.

بیانیه نیروی انتظامی در خصوص محرم

دسته بندی :


نیروی انتظامی در آستانه فرارسیدن ماه عزای آل الله، اطلاعیه‌ای منتشر کرد.

 به گزارش ایسنا، نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران در آستانه فرار رسیدن ماه محرم الحرام و عاشورای حسینی اطلاعیه‌ای صادر کرد.

متن اطلاعیه نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران به شرح ذیل است:

 " ان الحسین مصباح الهدی و سفینه النجاه".

 محرم ماه قیام و شهادت و احیای نهضت حضرت اباعبدالله الحسین (ع) و یاران با وفای آن حضرت است که با قیام خود نهضت جاویدان عاشورا را بنا نهادند.

 یکی از اهداف بلند نهضت عاشورا مقابله با پلشتی‌های خرافی و انحرافات تفکری حاکم بر جامعه اسلامی بوده است. به تأسی از تعالیم مکتب حسین (ع) انتظار می‌رود دل دادگان حسین (ع) و محبان اهل البیت (ع) با ترویج ارزش‌های راستین مکتبی و الهام گرفتن از سیره نورانی ائمه هدی (ع) در نحوه عزاداری و احیاء یاد و خاطره و افکار و اهداف سرور و سالار شهیدان کربلا حضرت اباعبدالله الحسین (ع) با هرگونه تلاش‌ها و جریانهای انحرافی و خرافی‌گری از قبیل قمه زنی، استفاده از آلات و ادوات نامتعارف موسیقی و هرگونه رفتارهای موهن مقابله هوشمندانه کرده و حقیقت‌های قدسی نهضت عاشورا را که در جلوه‌های اخلاقی، ایثار، نوع دوستی، اخوت و برادری، رعایت حقوق دیگران نمود پیدا می‌کنند تبیین و ترویج کنند.

 نیروی انتظامی نیز همگام با این پویش عظیم مردمی ضمن گرامیداشت حماسه عظیم و باشکوه الهی عاشورا، اعتقاد دارد که حرکت‌های سنتی عاشورایی بایستی بیانگر و تقویت کننده پیام جهاد، ایثار، شهادت و ترجمان اسلام ناب محمدی (صلی علیه و آله و سلم) باشد.

 پرواضح است نیروی انتظامی با کمال افتخار در راستای تأمین نظم و امنیت و خدمتگزاری به مردم قدرشناس و ولایی با مشارکت و همراهی قاطبه عزاداران انجام وظیفه خواهد کرد.

 بر این اساس نیروی انتظامی برای برگزاری هرچه باشکوه مراسم اقامه عزا و احیای واقع کربلا توجه شهروندان را به موارد ذیل جلب کرده و نسبت به رعایت آنها تأکید می‌کند.

 1-ماموران انتظامی و راهنمایی و رانندگی با تلاش بی‌وقفه کوشش خواهند کرد با برقراری نظم و امنیت و سهولت در تردد خودروها، برشکوه و عظمت مراسم عزاداری در سراسر کشور بیفزایند، لذا به شهروندان توصیه می‌شود با ماموران انتظامی و راهنمایی و رانندگی در این ایام همکاری صمیمانه داشته باشند.

 2- تاکید می شود مسئولان و خادمین هیأتها و دسته‌های عزاداری به منظور صیانت از حقیقت نهضت عظیم کربلا، از انجام اعمال خرافی و دور از شأن اسلام که موجب وهن دین و مظهر بی نظمی و ناهنجاری اجتماعی است، جلوگیری کنند.

 3-مسئولان هیاتهای عزاداری و تکایا، از نصب هر گونه داربست در معابر عمومی که موجب مسدود شدن خیابان و یا کندی عبور و مرور می شود جلوگیری کنند.

4- توصیه می شود در حرکت دسته‌های عزاداری و حین برگزاری مراسم عزاداری، بویژه در ساعات پایانی شب و استفاده از بلندگو، رعایت حال بیماران و افراد مسن مد نظر قرار داده شود.

 5- مراکز110 پلیس در تمامی ساعات شبانه روز آماده دریافت اطلاعات و خدمت رسانی به مردم خواهند بود.




توصیه های جالب بادامچیان ، اعتراف اشکار در مورد خطاهای بی حد احمدی نژاد

دسته بندی :


«اسدالله بادامچیان» که معمولا یک جور دیگه درباره خاتمی حرف می زد، روز گذشته گفت: محمد خاتمی بهترین گزینه نظام برای فرستادن به اروپاست.

به گزارش ایرنا، روزنامه «ابتکار» در مطلبی به قلم «امیر فضل اللهی» به موضوع پیشنهاد و توصیه های بادامچیان به دو رییس جمهوری پیشین ایران، با نگاهی طنز پرداخته و نوشته است: معلوم نیست منظور بادامچیان از فرستادن خاتمی به اروپا چیست و آیا حرفش ادامه نیز دارد. مثلا این که این بار به جای ممنوع الخروجی اش، او را ممنوع الورود کنند که دیگر نتواند به کشور باز گردد و اگر می خواهد بر آتش فتنه بدمد از همان اروپا بدمد. یا نه واقعا حرفش همین بود که گفت و واقعا منظورش این است که به عنوان کسی که دو دوره رئیس جمهور بوده و در زمان ریاست جمهوری اش ارتباطات ایران و اروپا هم گسترش پیدا کرد، او را به آن کشورها بفرستند، مثلا به عنوان سفیر حسن نیت که آقا ما می خوایم همه روابطی که احمدی نژاد با اروپا به هم زده بود، دوباره راست و ریس کنیم.

بادامچیان در ادامه تاکید کرد: شخصی که دو دوره رییس جمهوری در کارنامه سیاسی خود دارد، یک شخصیت مورد قبول برای هر کسی خواه با هر خط مشی و سلیقه ای خواهد بود. اگر این شخص بخواهد وارد بازی های سیاسی و دعواهای سیاسی شود، حتما آسیب خواهد دید.(وی اضافه کرد: البته من به خاطر خودش میگم)

او البته افزوده است که احمدی نژاد نیز بهترین گزینه برای فرستادن به فلسطین است. شاید منظورش همین باشد و شاید هم منظورش این است که احمدی نژاد را به آمریکای لاتین نفرستیم به خصوص جایی که مراسم تدفین کسی هست و بانوان سوگواری هم حضور دارند که نیازمند دلداری همدردی هستند.

این چهره سیاسی باسابقه در بخش دیگری از سخنان خود گفت: توصیه من به آقای احمدی نژاد این است که بازیکن روی نیمکت بماند. وی در توضیح سخنان خود اذعان کرد که ما هشت سال گذاشتیمت وسط زمین، هی خطا کردی برات دست زدیم، هی توپ ها را زدی اوت برات دست زدیم. چند بار پنالتی برای حریف گرفتی بازهم گفتیم زشته بازیکن خودی را تشویق نکنیم. چند تا گل به خودی زدی باز هم گفتیم اگه ناراحت بشیم حجاریان و محمدرضا خاتمی و اینا خوشحال میشن، اینه که همش تشویقت کردیم ولی خب حالا دیگه وضعیت فرق می کنه. اینه که الان که ما داریم از پشت فنس بازی را تماشا می کنیم به خاطر همون گل کاری های شماست. اینه که توصیه می کنیم رو نیمکت بشین، خواستی پشت خط هم تمرین کن ولی خب دیگه بسه...

مدیر وبلاگ : حالا حساب کنید این احمدی نژاد الگوی یک نفر باشه و اون یک نفر در زیر دست محمود اموزش ببینه و بخواد بیاد وسط بازی اونوقته که باید پشت محمود نماز بخوانیم ! با این وضعیت گویا تلاش احمدی نزاد برای استفاده از مشاوران جوان در مجلس ره به جائی نخواهد برد و البته با توجه به حرفهای اخیر ایت الله جنتی 88 ساله در برنامه شناسنامه وضعیت محمودیها سخت خواهد بود




چراغی که ایزد برفروزد ............

دسته بندی :


هنوز چند روز از تلاش هدفمند برخی از هوداران کاندیداهای احتمالی دور بعد نمایندگی مجلس که سعی داشتند یکی از نقاط قوت نماینده هشترود یعنی حضور در کمیسیون اقتصاد و جلب سرمایه گذاران را به انحا مختلف زیر سوال ببرند و با طرح موضوعات تخیلی در خصوص عدم همکاری مسئولین و وعده دادن به سرمایه گذاران و فرار سرمایه گذاران و غیره در اثر بی توجهی مسئولین شهرستان زمینه سازی نمایند به لطف خداوند متعال و عنایت خاص حضرت ولی عصر عج و بقول ان مثل ترکی که همیشه " دوز ایرینی کسر " صبح امروز با حضور مسئولین استانی و نماینده محترم هشترود در مجلس شورای اسلامی و مدیرعامل شهرک های صنعتی استان بالاخره حسب دستور وزیر محترم نیرو در پی مذاکرات و تذکرات علنی و غیر علنی و شفاهی و کتبی نماینده مردم شریف هشترود در مجلس شورای اسلامی محل احداث نیروگاه اختصاصی شهرک صنعتی تحویل پیمانکار داده شد و با توجه به تامین اعتبار از سوی شهرک صنعتی اغاز عملیات نصب نیروگاه سیار 15مگا واتی شهرک صنعتی پرفسور هشترودی شروع شد بر اساس گفته های رئیس اداره برق و مسئولین این نیروگاه سیار در مدت زمانی حداکثر پایان امسال به بهره برداری خواهد رسید

عکس تزئینی است و عکسهای مربوط به مراسم امروز به محض دریافت انتشار داده خواهد شد وقتی مسئولین رده بالای شهرستان با هم وحدت داشته باشند شاهد شکوفائی و توسعه خواهیم بود امری که در سی سال گذشته متاسفانه نقطه ضعف هشترود بود و خوشبختانه در این دوره حل شده است

گفتنی است چندی قبل مدیرکل برق استان در جلسه شورای شهرستان اعلام نموده بود که در سی سال گذشته هیچ درخواستی برای کمبود زیر ساخت برق به ما ارائه نشده است و لذا نمی توانیم برق را امسال تامین کنیم که در همان جلسه نماینده شهرستان اعلام نموده بودند چنانچه ظرف امسال برق این شهرک تامین نشود وزیر نیرو را استیضاح خواهد نمود (1) در پی این تذکر ، خوشبختانه ظرف دو ماه این پروژه عملیاتی شد و بحول قوه الهی مشکلات زیر ساختی که ناشی از ضعف مدیریتی سالهای قبل میباشد با درایت و تلاش شبانه روزی نماینده مردم شریف حل شده و شاهد حضور گسترده تر و افتتاح چندین واحد تولیدی مادر من جمله صنایع فولاد هشترود ، ریل اسانسور ، بنزین ، پالایشگاه قیر و ایزوگام و ......... خواهیم بود . لازم به ذکر است که چندی قبل فرماندار محترم(2)نیز در مصاحبه با عصر ادینه هشترود خبر از ساخت نیروگاه 400کیلو واتی در شهرستان از طریق فاینانس شرکت های چینی خبر داده بود ./.

پی نوشت :

1- غلامحسین شیری‌ علی‌آباد بعد از ظهر امروز در جلسه کارگروه اشتغال و سرمایه‌گذاری هشترود اظهار کرد: اگر وضع به این روال پیش رود و بیکاری گریبانگیر جوانان هشترودی شود، جوانان این شهرستان مجبور به ترک منطقه و مهاجرت از این شهرستان خواهند شد.نماینده مردم هشترود افزود: باید وضعیت عملیات نیروگاه برق هشترود به زودی مشخص شود زیرا با آغاز آن نیاز منطقه و شهرک‌های صنعتی به برق رفع می‌شود.وی تصریح کرد: متاسفانه طبق قول وزارت نیرو مبنی بر اینکه این نیروگاه باید در سال 93 به پایان می‌رسید، متاسفانه حتی وزارت نیرو الآن نمی‌داند کدام منطقه را برای کلنگ‌زنی انتخاب کرده است.شیری افزود: در صورتی که عملیات اجرایی این نیروگاه آغاز نشود، در مجلس طرح استیضاح وزیر نیرو را پیگیری خواهیم کرد.نماینده مردم هشترود خاطرنشان کرد: عده‌ای دست به دست هم داده‌اند تا سرمایه‌گذارانی را که در این شهرستان سرمایه‌گذاری می‌کنند را دلسرد کنند که در صورت مشاهده چنین مواردی با آنها برخورد جدی خواهیم کرد. منبع : اینجا

2-ولی با توجه به نیاز مبرم شهرستان اخیرا پیگیریهایی نموده ام که پست400کیلو ولت که در سال 89کلنگ زنی و رها شده بود از محل اعتبارات فاینانس توسط یک شرکت چینی اجرا شود و انشالله تا پایان سال بعد با بهره برداری ازاین پست از لحاظ برق کلا مشکلی نداشته باشیم . منبع اینجا




لزوم جلوگیری از خرافه پرستی در عاشورا

دسته بندی :


قبل از وارد شدن به اصل مقاله شهادت میدهم که خدا یکی است و محمد ص رسول و فرستاده خداست و علی ولی الله و جانشین بر حق پیامبر و اولین امام شیعیان است و اکنون ما در دوره انتظار فرج اقای امام زمان مهدی موعود بسر میبریم که انشالله با ظهورشان پرچم عدالت و حکومت اسلامی را از دست نائب برحقش ولایت عظمای رهبری برای گستراندن عدل و عدالت علی (ع) در سراسر جهان به اهتزاز خواهند دراورد و اعلام می کنم که این مطلب کلی است و هرگونه تشبیه احتمالی تصادفی است

محرم نزدیک است و هشترود ارام ارام خود را اماده می کند تا در سوگواری فخر دو عالم سالار و سرور شهیدان فرزند زهرای مرضیه (س) با برپائی دسته های عزاداری سوگواری نماید انشالله که خداوند مرا نیز از بندگان صالح و حسینی خود بپذیرد که : " ان الحسین مصباح الهدی و سفینه النجاه "

برای مقدمه عرض کنم که می خواهم وارد موضوعی شوم که شاید به مذاق عده ای خوش نیاید اما به حکم وظیفه نهی از منکر خواستار رسیدگی و شفاف سازی این مسائل هستم و امیدوارم که این امور ناشی از سوبرداشت اینجانب بوده باشد و هیچ سهوی یا عمدی در بدعت گذاری یا سوء استفاده احتمالی از خاندان عصمت و طهارت و علی الخص سرورو سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین (ع) نباشد و همین جا اعلام می کنم اگر دوستان توانستند ثابت نمایند که بنده اشتباه می کنم نه تنها در همین محل از عموم ملت عذرخواهی خواهم نمود بلکه جهت بخشایش از سوی احدیت یکتا استغفار خواهم نمود چرا که خداوند بخشاینده و مهربان است و توابین را مورد عفو خود قرار میدهد

و اما اصل مطلب این است که سالهاست که شاهدیم عده ای افراد با گرداندن اسب به نیت ذوالجناح و یا گهواره به نیت گهواره حضرت علی اصغر (ع) و یا علم و پرچم و ..... با استفاده از شور و حال مردم اقدام به جمع اوری وجوهات نذوریه و شرعیه از مردم می نمایند و یا شاهدیم که هر ساله به تعداد افرادی که اش نذری میدهند افزوده میشود و جالب اینجاست که در برخی از این اش های نذری وجوهات نذری دریافت می شود !

حال سوالات من اینهاست که امیدوارم با پاسخ های شفاف به نتیجه ای خوب برسیم که یا بنده به نفهمی خود اذعان و توبه نمایم و یا اگر افرادی از اصل شرعی مسئله غافل بوده اند با اگاهی از ان اصلاحاتی در روش عزاداری خود بطوریکه شایسته نظام اسلامی ایران ما باشد بوجود اورند  و یا انشالله مقامات ذیصلاج مثل حضرت حجت الاسلام رشادی و اباذری و مقامات انتظامی و قضائی از اعمال خلاف جلوگیری نمایند

حال سوالهای بنده بعنوان یک مسلمان شیعه از متولیان مذهبی شهرمان

1-اساسا ایا جمع اوری وجوه نقد توسط نذری دهنده شرعا درست است ؟

2-افرادی که اقدام به گرداندن اسب و ... و جمع اوری نذورات می نمایند ایا نظر کرده هستند ؟

3-ایا این افراد از عوامل علمای عظام هستند ؟

4-ایا این افراد سادات و یا از نوادگان امامزادگان هستند ؟

5-این وجوه جمع اوری شده توسط این افراد ناشناس در چه اموری صرف میشود ؟

6-ایا کنترلی بر عدم سو استفاده احتمالی از این وجوهات در راههای نامشروع  هست ؟

در سالهای قبل شاهد بودیم که حضرت ایت الله انتظاری اش نذری داشتند و وجوه نذری را دریافت می نمودند که طبیعی است ایشان به عنوان مرجع تقلید باید وجوه نذری را دریافت و صرف امور خیریه میکردند . در اینکه وجوه نذری باید بدست مراجع معظم یا نمایندگانشان و یا علمای دین برسد هیچ تردیدی نیست که بهترین راه برای صرف این وجوه در امور خیریه همین راه است

اساسا این افراد ایا از طرف مراجعی شناسائی می شوند چرا که میدانیم که ترویج خرافات و انحراف در فرهنگ دینی و مذهبی به صورت برنامه ریزی شده و در طول تاریخ در دستور کار جریان نفاق و کفر قرار داشته است

در پایان پیشنهاد می کنم که فرماندار محترم و امام جمعه فاضل و دانشمند که خودشان از مبلغین اسلام در کشورهای خارجی هستند و در این زمینه دانش و علمشان اکملتر است و همچنین سازمان تبلیغات اسلامی و شورای هیات های مذهبی و نیروی انتظامی و قوه قضائیه حداقل این افراد را شناسائی و ساماندهی نمایند تا 

اولا وجوهات جمع اوری شده حتما در محلی صرف شود که رضای خدا و امام حسین ع را در بر داشته باشد

دوما : از محل این وجوهات و از طریق انجمن های خیریه به بیماران و نیازمندان کمک رسانی شود

سوما : جلوی هر گونه سوء استفاده از احساسات پاک مردم مومن و حسین دوست هشترود گرفته شود

چهارما : به ندای مقام عظمای ولایت لبیک گفته شود و جلوی بدعت ها و خرافه ها ( در صورت اثبات وجود چنین امری ) گرفته و با مروجان برخورد شود

بـالاخـره پـالایـش عـاشـورا از تـحـریـفـات و خـرافـات , مطلبی است که باید بـه صـورت جـدی بررسی و دنبال شود. اگر سخن جز این نیست که ما زنده به عـاشـورای زنـده هـسـتیم , پس باید تشکلهایی را در اصلاح آن به وجود آوریم و عـوامـل تـحـریف رابشناسیم و بشناسانیم

در پایان ضمن اعلام برائت از تمامی کسانی که احتمال تشبیه مصداقی یافته اند اعلام می نمایم که هدف بنده تنها شناساندن بهتر فرهنگ حسینی و ترویج فضائل و شئونات اخلاقی حضرت اباعبدالله الحسین (ع) بعنوان چراغ هدایت و سفینه نجات است و اگر هم خدای ناکرده کسی مورد مصداق این مطالب است پیشاپیش عذرخواهی نموده و طلب عفو بخشش را دارم . خداوند همه ما را به راه راست هدایت فرماید

و حال بعنوان حسن ختام چند سخن و رفتار از بزرگان مذهبی و ملی در خصوص تحریف عزاداری حضرت اباعبدالله الحسین و لزوم جلوگیری از ورود خرافات و بدعت به چنین مسائلی بیان می کنم

مرحوم سید محسن امین عاملی (صاحب اعیان الشیعه ) در این راه گـام نـهاد, که بی شک اصولی ترین , ریشه ای ترین , مهمترین و اثربخش ترین تـاثـیـر از آن ایـشـان اسـت . او نـزدیـک به یک قرن پیش (۱۳۱۹ ه.ق ) به اصلاح عـزاداریـهای منطقه دمشق پرداخت و طولی نکشید که دامنه کار وی به تمامی بلاد عربی سرایت کرد. اوبرخلاف دیگران خطر را جدی گرفت و تمامی راهها را بر تحریف بست … برای تسهیل اصلاح عزاداریها, خود کتابی مفصل در زندگانی چهارده معصوم نگاشت ,به نام ((المجالس السنیه )), رساله ای نگاشت در توضیح مرامش و رد مخالفین , به نام ((التنزیه فی اعمال الشبیه )) (که به فارسی ترجمه شـده اسـت ) و بـالاخـره عـملا جلوی اعمال خلاف به اعتقاد خویش (قمه زدن , زنـجـیـرزدن , استفاده از طبل و شیپور…) راگرفت . البته مخالفینش نیز بیکار ننشستند.

 

چـشـم انـدازی بـه قـول و فـعـل بـنـیـانـگـذار جـمهوری اسلامی ایران مبین چـگـونـگی موضعگیری ایشان در مقابل روشهای مرسوم در دسته جات حسینی است . امام (ره ) در بیان مثال از دسته جات حسینی , تنها, ((سینه زنی و نوحه سرایی )) را نـام بـرده و آن را لـفـظـا تـایـید نموده اند و به اقسام دیگر به هیچوجه اشاره ای نکرده اند.به عنوان مثال مطلب زیر را بنگرید: ((شـمـا گـمـان نـکـنـیـد که اگر این مجالس عزا نبود و اگر این دسته جات ((سـیـنـه زنی ونوحه سرایی )) نبود, ۱۵ خرداد پیش می آمد…)). در این عاشورا به همان سنتهای سابق عمل کنند… و دسته جات سینه زنی و نوحه خوانی به همان قوت خودش باشد. و در مقام عمل نیز ما شاهد بودیم که امام (ره ) در طول زعامت و فقاهت خویش وولایـت امـر دهـسـالـه در ایـن کـشور, هیچگاه در مناسبت های عزاداری , جز دسـتـه جـات سینه زنی و نوحه سرایی را به حضور نپذیرفتند. و حتی در روزهای عاشورا هم لباس سیاه بر تن نکردند.

خوشبختانه موضعگیریهای شجاعانه مـقـام مـعـظـم رهبری طی دو سال گذشته , فضای کاملا مساعدی را در این خصوص پدیدار ساخته است . ((تحریفهای حماسه عاشورا باید زدوده شود))((نگذارید مفاهیم و کارهای تحریف آمیز و غلط چشمها و دلها را از چـهره مبارک و منور سیدالشهدا منصرف کند))

 




یک نظر سنجی و نکات تحلیلی ان

دسته بندی :


این نتیجه نظر سنجی در مورد مسکن مهر است

حدود 5.5درصد قانون مسکن مهر را که سال 86تدوین شده را مقصر می دانند

حدود 2.7درصد تعاونی مسکن مهر را مقصر میدانند که سال 86تاسیس شده است

حدود 2.7 درصد بنیاد مسکن و همین مقدار اداره راه و شهرسازی را مقصر می دانند

حدود 2.7 درصد اقای حسنی فر فرماندار وقت را مقصر اصلی این وضعیت می دانند

حدود36درصد پیمانکار پروزه اقای موسوی را مقصر می دانند 86-91

حدود 47درصد نماینده وقت اقای اسماعیلی را مقصر میدانند 86-90

جالب اینجاست که متقاضیان در این نظر سنجی صفر درصد است تغییر دولت در سال 88 و عوض شدن کابینه هیچ رایی نداشته و مشکلی ندارد هم هیچ رای نداشته است

با توجه به امار

ما باید در درجه اول اقای غفار اسماعیلی نماینده وقت هشترود را در نابسامانی فعلی مسکن مهر مقصر بشماریم که در زمان خودش که چهار سال فرصت داشته هیچ اقدامی ننموده در حالیکه در بسیاری از شهرهای ایران در همان چهار سال اول این پروژه ها به پایان رسیدند و صحیح هم است اقای اسماعیلی اگر در انزمان مثل نماینده فعلی با توجه و عنایت به وضعیت محرومان به مسئله نگاه می کرد شاید الان مشکلی به نام مسکن مهر مثل چندین شهر دیگر نبود

در درجه دوم اقای موسوی را مقصر در نابسامانی فعلی مسکن مهر میدانند و مقصر می شمارند که چرا در مهلت مقرر کار را به پایان نرسانده است و البته کمی هم درست می گویند ایکاش اقای موسوی در همان اول وقت که دید تعاونی نمی تواندپول بدهد کار را تعطیل می کرد و تحویل بنیاد میداد انوقت نه الان پیمانکار کلی پولش پا در هوا بود و نه متقاضیان گیج که چه کنند

انچه واضح مبرهن است متقاضیان نیز نقشی داشته اند پیمانکار و هئیت مدیره تعاونی مسکن مهر مدعی هستند که متقاضیان در تکمیل پولی که باید بعنوان وجه اولیه میدانند عاجز بوده و نتوانسته اند که سرمایه اولیه و اورده نقدی خود را تادیه کنند

در سال 90بعد از تغییر نماینده بلافاصله اقداماتی در راستای بهبود وشعیت مسکن مهر صورت گرفت ابتدا پیمانکار خلع ید شد و کار از تعاونی مسکن به بنیاد مسکن انتقال یافت

مهندس مهرانی فر با درایت کار را به پیش برده است و بدلیل ناتوانی اکثریت متقاضیان از تامین پول( که به گفته برخی متقاضیان حالا نوزده میلیون تومان می خواهند ) پروژه به نحوی مدیریت نمود که گروه بندی شود و هر گروه نسبت به توانائی مالی خود اقدام به تکمیل خانه خود می کنند که جا دارد از تلاشهای اقای مهندس مهرانی فر ، اقای نجاری فرماندار و اقای شیری نماینده محترم در تعیین تکلیف اولیه این پروژه تقدیر و تشکر نمود

اما باید از اقایان اسماعیلی و هئیت مدیره تعاونی مسکن مهر نیز این سوال را پرسید که چرا در انزمان اقداماتی و تدابیری اتخاذ نکرده اند که این وضعیت به وجود نیاید ؟!

