تضادجهان بینی‌هادر بخش‌های مختلف جامعه همچنین موجب متفرق شدن اهداف شده است. این نکته را باید در نظر داشت که اصل تعامل فکری وفلسفی در یک جامعه باید میان صاحبان فکر، فلسفه، قدرت و ثروت، و به عبارتی، میان نخبگان ابزاری و نخبگان فکری صورت پذیرد. این گروه،نمایندگان اقشار تعیین کننده تصمیم گیری، قدرت فکری و تولید جامعه هستند.اگر این سه گروه توانستند به جمع بندی و اجماع سازی برسند، جامعه صاحب فکر و برنامه و هدف و رهیافت درازمدت در توسعه یافتگی می‌شود. در غیراینصورت و در فقدان گفت‌و‌گو و اجماع سازی میان این گروه‌ها، پوپولیسم زاییده می‌شود و ستانده‌های تصمیم گیری در هیاهوهای خیابانی تحقق می‌پذیرد.

۷-علاقه فراوان به دنیا

اجماع اقتصاددانان و جامعه‌شناسان ایرانی حکایت ازمصرف گرایی قابل توجه ایرانیان می‌کند. تبدیل شدن پول و سرمایه به حجم و تجملات بجای سرمایه گذاری از جمله ویژگیهای فرهنگ ایرانی است. نمای بیرونی و ظاهرسازی مثبت و شاید غیرواقعی برای ایرانی از اهمیت فوق العادهای برخوردار است. پارادوکس مهم فرهنگ ایرانی در این امر نهفته که دو لایه تجمل خواهی و دین خواهی همزمان با هم به نمایش گذاشته می‌شوند. به نظر می‌رسد بخش عمدۀ فرهنگ دینی در ایران در آداب و مناسک دینی باشد تا در مقام مقایسه با باور‌ها و جهانبینی دینی. همین طور به نظر می‌رسد هیچ ملتی به اندازه ایرانی در میان ملتهای مسلمان، پیرامون دین مطالعه و تحقیق نکرده و متون تولیدنکرده است. اما این دین مطالعه شده ایرانی عمدتا در آداب و مناسک عا مه خلاصه می‌شود تا در چارچوبهای فکری، فلسفی و عقیدتی مربوط به الگوی زندگی مردم. به نظر می‌رسد در زندگی اعراب، ترک‌ها و شاید مردم اندونزی، جهانبینی دینی بیشتر جاری است تا در زندگی ایرانی. طبیعی است که ظاهر دینی با جهانبینی دینی متفاوت است. به دلایل تاریخی و استبداد شاهی، مخفی کاری در زندگی ایرانی فاکتور اصلی تعیین کننده در رفتار است. علاقه مخفی شده به تجملات، مال دنیا، جمع کردن پول و امکانات و رفاه در برابر ظاهری آراسته به ساده زیستی و قناعت، همزمان عمل می‌کند. درکشورهای صنعتی، طبقه هر فرد معرف وضعیت مالی واقتصادی او است. شغل، محل سکونت و امکانات، عموما علنی هستند و کسی نگران آن موقعیتی نیست که در آن است. جامعه در مدارهای مالی و اقتصادی وسطح رفاه، نیاموخته که در رابطه با دیگران ادا درآورده و ظاهرسازی می‌کند.فرهنگ رایج، فرهنگ پذیرفتن طبقات اجتماعی و اقتصادی است. مورخین اظهار داشته‌اند که ایرانی‌ها، فرهنگ‌های غیر را در فرهنگ خود آمیختند، بدون آنکه در برابر آن قرار گیرند. ساده زیستی و عدالتخواهی دینی هم در این چارچوب در کنار تجمل خواهی، مال دنیا جمع کردن و علاقه به مادیات، همزیستی مسالت آمیز داشته‌اند. کافی است افراد ظاهر خود و کلام خود را حفظ کنند و لایه‌های درونی خود را که حاکی ازخصلت طبیعی دنیادوستی و تجملات است مخفی نمایند. این مشکل فرهنگی ظاهرو باطن، قبل از مدارهای شفاف سازی سیاسی قرارمیگیرد. معمولا اصلاح رفتارسیاسی تابع حل وفصل گرههای فرهنگی و اجتماعی است.

۸- ضعف هنر گوش کردن


اقتدارگرایی و استبداد چند هزار ساله پیآمدهای جدی فرهنگی در ایران داشته است. یکی از این پی آمد‌ها، متفر ق شدن مردم در اثر بی‌اعتمادی‌هایی است که نظام‌های سیاسی برای بقای خود در میان مردم به وجودآورده‌اند. این پیآمد اجتماعی از منظر جامعه‌شناسان، ذره ذره شدن جامعه نام گرفته و باعث می‌شود افراد از تشکل پرهیز کنند. زیرا هم نگران لطمه خوردن از جانب دیگران هستند و هم نگران دستگاه دولتی که معمولا به تشکل با نگاه سیاسی وامنیتی برخورد می‌کند. نتیجه چنین ساختار اجتماعی، ضعیف شدن و یا ازمیان رفتن تعامل و گفت‌و‌گو، و محدودشدن عنصر اعتماد به خانواده و حلقه‌های دوستی است. نگرانی از تعامل باعث محدود شدن یادگیری و معاشرت با دیگران می‌شود و افرادمعاشرت نمی‌کنند تا در امان بمانند. در چنین قالب اجتماعی، افراد یا به درون خودگوش می‌کنند، یا در بهترین شرایط به اعضای خانواده خود. صورت نهایی این وضعیت این می‌شود که اجتماع - به معنای جمعی از افراد که در جغرافیایی زندگی می‌کنند - شکل می‌گیرد، ولی جامعه با مضمون تشکلی که در آن افراد تعامل داشته و هم سویی کلان دارند، به وجود نمی‌آید. گوش کردن وتوجه به دیگران، درابتدا محتاج اعتماد است. وقتی افراد از یکدیگر نیاموزند، جامعه شکل نمی‌گیرد. ضعیف بودن هنر گوشکردن و شنیدن ایرانیان، طبعا نه یک ضعف ذاتی بلکه ستانده نظام‌های اجتماعی و استبدادی انباشته شده تاریخی است. برای حل این مشکل فرهنگی، ابتدا باید ایرانیان تفاوت‌های یکدیگر را به خوبی قبول کنند، ظرفیت‌ها وبرتری‌های دیگران را بپذیرند و از آن‌ها بیاموزند. خوداتکایی، استقلال فکری، و قبول کردن واقعیت‌ها، از جمله ویژگی‌های دیگری هستند که هنر شنیدن و گوش کردن را مساعدت می‌کنند.
 
۹- جامعه ضعیف اخلاقی

ارائه تعریفی از جامعة اخلاقی برای طرح این بحث مفید خواهد بود. منظور از جامعه اخلاقی، قائل بودن شهروندان به حقوق یکدیگر، نگاه انسانی شهروندان به یکدیگر در مقابل نگاه ابزاری، رواج داشتن فرهنگ احترام، ادب و تشکر درمیان شهروندان، رهیز از قضاوت‌های بی‌پشتوانه و بدون مدرک نسبت به شهروندان دیگر، پرهیز از نشر دروغ نسبت به شهروندان دیگر، خویشتن داری دراختلافات ریز اجتماعی، پرسش و جمع آوری اطلاعات قبل از قضاوتهایی که به افراد مربوط می‌شود، گفتن فراوان «من نمی‌دانم»، «من اطلاع ندارم»، «به اندازۀ کافی برای قضاوت کردن نمی‌دانم»، «شاید»، «ممکن است»، «احتمال دارد»، «پرسیده وبه اطلاع شما می‌رسانم»، «شرایط شما را درک می‌کنم»، «با شما همدردی می‌کنم»، «اگر در شرایط شما بودم همین کار را می‌کردم»، «اشتباه کردم»، «غفلت کردم»، «کوتاهی کردم»، «نباید آن سخن را در جمع به شما می‌گفتم، عذرخواهی می‌کنم»، «نسبت به شما حسادت کردم، باید این ضعف را در خودم اصلاح کنم»، «حقیقت را به شما نگفتم، عذر خواهی می‌کنم»، «از محبت‌های شما تشکرمی‌کنم»، «از اینکه برای من وقت گذاشتید، سپاسگزارم»، «بیهوده عصبانی شدم، اشتباه کردم، از شما معذرت می‌خواهم»، «بی‌تو جهی مرا ببخشید»، «این قسمت از آسیب رانندگی اشتباه من بود، مسئولیت آن را می‌پذیرم»، «همیشه قدردان شماهستم به خاطر زحماتی که برای من کشیده‌اید»، و البته هزاران مورد دیگری که روابط شهروندان را انسانی آمیخته با معنای اخلاقی می‌کند. مبنای فلسفی این گونه رفتارو تعامل با انسانهای دیگر، رهیافت انسانی و اخلاقی نسبت به دیگران است. با تو جه به این مقدمه، به نظر می‌رسد برای ایرانی بسیار مشکل است بگوید من اشتباه کرد‌ام و غفلت نموده‌ام. مسئولیت اشتباه را پذیرفتن به معنای ضعف از خودداشتن است.

جامعه مسئولیت اشتباه افراد را بپذیرد

 البته جامعه هم باید اشتباه افراد را بپذیرد و به آن‌ها فرصت اصلاح وتغییر دهد. در واقع نگاه غیرابزاری و انسانی، جنبه دو طرفه و تعاملی دارد. گفته می‌شود ادارات قوه قضاییه کشورهای اسکاندیناوی عموما خلوت و بدون مراجعه کننده است. شهروندان این کشور‌ها به اندازهای با یکدیگر مدنی رفتار می‌کنند که نیازی به مراجعه به قوه قضاییه نیست. ریشه این فضای اجتماعی در نحوه تعامل افراد و روشهای حل اختلاف و رفع سوء تفاهم‌ها و کدورت‌ها است. ادبیات فارسی وخاطرات افراد در متون تاریخی در ایران حاکی از قدرن‌شناسی، تغییر مواضع به طورروزانه و دائمی، ناجوانمردی رفتار مبتنی بر سمت و پول و امکانات است. اخلاقی بودن در قالب‌های رشد، پیشرفت و توسعه، پیآمدهای بسیار مثبتی برای جامعبه طور غیرمستقیم دارد و کار اجرای قانون و رعایت قواعد را بسیار سهل می‌کند. طی تحقیقی در مورد اسلامی بودن کشور‌ها، زلاند نو اسلامی‌ترین کشور در جهان شناخته شده است.،) رتبه بعضی از کشورهای دیگر بدین ترتیب است: فنلاند۵، دانمارک ۶، مالزی به عنوان اولین کشور مسلمان در این رتبه بندی ۳۸، کویت، ۴۸ امارات۶۶، ترکیه ۱۰۳، بورکینافاسو ۱۳۲، اندونزی ۱۴۰، پاکستان ۱۴۷

۱۰- ضعف‌های اساسی در انتقاد و خودانتقادی

این اصل در تداوم اصل قبلی است. ایده آلیسم در فرهنگ شفاهی ایرانیان بسیار فراگیر است و افراد در صحبت‌های عادی روزانه، اهمیت خوب بودن، عالی بودن و الگو بودن را با تو جه به سخنان بزرگان دینی، ادبی و اجتماعی به یکدیگر گوشزد می‌کنند. این جو ایده آلیستی طی قرن‌ها باعث شده که افراد خود را مثبت و ایده آل جلوه دهند و خود را به ظاهر کلامی و فیزیکی که مورد پسند جامعه است بیارآیند و با ذکاوت فراوان ضعفهای خود رابپوشانند. مخفی کردن فکر، عقیده، موقعیت، باطن، مال و ارتباطات، هنری است که حتی نوجوانان از طریق فرآیندهای جامعه پذیری می‌آموزند. پذیرفتن ضعف و ایراداتی برای ایرانی امری بسیار مشکل است و ریشه‌های روانی دارد. فرهنگ کمالگرایی به او چنین اجازه ای را نمی‌دهد. همه باید در حدکمال و با الگوهای دینی و اجتماعی خود را بسنجند و سعی کنند خود را «کامل» معرفی کنند. در حالی که به عنوان مثال در فرهنگ کره و ژاپن، عذرخواهی و اذعان به اشتباه و داشتن نقص و ضعف، عادی و انسانی محسوب می‌شود. در فرهنگ ایرانی، ضعف‌ها، ناتوانی‌ها، کاستی‌ها، آسیب پذیری‌ها و واقعیت باید پوشانده شوند تا کسی متوجه آن‌ها نشود. این وضعیت روحی و فکری در میان عموم اقشار با مرامهای گوناگون و در موقعیتهای مختلف شغلی و تحصیلی قابل مشاهده است. ایرانی‌ها در ارزیابی فکر و وضعیت خود به ندرت به اشتباهات، غفلت‌ها و نارساییهای خود تو جه و اشاره می‌کنند. احساس وناخودآگاه افراد این است که با بیان ضعف‌ها، «موقعیت»، «ابهت» و «بزرگی» خود را یا از دست داده و یا مخدوش می‌کنند. ایرانی‌ها به طور زیرکانه و ظریفی عموما در پی خوب جلوه دادن خود و یا تعریف شدن و مورد ستایش قرار گرفتن از جانب دیگران هستند. چنین فرهنگ معاشرتی، فضای بسیار محدودی برای نقد، انتقاد، خودانتقادی، فهم ضعف‌ها، ارزیابی عملکرد گذشته و اصلاح امور به جای می‌گذارد.

نتیجه نپذیرفتن نقد گذشته


نتیجه اجتماعی و توسعه‌ای این خصلت بسیار عمیق است. این گونه خصایص باعث می‌شود تا افراد از گستره زمانی غافل شوند، گذشته را فراموش کنند، به فرآیند‌ها بی‌توجه شوند، طیف‌ها را متو جه نشوند و از همه مهم‌تر نتوانند کار اساسی و استراتژیک انجام دهند. تا زمانی که ایرانی خود را در برابر آینه نگذاشته و واقعیت‌های خود را در همه زمینه‌ها درک نکرده، ریشه یابی نکند و در پی اصلاح آن‌ها برنیاید، طبعا توسعهای در کار نخواهد بود. زیرا هرچند عوامل بیرونی مستعد باشند ولی مبنای توسعه یافتگی داخلی است. برتری جویی و ضعف در فهم حدود و ثغور امکانات و مقدورات می‌تواند به ایرانی کمک کند تا نسبت به گذشته و حال خود و آنچه در آینده ممکن است، واقع بین باشد. نقد و انتقاد از الزامات پیشرفت هستند اما در ایران عمدتا حالت تعارف، تشریفاتی و تزئینی دارند.

نتیجه گیری

پیشرفت و توسعه یافتگی یک امر درونی است. شرایط مستعد خارجی، تنها عوامل تسهیل کننده‌اند. اگر برای بحث و جدل بپذیریم که مشکلات عمده توسعه نیافتگی ایران داخلی هستند، سؤالی مهمی پیش روی ما قرار می‌گیرد: تا چه میزان، مشکلات توسعه نیافتگی ایران فکری هستند و تا چه میزان خلقی و ناشی از روحیات و رفتار‌ها؟ آیا ما نمی‌دانیم که علم مهم است، صنعت و فنآوری اهمیت دارند و یا باید در برنامه ریزی‌ها و راهبرد‌ها انسجام داشت و یا زمان و نظم و انضباط از جایگاه ویژه‌ای برخوردارند؟ آیا ما نمی‌دانیم که در هرکاری، متخصص آن باید مدیریت کند و یا ثبات سیاستگزاری‌ها و اعتماد دیگران در کار و تجارت و صنعت و همکاری امری کلیدی هستند؟ آیا ما نمی‌دانیم که بخش خصوصی در تولید و خدمات بر بخش دولتی اولویت دارد؟ آیا ما نمی‌دانیم وفای به عهد و راستگویی در کار اقتصادی و تجاری وخدماتی تا چه میزان تعیین کننده است؟ آیا ما نمی‌دانیم رقابت قاعده‌مند و سالم برای رشد و پیشرفت یک جامعه با اهمیت است؟ آیا ما نمی‌دانیم ثبات قیمت‌ها و پایین نگه داشتن نرخ تورم، نظارت منطقی دولت بر عملکرد بنگاههای اقتصادی، نظام مالیاتی کارآمد و قانون گزاری بهروز و دقیق مهم هستند؟ آیا ما نمی‌دانیم که عقلانی نیست یک نفر طی ده سال پنج شغل دولتی کاملا متفاوت با هم داشته باشد؟ آیا ما نمی‌دانیم که حضور طولانی یک مدیر دولتی در کارخانه، بانک، صنعت و نظام اداری،فسادآور است؟ آیا ما نمی‌دانیم که یک نفر نباید هفده حکم دولتی داشته باشد؟ آیاما نمی‌دانیم که مهندسین، سیاستمداران خوبی نیستند؟ آیا ما نمی‌دانیم که سیاستمداری یک تخصص است و دهه‌ها کار و فعالیت و کوشش و تجربه می‌خواهد؟ آیا ما نمی‌دانیم که گماردن یک فرد ۲۵ ساله بر یک سمت مهم با یک فرد مجرب و متخصص ۶۰ ساله متفاوت است؟ آیا ما نمی‌دانیم سخنان بدیهی مساوی با سیاستگزاری نیستند؟ آیا ما نمی‌دانیم تغییر روزانه سیاستگذاری‌ها، منطقی نبوده وبی‌ثباتی اجتماعی ایجاد می‌کند؟ آیا ما نمی‌دانیم که دانشگاه عمدتا برای تولید علم و فکر بنا شده است؟ آیا ما نمی‌دانیم که مملکت داری به یک سیستم نیاز دارد که روی کاغذ باشد و نه در ذهن افراد؟ آیا ما نمی‌دانیم کسی که در لابلای ده‌ها کار اجرایی و هیاهوهای سیاسی، دکتری گرفته، چندان ارزش علمی و تخص صی ندارد؟ آیا ما نمی‌دانیم تبلیغات مساوی با مدیریت نیست؟ آیا ما نمی‌دانیم آینده جوانان ونوجوانان و قضاوت آیندگان مهم است؟ آیا ما نمی‌دانیم که بر اساس هیچ مرام ومکتب و جهان بینی و دینی، این منطقی نیست یک نفر، ۲۷ سال در یک سمتدولتی باقی بماند؟ این موارد و حدود پنج هزار مورد دیگر بعید است از تو جه ملت باهوشی چون ایرانی به دور باشد. ایرانیان این موارد فکری را عموما می‌دانند و همه حتی در برنامه‌های بدیهی رادیو و تلویزیون بیان می‌کنند. کمیت همایش‌ها در کشور نیز حاکی از آگاهی نسبی به این موارد فکری مفهومی و نظری است. آیا می‌توان مطرح کرد که اگر ما نمی‌توانیم این طیف از اندیشه‌ها را که بدان معتقدیم عمل کنیم، مشکلات ونارسایی‌های خلقی، روحی و رفتاری داریم؟ آیا خودخواهی یک مسئلۀ فکری است یا خلقی؟ آیا ناهماهنگی، مشکلی مفهومی است یا خلقی؟ آیا اینکه نمی‌توانیم سیستم درست کنیم، نقیصۀ فکری داریم یا با روحیات ما که کمتر به قاعده‌مندی علاقه دارد، مربوط می‌شود؟ اگر نمی‌توانیم درازمدت فکر کرده، در کسب اعتماد دیگران کوشا باشیم و استراتژیک بیاندیشیم، کمبود نظریه داریم یا اینکه تلقی بزن برویی از زندگی مانع از کار اساسی می‌شود؟

نتیجه گیری اول: دلایلی برای رادیکالیسم در تاریخ امروز ما


شاید این مباحث دلیلی بر رادیکالیسم تاریخ معاصر ما باشد. زیرا رادیکالیسم ریشه در ضعف و ناتوانی دارد تا توانایی. در مقابل، اعتدال، نتیجۀ اعتماد به نفس است. اینکه ما نمی‌توانیم با هم معاشرت دو طرفه و معقول داشته باشیم و هر طرف در پی حداکثرگرایی است، آیاریشه در فکر و نظریه دارد یا نوعی ناهنجاری روانی و خلقی است؟ وقتی تحصیل کرده‌های یک جامعه نتوانند با یکدیگر به اجماع برسند وخودخواهی‌ها، خود محوری‌ها و حسادت‌ها را کنار بگذارند و مبنا را قواعد پیشرفت ومصالح کلان کشور بدانند، طبعا غیرتحصیل کرده‌ها با روشهای خاص خودشان امور را بدست خواهند گرفت. یکی از کشورهایی که طی دهه گذشته براساس نخبهگرایی و تخصص، حرکت‌های قابل توجهی انجام داده است،افغانستان است.درحوزه های سیاسی، نماینده مجلس، امنیتی، اقتصادی و فرهنگی، طیفی از افراد متخصص، آشنا به موضوع، مجهز به زبانهای خارجی، ذهن سیستماتیک و علاقمند به مصالح کشور، ظهور وبروز داشته‌اند.هرچندافغانستان راهی طولانی برای انسجام داخلی و پیشرفت اقتصادی در پیش دارد، اما تجمع این سطح از کیفیت فکری و تخصصی و گروه‌های نخبه در کشورداری آن تحسین آمیز است. ثبات ترکیه نیز در همین قالب و در سطحی به مراتب بالا‌تر بسیار قابل تأمل است. اکثریت مردم ترکیه زندگی ساده‌ای دارند، ولی به واسطۀ ثبات کشورشان و امید به آینده، خوشحال هستند. به همین دلیل می‌توان گفت ترکیه سیاستمداران برجسته ای دارد.

نتیجه گیری دوم: مهم‌ترین وظایف یک سیاست مدار

مهم‌ترین وظیفه یک سیاستمدار، ایجاد ثبات است - خصیصه‌ای که اکثریت انسان‌ها به آن علاقمند هستند. دومین وظیفه مهم سیاستمداران، عبوردادن مسائل یک کشور از مرحله امنیتی به مرحله اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی است که این وظیفه را هیأت حاکمه ترکیه با درایت و دوراندیشی به انجام رسانیده است. سومین وظیفه مهم سیاستمداران، واردکردن طیف وسیعی از اندیشمندان، تولیدکنندگان، نویسندگان، خبرنگاران، هنرمندان و نخبگان فکری یک جامعه در مسیرهای پیشرفت و توسعه است. بی‌دلیل نیست که ترکیه، مالزی و کره جنوبی، نرخ مهاجرت نزدیک به صفردارند. به نظر این نویسنده، عمدتا مسائل توسعه نیافتگی ایران، فکری و تئوریک نیستند، بلکه به بخشهای غریزی معاشرت میان ایرانیان برمیگردد. به نظر می‌رسدبخش قابل تو جهی از شخصیت به هیاهو،هیجان،عصبانیت‌های چندثانیهای،واکنشهای غریزی، جهانبینی‌های ۳۲ ساعته، لجبازی، بهم زدن قواعد به عنوان یک لذت، کوچک شمردن دیگران، برتری طلبی، جلوگیری از موفقیت دیگران، به حاشیه راندن رقبا، ناچیز دانستن فکر دیگران، محق دانستن خود و صد‌ها مشتق دیگر بر می‌گردد. اگر علت مسائل توسعه نیافتگی ایران، فکری و اختلافات صرفا فکری بود، راه حلهای روشنی داشت. مگر نه اینکه در تمامی کشورهای صنعتی و تازه صنعتی شده، روشهای حل و فصل اختلافات فکری از طریق بحث، تحزب، رسانه‌ها، رادیو وتلویزیون، آموزش و رقابت وجود دارد؟ مسائل فکری راه حل دارند: یا منطقی وجوددارد و یا تجربهای ملاک اندیشه است.در طول زمان، ارجحیت یک فکر بر دیگری مشخص می‌شود و یا اگر اصل بر کارآمدی باشد، برتری یک فکر بر فکر دیگر سریع خود را نشان می‌دهد. اگر در فضای یک جامعه اندیشههای بر‌تر حاکم باشد، ازطریق رقابت فکری و رقابت کاربردهای فکری و محصولات فکری، ملاک‌ها و ارزش‌ها ومدل‌ها مشخص می‌شوند. از یک منظر به مراتب مهم‌تر، در شرایطی در یک جامعه فکر اولویت پیدا می‌کند که ویژگیهای غریزی، عصبی، احساسی، هیاهوگری، خلقی، و لذاتی مانند تخریب و تضعیف دیگران جای خود را به معنویت، اخلاق، اندیشه، آرامش درونی و متانت رفتاری بدهند. این اتفاق بزرگ لزومی ندارد در کلیت جامعه تحقق یابد؛ نهادینه شدن آن در قشر وسیع نخبگان فکری و ابزاری کافی است. تجربه غرب، چین، کره جنوبی، برزیل و ترکیه از دو حالت مجزا و یا احیانا ترکیبی درتحقق عقلانیت و معنویت فوق، خارج نبوده است: یا عقلانیت رشد اقتصادی آن‌ها رابدینجا رسانده است و یا ناسیونالیسم، و یا هردو. حداقل در تاریخ پانصدساله توسعه راه دیگری قابل ثبت نیست مگر آنکه تجربه های جدید حادث گردد. طبعا ایران و ایرانیان می‌توانند راه دیگری را بپیمایند. درهرصورت، خروج از غریزه برای هر رهیافتی ضروری است و حداقل می‌توان از تجربه دیگران درسهایی آموخت. البته می‌توانیم هنری، تخیلی و پست مدرن با توسعه و پیشرفت برخورد کنیم: اصلا چه کسی گفته است باید پیشرفت کرد و توسعه یافت؟ می‌توانیم صورت مسئله را پاک کنیم و اهدافی جدید برای حیات بشری تعریف کنیم. اما اگر احیانا به فرموده رئیس سابق مجلس شورای اسلامی بخواهیم ژاپن خاورمیانه شویم، راههای متعدد و بدیلهای گوناگونی وجود ندارد. انتخاب‌ها و روش‌ها بسیار محدود است: خروج از هیجان و هیاهو، لذتهای ۲۴ ساعته و هدردادن درآمد نفت و گاز برای نیازهای روزمره و ورود در فرآیندهای عقلانی چهل ساله، پنجاه ساله و صدساله با اتکاء به قواعد پایدار، اولویت‌های غیرفردی،معاشرت معقول،نقدپذیری، اجماع سازی، یادگیری و احترام به حقوق یکدیگر. از عقلانیت اقتصادی و وطن دوستی هم شاید بتوانیم بهره گیریم. لزومی ندارد موضوع پیشرفت و توسعه را اینقدر پیچیده کنیم. فرمول‌ها و قواعد بسیار ساده هستند؛ گره های خلقی ما اجازه نمی‌دهند به آن‌ها عمل کنیم.می‌خواهیم درکوتاه مدت از زندگی لذت ببریم.ساختار‌ها و آینده گرایی خیلی برای ما اهمیتی ندارد.

نتیجه گیری سوم: دلایل توسعه نیافتگی

توسعه یافتگی قبل از آنکه اعداد و ارقام باشد، یک تصمیم، یک فرهنگ، یک نگاه خاص به زندگی، یک نگاه انسانی به دیگران و یک جهان بینی است. نگاهی فرآیندی طی سه دهه گذشته، ما را اقناع می‌کند که به واسطه حاکمیت روش پروژه ای مهندسین در مدیریت کشور، عوامل نامحسوس توسعه نیافتگی ایران مورد شناخت وبررسی قرارنگرفته اند. روش مهندسی کوتاه مدت در سطح مدیریت و خلقیات نامحسوس و مضر انباشته شده تاریخی، ما را به توسعه یافتگی نخواهند رساند. فرا‌تر از نزاعهای سیاسی، پدیده‌ای به نام کشور وجود دارد. باید بدان توجه شود و اولویت یابد. عقلانیت باید در حدی رشد کند که نزاع سیاسی در جهت تحقق منافع یک کشور باشد.

توسعه یافتگی از منظر اقتصاد سیاسی، نوعی مدیریت نزاعهای سیاسی بر ثروت ومنابع اقتصادی کشور‌ها است. نزاعهای سیاسی بعضا در کشورهایی همانند آلمان، سوئد، سنگاپور و کره جنوبی می‌تواند به نفع عامه مردم نیز تمام شود. نزاع سیاسی مذموم نیست، بلکه به منطق نزاع بر می‌گردد. منبع : ندای ایرانیان



خدا گواه است که نمی خواستم وارد مقوله نقد شهرداری بشوم تا زمان و فرصت کافی برای انجام اموراتش داشته باشد و برای همین از انتشار نظری که برایم فرستاده بودند خودداری نمودم و انرا نادیده گرفتم تا فعلا نقدی ننمایم چرا که از نظر خود زمان را برای نقد مناسب نمی دانستم

ولی گویا روابط عمومی شهرداری که انگار زیادی بیکار است - بالاخره وقتی ادعا می کنند چون بدهی داریم هیچ کاری نمی توانیم انجام بدهیم  - فکر کرده که عجب نظری نوشتم که فلانی نتوانست انتشار دهد و ذوق زده با کلی توضیح برای وبلاگی دیگر جهت انتشار فرستاده که منهم حسب ضرورت پاسخ میدهم

ایجاد حق برای هر فردی ! اگر مستحق ان نباشد ! امری است یا مستقیما موجبات استهزای فرد را میسر می نماید و یا فرد را دچار غرور و نخوتی بی حد و حصر می سازد که نادانسته وارد مسائلی میشود که نهایتا باز به استهزایش منجر میشود ! در این میان مقصر کسی است که نادانسته و یادانسته صرفا برای دلخوشکنکی حق را برای فردی غیر مستحق بوجوداورده است !

مسئول محترم چند روز پیش وقتی همین فرد با همین مدارکی که شما می گوئید دلخوشکنک است وارد جمعی شد و نامه را نشان داد که مشاور شهردار هستم یک جمعی از جوانان وی را دوره کردند و مورد استهزا و تمسخر قرار دادند همین امر موجبات ناراحتی من را فراهم نمود و مجبورم کرد ان مطلب را بنویسم تا همین واکنشها را مستقیم مشاهده نمائید

جناب اقای مسئول محترم ! برای دلخوشی معلولان بجای اینکه انها را با نامه ای الکی یا به قول خودتان صوری فریب دهید - و حتما چون خوب ایه و حدیث بلدید حکم فریب دادن مسلمان را خوب میدانید - بیائید در سطح شهر اقدامات مناسب سازی را برای اسودگی و رفاه معلولان صورت دهید

امروز معلولان بدلیل ناتوانی شهرداری در ایجاد یک پل مخصوص ویلچر ناچارند یا در خانه بمانند و یا در پیاده روهایی که ادم سالم را به ویبره می اندازد ویلچر رانی کنند و هر روز اجبارا ویلچرهای خود را تعمیر مجدد نماید

امروز معلولان در این شهر دارای یک جای پارک ویزه نیستند

اقای مسئول در روزجهانی معلولان برای معلولان چه اقدامی انجام دادید تا دل انها را شاد کنید

اقای مسئول چند بار بخاطر روز جهانی معلولان بنر تبریک زده اید ؟

اقای مسئول اصلا میدانید روز جهانی معلولان کی هست ؟

شما که اینقدر به دلجوئی از افراد نیازمند دم می زنید بفرمائید چرا در واحد شهرسازی خود تغییراتی ایجاد نمی کنید تا از مردم دلجوئی شود

اقای مسئول از شهردار امریکائی مثال زده اید ! اصلا ان مطلب را خوانده اید ؟

موسسه ای غیر دولتی امده و با تامین هزینه ها یک کاری کرده و شهردار امده کلید شهر سمبلیک داده به ان فرد مریض !

حال سوالم این است اینهمه کسانی هستند که در این شهر افتخار افریده اند شهرداری برای انها یک کلید که پیشکش ! یک نام کوچه هم بصورت سمبلیک نداده است ؟!انوقت برای دلجوئی ؟!! الله اکبر !

                   والا آئینه پیدا نکردم ببینم نکنه گوشام درازه و خودم خبر ندارم ؟!!!!!

دلجوئی از معلولان و انوقت در این شهر

یک کوچه به نام قهرمانان ورزشی شهرمون  نداریم !

یک کوچه به نام مردان علمی بزرگ شهرمون نداریم !

یک کوچه بنام هنرمندان بزرگ شهرمون نداریم !

انوقت سمبلیک حکم مشاوره صوری میدهید ؟!

اقای مسئول دادن کارهای بزرگ به ادمهای کوچک به نوعی تلاش برای تخریب انهاست !

شخصیت فردی و اجتماعی یک معلول را من بهتر و برتر از شما می شناسم ! چرا که سه سال است با انها زندگی می کنم ! 

اما هرگز یک معلول را که می دانم اطلاعاتی ندارد الکی یا صوری نمی فریبم

فریب دادن یک نیازمند بدتر از هر گناهی است ! چون به او امید واهی میدهید ! چون به او اعتمادی کاذب میدهید !

او با این اعتماد کاذب و امید واهی که شما بخشیده اید ! در میان جمعی که شاید میان انها نادانی مثل منهم باشد بعنوان مشاور- او نمیداند که شما بصورت صوری حکم داده اید او صادقانه فکر می کند واقعا وی را مشاور کرده اید - سخنرانی می کند و امثال من نادان هم به او می خندیم چرا که .............

اقای مسئول عملکرد فرهنگی شهرداری چه بوده است ؟ همین یک نامه صوری ؟!!!!

