تاريخ : هشتم اسفند ۱۳۹۳ | 13:33 | نویسنده : پیام رنجبر موسوی

نوشته : سید حسن کمالی حقوقدان و عضو هئیت علمی دانشگاه

اگر چه تأسیس و صیانت از حقوقی که شهروندان یک جامعه به اعتبار شأن انسانی خود یا التزام به هنجارهای اجتماعی دارند، به صورت عمده وظیفه حاکمان آن جامعه است، اما تجربه جوامع بشری نشان می‌دهد که حکومت‌ها به آسانی تن به پذیرش این حقوق نداده‌اند و همانند بسیاری از حقوق انسانی دیگر، حقوق شهروندی نیز در پیِ مطالباتِ مکرر عمومی و چه بسا مبارزات درازمدت، به رسمیت شناخته شده یا در حال شناسایی است.

 طلایه‌دار این مجاهدت‌ها اما بی‌تردید روزنامه‌نگاران هستند. رسانه‌های گروهی، چنانچه نقش خود را به شایستگی ایفا کنند، در کانون شناسایی و ترویج حقوق شهروندی هستند؛ به ویژه در جامعه‌هایی که:

 • به جهت عقب‌ماندگی فرهنگی از اساس، مفهوم، اهمیت و ضرورت این حقوق به درستی درک نشده است و لاجرم روزنامه‌نگاران در شناساندن آن به شهروندان و همچنین متولیان امور در یک ساختار بسته اجتماعی که اغلب هر گونه اندیشه اصلاح‌گرانه تهدیدی برای نظم موجود تلقی شده و مورد مخالفت قرار می‌گیرد؛ زحمت مضاعفی را متحمل می‌شوند.

 • وضعیت معیشتی شهروندان در اثر نابسامانی‌های اقتصادی مطلوب نیست و در نتیجه با اولویت یافتن نیازهای حیاتی اولیه، توجه به این حقوق کمرنگ است.

 • صاحبان قدرت، گسترش آگاهی شهروندان نسبت به حقوقشان و در پی آن افزایش مطالبات عمومی در این خصوص را در تعارض با منافع خود یا جامعه تلقی می‌کنند و بر این اساس نه تنها از اهتمام به پذیرش و رعایت این حقوق سرباز می‌زنند، بلکه به مقابله با آن برمی‌خیزند.

 وظیفه روزنامه‌نگاران در رابطه با ترویج آگاهی‌های عمومی، در صورت نبود یا ضعف سازمان‌های مردم نهادی که گاهی بی‌واسطه خواسته‌های شهروندان را به متولیان امور عمومی بازتاب می‌دهند و در عین حال به‌طور مستقیم میزان آگاهی و شناخت آن‌ها نسبت به حقوق مورد بحث را در ارتباط رو در رو با ایشان ارتقاء دهند، دو چندان می‌شود.

 به این ترتیب و با توجه به سختی موانع و مشکلات، کار و تلاش روزنامه‌نگاران در این عرضه، فرا‌تر از ایفاء یک تعهد ساده اجتماعی، مبارزه‌ای دشوار، طاقت‌فرسا و پرهزینه بوده و البته به‌‌ همان میزان نتایج آن درخشان و ستودنی است.

 اهمیت نقش روزنامه‌نگاران در استقرار و تعالی حقوق شهروندی از این جهت نیز قابل توجه است که می‌توانند خلاء بین مصداقهایِ به رسمیت شناخته شده حقوق شهروندی و موارد پُراقبال، اما به‌طور رسمی پذیرفته نشده آن را، تا حدود زیادی پر کنند.

 روشن است حقوق انسانی پیش‌تر و فرا‌تر از اعلانِ رسمی آن توسط نهادهای قانون‌گذاری، در باور عمومی شکل می‌گیرد و بی‌توجهی قانونگذار به آن، از شأن آن کاسته نمی‌شود. این دسته از حقوق، که بدون حمایت قانونی نیز در وجدان عمومی مورد احترام هستند، همانند ارزشهای دیگر دارای ضمانت اجرای اخلاقی هستند و نقض آن نیز سرزنش اجتماعی را به دنبال خواهد داشت. با وجود این تبدیل آن به هنجارهای قانونی و در نتیجه همراه شدن با ضمانت اجراهای قانونی، دامنه رعایت آن را افزون خواهد کرد.

 فاصله ناگزیر بین پیدایش حقوق شهروندی در باور و مناسبات اعضای جامعه و رسمیت یافتن آن توسط نهادهای عمومی، جز با تلاش مستمر رسانه‌ها میسر نخواهد شد. به تعبیر دیگر روزنامه‌نگاران به صورت عملی فرآیند قانونی‌شدن حقوق شهروندی و ضرورتِ احترام به آن را، پیش از رسمیت یافتن آن، مدیریت خواهند کرد.

 به نظر می‌رسد توجه به نکته‌های زیر، برآیند تلاش روزنامه‌نگاران در این عرصه را وزین‌تر خواهد کرد:

 • گستره حقوقِ شهروندی دربرگیرنده همه ساحت‌های زندگی شهروندان است؛ از حق بهره‌مندی از سلامت جسمانی و روانی و به طور کلی زندگی در خورِ شأن انسانی گرفته تا آزادی ابراز و ترویج اندیشه و آفرینش‌های هنری، از مورد احترام واقع شدن حریم خصوصی گرفته تا بهره‌مندی از حاکمیتِ قانون و حضورِ مدیرانِ شایسته بر مُسندِ مسئولیت، از حقِ مشارکت در امور اجتماعی، سیاسی و اقتصادی، رقابت سالم، اشتغال آبرومندانه، تأمین اجتماعی، رفاه و تحصیل گرفته تا بهره‌مندی از عدالت قضایی، نمونه‌هایی از این حقوق هستند.

 بی‌شک تحقق همزمان مطالبات عمومی در همه این زمینه‌ها میسر نیست. لاجرم اولویت‌بندی آن‌ها با توجه به شدت نیاز جامعه به آن به علاوه امکانات و منابع مالی محقق ساختن آن و نیز میزان اقبال و تحمل‌پذیری مدیران کلان ضرورت می‌یابد. عدم درک این واقعیت، هزینه فعالیت روزنامه‌نگاران را دو چندان و ثمرات آن را اندک خواهد کرد.