اگر همین تدبیر و مدیریت صحیح و درستی که بخاطر وجود مردان مدیر و متخصص صورت گرفته انزمان اجرا میشد حداقل ان بخشی از مردم که توانائی داشتند الان دیگر مستاجر نبودند و بخش ضعیف هم منتظر خدمات دولت میشد دولتی که اگر در انزمان توسط نماینده چانه زنی میشد و یا در صحن تذکر میداد شاید یک استثنائی قایل میشد ، اما متاسفانه عدم درایت در امور  و عدم توجه به مستمندان و نبود تخصص در مدیران و مسئولان از فرمانداری تا نماینده وقت باعث شده که تر هم به اتش خشک بسوزد و مردمانی که ذره ذره صرفه جوئی کرده بودند تا پول اولیه شش میلیونی را جور کنند حالا تاوان پس میدهند و بار اضافی تورم را بخاطر سهل انگاری مسئولان وقت  بردوش می کشند

 

مسکن مهر سرابی بود که دولت احمدی نزاد ساخت و نتیجه اش تورم 45درصدی برای کل ایران بود هرچند حداقل بخشی از همین ایران خانه دار شدن و نوش این خانه دار شدن عده ای هموطن به نیش ان تورم قابل تحمل تر میشود .اما این سراب در هشترود بخاطر بی توجهی ویژه مسئولان به نیازمندان تبدیل به رویای برباد رفته کسانی شد که شاید می توانستند شش میلیون جور کنند اما دیگر هرگز ..............

در پایان امیدوارم دولت محترم تدبیر و امید ( علی الخص فرماندار محترم وقت مهندس مستفید بعنوان نماینده عالی دولت ) که گویا هیچ تمایلی به ادامه روش دولت نهم و دهم در مورد مسکن مهر ندارد برنامه ای بیاندیشندتا تکلیف ان دسته افراد ضعیفی که سالهاست حداقل یک میلیون تومانشان خرج شده و الان نه خانه دارند و نه پولشان را نیز مشخص شود که این مهم جز با تدبیر دولت به امید بی پناهان تبدیل نخواهد شد . البته انتظار میرود که اقای شیری همانطور که در مورد طرح مسجد جامع و یا حل مشکل برق شهرک صنعتی و یا بحث بیمارستان بصورت جدی تذکرات شفاهی و کتبی خود را داده و تقریبا مشکلات ذکر شده را حل نموده اند در این مورد نیز باز هم با توجه به رفاقت خود با دکتر اخوندی اقداماتی در راستای کمک به این نیازمندان صورت دهند ./.




(( بوی محمود می اید )) هدف احمدی نزاد تسخیر مجلس دهم و بازگشت نرم به قدرت ،

دسته بندی :


بی تردید محمود احمدی نزاد یکی از پوپولیست ترین و عوامفریب ترین روسای جمهوری ایران خواهد بود که در تاریخ ماندگار و جاودانه میشود نه بخاطر اینکه رئیس جمهور بوده بلکه بخاطر حرفهایی که گفت و اقداماتی که کرده و ثمره خدمات بی بدیل احمدی نزاد امروز توسط ملت با گوشت و خون لمس میشود ! تورم بالای 40درصد ، گرانی ، رکود ، فرار مغزها ، قطع ارتباط با دنیا و................ که از اندک خدمات شایان توجه دولت مهر است ! اما احمدی نزاد که عطش سیری ناپذیری برای بازگشت به قدرت دارد با تشکیل مجموعه سایتهای هما (هواداران محمود احمدی نژاد ) در سراسر ایران ابتدا فکر فتح مجلس توسط مهره های جوان و ناشناخته و سپس ریاست جمهوری سال 96 را در سر می پروراند که اخیرا نیز دیداری با حزب پایداری داشته است تا دوباره انها را بازگشت راغب نماید ، خوشبختانه بدستور وزیر محترم ارشاد و ارتباطات این سایتهای غیر قانونی در سراسر کشور بسته شدند و حتی دیگر براحتی نمی توانند مجوز فعالیت بگیرند . در این راستا محمود احمدی نژاد که اینبار با نام دولت بهار به میدان می اید برای شهرستانهای کوچک برنامه ریزی مفصلی انجام داده است و یکی از این شهرها هشترود و چاراویماق است .

 انصافا باید بگویم که مشائی یک طراح فوق العاده است من الان دارم به قدرت این مرد پی میبرم مشائی در سال 84 طرح مشاوران جوان را پی ریزی نمود در انزمان هدف از این طرح اینگونه اعلام شد ((تشکیل مشاوران جوان ضمن ایجاد روحیه نشاط، پویایی و نوگرایی، زمینه ایجاد تحول در نظام مدیریتی کشور را فراهم‌کرده و حضور جوانان در کنار مدیران با تجربه و باسابقه زمینه رشد مجموعه استانداری و دستگاها و فرمانداریها را به‌وجودمی‌آورد. برای تحقق همین‌منظور، گروه مشاوران جوان ریاست جمهوری در اسفند ماه ۱۳۸۴ پایه‌گذاری گردید و همزمان با آن گروههای مشاوران جوان استانداری‌ها شکل‌ریزی و پایه‌گذاری گردید و در سال 88 مشائی ریاست انرا برعهده گرفت )) در حقیقت ماموریت مشائی و طرح و برنامه وی اموزش و تربیت عده ای جوان برای دوران پس از قدرت دولت بهار مشائی و احمدی نژاد بود . مشاوران جوان همانطور که برخی تحلیلگران پیش بینی کرده بودند دولت بهار و جریان انحرافی در بلبشوی انتخابات 92 و سردرگمی اصلاح طلبان و تدبیر و امیدی ها با شکلی خزنده وارد ستادهای انتخاباتی دکتر روحانی شدندو اغلب نیز سمتهای مشاوره خود را نگه داشتند بعد از گذشت یکسال دولت بهار که هدف اولیه خود را تسخیر مجلس و بازگشت محمود به دولت در گام بعدی قرارداده است مشاوران جوان خود را به شهرستانهای کوچک که رای احمدی نژاد در انها بیشتر از هرکسی است سرازیر شدند و هدف این است که این افراد با توجه به سمتهای کذائی که در دولت تدبیر و امید دارند به نام دولت تدبیر و امید و در عمل بکام دولت بهار وارد مجلس شوند و فضای کشور را به نفع محمود اماده سازی نمایند

طبیعتا هشترود و چاراویماق یکی از 290کرسی سبزی است که محود احمدی نژاد و مشائی رو ان حساب ویژه ای باز کرده اند در هر حال احمدی نژاد در دور اول که ناشناخته بود از هشترود و چاراویماق بیش از 17هزار رای در دور دوم بدست اورده است و در سال 88 تعداد ارای حاج محمود31880 رای از دو شهرستان بوده است لذا جریان وابسته به مشائی و احمدی نژاد شدیدا در تکاپو است که از این فرصت بهره برداری نماید و هشترود مقصد یکی از مشاوران جوان برای پرواز رویایی به صندلی سبز و سکوی پرتاب حاج محمود و مشایی گردد ./.

هدف اول احمدي نژاد، مجلس دهم

با توجه به همه اين مطالب به نظر مي رسد سياست احمدي نژاد براي مجلس روشن است. او مي خواهد با تمام پتانسيل دولت هاي نهم و دهم وارد صحنه شود. او مطمئن است که تنها چهره اي است که اصولگرايان تندرو مانند جبهه پايداري و شاگردان آيت الله مصباح مي توانند براي راه يابي به مجلس به او متوسل شوند. مي توان دو هدف را از نزديکي او به اصلاح طلبان نيز بر شمرد. او مي خواهد حربه اي براي تهديد اصولگرايان در انتخابات مجلس داشته باشد و از سوي ديگر با نزديک شدن به اصلاح طلبان بدنه راي آن ها را از آن ها دور کند. با توجه به اينکه گمانه زني هاي زيادي هم از توان مالي بالاي اطرافيان احمدي نژاد وجود دارد، به نظر مي رسد سياست اصلي او براي انتخابات مجلس نيز يارگيري از شهرستان هاي کوچک است. يعني همان راي هايي که او در انتخابات 88 بر روي آن ها سرمايه گذاري کرده بود. جريانات اصولگرا نيز به نيکي مي دانند که در برابر توان مالي و ضريب نفوذ او در شهرستان ها دستشان خالي است.بنابر اين بايد نتيجه گرفت که آن چيزي که در انتخابات رياست جمهوري گذشته احمدي نژاد را از اصولگرايان تندرو دور کرد اين روزها و به خاطر وجود يک نيروي سياسي قوي به نام دولت يازدهم آن ها را دوباره گرد هم آورده است. جبهه پايداري و آن هايي که به دنبال آنچه که گفتمان 3 تير مي خواندند، بودند دوباره به سمت احمدي نژاد برگشته اند. آن ها مي دانند هيچ چهره اي مانند احمدي نژاد پتانسيل راي آوري ندارد. اين مسئله را سر انتخابات رياست جمهوري با سعيد جليلي آزموده بودند. از سوي ديگر خود احمدي نژاد نيز به دنبال اين است که ثابت کند بيشترين راي را در تاريخ ايران داشته و خواهد داشت و به همين خاطر به دنبال سعي دارد بخشي از اصلاح طلبان را نيز با خود همراه کند.

با این تفاسیر دولت بهار از همین حالا گامهای بزرگی برای فتح مجلس دهم برداشته است اما مسئله اینجاست که ایا این مشاوران جوان خواهند توانست دولت را دوباره به دست جریانی بدهند که ایستادگی در برابر فرمان مقام ولایت ، قهر با مردم و نظام ، حمایت از جنگ طلبی و قدرت طلبی به سبک دیکتاتوران را پیاده نماید ؟

پاسخ به این سوال را باید در اگاهی مردم از جریان های پیش روی جستجو کرد مردمی که در سال 92 نه ایی بزرگ به حامی و نماینده انحصاری این جریان یعنی جلیلی دادند چه خواهند کرد ؟

تلاش دولت بهار برای به توافق نرسیدن ایران با کشورهای 5+1 ، تلاش یاران دولت بهار در استیضاح فرجی دانا ؟ تلاش برای جلوگیری از خدمات رسانی دولت در مقابل با جریان اعتدال گرای دو حزب اصلی اصولگرا و اصلاح طلب به کجا ختم خواهد شد ؟

انچه که مسلم است اصلاح طلبان برنامه هایی خاص برای ائتلاف با اصولگرایان معتدل به ریاست لاریجانی دارند و گمانه زنی هایی مبتنی بر ریاست لاریجانی در مجلس دهم نیز بگوش می خورد

((عطریانفر هم که این سال ها کمتر و کمتر به میدان سیاست پا نهاده، همراهی اصلاح طلبان با لاریجانی را لازم می داند: «نباید در این تردید کنیم که اندیشه معتدل و معقول آقای لاریجانی به مجلس راه پیدا کند. به نظر من حتی نه تنها ایشان و همفکرانشان باید وارد مجلس شوند، بلکه اصلاح‌طلبان تلاش کنند اگر وی در جایگاه ریاست مجلس هم قرار گرفت با او همراه باشند.» او حتی پا را فراتر گذاشته و به نوعی روش کار لاریجانی را اصلاح طلبانه می خواند: «باید در نظر بگیریم اگر ریشه ایشان اصولگرایی است، اما روند مدیریتی او در مجلس اصلاح‌طلبانه است.»))و یا ((چند وقتی است که اصلاح‌طلبان در ائتلافی نانوشته با اصولگرایان میانه‌رو هستند؛ ائتلافی که نه در سال 91 برای نیل به پیروزی در سال 92 بلکه از سال‌هایی آغاز شد که تیغ بی‌مهری گروهی از تندروهای اصولگرا خراش‌هایی بر پیکر طیف سنتی این جریان که کم‌کم میانسالان میانه‌رو را هم به دور خود فرا خوانده بودند، ایجاد کرد و از آن‌سو محدود کردن فضای فعالیت برای اصلاح‌طلبان به نوعی حس مشترکی ایجاد کرد و همین موضوع سبب شد تا از مدت‌ها قبل از انتخابات ریاست‌جمهوری یازدهم عقلای دو گروه خط قرمزی بر اختلافات گذشته که البته بهتر است اختلاف سلیقه سیاسی خوانده شوند، کشیدند و تصمیم گرفتند در اتحادی ناخوانده به موضعی مشترک برسند تا بتوانند خود را از تنگناهایی که حاصل تندروی‌هاست، برهانند. )) و یا ((با توجه به آنچه بر لاریجانی گذشت و می‌گذرد وهجمه‌های بی‌امان تندروها به نظر می‌رسد درد مشترک در آینده نزدیک جریان اصلاح‌طلبی را به لاریجانی نزدیک خواهد کرد چراکه هر دو می‌دانند ائتلاف قوی تنها راه مهار افراطی‌گری است. ))

به هرحال امروز بر همه جریانهای اعتدال خواه اصلاح طلبی و اصولگرایی در هشترود و چاراویماق واجب است که در عین پختگی و با تدبیر و بدور از جنجال ها و تلاش های مخربانه تندروها برای تخریب و تخطئه رابطه خوب میانه اعتدالگرایان دو گروه با هوشیاری در دام تندروها که با پوشش تدبیر و امیدی در جهت تحقق امال و اندیشه های دولت تندرو بهار و پایداریها تلاش می کنند نیافتند و اگاهانه و هوشیارانه با در نظر گرفتن مصالح منطقه خود و با نیم نگاهی به مصالح ملی اقدام به جلوگیری از احتمال افزایش ضریب نفوذ قومی کنند که سرانجام حکومت هشت ساله انها در دولت ، ازردن دل رهبری معظم ، تحمیل فشار و گرانی و تورم به ملت ، فرار مغزها و سرمایه ها ، رفتن به سوی انزوای جهانی و .... بوده است برای نمونه : دیدار های احمدی نژاد در سال دوم در سازمان ملل ((1-رئیس جمهور كومور2-رئیس جمهور گرجستان 3-‪رئیس جمهور افغانستان 4-رئیس جمهور آفریقای جنوبی 5-رییس جمهور و نخست وزیر ایتالیا6-رئیس جمهور سریلانکا  7-دبیر کل سازمان ملل(کوفی عنان) )) و حالا دیدار های روحانی در سال دوم ((1-رئیس جمهور لبنان 2- وزیر خارجه آلمان3-نخست وزیر گرجستان4 و5-نخست وزیر و رئیس جمهور عراق-رئیس جمهور سوئیس7-رئیس جمهور بولیوی8-رئیس جمهور اتریش9-دبیرکل سازمان ملل10-نخست وزیر انگلیس11-رئیس جمهوری اسلوونی12-رئیس شورای اروپایی13-نخست وزیر ژاپن14-رئیس جمهور ترکیه15-رئیس جمهور ونزوئلا16-رئیس جمهور فرانسه )) تفاوت جایگاههای حقوقی کشورها و شخصیتها کاملا هویداست
      

 

اولین نشست تخصصی گروه مشاوران جوان وزارت نیرو همزمان با میلاد باسعادت حضرت علی اکبر(ع) و روز جوان در سالن همایش نیروگاه طرشت برگزار گردید.

این نشست با حضور جناب آقای مهندس مشایی مشاور محترم رئیس جمهور و رئیس حوزه مشاوران جوان ریاست جمهوری ،  جناب آقای مهندس نامجو وزیر نیرو ، جناب آقای مهندس .... مشاور وزیر و رئیس گروه مشاوران جوان وزارت نیرو و حجت الاسلام پناهیان و تعدادی از معاونین، مشاورین و مدیران عامل شرکتهای مادر تخصصی و مشاوران جوان حوزه ریاست جمهوری و وزارتی و مشاوران جوان صنعت آب و برق از کلیه شرکتهای تابعه و وابسته وزارت نیرو برگزار گردید. این نشست در ساعت 9 صبح با نواختن سرود جمهوری اسلامی ایران و تلاوت آیاتی از قرآن کریم توسط قاری بین المللی آغاز بکار نمود. سپس آقای .... ضمن ایراد سخنانی کوتاه به کلیه حضار خیرمقدم گقتند و در ادامه کلیپی از اقدامات وزارت نیرو و جوانان صنعت آب وبرق پخش گردید. منبع این قسمت اخر اینجا متن کامل خبر را بخوانید
به هر حال انچه که نوشته ام نظر خصوصی من با برداشت از مطالعه شرایط فضای سیاسی ایران و نظرات کارشناسان امور است ولی انچه که مسلم است دولت بهار به این زودیها قصد خداحافظی ندارد و هدف اولیه اش تسخیر مجلس برای اماده سازی فضا برای بازگشت محمود احمدی نژاد ریاست جمهور محترم 8سال قبل است که میراث هشت ساله اش هنوز هم بر سرملت خراب است!

رئیس جمهوری که در جواب انتقاد از گرانی گفت بیائید از بقال سرکوچه ما خرید کنید ارزان میدهد ، وای به مجلس که با نیروهای پرورش یافته این گروه پر شود ./.

شاید برخی ها دلشان برای خرید از سرکوچه رئیس جمهور تنگ شده باشد ! شاید گروهی برای سه هزار میلیاردها و هفت هزار میلیاردها تنگتر شده باشد ! شاید گروهی دلشان برای بابک زنجانی ها تنگ شده باشد ! شاید هم عده ای دلشان برای دیدن بوسیدن مادر چاوز تنگ شده باشد و شایدهای خیلی دیگر ..... اما 

باید هوشیار بود سابقه تندروها نشان داده که اینها می توانند کشوری را بر باد دهند




متن نطق میان دستور نماینده هشترود در مجلس شورای اسلامی

دسته بندی :


 

عضو کمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی با انتقاد از اظهارات اخیر دیوید کامرون نخست وزیر انگلیس گفت: اکنون باید به اقای کامرون نخست وزیر انگلیس گوشزد کنیم قبل از اینکه دچار هذیان سیاسی شود بهتر است که تاریخ گذشته کشورش را مطالعه نماید و بداند که چهره انگلیسی ها نزد مردم ایران سفیدتر از زغال نیست.

غلامحسین شیری علی‌آبادی در نشست علنی امروز (چهارشنبه 16 مهرماه) مجلس شورای اسلامی، در نطق میان دستور خود ضمن بر شمردن اهمیت خاورمیانه و دلایل دلبستگی غرب به خاورمیانه و تبریک به مناسبت هفته نیروی انتظامی و همچنین دهه امامت گفت: بر خود لازم می دانم هفته نیروی انتظامی را به زحمت کشانی که آرامش کشور نتیجه تلاش‌های شبانه روزی آنهاست تبریک بگویم.

نماینده مردم هشترود در مجلس شورای اسلامی، با بر شمردن گوشه از خیانتهای تاریخی انگلیسی ها در مورد ملت ایران افزود : اکنون باید به اقای کامرون نخست وزیر انگلیس گوشزد کنیم قبل از اینکه دچار هذیان سیاسی شود بهتر است که تاریخ گذشته کشورش را مطالعه نماید و بداند که چهره انگلیسی ها نزد مردم ایران سفیدتر از زغال نیست.

وی ضمن حمایت از مواضع ریاست جمهوری در سازمان ملل و همچنین فعالیت های شبانه روزی تیم مذاکره کننده هسته ای کشورمان و تشکر از انها گفت: باید یادآوری کنم که دل بستن به غربی ها شیرین کردن دهان با نمک است.

این نماینده مردم در مجلس نهم ادامه داد: نباید به آمریکایی ها که بعد از حادثه 11 سپتامبر که کار و عملکردشان شبیه کارتن پت و مت شده است دل ببندیم چرا که آنها گاهی تروریسم را ترویج و گاهی محکوم می کنند.

شیری در ادامه اظهار داشت : اما در بعد مسائل داخلی دولت محترم در این مدت که بر سرکار بوده است کارهای شایسته ای در زمینه اقتصاد و بهداشت و درمان انجام داده است و اکنون که توجه ویژه ای را به توسعه مناطق محروم و توسعه روستائی و بخش کشاورزی اغاز نموده است چند پیشنهاد به دولت و مجلس تقدیم می کنم

وی با یادآوری فرمایشات مقام معظم رهبری در خصوص توسعه بخش کشاورزی در کشور گفت: ریاست جمهوری در همایش های مختلف قول بهبود وضعیت کشاورزی کشور را دادند که حال وقت عمل به وعده ها بوده و باید با انجام اقدامات عملیاتی بهبود وضعیت اقتصادی کشور را به این ترتیب رقم بزنند.

شیری علی آبادی ادامه داد: در لایحه خروج از رکود، در لایحه بودجه 94، در لایحه تنظیم بخشی از مقررات مالی دولت و بالاخره در برنامه پنج ساله پنجم باید راهکارهای عملیاتی برای توسعه و آبادی روستاها صورت بپذیرد.

خشکسالی و سرمازدگی و سیل خسارات فراوانی به کشاورزی بخصوص در شهرستانهای هشترود و چاراویماق وارد نموده است که عملا زندگی کشاورزان را مختل نموده و برای کشت پائیزی توان لازم را ندارند از دولت محترم تقاضا میشود برای تمدید وامها و پرداخت خسارت به این عزیزان اقدام عاجل بعمل اورد 

ضمن تبریک بازگشائی مدارس به فرهنگیان و دانش اموزان و اساتید و دانشجویان از دولت محترم می خواهم که وضعیت معیشتی فرهنگیان عزیز را در اولویت  قرار داده و با ارائه لایحه رتبه بندی معلمان این کار را عملی نمایند

عضو کمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی یادآور شد: بیکاری یکی از بزرگترین معضلات اجتماعی بوده که کمر جوانان و خانواده ها را خم کرده و اجازه ادامه زندگی را به جوانان نداده است دولت باید برای اشتغال جوانان اقدام جدی بعمل اورد تا از پیامدهای ناگوار ان جلوگیری بعمل اید

سرمایه گذاری بخش خصوصی در منطقه محروم باعث اشتغال و جلوگیری از مهاجرت میشود دولت محترم باید زیرساختهای لازم مثل اب و برق را در شهرک های صنعتی هشترود فراهم نماید و با دادن معافیتهای مختلف و زمین های ارزان قیمت سرمایه گذاران را حمایت نماید ./. پایان

تصاویری از جلسه مشترک دولت و مجلس با حضور نماینده هشترود و چاراویماق

در حال مطالعه گزارش مشترک

در حال گوش دادن به سخنرانی رئیس جمهور




جلسه شورای برنامه ریزی شهرستان

دسته بندی :


فرماندار هشترود:
شصت وپنج میلیاردوششصدویازده میلیون ونهصدوسی ویک هزارریال اعتبارتخصیص یافته برای هشترود در شش ماهه اول سال جاری تخصیص یافت

مهندس حسن مستفید فرماندار شهرستان هشترود در جلسه کمیته برنامه ریزی شهرستان هشترود با بیان این مطلب گفت:تکمیل  پروژه هاوطرحهای عمرانی نیمه تمام شهرستان هشترود در الویت کاری قرار داشته وبه دلیل عدم اعتبارات لازم  هیچ گونه پروژه جدید فعلا اجرا نخواهد شد واین در حالی است که شصت و پنج میلیاردوششصدویازده میلیون ونهصدوسی ویک هزارریال اعتبار برای هشتروددر شش ماهه اول سال 93 اختصاص یافته است که این میزان اعتبار به طور متوسط 53%ازاعتبارات مصوب تملک دارائیهای سرمایه ای استان است
وی افزود : به حمداله به برکت نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران و در سایه تلاش دولت تدبیر و امید شاهد رشد و شکوفائی و عمران وآبادانی شهر و روستاها هستیم
وی در ادامه خاطر نشان کرد همه مسئولین شهرستان خادم مردم بوده و بایستی برای حل مشکلات آنان تلاش کنند و در جهت اهداف والای نظام گام بردارندو رضایت مردم را به دست آورند
مهندس مستفید با اشاره به کمی اعتبارات دولت در بخشهای مختلف اظهار داشت در این برهه از زمان مدیران بایستی با ابتکار لازم و خلاقیت و در کنار آن مدیریت بی پولی نسبت به اجرای طرحها و خدمات رسانی به مردم تلاش نمایند
فرماندار هشترود در بخشی دیگر از سخنان خود به اجرای ناقص برخی از طرحهای عمرانی اشاره کردوگفت : طرحهای عمرانی بایستی با دقت و نظارت کافی و با رعایت اصول فنی و مهندسی اجراشوند چرا که ما مسئولین امانت دار مردم بوده و باید در این راستا توجه لازم را داشته باشیم تا خدای ناکرده در روز قیامت شرمنده و روسیاه نباشیم
وی در آخر جلسه از مسئولین خواست تا مطالعات لازم را از برنامه بودجه سال جاری و آئین نامه های مربوطه را داشته باشند واز ظرفیتهای بودجه بهره لازم وکافی را داشته باشند
لازم به ذکر است در پایان این  جلسه معاوضه ساختمانهای اداراه بهزیستی و اداره فنی و حرفه ای در دستور کار قرار گرفت وبا رای اعضای جلسه و موافقت فرماندار مصوب شد و همچنین کمیته فنی شهرستان  جهت نظارت براجرای دقیق طرحها و پروژه های عمرانی وکیفیت مدنظر قوانین مقررات و آئین نامه های مربوطه تشکیل شد

با تشکر ویژه از روابط عمومی فرمانداری هشترود جناب اقای جمشیدی




دو مصاحبه از نماینده مردم هشترود در مجلس غلامحسین شیری

دسته بندی :


 روستاییان و عشایر بالای 20 سال بیمه می‌شوند

غلامحسین شیری نماینده مردم هشترود در گفتگو با خبرنگار پارلمانی باشگاه خبرنگاران به دیدار فراکسیون روستایی مجلس با رئیس دفتر مناطق محروم ریاست جمهوری اشاره کرد و گفت: در این نشست به بیمه کردن روستاییان اشاره شد.

وی افزود: ما پیشنهاد دادیم تمام روستایی‌ها و عشایر بالای 20 سال سن بیمه تأمین اجتماعی شوند.

رئیس فراکسیون روستایی مجلس تصریح کرد: قرار شد منابع اجرای این طرح نیز از محل هدفمند سازی یارنه‌ها تأمین شود. وی در پایان گفت: رئیس دفتر مناطق محروم ریاست جمهوری نیز با این طرح موافق بودند لذا امیدواریم هرچه سریعتر عملیاتی شود.


 

اگر آداب و رسوم کشورمان را درست معرفی کنیم گردشگران با فرهنگ ما تعارض پیدا نمی کنند

  اگر آداب و رسوم کشورمان را درست معرفی کنیم گردشگران با فرهنگ ما تعارض پیدا نمی کنند
اگر آداب و رسوم کشورمان را درست معرفی کنیم گردشگران با فرهنگ ما تعارض پیدا نمی کنند
سرویس: دیگر رسانه‌ها
سخنگوی فراکسیون ترویج و توسعه گردشگری در واکنش به سخنان یک نماینده مبنی بر اینکه نباید به گردشگران خارجی سخت بگیریم گفت: اگر ما کشورمان را با آداب و رسوم درست به جهان و گردشگرانی که وارد کشور می‌شوند معرفی کنیم بدون شک با فرهنگ ما تعارض پیدا نمی کنند.