کدامین ارزش را برای هنرمندی ، ورزشکاری ، قهرمانی ، جانبازی یا حتی خانواده شهیدی قائل شده اید ؟

شهرداری هشترود در سالهای اخیر کدام کار فرهنگی را اجرائی کرده است ؟

شهرداری هشترود در بخش فرهنگی کدام فرهنگسرا را ساخته است ؟

جز اینکه یک اموزشگاه هنری بود انهم به حول قوه الهی از استاد بطحائی گرفتید ؟

دروغ چیست ؟ دروغ ، سخن بر خلاف حقيقت است و دروغ گو كسى است كه بر خلاف حقيقت ، خبرى مى دهد ! ایا وقتی به کسی می گوئیم تو مشاوری و بعد ثابت میشود این خلاف حقیقت است ( بفرموده خودتان صوری است ) ایا بوی دروغ نگفته ایم ؟؟؟؟؟!!!!!!

اقای مسئول اگر می خواستید دل معلولی را شاد کنید

جلسه ای می گذاشتید با حضور چند مسئول با هدیه ای شایسته از وی بخاطر پیگری مسائل تجلیل می کردید تا هم دل او شاد شود و هم ان هدیه گرهی از گره کور مشکلات ان معلول را بگشاید !

اگر می خواستید دل وی را شاد کنید به شورای شهر دعوت می کردید و در انجا تجلیلی از وی بعمل می اوردید ؟

شما که اینقدر به دلجوئی از معلولان اهمیت میدهید یک قطعه زمین در اطراف شهر به وی میدادید تا مسکنی مناسب برای خود تهیه نماید !

اصلا چرا وی را بعنوان نگهبان استخدام نمی کنید ؟! چه مانعی دارد ؟ مگر نه اینکه در قانون هم تاکید شده چند درصد از پرسنل هر نهادی باید از مددجویان بهزیستی باشند ؟!

نه اقای محترم ! شما خواسته یا ناخواسته ! موجبات تمسخر کسی را که اگاهی کامل از امور ندارد را فراهم اورده اید ! به وی دروغ گفته اید و وی را فریب داده اید ! براستی اگر کسی به وی بگوید می گویند :  این نامه الکی است ! چه ضربه روحی به وی وارد میشود ؟

اینرا حساب کرده اید ؟!صدمه ای که بعد از ان به او وارد میشود به اندازه دلجوئی صوری شما هست ؟ ایا وقتی وی را مسخره می کنند ارزش انرا دارد که مشاور صوری باشد ؟!

هیچکس حق ندارد مسلمانی را بخصوص معلول مسلمانی را بخاطر اینکه خود را فردی حامی معلولان و نیازمندان نشان دهد در مظان استهزا قرار دهد !

به اینها فکر کرده اید ؟ اما من می گویم واقعیت چیست ؟

این فرد یک انسان بسیار پیگیر است و شدیدا علاقمند است و اتفاقا برای هر مسئله ای هم خیلی پا پیچ می شود !

مسئول وقت هم وقتی دیده است که او زیاد بخاطر اسفالت کوچه یا خیابانشان می اید ! برای اینکه هم از زیر ان در برود و هم در جامعه خود را فردی دوستدار معلول نشان دهد و بقولی با یک تیر چند نشان بزند بقول شما یک حکم صوری داده است !!!

متاسفم که مجبور شدم برخی مطالب را بیان کنم اما واقعیت این است که شما اقدام به کاری کرده اید که یک مسلمان در مظان مسخره شدن قرار گیرد چرا که با یک نامه صوری او را در مظان استهزا قرار داده اید و این اصلا کار مناسبی نبوده که حالا بخواهید دفاعیه هم صادر فرمائید و از کارتان دفاع کنید 

اگر می خواهید از معلولی حمایت کنید به بخش شهرسازی بگوئید نامه های بهزیستی برای رایگان بودن عوارض ساخت خانه معلولان را با سرعت انجام دهد ! گیر سه پیچ ندهد !

بگوئید یک راهی مناسب در شهرداری برای افرادی که با ویلچر می ایند درست کنند تا وقتی یک معلول با ویلچر به شهرداری امد بخاطر ناتوانی از رسیدن به خدمت بزرگان ، دلشکسته برنگردد !!!

میگم چطوره حالا که دلتون برای کارهای شهردار های غربی در رابطه با کمک به معلان اینقدر تنگ می تپد به شهر بارسلونا و خدمات شهرداری بارسلونا برای دلجوئی از معلولین ، نگاهی بکنید 

شهر بارسلون دارای مجهزترین قطارهای سریع‌السیر و شبکه گسترده قطار زیرزمینی است. فرودگاه بین‌المللی بارسلون از اعتبار خاص جهانی برخوردار است حتی این شهر نمونه موفق مناسب‌سازی محیط برای معلولین است و امکانات حمل‌ونقل عمومی شهری برای معلولین هم وجود دارد

پی نوشت :

يكي از عمده ترين وظايف مديريت شهري آماده نمودن بستر شهر براي استفاده مناسب و جاي شهروندان مي باشد. اين بسترسازي پيش فرض هايي لازم دارد كه عمده ترين آن مشاركت عموم شهروندان در يك همكاري مشترك با مسئولان شهر مي باشد كه امروزه به آن حكمراني مطلوب شهري مي گويند.
لازم است يادآوري گردد كه دركشور، جهت مناسب سازي محيط به ويژه محيط شهري كمبود در قوانين و مقررات ملاحظه نمي گردد. سالهاست كه ضوابط و مقررات شهرسازي و معماري براي افراد معلول جسمي و در همين سال هاي اخير نيز قانون جامع حمايت ازحقوق معلولان به تصويب مجسل شوراي اسلامي رسيده و به كليه مراجع مربوطه ابلاغ گرديده است. اين موضوع مبين اين واقعيت است كه در كشور آنچه در اين مورد كمبودها و كاستي ها را نشان مي دهد، همان عدم مشاركت عمومي و در نتيجه تجاوز به حريم هاي شهري به ويژه حريم هاي عمومي و مورد استفاده همگان به خصوص معلولين مي باشد.
با وجود قوانين و مقررات ذكر شده هنوز هيچ كوچه و خياباني را نمي يابيم كه معلولان به تنهايي و بدون يازي ديگران بتوانند به آساني از آنجا عبور كنند و يا اوقاتي را بتوانند با آسايش خيال در اين فضاها بگذرانند. اين در حالي است كه شمار بسياري از اين افراد برادران جانباز و افتخارآفرينان هشت سال جنگ تحميلي و دفاع مقدس هستند.
منظر ديگر مناسب سايز محيط شهري براي معلولين، گسترش عدالت اجتماعي در قالب كالبدي شهر مي باشد. منبع پی نوشت و شهر بارسلونا : سایت مرجع دانش



تاريخ : هفدهم آذر 1393 | 11:9 | نویسنده : پیام رنجبر موسوی

وازه مشاور از سالهای خیلی قدیم در ادبیات ما وجود داشته و حتی قران کریم هم به واژه مشاور اشاره داشته است !

اما واژه مشاور از زمانی بصورت زیاد در ادبیات ما مورد استفاده قرار گرفت که در سریال جومونگ مشاور اعظمی وحود داشت و احمدی نژاد تصمیم گرفت با توجه به پیری مشاور اعظم یک ضرب شستی به کره ای ها نشان بدهد و برای همین واژه مشاوران جوان را برگزید و تعدادی جوان را برای مشاوری برگزید تا در مواقعی که از قدرت برکنار میشود به سان مشاور اعظم جومونگ برای بازگشت به قدرت تسوی ایرانی اقدام نمایند بگذریم که بحث من نه جومونگه نه محمود عزیز !!!! خلاصه همزمان با ادبیات سیاسی در ایران در هشترود نیز تب مشاور گرفتن بالا گرفت هرچند در هشترود اغلب مشاورهایی که انتخاب میشدند مخفی می ماندند تا زمانیکه نجاری فرماندار اسبق با اعطای مشاوری به محسنی به امید تثبیت موقعیت خود طبل مشاوران هشترودی را به صدا دراورد و جستجوی مردم و علاقه انها برای دانستن مشاوران فرماندار و ... افزونی یافت

اساسا مشاور داشتن بسیار خوب است و خداوند متعال هم انسانها را به مشاوره دعوت می فرمایند و حضرت علی ع ویزگی های مشاور خوب را تجربه ، اگاهی به امور و دانشمندی بیان می فرمایند 

بعد از اینکه اقای نجاری یک تراکتور فروش را به مشاور اجتماعی معرفی نمود اذهان مردم به این سمت سوق یافت که ایا این انتخاب مشاورها امری است که صرفا با هدف پر کردن جای خالی  یا فریب افکار عمومی است و اگر اینطور نیست انتخاب مشاور با کدام معیار انجام می گیرد

هرچند که انتظار میرفت فرماندار محترم اصلاح طلب در انتخاب مشاورانش با دقت و وسواس بیشتری همچون رئیس جمهور محترم رفتار نماید اما ایشان نیز با تاکید بر مشاوری اقای محسنی برای امور اجتماعی و انتخاب یک خانم ماما برای مشاوره بانوان نشان دادند که بحث مشاوره در هشترود صرفا برای فریب افکار عمومی و احیانا جلب رضایت یک دسته یا فردی که سهم خواهی می کنند و احیانا برای لج بازی با اکثریت جامعه است که نشان دهد من رئیسم و هرکاری دلم بخواهد می کنم

اما چرا به بحث مشاور پرداختم دیروز اسنادی به دستم رسید و خوشحال شدم که شهردار سابق هشترود هم مشاور داشته است بدون هرگونه شرحی نامه مشاور شهرداری سابق هشترود به شهردار دوره قبلی و نامه شهردار وقت در سال 91 به مشاورش و تقدیر و تشکر از راهنمائی های مشاور خود را منتشر می کنم!!!!!!

و تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل و ......... قضاوت با شما !!!!!!!

76907743927714101686.jpg

70917304878722019450.jpg

37018499399844888079.jpg

تاریخ نامه شهرداری 91/2/14 می باشد

اصل نامه ها نزد بنده موجود است



تاريخ : دوازدهم آذر 1393 | 11:54 | نویسنده : پیام رنجبر موسوی

مطابق با ماده 110قانون شهرداریها: ((نسبت به زمين يا بناهاي مخروبه و غير مناسب با وضع محل و يا نيمه تمام واقع در محدوده شهر كه در خيابان يا كوچه و يا ميدان قرار گرفته و منافي با پاكي و پاكيزگي و زيبائي شهر و يا موازين شهرسازي باشد، شهرداري با تصويب انجمن شهر مي تواند به مالك اخطار كند منتهي ظرف دو ماه به ايجاد نرده يا ديوار يا مرمت آن كه منطبق با نقشه مصوب انجمن شهر باشد اقدام كند.اگر مالك مسامحه يا امتناع كرد شهرداري مي‌تواند به منظور تأمين نظر و اجراي طرح مصوب انجمن در زمينه زيبائي و پاكيزگي و شهرسازي هرگونه اقدامي را كه لازم بداند معمول و هزينه آن را به اضافه صدي ده از مالك يا متولي و يا متصدي موقوفه نمايد، در اين مورد صورت حساب شهرداري بدواً به مالك ابلاغ مي شود در صورتي‌که مالک ظرف پانزده روز از تاريخ ابلاغ بصورت حساب شهرداري اعتراض نکرد صورت‌حساب قطعي تلقي مي‌شود و هرگاه مالک ظرف مهلت مقرره اعتراض کرد موضوع به‌کميسون مذکور در ماده 77 ارجاع خواهد شد. صورت حساب‌هايي که مورد اعتراض واقع نشده و هم‌چنين آراء کميسيون رفع اختلاف مذکور در ماده 77 در حکم سند قطعي و لازم اجراء بوده و اجراء ثبت مکلف است بر طبق مقررات اجراي اسناد رسمي لازم‌الاجراء نسبت بوصول طلب شهرداري اجرائيه صادر و به‌موقع اجراء بگذارد..))

این موضوع را بنده در دوره قبلی شورا نیز مطرح کردم و در دوره فعلی نیز چند بار به دوستان وجود این ماده را ابراز داشتم حقیقت این است که شهرداری می تواند از طریق اعمال این ماده :

الف : از انباشت زباله در زمینهای بدون حصار در محدوده شهر جلوگیری نماید (کمک به تنظیف شهر ) ب: از تجمع حیوانات ولگرد در این گونه مکانها جلوگیری نماید ( کمک به بهداشت عمومی شهر )

با دیوار کشی و اخذ هزینه از صاحب ملک عملا شهرداری با یک تیر دو نشان زده است

اول : زیبایی شهر تامین شده و شهر مانند خرابه به نظر نمی رسد

دوم : ده درصد مازاد بر هزینه انجام شده بعنوان درامد عاید شهرداری خواهد شد

از طرف دیگر وقتی صاحبان زمینهای مذکور به شهرداری مراجعه نمودند شهرداری می تواند عوارضهای مانده این افراد را که معمولا بدلیل متول بودن و پولدار بودن به شهرداری مراجعه نمی کنند را اخذ نماید و این دقیقا یکی از راههای درامد پایدار شهرداری می باشد

به هرحال گاهی انسان تعجب می کند که وقتی قانون راههای بسیار ساده و کم هزینه ای برای درامد زائی را پیش روی متولیان و مجریان ان قانون قرار داده است ! چرا به انها عمل نمی شود؟

امروز محدوده خیابان پرستار یا شهرک جدیدالاحداث در جنب دانشگاه و یا سایر شهرکهای موجود فرصتی ایده ال برای شهرداری مهیا نموده است که تا اول بهار که فرصتی سه ماهه دارند مطابق قانون اقدام نمایند 

من امیدوارم که شورای محترم شهر و شهردارمحترم یکبار با فرصت قوانینی را که اجازه هایی خاص برای شهرداری را صادر نموده بررسی نمایند گاهی درامد زائی انقدر اسان و پیش چشم است که دیده نمی شود

البته شکی نیست که اساتید بزرگوار در شورای محترم شهر و شهردار توانمند مان حتما قبل از بنده به این مسائل رسیده اند فقط امیدوارم که بحث اشنائی و فامیل بازی و یا احبانا داشتن ملک و املاک توسط برخی اعضا مانع ان نشود که بحث تنظیف و بهداشت شهر دچار فراموشی شود

قانون بالاتر و مقدم تر از همه افراد است

نمونه ای از اعمال این قانون

تنها کافی است در سایت شهرداری یک اگهی عمومی بگذارند مثل شهرداری کرج

شهرداری کرج : (( بدینوسیله به مالکین ومتصدیان اراضی و بناهای مخروبه ، غیر مناسب با وضع

محل و نیمه تمام اخطار میگردد  ظرف مدت دو ماه نسبت به محصور نمودن و پاکسازی محیط و

تکمیل بناها و همچنین زیبا سازی آنها طبق نقشه مصوب اقدام و در صورتیکه مسامحه یا امتناع

نمایند شهرداری به منظور زیبایی و پاکیزگی و شهرسازی هر اقدامی را که لازم بداند معمول و

هزینه آن را به اضافه ده در صد از مالک ، متولی یا متصدی مربوطه وصول خواهد نمود. بدیهی

است پس از انقضای مهلت قانونی هیچ عذری پذیرفته نخواهد شد در سال جاري براي هر يك از مناطق 12 گانه شهرداري كرج به منظور اعمال ماده 110 قانون شهرداريها مبني بر ديواركشي زمينهاي باير اعتباري بالغ بر يك ميليارد و 500 ميليون ريال اختصاص يافت.)) (منبع پرتال شهرداری کرج )

دقت کنید : هر اقدامی که لازم بداند ..... یعنی شهرداری هر کاری بخواهد می تواند با این زمینها بکند و هزینه اش را هم از صاحبان زمینها بگیرد !!! بسادگی معلوم است که وقتی شهرداری کرج 150میلیون تومان برای اینکار اعتبار بگذارد در هشترود با رقمهایی خیلی پائین تر می توان اقدام به این کار نمود !!! اگر .................................. ؟؟؟؟؟!!!!!!!

جوابیه روابط عمومی شهرداری

سلام ، از توجهتان به مسائل و مشکلات شهری سپاسگزاریم
بسیاری از قوانین خوب و مفید در مقام اجرا به موانع و مشکلاتی بر می خورند که در همان ابتدای اقدام به بن بست کشیده می شوند. اجرای ماده 110 قانون شهرداری ها یکی از همین قوانین صعب الاجراست، هم به دلیل هزینه سنگینی که بر شهرداری تحمیل می کند و هم به دلیل خلاء ها و تعارضات قانونی که در طول زمان و با تغییرات در قوانین عمومی و قوانین حقوقی مربوط به مالکیت در کشور با مشکلاتی مواجه شده است که اجرای آن را برای شهرداری پرهزینه و کند کرده است . بطور مثال در همین موردی که از شهرداری کرج ذکر فرموده اید اگر توجه فرمایید در کلانشهری مثل کرج گاهاً زمین های بسیار بزرگ نامحصوری وجود دارد که تنها محصور نمودن آن ها بیشتر از 150 میلیون تومان هزینه بر می دارد و هزاران نمونه از چنین املاکی در گوشه و کنار این شهر به امان خدا رها شده است، فلذا وقتی می بینید برای یک چنین امر وسیعی تنها 150 میلیون تومان هزینه تعیین کرده اند معنایش این است که چندان امیدی به نتیجه بخش بودن ایده اجرای این قانون ندارند و تنها برای خالی نبودن عریضه و تأکید بر وجود چنین قانونی این اقدام نمادین صورت گرفته تا شاید با تأثیر روانی بر مالکان آن ها را ترغیب به اقدام نماید.
اما در هر حال حق با شماست و می توان با اجرای این قبیل قوانین در راستای تحصیل منافع و حقوق شهرداری اقدام کرد لیکن این امر در شرایطی ممکن و مقدور است که اولا شهرداری حداقل خیالش از تأمین حقوق ماهانه پرسنل خود آسوده باشد و بعد منابع مالی لازم برای دیوار کشی املاک بایر گوشه و کنار شهر را تأمین و اجرا نماید در ثانی لزوماً بسترهای اجتماعی و فرهنگی لازم برای اجرای چنین قانونی که ذاتاً با قوه قهریه و اجبار توأم است و به طور قطع پیامدهای خاص اجتماعی را به دنبال می آورد در سطح جامعه محلی ما فراهم آمده باشد.
پایدار و سرافراز باشید .

مدیر وبلاگ : از بذل توجه شهرداری محترم به مطالب خود تشکر می کنم و قضاوت را به عهده خوانندگان عزیز قرار میدهم !



تاريخ : دهم آذر 1393 | 13:47 | نویسنده : پیام رنجبر موسوی

علت نگرانی اصولگرایان، محافظه کاران و برخی متدینین نسبت به اصلاح طلبی و ترسی که از اصلاح طلبان دارند شاید برای طرفداران بهبود وضع موجود عجیب جلوه کند اما این واقعیتی است که خوشمان بیاید یا نیاید وجود دارد و باید برای آن فکری کرد. بخش هایی از حاکمیت و جریان هایی از گروه های ارزشگرا نسبت به دوم خردادی ها، تکنوکرات ها و توسعه گرایان بدبین هستند و ذهنیتی منفی به اصلاح طلبان دارند که این ذهنیت عمدتا از سال 78 به بعد ایجاد شده و در جریان اتفاقات سال 1388 هم تقویت شد.

اصلاح طلبان در دفاع از خود می توانند بگویند هسته اصلی اصلاح طلبی برآمده از دوم خرداد میانه ای با انقلابی گری و براندازی و رفتارهای تنش زا ندارد و همگی به فعالیت در چارچوب نظم مستقر می اندیشند. این هم مشخص است که بزرگان اصلاحات همواره از جمهوری اسلامی دفاع و به مقام بنیانگذار انقلاب ادای احترام کرده و خود را شاگرد مکتب انقلاب دانسته اند. پس چه اتفاقی افتاده که اصلاح طلبان در سال های گذشته با این اتهام مواجه شده اند که اصلاحات مدنظرشان سمت و سویی براندازانه دارد؟

روشن شدن دلایل این امر احتمالا نیازمند یک نمونه پژوهی دقیق است. نمونه پژوهی یعنی حادثه یا فرآیندی را گرفتن و تاریخ حادثه را واکاوی تا علل مهمی که به حادثه منجر شده آشکار شود. اما به صورت خیلی ساده می توان این نکته را برجسته کرد که گرچه اصلاح طلبی اصیل به فعالیت در چارچوب نظم موجود اعتقاد دارد اما در جریان فعالیت گروه ها و افرادی که خود را اصلاح طلب می نامیدند تصویری از اصلاح طلبان نزد ارزشگرایان شکل گرفت که با واقعیت وجودی آنها مطابقت ندارد.

این تصور گرچه ربطی به اصلاح طلبان ندارد اما از آسمان هم یکباره نازل نشده و بی دلیل شکل نگرفته است. به هرحال در سال های گذشته رفتارهای رادیکالی از افرادی بروز پیدا کرد که خود را اصلاح طلب می نامیدند اما نتیجه رفتارشان تضعیف نظام بود. حال آنکه اصلاح طلبی به بهبود روش ها، مناسبات و افزایش کارآمدی می اندیشد که این روند خواه ناخواه به تقویت نظام می انجامد. گروه ها و جریان های مختلف البته حق دارند از نظرات و اندیشه های متفاوت خود دفاع کنند و لزومی ندارد که همه در جبهه اصلاح طلبی فعالیت کنند اما این اخلاقی و شایسته نیست که فرد یا گروهی برای کسب امنیت و تضمین فعالیت سیاسی در چارچوب نظام، خود را اصلاح طلب بنامد اما در عمل رفتارهای شبه انقلابی انجام دهد و دیگر اصلاح طلبان را با مشکل مواجه کند.

از طرفی وقتی تعارف، رودربایستی و ملاحظه بزرگان اصلاح طلب مانع از این شد که حساب تحول خواهان چارچوب گرا از افراد رادیکال متمایز شود رسانه های فرصت طلب اصولگرا این فرصت را پیدا کردند که رفتارهای ساختارشکنانه را برجسته کرده و با «اصلاح طلب هراسی» موجی بسازند و تصویری مخدوش از طرفداران بهبود وضع موجود ارائه دهند. در ادامه بولتن های تاثیرگذار هم وارد عمل شده و ذهن تصمیم گیران را منفی کردند. حال آنکه اگر چهره های طراز اول و نیروهای شاخص اصلاح طلب در بزنگاه های مهم موضع خود را نسبت به ارزش ها، انقلاب، رهبری و نظام مشخص می کردند و ضمن تاکید بر حق آزادی بیانِ جریان های سیاسی، نگاه اصلاح طلبی را شفاف تبیین می کردند جریان های خاص فرصت نمی یافتند همه را به یک چوب رانده و اصلاح طلبان را گروه هایی دین ستیز، ضد نظام و ساختارشکن جلوه دهند.

ممکن است گفته شود مگر این افراد تندرو چه وزنی و یا چه قدرتی داشتند که اصلاح طلبی به آنها گره بخورد؟ اصلا مگر چند نفر بودند؟ این خیلی مهم نیست. مهم این است تصویری که در نتیجه این رفتار و گفتار به هر دلیل از اصلاح طلبان ساخته شد با رادیکالیسم عجین شد و البته رقبا هم در شکل دهی به این تصویر تلاش وافر کردند و در این سو تلاشی جدی انجام نشد تا این تصویر بر هم بخورد.

به هرحال اکنون که به برکت رای مردم در 24 خرداد 92، فضای سیاسی اندک اندک در حال گشوده شدن بوده، رسانه ها جانی گرفته، فعالان سیاسی آزادی عمل بیشتری یافته و تریبون های دانشجویی کم کم رونق پیدا می کنند این نگرانی وجود دارد که به اسم اصلاح طلبی، مرزهایی در نوردیده شود که هزینه آن را تحول خواهانی دهند که اعتقادی به رادیکالیسم ندارند و تنها گناهشان این است که در مقابل ساختارشکنی سکوت پیشه و از اعتقادات خود دفاع نکردند.

اصلاح طلبی، براندازی یواشکی نیست. اگر افراد یا گروه هایی نقاب اصلاح طلبی به چهره زده باشند اما هدف نهایی شان تضعیف نظام باشد باید محترمانه از قطار اصلاحات پیاده شوند و صادقانه مسیر مدنظر خود را بپیمایند.

سجاد سالک - عضو هیات موسس حزب ندای ایرانیان



تاريخ : دهم آذر 1393 | 9:35 | نویسنده : پیام رنجبر موسوی
دکتر محمود سریع القلم ، در یادداشتی که برای عصرایران نوشته ، 30 ویژگی یک جامعه زنده را بیان کرده است. این استاد دانشگاه، پیشتر در نوشتارهای جداگانه ای 30 ویژگی شهروندان و 30 ویژگی سیاستمداران مطلوب را به رشته تحریر در آورده که در عصرایران منتشر شده است.ویژگی مهم این سلسله نوشته ها ، کد گذاری آنهاست به گونه ای که هر کدام از ویژگی ها، بخشی از یک فرایند مهم در جامعه را نمایندگی می کند.
به نوشته دکتر سریع القلم، جامعه ای زنده است ... :
1.    که در عرصه های اقتصاد، هنر، علم، سیاست، میان شهروندان رقابت قاعده مند وجود داشته باشد
2.    که آموزش اخلاق و مسئولیت اجتماعی در دوره دبستان تمام شده باشد
3.    که تعداد رسانه های غیر دولتی حداقل دو برابر دولتی باشد
4.    که در جاده های آن در هر صدکیلومتر برای شهروندان، استراحتگاه ساخته شده باشد
5.    که شهروندان آن به وفور به هم اعتماد کنند
6.    که حداکثر هزینه های غذا و مسکن، 35 درصد درآمد شهروندان باشد
7.    که در فرودگاه های آن، حداقل از 70 ملیت و 70 شرکت هواپیمایی خارجی تردد کنند
8.    که شهروندان آن وقتی به چهار راهها می رسند، اتومبیل خود را کاملاً متوقف کنند
9.    که نرخ تورم در آن یک رقمی باشد
10.    که اساتید دانشگاه آن به کار دانشگاهی صرفاً به عنوان شغل نگاه نکنند بلکه برای خود، مسؤولیت و رسالت اجتماعی قایل باشند
11.    که شهروندان آن به انجام کارهای صحیح و منظم توام با سلامتی مالی عادت کرده باشند
12.    که تکمیل پیچیده ترین طرح های "عمرانی" در آن، حداکثر 3 سال به طول انجامد
13.    که دانمارک از شهروندان آن برای سفر، درخواست ویزا نکند
14.    که مجموعه جامعه و سیستم از مرحله امنیت و بقا عبور کرده باشد
15.    که شهروندان آن پس از تصادف رانندگی که پیش می آید، حتی یک واژه ناپسند نسبت به طرف مقابل استفاده نکنند
16.    که مدیریت آن جامعه  مبتنی بر سعی و خطا نباشد
17.    که شهروندان نظافت محیط عمومی، خیابان ها، جاده ها و سواحل را با نظافت محل سکونت و اتومبیل خود مساوی بدانند
18.    که حداقل سه و نیم درصد نرخ رشد اقتصادی داشته باشد
19.    که شهروندان آن نگران آینده خود نباشند
20.    که دستگاه های اجرایی آن با fact تحلیل کنند و نه با تخیل
21.    که در آن فرهنگ مکتوب بر فرهنگ شفاهی غالب باشد
22.    که شهروندان آن از  اخلاقی بودن و رعایت حریم های اجتماعی ، لذت ببرند
23.    که شان و احترام و منزلت تولیدکننده از صاحب سمت بالاتر باشد
24.    واژه های "ببخشید "، "عذر می خواهم" و "اشتباه کردم" به وفور در میان شهروندان رواج داشته باشد
25.    که شهروندان آن، دندان های سالم داشته باشند
26.    که انتقاد از اندیشه ها و سیاست گذاریها در آن، پی آمدی نداشته باشد
27.    که سیاست مداران آن با هم قطاران خود در محیط بین المللی مرتب در تعامل باشند
28.    که وقتی پلیس راهنمایی، اتومبیلی را به خاطر تخلف رانندگی متوقف می کند، پلیس سراغ راننده برود نه بالعکس
29.    که حفظ تعالی، شکوفایی وطن و کشور بر هر امر دیگری اولویت داشته باشد
30.    که در آن شهروندان علاقه ای به داشتن سمت دولتی نداشته باشند بلکه با فکر ، همت و توانایی های خود زندگی کنند.  

مدیر وبلاگ : بند هائی که بصورت بولد نشان داده شده است کارهائی است که مردم باید صورت دهند و بقیه که بصورت عادی نوشته شده اند کارهائی است که دولت باید انجام بدهد ! براستی ایا جامعه هشترود زنده است ؟



تاريخ : نهم آذر 1393 | 9:50 | نویسنده : پیام رنجبر موسوی
(تصاویر) متن و حواشی جلسه علنی مجلس

فرارو- نشست مجلس شورای اسلامی امروز۰۹ آذر ۱۳۹۳در نوبت صبح و عصر برگزار شد.
به گزارش فرارو، نمایندگان مجلس شورای اسلامی امروز در نشست نوبت صبح خود در جریان بررسی طرح الحاق موادی به قانون تنظیم بخشی از مقررات مالی دولت با ماده 48 این طرح موافقت کردند. 
در همین حال جلسه علنی عصر امروز نمایندگان مجلس نیز برای رسیدگی به طرح احکام دائمی و ثابت لوایح بودجه‌های سنواتی پس از تنفس ۲ ساعته در حالی آغاز شد که صندلی ۱۰۷ نفر از وکلای ملت خالی بود.
در جلسه نوبت عصر ۱۸۱ نفر از وکلای ملت در صحن علنی حضور داشتند که بر این اساس کرسی ۱۰۷ نماینده مجلس خالی بود.


چند روز پیش دوستی گفت مطلب هشترود نیوز را خوانده ای ؟ گفتم: زیاد مطالبش را نمی خوانم مگر اینکه مطلبی باشد که از نظر من قابل خواندن باشد ! گفت : حتما بخوان مطلبی تحت عنوان دلواپس ها در تهران دنبال چه هستند ؟ نوشته که بسیار عالیست ! بلافاصله بعد از بازگشت از پیش دوستم ! مطلب مذکور در سایت هشترود نیوز  را خواندم ! پاراگراف اولش را تمام نکرده بودم که متوجه شدم با توجه به ادبیاتی که از مدیر سایت سراغ دارم در این مطلب یک نوع ناهمگونی دیده میشود بلافاصله از طریق سایت http://www.paperrater.com/plagiarism_checker که یک سایت مختص جستجوی مشابه مقالات منتشر شده است یک بررسی اجمالی کردم و متوجه شدم که مطلب مذکور همانطور که حدس زده بودم متعلق به اقای اسکندرپور نیست ! بلکه یک کپی پیست از سایتهای الف یا بهار نیوز و یا پایداری است چرا که اصل مطلب در این سه سایت به تاریخ های نهم خرداد سال 93 منتشر شده بود ! به سایت هشترود نیوز مراجعه کردم تا اثری از منبع یا ماخذ نوشته پیدا کنم که برخورد نمودم به کلمه مقاله : هادی اسکندرپور !!!! تعجب نکردم !!!!!

به ان دوستم زنگ زدم و موضوع را گفتم و او هم بسیار افسوس خورد چون از نزدیک اقای اسکندرپور را نمی شناخت و به صرف این مقاله بدجوری عاشق قلم ایشان شده بود و تاسف خورد و گفت : اگر منبع می نوشت اینقدر ناراحت نمی شدم !!!که الان حس می کنم گول خورده ام !!! 

واقعیت این است که پلاگیاریسم یا سرقت اثار علمی یکی از بدترین بدترین افات نویسندگی وبلاگ یا روزنامه و .... و معمولا نویسندگان فاقد سواد کافی و اگاهی سیاسی و اجتماعی و ... از ان بهره میبرند ! در حقیقت اصل کپی برداشتن هیچ ایرادی ندارد و اتفاقا در دنیایی که وسعت ان در قالب اینترنت به اندازه یک دهکده کوچک است ! کپی برداشتن یکی از ساده ترین راهها برای اطلاع رسانی و افزایش اطلاعات عمومی جامعه است !

اما آفت اصلی کپی نویسی این است که به منبع و ماخذ ان اشاره نشود !

در این حالت کپی پیست به نوعی خود تحقیری نویسنده مبدل میشود که با احمق فرض کردن خواننده خود بدنبال مطرح کردن خود در بین نویسندگان سیاسی اجتماعی یک جامعه است ! واضح و مبرهن است که همه چیز را همگان دانند و هیچ فردی در دنیا نیست که بتواند در تمامی علوم تبحر داشته باشد و حتی حکما و علمای بزرگ و دانشمندان برجسته دنیا علیرغم اینکه از تمامی علوم سررشته هایی هرچند اندک یا زیاد داشته اند اما در یک علم همواره شاخص بوده اند مثلا بوعلی سینا با اینکه نجوم و شیمی و .. هم میدانست اما در علم پزشکی تبحر داشت و هیچکس هم ابوعلی سینا را بخاطر اینکه نجوم کم میدانسته ملامت نکرده است ! بلکه همیشه ابن سینا بخاطر خدماتش به علم پزشکی مورد تمجید قرار گرفته است !

لذا هر وبلاگ نویسی یا سایت نویسی لزوما نباید و نمی تواند در تمامی رشته ها و مسائل سیاسی و اجتماعی و اقتصادی و ... تبحر داشته باشد و برای همین است که خبرگزاری های بزرگ دنیا دارای شاخه های متعدد در تمامی زمینه ها هستند ! مثلا ستون نویس اقتصادی انها با ستون نویس سیاسی و ستون نویس طنز فرق دارد !

در وبلاگ نویسی الزاما چنانچه نیاز باشد مقاله ای از جائی کپی پیست شود ! شایسته ترین راه برای احترام به خوانندگان و حفظ اخلاق و امانت داری و پرهیز از سرقت اثر و دزدی مقاله این است که در پایان مطلب با افتخار نوشته شود مقاله از سایت فلان اثر فلانی و حداقل ترین راهکار اشاره به منبع است !