 • شناختِ محدودیت‌ها و رقابت آن در کنار تلاش برای هر چه کوچک کردن دامنه آن و رساندن آن به حدی که ضرورت وجود آن برای همگان آشکار است؛ به شیوه‌ای مسالمت‌آمیز و منطقی، روند اشاعه حقوق شهروندی را از خطر‌ها و تهدیدهای احتمالی دور خواهد ساخت. شتابِ غیرعقلایی برای دستیابی به این حقوق و دامن‌زدن به هیجانات و احساسات عمومی بیش از حد لازم و فضاسازی عاری از اندیشمندی بی‌گمان فرایند تحقق این حقوق را به تأخیر خواهد انداخت.

 • روزنامه‌نگاران باید به این باور برسند که برخورد با موارد نقضِ حقوقِ شهروندی مستلزم اتخاذ ساز و کار شایسته‌ای است. به تجربه معلوم شده که راههای قهرآمیز و سرکوب‌گرانه در مواجهه با ناقضان هنجارهای قانونی نه تنها فایده چندانی ندارد، که برعکس، در تجری آن‌ها به تکرارِ رفتارهایِ غیرقانونی نقش اساسی دارد.

حقوق شهروندی را با تدابیر مسالمت‌آمیز و آشتی‌جویانه همراه با به کارگیری شیوه‌های پیشگیرانه نسبت به کسانی که مستعدِ نقضِ آن هستند، به مراتب بهتر می‌توان پاس داشت. همچنان‌که سرکوبگری به عنوان یک شیوه عمومی توسط نهادهای رسمی نسبت به مرتکبانِ جرایم پسندیده نیست، ایجاد فضاهای خفقان‌آور رسانه‌ای برای کسانی که در مظانِ نقض حقوق شهروندی هستند، یا حتی افرادی که ارتکاب این نوع نابهنجاری‌ها از ناحیه آن‌ها آشکار است، معمولاً به پدیداری وضعیت‌هایی منجر خواهد شد که تصمیم‌گیری عادلانه و منصفانه در آن شرایط را دشوار خواهد ساخت.

 اگر چه حمایت از حقوق شهروندی خود یک ارزش است، اما نباید به بهانه آن حقوق دیگر شهروندی از جمله حق بهره‌مندی از «محاکمه عادلانه» و «منع مجازات» یا «سرزنش مضاعف» را به فراموشی سپرد و آثار زیان‌بار محاکمه و ملامت این دسته از افراد چه در نظر افکار عمومی و چه توسط محاکم رسمی را متوجه خانواده‌ها و به طور کلی وابستگان آنان کرد.

• به خاطر داشته باشیم حکمرانی شایسته به ویژه در ساختارهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی تکامل نیافته، در قلمرو ملی از یک طرف و نیز در عرصه‌های پرمناقشه و توأم با رقابت سخت بین‌المللی از طرف دیگر، امری است به غایت دشوار. بنابراین انعکاس مطالباتِ عمومی در رابطه با حقوقِ شهروندی به متولیان امور و انتظار اقدام مطلوب از طرفِ آنان باید واقع‌بینانه باشد. روزنامه‌نگاران می‌توانند با اثباتِ حُسنِ نیت خود در ساختار حکومت ظرفیت‌های تازه‌ای را برای پذیرش و حمایت رسمی از حقوق شهروندی خلق کنند.

 چنان‌که اشاره شد فعالیت روزنامه‌نگاران به ویژه در حوزه‌های خطیری چون ترویج و صیانت از حقوق شهروندی به جهت موانع و مشکلات روبه‌روی آنان، به واقع نوعی مبارزه است. شهروندان نباید روزنامه‌نگاران را به خط مقدم این کارزار گسیل، اما پشتیبانی خود را از ایشان دریغ کنند. جامعه‌ای که با عافیت‌طلبی از خطرهایِ سر راه این گونه مبارزه‌ها پرهیز کند، نه تنها دستاوردی نخواهد داشت، بلکه با از دست دادن نیروهای پیشتاز خود توانمندی استیفایِ حقوق خویش را تحلیل خواهد برد و به شدت از میزان و نتیجه آن، خواهد کاست.

شهروندان باید به این آگاهی برسند که صاحبان قدرت و ثروت‌های نامشروع اغلب حاکمیت حقوق شهروندی در مناسبات جامعه را برنمی‌تابند و به همین جهت، فعالان این عرصه را در معرض انواع خطرات و تهدیدات قرار می‌دهند.‌‌ رها کردن این کنشگرانِ اغلب بی‌دفاع، در چنین شرایطی صرفِ نظر از عدمِ وجاهتِ اخلاقی، دسترسی به حقوق آنان را به قهقرا خواهد برد.

البته خطرات تهدیدکننده فعالان حوزه حقوق شهروندی منحصر به موارد مزبور نیست، بلکه متعصبان به باورهای منافی آزادی اندیشه و بیان و حقوقی از این دست نیز ممکن است به مقابله با کوشش‌های مدنی برای برقراری برخی از حقوق شهروندی بپردازند. در این صورت امیدواری روزنامه‌نگاران به پشتیبانی افکار عمومی از آن‌ها بر صلابت ایشان در ایستادگی مقابل خطرات یاد شده خواهد افزود

منبع سایت تابناک ،



تاريخ : ششم اسفند ۱۳۹۳ | 18:35 | نویسنده : پیام رنجبر موسوی

اخیرا در شهرستان هشترود عده ای بر علیه دوست عزیزم اقای جمشیدی هجمه هایی را اغاز کرده اند که می توان گفت یک قسمتش درست است و یک قسمتش غلط !! ان قسمتش هم که درست است ناشی از دلسوزی زیاده از حد برادر عزیز جمشیدی است وگرنه می توانیم بگوئیم که ان قسمتش هم غلط است و اساسا تمامی هجمه ها بر علیه اقای جمشیدی مسئول محترم روابط عمومی فرمانداری و فرماندار اشتباه و ناشی از بی اطلاعی و بی تجربگی منتقدان می باشد و در این میان ناشی گری فرماندار در پاسخ دادن به مسائل مطروحه و عدم انتخاب مشاوران اگاه و پخته در زمینه مطبوعات توسط اقای فرماندار باعث ازدیاد این مسائل می باشد .