به گزارش خبرگزاری خانه ملت به نقل ازمهر؛غلامحسین شیری علی آبادی،سخنگوی فراکسیون ترویج و توسعه گردشگری مجلس با اعلام خبر برگزاری نشست مشترک فراکسیون مطبوعش با رئیس سازمان گردشگری گفت: این جلسه فردا سه شنبه با هدف توسعه گردشگری و بررسی مشکلات این بخش برگزار خواهد شد.

وی افزود: تلاش می‌کنیم با پیشنهاداتی که در این جلسه ارائه خواهیم کرد و نیز با همکاری دولت، کشورمان را به عنوان یک قطب گردشگری در جهان معرفی کنیم، کشور ما این قابلیت را دارد که در زمینه‌های مختلف جذب توریسم از جمله توریسم درمانی، گردشگری طبیعی، تاریخی و ... به رونق گردشگری دست یابد.
 
نماینده هشترود و چاراویمان در واکنش به اظهارات یکی از نمایندگان مجلس مبنی بر اینکه نباید به گردشگرانی که وارد کشور می شوند سخت گرفت، گفت: این حرف برخی از کسانی است که از هول حلیم به دیگ افتادند، اگر ما کشورمان را با آداب و رسوم درست به جهان و گردشگرانی که وارد کشور می‌شوند معرفی کنیم، کسی که علاقمند به دیدن زیبایی‌ها و آثار تاریخی باشد و یا برای درمان در برخی زمینه‌ها وارد کشورمان شود، بدون شک با فرهنگ ما تعارض پیدا نمی کند.
 
شیری در خاتمه گفت: وقتی مهمانان خارجی فرهنگ ما را ببینند از آن تبعیت می‌کنند، اما وقتی گردشگر خارجی در کشورمان پوشش نامناسب شهروندان را ببیند، نمی توان برای او حدود فرهنگی تعیین کرد./



شهردار هشترود معرفی شد (جلسه معارفه اسلام عبدیلر برگزار شد)

دسته بندی :


ظهر امروز با حضور مهندس موحد نیا مدیرکل امور شهری و شوراهای اسلامی استانداری اذربایجانشرقی جلسه معارفه اسلام عبدیلر شهردار جدید هشترود برگزار شد

در ابتدای جلسه مهندس مستفید فرماندار محترم ضمن خیر مقدم به میهمانان و گرامیداشت عید قربان گفت : لازم است که ادارات محترم برای خدمات رسانی بهتر هر چه سریعتر شبکه اینترنتی دولت خود را فعال نمایند چرا که تاکید مقام عالی استان نیز بر این است که دیگر کاغذی بین ادارات رد و بدل نشود تا هم در زمان و هم در هزینه صرفه جوئی شود

مستفید در ادامه افزود : روسای ادارات دقت کنند که خدمات رسانی به ارباب رجوع بهینه و در وقت مقرر صورت گیرد و خواهشمندم که همکاران محترم در محل ادارات حضور موثر داشته باشند

مستفید مدت زمان پاسخ گوئی به نامه را یکهفته اعلام نمود و گفت باید ظرف یک هفته مشخص شود که این کار مشخص (درخواست ارباب رجوع اداره ) عملی است یا نه و چرا ؟ وی در ادامه افزود خوشبختانه هشترود به خوبی مورد توجه سرمایه گذاراان قرار گرفته و خیل عظیمی از سرمایه گذاران به هشترود می ایند که انشالله با توجه به اینکه هشترود در مسیر توسعه قرار دارد جلب سرمایه گذار و ارائه خدمات بصورت بهینه صورت گیرد

سخنران بعدی اقای موحدی مدیر انجمن بیماران کلیوی هشترود بود که درخواست داشت در صورتیکه ادارات و کارمندان تمایل داشته باشند از حساب کلیه کارکنان ادارات 4رقم اخر فیشهای حقوقیشان بابت کمک به انجمن منظور شود ( مثلا اگر حقوق فردی 6850000 ریال است درخواست داشتند که مبلغ 50000ریال به حساب این انجمن ماهیانه واریز شود البته مقرر شده این امر با هماهنگی و موافقت کارمندان هر اداره انجام شود )

سپس فیلمی از سبک زندگی با تاکیدات مقام معظم رهبری پخش شد که در ان فیلم رهبری نسبت به برخی نا هنجاری های جامعه گله داشتند و خواستار اسیب شناسی موارد و ارائه راهکار مناسب بودند

در ادامه اقای موحد نیا مدیرکل امور شهری و شوراهای اسلامی استانداری استان طی سخنانی ضمن تبریک عید قربان اظهار داشتند که تلاش می کنیم تا سیستم مدیریت شهری به شورای شهر ها تفویض شود تا خدمات رسانی بصورت بهینه صورت پذیرد وی تاکید داشت که این به ان معنی نیست که شوراها الان به این بهانه که مدیریت شهری را در دست ندارند کاری بکنند شوراها باید برنامه محور باشند چرا که یکسال گذشته و تنها سه سال بعد باید دوباره در معرض انتخاب مردمی باشند و اگر برنامه نداشته باشند پاسخی برای مردم نخواهند داشت

موحد نیا در ادامه اظهار داشت : وزارت کشور و استانداری سعی دارد به شهرهای زیر 50و 20هزار نفر کمکهایی داشته باشد که در این راستا کمکهایی به شهرداری هشترود در قالب یارانه قیر پرداخت شده است

مدیرکل امور شهری استانداری تاکید نمود که شهرداری باید به درامد پایدار برسد و این درامد تنها از راه سرمایه گذاری میسر می شود موحد نیا افزود شهری هست که زیر 18هزار نفر جمعیت دارد و بودجه سالانه شهرداری ان 5میلیارد تومان بوده ولی سرمایه گذاری با سرمایه 40میلیاردی در ان سرمایه گذاری نموده است وی بر جذب سرمایه گذار تاکید داشت و افزود همانطور که اقای فرماندار فرمودند خوشبختانه امروز استان و هشترود مورد توجه خیل سرمایه گذاران قرار گرفته است و اقای شهردار و اعضای محترم شورای شهر باید از این فرصت استفاده ببرند

وی در پایان با معرفی اقای اسلام عبدیلر به عنوان شهردار هشترود از زحمات اقای علیزاده و بهروزی نسب تقدیر و تشکر نمود

سپس مهندس بهروزی سرپرست شهرداری هشترود با قرائت بیانیه از حضار تقدیر و تشکر نمود

امام جمعه هشترود سخنران بعدی بودند که با بیان گوشه ای از عید قربان و حضرت ابراهیم و تشبیه دفاع مقدس به عید قربان فرمودند که ما میراث دار چنین افرادی هستیم که ابراهیم وار جان خود یا اسماعیلهای خود را در راه ارزشها فدا نمودند و باید به این موضوع افتخار کنیم

وی در ادامه با اشاره به مشکلات خودگرانی شهرداریها از اقای موحد نیا درخواست نمود که برای بدهی شهرداری هشترود اعتباری خاص در نظر بگیرند

در خاتمه اقای فرماندار با بیان موضوعاتی همچون همکاری مسئولین با نشریه عصر ادینه و معرفی شش رئیس که تازه جایگزین شده بودند پرداخت

اقای مقدمی اداره ورزش و جوانان - اقای پاشائی اداره میراث فرهنگی - اقای برزگر اداره ارشاد اسلامی - اقای عبدیلر شهردار - اقای نوری حراست فرمانداری - اقای اکبری حراست بخشداری نظر کهریزی

با تشکر ویژه از برادر جمشیدی بخاطر ارسال عکسهای مربوط به این جلسه




سرمایه گذار و اصل 44 خصوصی سازی

دسته بندی :


همه میدانیم که امروزه نه دولت توان انرا دارد که کارخانه های عظیم دولتی بسازد و نه قانون اجازه میدهد که چنین کاری انجام بدهد !! چرا که بر اساس اصل 44 دولت باید بتدریج تمامی واحدهای درامدزای خود را واگذار کند که در همین راستا برای نمونه حتی شرکت مخابرات ایران به کنسرسیومی خصوصی واگذار شده است و یا اداره برق اکثریت خدمات خود را به بخش خصوصی واگذار نموده و اداره ورزش و جوانان هم بتدریج خصوصی سازی را شروع کرده و شاهدیم که پرسپولیس و استقلال هم در کورس واگذاری هستند .

متاسفانه در برهه ای که (منظورم دوران سازندگی است -1در پی نوشت بیشتر بدانید ) باید برای تکمیل زیر ساخت و احداث واحدهای بزرگ تولیدی مادر دولتی اقدام میشد! گویا مسئولین شهرستان ما در خواب بسر میبردند !! بطوریکه امروز در زیر ساخت ها مثل اب و برق با کمبود شدید مواجه هستیم که خوشبختانه در این راستا در این دوساله اخیر اقدامات شایسته ای صورت گرفته است که به تصویب و تامین اعتبار احداث تصفیه خانه بزرگ هشترود (28میلیارد تومان که امسال 2.5میلیارد برای لوله گذاری فاضلاب مدرن شهری در اختبار مدیربت اب و فاضلاب قرار گرفته است ) و نظر کهریزی (یک میلیارد تومان که در مرحله تخصیص قرار دارد ) و همچنین دستور اخیر و ویژه وزیر محترم نیرو جهت تاسیس و احداث نیروگاه برای شهرک صنعتی و سد که بر اساس گفته های نماینده محترم شهرستان و رئیس محترم برق شهرستان جناب اقای مهندس معتمدی تا پایان امسال مشکل برق کلا حل و فصل خواهد شد .

روزیکه نماینده محترم هشترود جناب اقای شیری عضویت در کمیسیون اقتصاد را انتخاب نمود ، خیلی ها من جمله خود بنده انتقادشدیدی به ایشان داشتیم که چرا کمیسیون غیر تخصصی ؟! در حالیکه می توانستید در کمیسیون تاریخ یا اموزش و پرورش  براحتی حتی رئیس کمیسیون هم باشید ! در انبرهه اقای شیری توضیح دادند که : کمیسیون اقتصاد کلید رابط بین شهرستان و سرمایه گذاران خواهد بود ، ایشان توضیح کامل تری دادند که : در اینده بخاطر اصل 44 و اقتصاد مقاومتی سرمایه گذاری بخش خصوصی شدیدا مورد نیاز هشترود و چاراویماق است ! خوشبختانه امروز شاهد هستیم که حرفهای اقای شیری نتیجه داده است و حضور اقای شیری در این کمیسیون باعث ارتباط گسترده با سرمایه گذاران شده  بطوریکه برای نمونه در اخرین مورد هم روز پنج شنبه چند اکیپ سرمایه گذاری در معیت اقای شیری به شهرستان وارد شده و پس از دیدار با فرماندار محترم شهرستان جناب اقای مهندس مستفید ، بازدیدی از منطقه داشتند تا برای سرمایه گذاری شناخت بیشتری داشته باشند براساس شنیده های اولیه گویا این افراد در زمینه بسته بندی میوه برای صادرات ، سردخانه ، و گردشگری و.... سرمایه گذاری خواهند نمود ./. خبرهای تکمیلی را بعدا اطلاع میدهم ./.

تکمیل خبر :

گفتنی است روز پنج شنبه چهار گروه سرمایه گذاری به شهرستان هشترود تشریف فرما شده بودند که یک گروه که در بالا منعکس شد توسط نماینده محترم و فرماندار محترم شهرستان راهنمائی و همراهی شده است و سه گروه دیگر که توسط دوستان مسئولین صنایع هشترود ، جناب اقای مهندس محمد رضا قهرمانپور ریاست محترم اداره صنعت و معدن و تجارت شهرستان و جناب اقای مهندس جهانگیری مسئول شهرک صنعتی پرفسور هشترودی همراهی و راهنمائی شده اند ، باید اذعان نمائیم که حضور مهندس قهرمانپور در راس اداره صنعت و معدن و تجارت یک نعمت الهی است که نصیب هشترود شده است چرا که قهرمانپور مردی متعهد ، خالص و انقلابی و ارزشی است که اتفاقا در بحث صنعت و معدن و سرمایه گذاری دستی بر قضا دارد و جز معدود مسئولین شهرستان است که در این خصوص تجربه و تخصص کافی و به عینه دارد اقای جهانگیری هم بخاطر جوانی و تعهد و عشق و علاقه وافرش به هشترود یکی دیگر از کسانی است که در صنعتی شدن هشترود نقش زحمت کش و فعالی ایفا می نماید که جا دارد در اینجا به هر دوی این دوستان خسته نباشید عرض کرده و از جانب خود و مردم از انها تقدیر و تشکر نمایم ./.

 

دو متولی صنایع در هشترود ( عکس با پس زمینه شهرک صنعتی پرفسور هشترودی )

در زیر گزارشی تصویری از بازدید سرمایه گذاران در معیت نماینده محترم ، فرماندار معزز ، حراست محترم فرمانداری ، ریاست محترم اداره صنعت و معدن و تجارت هشترود اقای قهرمانپور و روابط عمومی فرمانداری اقای جمشیدی را ملاحظه می نمائید ./.

گفتنی است شهرستان هشترود و چاراویماق دارای معافیت مالیاتی می باشد ./. 2 در پی نوشت بیشتر بدانید

در اینجا لازم است از نماینده محترم شهرستان که وقت و زمان استراحت خود را برای حضور در معیت سرمایه گذاران در منطقه و برای خدمت بیشتر به مردم هشترود و چاراویماق صرف می کنند تشکر و قدردانی ویژه داشته باشم و همچنین از دوست عزیزم روابط عمومی پرتلاش و خستگی ناپذیر فرمانداری هشترود جناب اقای جمشیدی بخاطر ارسال عکسها تقدیر و تشکر نمایم ./.

 

به متن عکس دقت کنید نمائی از کارخانه مجتمع فولاد سازان دقیقی هشترود را مشاهده می کنید که در سالنی به مساحت هفت هزار مترمربع ایجاد و در مرحله نصب ماشین الات و کوره های خود می باشد این طرح که در مرحله اول 150-200نفر اشتغالزائی خواهد داشت توسط سرمایه گذاران بخش خصوصی و با سرمایه ای بالغ بر40میلیارد تومان ایجاد شده است که در فاز اول انواع میلگرد و تسمه و پروفیل تولید خواهد نمود فاز دوم این کارخانه که هزینه ای بالغ بر 35میلیارد تومان لازم دارد بعد از بهره برداری از فاز اول تاسیس خواهد شد و اشتغال مجتمع را از 150-200 به حدود 400-500 نفر افزایش خواهد داد . تلاش نماینده محترم شهرستان و نقش بی بدیل اقای قهرمانپور در اقناع اقای دقیقی برای سرمایه گذاری در هشترود و حل مشکل برق شهرک صنعتی که اقای دقیقی را به ادامه فعالیت راغب نموده است تحسین بر انگیز است ضمنا واحد فولاد دیگری در شهرک ورقه توسط بخش خصوصی تاسیس میگردد که در هفته دولت کلنگ زنی گردیده است / شهرک صنعتی پرفسور هشترودی با مدیریت اقای قهرمانپور و تلاش اقای جهانگیری و هماهنگی های بی دریغ فرماندار معزز شهرستان و پیگیریها و حمایتهای همه جانبه نماینده محترم شهرستان حاج غلامحسین شیری تبدیل به دروازه صنعتی هشترود شده است که طرحهایی همچون پالایشگاه قیر و ایزوگام (در مرحله بهره برداری ازمایشی ) کارخانه تولید بنزین ( در مرحله فنداسیون ریزی ) ریل اسانسور ( در مرحله سوله گذاری ) و کارخانه های دیگری همچون قند - تولید قطعات خوردو - یخچال سازی - نوشابه - سیلوی گندم - سردخانه - تولید پروفیل فایبرگلاس و...... اشتغال زائی بالای دو هزار نفر را شامل خواهد شد متاسفانه بخاطر تحریمهای همه جانبه و ظالمانه برخی واحدها هنوز نتوانسته اند ماشین الات خارجی خود را خریداری نمایند واحدهایی همچون دستمال کاغذی هشترود - ریل اسانسور و..... که انشالله اگر توافق نهائی با 5+1 حاصل شود ظرف مدت دو سه ماه این واحدها که اماده بهره برداری می باشند براه افتاده و هشترود تبدیل به قطبی صنعتی در استان میگردد ./.

 

 

این چند عکس مربوط به بازدید سرمایه گذاران از زمین های متعلق به منطقه ویژه  اقتصادی هشترود می باشد که به مساحت 600هکتار جهت ایجاد منطقه ویزه اقتصادی تدارک دیده شده است این مطنقه که موافقت اولیه ان توسط کارشناسان معاونت ریاست جمهوری و رئیس مناطق ازاد و ویژه ایران به ریاست دکترترکان قرار گرفته است بزودی پس از تصویب در دولت جهت تصویب نهائی به صحن مجلس ارائه خواهد شد .بر اساس گفته های کارشناسان این طرح 20هزار نفر مستقیم و غیر مستقیم را تحت پوشش فعالیتی خود خواهد داشت . با ایجاد این طرح که نیروگاه 400کیلو وات ان به تصویب رسیده و با فاینانس توسط چینی ها اجرا خواهد شد هشترود کاملا از محرومیت خارج شده و تبدیل به منطقه ای جهت بسته بندی و صادرات کالاهای تولیدی داخل کشور و همچنین انبار گمرگی برای تخلیه و توزیع کالاهای وارداتی از کشورهای شمال و شمالغرب ایران خواهد بود . 3 پی نوشت را بخوانید

بی تردید حضور دقیق و موثر و متعامل اقای حاج غلامحسین شیری نماینده اعتدالگرای شهرستان در کمیسیون اقتصاد مجلس شورای اسلامی در شکل گیری روابط سالم و حسنه با سرمایه گذاران بخش خصوصی و اعضای هئیت دولت نقش بسزائی داشته و دارد البته نباید از نقش برجسته اقای شیری بعنوان رئیس فراکسیون توسعه روستاها و عشایر و قدرت چانه زنی از بالای ایشان بخاطر موقعیتهای خاص در مجلس غافل بود از جمله نقشها و موقعیتهای برجسته حقوقی اقای شیری در مجلس بغیر از اصل نمایندگی مردم منطقه می توان به عضویت در سازمان ایمیدرو - بازرس مجلس در مس سونگون ( که بهمین دلیل مس سونگون متعهد گردید 28 منطقه ای که در هشترود و چاراویماق احتمال وجود مس هست را بررسی و عملیات برداشت و استحاله و فراوری اولیه در هشترود و یا چاراویماق را انجام دهد که مطالعات این معادن در برخی بخشها اغاز شده است ) عضو ناضر شورای اشتغال استان ، عضو ناظر شورای عالی فرهنگی استان و عضو ناظر هیات عالی نظارت بر قوانین مجمع فنی و حرفه ای کشور و .....

امید است که اگر دوستانی هستند که ادعا می کنند دستی بر قضا دارند و با دولت رابطه دارند بدور از حب وب غض و کینه در راستای تعالی هشترود و چاراویماق دست یاری به سوی نماینده تلاشگر شهر دراز نمایند وگرنه در باد شایعات خوابیدن به این امید که فلانی هیچ کاری نمی تواند بکند و ما هم سود شخصی خواهیم برد ! هم خیانت به ارمانهای انقلاب و شهدا و امام شهدا و رهبری نظام است و هم خیانتی عظیم تر در حق هشترود و چاراویماق و مردمانش !!!

پی نوشتها :

1-دوران سازندگی به دو دوره ریاست جمهوری علی‌اکبر هاشمی رفسنجانی اطلاق می‌شود که مشتمل بر دولت‌های پنجم و ششم نظام جمهوری اسلامی ایران می‌باشد که آغاز فعالیت آن ۱۲ مرداد ۱۳۶۸ و پایان فعالیت ۱۲ مرداد ۱۳۷۶ می‌باشد. اجرای اولین برنامه پنج ساله توسعه اقتصادی بعد از انقلاب در این دولت انجام گرفت. سیاست باز اقتصادی و وضع قوانین ضد انحصار از جمله اقدامات موثر وی بوده است.از مهمترین دغدغه‌های پیش روی این دولت بازسازی کشور بعد از جنگ هشت ساله دشوار بود که ویرانه‌های زیادی را بر جای گذاشته بود و نیاز بود در اسرع وقت بازسازی شوند. به همین منظور هاشمی در وزارتخانه‌های اقتصادی دولت از وزیران با گرایش تکنوکراتی بهره جست. همچنین هاشمی تصمیم گرفت سهم بودجهٔ پروژه‌های عمرانی را به طور چشمگیری نسبت به سایر فعالیت‌های دولت بیشتر در نظر بگیرد

2- رضا حسینی در همایش فرصت های سرمایه گذاری هشترود و چاراویماق در سالن همایش های وزارت کشور افزود: سرمایه گذاران در بخش کشاورزی در این دو شهرستان از 100 درصد معافیت مالیاتی، در بخش صنعت و معدن از 10 سال و 100 درصد معافیت و در بخش گردشگری به صورت دایم و 50 درصد معافیت مالیاتی برخوردار خواهند شد.

4- منطقه ویژه اقتصادی تقریبا همان اشل کوچک منطقه آزاد تجاری است که معمولا بدلیل داشتن راههای دسترسی ریلی و جاده ای تبدیل به انباری جهت ترانزیت کالا میشود و البته در کنار آن سرمایه گذاریهای دیگری هم صورت می گیرد که اغلب در راستای بسته بندی کالا در جهت صادرات میباشد ، در حقیقت منطقه ویژه اقتصادی محلی میشود جهت صادرات تولیدات داخلی و توزیع واردات از کشورهای منطقه به کل استان که برای استان ما شش مورد در نظر گرفته شده و خوشبختانه مورد هشترود بخاطر منطقه فوق العاده مناسبش در کنار جاده ریلی، آزاد راه ، رودخانه پر آب قرنقو ، خط انتقال برق چهارصدکیلو ولت و خط انتقال گاز ایران به ترکیه مورد موافقیت ضمنی اولیه قرار گرفته و انشالله پس از تصویب در هئیت دولت و مجلس عملیاتی میشود. مصاحبه فرماندار محترم با نشریه عصر ادینه هشترود ویژه شهریور ماه




خشکسالی کمر کشاورزان هشترود وچاراویماق را شکسته است

دسته بندی :


 
 
 
شیری علی آبادی در تذکر شفاهی:
 
 
 
خشکسالی کمر کشاورزان هشترود را شکسته است
خشکسالی کمر کشاورزان هشترودو چاراویماق را شکسته است
سرویس: صحن
نماینده مردم هشترود و چاراویماق در مجلس با بیان اینکه خشکسالی کمر کشاورزان این منطقه را شکسته است، بر لزوم تمدید مهلت پرداخت وام کشاورزان و اختصاص اعتبارات خسارت خشکسالی، سیل زدگی و سرمازدگی به کشاورزان تاکید کرد.

به گزارش خبرگزاری خانه ملت، غلامحسین شیری علی آبادی در نشست علنی امروز (سه شنبه 93/7/8) مجلس شورای اسلامی در تذکر شفاهی به وزرای راه و شهرسازی و بهداشت ، درمان و آموزش پزشکی گفت: من در این جا باید از این وزرا بابت تجهیز و افتتاح بیمارستان شهر هشترود و قره اغاج تشکر کنم اما متاسفانه از زمان افتتاح تاکنون بیمارستان قره اغاج فاقد هر گونه نیروی متخصص و کادر پزشکی است. از این رو متولیان مربوطه باید در جهت استخدام پرسنل برای خدمت به مردم اقدام کنند.

نماینده مردم هشترود در مجلس شورای اسلامی با تاکید بر اینکه متاسفانه خشکسالی کمر کشاورزان منطقه را شکسته است گفت: این افراد برای کشت پائیزی هیچ اعتباری ندارند از این رو بانکها باید برای حمایت از این افراد اقدام کنند زیرا اگر چنین روندی ادامه پیدا کند مهاجرت کشاورزان به شهرها تشدید می‌شود.

وی بر لزوم تمدید مهلت پرداخت وام کشاورزان و اختصاص اعتبارات خسارت خشکسالی، سیل زدگی و سرمازدگی به کشاورزان تاکید کرد و گفت: اگر مقدور است وزارت جهاد کشاورزی با همکاری بانکها برای  کشت پائیزی کشاورزان وامهایی را در نظر بگیرید.

عضو کمیسیون اقتصادی مجلس با اشاره به وضعیت نامطلوب راههای روستایی منطقه تصریح کرد: اخیرا معاون وزیر راه و شهرسازی از نزدیک منطقه را بازدید کرده اما هنوز پروژه های مذکور درباره راههای روستایی تعطیل است و سالیانه مسافران دچار تصادفات سهمگین و سختی می‌شوند./

پایان پیام




مسکن مهرهشترود ، آرزوهای بر باد رفته یا آرزوهای بزرگ !!!!!!!!

دسته بندی :


توضیح : بعلت عدم حضور مهندس ایلغمی مدیر پروژه کارگاه مسکن مهر در منطقه هشترود قسمت دوم با کمی تاخیر ارائه خواهد شد .

طرح مسکن مهر در ابتدا در قالب بند د تبصره ۶ قانون بودجه سال ۱۳۸۶ آغاز شد و سپس بر مبنای قانون ساماندهی و حمایت از تولید و عرضه مسکن، به صورت پیوسته در دستور کار قرار گرفت. البته ذکر این نکته نیز ضروری است که این طرح که در حقیقت شامل اجاره بلند مدت زمین جهت احداث مسکن است، در طرح جامع مسکن نیز پیشنهاد شده بود. اما حجم پیشنهاد شده در آن طرح بسیار کمتر بود که توسط احمدی نژاد و به صورت غیر کارشناسانه از ۲۰ هزار واحد در سال به ۵/۱ میلیون واحد در سال افزایش یافت.