خاطرمان باشد که درج منبع و نام نویسنده نه تنها نشانه حقارت و کوچکی منتشر دهنده نیست بلکه نشانه اخلاق مداری و امانت داری است ! در حقیقت عدم انتشار منبع و نام نویسنده واقعی نشانه حقارت و کوچکی افراد منتشر دهنده متون دیگران به نام خود است

در این مطلب من به دو نکته اشاره نمودم که برای اثبات انها با تصاویر زیر در خدمت شما هستم

الف : " پاراگراف اولش را تمام نکرده بودم که متوجه شدم با توجه به ادبیات قبلی مدیر سایت و مطالب این مطلب یک نوع ناهمگونی دیده میشود !!! " توضیح : اکثر مطالبی که نوشته شخص اقای اسکندرپور است از غلطهای املائی زیادی بهره میبرد و عدم وجود غلط املائی در مطلب دلواپسان در تهران دنبال چه هستند ! برای بنده مایه تعجب شده بود !!

22010957466870747836.jpg

مربوط به مطلب الو سلام اقای فرماندار به ادرس http://www.8roodnews.com/?p=14018

61479247148400247170.jpg

مربوطه به مطلب مشکلات بیمارستان بخش دوم به ادرس http://www.8roodnews.com/?p=2667

91030926083353015252.jpg

همان مطلب همان ادرس

12339174266875665292.jpg

و مطالبی دیگر که بخاطر زیاده شدن مطلب از انتشار انها معذورم

ب: مطالب اکثرا کپی پیست و بدون ذکر منبع و ماخذ می باشند

67100939345040234127.jpg    13741603379087221916.jpg

مطلب دلواپسان در تهران دنبال چه هستند با عنوان دیگر در اصل توسط سایت تدبیر 24 منتشر شده است و سایتهای امید و پویش و بهار نیوز و الف و ... انرا منتشر نموده که ادرس های مطالب منتشره سایتهای مذکور اینها می باشند و جالب این است که هم سایت امید و هم سایت پویش در ابتدای مقاله نوشته اند سایت تدبیر 24 نوشت ( یعنی اشاره به منبع داشته اند )

http://www.omidnameh.com/news/%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D9%84%D9%88%D8%A7%D9%BE%D8%B3%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%B1-%D9%85%D9%88%D8%A7%D8%B6%D8%B9-%D8%BA%D9%84%D8%B7-8-%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%AF سایت امید

http://puyesh.net/fa/news/13148/%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D9%84%D9%88%D8%A7%D9%BE%D8%B3%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%B1-%D9%85%D9%88%D8%A7%D8%B6%D8%B9-%D8%BA%D9%84%D8%B7-%DB%B8-%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%AF سایت پویش

و اما این عزیز مطالب دیگری هم کپی پیست نموده و بدون ذکر منبع منتشر نموده اند که می توان به عنوان نمونه از مطلب http://www.8roodnews.com/?p=15389 تحت عنوان انتصاب مسئولین غیر بومی در هشترود آری ؟ یا نه ؟و مطلب http://www.8roodnews.com/?p=7484 تحت عنوان ماجرای اداره بهزیستی چیست ؟ 

که مطلب اول در مورد مسئولین غیر بومی عینا از وبلاگ http://davidgahramani1366.blogfa.com/post-325.aspx روستای کاسین برداشت شده است و مطلب دوم در مورد بهزیستی عینا از وبلاگ http://pishromarivan.blogfa.com/post-145.aspx مقالات مشاور و راهنما برداشت شده است .

متاسفانه در هر موردی از این دست که در این سایت ببینید متوجه می شوید که هیچ اشاره ای به منبع یا ماخذ مقاله نشده و نویسنده سایت انها را به نام خود منتشر نموده است !

اما مشکل چیست ؟ مسئله اینجاست که شاید در هشترود عده قلیلی متوجه پلاگیاریسم اقای اسکندرپور نباشند ولی وقتی صاحب اصلی اثر یا یک غیر بومی غیر ساکن در جستجوی مقالات متوجه می شود که سایتی که نام مبارک و وزین هشترود را یدک می کشد اقدام به سرقت علمی و ادبی زده است ناخود اگاه به مصداق ان حکایت که می گوید دهی را دیدم که همه مردمانش کور بودند (1) پیش خود چنین تصور می کند که مردمان هشترود مردمانی هستند که به اخلاق و امانت داری پای بند نیستند .

لذا این گونه حرکات که جز به به گفتن عده قلیل متملق معلوم الحال هیچ ثمری برای نویسنده در بر ندارد باعث بدنامی شهر هشترود در نزد اهالی هنر میشود 

شایسته است مدیر محترم سایت هشترود نیوز و همه همکاران عزیز وبلاگ نویس و سایت نویس به اصل قانون کپی رایت احترام بگذارند تا از این طریق

اولا : از بدنام شدن نام هشترود در بین سایت نویسان ایرانی به عنوان سارقان ادبی و علمی جلوگیری به عمل اید

دوما : فردای روزگار اگر مطلبی از سایتهای هشترودی توسط دیگران به سرقت رفت ! جرات و جسارت ادعای حق و حقوق خود را داشته باشیم

با ارزوی موفقیت برای اقای اسکندرپور و با امید به اینکه از این به بعد شاهد چنین بی اخلاقی هایی نزد وبلاگ نویسان و سایت نویسان هشترودی نباشیم ./.

1-در حکایتها خوانده ایم که مردی در مسیر خود به دهی میرسد که ناچار بوده از کنار ان گذر کند از قضا در بین راه به سه نفر از اهالی ده برمی خورد که هر سه کور بودند او وقتی از سفر باز می گردد در دست نوشته اش می نویسد در صفر به دهی رسیدم که همه کور بودند !!!! ( البته نقل به مضمون چرا که کامل داستان دقیقا خاطرم نیست ولی تقریبا به این مضمون می باشد )

بعدا نوشت : اقای اسکندرپور به جای برخورد صادقانه در یک عمل غیر اخلاقی دیگر متن مقاله خود را عوض نموده اند اصل مقاله که من از ان عکس تهیه کرده ام در قسمتی از مطلب قرار داده ام !!! و جالب اینجاست که این مطلب هم کپی است از این سایت که باز هم منبعش اشاره نشده است !!! متاسفم برای اینهمه تکبر و احمق فرض کردن مردم !!!!!!http://pashanews.ir/home-page/?p=2198

بعدا نوشت 2 در پاسخ به نوشته ای در سایت مذکور در دفاع از عدم درج منابع : سردبیرکل روزنامه ایران معتقد است: ذکر منبع در خبر از ابتدای‌ترین موضوعات هنگام آموزش روزنامه‌نگاری است که به خبر اعتبار و به مخاطب برای صحت خبر اطمینان خاطر می‌دهد و باید منبع در خبر به‌عنوان اصل حرفه‌یی ذکر شود چراکه خبر بدون منبع سندیت نخواهد داشت.غلامحسین اسلامی‌فر درباره الزام ذکر منبع در خبرگزاری‌ها که از سوی هیات دولت تصویب شد، اظهار کرد: خبر هنگامی اهمیت دارد که صحت آن برای مخاطب مشخص شود و رسانه‌ای معتبر است که خواننده را به مسیری هدایت کند و در آن سرگردان نشود و موضوع ابهامی وجود نداشته باشد و این اختیار را به خواننده که مصرف‌کننده‌ی رسانه است بدهد تا از خبر و منبع آن اطمینان حاصل کند.او با بیان اینکه در همه‌ی خبرگزاری‌ها و رسانه‌ها در جهان به‌ این صورت است که ذکر منبع به آن‌ها اعتبار می‌بخشد، تاکید کرد: اگر از این منظر بنگریم که فردی بخواهد بر اساس تصمیم‌ شخصی برای جامعه تصمیم‌گیری کند اینجا ذکر منبع لازم است و می‌دانید که از چه کسی خبر را می‌گیرید و مستند و دقیق بودن آن مشخص خواهد شد.این کارشناس ادامه داد: موضوع مطرح شده درباره الزام ذکر منبع خبر چندان جدید نیست چراکه همان طور که گفته شد از ابتدایی‌ترین موضوعات مطرح شده در حوزه روزنامه‌نگاری است.
او با ابراز امیدواری از ابلاغ این مصوبه بیان کرد: بهتر است جامعه رسانه‌‌یی و اهالی رسانه از این موضوع حمایت بیش‌تری کنند و هنگامی که چنین بستری ایجاد شود، اخبار کذب، گسترش فضای شایعات و دوری از اخلاق حرفه‌یی کمتر خواهد شد؛ رسانه‌ها باید تلاش کنند با ذکر منبع درست از وجود مشکلاتی که در فضای اینترنت ایجاد شده است بکاهند چراکه این امر به اعتبار رسانه می‌افزاید و استقبال مخاطب نیز بیش‌تر خواهد شد.



دیروز 5 اذر به دعوت نماینده محترم شهرستان از اصحاب رسانه و مطبوعات شهرستانهای هشترود و چاراویماق اینجانب در معیت دوستان آقایان :  محمد رضا جمشیدی خبرنگار روزنامه جام جم - جلیل دین محمدی خبرنگار صدا و سیما ، رحیم فارقی خبرنگار صدا و سیما ، نبی الله وطنی مدیر سایت طنین چاراویماق - اسماعیل رحیمی خبرنگار عصر ادینه در نظر کهریزی - منصور بخشنده مدیر وبلاگ تلخکها - محمد محرومی خبرنگار ایسنا - سام بخشنده و سام رنجبر موسوی دو دانش اموز خبرنگار افتخاری عصر ادینه هشترود- ابراهیم بصیری خبرنگار افتخاری عصر ادینه هشترود راس ساعت 9 صبح وارد صحن علنی مجلس شدیم

مشروح این بازدید را بعد از دریافت عکسها منتشر می کنم فعلا به صورت اجمالی به چند نکته در مورد این حضور اشاره می کنم

1-با سفارش اقای شیری و برخلاف عرف مجلس ، ما تنها گروه میهمانان مجلس بودیم که اجازه ورود دوربین را داشتیم - که این امر برای دوستانی که در ادوار قبلی هم در مجلس حاضر شده بودند بعید به نظر می امد و معترف بودند که اولین بار است چنین مجوزی دریافت شده است -

2-نیم ساعت قبل از رای گیری اقای شیری به جمع ما ملحق شدند و بعد از احوالپرسی ، بنده پرسیدم که ایا اقای دکتر فرهادی رای می اورد ؟

اقای شیری اظهار داشت : الان سه روز است که در قالب فراکسیون و کمیسیون دانشگاهی برای اخذ رای اعتماد تلاشهای گسترده ای صورت داده ایم و مطمئن باشید که اقای دکتر فرهادی با رای بالائی انتخاب می شوند و نیم ساعت بعد وقتی رای گیری اغاز و به پایان رسید اظهارات اقای شیری تائید شد 197 رای موافق در مقابل 28مخالف و 10 رای ممتنع

3- موزه مجلس محل بعدی بازدید ما بود که واقعا بسیار زیبا و در انجا هم به لطف هماهنگی اقای انجام شده توسط نماینده محترم شهرستان ، اکیپ هشترود و چاراویماق تنها گروهی بودند که مجوز عکسبرداری دریافت نموده بودند

4-بعد از ظهر زیارت از حرم مطهر شاه عبدالعظیم در دستور کار بود که این زیارت علاوه بر حس معنوی عمیقی که روی گروه داشت باعث شد که بین فعالان مذکور محبت و صمیمت بیشتری ایجاد شود

5-از برکات این سفر تشکیل هیئت موسس انجمن فعالان رسانه و مطبوعات هشترود بود که جمعی از خبرنگاران فعال شهرستانهای هشترود و چاراویماق به عنوان هئیت موسس به بنده بعنوان نماینده هئیت موسس جهت تهیه و تنظیم اساسنامه و مرامنامه امر فرمودند که اقدامات لازم را بعمل بیاورم و انشالله بزودی این انجمن بصورت رسمی و با اخذ مجوز اعلام وجود رسمی خواهد نمود

برای شخص بنده همراهی با این دوستان افتخاری بود و از همه عزیزان حاضر و غائب تشکر می نمایم که در انجام این سفر بنده را یاری نمودند و توفیق همراهی با عزیزان را داشتم

از اقای شیری نماینده محترم شهرستان ، اقای باقری رئیس دفتر شهرستان هشترود و اقای اکبری مسئول دفتر تهران نماینده محترم و اقای شاکری یکی از مسئولان موزه مجلس ( که از اهالی محترم روستای اتش بیگ هشترود می باشند ) صمیمانه بخاطر مساعدت و تلاشهایشان در راستای تحقق این سفر و همراهی و ارائه خدمات به این گروه تشکر و قدردانی می نمایم و از اینکه نتوانستیم علیرغم دعوت قبلی در خدمت اقایان اعتضادی ، محمدی ، اسمعیل نژاد ، لازمی ، فهامی ( این دو دوست عزیز از شهرستان چاراویماق می باشند )و مهدی کریمی مدیر سرپرستی عصر ادینه هشترود باشیم ابراز تاسف می نمایم و انشالله در سفرهای بعدی توفیق و سعادت همراهی این عزیزان نیز نصیب بنده می شود از رحیم فارقی عزیز که زحمت تهیه عکسها را برعهده داشتند و همچنین اقای سعید مهدی نزاد راننده محترم که کمال همراهی و همکاری را با ما داشتند نیز جداگانه و بصورت ویژه قدردانی می نمایم 

در ذیل چند عکس از سایت خانه ملت مربوط به این بازدید و صحن مجلس تقدیم میشود و عکسهای گرفته شده توسط خودمان نیز بعدا اضافه میشود

35511423678116273038.png

کلید پنجم ، قفل وزارت علوم را باز کرد

در ضمن روز قبل اقای شیری به وزیر ارتباطات در خصوص عدم پوشش برخی مناطق روستائی از خط تلفن ثابت تذکر کتبی داده بود

89484546387779284946.png



تاريخ : یکم آذر 1393 | 10:59 | نویسنده : پیام رنجبر موسوی

80060109869630201751.jpg88779505964050890078.jpg

و اما جناب اسدالله خان حیدری دکترای جغرافیا و رئیس یکی از دانشگاههای پیام نور ! وقتی اسم اقای حیدری را دیدم بی اختیار یاد یکی از مطالب یکی از وبلاگهای قدیمی افتادم که اقای حیدری فرموده بودند برای سوار کردن فامیلشون در اتوبان از امام جمعه نظرخواهی نموده بودند ! و تعجب کردم مردی که اینقدر مقید به احکام الهی است چرا با افترا و تهمت سعی در تخریب یکی از کارکشته ترین سیاستمداران کشور دارد و هرچه فکر کردم چه اینکه بحث تندروی و افراط در مقابله با اعتدال گرایان باشد چیز دیگری نیافتم !

دوست عزیز اقای حیدری از همان اول با روش استصوابی و تحریف سخنان اقای ترکان مطلب را شروع ( متن مقاله اقای حیدری ) و فرموده است (( چندی پیش اکبر ترکان مشاور ارشد رئیس جمهور و دبیر شورای هماهنگی مناطق آزاد تجاری ایران طی سخنانی گفتند: «…بگذارید با خود روراست باشیم ما به جزء پخت آبگوشت بزباش و قورمه سبزی در هیچ تکنولوژی صنعتی نسبت به جهان برتری نداریم.» ))

اما واقعیت حرف مهندس ترکان چه بوده است ، کافی است در یک مقایسه کلمه به کلمه به عمق تحریف خود خواسته اقای حیدری از فرمایشات مهندس ترکان با نیت تخریب پی ببریم مهندس ترکان در جلسه مذکور بعد از توضیحاتی مفصل -- متن سخنرانی اقای مهندس ترکان  -- فرموده اند (( ترکان ادامه داد: طی 30 سال گذشته ایران در پنج رشته سیمان، فولاد، پتروشیمی برق و خودرو صاحب رتبه های خوب جهانی است و در خودرو نیز توانسته است دستاوردهای ارزشمندی داشته باشد، لذا نباید از آن به سرعت عصبانی شده و بگوییم تعرفه برداشته شود تا بلکه صنعت خودروی ایران اصلاح شود.مشاور ارشد رئیس جمهور ادامه داد: چنانچه تعرفه های واردات برداشته شود هیچ کدام از تولیدات کشور نمی‌توانند رقابت کنند و تنها در قرمه سبزی و آبگوشت ایرانی توانایی رقابت خواهیم داشت.وی افزود: نباید با عصبانیت صنعت خودروی کشور را مورد انتقاد واقع کرد بلکه باید راهکارهایی ارائه داد تا این صنعت بتواند راه مناسبی پیش گیرد.ترکان ادامه داد: هم اکنون ایران خودروساز است و ظرفیت مناسبی در راستای جهش این صنعت دارد، ضمن اینکه در گذشته به ازای هر خودرو یک و یک دهم نفر شاغل بودند و بنابراین اگر بخواهیم حتی یک شغل از دست بدهیم، خسارت بار خواهد بود. ))

من نمیدانم اقای جغرافیا دان کجای این کلمات را تحقیر ملت و ضعف تعبیر نموده اند که در ادامه نوشته اند ((گلکاریان متخصص روان درمانگر در مورد خودکم بینی و احساس حقارت می نویسد: «…این بیماری از رایج ترین بیماری روانی می تواند جزء نشانه هایی از اختلالات شخصیتی و روانی باشد. این افراد با پیش آمدن مشکل بلافاصله وارد بحران می شوند. آنها احساس ناتوانی از پیدا کردن راه حل دارند و در نهایت اعتماد به نفس و عزت نفس شان پائین است.» اینکه آیا جناب آقای ترکان دچار این نوع اختلال شخصیتی شده است یا نه؟ ))

احتمالا جو گیری ناشی از افراطی و تندروی یقه اقای جغرافیا دان را گرفته و خواسته وارد بازی اقتصادی شود بازی که قطعا مثل موقعیت توپوگرافی یا ژيزر یا گلايزر نیست که براحتی با یک ازمایش تخمین زده شود یا با قطعیت حرفی زده شود!! بازی اقتصادی توام با بازی سیاسی است . که حل یکی بدون فهم دیگری غیر ممکن است و استمرار دیگری بدون توجه به ان یکی غیر ممکن است ! مگر در این دکانهای کوچه بازار که سیاستشان غیبتشان است و اقتصادشان افترا !!!! و احتمالا دوست عزیز و فرهیخته دانشگاهی ام دیدشان به اقتصاد چرتکه ای است وگرنه در تک تک کلمات اقای ترکان چیزی جز دفاع از صنعت کشور دیده نمی شود !!

از بعد سیاسی نیز اقای جغرافیا شناس عزیز ما دچار شتابزدگی شده و به سان دوست دیگر خود اقای مولوی نتیجه گرفته است که اقای ترکان می خواهد ملت را تضیعف کند (( این نوع بیانات افرادی مثل ترکان می تواند جهت به هم ریختن روحیه ملت ایران و وادار کردن آنها به تسلیم در برابر قدرتهای استعماری، شکستن اقتدار نظام اسلامی، تزریق روحیه به دشمنان سردرگم ملت ایران و … از طرف دشمن بکارگیری شود. )) اقای حیدری که از حول حلیم در همان دیزی ابگوشت بزباش مهندس ترکان افتاده نمی گوید که چرا این حرفهای مهندس ترکان تضعیف روحیه ملت است ! چرا که مهندس ترکان با قدرت به پیشرفت صنایع کشور و بخصوص چند رشته که جز صنایع برتر دنیا شده اشاره نموده و سپس در راستای برحذر داشتن از تصمیم گیری در حین عصبانیت ( که از توصیه های بزرگان دین مبین ماست ) یک مثالی زده است که زیاد هم دور از واقعیت نیست !!!

در این راستا از اقای حیدری می پرسم که نام یخچال خانه شما چیست ؟ نام تلویزیون شما چیست ؟ نام جاروبرقی منزلتان چیست ؟ مایکروفر، ظرفشوئی و ..... !!!!

اقای حیدری واقعیت این است که برخی صنایع ما توان رقابت با همتای چینی خود را ندارند چه برسد به تولیدات اروپائی !!!

اقای حیدری اگر کمی اقتصاد مطالعه نمایند و یا از همان پایان نامه های رشته اقتصاد دانشجویان دانشگاهشان چند تا عاریت بگیرند و بخوانند شاید بدانند که امروز انحصار تلویزیون و لوازم صوتی و تصویری بازار ایران در دست ال جی و سامسونگ است ! چرا ؟

اگر تولیدات صوتی تصویری کشور مثل اسنوا شهاب پارس و ... توان مقابله داشتند و کیفیت انها برتر بود ایا کسی می رفت ال جی یا سامسونگ بخرد ؟ ((براساس اعلام فعالان بازار، سامسونگ، ال جی، سونی، پاناسونیک، ایکس ویژن، شارپ و فراسو از برندهای موجود در بازار داخلی هستند که در این بین سامسونگ و ال‌جی بیشترین سهم فروش را در بازار داخلی به خود اختصاص داده‌اند.به گفته فعالان بازار، البته دلیل محبوبیت این برندها در بازار داخلی این است که محصولات این برندها دارای تنوع بالایی از لحاظ مدل و قیمت در بازار داخلی هستند و از سویی جدیدترین مدل‌ها را مبتنی بر تکنولوژی‌های روز سریع‌تر از سایر رقبایشان به بازار عرضه می‌کنند.منبع سایت ای تی ایران ))

حالا اقای حیدری عزیز اگر همانطوری که اقای مهندس ترکان فرموده اند با عصبانیت تعرفه ها را برداریم به نظر شما جز ابگوشت و قورمه سبزی در چه صنعتی می توانیم در مقابل تکنولوژی های روز افزون مقابله کنیم ؟

در اینجا گریزی می زنم به مطالب استاد صادق زیبا کلام استاد علوم سیاسی و اقتصادی دانشگاههای تهران در مورد نظریه ابگوشت و قورمه سبزی - متن کامل اینجا - (( اما خواستم به عرض برسانم که اتفاقا شما کاملا درست گفته‌اید. هم بواسطه قیمت تمام‌شده تولید در ایران (که به‌مراتب از بسیاری از کشورهای همردیفمان همچون ترکیه، هند، کره، چین، مالزی و ... بیشتر است) و هم به‌واسطه کیفیت پایین بسیاری از کالاهای ساخت داخل، ما نمی‌توانیم در عرصه بین‌المللی رقابت نماییم. در حالیکه هم قیمت انرژی در ایران در مقایسه با کشورهای دیگر به‌مراتب پایین‌تر است و هم دستمزدها. معذلک کدام تولید ساخت ایران می‌تواند چه به لحاظ قیمت و چه به لحاظ کیفیت با مشابه ترک، مالزی یا حتی چین رقابت نماید؟ بماند تولیدات ساخت اروپا و آمریکا )) و در ادامه می گوید (( جناب ترکان، آنچه بسیاری از کسانی که به جنابعالی یورش آورده‌اند نمی‌دانند آن است که زمانی که سرانجام ما به این سازمان بپیوندیم (فی‌الواقع ما چندین سال است که درخواست عضویت داده‌ایم اما تا کنون با عضویتمان موافقت نشده)، دیگر حق نخواهیم داشت مطابق مقررات تجارت جهانی جلوی واردات کالا به کشورمان را بگیریم. اگر تولیدات داخل بر همین سیاق حمایت دولت به حیاتشان ادامه دهند، هیچکدامشان از پتروشیمی، آهن و فولاد، آلومینیوم و مس گرفته تا خودرو، پارچه، لاستیک و پلاستیک تا ... قادر نخواهند بود با مشابه خارجی چه از نظر قیمت و چه از لحاظ کیفیت رقابت نموده و عملا بخش اعظم صنایع فعلی کشور تعطیل خواهند شد )) و در اخر اقای زیبا کلام می فرماید (( جنابعالی خیلی خوشبین هستید و می‌فرمایید در «خورش قرمه سبزی و آبگوشت بزباش فقط قادر به رقابت هستیم.» نمی‌دانم آخرین بار که به قصابی تشریف بردید کی بود. ظاهرا می‌بایستی خیلی وقت‌ها پیش بوده باشد. جناب ترکان، با قیمتی که گوشت در ایران پیدا کرده بنده تردید جدی دارم که حتی در آن دو حوزه هم با قرمه سبزی و بزباش ترک یا چینی بتوانیم رقابت نماییم.))

راستی اقای حیدری شما اخرین باری که به قصابی رفته اید کی بوده است ؟

جناب اقای حیدری اقتصاد و سیاست ؛ جغرافیا نیست که به مدد یک ماهواره یا یک ازمایش ساده یا پیچیده در ازمایشگاه بتوانیم به دوره های زمین شناسی پی ببریم یا تشخیص انالما - اصطلاح جغرافیائی که اقای حیدری استادش هستند و بنده جسارت می کنم و درس پس میدهم -  نیست که با یک عکس فوری در هر روز در یک زمان و یک مکان مشخص بتوان انحراف خورشید را تشخیص داد ! علم اقتصاد وابسته به سیاست است همین امروز که توافق تمدید شد کل بورسهای دنیا واکنش نشان دادند !

اما هیچ بورسی برای تغییر و انحراف روزانه زوایه خورشید واکنش نشان نمیدهد !!!!

در انتها از شما و دیگر اصولگرایان تندرو هشترودی می خواهم که لطف فرموده و در مورد دولت تدبیر و امید که میراث دار رانتها و اختلاسهای سه هزار میلیاردی و بورسیه های غیرقانونی دولت تحت پشتیبانی شما و همفکرانتان بوده ، می باشد ! چنانچه اگر هم می خواهید نظری بدهید با بررسی تمامی جوانب و حواشی و اگاهی کامل به مسائل روز دنیا و امور مربوطه اظهار نظر نمائید تا خدای ناکرده شائبه توهین به رای 80درصدی مردم هشترود و دهن کجی به هشترودیان به اذهان متبادر نشود .

برای رسیدن به صندلی سبز و ادامه مسیر هشت سال گذشته ، لازم نیست وارد هر گودی شوید که مرد ان نیستید ! اجازه بدهید اگر روزی مهندس ترکان در مورد جغرافیا اظهار نظر نمود و فیورد را دشت یا صحرا تعبیر نمود انگاه با قدرت هرچه تمام تر وی را تخریب کنید و اثبات نمایید که ترکان غرب زده شده است که باریکه ابراه میان دو صخره با شیب تند  را صحرا یا دشت خوانده است

وگرنه تحلیلهای شما در خصوص سیاست و اقتصاد ، انهم در مقابله با مردی که شاید به تعداد سالهای سن شما تجربه سیاستگذاری و اجرائی و اقتصادی دارد شما را به جائی نمی رساند جز انکه زحمت ما میداری و به خواسته خود نمیرسی چون ما هنوز بیداریم !!

مهندس ترکان در دفاع از نظریه خود می گوید ( متن کامل در ادامه دفاعیه استاد زیبا کلام ) (( بیان داشت؛ من قبلا نظر خودم را گفته ام. بنابراین اگر فقط به بخشی از سخنان من بپردازید به اصل موضوع پی نمی برید.وی ادامه داد؛ اگر دروازه های کشور را باز کنیم، مثل دولت نهم و دهم که از زیرپیراهن، کفش، کت شلوار تا سنگ قبر وارد می کرد می شویم. ما اگر تعرفه ها را برداریم و همه چیز را به بازار رقابتی بسپاریم، صنعت داخلی مان آسیب می بیند.)) و بعد می گوید ((ترکان گفت؛ بنابراین کشورهایی مثل ما اگر تعرفه را بردارند، بازارهای داخلیشان مورد هجوم کالاهای صادراتی مختلف واقع می شود و صنعت داخلی از بین می رود. این تجربه را ما در دولت قبل داشته ایم.وی اضافه کرد؛ من نمی گویم به سمت رقابتی کردن نرویم، ولی دست پاچه شدن در این راه موجب نابودی صنعت داخلی خواهد شد. ماباید از صنعت داخلی دفاع کنیم. تعرفه نه فقط در خودرو بلکه باید در سایر کالاها نیز وجود داشته باشد. در هیچ رشته ای نیست که ما در تراز جهانی باشیم که تعرفه را برداریم و بگوییم کالاهای خارجی بدون تعرفه وارد بازارهای ایران شود. ))

 با نگاهی اجمالی به بیانات مهندس ترکان و استاد زیبا کلام در می یابیم که در حقیقت خودشما اقای حیدری عزیز سعی دارید با تحریف مطالب و تشویش اذهان عمومی با بیان مطالب موهن و خود تعبیر نموده ، مردم را نسبت به دولتی که مقام معظم رهبری بارها و بارها از ان حمایت فرموده و بر اقدامات صحه گذارده اند را خراب نمائید

تا شاید بار دیگر دور گردونی بچرخد و محمود نامی به همراه مشائی عزیز ترینش که حتی بخاطر او از رهبری هم قهر نمود بر صندلی ریاست جمهوری تکیه دهد تا اقای حیدری القاب و عناوینی را که در دولت قبل کسب کرده بود را مجددا به دست اورد در حقیقت

مشکل اقای حیدری هم به قول ان ضرب المثل ترکی (( عمی دردی دئیر زمی دردیدیر جانیم ))

اقای حیدری عزیز با احترام عرض می کنم که ما اصلاح طلبان شاید درون سازمانی اختلافاتی داشته باشیم اما مطمئن باشید بیداریم و اجازه نخواهیم داد تا عرصه به وجود اماده اعتدال در سایه حمایت و مدیریت رهبری عزیز و تدبیر ریاست جمهوری اسلامی بدست تندروهایی که اخرین کلاه نمددارشان برای این ملت سوای واردات سنگ قبر از چین و هزاران تخلف دیگر ، برداشت 16میلیارد از صندوق ملی در روزهای اخر دولتشان برای دانشگاه شخصی بوده ، تبدیل به فضای بگم بگم ها و تخریب هویت و شخصیت انسانهای وارسته و متعهد انقلابی و ارزشی نظام بشود .

اقای حیدری شما آسده خاطر به جغرافیای خود بپردازید ! همفکرانتان در مجلس اقایان رسائی و کوچک زاده وبذرپاش را عرض می کنم به حد کافی برای مقابله با اعتدال توانشان را بکار میبرند ، اما مردم ایران با تاسی از ولی امر خود و حمایت از رای خود - که بفرموده پیرسفر کرده عزیزمان میزان است - و اعتماد به مسیر اعتدال دولت تدبیر و امید دکتر روحانی در مقابل هر گونه جریان افراطی گری داخلی و خارجی به سان کوه ایستاده اند و اجازه نخواهند داد تا دوباره تفکری که مردم را خس و خاشاک می دانست بر اریکه زندگی ان مسلط گردد

چرا که ایرانی جماعت و بخصوص اکثریتی که در 24خرداد 92 حماسه ای باشکوه خلق نموده اند به برکت وجودی رهبری عزیز و تدابیر و تلاشهای بزرگمردان دولت تدبیر و امید بخصوص ریاست محترم جمهوری و مشاوران گرامیشان و علی الخص جناب اقای مهندس ترکان بیدارند و دوران تندروی و بگم بگم و گرفتن بورسیه های دکترای رانتی تمام شده است ! الان دور دور اعتدال و قانون است . یا حق و موفق باشید 

 



تاريخ : یکم آذر 1393 | 8:0 | نویسنده : پیام رنجبر موسوی

80060109869630201751.jpg            88779505964050890078.jpg

وقتی اصلاح طلبان هشترود در دعوای زرگری انحصار طلبان درون سازمانی خود گرفتار شده و تندروهای اصلاح طلبی به جای تمرکز بر رفتارهای اصولگرایان تندرو به تخریب و کوبیدن بچه های اعتدال گرای اصلاح طلب می پردازند ، وقتی بخاطر یک پست معاونت بی ارزش اقایان به بچه های اصلاح طلب انگ میزنند وقتی بخاطر نرسیدن به ریاست یک اداره نوک تیز قلم کارشناسان علوم سیاسی اصلاح طلب به سمت دوستان درونی معطوف میشود انوقت اصولگرایان تندرو و مشاوران جوان احمدی نژاد دست به قلم میشوند تا از طریق جائی که مشخص است برای چه منظوری طراحی شده با فوت کردن بروی خاکسترهای مانده از سال 84 اتشی اختلاف انگیز به میان اصلاح طلبان بیاندازند و در مجلس دهم بنام اصلاح طلبی و بکام جریان بگم بگم و بعدش در انتخابات 96 سکان هدایت کشتی سیاسی ایران به کسانی بسپارند که قطع ارتباط با دنیا و عدم تمکین از دستور معظم له در برکناری ریشه انحراف را در کارنامه خود دارند

03358834932631874559.jpg

پیک هشترود در دو مقاله به نویسندگی اقایان مولوی و حیدری حملاتی را همسو با سایتهای هما (هواداران محمود احمدی نژاد ) بر علیه رئیس جمهور محبوب ایران دکتر حسن روحانی اغاز نموده که نمیدانم چرا حالا بعد از چند ماه اقای مولوی یادش افتاده که رئیس جمهور در سازمان ملل سخنرانی کرده است ؟!!!!!!و در این میان حامیان تدبیر و امید به سه دسته تقسیم شده اند

یک دسته که شده اند گئجه خیری شری و نشسته اند بیخ گوش فرماندار به اصطلاح اصلاح طلب شهر و زیر اب بچه های دیگر گروهها را می زنند

یک دسته شده اند افراطی و تندرو و مثل همین اصولگرایان تندرو همه را می کوبند خودی و غیر خودی ندارد هرچند اصولگرایان تندرو حداقل خودیها را تخریب نمی کنند 

دسته سوم هم که خسته اند از نردبان شدن برای اقایان فرصت طلب و انحصار طلب و در گوشه ای خزیده اند ، نتیجه این میشود که یک سایت اصولگرائی تریبونی میشود که به تدبیر و امید حمله شود و تدبیر و امیدی ها هم بشینند و خوشحال باشند که فلان رئیس منتصب به تدبیر و امید را با هزار انگ زیر اب زده اند و فخر کنند به زیر اب زنی خود

24950405084829942229.jpg

اما روی صحبتم با اصلاح طلبان مشخص الحال نیست که همینقدر کفایت می کند اگر میخواهند از خوابی خود خواسته بیدار شوند وگرنه در جهل مرکب ابدالدهر مانده و خواهند ماند تا 96 برسد و طوماری از اصلاح طلبان پیچیده شود که روزگار 84-92 هم بخود ندیده است اما ما هنوز بیداریم ! ودر هر حالتی که باشد بخوبی مسائل را رصد کرده و اجازه نخواهیم داد تا چند نفر با تفکر خاص یک گروه مشخص ، اعتماد 80درصدی بین مردم هشترود و دولت تدبیر و امید را لکه دار نمایند لذا

mail[1]             IMG_1260_wm            23098272113876700263.jpg

در این سلسله مطالب روی سخنم با اقای اسدالله حیدری و حسن مولوی است و به مقالات انها نظری افکنده و پاسخی در فراخور تقدیم می نمایم - برای رعایت اصل بیطرفی متن مقالات و مستندات را عینا ارائه کرده ام -

بخش اول پرداختن به مقاله اقای حسن مولوی با عنوان یادداشت/ آدرس اشتباه دربارۀ جنگ ( اینجا اصل مقاله اقای مولوی را بخوانید )در پیک هشترود به تاریخ 28 ابانماه 93

13535586084175936974.jpg

نتیجه ادبیاتی که اقای مولوی گویا خیلی ازش خوشش امده ( صندلیهای خالی سازمان ملل و کف زدنهای خاص وزیری که در هواپیما تعوض شد تا توریست باشد نه وزیر امور خارجه ) و به ادبیات فاخر دکتر روحانی ( که طرح جهان عاری از خشونت و افراطش جهانی شده است ) ایراد گرفته ! آنهم بعد از سه ماه !!! گویا تازه یادشان امده که رئیس جمهور در شهریور ماه به سازمان ملل رفته و اول مهرماه سخنرانی کرده است ! راستی ایا هدفی در پشت این تحلیل وجود دارد که سه ماه بعد به مسئله ای بی اهمیت در مسائل اهم فعلی کشور پرداخته شده ؟!!!!!!