89316506440217052687.jpg

بنده ذیلا این موضوع را کمی باز تر می نمایم

الف : اشتباه اول خبرنگاران صورت میدهند : وظیفه خبرنگار رصد خبر است ! خبرنگار واقعی نمی نشیند که برایش دعوتنامه بفرستند ! که فلان جا ، فلان مراسم است ! بدو بیا خبر تهیه کن ! خبرنگار واقعی و به معنای واقعی خبرنگار ، کسی است که بدنبال خبر بگردد و از دل حوادث و رویدادها و دیدارها خبری را تهیه نماید ! که متاسفانه در هشترود بدلیل اینکه جمشیدی بدبخت با همه ما دوست است ! اضافه بر وظایف قانونی خود همواره این زحمت را کشیده و یکباری هم که یادش میرود همه ما دست به یقه اش میبریم که پارتی بازی می کنی !

ب: اشتباه دوم را اقای فرماندار صورت داده اند : بدلیل نبود مشاور اگاه و با تجربه و مسلط در زمینه مطبوعات و رسانه ، اقای فرماندار دچار یک اشتباه استراتژیک شده و بجای ارشاد اسلامی انجام وظیفه نمودند ! در حالیکه تائید اصالت و رسالت یک خبرنگار ذاتا وظیفه اداره ارشاد اسلامی شهرستان است و اداره ارشاد اسلامی است که باید لیستی از خبرنگاران رسمی و فعال شهرستان را جهت اطلاع روابط عمومی های ادارات شهرستان ارسال نماید ! ولی اقای فرماندار بدلیل ضعف اطلاع و نبود مشاوران دلسوز ناخواسته وارد یک بازی شدند که باعث گردید فرمانداری و روابط عمومی ان مورد هدف و در حقیقت سبیل انتقادات خبرنگارانی باشد که خود از رسالت خود غافل هستند!

ج: اشتباه سوم را اقای جمشیدی و سایر روابط عمومی های ادارات انجام میدهند : متاسفانه در هشترود چنین القا شده است که روابط عمومی وظیفه دارد که میهمان دعوت کند و خبرنگار دعوت کند و اینگونه مسائل !

در حقیقت این اشتباه از انجا ناشی میشود که اغلب بدلیل نبود نیروهای باسواد و تحصیلکرده در ادارات برخی از مسئولین رسته های تدارکات وپشتیبانی و ... روابط عمومی با هم تداخل یافته و توسط یک نفر صورت می پذیرد ! لذا این امر باعث سو برداشت برخی ها  - که از خبرنگار بودن فقط کارت خبرنگاری داشتن و چند تا کلمه لید و تیتر و سو تیتر و هرم وارونه و کی و چه و چرا و ...  را بلد هستند و به ذات خبرنگاری اگاه نیستند - میشود !

وظیفه اصلی روابط عمومی یک اداره این است که

الف : اخبار مربوط به اداره و فعالیتهای اداره را به اطلاع رسانه های رسمی و تائید شده اداره ارشاد برساند! بدین ترتیب که خبر مذکور بصورت تیتر خبری در سایت اداره منعکس میشود و هر خبرنگاری که تمایل داشته باشد ! خبرمذکور را انتشار دهد ! با تماس با روابط عمومی نسبت به جزئیات خبر اطلاع حاصل می نماید !

ب: روابط عمومی یک اداره وظیفه دارد که در سایت خود و یا از طریق نامه و یا برنامه های دوره ای [مثل دهه فجر] ساعت و تاریخ مراسمات را منتشر نماید ! اینکه کدام خبرنگار می اید و نمی اید به خود خبرنگاران و رسانه ها انها مربوط میشود ، مثلا یک رسانه ورزشی مثل سایت ورزش سه یا روزنامه خبر ورزشی هرگز برای خبری در مورد مذاکرات هسته ای خبرگار نمی فرستد و در عوض یک روزنامه اقتصادی هم برای گزارش یک مسابقه فوتبال خبرنگار نمی فرستد ! متاسفانه در هشترود چون اغلب رسانه ها خبرنگارانی رسمی ندارند و مدیر مسئول و نویسنده و خبرنگار و تداراکات و سر دبیر و تیتر زن و ویراستار و صفحه چین و .... همه یکنفر میباشند به این مسائل دقت نکرده اند !

ج: روابط عمومی وظیفه دارد که مسائل را بین ادارات و اداره خود و یا دیدارهای عمومی را هماهنگ نماید که متاسفانه بدلیل نبود روابط عمومی ها متخصص در ادارات شهرستان ، روابط عمومی هر کاری را انجام میدهد که اینهم ناشی از نبود تخصص و تجربه در مسئولان روابط عمومی است ! تنها می شود از روابط عمومی اداره راه و ترابری یاد کرد که در زمان بروز حادثه یا اتفاق مهم مثل افتتاح و اسفالت سریعا از طریق پیامک اطلاع رسانی می نماید که مثلا راه 180روستا بسته شده است و بقیه اش را به خبرنگار و قدرت جستجو و کنکاش و پیگیری انها وامیگذارد که جا دارد به این دوست عزیز خسته نباشید عرض کنم و البته محمد رضا جمشیدی عزیز که اغلب بیشتر از وظیفه اش تلاش می کند و همین انجام وظیفه در حد اعلا گاهی بر علیه اش هجمه میشود !

در پایان مطالب از اقایان خبرنگار دعوت میشود کمی هم مطالعه عمومی داشته باشند ! تنها با دانستن اینکه لید چیست ؟ یک نفر ، خبرنگار نمی شود ! ذات خبرنگار جستجو گر است و دنبال هر نقطه ای که از ان میشود خبر ساخت میرود ! لذا توهین به روابط عمومی ها با این عنوان که خبرنگاران را دعوت نمی کنند ناشی از نااگاهی خبرنگاران و رسانه ها و از طرف دیگر ناشی از بی اطلاعی فرماندار محترم و روابط عمومی اش میباشد که ناشیانه با یک نامه سعی کرده است که مسئولیت دعوت خبرنگار را از سر خود واکند! در حالیکه وقتی خود نهاد فرمانداری و روابط عمومی اش نمیدانند که خبرنگار را دعوت نمی کنند ! بلکه مورد را خبررسانی می کنند و خبرنگار خود در همه جا حاضر میشود ! از خبرنگاران رسانه های محلی چه انتظاری میرود ؟!