این شاید آغازی بود بر رویای خانه دار شدن قشر ضعیف و متوسط جامعه و البته جاذبه ای دل انگیز برای واسطه ها دلالان و سود جویان که سرانجامش هنوز که هنوز است نامعلوم است

اما در هشترود نیز در همان سال 86 اداره تعاون بریاست اقای منیری با شتاب و تعجیل بسیار اقدام به تاسیس تعاونی مسکن مهر هشترود نمود  وارد این جزئیات که شاید الان دیگر مهم نباشند نمی شوم همین قدر بگویم که در همان ماه اول بازرس قانونی تعاونی طی گزارشی چند صفحه ای از وضعیت ناهنجار اولیه تعاونی و احتمال بروز خسارت و مشکل به متقاضیان در صورت ادامه این روند به اداره تعاون تقدیم و در اعتراض به روند ناصحیح پیش گرفته تعاونی از سمت خود استعفا داد !

تعاونی شکل گرفت بر اساس اطلاعات اولیه مقرر بود هر نفر 30هزار تومان به عنوان ثبت نام و سهام اولیه واریز و در مراحل بعدی ابتدا 1میلیون تومان یکجا و 5میلیون تومان بصورت اقساط پرداخت شود و هر فردی مبلغ 15میلیون تومان تسهیلات دریافت نماید. بر اساس مقررات مربوط به مسکن مهر فقط افراد فاقد مسکن می توانستند در ان صاحب سهم و خانه شوند ، در حالیکه عملا به دلیل مسائلی که در بالا اورده شده ، افرادی پولدار و دارای چندین مسکن وارد سهام شده و عملا افراد نیازمندی که بافروش گوشواره و النگوی کودکان خود توانسته بودند پول اولیه را جمع کنند در بایکوت قرار گرفتند - کافی است به صاحبان این مسکنها بر اساس امار بنیاد مسکن مراجعه نمود در بین متقاضیان این مسکن مهر رئیس اداره نیز وجود دارد.

به هر حال مسکن مهر بعد از 8سال به این نقطه کنونی رسیده است در این گزارش سعی می کنیم به چرائی ها ، اینده مسکن مهر هشترود به پردازیم و سعی خواهیم نمود که با مسئولان ادارات زیربط مثل بنیاد مسکن ، اداره راه و شهرسازی ، فرمانداری ، نماینده مردم در مجلس ، امام جمعه ، تعاون ، کمیته امداد ، بهزیستی ، اموزش و پرورش و ریاست سابق هئیت مدیره تعاونی مسکن مهر ، مدیرعامل مسکن مهر وقت و تنی چند از متقاضیان این واحدها صحبت نموده و ماحصل را به عنوان یک گزارش جامع از مسکنی که قرار بود ارامش زندگی انسانهای نیازمند باشد تبدیل به بلای جان انها شده است تهیه و در اختیار مردم ، متقاضیان و مسئولین دولتی قرار دهیم تا شاید کمکی باشد برای رسیدن حق به حقدار! سعی نخواهم کرد زیاد به جزئیات وارد شوم بلکه با هدفی بزرگتر به کلیات خواهم پرداخت و ابتدا از عمر مفید ساختمان و استحکام بناها شروع می کنم ! گفتنی است طی سلسله مراتبی نظرات افرادی را که اسم برده ام به این مقوله اضافه خواهم نمود !

بر اساس اظهارات ریاست محترم نظام مهندسی کشور عمر مفید ساختمان ها در ایران 25 سال است ! انهم در شرایطی که حداقل استاندارهای مبحث ششم و نوزدهم و سیزدهم ساخته شود و مصالح ان مطابق با استاندارها باشد ! در این گزارش من فرض را بر صحت تمامی مصالح و رعایت تمامی مقررات می گذارم !ً

حتی در اینصورت یک سوم از عمر مفید این ساختمانها تمام شده !! در حالیکه هنوز برخی از انها به 50درصد پیشرفت فیزیکی خود هم نرسیده است !؟؟؟ ! چه کسی پاسخگوی خطرات احتمالی ناشی از تخریب ساختمانهایی خواهد شد که احتمالا زمان تحویل بیش از نیمی از عمر خود را طی می نماید ؟ چه کسی جوابگوی ان فرد بیچاره خواهد بود که به امید خانه دار شدن کل زندگی خود را بحراج گذاشته و حال تنها برای 12سال عمر مفید یک ساختمان باید بهایی بیش از اندازه حقیقی بپردازد ؟ (( میدانیم که کارشناسان امور قیمت گذاری با احتساب سن ساختمان قیمت انرا پائین تر قیمت می گذارند یک ساختمان با قدمت ساخت ده ساله بسیار ارزانتر از یک ساختمان با قدمت ساخت یکساله است ))

در مورد عمر و قدرت استحکام ساختمانهای مسکن مهر در ایران توجه شما را به حرفهای عضو کمیسیون عمران مجلس و سپس به چند تصویر جلب می کنم :

محمد دامادی در گفت‌وگو با خبرنگار اقتصادی خبرگزاری خانه ملت، اظهار داشت: مسکن مهر می‌توانست یک اتفاق مثبت باشد و اتفاقا اجرای این طرح تصمیم درستی بود، اما واحدهای ساخته شده در قالب مسکن مهر با مشکلاتی در حوزه زیرساخت مواجه است و برخی واحدها نیز از استحکام لازم برخوردار نیست. نماینده مردم ساری در مجلس شورای اسلامی تامین مسکن مردم را از وظایف دولت دانست و تصریح کرد: البته تامین مسکن مردم از سوی دولت زمانی اقدام مثبتی خواهد بود که ضرر و زیان مالی و جانی را متوجه مردم نکند.وی افزود: متاسفانه برخی از پیمانکارانی که در طرح مسکن مهر به کار گرفته شده‌اند به هیچ وجه کارآمد نبوده و تعدادی از آنان پیمانکار ساختمان نیستند که همین موضوع استحکام واحدهای مسکونی ساخته شده را زیر سوال می‌برد.

و تصاویری تکان دهنده از مسکن مهر در ابدانان در استان ایلام پس از زلزله 5.5 ریشتری !

البته من امیدوارم که هرگز در هشترود زلزله نیاید اما سوال اینجاست ایا ساختمانهایی که هشت سال است هنوز تکمیل نشده و با این روند شاید دو سال دیگر هم طول بکشد تا تحویل کامل شود از استحکام بنا و عمر مفید و استاندارد برخوردارند ؟

در مطلب بعدی سعی می کنم با رئیس کارگاه پروژه مسکن مهر و رئیس تعاونی مسکن مهر صحبتهایی داشته باشم




شعر بابا

دسته بندی :


شعر بابا از اقای پورعباس تقدیم به معلمان عزیز هشترودی به بهانه بازگشائی مدارس ، تقدیم به تمامی کسانی که با عشق و شوق و خلوص برای تعلیم تربیت بچه های این مرز و بوم خدمت می کنند تقدیم به مدیریت اموزش و پرورش هشترود از رئیس تا جز ترین کارمند ، تقدیم به تمامی باباهای مدارس هشترود ، تقدیم به معلمانی که معلمی را نه برای پول بلکه برای عشقش برگزیده اند

صدای ناز می آید.

صدای کودک پرواز می آید.

صدای رد پای کوچه های عشق پیدا شد.

معلم در کلاس درس حاضر شد.

یکی از بچه ها از قلب خود فریاد زد بر پا.

همه بر پا،چه بر پایی شده بر پا.

معلم نشعتی دارد، معلم علم را در قلب می کارد، معلم گفته ها دارد.

یکی از بچه های آن کلاس درس گفتا بچه ها بر جا.

معلم گفت:فرزندم بفرما جان من بنشین، چه درسی، فارسی داریم؟

کتاب فارسی بردار؛ آب و آب را دیگر نمی خوانیم.

بزن یک صفحه از این زندگانی را.

ورق ها یک به یک رو شد.

معلم گفت فرزندم ببین بابا؛ بخوان بابا؛ بدان بابا؛

عزیزم این یکی بابا؛ پسر جان آن یکی بابا؛ همه صفحه پر از بابا؛

ندارد فرق این بابا و آن بابا؛

بگو آب و بگو بابا؛ بگو نان و بگو بابا

اگر بخشش کنی "با" می شود با "با"

اگر نصفش کنی "با" می شود با "با"

تمام بچه ها ساکت،نفس ها حبس در سینه و قلبی همچو آیینه،

یکی از بچه های کوچه بن بست، که میزش جای آخر هست، و همچو نی فقط نا داشت؛ به قلبش یک معما داشت؛

سوال از درس بابا داشت.

نگاهش سوخته از درد، لبانش زرد، ندارد گویا همدرد.

فقط نا داشت...

به انگشت اشاره او، سوال از درس بابا داشت.

سوال از درس بابای زمان دارد. تو گویی درس هایی بر زبان دارد.

صدای کودک اندیشه می آید. صدای بیستون،فرهاد یا شیرین،صدای تیشه می آید.

صدای شیر ها از بیشه می آید.

معلم گفت فرزندم سؤالت چیست؟

بگفتا آن پسر آقا اجازه این یکی بابا و آن بابا یکی هستند؟

معلم گفت آری جان من بابا همان باباست.

پسر آهی کشید و اشک او در چشم پیدا شد.

معلم گفت فرزندم بیا اینجا، چرا اشکت روان گشته؟

پسر با بغض گفت این درس را دیگر نمی خوانم.

معلم گفت فرزندم، چرا جانم، مگر این درس سنگین است؟

پسر با گریه گفت این درس رنگین است.

دو تا بابا، یکی بابا؟

تو میگویی که این بابا و آن بابا یکی هستند؟

چرا بابای من نالان و غمگین است؟ ولی بابای آرش شاد و خوشحال است؟

تو میگویی که این بابا و آن بابا یکی هستند؟

چرا بابای آرش میوه از یازار می گیرد؟ چرا فرزند خود را سخت در آغوش می گیرد؟

ولی بابای من هر دم زغال از کار می گیرد؟

چرا بابا مرا یک دم به آغوشش نمی گیرد؟

چرا بابای آرش صورتش قرمز ولی بابای من تار است؟

چرا بابای آرش بچه هایش را همیشه دوست می دارد؟

ولی بابای من شلاق را بر پیکر مادر به زور و ظلم می کارد؟

تو میگویی که این بابا و آن بابا یکی هستند؟

چرا بابا مرا یک دم نمی بوسد؟ چرا بابای من هر روز می پوسد؟

چرا در خانه ی آرش گل و زیتون فراوان است؟

ولی در خانه ی ما اشک و خون دل به جریان است؟

تو می گویی که ای بابا و آن بابا یکی هستند؟

چرا بابای من با زندگی قهر است؟

معلم صورتش زرد و لبانش خشک گردیدند.

به روی گونه اش اشکی ز دل برخواست.

چو گوهر روی دفتر ریخت.

معلم روی دفتر عشق را می ریخت.

و یک "بابا" ز اشک آن معلم پاک شد از دفتر مشقش.

بگفتا دانش آموزان بس است دیگر؛ یکی بابا در این درس است و آن بابای دیگر نیست.

پاک کن را بگیرید ای عزیزانم،

یکی را پاک کردند و معلم گفت جای آن یکی بابا، خدا را در ورق بنویس...

و خواند آن روز، "خدا بابا"

تمام بچه ها گفتند، "خدا بابا"

پور عباس




تبریک و سپاس

دسته بندی :


منت خدای را عزوجل که طاعتش موجب سپاس است و به شکر اندرش مزید نعمت

شکر خدای متعال را که با تلاشهای بیدریغ امام جمعه فرهیخته ، مساعدت و هماهنگی های فرماندار معزز و هماهنگی و پیگیریهای نماینده محبوب شهرستان هشترود و زحمات دوستان عزیزم در شورای شهر بخصوص هئیت رئیسه جدید که با تدبیر و درایت امورات را به پیش میبرند بالاخره شهر هشترود صاحب شهرداری توانمند ، مدیر، شجاع و آگاه شد .

  

بسیار خوشحالم که دوست عزیز و فرهیخته ام استاد عبدیلر بزودی و انشالله رحمان مراحل اداری حضور به عنوان شهرداری را طی نموده و در هفته آینده با عنایت خاص استاندار مردمی استان ، مسئولین شهرستان معارفه خواهد شد

ابتدا جا دارد از زحمات تک تک کسانی که در این مدت تلاش کردند تا هشترود صاحب مدیری لایق و توانمندی در عرصه مدیریت شهری شود صمیمانه بعنوان یک شهروند ساده تقدیر و تشکر نمایم.

سپس به هئیت رئیسه جدید شورای شهر ، بخصوص ریاست محترم شورای شهر دوست عزیزم معلم برجسته و مدیر توانمند اقای مصطفی پور تبریک می گویم و دست مریزاد می گویم که در این مدت بسیار کم توانسته با انسجام و مدیریت مدبرانه خود و اعضای هئیت رئیسه جدید مسئله رابه سرعت حل نمایند تا شهر بیشتر از این از ندانم کاری های برخی ها که در بهترین زمان کاری فرصت سوزی کردند اسیب نبیند و واقعا جا دارد از درایت و تدبیر اعضای جدید هئیت رئیسه شورای شهر که بدور از جنجال و هیاهو و غوغا سالاری و پلیس بازی در اوردن ، تنها از طریق تعامل سازنده و هماهنگی و تدبیر امورات را به نفع شهر و مردم شهر اداره نمودند تقدیر و تشکر جانانه و ویژه نمایم .

در اینجا لازم میدانم به خود دوست عزیزم استاد عبدیلر هم بابت این مهم تبریک بگویم ، هرچند که معتقدم بیشتر از ایشان باید به مردم هشترود تبریک گفت که برای اولین بار بعد از سالها ، مدیریت شهرداری فلک زده هشترود در دستان چنین مدیری توانمند قرار می گیرد و خوشحالی زائد الوصف مردم از این خبر خود حکایت توانمندی و مدیر بودن استاد عزیزم اقای عبدیلر دارد

اما در اخر سخنی دارم با استاد عزیز جناب اقای عبدیلر شهردار محترم شهر هشترود

جناب اقای عبدیلر میدانم که شهرداری در زیر بار بدهی دو میلیاردی بجا مانده از شهرداری دوره قبل کمر خم کرده و نای ادامه راه را ندارد ، میدانم که حدود 500میلیون تومان بدهی سی ان جی ، پیمانکاران تسویه نشده شهرداری دوره قبل (( شهرداری شورای سوم )) کار شما را بسیار سخت خواهد نمود اما خوشبختانه حضور شما در شهرداری مصادف شده با هفته مبارک دفاع مقدس ، هفته ای که یاداور رشادت ها و جانفشانی های شما و همرزمانت در جبهه های حق علیه باطل است. بی شک هرچه در این مورد من بخواهم بگویم در مقابل دانسته های شما از جنگ چون قطره ای در برابر اقیانوس عظیم هیچ است . اما حسب انچه در مورد این رشادت ها و جانفشانی ها شنیده ایم و اموخته ایم بی تردید جنابعالی بهتر از من میدانید که در جبهه ها با دستان خالی در برابر کوهی از تجهیزات و ادوات نظامی مدرن چه مشکلاتی را پس زده و سرافرازانه بیرون امده اید ، من این تصادف میمون و مبارک ( معارفه حضرتعالی در هفته دفاع مقدس ) را به فال نیک می گیرم و ایمان دارم که با همان ایمان و خلوص و رشادت و شجاعت ، جانفشانی خواهید نمود تا این ویرانه مانند (شهرداری ) را که تحویل می گیرید تبدیل به شهرداری و شهری نمونه نمائید 

انچه امروز ما شهروندان از شما انتظار داریم شجاعت در اجرا ، تدبیر در تصمیم ، تعامل با مسئولین شهرستان، احترام به قانون برای زنده نگه داشتن امید به ابادانی و توسعه شهری در جامعه هشترود است .

جناب اقای عبدیلر ، محافظه کاری شهرداری دوره قبل برای شهر هشترود تنها عایدی که داشت یک بدهی سرسام اور و دیگر هیچ است ، امروز با شناختی که از روحیه حضرتعالی دارم امیدوارم که با قاطعیت و با همراهی شورای محترم شهر ، بخصوص هئیت رئیسه جدید که افرادی توانمند و مدیر و برنامه محور هستند هشترود پس از سالها به داشتن یک شهردار شجاع فخر نماید و نامتان به عنوان شهرداری که با شجاعت در برابر فتنه گریها و دو بهم زنی های برخی می ایستد جاودانه شود

اقای عبدیلر امروز علاوه برمشکلات داخلی شهرداری مانند بدهی دو میلیاردی دوره قبل و یا کمبود ادوات بخاطر فروش برخی دستگاههای حمل زباله در زمان شهرداری دوره قبلی شورا  و یا بدهی سی ان جی که می توانست در صورت مدیریت صحیح حداقل ماهی 40-50میلیون عایدی نصیب شهرداری نماید با مشکلات عظیم تری نیز در بیرون مواجه هستید که می توان به به صورت اجمالی به این موارد اشاره داشت

الف : انباشت زباله و عدم جمع اوری صحیح و اصولی زباله که مردم را کلافه نموده است

ب: بوی بد رودخانه و سیمای دهشت انگیز رودخانه شهر و لایروبی با تعامل سایر دستگاههای زیربط

ج: مشکل شهرکهای جدید الاحداث بخصوص فرهنگیان و محلات قدیمی مثل سید درسی

د: مشکل ترافیک که صرفا ار روی نمایش و مانور تبلیغاتی اقداماتی در یک طرفه کردن خیابانها صورت دادند بی انکه کار کارشناسی در پشت ان نهفته باشد

و: عدم اولویت بندی و برنامه محور بودن شهرداری در دوره سوم شورا

ز: عدم تعامل و هماهنگی با شورا و مسئولین شهر

ح: نبود و عدم مسیرگشائی استاندارد و اصولی در حالیکه با حداقل امکانات و هزینه میشود خیابانهای چایکنار و خیابان پشت شهرک شهریار و ... را بازگشائی نمود تا از بار ترافیکی شهر کاسته شود - در اینجا جا دارد از اقای علیزاده که با مدیریت خود و اسفالت و زیر سازی خیابان دانشگاه حجم اندکی از بار ترافیک شهر را کاست نیز تقدیر و تشکر شود - که امید است ادامه مسیر گشائی ها به سرعت انجام شود

ط: حل بحث میادین ورودی شهر که نیمه کاره مانده بخصوص در مسیر محله خورجستان که ابروی شهر محسوب میشود

ی : استفاده از نمادهای اصیل بومی و انقلابی و ارزشی در ورودی های شهر ،

س: استفاده از هرمندان بومی مثل استاد بطحائی و طالب پور در تزئین و ساخت مجمسه های نمادین با هزینه اندک برای زیبائی شهری

ش: حل مشکلات اسفالت معابر و کوچه ها

و............ که اگر بخواهم تک تک اشاره کنم شاید یک مثنوی شود اما استاد عبدیلر عزیز امروز شهروندان هشترودی بیش از همه اینها خواهان رفتاری مودبانه و محترمانه از سوی پرسنل شهرداری با مردم هستند حضور برخی افراد در شهرداری که میراث مدیریت ناتوان شهرداری دوره قبلی بوده باعث ازار و اذیت مردم میشود . با شناختی که از روحیه متواضعانه و مردمی شما دارم انشالله با اصلاح رفتار برخی افراد حاضر در شهرداری ، حسن خلق و رفتار اسلامی و ایرانی را در مجموعه مدیریتی خود جایگزین رفتار اشرافی گری و مکبرانه به جای مانده از ادوار قبلی نمائید که امام صادق علیه السلام فرموده اند :

با مردم به نرمي و گرمي برخورد كني ، پاك و منزه و در كمال ادب سخن بگويي ، و در مواجهه با برادرانت متبسّم و گشاده روي باشي. (معاني الاخبار، ص 253)

و حضرت رسول اکرم نیز تاکید فرموده اند که : (مَنْ اَكْرَمَ اَخاهُ المؤمنَ بِكلمةٍ يُلْطِفُهُ بها وَ فَرَّجَ عَنه كُرْبَتَهُ لَمْ يَزَلْ في ظلّ اللّه ِ المَمدُودِ عَليهِ الرّحمةُ ما كانَ في ذلك - هر كس برادر باايمانش را با گفتن كلامي ملاطفت آميز و غم زدا، مورد تكريم قرار دهد، تا وقتي او شادمان است، گوينده آن سخن همواره در سايه رحمت گسترده الهي به سر مي برد).

لذا در نهایت امیدوارم که هرکسی در دوره شما وارد شهرداری میشود اگر هم حتی بخاطر قانون مشکل امکان رفع مشکلش نباشد با روی خندان ناشی از رفتار مهر امیز و اسلامی کارکنانتان شهرداری را ترک کند که این اهم برخورد یک کارمند و مدیر اسلامی و انقلابی است .

        

در پایان بار دیگر از امام جمعه عزیز شهر، از فرماندار اعتدال گرا ، از نماینده محبوب و معتدل شهرستان ، از اعضای با کفایت هئیت رئیسه جدید شورا و تمامی کسانی که این مهم را به سرانجام رساندند تقدیر و تشکر می نمایم و به شما این مهم و افتخار خدمت به شهر و همشهریانتان را تبریک می گویم

جا دارد در اینجا از زحمات و تلاشهای آقای علیزاده شهردار سابق ، مهندس بهروزی سرپرست موقت شهرداری که در این یکسال و اندی با کوهی از مشکلات به جا مانده از دوره قبلی در حد توان خویش جهت خدمت به همشهریان خود انجام وظیفه نمودند نیز تقدیر و تشکر نمایم و خسته نباشید عرض کنم

خدایا چنان کن سرانجام کار                تو خشنود باشی و شهرمان باشد سرافراز




هفته دفاع مقدس گرامیباد

دسته بندی :


                              
تقدیم به شهدایی که عاشقانه رفتند
تقدیم به رزمندگانی که خاضعانه جنگیدند تا
استقلال ازادی و جمهوری اسلامی بماند
تقدیم به ازادگانی که سرافرازنه درس ازادگی پس دادند
تقدیم به مفقود الاثرها ، به شهدای گمنام
تقدیم به همه کسانی که هشت سال عاشقانه جنگیدند
بی انکه سبز باشند یا قرمز و زرد
فقط برای ایران ، ایران اسلامی
تقدیم به امام شهدا
مردی که دنیا را وادار به تعظیم در برابر قدرت ایران نمود
تقدیم به رهبری نظام
مردی که تدبیرش همچنان امید را در وجود ما زنده نگه داشته است
تقدیم به ایران و ایران اسلامی
 
 
 
 
 
یه پلاک ، که بیرون زده از دل خاک
روی اون ، اسمیه از یه جوون
یه پلاک ، از دل خاک
یه پوتین ، فقط مونده از یه جوون که خوابید روی مین
استخون ، یه کلاه با یه عکس وصیت نامه ی غرق خون
یه جوون ، که پدر شد و پر زد و دخترکش رو ندید
دختری ، که پدر رو ندید و آغوش پدر نچشید
یه پدر ، بیست و چند ساله و چند ماهه چشماشو دوخته به در
مادری ، منتظر واسه دیدن قامت و روی پسر
یه پلاک ، از دل خاک…

عشق یعنی یه پلاک ، که زده بیرون از دل خاک
عشق یعنی یه شهید ، با لبای تشنه سینه چاک
عشق یعنی یه جوون ، یه جوونه بی نام و نشون
عشق یعنی یه نماز ، با وضو گرفتن توی خون
عشق یعنی انتظار، تو دل یه مادر بیقرار
چشم تر مونده به راه ، واسه نشون یه مزار
عشق یعنی یه پدر ، که شبها بیداره تا سحر
عشق یعنی یه خبر ، خبر یه مفقود الاثر
یه پلاک ، که بیرون زده از دل خاک
روی اون ، اسمیه از یه جوون
یه پلاک ، از دل خاک

یه پلاک،که بیرون زده از دل خاک،روی اون،اسمیه از یه جوون…

یه پلاک از دل خاک…

یه پوتین،فقط مونده از یه جوون که خوابید روی مین…

استخون،یه کلاه با یه عکس، وصیت نامه ی غرق خون…

یه جوون،که پدر شد و پر زد و دخترکش رو ندید،دختری که پدر رو ندید و آغوش پدر نچشید…

یه پدر،بیست و چند سال و چند ماهه چشماشو دوخته به در،مادری منتظر واسه دیدن قامت و روی پسر

یه پلاک از دل خاک…
شعر تیتراژ پایانی فیلم معراجی ها ساخته مسعود ده نمکی
 
 
 
 
 
لزوم بازخوانی فرهنگی که هشت سال تمام استکبار شرق و غرب را به زانو در اورد - یادداشتی در خبرگزاری عصر ادینه اینجا
 



30شهریور روز گفتگوی تمدنها

دسته بندی :


گفت‌وگوی تمدن‌ها نظریه‌ای است در روابط بین‌الملل. این نظریه در فرم کنونی اولین‌بار توسط محمد خاتمی، رئیس جمهور سابق ایران، مطرح شد. او در اصل ایدهٔ گفت‌وگو میان تمدن‌ها را به عنوان واکنشی به نظریهٔ جنگ تمدن‌های ساموئل هانتینگتون مطرح ساخت.

عبارت گفتگوی تمدن‌ها بعد از اینکه در سپتامبر ۱۹۹۸ سازمان ملل متحد در بیانیه‌ای سال ۲۰۰۱ را «سال گفتگوی تمدن‌ها» نام نهاد مشهور شد. پس از آن در بهمن ۱۳۷۷ دولت ایران مرکز بین‌المللی گفت‌وگوی تمدن‌ها را برای هماهنگی فعالیت‌های مربوط به گفتگوی تمدن‌ها تأسیس کرد.

در تقویم رسمی جمهوری اسلامی ایران نیز روز ۳۰ شهریور «روز گفتگوی تمدن‌ها» نامگذاری شده بود که در سال ۱۳۸۹ به دلیل «منقضی شدن زمان این مناسبت و نداشتن متولی خاص» از تقویم حذف شد.

مرکز بین‌المللی گفت‌وگوی تمدن‌ها نهادی بود که در سال ۱۳۷۷ خورشیدی در ایران تأسیس شد و محمد خاتمی، رئیس جمهوری وقت ایران ریاست آن را برعهده داشت.

به تصویب رسیدن پیشنهاد محمد خاتمی برای نام‌گذاری سال ۲۰۰۱ در پنجاه و سومین مجمع عمومی سازمان ملل (سپتامبر ۱۹۹۸) به عنوان «سال گفت‌وگوی تمدن‌ها» انگیزه تأسیس این مرکز در ایران شد.

محمد خاتمی در نخستین سفر خود به ایالات متحده و سخنرانی در مجمع عمومی سازمان ملل متحد پیشنهاد «گفت‌وگوی تمدن‌ها» را مقابل «برخورد تمدن‌ها» مطرح کرد که این پیشنهاد با استقبال اعضای سازمان ملل روبه‌رو شد.