آقای مولوی که گویا عاشق ادبیات اقای احمدی نژاد و بگم بگم است !! عامدا وهدفمند با سانسور بخشهای اعظمی از حرفهای رئیس جمهور با شیوه استصوابی تنها به یک نکته می پردازد و علیرغم اینکه میداند رئیس جمهور در ان قسمت از صحبتهایش را کشورهای دیگر منطقه سخن می گوید نه از ایران !! باز هدفمند و طراحی شده به ایشان حمله می کند ! البته شاید هم  بقول زبون شیرین هشترود : "اوسوز" !! بالاخره کارشناس علوم سیاسی هستند اقایون !!!

و بعد با کمال بیرحمی خسته بودن از جنگ را به معنی تسلیم و سازش ننگین تعبیر می نماید و سخنان رئیس جمهور را انحرافی میداند که غرب از ان ذلت میبرد و سپس برای مستند سازی با کلامی از امیر المومنین علی ع سخنان خود را پایان میبرد تا خود و تحلیلش را موثق و موجه نشان دهد ! اما خدمت اقای مولوی عرض می کنم که :

بر خلاف نظریه استصوابی شما اقای مولوی عزیز ، جناب اقای دکتر روحانی رئیس جمهور عزیز ما ان بخش سخنان خود را اینطور شروع می کند (( من از منطقه‌ای می‌آیم که بخش‌های مهمی از آن در آتش تندروی و افراط می‌سوزد. در شرق و غرب کشور من، افراطی‌گری، همسایگان ما را تهدید می‌کند و خشونت می‌ورزد و خون می‌ریزد. آنان البته تنها به یک زبان سخن نمی‌گویند و حتی رنگ‌ پوست‌شان هم، یکی نیست و یک ملیت واحد ندارند. آنان از کشورهای مختلف به خاورمیانه آمده‌اند اما ایدئولوژی واحدی دارند: «افراطی‌گری و خشونت». و هدف واحدی دارند: «نابودی تمدن، اسلام‌هراسی و ایجاد زمینه برای مداخله مجدّد بیگانگان در منطقه».
با کمال تأسف، تروریسم، جهانی شده: «از نیویورک تا موصل، از دمشق تا بغداد، از شرقی‌ترین تا غربی‌ترین نقطه جهان، از القاعده تا داعش». افراطیون جهان، یکدیگر را یافته‌اند و ندا سر داده‌اند که «متحد شوید» اما آیا ما در برابر افراطیون متحدیم؟! )) و سپس هوشمندانه ادامه میدهد (( اشتباهات راهبردی غرب در مسایل منطقه خاورمیانه و آسیای مرکزی و قفقاز، این نقطه از جهان را به بهشت تروریست‌ها و افراطیون بدل کرده است. تجاوز نظامی به افغانستان و عراق و مداخلات‌های نادرست در تحولات سوریه نمونه‌های روشنی از این راهبرد غلط در منطقه خاورمیانه است. اتخاذ رویکردهای غیرمسالمت‌آمیز و تجاوز و اشغال نظامی، از آنجا که معیشت و حیات مردم عادی را هدف قرار می‌دهد، پیامدهای روانی و رفتاری متعددی را در پی دارد که امروز، بُروز آن را بصورت خشونت‌ و آدم‌کشی در منطقه خاورمیانه و آفریقا، مشاهده می‌کنیم؛ که حتی برخی شهروندان سایر نقاط جهان را هم، با خود همراه کرده است. خشونت همچون یک بیماری مسری، در حال سرایت به سایرِ نقاطِ جهان است. ما همواره معتقد بودیم که دموکراسی، با کوله‌پشتی، نمی‌آید؛ دموکراسی، محصول رشد و توسعه است، نه جنگ و تجاوز. دموکراسی یک کالای صادراتی نیست که از غرب به شرق تجارت شود. در یک جامعه توسعه نیافته، دموکراسی وارداتی، به دولتِ ضعیف، منتهی می‌شود و دولت ضعیف هم، به شدت آسیب‌پذیر. )) و بعد خیلی سیاستمدارانه می گوید (( امروز هم، دوباره، نسبت به خطرِ گسترشِ افراطی‌گری و همچنین خطرِ درکِ نادرست و برخورد غلط با این پدیده را هشدار می‌دهم. خاورمیانه، تشنه توسعه است، و خسته از جنگ. این حق طبیعی مردمانِ سرزمین‌های حاصل‌خیزِ خاورمیانه است که از زندگی توأم با صلح و رفاه، برخوردار باشند. در گذشته، استعمار این حق را از آنان سلب کرد و اکنون سایه جنگ و خشونت، امنیت آنان را تهدید می‌کند. در منطقه ما، سیاستمداران، و نخبگانِ معتدلی وجود دارند که مورد اعتماد ملت‌های خویش‌اند. آنان، نه غرب‌ستیزند و نه غرب‌گرا. به نقش استعمار در عقب‌افتادگی ملت‌های منطقه، آگاهند اما از نقش ملت‌های خویش در راه توسعه‌یافتگی نیز، غفلت نمی‌ورزند؛ غرب را از خطاهایش مبرا نمی‌دانند، اما به غفلت‌های خویش نیز توجه دارند. این نخبگان، می‌توانند با جلب اعتماد مردم، قوی‌ترین ائتلاف‌های ملی و بین‌المللی علیه خشونت را تشکیل دهند. صدای این نخبگان، صدای واقعی مردم اعتدال‌گرا در جهان اسلام است؛ صدای آشنای یک افغانِ خسته از جنگ؛ عراقی قربانی افراطگری؛ سوری هراسانْ، از تروریسم؛ و لبنانی نگرانْ، از خشونت و فرقه‌گرایی. سخن ما این است که این اشتباه راهبردی است که اگر برخی کشورها با ادعای رهبری ائتلاف در پی ادامه برتری جویی در منطقه ما باشند.بدیهی است کشورهای منطقه که درد را بهتر می‌شناسند، بهتر هم، می‌توانند با هم‌فکری وائتلاف، مسئولیت مبارزه را پذیرفته و رهبری آن را بر دوش گیرند. و اگر دیگر کشورها می‌خواهند علیه تروریسم، گامی بردارند، باید به حمایت آنان برخیزند.من اعلام می‌‌کنم، اگر امروز همه توان خود را علیه افراط و خشونت، به‌کار نگیریم،‌ و کار را به کاردان نسپاریم، فردا جهان برای هیچ کس، جای امنی نخواهد بود. )) متن کامل اینجا

37165448885069186818.jpg

سخنرانی هوشمندانه دکتر روحانی در سازمان ملل و بیان اینکه به جای استفاده از گزینه ناکارآمد «ائتلاف برای جنگ» در مناطق مختلف جهان باید «ائتلاف برای صلح پایدار» را تشکیل داد و یا طرح جهانی «جهان علیه خشونت و افراطی‌گری» باعث شد که در پایان سخنرانی رییس‌جمهور کشورمان، حاضران در جلسه که اغلب کشورهای حاضر را شامل می‌شد، حجت‌الاسلام والمسلمین روحانی را تشویق کردند.پس از اتمام سخنرانی نیز، رییس مجمع عمومی سازمان ملل به همراه دو تن دیگر از اعضای هیات رئیسه از پله‌های جایگاه پایین آمدند و  دست روحانی را به گرمی فشردند.(( اقای مولوی این همان ایران اسلامی است که هم حضرت امام راحل (ره) و هم رهبری معظم انقلاب تاکید بر وجودش دارند ، رئیس جمهور ایران باید طوری حرف بزند که دنیا به فهم و هوش و انسان دوستی ایرانی در کنار قدرت بازدارندگی دفاعی و قدرت دفاعی برترش ایمان اورده و در برابر عظمت ایران اسلامی که رئیس جمهور  عزیز نماینده کشورمان در انجا بود سرپا بایستند و برای سیاست ناب اسلامی ایرانی کشورمان دست بزنند - این انقلاب اینطور صادر میشود نه با جنگ طلبی و افراط و کشت و کشتار ))

ولی آقای مولوی سخنان رئیس جمهور را اینقدر تقلیل داده و اینطور نتیجه میگیرد که رئیس جمهور ایران اسیر سیاسیتهای غرب شده و در اسیاب غرب اب می ریزد (( این جمله انحرافی و دشمن شادکن (خسته از جنگ)، متأسفانه از زبان رئیس جمهوری اسلامی ایران در سوم مهرماه ۱۳۹۳، در شصت و نهمین نشست مجمع عمومی سازمان ملل نیز تکرار شد. آنجا که آقای روحانی آدرس سیاستمداران و نخبگان معتدل را –که نه غرب ستیزاند و نه غرب گرا – به اعضای سازمان ملل داد و از «صدای آشنای یک افغان خسته از جنگ، عراقی قربانی افراطی گری و …» سخن گفت و نیز اذعان داشتند که ملت های منطقه غفلت هایی هم تراز با نقش استعمار غرب در عقب افتادگی منطقه دارند.))

 اقای مولوی عامدانه ان قسمت از حرفهای رئیس جمهور را که می گوید ((اشتباهات راهبردی غرب در مسایل منطقه خاورمیانه و آسیای مرکزی و قفقاز، این نقطه از جهان را به بهشت تروریست‌ها و افراطیون بدل کرده است. تجاوز نظامی به افغانستان و عراق و مداخلات‌های نادرست در تحولات سوریه نمونه‌های روشنی از این راهبرد غلط در منطقه خاورمیانه است )) نادیده می گیرد ( جائی که رئیس جمهور هوشمندانه و البته با ادب و نزاکت اسلامی ایرانی خود غرب را مورد شدیدترین انتقادات قرار میدهد و تمامی مشکلات منطقه را از غرب میداند) و با یک تحلیل ابدوغ خیاری فکر می کند که غرب از این جمله دکتر روحانی - صدای آشنای یک افغانِ خسته از جنگ؛ عراقی قربانی افراط گری؛ سوری هراسان از تروریسم؛ و لبنانی نگران از خشونت و فرقه‌گرایی - به وجد امده و فردا به ایران می ایند و دکتر روحانی فرش قرمز زیر پای انها انداخته است و یا اینکه نقش ملتها در عقب افتادگی خودشان را گفتن ! یعنی فرش قرمز به زیر پای امریکا انداختن !!

نه اقای مولوی عزیز ! کسانی که نقش مردمشان را در پیشرفت و پسرفت نمی فهمند اب در اسیاب دشمن می ریزند! روشنفکران وسیاستمداران معتدلی که بقول رئیس جمهور نه عرب گرا هستند و نه غرب ستیز و به نقش ملت کشور خود در پیشرفت ها و پسرفتها شناخت دارند مطمئن باشید برای سرفرازی کشورشان اماده هرنوع فداکاری هستند !!! اقای مولوی این یعنی اعتدال !!! یعنی عدل !!! یعنی شیعه علی بودن !!!

اقای مولوی تنها تفکر ادبیاتی امثال احمدی نژاد و جلیلی است که فکر می کنند انها فقط یک من هستند و کل ملت نیم من !!! 

برای همین اختلاسهای سه هزار میلیاردی را توطئه دشمنان خارجی میدانند !در حالیکه مشاور اول دولتشان توصیه نامه رانت 400میلیون یورویی میدهد ! اختلاس سه هزار میلیاردی ! بورسیه های غیر قانونی ! 11روز قهر از دولت و رهبری ! و ظهور امثال بابک زنجانی و....... و ...... !!!! و هرگز مردم را در معادله های خود بحساب نمی اورند و فقط بین خود بخشش و بذل رانت و محبت و... می نمایند !

جناب اقای مولوی من باب یاد اوری عرض کنم که رئیس جمهور فعلی خود یکی از بزرگترین فرماندهان دوران جنگ است و خیلی بیشتر از شمائی که به بواسطه نسبی یا سببی از جنگ اطلاعات دارید از جنگ می داند و جنگ کرده است لذا به هیچ عنوان این جملات ایشان ادرس اشتباهی از جنگ نیست بلکه یک ادرس عقلانی و منطقی است از اعتدال گرائی در عین اقتدار و عظمت !!!!!جنگ همیشه مورد نفرت بوده و جنگ طلبی همواره مورد مزمت است حتی رهبری انقلاب نیز در بیانات خود مکررا بر جنگ طلب نبودن ایران تاکید دارند اما موکدا هم بر امادگی دفاعی داشتن در مقابل دشمن نیز مصر می باشند (توصیه می کنم که دوست عزیزم اقای مولوی منویات معظم له در دیدار با نمایندگان مجلس در خرداد (1) ماه امسال را مطالعه نمائید تا بیشتر با افکار مقام معظم رهبری اشنا شوید و متوجه باشید که رهبری به هیچ وجه روحیه و یا تفکر جنگ طلبی ندارند ! بلکه مصر بر داشتن روحیه مبارزه طلبانه دارند و مبارزه با جنگ هزار من توفیر دارد !!! مبارزه حالتی در روح انسان است که او را در برابر شرایط سخت مقاوم میسازد ، اما جنگ حالتی است که انسان با خوی وحشیگری همنوع خود را می کشد و ثمره اش ویرانی است !!

13995026049892669899.jpg

پس هر کسی که ادعای ولایتمداری دارد باید به تاسی از ولی امر مسلمین با نفی جنگ طلبی ، مهر و محبت و چهره زیبای دین اسلام را به نمایش بگذارد - در ان بیانات معظم له به زیبائی تفاوت امادگی دفاعی با جنگ طلبی را توصیف فرموده اند - خواهشمندم همیشه قبل از نوشتن مقالات سیاسی در خصوص سیاست کلان کشور فرمایشات معظم له در ان موارد را مطالعه فرمائید تا نوشته هایتان خدای ناکرده و ناخواسته بر خلاف منویات معظم له و سیاستهای کلان کشور نباشد

اقای مولوی صحبت از نفی خشونت به معنای تسلیم نیست ، صحبت از خسته بودن از جنگ به معنای تسلیم نیست ، صحبت از یتیمی بچه های بیگناه ! اوارگی زنان بی سرپرست نشانه تسلیم نیست ! روشنفکران دشمنان این ملت نیستند ! بچه های این ملتند ! از بطن همین مردم ! برخاسته از همین فرهنگ اسلامی ایرانی ! شما ادرس را اشتباه نروید !

اقای مولوی ، ایران جنگ طلب نیست و به هیچ عنوان جنگ افروزی نخواهد کرد ! اما همانطور که رئیس جمهور در سخنان خود گفته اند (( اگر امروز همه توان خود را علیه افراط و خشونت، به‌کار نگیریم،‌ و کار را به کاردان نسپاریم، فردا جهان برای هیچ کس، جای امنی نخواهد بود. )) یعنی رئیس جمهور امادگی دفاعی کشور در مقابل با خشونت و تروریسم را ابراز میدارد و دقیقا با تاسی به فرمایشات رهبری سخن میراند چرا که بخوبی با تفکرات رهبری و روحیات ایشان اشناست و خود را - برخلاف رئیس جمهور قبلی که قهر میکرد - مرید و شاگرد رهبری میداند !

آقای مولوی بدانید که مردم ایران روحیه مبارزه خود را بخوبی حفظ کرده و می نماید ! همین بسیج نمونه عینی از حس مبارزه طلبی ! نه جنگ طلبی ! - خوب دقت کنید - مبارزه طلبی ملت بزرگ ایران اسلامی است !

برای اطمینان از اینکه رئیس جمهور در سازمان ملل سخنرانی زیبایی نموده و بدرستی ادرسها را مسیر بندی نموده است و مطمئنا انقدر میداند که امثال بنده و شما نقاد ایشان نشویم به این متون توجه کنید

آیت‌الله نوری همدانی با تقدیر از بیانات رئیس‌جمهور در مجمع عمومی سازمان ملل، خاطرنشان کرد: فضای رسانه‌ای جهان کنونی به شکلی است که اگر کسی حرف حقی را بزند، به سرعت در جهان منتشر و از آن استقبال می‌شود،  متن کامل اینجا

جا دارد از مواضع حق‌طلبانه و متین آقای روحانی به ویژه در استفاده از انرژی صلح‌آمیز هسته‌ای در مجمع عمومی سازمان ملل متحد تشکر کنیم همچنین لازم است از مواضع ریاست محترم جمهور نسبت به مداخلات آمریکا تحت عنوان ائتلاف ضد داعش در عراق و سوریه و نمایش مضحک مبارزه با ترورسیم قدردانی کنیم.سخنان رئیس‌ جمهور که بیانگر عزم و اراده ملت مومن و متعهد ایران در مقابله با خوی استکباری سلطه‌طلبانه است حامل این پیام است که تحریم‌ها و تهدیدها نتوانسته است رخنه‌ای در سنگر استوار ملت بزرگ ایران کنند متن کامل بیانیه 224 نفر از نمایندگان مجلس در دفاع از دکتر روحانی

و در اخر سر برای اطمینان بیشتر اقای مولوی ، منهم فرمایشی دیگر از امیرالمومنین علی ع را نقل می کنم که بدانند انطور که ایشان اورده اند هرگز امیرالمومنین جنگ طلب نبوده اند و اینگونه استفاده استصوابی از فرمایشات امام علی (ع) خدای ناکرده توهم و تصور یک نوع شبهه سازی بر علیه امام علی و شیعه امام علی ع و خط مشی معتدل و مهرورزانه نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران را به اذهان متبادر میسازد و شما حتما باید در استفاده از کلام معصومین و حضرت امام راحل و مقام عظمای ولایت دقت و توجه بشتری نمائید ! چرا که کلام اینها کلامی ساده نیست و هر کلمه اش بار معنایی و سیاسی خاصی دارد . 

امام علی به فرزندشان امام حسین ع می فرمایند «لاتدعون الی مبارزة وان دعیت الیها فاجب . فان الداعی الیها باغ والباغی مصروع » .هرگز به جنگ دعوت مکن زیرا جنگ طلب ستمکار است و هر ستمکاری به زمین خواهد خورد .دستور به بعض عاملان . (نهج البلاغه ص 376)

پی نوشت

1- قسمتی از بیانات معظم له در دیدار با نمایندگان مجلس : (( پیشرفت جمهوری اسلامی ایران و عبور موفقیت آمیز نظام اسلامی از مقاطع مهم و سرنوشت ساز 35 سال گذشته مرهون مبارزه ی جدی، صادقانه و خردمندانه ملت ایران بوده است که این تفکر باید با حفظ ویژگی های آن ادامه یابد. حضرت آیت الله خامنه ای با تأکید بر اینکه بدون ادامه تفکر مبارزه با جبهه استکبار نمی توانیم به اهداف والای نظام اسلامی برسیم، افزودند: علت تأکید بر ادامه مبارزه، جنگ طلبی نظام اسلامی نیست بلکه عقل و خرد حکم می کند که انسان برای عبور از منطقه ای مملو از دزدان دریایی، خود را مجهز کند و توانایی و انگیزه دفاع از خود را داشته باشد. ایشان تأکید کردند: دنیای امروز مملو از دزدان غارتگر عزت و حیثیت و اخلاق بشریت است که با مجهز شدن به علم و کسب ثروت و قدرت، با وجهه ای به ظاهر انسانی به راحتی مرتکب جنایت می شوند و به آرمانهای بشری خیانت و در نقاط مختلف دنیا جنگ افروزی می کنند. رهبر انقلاب اسلامی گفتند: در چنین شرایطی چاره ای جز ادامه مبارزه و حاکم بودن تفکر مبارزه در همه امور کشور اعم از داخلی و خارجی وجود ندارد.)) دقت کنید اقای مولوی :

جهان خسته است از افراطی گری وحشیگری ، جنگ و خونریزی ! ایران و ایرانی نیز از جنگ و خشونت و تروریسم متنفر و خسته است چرا که یکی از کشورهایی است که بیشترین اسیب را از جنگ و خشونت و ترور دیده است اما ایران اسلامی و ملت ایران با تفکر بسیجی خود، اماده دفاع از تمامی مرزها و شئونات و ارزشهای انقلابی خود است !!!

اقای مولوی ادرس اشتباه را شما میروید جنگ جز ویرانی و کشتار ثمره ای ندارد اما مبارزه می تواند حتی بدون خشونت باشد مثل مبارزه با تهاجم فرهنگی !!! ما هرگز از جنگ با تهاجم فرهنگی سخن نمی رانیم ولی مبارزه با تهاجم فرهنگی ! یا مبارزه با مواد مخدر که هرگز نمی گوئیم جنگ با مواد مخدر ! چون جنگ و مبارزه دو کلمه ای هستند که تفاوتهای اساسی در معنی و محتوا دارند و شایسته بود شما که کارشناس علوم سیاسی هستید به این معنی دقت می کردید ! البته اگر طرح این قضیه بعد از سه ماه از روی طرح و هدف خاصی نبوده باشد !!

لذا فرافکنی است که بدون تحلیل و فهم درست از سخنان رئیس جمهور ، بدون شناخت از تفکرات مقام عظمای ولایت و بدون دانستن سیاستهای کلان ابلاغی معظم له مطالبی بنویسیم چرا که از این نوشتن ها تنها همان دشمنانی که اسم برده اید بیشتر خوششان میاید !!! تامردمی که عاشقانه نظام و رهبری و رئیس جمهورش را دوست دارند !!!

برای شما اقای مولوی عزیز ارزوی موفقیت دارم و در قسمت بعدی در مورد مقاله اقای حیدری خواهم نوشت !!!



تاريخ : بیست و هشتم آبان 1393 | 22:33 | نویسنده : پیام رنجبر موسوی

قانونی مالیاتی ایران می گوید هر کسی که معلولی در خانه دارد و از وی نگهداری می کند در اخر سال می تواند به اندازه هزینه هایی که کرده است از مالیاتش کم کنند - یا در جای دیگر می گوید کسانی که حسابدار رسمی دارند و برایش حقوق میدهند می تواند اخر سال حقوق حسایدار را از مالیاتش کم کنند - یا می گوید که هشترود ده سال از معافیت مالیاتی برای طرح های صنعتی برخوردار است و............

متاسفانه همه ما به مالیات به چشم یک غول ویرانگر نگاه می کنیم در حالیکه در المان شعاری دارند که می گویند من کار میکنم تا مالیات بدهم چون میدانند اولا مالیاتی که می پردازند درست است دوما مالیاتی که میدهند صرف ارائه خدمات بهتر از سوی دولت به شهروندان می شود اما در ایران و بخصوص هشترود مالیات گریزی یک امر بدیهی است و یک نوع زیرکی حساب میشود اما چرا چنین تفکری وجود دارد ما به بررسی این موضوع در هشترود می پردازیم

 متاسفانه اداره دارائی بیشتر از انچه که در مسیر اموزش عمومی گام بردارد در مسیر خفا کاری گام برمیدارد

بخصوص اداره مالیاتی هشترود که انقدر در وضع فجیعی قرار داشت که چند روز پیش نماینده محترم با رایزنی با مدیرکل محترم دارایی جناب اقای رسولی که در پی شکایات بی حد و اندازه از رئیس فعلی دارائی صورت گرفت مدیرکل را اقناع نمود که ضمن اینکه جناب اقای کردستانی معاون محترم مالیاتی مدیرکل استان را بمدت چهار روز مامور به رسیدگی به شکایات مردم از اداره دارائی بنماید کلیه جرائم و دیرکرد مالیاتی هشترود را مورد بخشش قرار داده و حتی امکان تقسیط بدهی ها به دارائی را نیز فراهم بیاورند 

جناب اقای رسولی مدیرکل محترم دارائی که یکی از بهترین مدیران کل استان می باشد در یک دستور مخصوص این امر مهم را به خاطر رابطه حسنه خود با اقای شیری به مدت نامحدودی تمدید نموده است

ولی بازهم متاسفانه حالا برخی کارمندان دارائی گویا از این وضع راضی نیستند

در اداره دارائی برخی کارمندان هستند که فاقد سواد کافی در امر ممیزی هستند مثلا در یک مورد برای یک چاقو فروش دوره گرد که کل سرمایه اش 200هزار تومان نمی شود 600هزار تومان مالیات محاسبه می کنند این نشانگر دو چیز می تواند باشد

الف : کارشناسی که این براورد را انجام میدهد فاقد سواد ممیزی کافی است

ب: یک رویداد کاملا شخصی است و چون مودی بیسواد و نااگاه به امور مالیاتی است هر چقدر نوشتی بنویس الاه ورسین برکت

در جلسه مردم و مدیرکل با حضور نماینده انچه که بیشتر از مالیات مردم را ناراحت کرده بود

رفتار رئیس اداره است که متاسفانه فردی مغرور است و اصلا ان تکریم و اخلاق اسلامی که باید داشته باشد را ندارد و گویا چنین فکر می کند که من رئیسم اگر هم مردم ناراضی باشند مرا به یک جای بزرگتر انتقال میدهد و دوباره رئیس میشوم پس مردم کیلوئی چنده ؟

واقعا جای تاسف دارد در این برهه اقتصادی که مردم با کلی گرفتاری سر و پنجه میزنند یک رئیس اینطور با افکار عمومی بازی کند

ماجرای سیم تلفن و خط اینترنتی که از دارائی برای برادر و خواهر زاده ویا پسرعموی یکی از کارمندان به مغازه ای در بیرون کشیده شده بود تا بابت اظهارنامه پول دریافت بشود هنوز از یادها نرفته است که حالا اداره دارائی به نوع دیگری مردم ازاری و فرار از سرمایه گذاری و مالیات گریزی را ترویج میدهد

دوستی دارم که کارخانه ایشان اتش گرفته بود و پس از بازدید کارشناسان بنا به دستور اداره کل دارائی مقرر شده بود که تا مبلغ 70میلیون تومان (( کل سرمایه اش سوخته بود )) از وی تا سالهای اتی مالیات نگیرند جالب اینجاست که این رفیقمان مدارکی دریافت می کند که از وی تقاضای مالیات به مبلغ 6- 8 میلیون و با جریمه معادل سه برابر درخواست میشود ایشان به دارائی مراجعه می کند و نامه موصوف را می خواهد کارمند محترم وجود نامه را نمیداند و پس از اصرار و بررسی از پرونده در میاورند و می بینند که نباید به وی مالیات تعلق گیرد

واقعا اینها نشانه همان دو بندی است که در بالا گفتم :  مگر میشود که برای یک پرونده دستوری بدهند و کارمند مربوطه انرا نداند ؟!!! اگر فرد مذکور خودش نبود و پسرش بود و از متن دستور خبرنداشت باید این مالیات بزور از وی گرفته میشد ؟ هرچند هنوز هم فقط اعتراض کرده و معلوم نیست می گیرند و یا نمی گیرند

طبق قانون وقتی یک شرکتی فروخته میشود خریدار و شرکت متعهد به پرداخت دارائی هستند ولی اداره دارائی هشترود گویا یک حکومت خود مختار است کاری ندارند که کی فروخته کی خریده !! کافی است یکی که احتمالا برای دستشوئی هم به ان شرکت رفته را ببینند و آن فرد نیازمند یک استعلام باشد حالا کلی بدهی بارش می کنند و طرف چون در مضیقه است ان لحظه به فکر گرفتن استعلام تا گرفتاری اش را رفع کنند این نوعی زورگیری نیست !!

نتیجه بعدی اش این است که یک بدهی کلانی به پشتش تلنبار می کنند

من نمیدانم که قانون و عدالت و اعتدال کجای اداره دارائی قرار گرفته است ؟

من نمیدانم که رئیس یک اداره وظیفه اش در مورد ارباب رجوع چیست ؟

من نمیدانم یک رئیس چرا باید روز عاشورا با پیراهن قرمز استین کوتاه بگردد ؟

من نمیدانم که یک رئیس حق دارد توریست باشد یا نه ؟

من نمیدانم که ......... (( اینها مطالبی است که در حضور مدیرکل کل و کسبه و بازاریان از سوی مردم و تجار و کسبه عنوان شده و هر کسی در ان جلسه حاضر بوده باشد حتما این مطالب را شنیده و میداند که موضوع چیست ؟ ))

اما من میدانم

که ما مالیات میدهیم که حقوق رئیس و امثالهم را بدهند تا برای ما خدمات ارائه کنند

که ما مالیات میدهیم تا رئیس در برخورد با ما یک لبخند بر روی لب داشته باشد و اگر هم کارمندی قصوری کرده با ریش سفیدی و بزرگواری مسئله را حل کند ؟

که ما مالیات میدهیم که بنشینند و درست محاسبه کنند

ما مالیات میدهیم که کشورمان به خودکفائی نزدیکتر شود و با جان و دل هم اگر درست محاسبه شود مالیاتمان را می پردازیم

وقتی می بینیم فردی که روزانه شاید دو سه میلیون فروش دارد اخر سال 250هزار تومان مالیات میدهد و مائی که روزی ده هزار هم نمی فروشیم باید سه میلیون مالیات بدهیم خوب حق نداریم مالیات گریزی کنیم ؟ حق نداریم به دنبال راهی برای دور زدن باشیم ؟ در حقیقت این ضعف برخورد و اطلاع رسانی و عدم تکریم ارباب رجوع و ضعف خوش خلقی در ان اداره است که ما را به این سوی بد و زشت هدایت می کند

امروز در اداره دارائی هستند کارمندانی که با ادب و متانت و بزرگواری ضمن تکریم خوب مردم مالیات هم می گیرند و اتفاقا بخاطر برخورد خوششان شاید یک ده هزار اضافه هم بگیرد مردم راضی رهسپار خانه میشوند ! قرار نیست هم مالیات بدهیم هم ابروهای در هم پیچیده اقای س که انگار ارث بابامون شریکه و ما بالا کشیدیم را تحمل کنیم ! قرار نیست ما هم مالیات بدهیم و هم چوب تنبلی اقای ز را بخوریم که حال ندارد یک نامه را از پرونده در بیاورد

در سال 90 (اگر اشتباه نکنم ) قانونی تصویب شد که تمامی کارگاهها باید لیست حقوق هر ماه را به دارائی بدهند تا مالیات بر حقوق محاسبه شود قانونگذار تصریح کرده که اگر کارفرمائی این کار را صورت ندهد مشمول جریمه میشود خود بنده سال 92 در پی یک اتفاق از این قانون مطلع شدم و متوجه شدیم که برای مرکز نگهداری مبلغ 14 میلیون ریال جریمه بابت عدم تسلیم لیست صادر شده است !

قدیمها هر اداره ای یک تابلو اعلاناتی داشت که بخشنامه ها و قوانین جدید را انجا میزدند تا مردم بداند ! این اداره دارئی ما یک سایت ندارد یک بولتن ندارد اما تا بخواهید برای گرفتن پول اضافی از مردم ماشین حساب و چرتکه دارد

یه یک مثال دیگر توجه کنید : رضا حسینی در همایش فرصت های سرمایه گذاری هشترود و چاراویماق در سالن همایش های وزارت کشور افزود: سرمایه گذاران در بخش کشاورزی در این دو شهرستان از 100 درصد معافیت مالیاتی، در بخش صنعت و معدن از 10 سال و 100 درصد معافیت و در بخش گردشگری به صورت دایم و 50 درصد معافیت مالیاتی برخوردار خواهند شد.