مثلا : مطمئن باشید هرگز مجلس به صدا و سیما نامه نمیزند که فلان روز جلسه داریم چند خبرنگار را برایمان بفرستید ! بلکه این خبرنگاران پارلمانی صدا و سیما هستند که از طریق روابط عمومی مجلس از تاریخ و ساعات جلسات اطلاع حاصل نموده و خود به انجا میروند و از سوی دیگر اداره ارشاد رسما طی نامه ای اسامی خبرنگاران رسمی و رسانه انها را به اطلاع سایت روابط عمومی مجلس میرساند و بدین ترتیب خبرنگار در مجلس حاضر و پس از ارائه کارت خبرنگاری و شناسائی وارد صحن میشود و خبر تهیه می کند !

بیائید کمی هم خبرنگار باشیم و حالا که همه مان شرلوک هلمز شده ایم و یک خاری در چشم دیگران را سریع می یابیم و انگشتمان را تا بند اخر توی ان کرده و انتقاد می کنیم [ و مسابقه میگذاریم که کی خبر اول را ارسال می کند ! البته دوستان خبرنگار ان پولی چون با ارسال خبر به رسانه ها پول میگیرند لذا مسابقه ارسال خبر اول برای ان است که خبر دست اول 12هزار تومان و خبر دست دوم 7هزار و خبر بیات 3هزار تومان برای اینها درامد دارد و لذا چون مسابقه اول خبر فرستادن برای کسب پول است لذا دعوت شدن برای تهیه خبر برایشان اسانتر از انجام رسالت واقعی یک خبرنگار یعنی دنبال خبر بودن است ]  کمی هم منصف باشیم و این جوالدوزها را هم توی چشم خودمان ببینیم !



تاريخ : پنجم اسفند ۱۳۹۳ | 22:56 | نویسنده : پیام رنجبر موسوی

همانطور که دوستان هنرمند و هنر دوست اطلاع دارند قرار بود که در 17اسفند ماه سال جاری  نمایشگاهی از اثار استاد برجسته و بی بدیل نقاشی هشترودی کشور عزیزمان ایران ، جناب اقای سید محمد بطحائی در خانه فرهنگ تبریز برگزار گردد که در کنار ان به همت و خواست شخص مدیرکل محترم اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی استان جناب اقای صفی پور قرار بود مراسم تجلیل از این استاد فرهیخته و نخبه هشترودی به عمل آید

لذا بدینوسیله به اطلاع این عزیزان میرساند که چون در پی تلاشهای شبانه روزی نماینده محترم شهرستان هشترود جناب اقای شیری و نظر ویژه وزیر محترم ارشاد اسلامی جناب اقای دکتر جنتی و معاونت محترم و امور مجلس ایشان جناب اقای دکتر نوش آبادی و توجه جدی استاد مهدی محقق رئیس انجمن آثار و مفاخر فرهنگی کشور مقرر شده است که مراسم تجلیل و نکوداشت مقام استاد سید محمد بطحائی از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و انجمن اثار و مفاخر فرهنگی ایران در اردیبهشت ماه سال 94 برگزار گردد لذا مراسم و نمایشگاه سال 93 کنسل به سال بعد انتقال می یابد ./.

متن نامه رئیس انجمن اثار و مفاخر فرهنگی کشور به معاونت محترم وزیر بدین شرح است

جناب اقای دکتر حسین نوش آبادی

معاونت محترم حقوقی امور مجلس و استانهای وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی

با سلام

احتراما بازگشت به نامه شماره 150464 مورخ 93/10/29 حضرتعالی و عطف به درخواست جناب اقای غلامحسین شیری نماینده محترم مردم هشترود در مجلس شورای اسلامی در خصوص برپائی مراسم بزرگداشت استاد سید محمد بطحائی به استحضار میرساند

این انجمن ضمن موافقت با برگزاری مراسم نکوداشت از مقام هنری استاد بطحائی که یکی از هنرمندان برجسته و نام اشنای خطه اذربایجان و مایه مباهات این مرز و بوم می باشند امادگی خود را جهت هرگونه همکاری های علمی ، فرهنگی اعلام میدارد .

با احترام و ارزوی توفیق مهدی محقق . رئیس انجمن اثار و مفاخر فرهنگی  تاریخ 93/11/28

ستاد بزرگداشت و تجلیل از مقام هنری استاد بطحائی در هشترود و تمامی هنردوستان ، بخصوص علاقمندان به استاد سید محمد بطحائی نقاش برجسته و بی بدیل شهرستان ، ضمن تقدیر و تشکر از نماینده فرهیخته و هنردوست شهرستان جناب اقای حاج غلامحسین شیری که در راستای تعالی و سرفرازی هنر و تجلیل و نکوداشت مقام شامخ هنرمندان بالاخص استاد بطحائی زحمات زیادی را متحمل گشته اند ، از وزارت محترم ارشاد و بخصوص شخص وزیر محترم و دکتر نوش ابادی و مدیرکل محترم استان جناب اقای صفی پور و فرماندار محترم و امام جمعه عزیز و تمامی دست اندرکاران این بزرگداشت نیز صمیمانه تقدیر و تشکر می نماید

بدیهی است که توجه به هنر و هنرمندان ضمن اینکه می تواند در توسعه فرهنگی جامعه نقش بسزائی داشته باشد در ترغیب جوانان جهت حضور در صحنه های هنری نقش مهمی را ایفا می نماید و در همین راستاست که مقام معظم رهبری نیز موکدا بر جایگاه هنر و تعالی ان بخصوص هنرهای ایرانی اسلامی تاکید فراوانی می نمایند ./.

البته هر هنرمندی به تنهایی یك دنیاست ؛ این خاصیتِ هنری است كه در وجود اوست . اگر انسان فرصت می كرد تا غمگسارانه پای دل هنرمندها بنشیند، دنیای عجیب و زیبایی می دید؛ آمیخته ای از غمها و شادیها؛ آرزوها و نگرانیها و آرمانها؛ ولی متأسفانه این مجال وجود ندارد. یكی از دوستان از هنر به عنوان جواهر سفید تعبیر كردند؛ بله ، گوهر بسیار گرانبهایی است كه ارزش و گرانبهاییِ آن فقط بدین جهت نیست كه دلها و چشمهایی را به خود جذب می كند . بخشی از بیانات مقام معظم رهبری در خصوص هنر و هنرمند

در پایان با پوزش از دوستان هنر دوست انشالله در اردیبهشت ماه سال اینده میزبان قدوم با صفای تمامی علاقمندان به هنر نقاشی و شخص استاد بطحائی خواهیم بود زمان و مکان و تاریخ مراسم بعدا از طریق منابع مختلف به استحضار دوستان خواهد رسید ./.