هدف از بنیاد این مرکز «هماهنگ کردن فعالیت‌های کلیه سازمان‌ها، مراکز دولتی و غیردولتی برای توسعه نظریه گفت‌وگوی تمدن‌ها» عنوان شد.

محمدجواد فریدزاده به عنوان نخستین رئیس مرکز بین‌المللی گفت‌وگوی تمدن‌ها منصوب شد. وی پس از مدتی جای خود را به عطاءالله مهاجرانی داد. ریاست وی نیز دیری نپایید و در پی استعفای او، محمود بروجردی به عنوان سرپرست جدید این مرکز گمارده شد.

مرکز گفت‌وگوی تمدن‌ها تا اوایل سال ۸۴ زیرمجموعه وزارت خارجه بود ولی پس از آن به زیرمجموعه‌ای از سازمان فرهنگ و ارتباطات تبدیل شد. در دی‌ماه ۱۳۸۴ سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، دو دفتر ادیان و مرکز گفت‌وگوی تمدن‌ها را با نام جدید «مرکز گفت‌وگوی ادیان و تمدن‌ها» ادغام کرد.

این مرکز سرانجام در دی‌ماه ۱۳۸۶ طی حکمی از سوی محمود احمدی‌نژاد، رئیس جمهور وقت ایران، با همه امکانات و نیروی انسانی در «مرکز ملی مطالعات جهانی شدن» ادغام شد و زیر نظر رئیس جمهور و به ریاست اسفندیار رحیم مشایی قرار گرفت.




یادداشت زیباکلام درباره رفراندوم اسکاتلند

دسته بندی :


صادق زیباکلام در شرق نوشت: اگر آنچه در اسکاتلند انگلستان اتفاق افتاد در یک‌کشور درحال‌توسعه رخ داده بود، تاکنون نتایج کاملا متفاوتی به‌بار آمده بود.

در ادامه یادداشت زیباکلام می‌خوانید: اگر بریتانیا به جای آنکه کشوری کاملا دموکراتیک باشد، کشوری توسعه‌نیافته و غیردموکراتیک می‌بود و شماری از مردم یک‌منطقه آن به نام اسکاتلند، خواهان جدایی و استقلال می‌شدند، تاکنون نیروهای هوایی انگلستان مواضع جدایی‌طلبان را به دفعات بمباران کرده بود، زندان‌های این کشور مملو از تجزیه‌طلبان و تروریست‌های اسکاتلندی می‌بود، مناطق وسیعی از اسکاتلند تحت‌اشغال ارتش انگلستان قرار گرفته و در بخش‌های دیگری از آن اعلام حکومت‌نظامی شده بود، از لندن به ادینبورگ - مرکز اسکاتلند- و سایر شهرهای دیگر آن با ستون نظامی می‌بایستی رفت‌وآمد می‌شد و جدایی‌طلبان در ارتفاعات اسکاتلند با ارتش انگلستان درحال نبرد بودند و سایر صحنه‌ها و تصاویری که هر روزه در اخبار جلوی چشمان جهانیان در مناطقی که دچار مشکلات مشابه هستند، اتفاق می‌افتادند.

به‌علاوه مقامات انگلیسی در لندن، حرکت استقلال‌طلبی در اسکاتلند را حاصل توطئه مرموزی از سوی طرف‌های خارجی می‌دانستند که با ایجاد تفرقه میان دو ملت اسکاتلند و انگلستان که قرن‌ها در صلح و آرامش در کنار یکدیگر به سر برده‌اند، می‌خواهند انگلستان را تضعیف کنند.

پرسش ساده آن است که چرا در جریان استقلال‌خواهی مردم اسکاتلند، نه یک‌فشنگ مشقی شلیک شد، نه یک‌اسکاتلندی با اتهام تجزیه‌طلبی مواجه شد، نه حتی یک‌ثانیه اعلام وضعیت فوق‌العاده در اسکاتلند ضرورت پیدا کرد و نه رقبای لندن – فرانسه یا آلمان- متهم شدند که در پشت تحولات اسکاتلند قرار دارند و «بریتانیا» را به زانو در آوردند. کمترین نکته‌ای که علی‌القاعده می‌بایستی اتفاق می‌افتاد آن بود که پای نفت دریای شمال که چسبیده به اسکاتلند است، به میان می‌آمد. انگلیسی‌ها، شرکت‌های بزرگ نفتی و اسکاتلندی‌ها را متهم می‌کردند که پای آنها در جریان استقلال‌طلبی اسکاتلند در میان است؛ اما این اتفاق هم نیفتاد. مشابه همین وضعیت، چند سال پیش در استرالیا رخ داد، استرالیا در حقیقت، وابسته به بریتانیاست و سفارت استرالیا در همین تهران خودمان، تصویر ملکه انگلستان را به‌عنوان رییس کشور بر دیوار نصب کرده است. جریانات سیاسی چپ در استرالیا مدت‌ها بود برای جدایی این منطقه از انگلستان تبلیغ می‌کردند.

حزب کارگر وعده داده بود، اگر به قدرت برسد موضوع استقلال استرالیا از بریتانیا و جمهوری‌شدن آن کشور را به همه‌پرسی خواهد گذارد. آن حزب در انتخابات برنده شد و رفراندوم هم صورت گرفت. بیش از 60درصد مردم استرالیا، رای دادند که نمی‌خواهند این کشور، یک جمهوری مستقل شود. همچنانکه دو روز پیش هم بیش از نیمی از مردم اسکاتلند، رای مشابهی دادند. در واقع، نخ تسبیح نامریی که باعث می‌شود با وجود آن همه تبلیغات ملی‌گرایان و موافقان جدایی اسکاتلند از بریتانیا، مردم اسکاتلند ترجیح دهند مستقل نشوند و جزیی از بریتانیا باقی بمانند، دموکراسی است. دقیقا اگر امروزه هزاران جدایی‌طلب اسکاتلندی به‌واسطه فعالیت‌های جدایی‌طلبانه در زندان‌های انگلستان به سر می‌برند یا به جای حاکمیت دموکراسی، همواره در معرض محدودیت قرار گرفته بودند، آیا همچنان رای به باقیماندن با انگلستان را به صندوق می‌ریختند؟ چه بخواهیم چه نخواهیم، جامعه بریتانیا آنقدر توسعه یافته و حاکمیت قانون در آن کشور پررنگ است که وقتی همه‌پرسی برگزار می‌شود، اکثریت دلیلی بر جدایی از بریتانیا نمی‌بینند، همچنان که چندسال پیش، استرالیایی‌ها هم دلیل برای جدایی پیدا نکردند. گمشده همه مردم جهان، همان احترام به قانون و قواعد مردمسالاری است.




شماره جدید عصرادینه هشترود منتشر شد

دسته بندی :


صفحه اول

مستفید فرماندار هشترود : بخاطر وحدت بین بنده و حاج اقا شیری و حاج اقا رشادی

هشترود در مدار رشد و توسعه قرار داد  ( ناگفته های مستفید از هشترود )

حق تامین دارد اجتماعی که دلگرم کار است مصاحبه به سلیمانی رئیس تامین اجتماعی 3

تا پایان سال 94 بیش از 80درصد روستاهای هشترود از نعمت گاز برخوردار خواند شد

مصاحبه با ناصری رئیس اداره گاز هشترود 4

زندگینامه طلبه شهید سید احمد حیدری موسوی 3

اخبار بزرگداشت هفته دولت در هشترود بروایت تصویر 4

معرفی یگ هنرمند پسر کو ندارد نشان از پدر 3

بانک کشاورزی گره گشای بخش کشاورزی هشترود 4

یادداشت ماه

هفته دفاع مقدس ، لزوم بازخوانی فرهنگی که هشت سال تمام استکبار غرب و شرق را به زانو دراورد




اتهام زنی های عجیب در تاریخ: از صفویه تا امروز

دسته بندی :


 انسان ها به سه دلیل پشت سرتان حرف میزنند: 1-وقتی نمی توانند در حد شما باشند... 2-وقتی چیزی که شما دارید را ندارند... 3-وقتی می خواهند از سبک زندگی شما تقلید کنند اما نمی توانند... 

در نماز جمعه این هفته حجت اسلام رشادی با بیان اینکه شهرداری هشترود در حال حاضر با بدهی های فراوانی روبرو هست که از شهرداری قبلی به ارث مانده که باید از شهردار قبلی هشترود سوال کرد این همه بدهی از کجا آمده و در کجا ها خرج شده است1 و.....خوشبختانه بار دیگر ثابت شد که بدون سند و مدرک حرف نمی زنم و بر اساس مدارک و منابع موثق مطالبم را می نویسم ، اخیرا هم بعد از دو مطلب در مورد شورا که نوشته ام ، بنده متهم به زندیق و کفر و بابی گری و ............. هرچی که فکرتان برسد! شده ام !.  باشد ، بگذار بگویند ! هرچه این مرفه هان بی درد و عاشقان قدرت و تشنه گان مکنت دلشان می خواهد همانطور که امروز ثابت شد که یکماه قبل وقتی نوشتم شهرداری دوره سوم بدهی دومیلیاردی بجای گذاشته دورغ نگفته ام ، ایام به من اموخته که صبور باشم شاید یکماه شاید دوماه دیگر هم ثابت خواهد شد که چه کسی راست می گوید .
حقیقت همیشه تلخ است آقایان ، اما هرگز انهایی که حقیقت می گویند با تهدید از جایشان در نمی روند منهم خیلی وقته عادت به تهدید شدن دارم ، نمیدونم چرا مدتهاست بند تنبان هرکسی شل میشود منو تهدید می کنه بقول شهید مظلوم بهشتی بکشید ما را ملت ما بیدار تر می شود ! حالا تهدید بکنید !!! نوش جانتان !

عصرایران ؛ عبدالرحیم اباذری - چند وقت پیش درباره اتهام زنی به وزیر علوم (که استیضاح شد) مطالبی قلمی شد (اینجا) و در آن وعده اتهام زنی های عجیب در تاریخ: از صفویه تا امروزدادیم مقاله مستقلی پیرامون این گونه اتهامات و سیر تاریخی آن تقدیم حضور خوانندگان شود. به راستی هر محقق و پژوهشگری که از این زاویه صفحات تاریخ را تورق ومورد دقت قرار می دهد ،از شدت شگفتی بی اختیار انگشت حیرت به دهان می گیرد. اتهام زنی ها به قدری در این وادی عجیب ،غیر اخلاقی و در بعضی موارد مستهجن است که انسان از تصور آنها عرق شرم بر پیشانی اش جاری می شود تا چه رسد به این که آن را نقل کند.

جالب است که اکثر انسان های مصلح وشخصیت های بزرگ و پاک در طول تاریخ قربانی این پدیده شوم شدند. از جمله وقتی امیر مؤمنان علی علیه السلام در محراب عبادت به شهادت می رسند و مردم از این خبر تعجب کرده و از هم می پرسند مگر علی هم نماز می خواند که در محراب کشته شده باشد؟! در سایه همین اتهام زدنی هاست که قبلا آن حضرت از سوی خوارج به «خروج از دین» متهم شده بودند، چنانکه وقتی می خواستند فرزندش امام حسین  علیه السلام را از سر راه خود بردارند، اول حکم خروج از دین او را صادر کردند و گفتند که بر ضد امیر مومنین وقت (یزید) قیام کرده و مرتد است، بعد به قتل او در روز عاشورا اقدام کردند. هنگامی که اسرای نینوا را از کربلا به شام می بردند در میان راه به هر شهری می رسیدند ،اهل بیت پیامبر را ، به عنوان «خارجی» و کسانی که مردانشان بر خلیفه مسلمین شورش کرده اند معرفی می کردند!

نسبت دادن های ناروا در هر دوره ای به حسب شرایط زمانی ومکانی مختلف بوده و تغییر می کرده است. در عصر حکومت صفوی ها چون مدتی با دولت عثمانی ها در جنگ بودند،هر کسی را می خواستند بردارند ،می گفتند فلانی  سنی یا ملحد شده است، یا دست کم می گفتند: فلانی جاسوس دولت عثمانی هاست و همین مقدار در سر به نیست کردن او کفایت می کرد و نیازی به هیچ دلیل وسند و مدرک و محکمه ای نداشت.

اتهام زنی های عجیب در تاریخ: از صفویه تا امروز

زمان قاجاریان اتهام زنی ها در شکل و شمایل دیگر بود. دوره فتحعلی شاه چون بازار تصوف رواج داشت و مبارزه با صوفی گری در راس امور بود، مخالفان حکومت با این اتهام از صحنه خارج می شدند.
در زمان محمد شاه و ناصرالدین شاه و مظفرالدین شاه، مخالفان با انگ «بابی و بابی گری» به انزوا کشیده می شدند. چنانکه مصلح نامدار سید جمال الدین اسد آبادی و بعضی ازشاگردان ایشان به همین اتهام گرفتار آمدند و از این ناحیه صدمات سختی را در راه مبارزه تحمل کردند.
این اتهام به قدری جا افتاد که هنوز هم بعد از گذشت ده ها سال کسانی در حوزه و دانشگاه سید جمال را بابی می دانند.

اتهام زنی های عجیب در تاریخ: از صفویه تا امروز


در زمان محمد علی شاه که انقلاب مشروطیت رخ داد و بعد انقلاب به انحراف کشیده شد،به تبع آن اتهام زنی ها نیز اوج گرفت.افراد بسیاری به مسلخ برده شدند از جمله آنها فقیه مجاهد آیت الله شیخ فضل الله نوری بود. نخست گفتند که وی زندگی مرفه دارد و با اعیان و اشراف در ارتباط است. وقتی دیدند این اتهام موثر واقع نشد به ترور فیزیکی روی آوردند اما این ترور نافرجام ماند و شیخ تنها از ناحیه پا به شدت مجروح شد. سرانجام که مبارزات وی علیه مشروطهِ انحرافی شدت یافت،گفتند که شیخ با سفارت روس ارتباط دارد واز سوی آنها تغذیه فکری و مالی می شود و اراذل واوباش به دور خود جمع کرده و آشوب به پا می کند! او را دستگیرکردند وبعد از محاکمه ساختگی به پای چوبه دار بردند وبه حیاتش پایان دادند.تاسف بار تر این که مردم نیز باورشان آمد ، پای چوبه دارش حاضر شدند، کف زدند و رقصیدند.

این در حالی بود قبل از دستگیری برخی افراد منورالفکر که به سفارت روس پناهنده شده بودند به وی پیغام فرستادند که او هم به آنها بپیوندد یا اجازه دهد پرچم روس بربالای در خانه اش بزنند و یا چند نفرسالدات (ماموران سفارت روس) به منزلش بیایند و از وی حراست کنند.شبیه همین پیام ها از طرف سفارت هلند و سفارت دولت عثمانی نیز به ایشان ارسال شده بود، اما این فقیه مجاهد به همه آنها جواب رد داد و در پاسخ به خواهش یکی از نزدیکانش گفت: «من در انظار بیگانگان در ردیف علمای طراز اول به شمار می آیم. اگر به آنها پناه ببرم، مثل این است که اسلام به کفر پناه برده است. اینها مرا بکشند برای من بهتر و گوارا تراز این است که فردا بگویند یک عالم و مجتهد دینی از ترس جانش به کفار پناهنده شد.»

در دوره پهلوی هم چون کمونیست ها و حزب توده ای ها دشمن شماره یک رژیم بودند و در خیانت و وطن فروشی مورد تنفر مردم قرار گرفته بودند، اتهام ها بر محور این دو عنوان می چرخید. چه بسیار آدم های محترم و شریفی به خاطر این تهمت ها حیثیت ، آبرو وکار وزندگی خود را از دست دادند و زندان وت بعید و سرانجام اعدام شدند!

عالم مبارز مرحوم آیت الله شیخ حسین لنکرانی ،تنها یک نمونه از آن همه بود. او در دوره چهاردهم مجلس شورای ملی از شهر اردبیل کاندیدای نمایندگی مجلس شد به خاطر نفوذی که در میان مردم داشت اغلب گروه های سیاسی مجبور شدند از کاندیداتوری وی حمایت نمایند،از جمله حزب توده شاخه اردبیل نیز چنین کرد. همین امر به ظاهر ساده، سوژه به دست رژیم شاه داد؛ آنها طی تبلیغات وسیعی شایع کردند که آقای لنکرانی توده ای است و اسنادش هم موجود است و چه سندی گویا تر از این که توده ای ها از وی حمایت می کنند!

اتهام زنی های عجیب در تاریخ: از صفویه تا امروز

این اتهام به خوبی جا افتاد حتی شخصیت هایی مانند آیت الله شهید مطهری تحت تاثیر این فضا قرار گرفتند! آن شهید چون در ماجرای قیام پانزده خرداد 42 به زندان افتاد و با شیخ لنکرانی هم سلول شد،به نادرستی این اتهام پی برد.ایشان پس از آزادی از زندان به دوستانش گفته بود: « یکی از برکات دستگیری من این شد که ما آقای حاج شیخ حسین لنکرانی را شناختیم. اول فکرهای دیگری درباره او می کردیم ولی در زندان متوجه شدیم که اشتباه بوده و او آدم متعبد، متدین و فهمیده ای است.»

یکی دیگر از عالمان و مصلحان بزرگ که در طول دودهه تلاش های شبانه روزی در لبنان مورد ناجوان مردانه ترین اتهامات واقع شد، امام موسی صدر بود. گروه های چپی در لبنان که وابسته به اتحاد جماهیر شوروی بودند، او را جاسوس آمریکا و اسرائیل معرفی می کردند.گروه های راستی که خودشان از آمریکا و اسرائیل پول وامکانات می گرفتند ، می گفتند وی عامل شوروی در منطقه است.

بعضی از علمای شیعه که تلاش و پیشرفت های او را بر نمی تابیدند از روی حسادت در روزنامه ها می نوشتند ،او مزدور شاه ایران درلبنان است. بعضی دیگر می گفتند: او از دین اسلام خارج شده و دین مسیح بر خود اختیار کرده و سندش هم موجود است.مگر نمی بینید هر هفته و هر ماه به کلیساها و کنیسه ها می رود و برای جوانان مسیحی و یهودی مراسم مذهبی اجرا کرده و سخنرانی می کند! مگر ندیدید در مقابل بستی فروشی مسلمان از یک بستنی فروشی مسیحی حمایت کرد؟!

سال 1351 امام موسی صدر به همراه شهید چمران طی سفری به اتحاد جماهیر شوروی در نظر داشت تا پروژه ساختمان بیمارستانی را که در حال تاسیس داشت به مناقصه بگذارد. همین امر بهانه خوبی شد، تا یکی از هم کسوتان، او را به کمونیستی و کفر و الحاد متهم سازد. او بر بالای منبرپیامبر رفت و گفت: آنهایی که ادعای مسلمانی دارند چگونه به خود اجازه می دهند از بلاد کفر ،شرک و الحاد دیدن کنند؟!

اتهام زنی های عجیب در تاریخ: از صفویه تا امروزاتهام زنی های عجیب در تاریخ: از صفویه تا امروز

وقتی او تصمیم گرفت در ساخت فیلم «محمد رسول الله» با مصطفی عقاد همکاری و او را تغذیه فکری کند ،صدای وا اسلامای متحجران واپسگرا به آسمان بلند شد؛ آنها هر چه در توان داشتند مخالفت و کارشکنی کردند. چون حریف نشدند تهمت زدند و نسبت های دروغ به ایشان بستند. بعد هم وقتی فیلم اکران شد همین آقایان با اعوان و انصار و فرزندان پای تلویزیون نشستند وبارها آن را تماشا کردند، اما دریغ از یک عذر خواهی و تشکر کوچک.
القصه چه بسیار اتهامات عجیب وغریبی درباره خانواد و فرزندان ایشان ساختند که قلم از طرح آن همه ، عاجز و شرمسار است.

همان طوری که می بینید بخشی از اتهام ها همواره از سوی حاکمان و حکومت ها ساخته و پرداخته می شده است چرا که وجود و حضور پر نشاط مصلحان آگاه و عالمان متعهد همیشه برای آنان موی دماغ بشمار می آمد. بعضی دیگر از اتهام زنی ها از جانب هم کسوتان مطرح می شده و منشا آن اغلب حسادت ،کج اندیشی و یا ساده لوحی بوده است.

در شرح حال سید جمال الدین اسد آبادی می خوانیم که وی ایام طلبگی علاوه بر دروس حوزوی، جوانی را به حجره می آورد و از وی زبان فرانسوی یاد می گرفت، از این رو مورد حسادت آنان قرار گرفت، آمدند و گفتند: آموزش زبان بهانه است سید با این جوان (با عرض معذرت) عمل شنیع ... و غیر اخلاقی انجام می دهد و بدین ترتیب او را از مدرسه اخراج کردند. این پرونده ساختگی برای یک طلبه جوان مستعد در آن ایام بسیار شکننده بود.

همان طوری که حضرت امام در دهه بیست و سی به خاطر تدریس فلسفه وعرفان ازسوی بعضی مقدسین متهم به کفر والحاد وصوفی گری شد و کوزه ای را که فرزندش مصطفی از آن آب خورده بود به آب کشیدند، در دهه چهل چون نهضت اسلامی آغازید این هجمه ها وتهمت ها فزونی یافت و حتی نسبت «تارک الصلاه» ، «کمونیست» ، «عامل انگلیس» واتهام «آمریکایی» ، «روسی» ، «التقاطی» وتهمت « وهابیت و بدتر از وهابیت» از سوی بعضی هم کسوتانِ خوش انصاف(!) به امام وشاگردانش نثار شد.

اتهام زنی های عجیب در تاریخ: از صفویه تا امروز

امام راحل، بعد از شمارش این اتهام ها در آن نامه تاریخی (منشور روحانیت) ، خطاب به طلاب جوان می نویسند: «خون دلی که پدر پیرتان از این دسته متحجر خورده است هرگز از فشارها و سختی های دیگران نخورده است» از سوی دیگر ایادی رژیم نیز می گفتند او از انگلیس تغذیه وکمک مالی می شود. یک بار هم شایع کردند که خمینی از جمال عبدالناصر پول می گیرد.

در همین ایام دکتر علی شریعتی نیز از جانب بعضی به کفر و الحاد متهم بود و به آیت الله خامنه ای ، رهبر معظم انقلاب هم لقب «شریعتی عمامه دار» داده بودند، ظاهرا جرم ایشان این بود که ارتباط نزدیک وصمیمی با دکتر داشتند و احیانا در مقابل این اتهامات ناروا از وی حمایت می کردند.

اتهام زنی های عجیب در تاریخ: از صفویه تا امروز


آنچه ذکر شد، تنها بخش اندکی از اقیانوس اتهام زنی ها و نسبت دادن های ناروا به مصلحان تاثیر گذار در طول تاریخ بود. این داستان تلخ متاسفانه بعد از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی البته با یک شکل و روش دیگر همچنان ادامه پیدا کرد که در فرصت مناسب به آن پرداخت خواهد شد.

هدف از نقل این نکته های تلخ و تاریک تاریخی، صرفاً قصه خوانی وداستان سرایی نیست. باید از گذشته ها عبرت گرفت واز فضا سازی های کاذب توسط افراطیون علیه شخصیت های دلسوز آگاه شد و به تعبیر حضرت امام (ره) تحت تاثیر القائات شیطانی «شکست خوردگان دیروز وسیاست بازان امروز» قرار نگرفت و فریب به ظاهر دلسوزانه «مارهای خوش خط وخال» را نخورد.

امید است بساط اتهام زنی واتهام زنندگان برای همیشه از این کشور برچیده شود ودیگر نیازی به نقل این چنین مسائلی که کام خوانندگان را تلخ می کند و دل هر انسانی را می لرزاند،نباشد.

1-خطبه های نماز جمعه بیست و یک شهریور 1393




شورای شهر هشترود ، از ماست که برماست

دسته بندی :


روزیکه انتخابات شوراها پایان پذیرفت و اقایان مصطفی پور و ولیپور و اکبری و محمدحسین فر و رضانژاد به عنوان اعضای شورا انتخاب شدند هنوز حکمشان ابلاغ نشده و رسما شورا نشده مشخص شد که این شورا با اختلافات عدیده ای میان اعضایش مواجه است ! اختلافاتی که در انزمان بنده تاکید مینمودم و دوستان می گفتند تو دروغ می گوئی !!!

در انزمان یعنی بعد از خرداد 92 بنده مرتب بر این نکته اشاره داشتم که این ترکیب ناهمگون با روحیاتی که در دو نفر از این اقایان مشهود است ره به جائی نخواهد برد اما سواد سیاه داران گفتند تو بیسوادی و هیچ نمی فهمی - بخوانید در مورد سواد سیاه و سفید اینجا ! در اینجا ناچار باید به مسئله مهم دیگرگریزی کوتاه بزنم متاسفانه برخی دوستان که ادعای کارشناس بودن دارند تنها به مدرک دار بودن خود تاکید نموده و از ارتباط با عامه مردم غافل میشوند برای همین است که کارکارشناسی انها تنها جنبه علمی محدود به سواد شان را در بر میگیرد و به هیچ عنوان برامده از کف جامعه نیست ! برای همین وقتی نظری که مخالف نظر علمی خود باشد را برنمی تابند و طرف را به بیسوادی محکوم می کنند که در مورد شوراها هرچه من گفتم این کارشناس نماها مرا کوبیدند و امروز ثابت میشود که انروز من بیسواد خیلی بهتر از سواد سیاه داران از نیازها و خواستها و روحیات مردم خبر دارم ! 

در انزمان که بنده بر اختلافات میان شوراها تاکید داشتم و مصر بودم قبل از رسمیت یافتن راهکاری توسط ریش سفیدان و صاحب نظران برای تعیین یک الگو و برنامه عملی و به نوعی محوری برای فعالیت این شورا پیدا شود و عملی شود که کار به این مرحله نکشد ! ولی دوستان مدرک گرا با متهم کردن بنده به دروغ و تهمت و نبود اختلاف کار را به جائی رساندند که امروز می بینیم !