این قانون است جالب اینجاست که انزمان که ما کارخانه خود در چپینی را راه اندازی می کردیم فرمانداری به ما گفت ده سال از مالیات معاف هستید و جالب تر اینجاست که من برای مالیات سالهای 77-78-79-80-81 و.... ممنوع الخروج هستم در حالیکه کارخانه ما سال 76 راه اندازی شده و مطابق قانون باید تا سال 86 از مالیات معاف باشیم !!!!! جلوی حسابهای مرا بسته اند در حالیکه باید معاف باشیم !!!!!!! البته اینها مال سالهای قبل هستند و ربطی به این مطلب ندارند فقط مثال مستند میزنم که فردا نگویند شایعه پردازی است !!!!!!

طرف ده ساله مغازه شو بسته براش مالیات می اید می گوید من مغازه ندارم می گویند به ما می گفتی ؟ خوب کارشناس شما از کجا این قیمت را در اورده است ؟ کدام دفتر و دستک را بررسی نموده است ؟ فرد کوچ کرده است الان برگشته برای سالهایی که در هشترود نبوده مالیات میخواهند ؟ در اداره دارائی یک نفر هست که دفاتر کل و روزنامه را بررسی می کند فقط یک نفر هست برای کل هشترود ؟ خوب ایا این فرد خواهد توانست که این دفاتر را درس بررسی کند ؟ دفاتری که در اخر سال شاید به سی یا چهل یا پنجاه و حتی شاید بیشتر برسد ؟ طبیعتا نه ؟! الان شما ببینید مالیات سال 88 را سال 93 ابلاغ می کنند و کلی هم جریمه زیرش می نویسند بخوری نخوری اش کشک خالته ؟

حتما سری به اداره دارائی بزنید ! جالب است مدیرکل جرائم را بخشیده !معاونش چهار روز نشسته اینجا جرائم را بخشیده ! فلان کارمند که نمیخام اسمشو بگم با لب و لوچه اویزون همیشگیش میگه مثلا یعنی چه ؟ مدیرکل اومد که چی ؟ چرا ببخشیم ؟ابروی دارائی رفت ؟!!!

واقعا که راست می گویند : شاه بخشیده شاقلی نمی بخشه ؟ 

مرد حسابی ابروی دارائی وقتی جریمه مردم بخشیده میشه نمیرود ! وقتی میرود که برای یک چاقو فروش دوره گرد 600هزار تومان مالیات حساب می کنند ! وقتی ابروی دارائی میرود که شش سال است نتوانسته اند یک انحصار وراثت را صادر کنند ! وقتی ابروی دارائی میرود که دو سال بعد بدونی بخاطر بخشنامه ای که دوسال قبل صادر شده و هیچکسی خبرنداشته جریمه شده ای ! ابروی دارائی زمانی میرود که به دستور مدیرکل اهمیتی داده نمی شود ! ابروی دارائی زمانی میرود که .......... الله اکبر

اینها شمه از کارهایی است که در اداره دارائی این اداره سر بسته که حساب مالیاتی کردنشان مثل هندوانه سر بسته است انجام میگیرد ! جالب است از یک نفر مالیات بر اجاره می گیرند هم مالیات بر موجر !!! یک مالیات بر دارائی می گیرند یک مالیات بر اجاره !!!! بغیر از سه نفر از کارمندان دارائی بقیه انها هم حوصله جواب دادن ندارند ! کافی است کمی نق بزنی تا عاقبت بخیریت تو اون دنیا هم بخاطر مالیات بره زیر سوال !!!

احتمالا بخاطر ابزارهای خاصی که دارند ممنوع الموت هم بشوی

رئیس اداره هم که انگار مردم هشترود بچه اش هستند با یک حالت متکبرانه می نشیند بزور جواب سلام می گیرد !

جالب است معافیتهای مالیاتی در اداره هشترود شناخته شده نیست ! مهم نیست امروز یا فردا یا پس فردا ! حتی اگر شما مالیات ندهید بعد مرگتان زمانی که میخواهند انحصار وراثتتان را صادر کنند بدهیهای پدر بزرگ و جد و ابادتان را هم از شما خواهند گرفت ! البته این زمان در قانون اینطور پیش بینی شده ولی در هشترود هنوز شش سال است که خود بنده نتوانستم انحصار وراثت بگیرم !!!!!!!!!!!!

اداره امور مالياتي مکلف است پس از تسليم اظهارنامه از طرف وراث يا نماينده قانوني آن ها در صورت درخواست کتبي ظرف مدت يک هفته گواهي نامه متضمن رونوشت مصدق ريز ماترک را که در اظهارنامه نوشته شده صادر و به مؤدي تسليم نمايد.

اين گواهي نامه فقط از نظر صدور برگ حصر وراثت معتبراست رسيدگي به تقاضاي حصر وراثت در دادگاه ها موکول به ارايه گواهي نامه مذکور در اين ماده خواهدبود و مديران دفتر دادگاه هاي صادر کننده تصديق حصر وراثت موظف اند رونوشت گواهي شده آن را ظرف 15 روز از تاريخ صدور به اداره امور مالياتي محل بفرستند.

بحث در مورد دارئی زیاد است در اینجا نظر سنجی در مورد دارائی قرار داده شده است شما نظر بدهید - روی کلمه نظر سنجی کلیک کنید 



تاريخ : بیست و هفتم آبان 1393 | 22:1 | نویسنده : پیام رنجبر موسوی
مايه اصــــل و نسب در گردش دوران زر است؟ 

هر كسي صاحب زر است او از همه بالاتر است ؟


دود اگر بالا نشيند كســـر شــأن شــعـله نيست  

جاي چشم ابرو نگيرد چونكه او بالا تراست


ناكسي گر از كسي بالا نشيند عيب نيست   

       روي دريا، خس نشيند قعر دريا گوهر است 


شصت و شاهد هر دو دعوي بزرگي ميكنند     

پس چرا انگشت كوچك لايق انگشــــتر است


آهن و فولاد از يك كوه مي آيند برون      

        آن يكي شمشير گردد ديگري نعل خر است 


كــــره اسـب ، از نجابت از پـس مــــادر رود      

   كــــره خــر ، از خــريت پيش پيش مــــادر است


كاكـل از بالا بلندي رتبــه اي پيدا نكرد            

      زلف ، از افتادگي قابل به مشك و عنبر است 


پادشه مفلس كه شد چون مرغ بي بال و پر است 

دائماً خون ميخورد تيغي كه صاحب جوهر است 


سبزه پامال است در زير درخت ميوه دار         

دختر هر كس نجيب افتـاد مفت شوهر است


صائبا !عيب خودت گو عيب مردم را مگو 


هر كه عيب خود بگويد، از همه بالا تر است



تاريخ : بیست و چهارم آبان 1393 | 14:17 | نویسنده : پیام رنجبر موسوی
صادق زیباکلام یادداشتی کوتاهی را درباره بازداشت محمد مایلی‌کهن در صفحه فیسبوک خود منتشر کرده است.

به گزارش ایسنا به نقل از خبر امروز، در این یادداشت آمده است: «من زیاد ورزش و فوتبال را دنبال نمی‌کنم اما تصورم بر این است سوژه این روزهای ورزش و فوتبال صدور حکم زندان برای محمد مایلی‌کهن است. سرمربی سابق تیم ملی کشورمان از دروازه فراخ خبرسازی و خبررسانی ورزش و فوتبال ایران نهایت بهره را می‌برد؛ آن‌قدر که نه‌تنها از اقدام خود ناراحت نیست بلکه با مظلوم‌نمایی در رسانه‌ها با افتخار از زندان رفتن و انتشار کتاب خاطراتش می‌گوید.

سوال من از او این است؛ برای 4 ماه می‌خواهی خاطره‌نگاری کنی؟ مگر 40 ماه یا 40 ‌سال زندانی خواهی بود؟ باید پرسید تو که می‌خواهی در 4 ماه خاطره‌نگاری کنی در 50 ‌سال گذشته‌ زندگی‌ات، یک خط نوشته‌ای؟ در 4 ماه می‌خواهی تولستوی بشوی یا داستایوفسکی؟!

اینها صداقت نیست. او فکر می‌کند با زندان رفتنش قهرمان می‌شود. اصولاً در همه‌جای دنیا نگاه مردم به زندانی‌هایی از این دست، نگاه مظلومانه است. مردم که نمی‌روند پرونده مایلی‌کهن را مطالعه کنند. آنها که نمی‌دانند قاضی چرا و به استناد کدام بخش از قانون برای او 4 ماه حبس بریده است.

افکار عمومی حساس است و احساساتش جریحه‌دار می‌شود. مایلی‌کهن هم روی این بخش از احساسات مردم حساب باز کرده!

ما که در مقام قضاوت نیستیم اما می‌توانیم ابعاد این ادعا را بررسی کنیم. دو حالت دارد؛ یا او طبق ادعای خودش بی‌گناه است و به زندان می‌رود یا این‌که حقش بوده و چه‌بسا 4 ماه حبس هم برای جرم او کم بوده است. در این حالت هم با استناد به همان بخشی که گفتم مردم احساساتی هستند و نگاهشان به این بخش از افراد نگاه مظلومانه است و دلشان برای او می‌سوزد. در این حالت هم باز مایلی‌کهن با 4 ماه حبس که با یک چشم بر هم زدن به پایان می‌رسد، برای خودش حساسیت و توجه خریده است.»

مدیر وبلاگ : مایلی کهن که یکی از نزدیکان و حامیان اصلی محمود احمدی نژاد است در صدد است تا چهره علی دائی را که از سوی دولت تدبیر و امید به عنوان وزیر هم در نظر گرفته شده بود را نزد مردم تخریب نماید مردم ایران بخوبی با چهره مایلی کهن اشنا هستند و مشخص است که مایلی کهن این مرد بد زبان فوتبال ایران در پی چیست اوکه هر تیمی را گرفته به استانه سقوط کشانیده است در حسادت به شهریار فوتبال ایران و مردی که نام و اوازه اش در فیفا و حتی کتاب گینس هم هست به هر دریوزگی دست میزند ! و این هم یکی دیگر از افاتی است که در مطلب قبلی توضیح دادم و متاسفانه همین امر در هشترود هم به نوعی دیگر دیده میشود ! حسادت ! ریشه تمامی شکستها و فسادهاست ! جالب اینکه زیبا کلامی که تو عمرش به توپ فوتبال لگد نزده وقتی در باره فوتبال نظر میدهد کسی نمی گوید چرا ! اما در هشترود وقتی کسیکه تو عمرش یک شعر هم نگفته و یا نقاشی نکرده ! در مورد نقاشی یا شعر نظر میدهد ! انحصاریون همچین حملاتی می کنند که ادم فکر میکنه شهریار اینها بودند و حافظ و سعدی باباشون !!!! تشابه مایلی کهن و برخی هشترودیها دقیقا تو همین نکته است که زیادی.............. میزنند و انحصار طلبند !!!!!!!!!!!



تاريخ : بیست و چهارم آبان 1393 | 13:46 | نویسنده : پیام رنجبر موسوی
بسیاری از پدر و مادرها، رؤیاهای محقق نشده خود را در آینده فرزندان شان جست و جو می کنند. خیلی ها هم معتقدند که چشم انداز زندگی بزرگسالی فرزندان شان را باید از دوران کودکی برایشان ترسیم کرد تا "بچه، هدف داشته باشد."

به همین دلیل است که خیلی از پدر و مادرها، شغل آینده فرزندان خود را تعیین و به وی ابلاغ می کنند!
این ابلاغ می تواند مستقیم باشد: تو باید پزشک شوی... مهندس که بشوی باید خانه جدیدمان خودت درست کنی... آرزو دارم تو هم مانند عمویت خلبان خوبی بشوی... .
یا غیر مستقیم: می بینی پزشک ها چقدر خوب پول در می آورند؟... همیشه آرزو داشتم یک خلبان بشوم ولی نتوانستم ... خوش به حال همسایه! پسرش توانست در آزمون وکالت قبول شود... .

تحت تأثیر همین القائات -به علاوه رؤیاپردازی های کودکانه- است که از هر دانش آموزی بپرسی که می خواهی چه کاره شوی، فوراً شغل آینده اش را می گوید و اتفاقاً هم اکثرشان می خواهند پزشک شوند (با تعیین تخصص)، یا مهندس، یا معلم یا خلبان.

و بدین ترتیب سال های کودکی و نوجوانی در رؤیای شغلی سپری می شود که هیچ دورنمای مشخصی برای رسیدن به آن وجود ندارد.
فراتر از دورنما، اساساً هیچ تضمینی وجود ندارد که آنچه تحت عنوان شغل آینده در ذهن فرزندان بارگذاری می شود، با مختصات فکری، ذهنی، جسمی و علایق فردی آنها در آینده همخوانی خواهد داشت یا خیر؛ و نیز مشخص نیست که آیا شرایط لازم برای رسیدن به آن هدف، محقق خواهد شد؟

در واقع بزرگ ترها و مشخصاً پدر و مادرها رؤیایی را در ذهن فرزندان شان می کارند که به احتمال قوی محقق نمی شود که اگر قرار بود محقق شود، به جز اندکی، همه بزرگسالان امروز - کودکان دیروز - یا پزشک بودند یا مهندس، یا خلبان یا معلم!

واقعیت این است که تعیین یک شغل مشخص در ذهن کودکان و نوجوانان، آنان را از فرصت های زیادی که می توانند بدانها بیندیشند و در آینده انتخاب کنند، باز می دارد. تعیین شغل آینده فرد در کودکی، در واقع یک "تله ذهنی" ایجاد می کند و فرد در آن می ماند.

خانم تیناسیلیگ، از مدرسان حوزه کارآفرینی دانشگاه استنفورد آمریکا در این باره می گوید: القائات بزرگ ترها درباره شغل و رشته تحصیلی فرزندان، خط مشی ذهنی او را تشکیل می دهند و یک گره روانی را در مغز آنان ایجاد می کنند تا فرد نتواند در خصوص رشته یا شغل، جهت درست را انتخاب کند.*

آینده، سرشار از موقعیت های جدیدی است که هیچ کدام از ما خبری در آنها نداریم. وقتی تمام آینده فرزندمان را در یک تله ذهنی متوقف می کنیم در واقع او را از موقعیت ها و فرصت های زیادی که در زندگی هر فرد پیش می آید محروم می کنیم، بدین گونه که او به گزینه های دیگر فکر نمی کند یا اگر هم فکر کند، با احساس کدورت است. همچنین کودک، نوجوان و جوانی که گرفتار یک تله ذهنی است و تمام زندگی و رؤیاهایش حول یک شغل یا رشته تحصیلی خاص می چرخد، به احتمال قوی، فرصت های زیادی را از زندگی اش خط می زند.

به علاوه، خیلی ها وقتی به آنچه بزرگ ترها برایش تصویر کرده اند نمی رسند (که اغلب هم همین طور است)، تا آخر عمر احساس ناکامی خفیفی با آنها همراه است، حتی اگر از شغلی که الان دارند رضایت داشته باشند.

تا بدین جای بحث مشخص شد که بهتر است از ترسیم یک نقطه خاص و شغل معین به طور جدی خودداری کنیم. حال سوال اینجاست که در برابر پرسش کودکان خود که "وقتی بزرگ شدم چه کاره بشوم؟" چه پاسخی دهیم؟
بهتر است به فرزندمان بگوییم که همه شغل ها خوب و ضروری هستند و فرقی نمی کند که چه شغلی داشته باشی. مهم این است که هر شغلی که داری سعی کنی در آن بهترین باشی، مثلاً یک پرستار خوب ، بهتر از یک پزشک متوسط است و یک پزشک خوب هم بهتر از یک پرستار متوسط است. در همین مثال، خود پزشکی و پرستاری مورد قضاوت قرار نمی گیرد که کدامش بهتر است، بلکه ملاک قضاوت این است که کدامشان در شغل خود بهتر هستند.

اگر فرزندمان با این ذهنیت بزرگ شود، درگیر این نخواهد بود که "اگر فلان رشته را که بدان علاقه مندم انتخاب کنم شاید اطرافیانم ناراضی باشند" بلکه انتخابی که بدان علاقه دارد را در پیش می گیرد و سعی می کند در مسیر انتخابی اش، بهترین باشد.

اگر فهرستی از 10 انسان موفق که در سطح جهانی یا ملی یا در اطرافیان تان می شناسید را ردیف کنید، خواهید دید که آنان تحصیلات و مشاغل گوناگونی دارند و آنچه متمایزشان کرده، نه شغل و تحصیلات خاص که بهترین بودن در حرفه ای است که بدان مشغول اند. حتی بسیاری از این افراد تحصیلات دانشگاهی موفقی نداشته اند و بعضاً اخراجی دانشگاه یا محل کارشان بوده اند. منبع عصر ایران ( متاسفانه منبع یادم رفته بود از خوانندگان فهیم بابت عدم درج منبع مقاله پوزش می طلبم این مقاله نوشته اقای جعفر محمدی است )


این مطلب به ان معنی نیست که از مسئولین انتقاد نکنیم ! نخیر! برعکس باید انتقاد بکنیم اما ، خوب قضاوت کنیم و درست انتقاد کنیم !
مثلا در قسمت قبلی من خود از فرماندار محترم انتقاد کرده ام و انتقادم هم بجاست ! چرا که با حضور کارشناسان و صاحب نظران امور اجتماعی بانو در هشترود استفاده از یک ماما انهم کسیکه به اهداف و افکار دولت تدبیر و امید اعتقادی نداشته و بومی نیست را بر خلاف منطق میدانم !
 ما باید از مسئولین انتقاد کنیم اما با دیدن واقعیت ها و بحرانهای کشوری و ملی ! در حد توان مسئولان قضاوت و انتقاد کنیم تا حداقل بتوانند با کنش و واکنش صحیح تر و لحاظ علمی مطلب هایمان به توسعه شهر کمک شایانی بکنیم !

اما خوب به قول خودمانی ایری اوتوراخ دوز دانیشاخ

تهمت زنی به همدیگر به مسئول چه ربطی دارد ؟

حسادت به همدیگر و عدم تحمل موفقیت همدیگر

عدم تمایل به همکاری

فرار مالیاتی و عوارضی

تعجیل و شتاب

ناهنجاریهای اخلاقی

دعوای هنرمندان با هم و .......

دیگر ربطی به مسئولان ندارد

یک مثالی بزنم

امسال قرار بود صدا وسیمای استان 5دقیقه عزاداری شهرستان را روی انتن ببرد و پخش سراسری داشته باشد اما چه شد ؟

ما در یک مراسم که ادعا می کنیم برای امام حسین ع عزاداری می کنیم تحمل هم را نداریم !

نوحه خوان به نوحه خوان حسادت می کند که چرا زید یا عمر !

ریش سفید دسته زنجیر با ریش سفید دسته شاه حسین گوی یا دسته سینه زنی مشکل دارد که چرا فلان حاجی باشه من نباشم !

ما در مراسمی که برای بزرگداشت کسیست که برای احیای دین رحمت و مهربانی قیام و به شهادت رسیده ، بدترین بد اخلاقی ها را از سوی خودمان شاهد هستیم !

ما انقدر حسود شده ایم که برای عزاداری نمی توانیم یک جا جمع شویم !

مگر نه اینکه همه برای یک امام حسین ع گریه می کنیم ؟

یا امام حسین ع ما و امام حسین ع انها فرق دارد !؟

اما اگر تلویزیون را می دیدید در بناب مردم چنان گرد هم امده بودند که وقت هشترود را هم به بناب دادند !

قدیم ها وقتی بچه بودیم در محرم شاهد بودیم

وقتی دو دسته بهم می رسیدند دسته جدید تر به احترام دسته قدیمی تر بلندگوهایش را خاموش می کرد !

نوحه خوانش  سکوت میکرد ! به رسم ادب سلام به دسته قدیمی میدادند و تا گذرازکنار هم همه با نوحه

دسته قدیمی عزاداری می کردند ! اما امروز تا از دور علم دسته ای را می بینیم ریش سفید دسته می گوید

اوغلان اکونین سسین ور !!

والله بالله تالله ! که این عزاداری ها مقبول امام حسین ع هست یا نه من شک دارم ! چرا که :

فلسفه قیام امام حسین با حسادت تعارض دارد !

با تهمت ! با افترا ! با تکبر ! با غرور ! با بدعت !

با هرچیزی که بر خلاف دین مبین اسلام باشد ، تعارض دارد !!

اصل فلسفه قیام عاشورا زنده کردن محبت و عشق و زندگی مهر امیز با سیره نبوی و روش امیرالمومنین علی ع بود ! نه حسادت و بخل و دعوای زرگری !!!

بی تعارف بگویم امروز ما مردمان هشترود بزرگترین عامل عقب ماندگیش هستیم ! خوشتان بیاید و نیاید ! مشکل ما هستیم و از ماست که برماست !

یکسال و نیم به انتخابات مانده از الان ما داریم برای هم شاخ و شونه می کشیم ! مگر چه خبر است ؟ امروز شهرداری می گوید زمین مفت میدهد یکی بیاید با مشارکت هم مجتمع اداری و تجاری بسازیم هیچ سرمایه دار هشترودی پا پیش نمی گذارد ! چرا ؟

در حالیکه در بناب سرمایه دار بنابی می گوید:  زمین و پول احداث فرودگاه را می دهم به شرط اینکه نام فرودگاه ! فرودگاه بناب باشد !

حالا هی بنشینیم و بناب را بر سر شهردار بکوبیم ! که شهردار ما بد است چون هشترود بناب نشده ! نمی شود برادر من ! نخواهد شد !

در بناب وقتی می گویند تامین اجتماعی می خواهد درمانگاه بسازد ! دسته دسته ریش سفید میروند نزد رئیس تامین اجتماعی و سندهای ششدانگ میدهند که هرکدام را خواستی انتخاب کن و کمک مالی هم می کنیم تبدیلش کنید به کلینیک یا بیمارستان 32تختخوابی ! درهشترود وقتی صحبت از ایجاد درمانگاه میشود ریش سفید و قره سقال هایمان شروع می کنند مانور تبلیغاتی است و بعد که یکی جا میدهد شروع می کنند ! چرا کورگنه ؟ و بعد که ..........!!!!!!!

والله بالله تالله ، ما بناب که سهله ! قره چمن هم نمی توانیم باشیم !

نماینده یا فرماندار یا امام جمعه بناب شاهکار نمی کنند !چرایش را بگویم :

نمونه (( زکات جمع اوری شده در شهر ملکان 2میلیارد تومان است ! که امام جمعه از ان محل به مساجد تکایا حسینیه ها ، مردم نیازمند و اجرای طرح تجمیع زکات کمک می کند ! زکات جمع اوری شده هشترود 50میلیون تومان است ! یعنی یک به بیست !))

خوب پس ملکان حق دارد بیست برابر شهر ما رشد کند !

امسال مجلس طرحی مصوب کرده و به دولت ابلاغ کرده بود که هرچقدر مردم زکات جمع کنند ! دو برابر ان دولت کمک می کند تا صرف کارهای عمرانی ان روستا و شهر بشود !

در ملکان در قبال 2میلیارد 4میلیارد تومان هم از دولت می گیرند میشود جمعا شش میلیارد تومان !

برای هشترود در قبال 50میلیون ؛ دولت 100میلیون میدهد و میشود 150میلیون !

خوب مسئول بدبخت با این پول کدام کار عمرانی بکند ؟ راه بسازد ؟ اتوبان بکشد ؟ کارخانه بزند ؟

باز مثالی عرض کنم که هزینه لایروبی هر متر رودخانه شهر هشترود 100میلون تومان است !!! یعنی با این پول تنها میشد یک و نیم متر رودخانه شهر را لایروبی نمود!و لاغیر

ماشالله همون هم سیاستمدار و کارکشته های میدان سیاسی هستیم و هر اتفاقی هم در این شهر بیافتد سیاسی است !

زن فلانی دو قلو زائیده ، به سیاست ربط میدهیم !!! 

گاو مش حسن شیر نمیده سیاسی است !

همین الان این مطلب را یک عده ای می خوانند و می گویند سیاسی است !

بابا ! اهای ایهالناس ! به والله اگر بخود نیائیم هشترود بر باد رفته است ! نماینده که سهله شیری و  اسماعیلی و شاهی و حضرتی و خود روحانی و خاتمی هم از هشترود دسته جمعی مجلس بروند ! تا مردم نخواهند ، هیچی نمیشه و دیده ایم که نشده و نخواهدم شد !هرچند  نماینده ای داریم که تلاش می کند خرابی ها و کاستی های سی سال را جبران کند و صد البته در نوع خودش و در مقایسه با اسلافش بسیار بسیار هم موفق بوده است اما در کلیات نخواهیم توانست موفق بشویم تا وقتی که حسودیم و حسادت در وجودمان ریشه دارد !!!

بدبختی ما هشترودیها یکی دو تا نیست !

اخیرا شنیدم یک غیر بومی امده مغازه باز کرده حدود دویست میلیون تومان از مغازه های هشترود کلاهبرداری کرده و الفرار !!!!

پرستار از کلیبر میاد اینجا فکر می کنه ما پرستار ندیده ایم امپول رو بجای باسنمون به رونمون میزنه تازه گلایه هم می کنیم میگه " بی خارابا دا کیم قالار بیز گلمیشوخ گالوروخ " !!!!!!!

فرماندارش بومی ها را سرکار نمی اورد می گوید من کسی را نمی شناسم !

بدبختی بزرگتر ما هشترودیها این است که بخاطر اختلافات درونی خودمان که ناشی از حسادت و بخل و ... است ! غیر بومی ها تا می ایند اینجا و گوشی دستشان می اید که اره میشه با عمر و زید بازی بین اینها کارهایی نکرد و یا کرد ! دست بکار میشوند

(( تبصره : البته این امر شامل همه غیر بومی ها نمی شود ! هستند غیر بومی هایی که خیلی با وجدان کاری و متعهدانه به تفکر همه جای ایران سرای من است به هشترود خدمت کرده و می کنند !

نمونه اش مهندس اوشال اداره راه و ترابری است که هوشمندانه امده با استفاده از نیروهای بومی و مشاورهای بومی خوب توانسته در امر مدیریتش موفق باشد یعنی هشترودیها را هیچ حساب نکرده است بلکه با انها همراه شده است !

یا اقای ناصری در اداره گاز از مدیران غیر بومی موفق هستند ! که ایشان هم با استفاده از توان بچه های بومی و مشاوره صحیح یکی از مدیران خوب فعلی هشترود هستند !

و البته چند دوست دیگر هستند که ذکر اسامی موجب اطاله کلام میشود

خواستم بگویم که بحث غیر بومی که بنده عرض می کنم منظور کسانی هستند که ان تفکر و وجدان کاری را با ورود به هشترود و فراموش کردن هشترودیها و عدم استفاده از نیروهای بومی در اطرافشان به دور می اندازند که مثال بخواهم بزنم شاید درست نباشد ))

جالب است یک سرمایه گذاری هست با ایشان صحبت میکردم می گفت شاید ده بیست نفر هشترودی به من گفته اند : بدبخت چرا اومدی اینجا سرمایه گذاری کنی در هشترود هیچی نمیشود !!!!

خوب این ننگ است برای یک هشترودی واقعی !

برای سرمایه گذاران نه انقدر مایه بگذاریم که مثل ان مغازه دار دویست میلیون پول مردم را هاپولی کند و فرار کند و نه مثل این که امده پولش را اینجا خرج کند دلسرد شود !!!

واقعا جای تاسف دارد یک هشترودی در یک اداره رئیس میشود ! کسی از هشترود برای تبریک به وی نمی رود !

ولی یک غیر بومی برای ریاست فلان اداره می اید فوج فوج دسته دسته برای تبریک با گل و شیرینی می رویم !

این جز حسادت و بخل هیچ معنی ندارد !

من عرض نمی کنم که به تبریک گوئی رئیس غیر بومی نرویم چرا که دور از ادب و فهم ما هشترودیهاست ! اما می گویم بچه های خودمان را هم به همان اندازه پاس بداریم !

برای توسعه هشترود ، قبل از اینکه به مرحله انتقاد از مسئولین برسیم باید ! باید ! باید !

الف : منیت ها را کنار بگذاریم ! هیچ کسی برتر از دیگری نیست مگر به تقوا ! که این فرموده دین مبین اسلام و سیره نبوی است

ب: از بخل و حسادت دوری گزینیم ! باید باور کنیم که هر رئیسی که از بین نیروهای بومی انتخاب میشود یک دروازه است که راه را برای دیگر فرزندان هشترود باز می کند !
لقمان به فرزندش گفت: حسود را سه نشانه است: پشت سر غيبت مى كند، روبه رو تملّق مى گويد و از گرفتارى ديگران شاد مى شود.

امام علی ع می فرماید : حسادت عيبى رسوا و بخلى سهمگين است و حسود تا به آرزوى خود درباره محسودش نرسد آرام نمى گيرد.

همین تعریف باعث میشود وقتی به بریاست دوست و همشهری خود حسادت می کنیم و برای رفع ان به هر کاری دست می زنیم !چرا باید برای هر یک از روسای بومی به محض انتخابش !!!!  صدها گزارش از سوی مردم هشترود به اداره کل بفرستیم که فلانی اینطور است ! چرا رئیسش کرده اید ؟ این جز حسادت چیست ؟

ج: وقتی حسادت را کنار بگذاریم و یاد بگیریم که از موفقیت همدیگر خوشحال شویم ! انوقت خود بخود غیبت از وجودمان پاک میشود ،

همین حسادتها پدر هشترود را در اورده است !
حسادت در اینجا از رگ گردنمون کلفت تر شده و در جای جای افکارمون انباشت شده است !
ملت بدبختی هستیم که با دست خود گور همدیگر را می کنیم و بعد می نشینیم و غیبت می کنیم و فراموش می کنیم که خدا جای حق نشسته و داد مظلوم را از ظالم خواهد گرفت !
برخی زود برخی دیر ؟! اما یقین بدانید که حضرت حق داد از بیدادگران می ستاند !
بیائید کمی هم از خدا بترسیم ، دنیا ائینه عبرت است از زندگی ظالمان درس بگیریم ، اه مظلومان سوزاننده است.
هشترود همه ما را نفرین کرده است ! طوری که دست به هر چیزی میزنیم خاکستر میشود ! چرا ؟!
چون فرزندانش را به حسادت می کشیم ! به بخل خفه می کنیم ! به تهمت می رانیم ! و به چوب افترا می زنیم !
و مادر هشترود نفرین می کند که هیچ نفرینی چون نفرین مادران نزد خدا قرب و ارج ندارد !!!!

ریشه اصلی همه بدبختی هشترود نه تنها در کم کاری احتمالی برخی مسئولان !!! که بیشتر در بخل و حسادت ما نهفته است ! در حسادتی که ناشی از ناتوانی ماست ! چون من نمی شویم او هم نشود !
همین اکبر اسدی رفته قبرس برای هشترود افتخار افریده ! بخوانید ببینید در وبلاگ تلخکها در نظرات چه ها که نثارش نکرده ایم ! چون ناتوانیم از رسیدن به جائی که اکبر رسیده پس باید حسادت کنیم ؟ پس باید تهمت بزنیم ؟ باید افترا بگوئیم ؟
می گویند روزی پادشاهی به دهی رسید و گفت هرچه بخواهید به اهل ده بغلی دو برابر میدهم ، اهالی ده جمع شدند و گفت شاها یک چشم ما را در بیار ! که شاید دو چشم تمامی روستائی های روستای بغلی کور شود !
امروز ما مردم هشترود شده ایم حکایت این داستان ؛ ما همه طالبیم که یک چشممان کور شود ! اما رفیق ودوست وهمسایهو فامیل واشناهای اطرافمان کور مطلق شوند !!!!!!!
و با این حکایت شهر ما توسعه نخواهد یافت حتی اگر بتمن و سوپر من و زورو و ....... هم بیایند بخاطر اینکه ما حسودیم هیچی نخواهیم شد .
ابادانی و توسعه هشترود در درجه اول منوط به این است که ما هشترودیها همدیگر را دوست بداریم ! به هم احترام بگذاریم و حسادت را از وجودمان ریشه کن کنیم ! وگرنه عرض کردم خدمتتان که :
خود دکتر خاتمی بعنوان اصلاح طلب ، دکتر روحانی بعنوان اعتدال طلب ، مصباح یزدی بعنوان اصولگرای سنتی ، شریعتمداری بعنوان تندرو افراطی ، زیبا کلام بعنوان تئوریسین و کنار اینها چرچیل و اوباما و پوتین و هرچی رئیس جمهوری که فکر می کنید خیلی رئیس جمهورند !!! را هم با هم نماینده کنیم یا فرماندار ما باشند ، دردی دوا نخواهد شد!!!
چرا که انها وقتی متوجه بشوند ما انقدر حسودیم که هر کاری بکنند بالاخره سنگ پرانی می کنیم ! یا مطمئن باشید انها هم خواهند رفت پی کارشان ! و یا دلسرد می شوند و می گویند منکه کار بکنم و نکنم با یک چوب میرانند پس چرا خودم را خسته کنم !
 مشکل ما درونی است ، باید حسادت را کنار بگذاریم

تبصره : این مطلب شامل همه هشترودیها نمیشود چرا که خیل اکثریت مردم هشترود مردمانی فهیم و مهربان و با محبت هستند و بسیار ساده دل و صمیمی از افتخار فرزندانشان شاد میشوند و برایشان دعای خیر می کنند ! مخاطب کلی این مطلب کسانی مثل خود بنده هستند که فعال سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی و .... هستند و در عرصه های مختلف امور و مسائل هشترود به نوعی ورود می کنند ! وگرنه غالب مردم هشترود سرگرم کارشان هستند تا به نیت پاک نانی حلال دربیاورند و با خوشی در کنار خانواده خود بخورند
تبصره 2- در مورد غیر بومی ها هم عرض کردم که بسیاری از همین غیر بومی ها از دوستان خود بنده هستند و اتفاقا وجدان کاری و تعهدشان فوق العاده است که چند نمونه عرض کردم



در بحث قبلی اشاره داشتم که مشکلات کشور چیست ؟ حال به بررسی تبعات ناشی از این بحرانها در هشترود می پردازیم

بحران بیکاری کشوری و تبعات ان در هشترود

آمار چنین می گوید که با استناد به حرفهای وزیر کار در حال حاضر حدود 8درصد کل جمعیت ایران بیکار است ( که این امار تقریبا غیر واقعی است ) با توجه به اینکه امار جمعیتی شهرستان هشترود 75هزار نفر است اگر در شهرستان ما 6هزار نیروی بیکار داشته باشیم می توانیم بگوئیم که نرمال است ؟

نه اینکه خوب است ؟! نخیر!!  اکیدا بیکاری حتی اگر یک نفر در 75میلیون باشد باز هم بد و تاسف برانگیز است ! منظور از نرمال یعنی اینکه حداقل در حد استاندارد کشوری هستیم و عقب مانده تر از استاندارد کشوری نیستیم ! طبیعتا در شهرستان ما کمتر از 6هزار نیروی بیکار داریم ؟

پس حل بحران بیکاری با سفارش حسن و حسین و یکی و دونفر حل نمیشود بلکه بایست یا دولت با ارائه لایحه ای و یا برنامه ریزی این مشکل را اساسی حل کند تا نرخ بیکاری به حداقل ها کاهش یابد و یا بخش خصوصی در بعد کارافرینی وارد گود شوند که در مورد بحث کارافرینی بعدا مطالبی بعرض میرسانم

بحران اقتصادی و رکود اقتصادی و تبعاتش در هشترود

خوب وقتی در کشور اینهمه کارخانه تعطیل داریم طبیعتا در هشترود هم باید نصف کارخانه ها در اثر همین بحران تعطیل باشد! حالا راه حل بحران تعطیلی کارخانه ها بازهم باید توسط دولت قوانینی تسهیل ساز روابط و امورات بخش تولید ایجاد شود

بحث تهمت و افترا و دامنه آنها در هشترود

خوب متاسفانه در این بخش هم از کشور عقب نمانده ایم و شاید هم جلو زده ایم و می بینیم که بازار داغ شایعه و تهمت و افترا بسیار بسیار رواج دارد

متاسفانه در بخش ناهنجاریهای اجتماعی نیز از کشور عقب نیستیم و شاهد مسائل غیر اخلاقی هم بوده ایم

در بخش فرهنگی شاهد هستیم که هنرمندان ما همدیگر را بر نمی تابند و نمونه اشکارش بحث انجمن ادبی افاق بود که چند شاعر افتاده بودند به جان هم

در بخش رفتارهای سیاسی هم متاسفانه باز شاهد هستیم که سه نفر بعد از انتخابات تفرقه را در بین فعالان اصلاح طلبی حاکم کرده اند و با سعایت و بدگوئی نزد مسئولین بر علیه دیگر فعالان باعث شدند که سر هشترود بازهم از اینهمه انتصابات بی کلاه بماند

در بخش انتصابات داخل شهری هم وضع اسفناک تر است که می بینیم انتصاب فرماندار غیر بومی بخشداران غیر بومی و........ 