تاريخ : چهارم اسفند ۱۳۹۳ | 14:7 | نویسنده : پیام رنجبر موسوی

دوم اسفند روز جهانی زبان مادری بود ! حال چقدر این روز در تقویم ایران جایگاه دارد و ندارد بحث من نیست !چون نظر من مخالف نظر دوستانی است که فکر می کنند اگر بتوانند زبان ترکی بخوانند و بنویسند و یا بچه هایمان بتوانند ترکی بنویسند و بخوانند تمامی مشکلاتمان ریشه ای حل میشود ! من معتقد به شیوه ای هستم که استاد زیبا کلام در زیر به خوبی و به زیبائی توضیح داده اند ! در قسمت بعدی در مورد زبان مادری و زبان ملی و زبان بین المللی مطالبی را عرض خواهم نمود فعلا مصاحبه دکتر زیبا کلام در خصوص تبریز بی خاصیت سال 92 و زبان مادری و ... را بخوانید !

آقای دکتر شما به عنوان  تحلیل گر مسایل سیاسی و پژوهشگر مسایل اجتماعی، جایگاه و نقش آذربایجان و تبریز را در معادلات سیاسی، اجتماعی حال حاضر ایران چگونه ارزیابی می کنید؟!

· با نام و یاد حضرت حق.  برای من تبریز و آذربایجان یعنی ستارخان، باقرخان، یعنی شیخ محمد خیابانی، ثقه الاسلام، کربلایی مسیو، یعنی مشروطه، یعنی نهضت 29 بهمن 56 یعنی گرسنگی کشیدن و تسلیم نشدن در برابر ظلم و جور استبداد! تبریز برای من همیشه یادآور این مفاهیم بوده و هست. در قیام 29 بهمن نیز، ماهها قبل از آنکه اصفهان و تهران و شیراز و مشهد، تکان اساسی بخورند، تبریز، 24 ساعت پایه های سلطنت پهلوی را به لرزه درآورد، برای من تبریز، یعنی مردمی که شهر را فتح کردند. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی نیز، تبریز در تمام صحنه ها و اتفاقات، در وسط میدان بوده، چه در دوران دفاع مقدس و چه در دوران سازندگی و حتی اصلاحات!

همه باورهای من از تبریز تا سال 78 به این شکل بوده است. اما بعد از این سال ذهنیتم نسبت به آذربایجان دچار یک مقداری ابهام و  تغییر شد. در این سال که اوج دوران اصلاحات بود به دعوت دفتر تحکیم وحدت، برای سخنرانی به دانشگاه تبریز آمده بودم. بعد از سخنرانی و حضور در جلسه پرسش و پاسخ دانشجویان که گاه سوالات تند و تیزی مطرح می شد، به اتفاق چند تن از اصلاح طلبان و مبارزان ملی – مذهبی استخوان دار آن زمان ساعت 11 شب مرا به پیاده روی در اطراف ائل گلی تبریز بردند. در آنجا موضوعی ر ا مطرح کردند که از آن شب دیدگاه مرا نسبت به نقش و جایگاه آذربایجان یک مقداری از آن حالت حماسی دوران مشروطه و انقلاب بیرون آورد.

در آن شب سرد زمستانی تبریز، برخی از همان فعالان سیاسی به من گفتند که: «دیدگاههای شما با دیدگاههای جناح اصولگرایان (راست آن زمان) چندان فرقی ندارد. شما با هواپیما از تهران  می آیید و با هواپیما هم بر می گردید. شما حرفهای قشنگی می زنید و سپس می روید، شما نمی توانید درد ما را بفهمید. ما درد فرهنگی داریم، درد آموزش به زبان محلی داریم !» من در آن شب ائل گلی، برای اولین بار با مفهومی به نام «ناسیونالیسم آذری» آشنا شدم. پیش از این من تمام این واژه ها و شبیه آن را در کتابهای تاریخ خوانده بودم. با موضوع «قومیت گرایی» آشنا بودم اما هرگز نمی دانستم که این موضوع تا این حد در بدنه ی نخبگان آذربایجانی جدی گرفته شده است.

من فرقه دموکرات پیشه وری و سرنوشت شوم آنها را تنها در کتابها خوانده بودم و سر کلاس درس تاریخ تحولات ایران در دانشگاه تدریس و بحث کرده بودم.

برای من تبریز، نه پیشه وری است نه دکتر سلام الله جاوید. نه صادق پادگان و نه غلام یحیی و نه فرقه دمکرات. تبریز برای من مشروطه بوده و  هست. آن شب من متوجه بُعد تازه ای از سیاست و جامعه تبریز شدم. آنها می گفتند موضوع توجه به قومیت ها، دارد جای خودش را در ادبیات سیاسی ما باز می کند.

-   از کجا به این اطمینان و باور رسیدید؟

·    بعد از سال 1370 که من به ایران برگشتم، تابلو یا پوسترهایی به نام ترکی یا آذری در سطح دانشگاه ها کمتر دیده می شد. اما الان در خود تهران شما می توانید آگهی های بزرگی دمِ در بزرگ دانشکده حقوق ببینید «کنسرت موسیقی عاشیقلار» یا موسیقی «آذربایجانی» امشب در کوی دانشگاه برگزار می شود! این موضوع نه  تنها در تهران که در شهرهای مختلف ایران نیز قابل مشاهده است. به هر حال چیزی که مشخصاً نماد آذربایجانی و ترکی است. پیش از آن نه مراسم و همایش و گردهمایی فرهنگی و هنری که مختص آذربایجانی ها باشد به طور رسمی برگزار می شد نه تیم تراکتورسازی در اوج بود. نه قلعه بابک خیلی مطرح بود و نه خبری از سایر نمادهای مشخص دیگری که بیانگر علاقه و اشتیاق مردم به موضوع منطقه ی خاستگاه خودشان باشد. به نظرم در دهه ی هفتاد نوزادی متولد شد که مطالعه پیرامون اثرات، خاستگاه و عوامل آن  نیازمند بررسی و آسیب شناسی بیشتری است.

-         حالا دیدگاه شما نسبت به این موضوع چیست؟!