تعدادی از بسیار مطالبی که بنده در انها این موضوع اختلاف را گوشزد و شورای چهارم را از این حواشی و مشکلات اگاه کرده بودم اینها هستند : سخنی با شورای منتخب در دهم تیرماه در خصوص انتخاب شهردار که مطابق پیش بینی بنده اینان نتوانستند و ثمره اش ان شد که در طی یکسال 4شهردار عوض کرده اند ! نظر کرباسچی در خصوص انتخاب شهردار به تاریخ بیست و یکم تیرماه !و سخن اخر در مورد شورا و شهرداری بتاریخ 23تیرماه که بعد از ان تا مدتی ننوشتم چون اقای  رئیس هی از طریق سفارش از طرف فامیلها می گفت که به پیام بگوئید با من کاری نداشته باشد !!

اقای رئیس عزیز من با شما کاری نداشتم ! دست و پایتان را گرفته بودم یا حبستان کرده بودم ! من بر اساس کارم بعنوان رسانه فقط نقد می نوشتم و به شما می گفتم این راهی که میروی برعلیه شهر و مردمش هست ، این راهی که میروی به همانجائی ختم میشود که در مثلها امده است ! اقای  رئیس عزیز به شما دوستانه بعنوان یک برادر کوچک گفتم که در انتخاب شهردار سیاسی کاری نکنید ، با مردم شفاف باشید ، شورا را به دو دسته تقسیم نکنید، اختلاف ریشه نابودی است مواظب باشید ! و دیدید که با شناختی که از روحیات شما داشتم سرانجام کار چه شده است ! در نظر سنجی بیش از 76 درصد مردم ریاست شما را ضعیف و بد میدانند ! این یعنی اینکه من راست می گفتم سیاسی کاری شما ، محافظه کاری و عدم شفافیت شما باعث شد که شورا به دو دسته تقسیم شود و ضرر اینها به شهر برسد !

اقای رئیس عزیز انروزی که علیزاده را انتخاب کردید در مطلبی به شما نوشتم که این انتخابتان و شیوه اش اشتباه است ولی حال که انتخاب کرده اید مردانه بایستید و ما هم از شهردار منتخب شما بعنوان رسانه محلی حمایت می کنیم ! ولی شش ماه نشده خود متوجه شدید که من راست می گفتم و شما اشتباه کرده اید اما به جای اینکه از مردم عذرخواهی کنید شروع به توجیه کردن کردید !

من در بیست و دوم شهریور سال گذشته به شما در مطلبی گفتم که اتش این اختلافات اخر دامن خودتان را می گیرد ! اما شما نشستید و گفتید پیام بگذارد من کارم را می کنم ! بفرما اینهم دستپخت شما برای هشترود ! به هرحال اش کشک خاله مونه بخوریم هم پامونه نخوریم هم پامونه ! چرا که وقتی رای میدادیم باید به این مسائل فکر می کردیم و نکردیم ! شما راست می گفتید اش کشک خاله مونه باید بخوریم ! که از ماست که برماست !!! یادم هست در شانزدهم مهرماه سال قبل برایتان در مطلبی نوشتم که انشالله هشترود عاقبت به خیر میشود !

و اما نفر دوم اقای عزیز در ایام انتخابات در ستاد دکتر روحانی امدی و نشستی و اعلام حمایت کردیم فردایش زنگ زدی که از من حمایت نکنید نمیخواهم اصلاح طلبان از من حمایت کنند و گفتی اقای مصطفی پور هم میگه مطلب رو حذف کنید که بعدا مشخص شد اقای مصطفی پور نگفته ! اینو گفتم که یاداوری کنم از روز اول که هنوز انتخاب نشده بودی شفافیت نداشتی و موضعت یک بام و هزار و پونصد هوا بوده است ، بعدش که اون حرفها رو اونجا زدی که پیام ضد ولایت فقیه است و بر حسب نظرت خواستی منو زمین بزنی که زمین زدن من وقتی خدا نخواهد از دست هیچکس برنخواهد امد ! بعدش اومدیم شورا و هی صحبت کردیم بعدش مصوبه زدید و ..... و خلاصه ، در بحث علیزاده بیشترین نقش را ایفا کردی ! باز تو مقصر نیستی چرا که اش کشک خاله مونه و بخوریم هم پامونه و نخوریم هم پامونه ! از ماست که برماست !

اما با شما سه نفر هم حرفهای داریم که نکته وار اشاره می کنم

الف : یادتان هست که در انتخاب شهردار گفتم که اگر مخالفید با صراحت بگوئید گفتید نمی خواهیم اختلاف باشد ! بفرمائید اش کشک خالتونه ! بخورید ! شما به طرح انها رای دهید ! انها شما را ابستراکسیون کنند !

ب: یادتان هست که در عزل شهردار گفتم که اگر مخالف هستید با صراحت بگوئید گفتید نمی خواهیم اختلاف بفرمائید اش کشک خالتونه ! بخورید ! شما به طرح انها رای دهید ! انها شما را ابستراکسیون کنند !

ج: گفتم که گزینه ها را با برنامه بخواهید نه با رزومه ساختگی ! گفتید که فلانی های و هوی می کند نمی خواهیم اختلاف زیاد شود ! بفرمائید اش کشک خالتونه ! بخورید ! شما به طرح انها رای دهید ! انها شما را ابستراکسیون کنند !

د: هی گفتم و گفتم و گفتند این مردم و سایتهای دلسوز و شما هی گفتید که نمی خواهیم دامنه اختلاف بیشتر شود ! قول داده اند بعد از تغییرات انها هم اختلاف ایجاد نکنند ! بفرمائید اش کشک خالتونه ! بخورید ! شما به طرح انها رای دهید ! انها شما را ابستراکسیون کنند !

از همه شما که بگذریم بیشترین صدمه را از این اختلافات ما شهروندان می خوریم شهروندانی که در اتش اختلافاتی که در اثر زیاده خواهی دسته ای و محجوبیت دسته ای دیگر بر شهر مان سایه افکنده است!

یادم هست یکبار در جائی نوشته ام ! که اگر قرار بود به اختلاف درجه و رتبه بدهند هشترود باید الان رتبه اول را داشت ! اما ندارد چون اختلاف رتبه اش عقب ماندگی و توسعه نیافتگی است !

یادم هست یکبار در جائی نوشته ام ! که اگر قرار بود به اختلاف افکنان درجه و رتبه بدهند الان خیلی از مسئولان قدیمی باید ژنرال بودند ! اما نشدند چون رتبه اختلاف افکنی نزد مردم طرد است !

ما هشترودیها خیلی صبوریم خیلی صبورتر از انچه که فکر کنید ! اما به سان برق و باد میگذرد این سالهای کذائی و خرداد 96 خواهد رسید در ان روز حرفهایمان نه نقد دلسوزانه و برادروارانه که همانند سیلی خروشان اختلاف افکنان را با خود به ان جائی در تاریخ هشترود خواهد برد که پیشینیان رفته اند !

اری حافظه تاریخی ما مردم ضعیف است اما فراموش ناشدنی است ! هنوز هم فرصت هست که روشهای غلط دیروز را اصلاح کنیم ! اگر بخود ائیم انگاه به خدائی خواهیم رسید !

در تاریخ نه هیتلر دیکتاتور به نیکی یاد شده و نه احمدی نژادی که هیاهویش بسیار بود در هیچ ! انچه در تاریخ ماندگار است انهائی هستند که برای این مردم و خدمت به انها بی منت تلاش کرده اند !

اگر فکر می کنید که رفتار رئیس جدید خلاف قانون است ( که من خلافی در ان نمی بینم ) ! روش قانونی اش این است که در جلسات حاضر شوید و نگذارید که رئیس جدید برخلاف مصالح مردم کاری بکند !

اگر با استدلال نتوانستید جلوی رفتار رئیس جدید را بگیرید ! ساده و شفاف با موکلانتان حرف بزنید هر محلی که شما بگوئید ما جمع می شویم و حرفهایتان را گوش می کنیم و انگاه به شما  یا جواب میدهیم که حق با شماست و همراهتان میشویم و یا می گوئیم نخیر حق با شما نیست و شما باید همراه ما شوید ! وگرنه قهر کردن و در خانه نشستن شیوه احمدی نژادی است که سرانجامش را دیدید؟!

به هرحال این در تب دمل چرکینی به نام اختلاف که از سال قبل وقتی یک جوش ساده بود میسوزد ! اگر سال قبل به جای به سخره گرفتن حرفهای من و امثال من بیسواد جمع میشدید و برای خود روشی و الگوئی انتخاب می کردید ! اگر سال قبل برای انتخاب شهردار شرایطی مطابق قانون تعریف میکردید ! اگر برنامه کاری و محورهای انرا تعریف می کردید و ساختار سیستماتیک و برنامه محوری را بوجود می اوردید ! اگر سال قبل برای خود رابطه عرضی با شهردار تعریف می کردید ! اگر سال قبل روش انتخاب ها را معین می کردید ! امروز هیچ فرقی نداشت که رئیس کی باشد ! چون نه رئیس انقدر اختبار داشت که بلدوزر سواری کند و نه غیر رئیس حق نداشت اظهار عقیده کند ! ولی نخواستید باور کنید و شروع به یارکشی کردید در این میان برنده اختلافات بین دو دسته ان کسی بود که یک بار به انطرف رای میداد و یکبار به این طرف ! که انهم ناشی از بی تجربگی و جوانی اش است ! و بازنده اصلی این اختلافات هشترود است هشترود است هشترود !!!!!!!!!!

خدایا چنان کن سرانجام کار هشترود ما شود سرفراز !




سخنی با انها که رای مردم را به بازی گرفته اند

دسته بندی :


اخیرا و بعد از تغییرات حاصله در هئیت رئیسه شورای شهر هشترود دو نفر از اقایان که عضو هئیت رئیسه قبلی بودند در جلسه مهمی که با حضور بخشدار مرکزی و چند نفر از مسئولین برگزار شده غائب بودند من نظر خودم در این مورد را بیان میدارم

احمقانه خواهد بود فکر کنیم که هر دو نفر در یک روز و یک ساعت به مشکل برخورده اند و به جلسه نیامده اند عاقلانه تر این است که این دو نفر در اعتراض به عدم انتخابشان حاضر نبوده اند حال چند سوال مطرح میشود

الف : ایا مردم این دونفر را به شرط حضور در هئیت رئیسه انتخاب کرده بودند ؟ اینان با چه مجوزی حق موکلین خود را نادیده گرفته و در جلسه مهمی که در خصوص وضعیت فرزندان انها تصمیم گیری میشد غائب بوده اند

ب: ایا به اینها رای داده ایم که مثل بچه ها قهر کنند تا جلسات شورای شهر و مصوبات با حداقل به تصویب برسد ؟

ج: اینان فکر می کنند اگر در جلسات حاضر نباشند به مردم خدمت می کنند ؟ چه کسی به انها این مشاوره را داده است ؟

متاسفانه رفتارهای این افراد که یکی از انها با تجربه ترین فرد شورا بوده اند چنین نشان میدهد که اینان شورا را برای مقامش میخواسته اند نه برای حضور و حل مشکلات مردم ، وگرنه هیچ دلیلی ندارد که اگر عضوی رای نیاورد قهر کند در تهران دکتر چمران یک سال رئیس شورا نبود شق القمر نشد بلکه به وظیفه خود ادامه داد ؟ ایا اینان خود را بالاتر از افرادی مثل دکتر چمران می دانند ؟ ایا اینان برای مردم حقی قائل هستند ؟ حق مردم برگردن شورا حضور موثر در تصمیم گیریهاست چه رئیس باشند و چه عضو ساده باشند !

انچه که مسلم است جایگاه حق مردم در تفکرات این دوستان جائی ندارد و بحث به قول ان ضرب المثل معروف زمی دردیمیش و فقط مقام و برخ کشیدن اقتدار ریاست و یا مقام بوده است ! شاید هم چون نمی توانند در کنار لودر و بلدوزر و .... خودی نشان بدهند کنار کشیدند

هر انچه که هست بی تردید هئیت رئیسه ای که در عرض یکسال 4شهردار عوض می کند موفق نبوده و موفق هم نخواهد بود اگر بخواهند با شیوه علی اصغری " من کوسمیشم (قهرم)" کار را به جلو ببرند

این قهر اگر در راستای فشار به دیگر اعضا برای قدرت مجدد باشد باز هم مورد قبول مردم نیست

این قهر اگر در راستای این باشد که مصوبات شورا با حداقل عضو تائید شود تا امکان ابطالش زیاد باشد بازهم مورد قبول نیست

این قهر در هر راستایی باشد تنها نشان از عدم حق شناسی و سپاس از رای و حق مردم دارد و هیچ توجیهی در قانون و عرف پیش بینی نشده است ! حال شاید اینان توجیه کنند که ما مخالف مصوبه های شورا هستیم بازهم این توجیه عذر بدتر از گناه است چرا که در انحالت نیز باید در جلسات حاضر شوند و سپس مستدلل به ایراد دلایل مخالفت خود با هر بند از مصوبه اقدام نمایند اگر پیشنهادشان رای اورد که خوب پس دلیلشان مستدلل و محکم بوده و اگر رای نیاورد می توانند ذیل صورتجلسه را بعنوان حاضر امضا نمایند اما رای خود را بعنوان مخالف با مصوبه اعلام دارند! امری که در صورتجلسات نیز مد نظر قرار گرفته و محلی برای امار رای های مثبت و مخالف و ممتنع پیش بینی شده است و این حق هر عضوی است که اگر مصوبه ای به زعم خودش مخالف با مصالح موکلینش باشد به ان رای مخالف بدهد ! اما عدم حضور در جلسات یعنی قهر در هیچ قاموس و فرهنگ سیاسی و فرهنگ هشترود تعریف نشده است و تاسف خود را از این رفتار بسیار بچه گانه و بدوی و خارج از عرف متداول بوده و به نوعی نشان دهنده عدم احترام به رای اکثریت است ! عدم احترام به رای مردم است ! عدم احترام به قانون است

باید تاسف خورد برای خودمان که در انتخابمان تنها بر اساس رفتارهای قومی و قبیله ای رای دادیم و یا فلان اقا را انتخاب کردیم چون زمانی کنتور ابمان را طوری می نوشته که ما خوشمان بیاید و یا ............ بگذریم

انتظارات از شورایی که در ان یک شهردار سابق ، دو مدیر با تجربه و دو جوان عضویت داشتند خیلی بیشتر از اینها بود

هرچند خوشبختانه تجربه مدیریتی دو عضو مدیر شورا و شور جوانی یکی از اعضای جوان با ترکیب انگیزه خدمتی اینان توانسته بر رفتارهای بسیار ابتدائی و بچه گانه و غیر عرف ان دو نفر فائق بیاید و انشالله هر چه خیر و صلاح این شهر است بدست کسانی که به انها رای داده ایم جاری و ساری گردد

این مردم و شهر شایسته بهترینها هستند و بهترینها با حضور در گرماگرم چالشها بوجود می اید هرکسی که در موقع سختی مردم و رای مردم را به بازی بگیرد بی شک در حافظه تاریخی شاید ضعیف ولی ماندگار هشترود به جا خواهد ماند ، همانطور که قهر برخی از اعضای شورای سابق از جلسات فرمانداری از یاد و خاطر مردم نرفته است !

تاریخ را مردمان می سازند ! عده ای با رفتار خود تبدیل به بدهای تاریخ میشوند و عده ای با رفتار خود تبدیل به خوبهای تاریخ میشوند ! در هر حالت تاریخ ماندنی است و در ان رفتار و گفتار هرکسی ثبت و ضبط میشود ، شورای چهارم هم در یک چشم برهم زدن مثل شورای های قبلی تمام خواهد شد و خیلی زودتر از انچه که برخی ها فکر می کنند باز در معرض رای مردم قرار خواهند گرفت ! مردمی که از تاریخ درس خواهند گرفت !!

بعد نوشت : گویا اقایان خواسته اند ابستراکسیون کنند حالا ببینیم موضوع جلسه ای که اقایان مثلا  ابستراکسیون کرده اند چیست ؟

اولا ابستراکسیون زمانی مفید و درست است که جلسه از اکثریت بیافتد جلسات شورای شهر با سه نفر هم می تواند برقرار و رسمیت یابد

ماده 12 قوانین جدید شورا ماده قدیم شماره 15 مصوب 1375 - جلسات شورا با دو سوم اعضا رسمیت می یابد ( در یک جمع پنج نفره دوسوم می شود سه نفر پس جلسات رسمی است )

و مطابق قانون غیبت غیر موجه برای شش جلسه متوالی می تواند به لغو عضویت فرد در شورا منجر شود

اما موضوع جلسه ای که اقایان ابستراکسیونش ! کرده اند ! بررسی پروژه مهر ! بازگشائی مدارس ! هماهنگی برای انجام اقدامات مفید در خصوص بازگشائی مدارس و هماهنگی با سایر نهاد ها برای ارائه خدمات بهتر به شهروندان در روز اول مهر ، خط کشی جلوی مدارس برای عبور مرور راحت فرزندان شهروندان و .............. حالا معلوم نیست که اقایان ابستراکسیونی با چه عنوان و دلیلی رفتار رئیس را برخلاف قانون دانسته اند ! اگر خدمت به فرزندان این مردم تخلف از قانون است ما از اعضای محترم شورا می خواهیم مرتب تخلف کنند تا بچه های ما در خیابانها زیر ماشین نروند و کشته نشوند




مردی که با تدبیر امید اورد

دسته بندی :


فرماندار شهر هشترود حاج حسن مستفید یک اصلاح طلب معتدل است امروز دلم میخواهد در مورد اقای فرماندار حرف بزنیم ، دلیلش رو اخر مطلب میگم که چرا امروز خواستم از حسن مستفید بگویم

 علیرغم اینکه انتقاداتی در دو مورد خاص بهش دارم و خودشم میدونه که چه موردهایی هستند اما چند نکته در وجودش هست که میطلبد او را بهتر بشناسیم

اول : خیلی صاف و ساده وبی ریاست ، هرکسی میهمان مستفید باشد با یک فلاکس چای و چند استکان و چند بشقاب که خودش تمیز می کند و میوه هایی که نشان دارد چند دقیقه قبل از تو مهمانی دیگر داشته است در خدمتت خواهد بود .

دوم : هرچقدر خسته هم باشه لبخند و نشاط رو داره ، من خودم بعد از یک سفر دو سه روزه یعنی درست به محض رسیدن از سفر مزاحمش شدم با اینکه خستگی در چهره اش مشخص بود ولی صمیمیت و صفایی که داشت درست مثل چند روز قبل بود.

سوم : مرد عمل است وقتی موضوعی را باهاش در میان میگذاری ، فرداش می بینی بالاخره اقدام اولیه رو انجام داده ، شاید به نظر ما کم بیاد اما همینکه عمل با گفتارش یکیه خودش یک نعمتی برای هشترود است

چهارم : شنونده خوبی است فوق العاده خوب می شنود ، تعارف ندارد ، رک و راست حرفش را میزند حتی اگر طرف صمیمی ترین دوستش باشد انتقادش را خواهد گفت

پنجم : اصلاح طلب واقعی است من می توانم بگویم  یک اصلاح طلب به مفهوم واقعی را بعد از سالها در حاج حسن دیدم یک انقلابی تمام عیار عاشق ایران و نظام و رهبری ، مقلد امام خمینی و اصلاح طلب ،

اصلاح طلبی را بروز شدن میداند نه رای به خاتمی یا ستاد موسوی بودن ، خودش در تمامی ستادها مسئول بوده از خاتمی بگیر تا این اخر روحانی ، قبلش هم خط امامی بوده که سرمنشا پیدایش جبهه اصلاحات و ... است ، وی شعورش بالاست و فهم درستی از سیاست دارد ، مستفید اصلاح طلب است اما منکر نیست که دوستان اصولگرای زیادی دارد که خیلی هم صمیمی هستند شاید اگر اسم ان دوست اصولگرای هشترودیش را بگویم تعجب کنید اما او می گوید مهم نیست ما رفیقیم و رقیب سیاسی نه دشمن ، از بحث نمی ترسد از انتقاد نگران نمیشود کینه ای نیست ، در حال مطالعه است خودش را کامل نمیداند می اموزد در عین اینکه پخته است و مجرب ،

ان مواردی هم که من و برخی انتقاد داریم شاید بخاطر این بود که وقتی اومد با هشترود اشنایی نداشت و خوب تنها ماند ، هرچند انچه در دلش است خیلی بزرگتر از این حرفها است  حرفهایی که هرگز نمی توانم در این مقول بیاورم 

انچه مسلم است مستفید انقدر باهوش است که ظرف چند ماه اینده دگرگونی های عمیق و اساسی در فرهنگ سیاسی و رفتاری برخی سیاسون اصلاح طلب هشترود بوجود بیاورد از این مرد اصلاح طلب معتدل معتقد به نظام و رهبری بیشتر خواهیم شنید، مستفید می تواند همان کسی باشد که اصلاح طلبان هشترود از 76 در پی یافتنش بودند

مردی که در یک روز سرد زمستان امد ، در برف بود یا باران ؟ نمیدانم ! اما امد بی غل و غش ، صاف و ساده و صمیمی ، سیاسی بود و اما در عین بی سیاسی امد ، چون یک هدف دارد انهم خدمت است ، این مرد ذاتا برای خدمت ساخته شده ، به بهانه تمامی تفاوتهایی که بعد از حضور مستفید در هشترود حس می کنم ، به بهانه تمامی نشاطی که بعد از امدنش امد ، به بهانه هفته دولتی که گذشت و او نماینده عالی ان دولت در هشترود است ! او امد ! ولی ما یادمان رفته که قدردان زحماتش باشیم ./. برای

مردی که با تدبیر امید اورد

برای حسن مستفید فرماندار هشترود و به بهانه زحمتهایش برای ابادانی هشترود به همراه دیگر مسئولان که شبانه روز برای ابادانی این شهر تلاش می کنند 

بی تردید مستفید یکی از فرماندارانی خواهد بود که در تاریخ هشترود ماندگار خواهد شد البته خودش میداند که به تنهائی نمی شود برای همین است که میگوید با نماینده اصولگرای معتدل شهر میثاقی دارد میثاقی برای خدمت به هشترود و با امام جمعه هم رابطه ای دارد متعامل برای خدمت ، پس :

حسن مستفید،غلامحسین شیری،سعید رشادی،ما مردم هشترود قدردانیم و همیشه سپاسهای خود را تقدیم کسانی می کنیم که برای ما بهترینها را می خواهند برای شما سه تفنگداری که دریایی از کاستی را در پیش روی دارید و دلیرانه و خستگی ناپذیر به پیش می تازید! برای ما همیشه خواهید ماند .

آقایان عزیز مچکریم




تلنگری برای همه ما: باسواد هستیم یا توهم سواد داریم؟

دسته بندی :


عصرایران ؛ محمدرضا شعبانعلی - هفدهم شهریور امسال نیز، برای چهل و هشتمین سال متوالی، «روز جهانی سواد» در سراسر جهان گرامی داشته شد.

پنج دهه‌ی قبل،‌ زمانی که یونسکو با هدف تاکید بر اهمیت سواد بر کیفیت زندگی فردی و اجتماعی انسان ها، روز جهانی سواد را اعلام کرد، دنیا به شکل دیگری بود. آن زمان، تعداد بسیار زیادی از مشاغلی که امروز وجود دارند، وجود نداشت و ابزارهای ارتباطی، کاملاً متفاوت بود.
با گسترش تکنولوژی‌های مدرن چاپ و صحافی، کتاب‌ها در تیراژی بالاتر و قیمتی پایین‌تر از گذشته،‌ به سمت بازارهای مختلف روانه می‌شدند و دنیا بر این باور بود که «توانایی خواندن و نوشتن»، می‌تواند تا حد زیادی، بر «هیولای غول‌پیکر فقر و فساد و تبعیض» پیروز شود.

امسال در حالی روز جهانی سواد را جشن می‌گیریم که دنیا تغییراتی جدی را تجربه کرده است. سهم بی سوادی در بسیاری از کشورها به صورت چشمگیری کاهش یافته است. اگر چه هنوز در سراسر جهان حدود هشتصد میلیون نفر، از توانایی خواندن و نوشتن، محروم هستند و حدود دو سوم این جمعیت را زنان تشکیل می‌دهند، اما به نظر می‌رسد اندیشمندان جهان، خوش‌بینی کودکانه خود را به «کارکرد معجزه آمیز توانایی خواندن و نوشتن» از دست داده‌اند.

کسانی که منافع بلندمدت دیگران را قربانی خواسته‌های خود می‌کنند، همگی بی سواد نیستند. بسیاری از آنها از بالاترین سطوح سواد (به معنای سنتی آن) بهره‌مند هستند.
کسانی که مردم بی گناه را در نقاط مختلف جهان، قربانی انواع عملیات تروریستی و غیرانسانی می‌کنند، بی سواد نیستند بلکه بسیاری شان از توسعه‌یافته ترین کشورها و از برترین دانشگاه‌های جهان فارغ‌التخصیل شده‌اند.

پیچیده‌ترین مشکلات ارتباطی و اجتماعی، مربوط به خانواده‌های بی سواد نیست، بلکه مربوط به خانواده‌هایی است که مجموعاً چندین دهه از عمر خویش را صرف نشستن روی نیمکت های کلاس و مدرسه و دانشگاه کرده‌اند.

امروز «سواد»، به معنای لغوی آن که معنای «سیاه کردن» کاغذ را می‌دهد، تضمین‌کننده‌ی هیچ چیز نیست.
«مدارک آموزشی»، ابزار جدیدی که قرار بود «سواد» انسانها را بسنجد و ارزش «کاغذ‌های سیاه شده توسط آنها» را تعیین کند، خود به بازاری جدید، برای معامله‌ی «هویت» و «شخصیت» تبدیل شده است.
شاید امروز بتوان، بی سوادی - این غول ترسناک دهه‌های گذشته - را، به دو دسته‌ی سیاه و سفید تقسیم کرد:
بی سوادی سیاه، همان شکلی از بی سوادی است که در نخستین نگاه، مشاهده و درک می‌گردد. اینکه چه کسی نمی‌تواند اسم خود را روی برگه‌ی کاغذ بنویسد یا تابلوی یک خیابان را بخواند. این شکل از بی سوادی، ساده‌تر از سایر شکل‌ها قابل اندازه‌گیری و ثبت در آمارهاست. ارزان‌تر از سایر اتواع بی سوادی هم، می‌توان با آن مبارزه کرد.