اینها باعث میشود که متاسفانه ما در فرمانداری هشترود در بین تصمیم گیرندگان مسائل کلان شهری فرماندار؛ معاون و بخشدارمرکزی (سه راس اصلی تصمیم گیری در مورد مسائل کلی شهرمان ) یک نفر هشترودی و اشنا به روحیات مردم نداریم !!!

نتیجه اش همین میشود که :

مشاور اجتماعی فرماندار یک تراکتور فروش میشود !

مشاور بانوان فرماندار یک خانم غیر بومی که همسر رئیس ستاد قالیباف در هشترود بوده است و خودش فعال ستاد قالیباف بوده به تبع همسر محترم اش شده مشاور فرماندار دولت تدبیر و امید !

که هردو جای تاسف دارد !

وقتی اقای فرماندار در برخی مواقع چنان مبتدیانه عمل می کنند که رفتارشان مایه وهن و تعجب میشود و ادم شک می کند این همان فردی است تجربه داشت و معرفی شده بود یا نه در هشترود عوضش کرده اند ؟!!؟ آخه جنس اب هشترود اینطور است که هرکسی امد و جا خوش نمود ما هشترودیها را اخ بداند ؟!!!!

براستی ایا در هشترود یک خانم تحصیلکرده بومی در رشته کارشناسی علوم اجتماعی نبود که مشاور امور بانوان فرماندار باشد و حتی مشاور بانوان فرماندار هم غیر بومی است !!!! اینها یکی از اساسی ترین مشکلات شهر ما دراین بخش است - سرکار خانم کاظمی کارشناس ارشد علوم اجتماعی که فرماندار میانه از ایشان می خواهد تجربیاتش را قالب تحقیقی در اختیار انها بگذارد و بعد تحقیقش را چاپ می کنند انوقت جناب فرماندار هشترود هی انتصاباتی می کند که ....... الله یعلم !!!!!!!

در بحث دانشگاهی وقتی که دانشگاه ملی روزانه 7درصد صندلی خالی دارد!!! افسانه سرائی است که بگوئیم چرا دانشگاههای ازاد و پیام نور هشترود دانشجو کم دارد ؟!

در بحث شورای شهر هم شاهدیم که در تمامی شوراهای کشوری اختلافاتی هست و مختص هشترود نیست و برای همین ما انتظار داشتیم که بخاطر کوچکی هشترود و شناخت خوبی که همه از هم داریم حداقل در این بخش از بحران کشوری در امان می بودیم و مدام ملتمسانه از اعضای شورای شهر درخواست می کنیم که انسجام داشته باشید! اختلاف نظر و سلیقه یک امر طبیعی است و اساسا اگر نباشد یک جای کار می لنگد اما اختلافات حاشیه ای و شخصی وحشتناک و مخرب می باشد !

انشالله که این مشکل در هشترود به مدد مدیریت خوب هئیت رئیسه جدید حل شده و هشترود در این مورد از کشور جلو بیافتد

در بحث شهرداری هم باید در نظر داشته باشیم که شهرداری نهادی دولتی نیست ! زیر نظر وزارت کشور است! ولی هیچ گونه بودجه ای از سوی دولت داده نمیشود و کاملا خودگردان است !یعنی اگر درامدی داشت و توانست از هزینه های جاریش صرفه جوئی کند اندک پولی برای کار عمرانی خواهد داشت و گرنه هیچ !

برای همین بود که بنده مکررا از بدهی های شهرداری انتقاد میکردم و هنوز هم صحبتم این است که امروز شهردار جدید با دومیلیارد بدهی چقدر باید بتواند درامد ایجاد کند که اولا بدهی ها را پرداخت کند دوما هزینه های جاری را پرداخت کند و سوما مازادی باشد تا صرف کارهای عمرانی کند؟

امروز هیچ کس نمی تواند شهردار جدید را نقد کند چرا کار عمرانی نمی کنی ؟!

برای اینکه او خیلی زرنگ باشد می تواند بدهیهای فوری و هزینه های جاری را بپردازد !

ایکاش شهرداران قدیم هم بجای رویا پردازی و تبلیغات و نمایش و شو که برای شهر هیچ ثمری نداشت جز بدهی کلان برای شهرداری ( چون در انصورت دیگر نمی گفتیم که شهرما چرا مشکل دارد ؟) روی به کارهای اولویت دار و واجب و اساسی شهر می اوردند ! انهم با برنامه ریزی و بودجه بندی !

در انصورت مردم می دیدند که اگربموقع و درست عوارض بدهند خدمات بهتر و زیادتری هم برای شهر می شود و راحت تر با موضوع کنار می امدند !

تا اینکه الان فکر می کنند شهرداران قدیم خیلی زرنگ بودند چون کلی نمایش تبلیغاتی راه انداخته بودند و بنر پشت بنر بود که برای هیچ میزدند  ! در حالیکه ایجاد بدهی ! بدون برنامه و اولویت بندی مشکلات شهر بزرگترین خیانت در حق شهر و شهرداری بوده که بسیار کمر شکن بوده است و شاید تنها مدیری توانمند چون عبدیلر بتواند از پس ان بربیاید !!!!!

خوب اینها نمونه ای تبعاتی بود که بحرانهای کشوری در شهر ما ایجاد کرده اند

حال به این نکته می پردازم که چرا این موارد در هشترود نمود بیشتری می یابند ، به چند دلیل بزرگنمائی در امورات صورت می گیرد :

الف : مدت سی و چند سال به این شهر بصورت شایسته رسیدگی نشده است (( فرماندار محترم هم در مصاحبه خود تاکید نموده اند که " متاسفانه شهرستان هشترود از جمله شهرهایی است که بکر مانده ، چرا که در گذشته به دلایل مختلفی در این شهرستان کاری صورت نگرفته است " نقل از هفته نامه عصر ادینه هشترود ))(1)

در یک نگاه اجمالی به تمامی شهرهای همجوار متوجه میشویم که اغلب کارخانه های بزرگ دولتی در دوران سازندگی و تعدادی قلیلی در دوره اصلاحات و انگشت شمار انها در دوره اول احمدی نژاد به ثمر رسیده است و پس از ان کشور در اثر ندانم کاریهای حاج محمود ، بخصوص دوره قهر 11روزه وی در یک رکود و بن بست سیاسی اقتصادی و اجتماعی و... گیر افتاده است . یعنی اگر قرار بود که هشترود صاحب یک کارخانه دولتی بشود باید تا دوره احمدی نژاد میشد از ان پس قانون (2) اجازه نمیدهد که دولت در یک منطقه سرمایه گذاری کند 

ب: بدلیل اینکه ما بیشتر عمر خود را در هشترود می گذرانیم متوجه رشد و تفاوت های تدریجی ان نمی شویم و این طبیعی است چرا که ما مثلا شاید متوجه چاقی یا لاغری تدریجی و کم همسر یا فرزند خود نمی شویم ، ولی در مواجهه با اولین فرد خارج از مجموعه خانواده و پس از اشاره نامبرده به لاغری خود یا همسر و فرزند تازه متوجه میشویم که تغییراتی در پیرامون ما رخ داده و ما بدلیل اینکه شاهد تدریجی ان تغییر بوده ایم نتوانسته ایم انرا لمس کنیم

ج: اینکه بگوئیم مطلقا در این شهرستان کاری صورت نگرفته است بی انصافی است طبیعتا هر هشترودی میانسالی شاهد است که وسعت شهری توسعه بسیاری داشته است و شاید محدوده شهری حداقل بعد از انقلاب تا کنون سه برابر شده است .

انهایی که می گویند هشترود تغییر نکرده است ! کسانی هستند که ساده انگارانه فکر می کنند که یکشب قهرمانی مثل هری پاتر خواهد امد و با عصای جادوئی خود هشترود را از نو خواهد ساخت ، قبول کنیم که هشترود تغییر کرده و زیاد هم تغییر کرده است !

اما حتما انطور که شایسته اش بوده تغییر نکرده است !!!

از طرف دیگر متاسفانه چون ما همیشه شهر خود را در قیاسهای مع الفارغ قرار میدهیم لذا ابعاد توسعه شهر هرگز برایمان روشن نمیشود!

برای مقایسه دو شی باید حداقل توابع مشترک ان دو را در نظر بگیریم و سپس مقایسه به عمل اوریم برای مقایسه شهر هشترود با شهرهای دیگر ابتدا باید :

الف : نسبت جمعیتی را مقایسه کنیم طبیعی است که مقایسه میانه که بالای دویست هزار نفر جمعیت دارد با هشترودی که کمتر از صد هزار نفر جمعیت دارد یک مقایسه مع الفارغ و اشتباه است !

به این جداول با هم نگاهی می اندازیم و سپس به ادامه بحث میرویم (اینها جمعیت شهری هستند جمعیت کلی شهرستان در جدول بعدی اورده میشود )

جدول 1

ردیفنام شهرشهرستانجمعیترتبه در
شهرستان
سال شهرشدن
۱ تبریز تبریز ۱٬۴۹۴٬۹۹۸ ۱ ۱۲۹۶
۲ مراغه مراغه ۱۶۲٬۲۷۵ ۱ ۱۳۰۰
۳ مرند مرند ۱۴۴٬۳۲۳ ۱ ۱۳۰۸
۴ میانه میانه ۹۵٬۵۰۵ ۱ ۱۳۱۵
۵ اهر اهر ۹۲٬۶۰۸ ۱ ۱۳۱۵
۶ بناب بناب ۷۹٬۸۹۴ ۱ ۱۳۰۹
۷ سراب سراب ۴۴٬۸۴۶ ۱ ۱۳۱۴
۸ آذرشهر آذرشهر ۳۹٬۹۱۸ ۱ ۱۳۰۵
۹ هادیشهر جلفا ۳۰٬۵۷۵ ۱ ۱۳۴۹
۱۰ سردرود تبریز ۲۶٬۸۵۶ ۲ ۱۳۳۶
۱۱ عجب‌شیر عجب‌شیر ۲۶٬۲۸۰ ۱ ۱۳۱۶
۱۲ ملکان ملکان ۲۵٬۳۱۲ ۱ ۱۳۲۹
۱۳ سهند اسکو ۲۴٬۷۰۴ ۱ ۱۳۸۶
۱۴ هشترود هشترود ۱۹٬۹۰۳ ۱ ۱۳۳۰
۱۵ بستان‌آباد بستان‌آباد ۱۷٬۹۵۴ ۱ ۱۳۳۱
۱۶ اسکو اسکو ۱۶٬۹۸۳ ۲ ۱۳۱۱
۱۷ شبستر شبستر ۱۵٬۶۶۳ ۱ ۱۳۰۷
۱۸ ایلخچی اسکو ۱۵٬۲۳۱ ۳ ۱۳۴۰
۱۹ ممقان آذرشهر ۱۳٬۳۵۹ ۲ ۱۳۳۶
۲۰ خسروشاه تبریز ۱۲٬۴۴۷ ۳ ۱۳۳۳
۲۱ گوگان آذرشهر ۱۱٬۳۹۵ ۳ ۱۳۳۶
۲۲ باسمنج تبریز ۱۱٬۱۹۰ ۴ ۱۳۲۸
۲۳ کلیبر کلیبر ۹٬۸۸۷ ۱ ۱۳۴۲
۲۴ یامچی مرند ۹٬۸۳۲ ۲ ۱۳۷۹
۲۵ هریس هریس ۹٬۸۲۳ ۱ ۱۳۳۳
۲۶ صوفیان شبستر ۹٬۱۲۶ ۲ ۱۳۴۱
۲۷ شندآباد شبستر ۹٬۰۳۴ ۳ ۱۳۵۸
۲۸ کشکسرای مرند ۷٬۷۲۳ ۳ ۱۳۷۳
۲۹ تسوج شبستر ۷٬۳۷۰ ۴ ۱۳۳۶
۳۰ ترکمانچای میانه ۷٬۰۹۴ ۲ ۱۳۶۹
۳۱ کلوانق هریس ۶٬۷۹۲ ۲ ۱۳۷۷
۳۲ لیلان ملکان ۶٬۱۷۵ ۲ ۱۳۷۶
۳۳ بخشایش هریس ۶٬۰۹۸ ۳ ۱۳۷۵
۳۴ مهربان سراب ۶٬۰۹۵ ۲ ۱۳۴۱
۳۵ زرنق هریس ۵٬۷۱۳ ۴ ۱۳۷۳
۳۶ قره‌آغاج چاراویماق ۵٬۶۵۲ ۱ ۱۳۷۳
۳۷ جلفا جلفا ۵٬۶۲۸ ۲ ۱۳۳۴
۳۸ سیس شبستر ۵٬۵۰۲ ۵ ۱۳۷۲
۳۹ ورزقان ورزقان ۵٬۳۸۵ ۱ ۱۳۷۲
۴۰ تیمورلو آذرشهر ۵٬۴۲۲ ۴ ۱۳۹۰
۴۱ شربیان سراب ۴٬۷۳۷ ۳ ۱۳۷۸
۴۲ هوراند هوراند ۴٬۴۴۵ ۱ ۱۳۷۶
۴۳ بناب مرند مرند ۴٬۳۷۱ ۴ ۱۳۸۳
۴۴ وایقان شبستر ۴٬۲۹۸ ۶ ۱۳۷۲
۴۵ مبارک‌شهر ملکان ۴٬۱۹۸ ۳ ۱۳۹۲
۴۶ دوزدوزان سراب ۳٬۸۱۵ ۴ ۱۳۷۹
۴۷ خواجه هریس ۳٬۸۰۱ ۵ ۱۳۷۳
۴۸ آچاچی میانه ۳٬۶۸۳ ۳ ۱۳۹۲
۴۹ شرفخانه شبستر ۳٬۵۸۵ ۷ ۱۳۴۰
۵۰ کوزه‌کنان شبستر ۳٬۲۷۴ ۸ ۱۳۸۱
۵۱ تیکمه‌داش بستان‌آباد ۲٬۶۴۵ ۲ ۱۳۷۶
۵۲ زنوز مرند ۲٬۶۲۶ ۵ ۱۳۳۲
۵۳ خامنه شبستر ۲٬۵۴۱ ۹ ۱۳۱۴
۵۴ ترک میانه ۲٬۴۰۶ ۴ ۱۳۷۹
۵۵ آبش‌احمد کلیبر ۲٬۳۱۸ ۲ ۱۳۸۱
۵۶ آقکند میانه ۱٬۷۳۳ ۵ ۱۳۷۹
۵۷ خمارلو خداآفرین ۱٬۶۵۹ ۱ ۱۳۷۷
۵۸ خداجو مراغه ۱٬۵۸۴ ۲ ۱۳۷۷
۵۹ سیه‌رود جلفا ۱٬۵۵۳ ۳ ۱۳۷۹
۶۰ خاروانا ورزقان ۱٬۳۷۳ ۲ ۱۳۷۹
۶۱ نظرکهریزی هشترود ۱٬۲۶۶ ۲ ۱۳۸۳
۶۲ جوان‌قلعه عجب‌شیر ۵۸۹ ۲ ۱۳۹۲

جدول 2- جدول جمعیت شهرستانها به تفکیک سال 85-88

ردیف نام شهرستان مرکز جمعیت (۱۳۸۵) جمعیت (۱۳۸۸)
۱ تبریز تبریز ۱٬۵۵۷٬۲۴۱ ۱٬۶۴۲٬۰۲۷
۲ مراغه مراغه ۲۲۷٬۶۳۵ ۲۴۴٬۴۵۸
۳ مرند مرند ۲۲۹٬۲۱۵ ۲۴۰٬۷۳۹
۴ میانه میانه ۱۸۷٬۸۷۰ ۱۹۷٬۸۱۹
۵ اهر اهر ۱۴۷٬۷۸۱ ۱۵۵٬۹۷۷
۶ سراب سراب ۱۳۲٬۰۹۴ ۱۳۸٬۹۸۰
۷ بناب بناب ۱۲۵٬۲۰۹ ۱۳۲٬۱۲۱
۸ شبستر شبستر ۱۲۱٬۷۸۷ ۱۲۷٬۸۲۳
۹ ملکان ملکان ۱۰۰٬۳۶۶ ۱۰۵٬۸۸۹
۱۰ آذرشهر آذرشهر ۹۹٬۲۸۶ ۱۰۴٬۶۶۴
۱۱ بستان‌آباد بستان‌آباد ۹۶٬۵۵۵ ۱۰۱٬۶۲۸
۱۲ کلیبر کلیبر ۵۱٬۴۹۵ ۹۲٬۴۲۴
۱۳ عجب‌شیر عجب‌شیر ۶۵٬۷۴۱ ۸۶٬۹۲۴
۱۴ اسکو اسکو ۸۴٬۰۶۱ ۷۷٬۸۳۴
۱۵ هریس هریس ۶۷٬۶۲۶ ۷۱٬۳۷۳
۱۶ هشترود هشترود ۶۴٬۶۱۱ ۶۸٬۴۳۴
۱۷ جلفا جلفا ۵۲٬۱۷۶ ۵۵٬۱۳۲
۱۸ ورزقان ورزقان ۴۶٬۸۳۳ ۴۹٬۹۲۰
۱۹ چاراویماق قره‌آغاج ۳۳٬۹۲۱ ۳۶٬۳۲۹
۲۰ خداآفرین خمارلو ۳۵٬۷۶۴ -

جدول 3 -جمعیت بر اساس امار سال 75-85-90

جمعیت سال 1390

جمعیت سال1385

جمعیت سال1375

نام شهرستان

١٠٧۵٧٩نفر

99286 نفر

جزء تبریز

آذرشهر

٩٨٩٨٨نفر

84061 نفر

جزء تبریز

اسکو

١۵٠١١١ نفر

147781 نفر

198028 نفر با ورزقان

اهر

94985 نفر

96555 نفر

108402 نفر

بستان آباد

129795 نفر

125209 نفر

112985 نفر

بناب

1695094 نفر

1557241 نفر

1486509 نفر با آذرشهر و اسکو

تبریز

55166 نفر

52176 نفر

54583 نفر

جلفا

32745 نفر

33921 نفر

جزء هشترود

چاراویماق

34977 نفر

جزء کلیبر

جزء کلیبر

خدا آفرین

131934 نفر

132094 نفر

148831 نفر

سراب

124499 نفر

121787 نفر

122837 نفر

شبستر

66746 نفر

65741 نفر

جزء مراغه

عجب شیر

48837 نفر

87259 نفر با خدا آفرین

92260 نفر با خدا آفرین

کلیبر

 247681 نفر

227635 نفر

277216 نفر با عجب شیر

مراغه

239209 نفر

229215 نفر

224344 نفر

مرند

106118 نفر

100366 نفر

94567 نفر

ملکان

185806 نفر

187870 نفر

207758 نفر

میانه

67820 نفر

67626 نفر

76814 نفر

هریس

60822 نفر

64611 نفر

120406 نفر با چاراویماق

هشترود

45708 نفر

46833 نفر

جزء اهر

ورزقان

3724620 نفر.

3527267 نفر

3325540 نفر

جمع( آذربایجان شرقی)

حالا دست به یک مقایسه می زنیم

بر اساس مقیاس جمعیتی شهر هشترود بر اساس جدول شماره یک باید با شهرهایی مثل

بستان اباد و اسکو مقایسه شود که از لحاظ ترکیب جمعیتی تقریبا همسان هستند

مثلا ورزقان حتی از قره اغاج  هم کمتر است از نظر جمعیتی لذا با هشترود نمیشود مقایسه کردش 

بر اساس مقیاس جمعیتی شهرستان هشترود بر اساس جدول شماره دو باید با شهرهایی مثل

هریس و جلفا مقایسه شود که از لحاظ ترکیب جمعیتی تقریبا همسان هستند

بر اساس جدول سه شهرهای بستان اباد در15 سال اخیر  13417 مهاجر (12 درصد ) ، میانه در15 سال اخیر 21952 نفر مهاجر ( 10 درصد )، هریس در15 سال اخیر 8994 نفر مهاجر (12درصد ) ، ورزقان در 5سال 100مهاجر (0.2 درصد ) ، سراب در 15 سال اخیر 16894 نفر مهاجر (11درصد )داشته است

در حالیکه هشترود به تنهایی 25663 نفر در طی سالهای 1375- تا 1390 مهاجر داشته است که اگر به اینها مجموع چاراویماق را لحاظ کنیم میشود 26839 نفر در طی سالهای مذکور از هشترود و چاراویماق مهاجرت کرده اند

( امار مهاجرت فرستی هشترود و چاراویماق در مواجهه با شهرهای دیگر خیلی زیاد است اگر نسبت بگیریم در طی 15 سال بیش از 22درصد از جمعیتش کوچ کرده است )

دقیقا بدبختی های ما از همین سالها شروع میشود که مهاجرت سونامی وار جان هشترود را می گیرد مسببش چه کسانی بوده اند !

قطعا وقتی که در سالهای75-90 ، مسئولان شهر اعم از (نماینده وقت ، فرمانداران وقت ، امام جمعه  وقت)با هم جنگ و دعوای زرگری داشتند در این میان :

مسئولان شهر بناب منسجم و متحدانه داشتند با رایزنی با دولت و تلاش شبانه روزی مجوز احداث  نیروگاه اتمی برای خودشان را می گرفتند 

یا مسئولان شهر  مراغه با وحدت و یکدلی دنبال فرودگاه بودند

یا مسئولان بستان اباد یک صدا و هماهنگ دنبال فولاد بودند

وقتی مسئولان میانه باهم و بصورت واحد دنبال فولاد بزرگش بودند

در هشترود بدبخت فلک زده مادر مرده ، شاهی با اسماعیلی درگیر بود ، اسماعیلی با مرحوم روحانی ، اسماعیلی با صدیقیان ، شاهی با فتح الهی ، اسماعیلی با جویا و الا ماشالله

مسئولان شهر ما در انزمان یکصدا و یکپارچه در گیر جنگی زرگری بودند و فوج فوج مردم به سوی نسیم اباد و نظر اباد میرفتند تا ایستگاه بعدی حضرات برای نمایندگی پر از هشترودیها باشد !!!!

علیرغم که تلاش مسئولان در شهرهای فوق می بینیم باز از این شهرها مهاجر بوده است ( پس مهاجرت یک امری است که تقریبا در تمامی شهرهای کوچک وجود دارد )  ولی به نسبت جمعیتی اگر لحاظ کنیم مهاجرفرستی هشترود خیلی بیش از این شهرهاست .

برگردیم به یک مقایسه از نوع دیگر و ببینیم شهرهای استان دارای چه ویژگی هایی هستند :

ملکان بزرگترین تولید کننده کشمش و سبزه جهان که به ملک کندی معروف است  سال 29 شهر شده

بستان اباد که تنها دو مورد از مشاهیرش نام میبرم اقای دانش جعفری وزیر سابق اقتصاد و مصطفی نجار وزیر کشور قبلی اهل بستان اباد بوده اند و شهریار هم که جای خود دارد  سال 31 شهر شده

ممقان سالانه چهل درصد نخود خام ایران را صادر می کند و 500میلیون دلار ارز اوری دارد سال 36شهر شده

باسمنج بخاطرپنیر لیقوان و خیار شورش معروف است سال 28شهر شده است

سردرود پایتخت تابلو فرش جهان است سال 36 شهر شده است

بی شک همه قبول دارید که هیچ یک از این شهرهای ذکر شده از لحاظ توسعه ای در وسع و اندازه هشترود توسعه نیافته اند یعنی از لحاظ وسعت جغرافیایی هشترود از اینها بزرگتر است

حال به اوضاع این شهرها نگاه می کنیمتا ببینیم این شهرهایی که مسئولانشان متحدانه با هم انهمه می دویدند در چه وضعیتی قرار دارند

ملکان

ملكان تنها شهرستان بدون پايانه مسافربري بين شهري كشور! شهرستان ملكان با جمعيتي بالغ بر 120 هزار نفر داراي 2 بخش مركزي و ليلان و 84 پارچه روستا فاقد پايانه مسافربري مي باشد از سایت واضح

( بستان آباد )

نمیدانم از کجا و چگونه باید شروع کنم فقط میخواهم بگویم چرا باید شهری که مشاهیرش شهره ایران و جهان اند اینطور عقب بماند اینطور به لحاظ امکانات شهری و زفاهی مردمانش در رنج باشد پس کجایند داعیه داران خدمت به مردم شهر که از سر و کول هم بالا می رفتند هزینه می کردند از کجا خدا عالم است حالا کجایند بیایند ببینند مشکلات مردم را!!!! شهری تاریخی که مسئولین بدان خیانت می کنند چرا با داشتن نیروی کار جوان و کارامد همه ادارات دولتی پر شده از شهرستانی های همجوار بالاخص تبریز ! بخش از مطلب سایت ندای بستان اباد

( ممقان )

شهر ممقان به همت مردم با غیرت و سخت کوشش از لحاظ اقتصادی نسبت به شهرهای اطراف در وضعیت بهتری قرار دارد راستی چرا مردم و جوانان ممقان به این نقطه غیر قابل بازگشت رسیده اند که تنها راه رهایی را خودکشی می دانند و چرا باید وضعیت به این گونه باشد که با هر جوانی که صحبت میکنی میگوید چه امیدی و چه آینده ای. همه افسرده و غمگین با آرزو های بر باد رفته. از سایت مافخر و مشاهیر ممقان

باسمنج

هم که اگر پنیر لیقوانش و خیارشورهایش نبود جز یک خیابان دراز چیز دیگری ندارد

یک شهرستان خارج از استان خودمان مثال بزنم 

شهرستان اندیمشک : به گزارش ایرنا ' عیسی دارایی ' روز پنجشنبه در آیین کلنگ زنی سه خانه بهداشت روستایی در این شهرستان افزود:شهرستان اندیمشک از نظر زیر ساخت با مشکلات و کمبودهای جدی مواجه است.وی افزود: مشکلات در بخش آب ، جاده ، برق و مخابرات در شهر و مناطق روستایی اندیمشک جدی است و نیازمند توجه ویژه دولت می باشد.نماینده مردم اندیمشک درمجلس شورای اسلامی افزود:برای حل مشکل جاده های این شهرستان سه هزار میلیارد ریال اعتبار نیاز است.وی به مشکل اینترنت در شهرستان اندیمشک اشاره کرد و افزود: مشکل اینترنت این شهرستان از طریق وزیر مربوطه پیگیری شده است. (( جالب است در سال 2014 اندیمشک اینترنت ندارد در حالیکه هشترود جز پیشگامان اینترنت بوده است ))

من عمدا شهرهای همتراز و یا کمتر از خودمان از لحاظ جمعیتی را انتخاب کرده ام که به نتیجه ای برسم :

انچه که مسلم است تمامی این شهرها اگر توانسته اند به جایگاهی برسند ( از لحاظ اماری چون از لحاظ توسعه شهری علیرغم اینکه ملکان در مسیر ترانزیت قرار داد شهر چشمگیری نیست ، ممقان خیلی کوچکتر از هشترود است و سیمای انچنانی هم ندارد بافت بسیار قدیمی دارد ، باسمنج یک خیابان بیشتر ندارد ، سردرود نرفته ام ، بستان اباد هم که اگر در مسیر ترانزیت قرار نداشت همون شهر کوچک مسیر سراب باقی می ماند )

بخاطر همت خود مردمانش بوده است  و برای همین مقام معظم رهبری هم در سفر تاریخی خود به دیارمان فرمودند اگر میخواهید این منطقه اباد شود باید خود شما اهالی نقش ایفا کنید ولی ما چه کرده ایم ؟

ممقانی ها هرگز ننشسته اند که دولت بیاید و برایشان نخود بیاورد تا صادر کنند! همین ممقانی ها از زمان فصل برداشت با چندین نیسان در همین هشترود ول هستند و نخود درجه یک هشترود را می خرند و میبرند و تبدیل به نخودچی می کنند که کلا هیچ هزینه ای زیادی هم ندارد ( برای تهیه نخودچی های ترد و خشکی که در آجیل استفاده می شود، نخودهای تازه و ریز را در آب می پزند و بعد آن ها را آبکش می کنند. در این مرحله پوست نخود جدا می شود و آماده است تا آخرین مرحله پخت خود را پشت سر بگذارد؛ یعنی در دیگ های بزرگ با نمک یا شکر تفت داده شود و ترد و پفکی شود. بعد از بو دادن نخودها آماده خوردن یا آرد شدن هستند. یعنی می توان با دو سه میلیون تومان یک کارگاه ساده تبدیل نخود چی راه انداخت ) مسئله اینجاست که قبول کنیم که متاسفانه ما مردمانی تنبل هستیم که از قدیم هم به خان سراسکند معروف بوده ایم

بدبختانه کشت دیم گندم بلای جان هشترود شده همانطور که نفت خام بلای جان ایران شده است کشاورزان ما یاد گرفته اند که یک هفت هشت ده روزی با تراکتور زمین را شخم بزنند و با ردیفکار گندم را بکارند و کود بدهند و بعدش در اینجا و انجا بنشینیم و غیبت هم را بکنیم و لاغیر

اما ممقانی ها صبح بلند میشود و یک مثلی هست که می گویند در ممقان تا سود نکنند صبحانه نمی خورند ! ( من این را تائید نمی کنم !)  میخواهم بگویم که توسعه هر شهری ، رشد ان ، شناخته شدن ان و..... در درجه اول مرهون تلاش ملتش است

در همین بنابی که آنرا چماق کرده ایم بر سر مسئولین

وقتی قرار میشود یک طرح هادی اجرا شود قبل از چانه زنی مغازه را خالی می کنند و کارشناسان و دو نفر معتمد قیمت می گذارند و سپس به مصالحه می پردازند در هشترود برای ساختن یک درمانگاه 2500متر جا پیدا نمی شود !

یادم هست در زمان دولت اصلاحات اقای معین وزیر علوم امده بود بناب ، اهالی انجا خواستار دانشگاه ملی شده بودند ! وزیر گفته بود 50هکتار زمین و دقیقا یادم نیست 50یا 100میلیون پول نقد بدهید دستور بدهم بسازند ، وزیر شهر را می گردد ظهر وقتی می خواهد سوار هوایپما شود !روی پله های هوایپما سند ششدانگ 50هکتار زمین و یک چک روز به مبلغ درخواستی تقدیم می کنند و بناب دارای دانشگاه ملی میشود !

خدائیش بیائید کج بنیشینیم ودرست قضاوت کنیم !

در اینجا مرتب نشسته ایم و از وزیر و وکیل و رئیس جمهور و دولت و ملت همه هی ایراد می گیریم ! همه ما شده ایم تحلیلگر مسائل نظامی و سیاسی و ... ، یکی می گوید روحانی متوجه نیست باید با اوباما رو بوسی کند تا مشکل ما حل شود ، دیگری می گوید احمدی نژاد دزدی کرده ! ان یکی می گوید روحانی بد حرف زد باید می گفت توریسم ولی گفت تروریسم ! و از این حرفها !