·         خیلی از همکاران دانشگاهی من معتقدند که ما به هیچ وجه نباید در خصوص این مسئله صحبت کنیم.

·        چرا؟

·        چون معتقدند که هر حرفی  و اشاره ایی به این مسئله باعث تشویق طرفداران آنها می شود و باعث پر و بال دادن به مسئله «ناسیونالیزم ترکی» می شود. یعنی معتقدند که اساسا هر جور اشاره و  پرداختن به این موضوع و سبب بزرگنمایی آن و گسترشش می شود. مثلا با تصویب هر پایان نامه ایی که حتی غیر مستقیم به این موضوعات پرداخته شده باشد  شدیدا مخالفت می کنند و این کارها را اشتباه تاریخی می دانند.

·        شما چه فکر می کنید؟

·        والله من فکر می کنم حرف نزدن در مورد یک موضوع اجتماعی که ما از آن خوشمان نمی آید باعث محو شدن و یا غیب شدن آن نمی شود. اینکه ما بگوییم در مورد پان ترکیسم یا در مورد ناسیونالیزم کردها حرفی نزنیم چون باعث عمومی شدن آنها شده و قبح مسئله می ریزد شیوه خیلی علمی برای حل و فصل مسائل سیاسی و اجتماعی از جمله مسئله ناسیونالیزم نیست. بالاخره ما اگر مشکلی داریم باید با آن مواجه شویم و اینکه هی بگوییم «هیس ، هیس» آن مسئله غیب نمی شود. سرکوبش هم که بکنیم رادیکال تر و افراطی تر شده و زیر زمینی می شود. از بین نمی رود. اما در پاسخ به پرسش شما که من چی فکر می کنم؟ ببینید، جامعه تبریز مثل هر جامعه دیگری  لایه های اجتماعی مختلفی دارد. از مردم عادی گرفته تا دانشجو و فرهیخته، از آدمهای کم درآمدتر گرفته تا اقشار و لایه های ثروتمند تر و متمول. اما وقتی من از زبان نخبگان و فعالین سیاسی اصلاح طلب تبریزی در نیمه های شب و در اطراف استخر ائل گلی داستان پان ترکیسم و احساسات ناسیونالیستی را می شنوم، این حامل یک پیامی است. پیام این است که مشکلی بوجود آمده. مشکلی بوجود آمده که دارد در فرمت ناسیونالیزم خودش را بروز می دهد. این احساسات را نخبگان به آن شکل بروز می دهند و جوان ترها و متعصب هایش در شکلی دیگر مانند طرفداری متعصبانه از تراکتورسازی! یک سری هم در قالب شب شعر و موسیقی عاشیقلار  بروز می دهند. اما سئوال اساسی یا در حقیقت سئوال شما از من آن است که خوب من صادق زیباکلام در قبال این مسئله چی فکر می کنم؟

·        دقیقا

·        پاسخ من خیلی ساده و روشن است. همان شب هم ساعت یک بعد از نصف شب به دوستان اصلاح طلب و دگر اندیش تبریزی در کنار ائل گلی دادم. البته پاسخم باعث شد که تا نزدیک سه، چهار بعد از نصف شب دور ائل گلی راه برویم و دعوا کنیم!

·        چرا؟

·        برای اینکه پاسخ من یک جورهایی یک سطل آب سرد می ریزد روی همه عواطف و شور احساسات پان ترکیسم. از موسیقی عاشیقلار و شب شعر ترکی گرفته تا طرفداری های پر شور از تراکتور سازی تا قلعه بابک و مابقی نماد های پان ترکیسم و ناسیونالیزم آذری.

 گمشده ی همه دوستان آذری زبان، گمشده ی مردم مهاباد، گمشده اهوازی ها و بلوچی ها همه یکی است.گمشده ی همه این اقوام و فرهنگها همان گمشده مردم تهران، همان گمشده مردم رشت، شیراز، اصفهان و کرمان است. گمشده ی همه ما «دموکراسی» است.  گمشده همه ما توسعه ی سیاسی است. اگر توسعه سیاسی تحقق پیدا کند و دموکراسی به معنای واقعی آن حاکم شود، دیگر احتیاجی به این حرفها نیست. دیگر لازم نیست عده ای احساسات خود را در استادیوم ورزشی و در قالب شعار بیرون بریزند. همه ی آن احساسات در مسیر صحیح خود در بطن حزب یا یک تشکیلات شناسنامه دار خود را نشان می دهد. اگر دموکراسی باشد، شورای شهر در مهاباد، در تبریز و در اهواز به خواست مردم تن می دهد.

·        ولو آنکه این خواسته آموزش زبان مادری باشد؟

·        آره . ولو اینکه آموزش زبان مادری باشد. شورا تصویب می کند دو تا مدرسه ابتدایی داریم یکی بزبان مادری و دیگری بزبان فارسی. والدین می توانند فرزندان شان را در هرکدام که خواستند ثبت نام کنند. بالطبع در مدارسی که آذری زبان یا کردی زبان هستند آن زبان  به طور اصولی و کامل آموزش داده می شود!

·        حالا شما فقط آموزش زبان ترکی آذربایجانی را تنها نماد دموکراسی در بحث توجه به قومیت ها ارزیابی می کنید؟!

-         نه من زبان را بعنوان مثال مطرح کردم. ببینید دمکراسی یعنی حق انتخاب آزادانه.

-         استاد فکر نمی کنید یک مقداری آرمان گرایی دارید می کنید؟

-         متوجه منظورتان نمی شوم؟

-         بنظر شما در جامعه ایی که بقول خودتان حتی برخی از اساتید دانشگاهی اش آنقدر تنگ نظر هستند که حتی با طرح موضوع ناسیونالیستی در پایاننامه های دانشگاهی مخالفند می شود روزی را تصور کرد که یک مدرسه ابتدایی در تبریز یا مهاباد بزبان ترکی یا کردی درس بدهند؟

-           ببینید مخالفتها همه اش از روی ترس است. فکر می کنند که حالا اگر یک یا چند تا مدرسه در تبریز بزبان ترکی درس بدهند چه می شود؟

-         شما فکر می کنید چه می شود؟

-         واقعا می خواهید بدانید؟

-         بله!

-         والله اگر شما دو موسسه در یک خیابانی در تبریز تاسیس کنید که در یکی آموزش به زبان ترکی آذربایجانی باشد و در دومی به زبان فارسی، تصور می کنم خیلی از والدین اسم فرزندان شان را در مدرسه فارسی زبان بنویسند.