اما چیزی که می‌تواند موجب هراس ما شود، بی سوادی سفید است؛ کسانی که در ظاهر توانایی خواندن و نوشتن دارند، هر روز در فضای حقیقی و مجازی، می‌نویسند و حرف می‌زنند و حال و روز خود و  اطرافیانشان را با کلمات و جملات، به تصویر می‌کشند، کسانی که انبوهی از مدارک آموزشی و درجات دانشگاهی و گواهینامه‌های حضور در انواع دوره‌ها و همایش‌ها را در کیف خود جابجا می کنند. اما، هنوز در ساده‌ترین تعامل ها و ارتباط‌ ها با دوستان و همکاران و اعضای خانواده‌ی خویش، دچار چالش‌های جدی هستند. سواد خواندن و نوشتن دارند اما "سواد ارتباطی" ندارند.

یا این که انواع اخبار هیجان انگیز اما دروغ و غیر موثق‌ را، در قالب ایمیل و پیام و پیامک، به دوست و آشنا منتقل می‌کنند و با ساده‌ترین معیارهای ارزیابی صحت و سقم یک خبر آشنایی ندارند. سواد خواندن و نوشتن دارند، اما از "سواد رسانه" بی‌بهره مانده‌اند.

هر روز با شنیدن هر خبر سیاسی و اقتصادی، پول خود را از خانه به بانک می‌برند، از بانک به بورس، از بورس به بازار طلا، از طلا به دلار و سپس، ناامیدانه، نقدینگی در کف، از دوست و آشنا، طلب توصیه برای انتخاب گزینه‌های مناسب سرمایه‌گذاری می‌کنند. سواد خواندن و نوشتن دارند، اما از "سواد مالی" در حد معمول بی‌بهره‌اند.

دوست می‌دارند، عشق مي ورزند، رابطه می‌سازند و محبت می‌بازند. به جای اینکه از محبت، پله‌ای بسازند برای بالاتر رفتن و بهتر دیدن دنیا دیواری می‌سازند به گرد یکدیگر. ناآگاهانه وارد رابطه‌ها می‌شوند و ناراضی آنها را ترک می‌کنند. عشق خود را نه برای تجربه‌ی لذت، بلکه به عنوان سرمایه‌گذاری و ثروت، هزینه می‌کنند و دیر یا زود، به دنبال اصل و بهره‌ی سرمایه‌گذاری مي‌گردند. تمام رویای خود را در دنیای دیگری می‌بینند و در نهایت،‌ زخم‌های عاطفی خود را از رابطه‌ای به رابطه‌ای و از خانه به کار و از محیط کار به خانه جابجا می‌کنند. سواد خواندن و نوشتن هست، اما از "سواد عاطفی" خبری نیست.

فرزنددار می‌شوند؛ زندگی و سرمایه و وقت و انرژی خود را صرف رشد و تربیت آنها می‌کنند. از نان خود می‌زنند تا در آینده لقمه‌ای بیشتر به دهان فرزندانشان بیاید. اما، نتیجه آن طور که انتظار می‌رود نمی‌شود. کودکان و نوجوانانی رشد می‌کنند که روحیه‌ی جنگجویی و رقابتی دارند. دنیای آنها در چند نقطه‌ی مشخص مانند درس و مدرسه و کنکور و خانه و ماشین، خلاصه می‌شود. تفاوت شادی و موفقیت و رضایت را درک نمی‌کنند. بزرگ می‌شوند و تشکیل خانواده می‌دهند و می‌کوشند «ناآموخته‌های خود» را، به نسل بعد منتقل کنند.
سواد خواندن و نوشتن هست. "سواد آموزش و پرورش" نیست.

سالها برای کسب مدرک دانشگاهی و جمع‌آوری انواع کاغذها و روزمه‌ها تلاش می‌کنند. شب ها و روزها بیدار می‌مانند و درس می‌خوانند تا نمره و معدل بهتری کسب کنند. اما زمانی که رزومه‌ی خود را برای یک کارفرما ارسال می‌کنند، حتی با نحوه‌ی تنظیم فونت و رسم‌الخط در یک فایل متنی هم آشنایی ندارند. حتی نمی‌توانند جدولی زیبا و چشم‌نواز ترسیم کنند که بتواند چشم اندازی زیبا از استخدام آنها را برای کارفرمای احتمالی، ترسیم کند. سواد خواندن و نوشتن دارند اما "سواد رایانه" ندارند.

روزها و شبها، وقت خود را در شبکه‌های اجتماعی می‌گذرانند. از لپ‌تاپ به موبایل و از موبایل به تبلت و از تبلت به تلویزیون‌های هوشمند پناه می‌برند. اما شبکه‌های اجتماعی هم، شکل مدرن همان ایستادن‌های سر کوچه می‌شود. کاری که نسل قبل می‌کرد تا از اخبار در و همسایه سر در بیاورد و امروز، به مدد تکنولوژی، این کار سریع‌تر و ارزان‌تر و در مقیاسی وسیع‌تر در حال انجام است.قبلاً در خانه به همسایه‌ی خود ناسزا می‌گفت و امروز به همراه صدها هزار نفر دیگر، به خانه‌ی مجازی فرد دیگری حمله می‌کند و ناسزا می‌گوید.
سواد خواندن و نوشتن دارد، اما "سواد حضور در فضای آنلاین" را ندارد.

این شکل از بی سوادی را شاید بتوان "بی سوادی سفید" نامید. چرا که در نگاه اول، مشاهده نمی‌شود و این نوع بی سوادی به کسی فشار نمی‌آورد.
این بی سوادی به سادگی قابل سنجش نیست و در آمارها ثبت نمی‌شود. این نوع بی سوادی، وقتی با انواع مدارک رنگارنگ دانشگاهی، تایید و تقویت شود، «ندانستن مرکب» را باعث می‌شود. حالا فرد به ابزارهایی جدید برای "تقویت بی سوادی" خود و دفاع از باورهای نادرست خود مجهز گشته است.

بی سوادی سفید درد امروز جامعه‌ی ما و بسیاری از جوامع دیگر است. چنین است که یونسکو نیز، به آرامی، هر سال دغدغه‌ای جدید را به عنوان این روز می‌افزاید و امسال، «روز جهانی سواد و توسعه پایدار» را شعار خود قرار داده است.

همه فهمیده‌ایم که سواد، معنای سابق خود را از دست داده است. اما هر یک به نوعی، چنان در دام بیسوادی‌های سفید گرفتار شده‌ایم، که ترجیح می‌دهیم، از کنار این شکل جدید از بیسوادی، آرام و بیصدا عبور کنیم و تهدید‌های انکارناپذیر آن، مسکوت و مغفول باقی بماند.

به نظر می‌رسد، امروز، نیاز ما، «سواد خواندن و نوشتن» نیست بلکه نوع دیگری از سواد است. سوادی که به ما آموزش، پرورش، سواد ارتباط، سواد انتقاد، سواد تحلیل، سواد رسانه، سواد استراتژی، سواد مالی، سواد عاطفی و ده‌ها سواد دیگر را بیاموزد. شاید بتوان برای همه‌ی اینها یک عنوان واحد انتخاب کرد: "سواد زندگی".




هفته دولت ، ؟؟؟

دسته بندی :


هفته گذشته هفته گرامیداشت خاطره شهیدان رجائی و باهنر بود و در تقویم جمهوری اسلامی این هفته هفته دولت نام دارد ، در این هفته در هشترود پروژه های عمرانی و فرهنگی و ورزشی و... زیادی در هشترود و چاراویماق افتتاح یا به بهره برداری رسید و یا کلنگ زنی گردید واقعیت این است که هیچ شهری یک شبه تبدیل به پاریس نمی شود خود پاریس هم یک شبه پاریس نشده بلکه ارام ارام امکانات و زیرساختها فراهم شده و تبدیل به شهری رویایی شده است ، راستیتش فکر می کنم بحثی که در تلخکها بیان شده حداقلی از بی تفاوتی ما مردم است در حقیقت ما نمی خواهیم باور کنیم که تغییر هایی بوجود امده و تغییرهایی در راه است که می تواند چند دلیل به نظر من داشته باشد - بحث را در مثال هشترود بررسی می کنم -  :

الف : بحث جناحی و گروهی که طبیعی است گروهی سعی دارند به هر نحوی سیاه نمائی کرده و نواقصات کوچک را بزرگ و کارهای بزرگ را حقیر بشمارند مثلا بعد از سی و پنج سال نمایشگاهی برای اولین بار برای صنایع دستی برگزار میشود اما ما میرویم و درست عکسی از جائی که تازه سفید کاری شده می اندازیم که اره بابا فلان و بهمان - مثال عرض کردم -

ب: بحث بی اعتمادی به مسئولین و دولت ، شاید این بحث ساعتها و روزها توسط کارشناسان بررسی شود که چرا مردم اینقدر به کارهایی که دولت می کنند بی اعتماد شده اند مثلا در همین بحث بهداشت و سلامت هر چقدر دولت گفت و اتفاقا در حوزه سلامت اقدامات بزرگی هم انجام داده است اما باز ما به اینده خوشبین نیستیم و شاید اگر دستمان بود از فرصت استفاده میکردیم و تند تند مریض می شدیم تا از خدمات تقریبا رایگان بستری شدن در بیمارستانها بهره مند شویم بالاخره مال دولته و عده ای از ما فکر می کنند هر چی مال دولته باید چاپید و قاپید .

اقدامات دولت مردان در هشت سال گذشته و وعده های فراوان عمل نکرده و قوانینی که در هشت سال گذشته شب تصویب شد و بعد از بهره برداری رانت خواران ظهر روز بعدش باطل شد طبیعتا در ایجاد چنین دیواری بی سبب نیست و البته حق با مردم است ولی باید قبول کنیم که همه را به یک چوب نمی توان راند ، ضعف و ناتوانی مدیریت گذشته در هر محلی دلیل بر این نیست که مدیر جدید هم ناتوان خواهد بود و هشترود هم از این قاعده مستثنی نیست و مثلا وقتی پروژه توسعه اطراف میدان مسجد جامع بیست سال  خاک میخورد مردم حق دارند باور نکنند که دومیلیارد تومان برای تملک جذب شده و تا پایان شهریور فرصت این تملکهاست و....

ج: یک عده ای هم هستند که کلا برایشان مهم نیست که در این شهر سیل بیاید و یا دگرگون شود برای این عده انچه مهم است افزودن بر ثروت و مکنت خویش است و حتی شاید برخی از این افراد امروز ندانند اسم فرماندار شهر چیست ؟

د: اما میشود گفت بخش کثیری از مردم بعلت مشکلات شدید اقتصادی و بحرانهای مالی اصلا توان و فرصت نگریستن به موضوعات منطقه ای و ملی و غیره را ندارند دوستی در وبلاگ تلخکها نظر داده که با ششصد هفتصد تومان بیا و اینکارها را بکن خوب درست می گوید وقتی خود دولت می اید و اعلام می کند درامدهای زیر یک و خورده ای میلیون زیر خط فقر قرار دارند باید قبول کنیم که بخش اعظمی از جامعه هشترود زیر خط فقر زندگی می کند اینکه با سیلی صورتها سرخ میشود و در اجتماع زیاد شاید به نظر نیاید مهم نیست تردیدی نیست که غالب این جامعه در زیر خط فقر قرار دارد بخصوص در زمانهایی مثل الان که گندمی هم در کار نیست و بدبخت کشاورزان واقعی که با گندم ارتزاق یکسالشان را تامین می کنند الان در چه حالی هستند خدا میداند ، همین بحث بیمه کشاورزی خود یکی از عوامل بی اعتمادی است معلوم نیست چه نسبتی در نظر میگرند ایا خرج و مخارج کشاورز تامین میشود و ..... بگذریم که بحث در این مورد زیاد است و خوب طبیعی است که این قشر زیاد علاقه خاصی به مسائل عمومی نداشته باشند

اما یک قشر جامعه که درگیر این طور مسائل هستند و مرتب با نظر و غیره بر تبلیغاتی و الکی بودن و عدم توسعه و .... هی سعی در فرافکنی دارند بگذریم که بحث من با انها هم نیست و من میخواهم بعنوان یک شهروند فقط ادای دین کنم در قبال زحمات کشیده شده توسط نظام و دولت و مسئولین برای شهرستان خودم

در این هفته هشترود و چاراویماق شاهد خدمات بسیاری از سوی دولت محترم بود که با تلاش های نماینده محترم شهرستان در پیگیری اعتبارات و هماهنگی ها ، زحمتهای شبانه روزی فرماندار محترم در هماهنگی و حمایت از مجریان و رفع مشکلات و موانع در شهرستان و حمایتهای معنوی امام جمعه محترم شهرستان به بار نشسته و یک گام منطقه ما را به سوی توسعه پیش برده است

جا داشت که به نحوی مقتضی و خوبی از این مسئولین و سایر مسئولین ادارات مختلف که در این گام هرچند کوچک اما شایسته نقش داشتند به نوعی تقدیر و تشکر می کردیم اما خوب دست ما کوتاه است و خرما بر نخیل لذا بنده در اینجا ضمن بر شمردن این رویدادها از تمامی مسئولین شهری و استانی و کشوری که در فراهم اوردن شرایط لازم برای پیش روی گام به گام هشترود برای توسعه زحمت کشیده اند بعنوان یک شهروند ساده و کوچک تقدیر و تشکر می نمایم .

در بخش راهسازی

راه روستائی تکانلو - طالب چمنی به طول 12 کیلومتر ؛راه روستائی تلم خان به طول 3 کیلومتر؛راه روستائی تازه کند و آنتن تکانلو جمعا به طول 1/5 کیلومتر؛راه روستائی  خواجه غور به طول 2/5 کیلومتر؛راه روستائی بیگ بلاغی به طول 2 کیلومتر؛خط کشی محورهای آسفالت شده جمعا به طول  150 کیلومتر و نصب تابلوی علائم جمعا به تعداد 250 عدد؛ برای اجرای طرح های بهسازی و آسفالت راه روستائی خواجه غور و بیگ بلاغی اعتباری بالغ بر سیزده میلیارد ریال و برای اجرای طرح های بهسازی و آسفالت راه روستائی تلم خان و تازه کند و تکانلو- طالب چمنی با مبلغ  بیش از 17 میلیارد و 140 میلیون ریال از اعتبارات استانی هزینه شده و در حال حاضر نیز فعالیت برای آسفالت مسیر سایر روستاهای منطقه مانند باتمانقلیج، کله گرد، صیدبیگ و قراجه قیه ادامه دارد. جذب سه هزار میلیارد اعتبار برای بهسازی راه مراغه هشترود قدیم

بخش ورزشی

سالن ورزشی گنجینه کتاب با اعتباری بالغ بر  یک میلیاردو صد میلیون تومان در زمینی به مساحت 1320 مترمربع توسط اداره کل ورزش و جوانان .

بخش گازرسانی و زیر ساختها

کلنگ زنی برای گازرسانی به روستاهای اتش بیگ و سهند اباد و گازرسانی به 22 روستا با اعتبار 10 میلیارد تومان و اغاز عملیات گازرسانی به 50 روستا در سال آینده

بخش برق

برق رسانی به سالن و قسمتی از محله گنجینه کتاب مبلغ 50 میلیون تومان و برای برق رسانی به مسکن مهر 120 میلیون تومان از منابع داخلی شرکت توزیع برق استان

در بخش پژوهش

افتتاح چندین مدرسه و پژوهش سرا در بخش نظرکهریزی

بخش کشاورزی

افتتاح یک واحد مرغداری در زمینی به مساحت 2650 مترمربع وبا صرف  اعتباری بالغ بر 7500 میلین ریال به بهره برداری رسیده که 4500 میلیون ریال آن از تسهیلات بخش توسعه کشاورزی و 3000 میلیون ریال نیز سهم مجری طرح می باشد. که شامل سه سالن مجزا و انباردان و خانه کارگری می باشد.

عملیات اجرائی پروژه آبیاری تحت فشار اراضی با هدف بالا بردن اقتصاد و تولید و اشتغالزائی در زمینی به مساحت 13/3با صرف اعتباردولتی 950 میلیون ریال ازنوع سیستم آبیاری قطره ای در روستای برج علیا

بخش عمومی و اجتماعی

دفتر انجمن صنفی کارگران هشترود توسط اداره کار

بهره برداری از یکباب ساختمان مددجوئی توسط بهزیستی

طرح اینترنت پر سرعت در 10 روستا با اعتباری بالغ بر 20 میلیارد و 210 میلیون ریال توسط مخابرات

کلنگ زنی یک واحد کارخانه فولاد دیگر در شهرک صنعتی

کارخانه قند شکر هشترود  این کارخانه درزمینی به مساحت 4000مترمربع وبازیر بنای 1000مترمربع با صرف هزینه ای بالغ بر 2میلیارد تومان راه اندازی و آماده افتتاح شده است

افتتاح بیمارستان سی و دو تختخوابی چاراویماق با حضور معاون برنامه ریزی ریاست جمهوری و استاندار استان

و خیلی افتتاحهای ریز و درشت که بنده نمیدانم و یا فراموش کرده ام که اگر در کنار هم قرار داده شوند و در هفته های مناسبتی اینده مثل هفته دفاع مقدس و .... نیز به همین نسبت اقدامات و تلاش صورت بگیرد بی شک این شهر می تواند در طی یک نیم دهه روند توسعه ای شتابزده ای بخود بگیرد

لذا شایسته است هم ان عده که مشکلات اقتصادی و معیشتی فراوانی دارند وهم ان عده دوستان متمول که دغدغه نان ندارند و مرفه هان بی درد هستند ، همه و همه به نحوه شایسته ای از مسئولین تقدیر و تشکر به عمل اوریم

در پایان بار دیگر از تمامی مسئولین زحمتکش و تلاشگر که برای توسعه و پیشرفت هشترود و چاراویماق زحمت می کشند اعم از نماینده محترم مردم در مجلس ، فرماندار اصلاح طلب شهرستان ، امام جمعه محترم و معزز و تمامی روسای اداراتی که در این روند نقش داشته اند به عنوان یک شهروند تقدیر و تشکر می کنم




تبریک

دسته بندی :


 در انتخابات درون سازمانی شورای شهر هشترود دوست عزیزم اقای ابراهیم مصطفی پور بعنوان رئیس شورای شهر انتخاب شد ، در این انتخابات اقای محمد اکبری بعنوان نائب رئیس و اقای حاج قلی ولیپور به عنوان خزانه دار با حفظ سمت به عنوان نماینده شورای شهرستان در استان انتخاب شدند

من ضمن تبریک به این عزیزان امیدوارم این اتحادی که در روز رای گیری درون سازمانی شورا مشخص شد بین اکثریت شورا وجود دارد در تصمیم گیری برای مسائل شهری منتج به نتایج مثبتی شود بخصوص که این ترکیب متحد با حضور در هئیت رئیسه شورا می توانند جلوی برخی اتفاقات نامیمون زمان ریاست قبلی را در اینده بگیرند

برای دوستان عزیزم در شورا ارزوی موفقیت و کامیابی دارم و ایمان دارم با توجه به افکار این عزیزان شورا دوره ارامش و باشکوهی را شروع کرده و بخوبی به انتظارات بحق مردم  پاسخی شایسته و مناسب دهد.  انباشت زباله ها در سطح شهر ، اسفالت خراب خیابانها و..... که متاسفانه بدلیل تغییرات پی در پی در مدیریت شهری هشترود، امروزه از معضلات مهم مردم به شمار می اید.

بطوریکه چند روز پیش فرماندار محترم بسیار شدید به وضع موجود اعتراض نموده بودند و مردم هم دل خوشی از انباشت زباله ها و هجوم مگسها ندارند

خوشبختانه هوای بارانی امروز کمی بوی تعفن و مگسها را دور کرد و این فرصت کوتاه حتما توسط هئیت رئیسه جدید با اقتدار و تثبیت در مدیریت جدید شهرداری غنیمت شمرده میشود تا در چند روز اینده شهری پاک و در شرایط حداقلی شایستگی ما شهروندان داشته باشیم .

امیدواریم همانطور که وعده داده شده بود شفاف سازی در مورد امار و ارقام شهرداری در دوره قبلی صورت پذیرد بخصوص که با مصاحبه اخیر خزانه دار فعلی شورای شهر در مورد عدم تطبیق امار و ارقام در شهرداری دوره گذشته مردم بجد منتظر شفاف سازی در خصوص وضعیت پیمانکاران و بدهی های دومیلیاردی شهرداری دوره قبل  و بدهی تقریبی 500میلون تومانی سی ان جی شهرداری علیرغم درامد زائی مکفی می باشند که امید است این هئیت رئیسه با شفاف سازی هر گونه ابهام را رفع نمایند

ضمنا بررسی عملکرد هئیت رئیسه قبلی را به مردم واگذار می کنم و انشالله در سایه تلاش و تفکرات مردمی و با عملکرد درخشان هئیت رئیسه جدید ؛ عملکرد ضعیف یکساله شورای چهارم از اذهان مردم پاک شود/. نظر سنجی در سمت راست صفحه زیر شمارشگر موجود است




دلتنگی های من

دسته بندی :


( برای احمدی نژاد بخاطر ساختن بنزین الوده به سرب )

سرب سرب است 

چه مرمی گلوله ای باشد ساخت یو اس ای

چه الوده بنزینی باشد ساخت پتروشیمی احمدی نژاد

هر دو انسان را 

ادمیت را

هدف گرفته است

سرب سرب است 

چه مرمی گلوله ای باشد نشسته برجان

چه الوده هوائی باشد تنیده بر قفس جان

فرجامش هر شکل که باشد

مرگ است

مرگ انسانها ؛ مرگ ادمیت  


( برای هشترود که در سوگ پروانه هایش بیصدا میسوزد )

چه روزگار سختی است

بودن در عین نبودن ؛ نبودن در حال بودن

هرچند عشق همین بودن هاست در نبودنها

و نبودنهاست در بودن ها

حیف که دست عاشقان همیشه خدا

در گذر ایام

و در بازی کثیف روزگاران بظاهر مدرن فلک زده عقب مانده متحجر

بسته است

چرا که عاشقی سوختن است برگرد شمعی که خود نیز میسوزد

بی ناله بیصدا

در سوگ پروانه ای که به اتیشش میسوزد


(برای انانکه خودشان میدانند کیستند )

چه غریب روزگاریست عزیز

بنام عشق عشق را بر صلیب عشق می کشند

دریوزگان عاشقان را ملامت می کنند

دیوانگان بر من می خندند

عاقل نمایان من را سفیه می خوانند

و حتی وازگان نیز مزمتم می کنند

چرا که تنها جرمم عاشقیست

بکدامین گناه

مرا بر دایره تنبک تهمتشان این چنین بضرب می نشینند

انانکه از عشق هیچ نمی فهمند و از عشق دم میزنند


(برای فرجی دانا ، وزیر سابق علوم  )

امروز علم در صلیب بود

          نه در صلیب مقدس علم ، که در صلیب افراط و جهل بود

جنگ های صلیبی ، بعد از دو هزار سال ؛ باز قربانی می گیرد

اما اینبار ، قربانی ها ، نه !

جان ادمها نیست ،

قربانی امروز جنگ صلیبی

علم است ، عالم است

 عالمی که محضر خداست

محضری که در ان نباید معصیت کرد


(به بهانه مرگ سیمین شعر ایران )

دوباره میسازمت ای وطن ؛ چگونه ؟ با خشت جان خویش !

کدام جان ؟ کدام خشت ؟ او نگفت و رفت

در عصر جاهلیت مدرن و در نو جنگهای صلیبی با انگیزاسیون عقاید

در تمدن کثیف چربش پول بر عشق ، جهل بر علم ، افراط بر اعتدال؟!

نه ! هرگز ! باور مکن ! مپندار که دوباره بسازمت ای وطن

همه جانها شده ثروت ؛ مکنت  

خشتها همه صندوقی برای انباشت قدرت

و نه حتی شوری چنان ! که دگر بار سیمین ها بسازنت ای وطن

نه ، باور مکن ، مپندار که دوباره بسازمت ای وطن !                    اگر چه با خشت جان خویش !


(تنهایی)

بگذار باور کنم که مرگ پایان رویای کبوترها نیست

اخر رویای کبوترها را

در تقدیر روزگاران ، تقدیر رقم میزند

و چه بیهوده مرگی است تنهایی مردن در میان

اسکلتهایی که نام ادمیت بردوش می کشند


(گذر عمر)

در گذر این فلک عمرو جوانی گذشت

گوش بدار ای عزیز با چه هیاهو گذشت

گه به بر زین نشین ، گه به ته زین خمین

در تب این هشترود با چه شتابی گذشت

یک هدفم زندگی یک هدفم پیشرفت

لیک ببین عمر من برچه مداری گذشت

در تب و تاب زمان در پس و پیش کسان

حیف که این زندگی با چه کسانی گذشت

کاش که عقل کنون بود مرا انزمان

تاکه نگویم کنون عمر به حسرت گذشت

هان پسر اکنون تو نیک چشم دل خود گشا

تا که بفهمی چرا عمر به ذلت گذشت

تا که در این روزگار حاکم گیتی طلاست

پول نباشد بدان کار به غفلت گذشت

درس نخوانده کسان صاحب جاه و مقام

گشت و بدین قصه ها عمر فلک هم گذشت

کاش فلک را بشد بازنشانی بکرد

تا که ببینی به چشم عمر چطوری گذشت

امشب تلخ ای پیام با دل رسوای خود

بیش مکن تو جدل روز گذشته گذشت


(درختی که هوس ریشه کنش کرد )

در روزگاراني دور درختي ميان جنگل انبوهی زندگي مي كرد درخت دید که هردرختی بزرگتر است تحویلش می گیرند و به خورشید نزدیکتر است حسادت و هوس وجودش را فرا گرفت خود را عاشق خورشید نشان داد و گفت میخواهم به عشقم برسم ولی در اصل میخواست بزرگ جنگل شود! درخت پیر نصیحتش کرد که پسر جان اسباب بزرگی همه باید مهیا شود و تو گام به گام پیش بروی او قبول نکرد و با شتاب براي رسیدن به عشق خود که ظاهرا خورشید و در اصل قدرت بود بی درنگ بلندا گرفت و رشد كرد و رشد کرد و به آسمان برخاست تا اين كه به نيم متری آسمان رسيد . اما چون از راهش و مسیرش نرفته بود و ریشه هایش هنوز کوچک بود و تاب نداشت علیرغم اینکه زمین خیلی تلاش کرد که او را نگه دارد ولی بدلیل ریشه های کوچک درخت موفق نشد و ریشه ها از زمین گستت و درخت افتاد  و شکست

درخت که افتاد درختان دیگر شروع کردند که زمین نامرد است تحمل سایه او را نداشت

درخت پیر گفت زمین انقدر بزرگ هست که سایه همه ماها براو سایه نیافکند او برای ان افتاد که راه را درست نرفت !او برای این افتاد که خواست ره صد ساله را یکساله برود ! او افتاد چون ریشه ای نداشت ! فقط ظاهرش دراز میشد و برای همین افتاد !