دوستی می گفت رفتم سردرود و تابلوهای زیبای فرش را نگاه میکردم تا یکی را بخرم فروشنده گفت اهل کجائی ، می گوید گفتم هشترود ! جالب است دوستم می گوید فروشنده گفت همه اینها محصول شهر شماست که ما اینجا می فروشیم ! ان فروشنده دولتی نبود ! نماینده شهر هم نبود ! فرماندار هم نبود ، امام جمعه هم نبود ! یک شهروند ساده سردرودی بود که فقط تلاش کرده بود و روی پای خودش ایستاده بود ! متکی به خودش بود! عقل و منطق داشت و اقتصاد را می فهمید و با خود حساب کرده بود که برای رسیدن به سود بیشتر باید کمی هم صبور بود !

چیزی که در ما هشترودیها نیست ! ما دنبال این هستیم که امروز یک میلیون سرمایه گذاشتیم اخر ماه حداقل 70هزار تومان را در بیاوریم ! اخر ملاک سود و زیان ما نه بهره بانکی و طرح است که قیمت بهره رباست ! وقتی به کسی می گوئی سرمایه گذاری کن در فلان کار می گوید من پولم را بدهم به تو ماهی هفتاد می گیرم !!!!!!!!!!!! سری را که در نمی کند چرا دستمال ببندم !

اما شهروند سردرودی می اید و تابلو فرشهای شهرهای دیگر را جمع می کند ! صبر می کند و صبر می کند !!!! تبلیغ و تبلیغات راه می اندازد تا زمانی میرسد که در اثر تجمیع اثار و تبلیغات سردرود میشود پایتخت فرش جهان !

امروز پنیر شیرپز هشترود کمتر از لیقوان نیست !

امروز نخود و گندم هشترود کمتر از ممقان نیست !

امروز زعفران هشترود کمتر از زعفران مشهد نیست !

امروز ...... نیست و نیست و نیست و نیست !

هشترود هیچ چیز از شهرهایی که حسرت انها را می خوریم کم ندارد الا یک جو همت و غیرت ! الا اینکه هی بحث دولت و منتظر دولت بودن را پیش نکشیم !

کشاورزان ما منتظرند که قیمت تضمینی بالا برود ! در حالیکه در شهر ما علافانی ( عاملان خرید وفروش گندم ) هستندکه می توانند کل گندم هشترود را یکجا بخرند و با نصب یک دستگاه 5-6میلیونی بوجاری و پوست کنی انرا تبدیل به گندم حلیم بکنند و به تهران و شهرهایی که حلیم در انها تهیه میشود صادر کنند و حتی کشورهایی که گندم حلیم شده می خواهند (مثال عرض کردم ) امروز همین علافان می توانند کل نخود منطقه را بخرند و با تزریق ده میلیون سرمایه گوی نخودچی درست کردن را از ممقان بربایند !

امروز هشترود تجاری دارد که می توانند به جای اینکه تابلو فرشهای هشترود را به سردرود بفروشند خود نمایشگاههای دائمی و فصلی از تابلو فرش ایجاد کنند و گوی رقابت را از سردرود بربایند !

ما خیلی کارها می توانیم بکنیم اما همه منتظریم که دولت بیاید و هشترود را پایتخت فرش جهان اعلام کند ! همه نشسته ایم که دولت بیاید و کارخانه نخودچی راه بیاندازد !

بله اینها زمانبر خواهد بود شاید ده سال طول بکشد تا ما ممقان را عقب بزنیم ! سردرود را عقب بزنیم ! ولی حتما خواهد شد چرا که محصول اولیه انها حاصل کشت ماست !

ما چیزی داریم که انها برای بدست اوردنش باید دست بدامانمان بشوند ! اما در این میان انها چیزی دارند که ما نداریم همت و تلاش و کار

(1( مصاحبه فرماندار محترم با هفته نامه عصر ادینه شهریور سال 93

(2) اصل 44 خصوصی سازی که به طور كلي مي توان آثار و پيامدهاي مثبت اقتصادي اجراي سياست هاي كلي بند «ج» اصل 44 قانون اساسي كشور را كه از سوي مقام معظم رهبري ابلاغ شده است ، به شرح ذيل دسته بندي كرد: 1- سرعت بخشيدن به رشد و توسعه اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي كشور2- توسعه عدالت اجتماعي از طريق گسترش مالكيت ها و نه توزيع ثروت ها و فقرزدايي از لايحه هاي اجتماعي سراسر كشور3- دستيابي سريعتر به اهداف مندرج در سند چشم انداز 20 ساله كشور4- تغيير نقش دولت از مالكيت و مديريت مستقيم اقتصادي به سياست گذاري ، هدايت و نظارت5- توانمند و بالغ سازي بخش خصوصي در ساختار اقتصادي كشور و زمينه سازي حضور آنان در صحنه رقابت هاي اقتصادي بين المللي6- فراهم سازي زمينه حضور موثر مجموعه عوامل و عناصر اقتصادي و توسعه اي كشور در صحنه اقتصادي بين المللي از جمله حضور رقابتي و قدرتمند در سازمان تجارت جهاني و سازمان هاي مشابه منطقه اي و جهاني.7- گسترش بازار سرمايه با جذب سرمايه هاي پراكنده داخلي ، ايرانيان مقيم خارج و ساير سرمايه گذاران8- تمركز زدايي از بنگاه ها و مولدهاي اقتصادي و توزيع آنها در سراسر كشور به ويژه مناطق محروم9- كاهش نرخ تورم وبيكاري و رونق اشتغال زايي10- نقش آفريني عامه مردم در پيشبرد سياست ها ، راهبردها ، اهداف و برنامه هاي كلان اقتصادي11- توسعه و ارتقاي استانداردهاي ملي و نزديك سازي و انطباق آن با استانداردهاي جهاني12- تحقق يكي از اهداف مردم سالاري مبني بر آموزه هاي ديني و انقلابي با نقش آفريني موثر و گسترده مردم در عرصه هاي اقتصادي و اجتماعي به طور كلي روح ابلاغيه سياست هاي كلي اصل 44 توسعه اقتصادي، بهره وري ، اشتغال زايي، توليد ثروت ، رفع فقر و بيكاري ، افزايش مشاركت اجتماعي و ارتقاي درآمد سرانه و حضور فعال تر در عرصه فعاليت هاي اقتصادي بين المللي است . از ديگر آثار و پيامدهاي مثبت اجراي اين سياست ها ، رقابتي كردن فضاي فعاليت هاي اقتصادي ، شفاف سازي مالي به منظور تامين مالي بخش خصوصي ، شفاف سازي نظام اجرايي و قضايي در اجراي عدالت اجتماعي و به طور كلي فراهم سازي عوامل داخلي در راستاي مرتبط ساختن اقتصاد كشور با اقتصادي جهاني است

در قسمت بعدی به ادامه بحث از زاویه دیگری می پردازم



هشترود یکی از شهرستانهای استان آذربایجانشرقیست که خود یکی از استانهای بزرگ کشور ایران میباشد که قوانین جاری آن منطبق بر قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران به رهبری حضرت ایت الله خامنه ای ، بریاست جمهوری جناب اقای دکتر روحانی بوده و مذهب رسمی مردمانش شیعه می باشد ! لذا تافته جدا بافته از ایران اسلامی نیست و طبیعتا هر اتفاقی در بعد کلان اقتصادی ، سیاسی ، فرهنگی ، اجتماعی ایران اسلامی بیافتد ، هشترود بعنوان جزئی بسیار کوچک از تبعات آن در امان نخواهد بود و لذا هرگونه بحث و گفتگو وپیشنهاد و یا انتقاد در هر بعد از مسائل اقتصادی ، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی در مورد هشترود اگر با هدف کمک به توسعه ان در تمامی ابعاد صورت می گیرد بایست با لحاظ کردن تابع کلان ان موضوع باشد ! ساده انگارانه خواهد بود اگر بدون در نظر گرفتن اوضاع کلان کشوری ، در مورد توسعه هشترود و تلاشها و اقدامات مسئولین شهرستانی قضاوت کنیم !

هر پیشنهادی در راستای توسعه و هر نقدی در رفع نقایص شهرستان در هر بعدی ، باید با شرط آگاهی از قانون اساسی حاکم بر کشور و شرایط کلی کشور باشد تا شرط تحقق و عملی شدن داشته و بدرد بخور باشد و بتواند در برنامه ریزی های مسئولان بکار بیاید وگرنه هیجانی و احساسی به موضوعی پرداختن نه تنها دردی از هشترود دوا نخواهد نمود بلکه بر طبل بی اعتمادی و تفرقه بیشتر خواهد کوبید . 

در این راستا برای فهم درست مطلب و نتیجه گیری صحیح مطالبی از وزیران و مسئولان کشوری را بعنوان سند در خصوص بحرانهای موجود در سطح ایران را بیان و سپس در قسمتهای بعدی به بررسی تبعات آنها در هشترود می پردازم

الف : حادترین و مهمترین مشکل در کشور : بیکاری جوانان و رکود اقتصادی

خبرگزاری مهر-گروه اقتصادی: ((وزیر کار در تازه ترین گزارش خود به مجلس تعداد بیکاران فعلی کشور را 6 میلیون نفر اعلام کرد و هشدار داد اگر کاری نکنیم تعداد بیکاران در سال 1400 به 10 میلیون نفر خواهند رسید.)) (یعنی بحران بیکاری یک معضل ملی است )

موضوع دوم اقتصاد و رکود است که به حرفهای وزیر اقتصاد توجه می کنیم  : ((وزیر امور اقتصادی و دارایی با اعلام اینکه نرخ رشد اقتصادی کشور در سه ماهه اول سال ۹۳ مثبت شده است، کمبود سرمایه، مطالبات معوق بانک‌ها، بنگاه‌داری بانک‌ها و بدهی دولت به نظام بانکی را از مهمترین مشکلات نظام بانکی کشور اعلام کرد.)) وزیر امور اقتصادی و دارایی گفت: (( از یک طرف همواره با رشد بی رویه نقدینگی مبتنی بر توسل به منابع پایه پولی بانک مرکزی و آثار تورمی شدید آن مواجهیم و از طرف دیگر، بنگاه های اقتصادی از کمبود سرمایه در گردش می نالند و در شرایط فعلی که اقتصاد در رکود شدید به سر می برد، بنگاه ها بزرگترین مشکل را کمبود سرمایه در گردش اعلام می‌کنند اما رشد نقدینگی در یک سال گذشته ۳۲ درصد بوده است.))(( بانک مرکزی،رشد اقتصادی سال ۹۲ با نفت را منفی ۱.۹ و بدون نفت را منفی ۱.۱ درصد اعلام کرده بود ))

ب: دومین مشکل کشور  : مشکلات فرهنگی و اجتماعی

بحث تهمت و افترا در سطح گسترده که گاها حتی به ساحت برخی مراجع تقلید هم هتک حرمت میشود .

بحث ناهنجاریهای اخلاقی (( معلم ورزش مدرسه‌ای در جنوب تهران با شکایت 14 دانش‌آموز به اتهام کودک‌آزاری و سوءاستفاده از دانش‌آموزانش به دستور قضات دادگاه کیفری استان تهران بازداشت شد )) (( ناظم مدرسه ابتدایی در غرب تهران به اتهام آزار و اذیت دانش آموزان به صورت غیرعلنی در دادگاه کیفری استان تهران محاکمه شد)).(( دختر دانشجو در اثر تجاوز ۳ کارگر خودکشی کرد )) ،(( تجاوز به دو دختر دانشجو در جاده گرگان )) و.......و اسید پاشی های اخیر اصفهان که متاسفانه امروز حوادث سایتها و روزنامه ها پر شده از اخبار این چنینی ! که بزرگترین رسوائی هایی اخلاقی مثل ماجرای سفیر ایران در برزیل و یا ازار دختر کره ای توسط مسئولان تیم ملی امید ایران و ..... میباشد.

در بخش فرهنگی گاو بندی هنرمندان با یکدیگر از دعوای حاتمی کیا تا کیا رستمی و افشاگریهای سلحشور و ..... نشان میدهد که از این لحاظ هم کشور دچار معضلاتی است

سومین معضل کشور اما بحث های سیاسی و رفتارهای سیاسی سیاسیون است

بعد از انتخابات سال 92 و بازگشت امید که کشور به سوی اعتدال برمیگردد متاسفانه شاهد افراطی گری و تندروی نیروهای تندرو هستیم که علیرغم تلاش اعتدال خواهان هنوز هم با دعوای زرگری و هیاهو و غوغاسلاری در پی به پیش بردن اهداف غیر منطقی خود هستند که می توان به

استیضاح دکتر فرجی دانا ، ماجرای تشکیل 4هزار نفری گشت انصار ، حمله به ایت الله هاشمی ، حمله به لاریجانی و بکار بردن الفاظ نامیمون و زشت در انظار عمومی و این تا جائی پیش میرود که رئیس جمهور متین و صبور هم به جان می اید و ناخواسته با ادبیات محمود احمدی نژادی سخن میراند و مخالفانش را به رفتن به جهنم سوق میدهد ،

تندرویهای رسائی و دهقان و کوچک زاده در مجلس و... که رئیس تشخیص مصلحت نظام ناچار چنین می گوید (( هاشمی با بیان این که افراطی ها از اول انقلاب روابط ما را با دنیا خراب می کردند و نمی گذاشتند ایران جایگاه خود را در جهان بیابد، گفت: اگر افراطیون بگذارند به سرعت بنیانگذار تمدن جدید اسلامی خواهیم بود. آیت الله «اکبر هاشمی رفسنجانی» روز یکشنبه در سی و یکمین اجلاس روسای آموزش و پرورش مناطق کشور افزود: اگر افراطیون بخواهند این گونه دخالت کنند و وزیری که تازه می خواهد در وزارتخانه ای مسلط شود استیضاح و عزل کنند، انگیزه خدمت گرفته می شود.))

بحث بعدی :انتظارات مردم بود از دولت تدبیر و امید تا در انتصابات منطقی  وقوی عمل کند

در حالیکه امید میرفت دولت تدبیر و امید برخلاف دولت نهم و دهم انتصابات خوبی در سطح استانها و شهرستانها انجام دهد و از نیروهای زبده و شایسته و متخصص بخصوص نیروهای بومی بهترین استفاده را ببرد متاسفانه شاهدیم که بغیر از اکثریت کابینه که واقعا مردان توانمند و اگاهی هستند در سایر بخشها بسیار مبتدیانه و ناشیانه و کاملا با رانت و سهم دهی عمل نموده و ثمره اش را بزودی خواهیم دید ((انتصاب بسیاری از مدیران کل استان که بنده بدلایل شخصی معذور از اسم بردن هستم و ضعف انها بسیار واضح و اشکار می باشد ، بخصوص سهم خواهی تندروهای اصلاح طلب که باعث شده تندروهای اصولگرایان نیز فرصت را غنیمت شمارن و با نفوذ خود جلوی خیلی از نیروهای زبده را بگیرند که در یک مورد می توانیم به استانداری استان اشاره کنم که افرادی مثل سبحان الهی ، مهر علیزاده ، عبدالعلی زاده و ......و سرانجام سکانش رسید به دست یک تاجر که بیش از سیاست از تجارت سر در می اورد ))

عوض نشدن بسیاری از مدیران دولت قبلی !! یا انتخاب بسیاری از افرادی که شایسته مدیریت نبودند و صرفا بخاطر تاثیر سازمان خصوصی سازی و شخص اقای پورحسین و یا جبهه مشارکت استان به سرکار امدند

در بحث رودخانه ها و ابهای جاری و دریاچه ها هم خوب وضعیت مشخص است اساسا یک بحرانی کم ابی در کشور مستولی شده تا جائی که حتی پیش بینی میشد اب تهران قطع شود

و بحرانهای ریز و درشت دیگر به شرح گفته بزرگان کشور که در زیر به انها اشاره می کنم و حتما دامنه تبعات آنها هشترود را یا در بر گرفته و یا در پی خواهد گرفت

دانشگاه فرهنگیان به گفته مقام مسئول وزارت علوم (( دارای بیش از ۸۹ درصد صندلی خالی و میزان ظرفیتهای خالی مناطق محروم نیز ۱٫۶۳ درصد است.))

رئیس دانشگاه آزاد اسلامی واحد زنجان گفت:(( ۷۰ درصد ظرفیت دانشگاه‌های غیرانتفاعی کشور خالی است.در دوره‌ روزانه‌ دانشگاه‌ها 7/3 درصد و در دوره‌ي شبانه 9 درصد از کل گنجايش خالي مانده است». البته بايد دانست که کمابيش 51 درصد از صندلي‌هاي بدون آزمون در دانشگاه‌هاي پيام نور و آزاد (يعني دوره‌هاي پولي) اين دو دانشگاه نيز خالي مانده‌اند. هم‌چنین است وضعیت گنجايش دوره‌هاي نيمه‌حضوري و دوره‌هاي مجازي و بين‌المللي که از آنها نیز، به ترتيب  15 و 40 درصد خالي مانده است  از کل ظرفيت 425 هزار نفري دانشگاه پيام نور، تنها 255 هزار صندلي پر شده و 40 درصد ظرفيت اين دانشگاه خالي مانده است. هم‌چنين 90 درصد ظرفيت دانشگاه فرهنگيان و 35 درصد ظرفيت دانشگاه ترتبيت معلم خالي مانده‌اند.))

بر اساس اعلام رییس خانه صنعت و معدن (( قریب به 40 درصد کارخانه های کشور ورشکسته و تعطیل شده اند و غیر از 20 درصد با مشکلات مذکور به سختی دست و پنجه نرم کرده اند، بقیه نیز با خطر ورشکستگی مواجه اند.)) آمار نشان می دهد که در دو سال گذشته 37 کارخانه در صنعت قطعه سازی خودرو تعطیل شده اند. 57 درصد از کارخانه های لوله و پروفیل به خاطر این مشکل و مشکلات مربوط به تامین مواد اولیه در معرض ورشکستگی قرار گرفته اند و 20 کارخانه فعال صنایع چوبی نیز تعطیل شده اند. علاوه بر آن اتحادیه تولیدکنندگان لوازم مسی نیز 80 درصد تولیدی های خود را غیرفعال اعلام کرده و 20 کارخانه تولید پتو نیز به علت شکست در رقابت با واردات چینی تعطیل شده اند.

گزارش کسب وکار بانک جهانی که مبنای برنامه ریزی بسیاری از بنگاه های بزرگ بین المللی برای سرمایه گذاری در کشورهای مختلف است،(( نشان می دهد که در سال جاری میلادی، ایران رتبه 129 را در نماگر «ورشکستگی» به عنوان یکی از زیرشاخه های کسب وکار در میان 189 کشور جهان داشته است.))

سید حسین هاشمی خطاب به شوراهای شهر استان تهران گفت: «در اینجا به تمام شوراهای شهر استان تهران می‌گویم دولت یازدهم دولت اختلاف نیست، مردم آرامش می‌خواهند، مردم را ناامید نکنید.» (( غلامحسين صادقيان نماینده اصفهان  با اعلام اين مطلب اظهار داشت: باتوجه به بحث خودگرداني شهرداري ها، عمده منابع شهرداري ها از سوي مردم تامين مي شود و اين مهم باعث بروز مشكلاتي براي مردم و نارضايتي آن ها شده است. وي اذعان داشت: باتوجه به تعريف وظايف جديد براي شهرداري ها لازم است قانون شهرداري ها هم مورد بازنگري قرار گرفته و منابع درآمدي پايداري براي شهرداري ها در نظر گرفته شود.))

من سعی کردم در این قسمت بدون پرداختن به مشکلات موجود هشترود به مشکلات عظیم تری که بر کشور حاکم است بپردازم انهم به استناد صحبتهای وزیران یا معاونان و مسئولان !

در قسمت های بعدی به تبعاتی که از این بحرانها در منطقه ما وجود داشته و دارد و احتمالا در اینده گریبانگیرمان خواهد شد اشاره می کنم و بعد وارد بحث توسعه ای منطقه هشترود و مقایسه ان با شهرهایی که از لحاظ سیاسی و جغرافیائی قابل قیاس با هشترود باشند می شوم و در پایان به نتیجه گیری مهمی می رسم که در حقیقت نقطه اصلی اسیب پذیری شهر ما می باشد که مسئولان و بخصوص مشاوران فرماندار محترم و نماینده محترم شهر در برنامه ریزی ها باید به نوعی برای رفع این نقیصه تلاش نمایند که همگان به ان واقفیم ولی تنها در زبان بیان می کنیم و هیچ اقدام عملی در راستای از بین رفتن این فرهنگ نحس نمی کنیم و کسانی را هم که تلاش می کنند را به اقسام مختلف می رنجانیم و از پا می اندازیم و البته دلایلی هم برای علل بروز این اسیب بیان و از نظر خود و تجربه ای که در این چند ساله دارم راهکار هایی را نیز ارائه خواهم نمود ./.  ادامه دارد



تاريخ : سیزدهم آبان 1393 | 19:44 | نویسنده : پیام رنجبر موسوی
ضمن عرض خسته نباشید به تمامی مردم مومن و حسین دوست هشترود و با ارزوی قبولی تعزیه هایتان در درگاه ایزد منان
می خواهم یک تشکر جانانه و ویژه داشته باشم از شهردار شهرمون جناب آقای عبدیلر عزیز و تمامی رفتگران و سپورهای محترم شهرداری هشترود که در این چند روز ، شهر را هر روز صبح پاکیزه تحویل ما میدادندکه عزاداریهایمان را برگزار کنیم ، به همه زحمت کشان شهرداری ، بخصوص رفتگران و سپورهای محترم شهرداری دست مریزاد می گویم و بر دستانشان بوسه می زنم و از اقای شهردار هم که در ایام تعطیل نظم و انظباط را بر مجموعه خود مستولی نموده و موجب اسایش مردم را فراهم نموده بودند صمیمانه تقدیر و تشکر می کنم

اما گلایه دارم از خودمان ! از مردم هشترود ! از ما مردمی که مدعی هستیم حسینی هستیم و برای امام حسین اشک می ریزیم و بر سرمیزنیم ! اما اصل و اصول جوانمردی و فتوت را که از اصلی ترین اهداف امام حسین در قیام بود را فراموش کرده ایم وای بر ما مردم هشترود که فراموش کرده ایم کربلا سراسر درس ایثار بود و از خود گذشتگی ، درس معرفت بود و افتادگی ، درس یکرنگی بود و برادری ، وای بر ما اگر از کربلا فقط نوحه سرائی اش را یاد گرفته باشیم که در انصورت در پل صراط امام حسین (ع) اگر بفریادمان نرسد جایمان در قعر جهنم بیش نخواهد بود

 به این تصاویر نگاه کنید
34254272554629947112.jpg

88812239530835464384.jpg

اینهمه زباله فقط برای یکشب انهم فقط در یک قسمت خیابان ! واقعا شایسته عزاداران امام حسین علیه السلام هست که زباله اش را در زمین بریزد ؟ مگر نه اینکه شهر ما خانه ماست ؟ چه انتظاری داریم از شهرداری که تمامی نیروهایش را باید صرف جمع اوری زباله هایی کند که ما تولید می کنیم انهم در خیابان می ریزیم ؟ واقعا یک لیوان خالی چای نذری را در خیابان انداختن گناه نیست ؟ خیانت به حق و حقوق شهروندی همشهری خودمان نیست ؟

و اما تصاویر بعدی اسفناک تر است

08462238203621151464.jpg

48852333314269471686.jpg

51925268573396387142.jpg

واقعا متاسفم که در باره هشترود این مطالب را می نویسم
شب تاسوعا و بعد از اتمام مراسم همه با ماشینهای شخصی هجوم اورده ایم به خیابان ! تاسف برانگیز تر اینکه همه ما مسلمانان شیعه مذهبی که تا چند دقیقه پیش از شجاعت و جوانمردی عباس ، از خود گذشتگی عباس تشنه لب بر لب فرات نوحه ها می خواندیم و بر سر و سینه خود می زدیم به اندازه یک دقیقه تحمل همدیگر را نداریم ، اجازه نمی دهیم که همشهریمان بگذرد تا راه بند نیاید ، تو گوئی مسابقه زودتر به خانه رسیدن است ! متاسفانه این فرهنگ در همه ابعاد زندگی ما رسوخ کرده است عجول شده ایم ! میخواهیم فوری به مقصد برسیم
به بیمارستان می رویم از در انتظار نوبت نشستن ناراحت می شویم و فریاد می زنیم این شهر صاحب ندارد
به پمپ بنزین می رویم تا روزنه ای می بینیم بدون رعایت حق دیگران از ان سوراخ وارد می شویم و بنزین می زنیم و در دلمان به زرنگی خودمان و دور از جان شماها به خریت دیگران می بالیم
در نانوائی به صف ایستادن بلد نیستیم عارمان می اید نوبت را رعایت کنیم
عارمان می اید که در نوبت بایستیم و اش نذری را به نوبت بگیریم تو گوئی سر دیگ با ته دیگ فرق دارد
جای گله دارد که ما مردم هشترود اینقدر عجول شده ایم اینقدر زود می خواهیم به هر چیزی دست یابیم !
دو سه روز قبل بیمارستان بودم دوستی امد ما در نوبت ایستاده بودیم شروع کرد من پاهایم درد می کند نمی توانم بایستم گفتیم بفرما تو بگیر تا بلیط گرفت شروع کرد دکتر کو کجاست گفتند مریض می بیند شروع کرد به فحاشی که شهر صاحب ندارد بدهند به من درستش می کنم میارم دکتر را فلان و بهمان !!!!!!
واقعا به کجا چنین شتابان می رویم ؟ به کجا ؟
ایکاش این ده روز محرم کلاسی بوده باشد برای انکه بتوانیم در رعایت نوبت و حق تقدم ، که یکی از اصلی ترین حقوق شهروندی و تمدن است پیشگام باشیم ، بتوانیم در از خود گذشتگی و ایثار پیشگام باشیم ، انشالله که به معنای واقعی حسینی باشیم و گرنه به قول ان شاعر :
گیرم که خلق را به طریقی فریفتیم          با انتقام دست الهی چه می کنیم ؟


تاريخ : سیزدهم آبان 1393 | 19:13 | نویسنده : پیام رنجبر موسوی
تاسوعا و عاشورای محرم امسال نیز همانند سالهای گذشته پر شور و با حس و شوق و ارادت خاص مردم مومن هشترود برگزار شد گزارش تصویری تاسوعا و عاشورای هشترود را با هم می بینیم

65646924715907254424.jpg

25105736311392389606.jpg

48217814107653185044.jpg

84509613512341596066.jpg

67063135127977452888.jpg

27914378508547680275.jpg

35930621036594343174.jpg

28813336661601386161.jpg

79799283077090988589.jpg

50630540725926461681.jpg

09182410529921940008.jpg

91684727384013577694.jpg

15771941450115936943.jpg

04736992857351579498.jpg

24740019004676092008.jpg

18729262413726469003.jpg

02228142550176168243.jpg

92572211824121726871.jpg

99479312815947091053.jpg

06586509974475453790.jpg

78123293051676370710.jpg

53559892504401693062.jpg

81667313282509417161.jpg

56085798028203511626.jpg

60338038957370591014.jpg

39549811768981122962.jpg

26891723550078582874.jpg

17373030567273711081.jpg

85698538028001632143.jpg

18530445390131009251.jpg

96054600792696987508.jpg

77243672988554310730.jpg

42925687776391680251.jpg

55054643396493517664.jpg



تاريخ : دهم آبان 1393 | 12:6 | نویسنده : پیام رنجبر موسوی

مراسم پرده برداری از تمثال مبارک حضرت علی اکبر ع در حسینیه حضرت علی اکبر هشترود

حسینیه در اغاز مراسم پرده برداری

این شور حسینی است

مداح جوان رحیمی در حال مداحی برای مراسم پرده برداری

در حال پرده برداری

تمثال مبارک حضرت علی اکبر ع بعد از پرده برداری



تاريخ : نهم آبان 1393 | 10:25 | نویسنده : پیام رنجبر موسوی
اندر باب شور و حال و هوایی که در این صحنه دیده میشود ربان بنده قاصر است چرا که :

" در کوی نیک نامی ما را گذر ندادند "

و عزاداری خالصانه به حضرت اباعبدالله الحسین سعادتی است که خوشا به سعادت یاران خالص بارگاه کبریائی سرور و سالار شهیدان  من نیز در تلاشم تا به مصداق :

" گر تو نمی پسندی تغییر کن قضا را "

خود را در این روزهای عزیز تزکیه نفس نمایم تا انشالله من نیز در زمره عاشقان خالص فرزند زهرا (س) قرار گیرم . و این شعر تقدیم به تمامی عاشقان مخلص حضرت ، تقدیم به تمامی شاه حسین گویان و وای حسین گویان هشترودی

نان پاره ز من بستان جان پاره نخواهد شد                      وآنرا که منم ماوا آواره نخواهد شد

وآنرا که منم خرقه عریان نشود هرگز                     وآنرا که منم چاره بیچاره نخواهد شد

می چرخم و می رقصم و می نوشم از این جام       بیخود شده از خویشم و از گردش ایام

این عشق الهی است حق لایتناهی است         این عشق الهی است این شور خدایی است

 آن کس که رخش بیند پاداش نخواهد هیچ               بی او به بهشت اندر یک لحظه نپاید هیچ

از خویش برستم من بر سجده نشستم من           خویشم همه غیر آمد از غیر گسستم من

بتخانه زدم آتش آتشکده را خاموش                 لات و هبل و عزی از پایه شکستم من

 این عشق الهی است حق لایتناهی است            این عشق الهی است این شور خدایی است

50876030340332049956.jpg

میر ارشد از عاشقان مخلص حضرت اباعبدالله الحسین (ع)

80483846465428477082.jpg

دسته شاه حسین گویان میر ارشد در چهارراه امام هشترود

51017433369338438827.jpg

این شور الهی است

99962404317540074559.jpg

اِنّ الحسین مصباح الهدی و سفینة النّجاة

55873113446866602682.jpg

یالثارات الحسین

72661275957736460008.jpg

بزرگان شهر در دسته شاه حسین گویان ؛ حاج محمد حسین امامی و حاج بابا صادقی

46006151724821227992.jpg

بازهم عده ای بزرگان شهر ، دائی محمد اخلاقی

67951263322897281628.jpg

از کودک تا بزرگ همه در صحنه عشق حاضرند

حجکم مقبول ، اجرتان با امام حسین (ع) انشالله



تاريخ : ششم آبان 1393 | 12:48 | نویسنده : پیام رنجبر موسوی

چندی قبل خبری مبنی بر تصمیم گیریهای مجمع هشترودیان مقیم تهران برای حمایت از نامزدهای هشترودی الاصل در اقصی نقاط ایران بگوش رسید فی النفسه باید این امر را به فال نیک گرفت که بالاخره هشترودیان مرکز نشین به سان خواص هشترودی به این نکته واقف شدند که می توان بجای تمرکز بر یک واحد بنام هشترود و چاراویماق و جنگ زرگری حیدری و نعمتی ، تقسیم نیرو نمایند و از توان تمامی نیروهای سیاسی خود در زمینه حضور در عرصه مدیریتی در سطح کشور بهره ببرند.

در حقیقت اگر مجمع هشترودیان مقیم مرکز بتوانند این شش - هفت نفر را در یک مجمع واحدی به نام سیاسیون فعال هشترود جمع نموده و اتفاق نظری کلی در خصوص هشترود و چاراویماق اعمال نمایند این حرکت بسیار خوب و تاثیر گذار خواهد بود به این معنی که هشترود صاحب شش هفت نماینده وبیشتراگر تبریز را نیز لحاظ کنیم در قوه مقننه باشد این امر بسیار میمون و مبارک خواهد بود

اما بحث من در خصوص این تصمیم گیری این است که ایکاش مجمع هشترودیان مقیم مرکز حداقل رابطه خود با هشترود و چاراویماق را از طریق جریانهای سیاسی و روشنفکری موجود منطقه تقویت و توسعه ببخشند و حتی می توان جلسات مشترکی را بر پا نمود واز توان نیروهای مقیم مرکز در راستای توسعه شهرستانهای خودمان بهره مند شویم ولی اگر نگاه این مجمع قیم مابانه باشد و چنین تصور نمایند چون مرکز نشین هستند و سرمایه دار می باشند می توانند برای هشترود تصمیم گیری کنند باید عرض کنم که راه را به بیراهه میروند و عملا نه تنها کارشان مفید به فایده نخواهد بود بلکه بر طبل و کوس نفاق و تفرقه بیشتر خواهند کوبید.