-         چرا؟

-         بهمان دلیلی که اگر شما در تهران این حق انتخاب را میان زبان فارسی و انگلیسی به والدین بدهید خیلی از آنها مدرسه انگلیسی زبان را انتخاب می کنند. شما همین الان در تهران یا در تبریز آمار بگیرید ببینید چند تا از خانواده های تحصیلکرده بیشتر دوست دارند کودکان خود را در مدارس انگلیسی زبان ثبت نام کنند یا در مدارس صرفاً فارسی زبان. برای اینکه خانواده ها آینده ی بچه های خود را در آن می بینند که به زبانی که برای آینده آنها بهتر است درس بخوانند تا زبان بومی خودشان.

من به دموکراسی واقعی اعتقاد دارم. اگر نصف به علاوه یک مردم آذربایجان باور دارند که باید بچه هایشان به مدرسه آذری زبان بروند خوب باید از این حق برخوردار بشوند.اما با این حال 49 درصد بقیه هم از این حق برخوردار باشند که فرزندان شان را به مدارس فارسی زبان بفرستند. قاعده ی دموکراسی می گوید که همه ی افراد باید بتوانند از حق برابر برخوردار باشند.

شما در جایی گفته بودید که تبریز به نسبت گذشته خیلی غیر سیاسی تر شده. واقعا همچون نظری دارید؟

بله این حرف را زده بودم و هنوز هم این اعتقاد را دارم. احساس من این است که تبریز نسبت به سالهای قبل از انقلاب و حتی سالهای حین انقلاب، غیرسیاسی تر شده است. این موضوع را با آذربایجانی های ریشه دار هم که در میان گذاشتم تائید کردند که تبریز از نظر جایگاه سیاسی و نقش آفرینی اش در معادلات سیاسی کشور و جهان، در طی سالهای اخیر دچار افول شده است. اکثر آن فعالین سیاسی از این شهر رفته اند یا به تهران و یا به شهرهای دیگر یا به کشورهای دیگر. جایش را مردم اطراف و روستائیانی پرکرده اند که از مواضع سیاسی شفاف و نگاه سیاسی برخوردار نیستند.

مشابه این روند در کرمانشاه و اهواز هم اتفاق افتاده است. یعنی خیلی از اقشار و لایه های تحصیلکرده تر و ریشه دارتر این مناطق از این شهرستانها رفته اند و مهاجرین از روستاهای اطراف این شهرستانها جای آنها را گرفته اند. البته این پدیده عمومیت ندارد. مثلا در رشت ، مشهد ، اصفهان یا کرمان این پدیده کمتر اتفاق افتاده. خیلی از تبریزی ها را در کانادا می شناسم که در آنجا از جایگاه علمی یا اجتماعی بالایی برخوردارند. خیلی از تبریزی های استخوان دار و اصیل به تهران آمده اند. بخشی از اینکه چرا تبریز مثل گذشته ها سیاسی نیست به واسطه ی این مهاجرت و تغیر و تحولات اجتماعی است.

من البته نگاه از بالا به پایین و به تعبیری «روستایی»  و “شهری” ندارم. اما با قاطعیت می توانم بگویم که بسیاری از  جمعیت فعلی تبریز به مسایل سیاسی مثل گذشته علاقه نشان نمی دهد. نسل ستار خان و باقر خان و شیخ محمد خیابانی و نسلی که در 29 بهمن 56 تبریز را تصرف کردند جای خود را به نسل مهاجر نشینی داده که بالطبع مسائلی همچون اشتغال ، معیشت و مسکن  برای آنها بیشتر اهمیت دارد تا مسایل سیاسی و فرهنگی. و صد البته که من به آنها حق می دهم!

-         آیا همان فعالیت های مختلف فرهنگی، هنری و ورزشی در قالب هواداری از تیمی مانند تراکتورسازی و برگزاری شب شعر یا تدریس زبان های محلی را در راستای دموکراسی و رغبت مردم برای دستیابی به مردم سالاری واقعی نمی دانید؟!

·        از نظر من نه! در استادیوم های ورزشی کمتر شعار سیاسی می دهند. اگر هم بدهند این شعارها پشتوانه سیاسی و مبنای عقلانی ندارند. همان طور که در استادیوم آزادی تهران هم شعار سیاسی، چندان طرفدار و جایگاهی ندارد. بنابراین حضور پرشور جوانان در استادیوم ها و طرفداری شان از یک تیم ورزشی مانند تراکتورسازی یا استقلال و پرسپولیس را در راستای تلاش برای «تحقق دموکراسی» نمی دانم.

-         انتخاب حجت الاسلام یونسی به عنوان مشاور رییس جمهور در امور قومیت ها  را آیا در راستای احقاق حقوق اقوام ایرانی نمی دانید؟!

·        نه به هیچ وجه! همیشه وقتی صحبت اقوام و اقلیت ها می شود سیاستمداران خیلی قشنگ و برادرانه حرف می زنند و دست دوستی دراز می کنند. اما در عمل کمتر حاضر می شوند که مدیران منتسب به اقوام را در پست های حساس یا حتی غیر حساس و پیش پا افتاده منصوب کنند.

این قاعده در مورد آقای روحانی هم مصداق دارد. اما اینکه آقای یونسی را انتخاب کردند برای این بود که ایشان بیکار مانده بود. با وزارت کشور ایشان مخالفت شد بنابراین آقای روحانی ایشان را به این سمت منصوب کردند.

-         آقای دکتر! اولین عبارت یا احساسی را که از شنیدن این واژه ها به ذهنتان خطور می کند بیان کنید:

-         سنت: آزادی خواهی، ستارخان و مردم آذربایجان دوران مشروطه.

-         مدرنیته: تبریز بی بو و خاصیت سال 92

-         افضل (دانشجوی معلول مراغه ای و محبوب زیباکلام که در سانحه تصادف رانندگی جان باخت و زیباکلام یکی از آثار مکتوب خویش را به نام و یاد این دانشجوی آذربایجانی به رشته تحریر درآورده است): حسرت، امیدهای بر بادرفته!

-         حسین شریعتمداری: یک جور حاشیه ی امنیتی برای من است! باعث می شود صریح تر و شفاف تر سخن بگویم!