یادتان باشد برای رسیدن به موفقیت باید از مسیرش رفت و گام به گام پیش رفت

اما در این میان هیچکس گریه های زمین ، برای  خود شکنی یکی از پرورده هایش را ندید

چوب را آب فرو می نبرد٬ دانی چیست؟ شرمش آید ز فرو بردن پرورده ی خویش

(برداشتی ازاد از داستان کوتاه درختی که عاشق شد)


( میم ، میم ، میم - قدرت ، ثروت ، مکنت )

داستان سه میم ما خیلی جالب است چون سه میم برای رسیدن به قدرت و ثروت و موقعیت تلاش های نادرستی کردند

یکی از میمهای قصه ما برای اینکه موقعیت اجتماعی خودش را در قصه ما از فرش به عرش بکشاند تلاش میکرد

یکی دیگر از میمیهای قصه ما هوس قدرت داشت اخر روزگاری در زمان اربابی و خانی ، چهار ارباب او را بزرگ کرده بودند

یکی دیگر تشنه ثروت بود حتی انقدر تشنه بود که یکزمانی قصد جان پدر را نموده بود

خلاصه در بازی گردون فلک این سه میم ما تصمیم گرفتند که خنجر نامردی را از غلاف بکشند با هم متحد شدند و یکی یکی انهایی که سد راهشان بودند را پس زدند با سعایت و بدگوئی ، با حیله و مکر و فریب ، با ریا و دغل بازی ، با پول و زبان تملق ! سیری نداشتند از غرقه در لجن و تعفن شدن و لذا هرچی و هرکسی سد راهشان بود را درو کردند

روزها گذشت و روزگاران طی شد گردش فلک چرخید دور بازی متملقان تمام شد زخمها بهبود یافت !

زخمها خوب شد اما جایشان ماند و باز بازی دیگری فرا رسید اما در این بازی دیگر همبازی برای بازی پیدا نکردند.

چون همبازیان خنجر خورده دیروز اموخته اند که امروز دیگر به نامردان پشت نکنند

( برداشتی ازاد از داستان سه نفرحریص )

این داستانها بر اساس داستانهای دیگر برداشت شده اند و هیچ ربطی به فرد یا افرادی ندارد




بازار ، خودمان ، دولت ، نظارت ، کی به کی ؟ انصاف !

دسته بندی :


چند روز قبل دوستی را دیدم و پس از کمی صحبت گفت میخواهم از وبلاگ نویسان شهر گلایه کنم گفتم بفرما گفت محدوده دید شما محدود است شما بیشتر به منافع گروهی خود می پردازید تا به منافع مردم ؛ دغدغه های شما بیشتر شخصی یا گروهی است یا جمعی و مردمی ! گفتم چطور ؟

گفت :واقعا فکر می کنید

امروز دغدغه مردم این است که رئیس فلان انجمن ادبی کیه ؟

 دغدغه اصلی مردم اینکه بخشدارشون اهل هریس باشه یا هشترودی ؟

دغدغه اصلی مردم اینکه بخشدارشون اصلاح طلب باشه یا اصولگرا ؟

دغدغه اصلی مردم اینکه نماینده شون اصلاح طلب باشه یا اصولگرا ؟

دغدغه اصلی مردم اینکه نماینده شون جبهه متحدی باشه یا مشارکتی باشه یا پایداری ؟

دغدغه اصلی ...............

گفتم خوب قبول دارم اینها همه دغدغه یک گروه بسیار کوچکی از جمع کثیر مردم هست ولی خوب بالاخره دغدغه مردم هست ؟! گفت بله در فرعیات بله ! بشرطی که به اصل هم بپردازید ! همه تون گیر کرده اید که فلانی اصلاح طلبه ؟ فلان رئیس کچله ؟ فلانی مچله ؟ در حالیکه اصلا به وضعیت معیشتی مردم و اقتصادی جامعه نمی پردازید

گفتم یا اخی ! اقتصاد و معیشت یک مقوله ای است که از بالاست و کشوری است و شرایط کشور هم معلومه نمی شود انرا از هشترود دستکاری کرد تازه تخصص ما هم نیست که وارد ان بشویم

گفت : من منظورم ان اقتصاد و معیشت نیست منظورم اینکه چرا :

در هشترودی که مثل تیکمه داش کشتارگاه ندارد مرغ گرانتر هست ؟

در هشترودی که مثل تیکمه داش کشتارگاه ندارد گوشت گاو و گوسفند گرانتر است ؟

در هشترود میلگرد و اهن نسبت به بستان اباد و مراغه گرانتر است ؟

در هشترود همه چیز گرانتر از همه جا هست ؟ چرا ؟

ایا تا به امروز به این مسئله پرداخته اید ؟ که چرا قیمت یک افتابه در هشترود گرانتر از بستان اباد است ؟ چرا قیمت یک توالت فرنگی با تبریز 170هزار تومان فرق می کند ؟ چرا در یک موبایل 150هزار تومانی 70هزار تومان تفاوت قیمت داریم ؟ چرا یک پیراهن مردانه کاملا یکسان در تبریز و هشترود باید 50هزار تومان تفاوت قیمت داشته باشه ؟ چرا ....................................

خوب حرف حق حق است هرچند تلخ باشد ! واقعیت این است که شخص بنده توجهی به این مسائل نکرده بودم که چطور مثلا پرتقال در تبریز کیلوئی 1500تومانه در هشترود 5000تومان ؛ چطور سیب در تبریز 2000تومان انهم درجه یک و اعلاش هست در هشترود 5000تومان انهم درجه دو اش ؟! یا چرا یک تلویزیون ال سی دی که از یک مارک هستند و کرایه هشترود نسبت به تبریز کمتر است باید در هشترود گرانتر باشه ؟ و الی ماشالله میشود لیستی از گرانفروشی های متداول در هشترود را برشمرد که باعث شده مردم خطرات سفر به تبریز و مسافرت جاده ای را بجان بخرند و برای خرید حتی یک شورت ورزشی هم بروند تبریز ! !!! براستی چرا ؟

همین اقتصاد کج و معوج هشترود باعث شده که صبح تاشب مغازه دارها بشینند جلوی مغازه مگس بپرانند و مردم هم فوج فوج به تبریز و میانه و .... بروند برای خرید لباس و وسایل زندگی و .... باور کنید خیلی ها حتی خواربارشونم از تبریز می خرند !!!!!!!!!!!!! همین برنج مژده در تبریز و هشترود کیسه ای ده هزار تومان فرق داره !

خوب این امر باعث فلج شدن اقتصاد هشترود شده ! در حقیقت ما هشترودیها داریم همدیگر را می چاپیم ، من از قصاب ، قصاب از بقال ، بقال از لوازم خانگی ، لوازم خانگی از بوتیکی ، و بوتیکی از من و دوباره این زنجیره بچاپ بچاپ ادامه داره !

کسی هم متولی نیست ! مثلا اتحادیه داریم ؟! اتحادیه نگو کشک ! بخدا کشک حداقل برای اش بدرد می خورد ! این اتحادیه اصناف هشترود به درد هیچی نمی خورد ! یا اداره صنعت و معدن و تجارت ! اینها چیکار می کنند ؟ چه کسی متولی این بازار اشفته است که یک کبریت در ده مغازه ده قیمت متفاوت داره ؟ یک افتابه صد جا صدجور قیمت داره ؟ علی الهیه دیگه ! یا علی سنن مدد بسته به انصافمون از مچ یا ارنج یا از کتف خواهیم زد !!!!!!! اداره هم که در یک مراسم و مناسبتی تشریف میاره و میگه مردم مشارکت کنند و بعدش هم از خجالت نمی تونند بیایند و بگویند اهای پیام موسوی مودمی که میخری یبست هزار تومان اخه چرا میفروشی 50هزار تومان ! بابا انصاف هم چیز خوبی است ! اهای اقای ایکس این میلگرد قیمتش جهانی نباشه ملی که هست ! اخه چرا قیمت میلگرد تو تهران با هشترود فرق داره ! مگه میشه ! یک یخچال امرسان 25-35هزار تومان کرایه برمیداره ! ده جا بری ده جور قیمت میدند !

اخه خوش انصاف می بینی تو یک پیراهن 70هزار تومانی یکهو 25هزار تومان تخفیف داد !!!!!!!!!!! بابا مگه تو چقدر سود می کنی که فقط 25هزار تومان تخفیف میدی ! خوب بالاخره تو اون 45هزار تومان مانده هم سود کردی دیگه ؟! اجاره بها ، اب و برق و گاز و عوارض و مالیات میدی ؟! نمیخای بگی که سود نکردی ؟!

همین نان لواش ! یکجا شش تاشو میدن هزار تومن یک جا 5تاشو ؟! کسی هم نیست کنترل کنه ! نه فرمانداری ! نه اداره صنعت و معدن و تجارت ! نه اتحادیه ! نه خود مردم انصاف رو رعایت می کنند ! والاه سود بیشتر در فروش بیشتر است نه در گرانفروشی ! هزینه اب و برق و گاز اینجا با همه جای ایران یکی است ! کرایه ها هم همه جا به نسبت موقعیتش هست و مطمئنا در تبریز کرایه نسبت به هشترود گرانتر است !

اینها معضلات بازار ماست که مستقیما به ضعف و ناتوانی اتحادیه در ساماندهی مشاغل برمیگردد

الف : در هشترود شما می توانید در یک مغازه بقالی کپی بگیرید

ب: در هشترود شما می توانید از یک اهن فروش ، سیمان هم بخرید

ج: در هشترود شما می توانید از یک بوتیک لوازم ارایش هم بخرید

د: در هشترود .......................

اینها نشانه ناتوانی و ضعف مفرط اتحادیه در ساماندهی مشاغل است ! زمان صدور پروانه فقط پول را می گیرند و هیچ گونه نظارت و کنترلی بر مغازه ندارند ! اگر فقط ده دقیقه وقت بگذارند و بیایند مغازه بنده را قبل صدور پروانه بازرسی کنند انوقت بهم میگه اقا شما که شغلت اینترته حق نداری افتابه بفروشی و تنها به این شرط پروانه میدهند که غیر از شغل مورد تقاضا هیچ چیز دیگری نباشد ! این قدم اول است

قدم دوم ساماندهی اتحادیه هاست ! شما ببینید یک نفر حاجی در تمامی اتحادیه ها رئیس است ! مگر این شهر مرد دیگری ندارد ! یا نه حرف گوش کن و بله قربان گو می خواهید که کم دارد ! الان رئیس اتحادیه فرش هشترود ساکن هشترود نیست ! معلوم نیست ساکن کجاست ! برای صدور پروانه کسب مشاغل کامپیوتری صنف اهنگران مجوز میدهد مسخره است ! پس باید اتحادیه ها ساماندهی شوند که برای هر اتحادیه 50عضو می خواهد البته می توان طبق مقررات این نصاب را تقلیل داد !

مثلا اتحادیه هرگز رعایت حدود صنفی براساس ماده 8 قانون را نمی کند ! ماده ۸ - حدود صنفی حداقل فاصله‌ای است بین دو محل کسب مشابه فرد یا افراد صنفی با توجه به نوع فعالیت کسبی هر یک از آنها. !!! در یک فاصله صد متری می بینی 10تا بقالی هست خوب این معلومه منجر به گرانفروشی و تخلفات دیگر خواهد شد

در حقیقت در هشترود صرفا برای اینکه زمان صدور مجوز پول بگیرند !نرخش را نگاه نمی کنند  ! فردی بیست ساله برای خودش اعتباری درست کرده و اتحادیه بلافاصله می اید و بغل دست او به یک نفر همان مجوز را میدهد این هم خیانت به ان کسبه معتبر قبلی است و هم خیانت به بازار است و هم موجب برهم زدن تعادل بازار میشود

من نمیدانم کسی در اتحادیه و اتاق اصناف هشترود این قوانین را مطالعه کرده است یا نه ! کار اتحادیه فقط گرفتن پول و صدور مجوز نیست !

کنترل بر بازار در این اشفته بازار تحریم وظیفه دولت است و مردم حق دارند از مسئولین بخواهند که کنترلی بر بازار داشته باشند ! انشالله کسبه خودشان هم مراعات مردم و در حقیقت همدیگر را می کنند و انصاف را در معاملات روزانه خود مد نظر قرار میدهند که

در حديثی پيامبر اكرم(ص) فرمود: يا مَعْشَرَ التُجّار اَنْتُمْ فُجّار اِلّا مَنِ اتَّقی وَ بَرَّ وَ صَدَقَ؛ ای گروه تجار همه شما به‌دليل رعايت نكردن مسايل اخلاقی فاجر هستيد مگر كسانی كه در معاملات از خدا بترسند و نيكی كنند و صداقت و راستی در معامله داشته باشند.

در روايت ديگر يكی از اصحاب به نام «عبدالرحمان انصاری» از پيامبر(ص) سؤال كرد چرا تاجران فاجرند؟ حضرت فرمود: برای اين‌كه در معامله دروغ می‌گويند قسم می‌خورند و تقلب و نيرنگ به‌كار می‌برند.

در حديثی امام علی(ع)فرمود: الْعَدْلُ الْإِنْصَافُ وَ الْإِحْسَانُ التَّفَضُّ؛ عدل آن است انصاف را رعايت كنی و حق مردم را به آنها برسانی و احسان آن است كه بران تفضل كنی سخت نگيری.

امام هفتم موسی بن جعفر(ع) فرمود: سه گروه از مردم در روز قيامت از توجه و لطف خدای متعال بی‌بهره‌اند و خداوند به آنان نظر رحمت نمی‌كند اولين آنها كسی است كه همواره با سوگند خوردن خريد و فروش می‌كند (معامله نمی‌كند مگر با قسم خوردن).

از رسول خدا(ص) نقل شده است كه فرمود: هر انسانی كه با سوگند به خدا مال مسلمانی را صاحب شود خداوند بهشت را بر او حرام و جهنم را بر او واجب می‌گرداند، پرسيدند ای رسول خدا حتی اگر آن مال كم باشد؟ فرمود: اگر چه فقط يك چوب مسواك باشد.

روزی مردی نزد امیرمؤمنان علی(ع) آمد و از وضعیت خود شکایت کرد و گفت: من بنا هستم و روزی پنج درهم دستمزد می گیرم ولی روز به روز وضعیت زندگی ام بدتر می شود. چه کار کنم تا وضعیت زندگی ام بهبود یابد؟ آن حضرت(ع) به وی فرمود: روزی سه درهم بگیر! مرد با شگفتی گفت: روزی پنج درهم می گیرم ولی وضعیت نابسامان است، حالا چگونه با سه درهم وضع من بهبود می یابد.

حضرت فرمود: از من مشورت و راهنمایی خواستی گفتم. اگر بدان عمل کنی وضعیت تو خوب می شود. مرد از نزد آن حضرت(ع) رفت و به توصیه آن حضرت(ع) عمل کرد. مدتی بعد بازگشت و به آن حضرت فرمود که وضعیت من بهبود یافته است ولی می خواهم بدانم که چگونه چنین چیزی ممکن می شود؟ آن حضرت(ع) فرمود: دستمزد تو سه درهم بیشتر نبود و تو انصاف نمی کردی و مزد بیشتر می گرفتی که ظلم بود. وقتی انصاف روا داشتی خداوند در مالت برکت قرار داد و وضعیت زندگی ات بهبود یافت.

در حالات بزرگان اسلامی و عارفان بنام نیز انصاف در زندگی بارها دیده و گزارش شده است. می گویند که شیخ رجبعلی خیاط، آن عارف روشن ضمیر قرن حاضر، در گرفتن اجرت برای کار خیاطی، بسیار با انصاف بود. به اندازه ای که سوزن می زد و به اندازه کاری که می کرد مزد می گرفت. به هیچ وجه حاضر نبود بیش از کار خود از مشتری چیزی دریافت کند.

یکی از روحانیون نقل می کند که: عبا و قبا و لباده ای را بردم و به جناب شیخ دادم بدوزد، گفتم چقدر بدهم؟

گفت: «دو روز کار می برد، چهل تومان.»

روزی که رفتم لباسها را بگیرم گفت: «اجرتش بیست تومان می شود.»

گفتم: فرموده بودید چهل تومان؟

گفت: «فکر کردم دو روز کار می برد ولی یک روز کار برد»!

یکی از دانشمندان آرزوی زیارت حضرت بقیه الله(عج) را داشت و از عدم موفقیت رنج می برد. مدتها ریاضت کشید، در میان طلاب حوزه علمیه نجف اشرف معروف است: هر کس چهل شب چهارشنبه پی درپی به مسجد سهله رفته و عبادت کند خدمت حضرت ولی عصر(ع) می رسد.

ایشان مدتها کوشش کرد ولی به مقصود نرسید، بنابراین به علوم غریبه و اسرار حروف و اعداد متوسل شد، چله ها نشست، ریاضت ها کشید ولی نتیجه نگرفت، در این مدت به خاطر بیداری های فراوان و مناجات سحرگاهان صفای باطنی پیدا کرده بود، گاهی نوری در دلش پیدا می شد و حال خوشی به او دست می داد، حقایقی می دید و دقایقی می شنید. دریکی از این حالات معنوی به او گفته شد: دیدن امام زمان(ع) برای تو ممکن نیست، مگر اینکه به فلان شهر سفر کنی. هر چند مسافرت مشکل بود ولی در راه رسیدن به مقصود آسان می نمود. به این منظور روانه شد، بعد از چند روز به آن شهر رسید، در آنجا نیز به ریاضت مشغول شد و چله گرفت، روز سی و هفتم یا سی و هشتم به او گفتند: الان حضرت در بازار آهنگران در دکان پیر مردی قفل ساز نشسته اند، هم اکنون برخیز و شرفیاب شو با اشتیاق از جا بلند شده روانه دکان پیرمرد شد، وقتی به آنجا رسید، دید حضرت آنجا نشسته اند و با پیرمرد گرم سخنان محبت آمیز می باشند، همین که سلام کرد پاسخ فرموده و اشاره به سکوت کردند.

در این حال پیرزنی ناتوان، قد خمیده و عصا زنان جلو آمد و با دست لرزان قفلی را نشان داد و گفت: ممکن است برای رضای خدا این قفل را به مبلغ سه شاهی بخرید زیرا من به پولش نیاز دارم. پیرمرد قفل را گرفت و نگاه کرد، دید بی عیب و سالم است، گفت: خواهرم این قفل دو عباسی (هشت شاهی) ارزش دارد، زیرا پول کلید آن بیش از ده دینار نیست، شما اگر ده دینار (دوشاهی) به من بدهید، من کلید این قفل را می سازم آن وقت ده شاهی قیمتش خواهد بود.

پیرزن گفت: من به آن نیازی ندارم، شما این قفل را سه شاهی از من بخرید، دعایتان می کنم.

پیرمرد در کمال سادگی گفت: خواهرم تو مسلمانی، من هم مسلمانم، چرا مال مسلمان را ارزان بخرم و حق او را ضایع کنم. این قفل اکنون هشت شاهی ارزش دارد، من اگر بخواهیم منفعت ببرم، به هفت شاهی می خرم، زیرا در معامله دوعباسی، بیش از یک شاهی منفعت بردن بی انصافی است. اگر می خواهی بفروشی من هفت شاهی می خرم و باز تکرار می کنم قیمت واقعی آن دو عباسی است، چون من کاسب هستم و باید نفعی ببرم، یک شاهی ارزانتر می خرم.

شاید پیرزن باور نمی کرد که این مرد درست می گوید، ناراحت شده بود که من خودم می گویم هیچ کس به این مبلغ راضی نشده و من التماس کردم که سه شاهی خریداری کنند، زیرا مقصود من با ده دینار (دو شاهی) انجام نمی گیرد و سه شاهی پول مورد احتیاج من است. پیرمرد هفت شاهی پول به آن زن داد و قفل را خرید. همین که پیرزن رفت، امام(ع) به من فرمود: آقای عزیز! این منظره را دیدی و تماشا کردی؟ اینطور شوید تا ما به سراغ شما بیاییم، چله نشینی لازم نیست، به جفر متوسل شدن سودی ندارد، عمل سالم داشته باشید و مسلمان باشید تا من بتوانم با شما همکاری کنم، من از همه این شهر این پیرمرد را انتخاب کرده ام زیرا او دیدن دارد و خدا را می شناسد، این هم امتحانی بود که داد. از اول بازار این پیرزن عرض حاجت کرد و چون او را محتاج و نیازمند دیدند همه در مقام آن بودند که ارزان بخرند و هیچ کس حتی سه شاهی نیز خریداری نکرد و این پیرمرد به هفت شاهی خرید، هفته ای بر او نمی گذرد مگر آنکه من به سراغ او می آیم و از او دلجویی و احوالپرسی می کنم




این استانداره ! مال ما چیه ؟!

دسته بندی :


استاندار تهران خطاب به اعضای شورای شهر اسلامشهر گفت: اگر قصد پایان دادن به اختلافات را ندارید و نمی خواهید برای مردم کار کنید همه استعفا بدهید.
به گزارش مهر، سید حسین هاشمی ظهر امروز در جلسه شورای اداری شهرستان اسلامشهر خطاب به اعضا شورای شهر و با گلایه شدید از وضعیت به وجود آمده در خصوص شهردار اسلامشهر اظهار داشت: در بازدید از سطح شهر به اتفاق معاون رئیس جمهوری شاهد انباشت نخاله بودیم، واقعا جای تاسف است.
وي افزود:‌ این وظیفه شورای شهر و شهردار اسلامشهر است که به مشکلات شهر رسیدگی کنند، هنوز 4 ماه از حضور شهردار اسلامشهر نگذشته خبر می رسد که اعضا شورا به دنبال استیضاح هستند.
اين مسئول عنوان كرد:‌ در اين زمينه من شخصا دیروز جلوی تشکیل جلسه را گرفتم.
رئیس شورای تامین استان تهران، دولت جدید را دولت امید و آرامش دانست و يادآور شد: به جای اختلاف بروید برای مردم کار کنید. هر روز که نمی شود یک شهردار عوض کرد.
استاندار تهران گفت: من به تمام شوراهای شهر استان تهران می گویم دولت یازدهم دولت اختلاف نیست، مردم آرامش می خواهند، مردم را ناامید نکنید.
وی خاطرنشان کرد: این چه سیستمی است که به جای کارکردن و عمل به وظایف قانونی به دنبال اختلاف باشید،‌ دقت و تعامل کنید تا مردم و خداوند از شما راضی باشند،  مردم می فهمند و بهترین کار برای شهروندان خدمت بدون منت است.


مدیر وبلاگ :

ایکاش اقای مهندس هاشمی در هشترود بودند و می دیدند که شورای محترم در عرض 12 ماه چهار شهردار عوض کرده اند هر سه ماه یکی ! اینهم از کپی برداری از مدرنگرائی است دیگر !!!!!




30 ویژگی یک شهروند از دیدگاه دکتر سریع القلم

دسته بندی :


دکتر محمود سریع القلم، استاد دانشگاه شهید بهشتی تهران در نوشتاری که برای عصرایران تحریر کرده، 30 ویژگی یک شهروند مطلوب را  برشمرده است که در زیر می خوانید:
                                             
1.    از راست‌گويي، لذت ببرد؛

2.    سعي نكند همه را داشته باشد: هم جذب كند و هم دفع؛

3.    هوش و فهم ديگران را دست‌كم نگيرد؛

4.    اتومبيل خود را براي شهروندي كه از خطوط عابر پياده حركت مي‌كند، متوقف كند؛

5.    در نقل قول از ديگران، حتي ويرگول‌ها را هم رعايت كند؛

6.    ذهنيت خود را از مسائل ضرورتاً مساوي با حقيقت نداند؛

7.    هر چند وقت يكبار، از مخالفين خود احوالپرسي كند؛

8.    نه برنجد و نه برنجاند؛

9.    تفاوت ميان تبليغ و تحليل رسانه‌هاي غيرخصوصي را سريع تشخيص دهد؛

10.    به عموم مسايل محيط زيستي، حساس و عامل به عمل باشد؛

11.    از افراد چند شخصيتي و متملق فاصله بگيرد؛

12.    از زبان خود مانند سلامتي خود، مراقبت كند؛

13.    در قبال بدي افراد، عمدتاً سكوت كند تا نيروهاي معنوي دروني او پرورش پيدا كنند؛

14.    بدون چشم‌داشت، براي بازكردن گره‌هاي اطرافيان خود اهتمام ورزد؛

15.    به‌عنوان شهروند، ارزش خود را صدها درجه بالاتر از سياست‌مداران بداند؛

16.    در هفته، دو نيم روز براي رشد فردي و شخصيتي خود، وقت بگذارد؛

17.    حتي سه بامداد، از چراغ قرمز عبور نكند؛

18.    در محيط كار و زندگي او، رنگ‌هاي صورتي، زرد، قرمز و كلاً شاد حضور داشته باشند؛

19.    علاقه به كنترل‌كردن و احاطه بر ديگران را از شبكه رفتاري خود، حذف كند؛

20.   عیوب دیگران را به صورت خصوصی، تدریجی و لحن اصلاحی به آنها منتقل کند؛

21.    جايي كه به او احترام نمي‌گذارند، نرود؛

22.    ادب، تربيت و متانت او نسبت به مواضع سياسي‌اش، حضور، نمود و برجستگي بيشتري داشته باشند؛

23.    آنقدر تمرين كند تا از موفقيت ديگران ناراحت نشود؛

24.    از اجراي قانون و رعايت آيين‌نامه‌ها، لذت ببرد؛

25.    همه‌جا، با همه‌كس و در معرض هر مخاطبي، يك شخصيت داشته باشد؛

26.    از حلقه اول دوستان خود مرتب احوالپرسي كند؛

27.    در مغازه‌ها، اجازه دهد كساني كه قبل از او وارد مغازه شده‌اند، زودتر كارشان انجام شود؛
 
28.    مروج و مبلغ رفتار و افكار مثبت افراد باشد و نه خود افراد؛

29.    در ماه حداقل يك كتاب تمام كند، يادداشت‌برداري كند و در منظومه فكري و رفتاري خود، آنها را به كار گيرد؛

30.    معرف و مظهر اين بيان مولانا شود:
هين، خمش كن، خار هستي را ز پاي دل بكن        تا ببيني در درون خويشتن، گلزارها