اینان اگر واقعا دلسوز هشترود و چاراویماق هستند بسیار خوب ما هم دستشان را می بوسیم اما یا تشریف بیاورند یا امر نمایند ما خدمت برسیم و حداقل از موقعیت هشترود و چاراویماق خبر دار شوند اغلب اینها شاید سالی یکبار هم قدوم مبارک و میمون خود را به شهرهای یاد شده نمی گذارند و هرچه اطلاعات دارند از طریق تلفن و اس ام اس و وبلاگ و ... است که طبیعتا این موارد چون متعلق به گروهی خاص است نمی تواند تبیین گر تمامی خواستها و افکار منطقه باشد

لذا اینکه هشترودیان مقیم مرکز خدای ناکرده فکر کنند که چون در تهران هستند پس بسیار ازما جلوترند باید به عرضشان برسانم که خیر در مطلب قبلی توضیح دادم که سیاسیون هشترود دوسال جلوتر از بزرگان ملی خود حرکت کردند تا حماسه سال 90هشترود و چاراویماق در قالبی بزرگتر در حماسه 24خرداد ایران تسلی بیابد

پس لطفا سیاسیون هشترود و چاراویماق را چیز ندانید و خود را از ما بهتران نخوانید که ما خود برای اینکه هشترود و چاراویماق را بسازیم سالهاست که میسوزیم و می سازیم اما شما به محض اینکه از برکت زمینهای غنی هشترود ، از برکت مزارع هشترود از برکت معادن و ..... پولدار شدید راه را به سوی تهران کج کردید تا ثروتتان را بیافزایید

برخی از شماها حتی اینجا یک اتاق ندارد که دلبستگی داشته باشید برخی از شماها الان به هشترود بیائید در شهرکهای جدید الاحداثش گم می شوید حال چطور باور کنیم که برای هشترود و هشترودیان دلتان کباب شده است

در نهایت امیدوارم که این امر و تصمیم نه از روی قیم مابی و نخوت و کبر مرکز نشینی که از روی صداقت و دلسوزی گرفته شده باشد که اگر این چنین باشد باید اینان حداقل ده درصد سرمایه های خود را به هشترود بیاورند و در اینجا سرمایه گذاری کنند تا باور کنیم که اینان نیز می خواهند که اگر :

امدند قدمشان روی چشم و ماهم در خدمت شما هستیم و اگر نیامدند خداوند انها را به عشق هشترود هدایت کند و از کبر و غرور دورشان سازد

هشترودیان مقیم مرکز چه کسانی هستند و از هشترود چه می خواهند ؟ چه کسی اسامی اینها را میداند ؟

ضمنا معروض بدارم که اقایان مرکز نشین بدانند که این راهی که اقایان امروز مطرح می کنند ما سیاسیون هشترودی در مجلس هفتم دنبال کرده ایم " در جریان مجلس هفتم وقتی تلاش می کردیم که ستاد دکتر حضرتی را سرو سامان بدهیم همزمان با تمامی اشنایان و بستگان خود در تهران رایزنی می کردیم که در رباط کریم از حاج محمد شاهی عربلوئی حمایت نمایند و در تهران نیز از حاج الیاس حضرتی حمایت می کردیم و فی نفسه خوشحال بودیم که بتوانیم هشترود را صاحب سه نماینده قوی در قوه مقننه نمائیم اما مشکل اینجا بود که با انتخاب غفار اسماعیلی -علیرغم مخالف بودن فرماندار وقت اقای صدیقیان با ایشان - جنگ حیدری نعمتی شاهی و اسماعیلی و بی تفاوتی حاج الیاس حضرتی به هشترود عملا مفید به فایده نگردید "

هشترود بیش از انکه نیاز به قیم یا قهرمان داشته باشد محتاج مردانیست که به عشق سرزمین مادری هست و نیست و توان خود را صرف ابادانی ان کنند ولو این توان به اندازه کاشت یک نهال در یکی از زمینهای لم یزرع هشترود باشد ، لذا هرکسی عاشق هشترود است بسم الله

" که به عمل کار براید به سخنرانی نیست "



تاريخ : دوم آبان 1393 | 19:54 | نویسنده : پیام رنجبر موسوی

در سال 1390 در انتخابات مجلس شورای اسلامی زمانیکه مشخص شد در بین نامزدهای محترم انتخابات هیچ فرد اصلاح طلبی در دور نهائی وجود ندارد ! اصلاح طلبان هشترود در یک رفتار معقولانه و برای حذف تفکر حاکمی که ثمره اش یدک کشیدن پسوند شوم محرومیت برای هشترود در سی سال گذشته بود ! دست به اقدامی زدند که درانبرهه برخی بیسوادان سیاسی و فرصت طلبان اصلاح طلب نما انها را مزمت نمودند که چرا ؟((هرچند این بیسوادان سیاسی هنوز هم که هنوز است در باد خواب خود خواسته ارمیده اند و بر طبل غفلت و جهل می کویند ))

دوسال بعد بزرگان و تئوریسین های اصلاح طلبی در ایران با بررسی شرایط موجود،عملی همانند اصلاح طلبان هشترود انجام داده و از دکتر روحانی عضو جامعه روحانیت مبارز از جریان اصولگرایان معتدل (جامعه روحانیت مبارز) حمایت کردند تا معلوم شود که عرصه سیاست عرصه ارمانگرائی نیست و سیاستمدار و روشنفکر اصلاح طلب واقعی کسی است با لحاظ کردن شرایط جامعه و سبک و سنگین کردن فضا جهت بهبود اوضاع و اصلاح امور اقدام به انتخابی درست نماید و بدینوسیله حرکت هوشمندانه اصلاح طلبان یک شهر کوچک مثل هشترود الگوئی برای جامعه بزرگ اصلاح طلبی ایران شد تا با درخواست انصراف از اقای دکتر عارف کاندیدای اصلاح طلبان ؛ بنا به مقتضیات و شرایط حاد جامعه ایران از حسن روحانی اصولگرای معتدل حمایت نمایند !

در زیر گزیده ای از سخنان بزرگان اصلاح طلبی ایران در خصوص اصلاح طلب نبودن روحانی و چرائی اتحاد اصلاح طلبان با روحانی ذکر و مواردی در خصوص هشترود به ان اضافه نموده ام و در پایان تعریف مقام معظم رهبری از یک اصلاح طلب واقعی را آورده ام ! 

روزنامه اعتماد (متعلق به حاج الیاس حضرتی) : روحانی یک اصلاح طلب کامل نیست و نباید شکست او به معنای شکست اصلاحات باشد/ کرباسچی: اگر از الان بخواهيد فكر كنيد كنار بايستيم تا در اشتباهات هزينه ندهيم، جوانمردانه نیست

اصغرزاده: اصلاح‌طلبان پشت دولت او را خالی نخواهند كرد. البته پشتيبانی اصلاح‌طلبان از حسن روحانی مشروط است. معلوم است آنها در نقش يك بازنده، بازي برد - باخت يا باخت - باخت را ادامه نمی‌دهند. ولي تا زمانی كه قصد و نيت روحانی تحقق شعارهای انتخاباتی باشد ولو آنكه عملا راه به جايی نبرد دليلی بر عدم حمايت نخواهند داشت.
سعید حجاریان در گفت‌وگو با روزنامه آرمان گفت: حمایت اصلاح طلبان از روحانی شبیه حمایت کارگزاران از خاتمی است. وی با بیان اینکه اصلاح‌طلبی نیاز به بازسازی دارد گفت: روحانی خودش باید بخواهد که از او دفاع شود؛ او به عنوان اصلاح‌طلب به میدان نیامد. حجاریان در این مصاحبه افزود: رابطه اصلاح‌طلبان با روحانی (اتحاد،انتقاد) است.
و اما بهترین سخن را آقای صادق زیبا کلام گفته است انسان وقتی با افراد فرهیخته ای که علمشان و درکشان بالاست می نشیند احساس راحتی می کند وای به روزی که در مقابل عده ای عقده ای بدبخت بنشینی که نه بفهمد و نه بخواهد که بفهمد استاد صادق زیبا کلام یکی از بزرگترین تئوریسین های اصلاح طلبی در ایران در خصوص اصلاح طلب نبودن دکتر روحانی و چرائی حمایت اصلاح طلبان از یک فردی که اصلاح طلب نیست می گوید :
"نه آقای روحانی اصلاح‌طلب است و نه بنده ایشان را اصلاح‌طلب می‌دانم و دلیل حمایت را چنین ابراز میدارد : عرصه سیاست و کنش اجتماعی یک عرصه کامل و ایده‌آل نیست. ایده‌آل من نه تنها آقای روحانی نیست بلکه حتی عارف و خود رئیس دولت اصلاحات هم نیست. ایده‌آل من واسلاو هاول، آنگ سان سوچی، مهدی بازرگان، مهاتما گاندی و نلسون ماندلاست. اما اینقدر عقلم می‌رسد که در ایران فعلی دنبال مهدی بازرگان نباشم. اگر در ایران فعلی به دنبال نلسون ماندلا باشم و چون در میان نامزدها نیست رای ندهم، در آن صورت با دست خودم به آقای دکتر جلیلی یا حداد عادل رای داده ام "
 پیرو دیداری که با اقای سلیم پور بخشدار مرکزی داشتیم از فحوای کلامشان چنین استنباط که عده قلیل فرصت طلبان در صددند با هوچی گری خاص خود که از بیسوادی سیاسی انها ناشی میشود بدلیل این حمایت اکثریت اصلاح طلبان را در نزد مسئولین تخریب نمایند ! جالب اینجاست که اقای بخشدار در این جلسه گفتند : سر لیست افراد اصلاح طلب هشترود که به بنده قبل از امدن به هشترود توسط برخی اقایان داده شده است آقای علی کریمی رئیس فعلی تعاون روستایی است ! (با کمال احترام به ایشان این مسئله باعث مزاح دوستان شد چرا که اگر کسی ایشان را در  ستاد یا حتی اطراف ستاد اصلاح طلبان دیده ؟ بفرماید !) و با کمال احترام به کسانی که به این فهم بسیار نوک دماغی و سطحی رسیده اند نکاتی را مجددا و مکررا معروض میدارم :
افتخار می کنم که به عنوان یک اصلاح طلب هشترودی عضو گروهی هستم که دارای چنین بینشی میباشند و مسیری را انتخاب نمودند که دوسال بعد سیاستمداران و تحلیلگران و تئوریسین های بزرگ اصلاح طلبی ایران مثل حجاریان ، حضرتی ، اصغرزاده و استاد زیبا کلام به آن نتیجه رسیده و راهی را برگزیدند که اصلاح طلبان فرهیخته و باهوش هشترودی طی کرده بودند !
ما دقیقا به این فهم رسیده ایم که عرصه سیاست عرصه ارمانگرائی و ایده ال گرائی نیست ! بله ایده ال ما برای اصلاح طلبی قطعا خیلی بالاتر از اقای شیری است !!!
اما ما نمی توانستیم اجازه بدهیم هشترود مجددا در دست تفکری بدتر از تفکر حدادعادل یا جلیلی بماند تفکری که ثمره اش محرومیت برای هشترود بوده است !!!!!!!!!!
دقیقا حمایت ما از اقای شیری همانند فرموده استاد حجاریان یک اتحاد انتقاد است ما از اقای شیری حمایت می کنیم اما در مواقع لازم ایشان را نقد هم می کنیم اما قطعا همانطور که اقای حجاریان گفته اند این نقد درون سازمانی است تا فرصت و بهانه دست فرصت طلبان و افراطیون ندهیم و این به ان معنا نیست که یا ما اصولگرا شده ایم یا ایشان اصلاح طلب شده اند نخیر ! بلکه وجه اشتراک ما دو نکته حیاتی است  یعنی : هشترود - اعتدال والسلام 
و نهایتا اینکه حمایت اصلاح طلبان از آقای شیری قطعا مشروط بوده و میباشد ما تازمانی با اقای شیری رابطه خود را محفوظ میداریم که ایشان نیز متقابلا به مواضع اصولی اصلاح طلبی احترام بگذارند
کما اینکه تا کنون اقای شیری در بحث کابینه موافق با نظر اصلاح طلبان عمل نموده اند !
در بحث توافق هسته ای موافق نظر ما عمل نموده اند !
در بحث کلیات دفاع از اقای روحانی نیز همچنین !!
تنها نماینده اصولگرایی در استان هستند که بخاطر حمایت اصلاح طلبان از حضور فرماندار و بخشدار اصلاح طلب ممانعت بعمل نیاورد وگرنه خود اقای سلیم پور را به هر شهری فرستاده بودند از سوی نماینده اصولگرای ان شهر دیپورت شده بودند ولی اقای شیری به احترام حمایت ما ایشان و اقای فرماندار را دیپورت ننمودند !
لذا فعلا هیچ مانعی بر سر این اتحاد نانوشته ولی متعهدانه دو طرف نیست مگر اینکه یکی از نیروهای اصلاح طلبی درون گروهی با صلاحدید گروه و با رای اکثریت بخواهد نامزد انتخابات مجلس بشود !
قطعا در انصورت ارایش اصلاح طلبان حمایت از گزینه اصلاحات خواهد بود و البته شاخصه هایی که برای این نامزد وجود خواهد داشت در نشست اتی اصلاح طلبان طی بیانیه ای اعلام خواهد شد اما قطعا این چند شاخصه زیر مد نظر غالب اصلاح طلبان برای حضور هر فردی به نام اصلاح طلبی خواهد بود !
(( با توجه به اینکه در کابینه دکتر روحانی افرادی مثل اقای پورمحمدی و رحمانی فضلی هستند که اصولگرا میباشند و اتفاقا آقای پورمحمدی از کابینه اقای احمدی نژاد هستند احتمال دارد که این وجه اشتراک باعث شود تا فردی منتسب به اقای احمدی نژاد از طریق اقای پورمحمدی در لیست دولت تدبیر و امید قرار داشته باشد که بدلیل عدم شناخت نیروهای شهرستانی از سوی نیروهای مرکزی این فرد بدون لحاظ شاخصه های منطقه ای حائز حمایت اصلاح طلبان نخواهد بود! مگر فردی شناخته شده در اصلاح طلبی باشد که در انصورت نیز لازم است که قبل از اعلام نامزدی حتما نشستی با اصلاح طلبان شهر داشته و نظرات آنها را لحاظ نماید و تابع رای اکثریت باشد ))
الف : ساکن هشترود باشد
ب: مورد تائید گروه اصلاح طلبان مرکزی فعال هشترود از سال 76 به ریاست سنی اقای ملکپور باشد
ج: کارنامه و رزومه موفقی در عرصه مدیریت اجرائی داشته باشد حداقل ده سال مدیریت اجرائی مستمر یا 15سال مدیریت اجرائی غیر مستمر داشته باشد ( در کارنامه خود اقدام عملی برای توسعه هشترود را داشته باشد - بحد کافی خودمان بلدیم شعار دهیم )
د: در تاریخ انتخابات مجلس هشترود حتما در ستاد دکتر حضرتی ، میر محمد موسوی ، حاج علی صادقی ، دکتر فضلی مشارکت و نقش ایفا نموده باشد ! برای اینکه هیچ اصلاح طلبی در حضور این افراد کاملا اصلاح طلب به فرد دیگری رای نمیداد
(دوستانی که ادعای اصلاح طلبی دارند اما در زمان حضور دکتر حضرتی از حزب اعتماد از شعار دهندگان اقای اسماعیلی بودند !
در زمان کاندیداتوری میر محمد موسوی در صف خط شکن اقای اسماعیلی بودند !
در زمان نامزدی دکتر فضلی در ستاد اقای شاهی بودند!
در زمان نامزدی اقای صادقی در ستاد اقای شاهی یا اسماعیلی فعال بودند
لذا اینان را نمی توان اصلاح طلب نامید در حالیکه با وجود یک گزینه کاملا اصلاح طلب از یک فرد اصولگرا
ی سنتی یا راست سنتی افراطی حمایت کرده اند !!! در حالیکه در دوره ای که ما از اقای شیری حمایت کردیم هیچ گزینه اصلاح طلبی در بین نامزدهای نهایی انتخابات وجود نداشت !!!! 
و البته شاخصه های درون سازمانی که در جلسات درون سازمانی و بعد از نشست بزرگ اصلاح طلبان بیان میشود !
اصلاح طلبان هشترود در اول مطلب ثابت نمودم که انقدر شعور سیاسی بالائی دارند که دوسال از بزرگان ملی خود جلوتر حرکت می کنند و این یک امر به ثبوت رسیده است !
لذا نه اجازه میدهند که فرصت طلبان در قامت لباس اصلاح طلبی از قدرت رای و نقوذ کلام این عزیزان در بین مردم سو استفاده نمایند و نه اجازه میدهند که فردی نالایق و تندرو از هشترود به نام اصلاح طلبی و به کام جریان انحرافی احمدی نژاد یا فرصت طلبان مال پرست به مجلس پا بگذارد
در پایان جلسه مذکور با اقای بخشدار اصلاح طلبان همچنان بر مواضع اصولی و قانونی خود تاکید نموده و مکررا بر پایبندی اصلاح طلبی هشترود بر خط مشی اعتدال و قانون اساسی تاکید کردند و در خصوص اصرار اقای بخشدار در خصوص وحدت با سایر گروهها نیز اعلام نظر نمودند که بین اصلاح طلبان واقعی و خواهان ارامش هیچ اختلافی نیست و هرکسی و هر گروهی که ریاست سنی اقای ملکپور را به عنوان رئیس سنی اصلاح طلبان (( تا برگزاری نشست بزرگ اصلاح طلبان برای انتخاب هئیت رئیسه قبول )) داشته باشد می تواند بدون مشکل در جلسات هم اندیشی شرکت نماید
اصلاح طلبان این شهر همانند اصلاح طلبان واقعی اصولی را برای خود ترسیم نموده اند که برای تعالی ان اهداف و اصول تلاش می نمایند :
الف : توسعه و گسترش تفکر اصلاح طلبی از طریق فرهنگ سازی و کارهای فرهنگی
ب: حمایت از تمامی نیروهای اصلاح طلب واقعی در هر شرایط
ج: حمایت از تلاش های هر کسی که در راستای توسعه و ترقی هشترود فعالیت می نماید (( بحث منطقه ای جدا از بحث ملی بوده و اولویت اقدامات این گروه بحث منطقه ای و توسعه و ابادانی هشترود است ))

متن منویات مقام معظم رهبری و شاخصه های یک اصلاح طلب انقلابی و متعهد از نظر معظم له

مقام معظم رهبري با توجه به ضرورت اصلاح در جامعه به منظور برطرف نمودن مفاسد در ابعاد مختلف ، به منظور منحرف نشدن اين جريان ، شاخصه هاي اصلاحات حقيقي و انقلابي را برشمرده و تفاوت هاي آن را با اصلاحات غير حقيقي و به تعبير ايشان اصلاحات آمريكايي را تبيين نمودند كه به برخي از مهم ترين شاخصه ها و الزامات اصلاحات حقيقي از ديدگاه ايشان اشاره مي كنيم ؛
1- ارزش محوري و رعايت ارزشها و اصول اسلام و انقلاب ؛ اگر كساني بيايند با عدم اعتقاد به اساس ارزشها ، دم از تحول بزنند ، معلوم است كه تحول مورد نظر آنها ، يعني تحول نظام اسلامي به نظام غير اسلامي ، تحول مورد نظر آنها يعني حذف نام اسلام ، حذف حقيقت اسلام ... اين همان اصلاحات آمريكايي است .»(دفتر سياسي سازمان عقيدتي سياسي ناجا )

2- تعريف دقيق اصلاحات ؛ «اصلاحات بايد تعريف بشود بايد تعريف مشخصي از اصلاحات به وجود بيايد تا ترسيم آن چهره و وضعيتي كه ما در نهايت جاده اصلاحات مي خواهيم به آن برسيم ، براي همه آسان بشود .»( روزنامه كيهان )

3- سامان مندي اصلاحات ؛« اصلاحات بايد از يك مركز مقتدر و خويشتندار هدايت بشود تا دچار بي رويگي نشود ... بايد مركزي هوشيار ، مقتدر و خويشتندار وجود داشته باشد كه نگذارد به آن حركتي كه مي خواهد انجام بگيرد ، شتاب بيش از حد مفيد داده بشود . كار با ميزان و به طور صحيح انجام بگيرد .»( منشور اصلاحات )

4- قانونمندي « ساختار قانون اساسي بايستي به طور كامل در اصلاحات حفظ بشود.»( چشمه هميشه جاري )
5- جامعيت «اصلاحات بايد در همه مناطق مربوط به زندگي جامعه صورت بگيرد »( چشمه هميشه جاري )
6- تحمل و پرهيز از خشونت « البته اختلاف به وجود مي آيد اما اين اختلاف مهم نيست . ممكن است آن كساني كه به ارزشها بيشتر توجه دارند ، به آن كساني كه به تحول بيشتر توجه دارند ، بتازند كه شما به ارزشها بي اعتنايي و بي احترامي مي كنيد . يا كساني كه به تحول اهميت بيشتري مي دهند به كساني كه به تحول كمتر توجه مي كنند ، بگويند شما به پيشرفت و ترقي و به جلو رفتن اعتنايي نداريد ... بايد همديگر را تحمل و قبول كنند ... دعوا نبايد باشد(چشمه هميشه جاري )
البته مقام معظم رهبري اين صف بندی اصلاح طلب و اصولگرا را قبول نداشته و در اين باره فرمودند: « بنده دعواي اصلاح طلب و اصولگرا را هم قبول ندارم من اين تقسيم بندي را غلط مي دانم نقطه مقابل اصولگرا ، اصلاح طلب نيست ، نقطه مقابل اصلاح طلب ، اصولگرا نيست نقطه مقابل اصولگرا آدم بي اصول و لاابالي است آدمي که به هيچ اصلي معتقد نيست آدم هرهري مذهب است ... نقطه مقابل اصلاح طلبي افساد است بنده معتقد به اصولگراي اصلاح طلبم اصول متين و متقني که از مباني معرفتي اسلام برخاسته با اصلاح روش ها به صورت روز به روز و نو به نو...( بيانات مقام معظم رهبري در ديدار با اساتيد و دانشجويان دانشگاههاي استان کرمان)



تاريخ : یکم آبان 1393 | 9:11 | نویسنده : پیام رنجبر موسوی
نیروی انتظامی در آستانه فرارسیدن ماه عزای آل الله، اطلاعیه‌ای منتشر کرد.

 به گزارش ایسنا، نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران در آستانه فرار رسیدن ماه محرم الحرام و عاشورای حسینی اطلاعیه‌ای صادر کرد.

متن اطلاعیه نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران به شرح ذیل است:

 " ان الحسین مصباح الهدی و سفینه النجاه".

 محرم ماه قیام و شهادت و احیای نهضت حضرت اباعبدالله الحسین (ع) و یاران با وفای آن حضرت است که با قیام خود نهضت جاویدان عاشورا را بنا نهادند.

 یکی از اهداف بلند نهضت عاشورا مقابله با پلشتی‌های خرافی و انحرافات تفکری حاکم بر جامعه اسلامی بوده است. به تأسی از تعالیم مکتب حسین (ع) انتظار می‌رود دل دادگان حسین (ع) و محبان اهل البیت (ع) با ترویج ارزش‌های راستین مکتبی و الهام گرفتن از سیره نورانی ائمه هدی (ع) در نحوه عزاداری و احیاء یاد و خاطره و افکار و اهداف سرور و سالار شهیدان کربلا حضرت اباعبدالله الحسین (ع) با هرگونه تلاش‌ها و جریانهای انحرافی و خرافی‌گری از قبیل قمه زنی، استفاده از آلات و ادوات نامتعارف موسیقی و هرگونه رفتارهای موهن مقابله هوشمندانه کرده و حقیقت‌های قدسی نهضت عاشورا را که در جلوه‌های اخلاقی، ایثار، نوع دوستی، اخوت و برادری، رعایت حقوق دیگران نمود پیدا می‌کنند تبیین و ترویج کنند.

 نیروی انتظامی نیز همگام با این پویش عظیم مردمی ضمن گرامیداشت حماسه عظیم و باشکوه الهی عاشورا، اعتقاد دارد که حرکت‌های سنتی عاشورایی بایستی بیانگر و تقویت کننده پیام جهاد، ایثار، شهادت و ترجمان اسلام ناب محمدی (صلی علیه و آله و سلم) باشد.

 پرواضح است نیروی انتظامی با کمال افتخار در راستای تأمین نظم و امنیت و خدمتگزاری به مردم قدرشناس و ولایی با مشارکت و همراهی قاطبه عزاداران انجام وظیفه خواهد کرد.

 بر این اساس نیروی انتظامی برای برگزاری هرچه باشکوه مراسم اقامه عزا و احیای واقع کربلا توجه شهروندان را به موارد ذیل جلب کرده و نسبت به رعایت آنها تأکید می‌کند.

 1-ماموران انتظامی و راهنمایی و رانندگی با تلاش بی‌وقفه کوشش خواهند کرد با برقراری نظم و امنیت و سهولت در تردد خودروها، برشکوه و عظمت مراسم عزاداری در سراسر کشور بیفزایند، لذا به شهروندان توصیه می‌شود با ماموران انتظامی و راهنمایی و رانندگی در این ایام همکاری صمیمانه داشته باشند.

 2- تاکید می شود مسئولان و خادمین هیأتها و دسته‌های عزاداری به منظور صیانت از حقیقت نهضت عظیم کربلا، از انجام اعمال خرافی و دور از شأن اسلام که موجب وهن دین و مظهر بی نظمی و ناهنجاری اجتماعی است، جلوگیری کنند.

 3-مسئولان هیاتهای عزاداری و تکایا، از نصب هر گونه داربست در معابر عمومی که موجب مسدود شدن خیابان و یا کندی عبور و مرور می شود جلوگیری کنند.

4- توصیه می شود در حرکت دسته‌های عزاداری و حین برگزاری مراسم عزاداری، بویژه در ساعات پایانی شب و استفاده از بلندگو، رعایت حال بیماران و افراد مسن مد نظر قرار داده شود.

 5- مراکز110 پلیس در تمامی ساعات شبانه روز آماده دریافت اطلاعات و خدمت رسانی به مردم خواهند بود.



تاريخ : بیست و ششم مهر 1393 | 10:36 | نویسنده : پیام رنجبر موسوی
«اسدالله بادامچیان» که معمولا یک جور دیگه درباره خاتمی حرف می زد، روز گذشته گفت: محمد خاتمی بهترین گزینه نظام برای فرستادن به اروپاست.

به گزارش ایرنا، روزنامه «ابتکار» در مطلبی به قلم «امیر فضل اللهی» به موضوع پیشنهاد و توصیه های بادامچیان به دو رییس جمهوری پیشین ایران، با نگاهی طنز پرداخته و نوشته است: معلوم نیست منظور بادامچیان از فرستادن خاتمی به اروپا چیست و آیا حرفش ادامه نیز دارد. مثلا این که این بار به جای ممنوع الخروجی اش، او را ممنوع الورود کنند که دیگر نتواند به کشور باز گردد و اگر می خواهد بر آتش فتنه بدمد از همان اروپا بدمد. یا نه واقعا حرفش همین بود که گفت و واقعا منظورش این است که به عنوان کسی که دو دوره رئیس جمهور بوده و در زمان ریاست جمهوری اش ارتباطات ایران و اروپا هم گسترش پیدا کرد، او را به آن کشورها بفرستند، مثلا به عنوان سفیر حسن نیت که آقا ما می خوایم همه روابطی که احمدی نژاد با اروپا به هم زده بود، دوباره راست و ریس کنیم.

بادامچیان در ادامه تاکید کرد: شخصی که دو دوره رییس جمهوری در کارنامه سیاسی خود دارد، یک شخصیت مورد قبول برای هر کسی خواه با هر خط مشی و سلیقه ای خواهد بود. اگر این شخص بخواهد وارد بازی های سیاسی و دعواهای سیاسی شود، حتما آسیب خواهد دید.(وی اضافه کرد: البته من به خاطر خودش میگم)

او البته افزوده است که احمدی نژاد نیز بهترین گزینه برای فرستادن به فلسطین است. شاید منظورش همین باشد و شاید هم منظورش این است که احمدی نژاد را به آمریکای لاتین نفرستیم به خصوص جایی که مراسم تدفین کسی هست و بانوان سوگواری هم حضور دارند که نیازمند دلداری همدردی هستند.

این چهره سیاسی باسابقه در بخش دیگری از سخنان خود گفت: توصیه من به آقای احمدی نژاد این است که بازیکن روی نیمکت بماند. وی در توضیح سخنان خود اذعان کرد که ما هشت سال گذاشتیمت وسط زمین، هی خطا کردی برات دست زدیم، هی توپ ها را زدی اوت برات دست زدیم. چند بار پنالتی برای حریف گرفتی بازهم گفتیم زشته بازیکن خودی را تشویق نکنیم. چند تا گل به خودی زدی باز هم گفتیم اگه ناراحت بشیم حجاریان و محمدرضا خاتمی و اینا خوشحال میشن، اینه که همش تشویقت کردیم ولی خب حالا دیگه وضعیت فرق می کنه. اینه که الان که ما داریم از پشت فنس بازی را تماشا می کنیم به خاطر همون گل کاری های شماست. اینه که توصیه می کنیم رو نیمکت بشین، خواستی پشت خط هم تمرین کن ولی خب دیگه بسه...

مدیر وبلاگ : حالا حساب کنید این احمدی نژاد الگوی یک نفر باشه و اون یک نفر در زیر دست محمود اموزش ببینه و بخواد بیاد وسط بازی اونوقته که باید پشت محمود نماز بخوانیم ! با این وضعیت گویا تلاش احمدی نزاد برای استفاده از مشاوران جوان در مجلس ره به جائی نخواهد برد و البته با توجه به حرفهای اخیر ایت الله جنتی 88 ساله در برنامه شناسنامه وضعیت محمودیها سخت خواهد بود



تاريخ : بیست و سوم مهر 1393 | 14:35 | نویسنده : پیام رنجبر موسوی

هنوز چند روز از تلاش هدفمند برخی از هوداران کاندیداهای احتمالی دور بعد نمایندگی مجلس که سعی داشتند یکی از نقاط قوت نماینده هشترود یعنی حضور در کمیسیون اقتصاد و جلب سرمایه گذاران را به انحا مختلف زیر سوال ببرند و با طرح موضوعات تخیلی در خصوص عدم همکاری مسئولین و وعده دادن به سرمایه گذاران و فرار سرمایه گذاران و غیره در اثر بی توجهی مسئولین شهرستان زمینه سازی نمایند به لطف خداوند متعال و عنایت خاص حضرت ولی عصر عج و بقول ان مثل ترکی که همیشه " دوز ایرینی کسر " صبح امروز با حضور مسئولین استانی و نماینده محترم هشترود در مجلس شورای اسلامی و مدیرعامل شهرک های صنعتی استان بالاخره حسب دستور وزیر محترم نیرو در پی مذاکرات و تذکرات علنی و غیر علنی و شفاهی و کتبی نماینده مردم شریف هشترود در مجلس شورای اسلامی محل احداث نیروگاه اختصاصی شهرک صنعتی تحویل پیمانکار داده شد و با توجه به تامین اعتبار از سوی شهرک صنعتی اغاز عملیات نصب نیروگاه سیار 15مگا واتی شهرک صنعتی پرفسور هشترودی شروع شد بر اساس گفته های رئیس اداره برق و مسئولین این نیروگاه سیار در مدت زمانی حداکثر پایان امسال به بهره برداری خواهد رسید

عکس تزئینی است و عکسهای مربوط به مراسم امروز به محض دریافت انتشار داده خواهد شد وقتی مسئولین رده بالای شهرستان با هم وحدت داشته باشند شاهد شکوفائی و توسعه خواهیم بود امری که در سی سال گذشته متاسفانه نقطه ضعف هشترود بود و خوشبختانه در این دوره حل شده است

گفتنی است چندی قبل مدیرکل برق استان در جلسه شورای شهرستان اعلام نموده بود که در سی سال گذشته هیچ درخواستی برای کمبود زیر ساخت برق به ما ارائه نشده است و لذا نمی توانیم برق را امسال تامین کنیم که در همان جلسه نماینده شهرستان اعلام نموده بودند چنانچه ظرف امسال برق این شهرک تامین نشود وزیر نیرو را استیضاح خواهد نمود (1) در پی این تذکر ، خوشبختانه ظرف دو ماه این پروژه عملیاتی شد و بحول قوه الهی مشکلات زیر ساختی که ناشی از ضعف مدیریتی سالهای قبل میباشد با درایت و تلاش شبانه روزی نماینده مردم شریف حل شده و شاهد حضور گسترده تر و افتتاح چندین واحد تولیدی مادر من جمله صنایع فولاد هشترود ، ریل اسانسور ، بنزین ، پالایشگاه قیر و ایزوگام و ......... خواهیم بود . لازم به ذکر است که چندی قبل فرماندار محترم(2)نیز در مصاحبه با عصر ادینه هشترود خبر از ساخت نیروگاه 400کیلو واتی در شهرستان از طریق فاینانس شرکت های چینی خبر داده بود ./.

پی نوشت :

1- غلامحسین شیری‌ علی‌آباد بعد از ظهر امروز در جلسه کارگروه اشتغال و سرمایه‌گذاری هشترود اظهار کرد: اگر وضع به این روال پیش رود و بیکاری گریبانگیر جوانان هشترودی شود، جوانان این شهرستان مجبور به ترک منطقه و مهاجرت از این شهرستان خواهند شد.نماینده مردم هشترود افزود: باید وضعیت عملیات نیروگاه برق هشترود به زودی مشخص شود زیرا با آغاز آن نیاز منطقه و شهرک‌های صنعتی به برق رفع می‌شود.وی تصریح کرد: متاسفانه طبق قول وزارت نیرو مبنی بر اینکه این نیروگاه باید در سال 93 به پایان می‌رسید، متاسفانه حتی وزارت نیرو الآن نمی‌داند کدام منطقه را برای کلنگ‌زنی انتخاب کرده است.شیری افزود: در صورتی که عملیات اجرایی این نیروگاه آغاز نشود، در مجلس طرح استیضاح وزیر نیرو را پیگیری خواهیم کرد.نماینده مردم هشترود خاطرنشان کرد: عده‌ای دست به دست هم داده‌اند تا سرمایه‌گذارانی را که در این شهرستان سرمایه‌گذاری می‌کنند را دلسرد کنند که در صورت مشاهده چنین مواردی با آنها برخورد جدی خواهیم کرد. منبع : اینجا

2-ولی با توجه به نیاز مبرم شهرستان اخیرا پیگیریهایی نموده ام که پست400کیلو ولت که در سال 89کلنگ زنی و رها شده بود از محل اعتبارات فاینانس توسط یک شرکت چینی اجرا شود و انشالله تا پایان سال بعد با بهره برداری ازاین پست از لحاظ برق کلا مشکلی نداشته باشیم . منبع اینجا