-         ا… کرم: یادآور جنگ و جبهه و شهادت. عقربه زمان در رابطه با ا… کرم برای من در سال 67 توقف کرده است. ا… کرم بعد از سال 67 برای من معنی ندارد!

-         حسن روحانی: یک جورایی از او می ترسم. اما از احمدی نژاد نمی ترسیدم!

-         جنبش دانشجویی: در ایران شامل مرور زمان نمی شود!

-          رحیم مشایی: مودب، یک جنتلمن واقعی. با فرهنگ، عقاید سیاسی و دینی اش کاری ندارم!

-         رسانه های تبریز: خیلی برایم مهم نیست که هواداران تراکتور از آنها استقبال  بکنند یا نه، مهم این است که اگر ستارخان و شیخ محمد خیابانی امروز زنده می بودند به آنها افتخار می کردند یا نه؟

-         آذربابجان: از نظر سیاسی، اجتماعی و اقتصادی همیشه جلوتر از بقیه ی ایران بوده، البته تا قبل از سال 78 که من در دور استخر ائل گلی آن حرفها را شنیدم!!

-         از اینکه وقت تان رادر اختیار ما گذاشتید از شما ممنونم.

گفت و گو از محمد امین خوش نیت ؛ نقل از سایت اعتدال پرس اذربایجان



تاريخ : دوم اسفند ۱۳۹۳ | 22:14 | نویسنده : پیام رنجبر موسوی
فارس نوشت:

سفر چهار ساعته رئیس‌جمهور سابق به تبریز با حاشیه‌های همراه بود که خواندن آن خالی از لطف نخواهد بود.

 محمود احمدی‌نژاد برای شرکت در مراسم یادبود مادرش ساعت 13.50 دقیقه تهران را به مقصد تبریز ترک کرده و ساعت 14.55 دقیقه وارد فرودگاه بین‌المللی شهید مدنی تبریز شد و مورد استقبال هواداران و مدیران دوره دولت خود قرار گرفت.

وی پس از مراسم کوتاه استقبال در فرودگاه به سمت محل برگزاری مراسم یادبود مادرش سیده فاطمه قادری در محله قطران مسجد نظیروندی تبریز حرکت کرد تا در این مجلس که از سوی طرفداران و مدیران دولت وی در آذربایجان شرقی تشکیل شده بود، حضور یابد.

مراسم یادبود سیده فاطمه قادری والده محمود احمدی‌نژاد از ساعت ١٥:٣٠ تا ١٧:٣٠ دقیقه در مسجد نظیروند خیابان قطران تبریز برگزار شد.

محمود احمدی‌نژاد رئیس جمهور سابق کشورمان به تبریز را در سفر چند ساعته علی نیکزاد وزیر راه و شهرسازی دولت دهم و ثمره هاشمی و برادرش امیر همراهی می‌کردند.

مردم در مقابل مسجد نظیروند تجمع کرده و منتظر رسیدن احمدی‌نژاد بودند که با استقبال مردم احمدی‌نژاد وارد مسجد شد و حاج صادق کمالی در این مراسم مداحی کرد.

دادیزاد یکی از روحانیون تبریزی در این مراسم در سخنانی گفت: من در زمان انتخابات در مسجدالحرام برای سه کاندیدا استخاره کردم که برای دکتر آیه ابراهیم آمد که می‌گوید من بت‌ها را خواهم شکست. با این آیه بر خود واجب دانستم به احمدی‌نژاد رأی بدهم.

در این مراسم بیشتر مدیران و فرمانداران دوران احمدی‌نژاد در استان آذربایجان‌شرقی شرکت کرده بودند که می‌توان به حجت‌الاسلام میرتاج الدینی(معاون پارلمانی)، تراب محمدی(مدیرکل میراث فرهنگی)، مسعود محمدیان(جهاد کشاورزی)، یونس فاتح(مدیرکل کار، تعاون و رفاه اجتماعی)، رئیسی(محیط زیست)، حجت‌الاسلام ابراهیمی (مدیر کانون فرهنگی پرورشی کودکان)، فیروز رضایی مدیرکل [ سابق] آموزش و پرورش [ایشان داماد اقای اسماعیلی نماینده سابق هشترود می باشند ] ، علی داننده مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی در آذربایجان‌شرقی اشاره کرد. [ جملات داخل کروشه توضیحات مدیر وبلاگ می باشند ]

حجت‌الاسلام رسول برگی یکی از واعظ تبریز با بیان اینکه خدمات احمدی‌نژاد در دوران ریاست جمهوری‌اش به ویژه در راه و شهرسازی و مسکن و عمران بر کسی پوشیده نیست، گفت: امروز اگر شاهد افتتاح طرح‌های عمرانی یا کارخانه در کشور هستیم، همگی آنها مربوط به دوران شماست.

وی با بیان اینکه مردم ما مردم شکم و نفس نیستند، گفت: مردم برای اینکه دین‌شان حفظ شود حاضر هستند تمام مال و جان خود را فدا کنند همانطور که در دوران هشت سال دفاع مقدس فدا کردند.

برگی خطاب به احمدی‌نژاد گفت: ما شما را سرباز رهبر می‌شناسیم و عزیز دل ما هستید و دست شما را می‌بوسیم، چراکه در اول مراسم تنفیذ دوره نخست دست رهبر را بوسیدید.

وی با بیان اینکه برای ملت ایران فصل‌الخطاب فرمایشات رهبری است، گفت:  شما سرباز رهبر و انقلاب هستید و ما نوکر شما هستیم تا زمانی که سرباز رهبر بمانید.

چند بنر در اطراف مسجدی نظیروندی محل برگزاری مراسم والده احمدی‌نژاد با عکس وی نصب شده بود.

ثمره هاشمی که زودتر از مسجد خارج و به سمت ماشین حرکت می‌کرد در گفت‌وگو با خبرنگار فارس در تبریز درباره سفرهای احتمالی احمدی‌نژاد به دیگر شهرستان‌ها نیز گفت: به احتمال قوی وی به قم سفر می‌کند.

خودروی احمدی‌نژاد در حیاط مسجد پارک شده بود و هنگام خروج در زیر برف و باران در بین ازدحام جماعت گیر افتاد که با کمک محافظان و نیروی انتظامی به زحمت باز شد.

خیابان‌های اطراف برگزاری این مراسم با ترافیک سنگین مواجه بود و نیروی انتظامی و راهنمایی رانندگی تلاش می‌کردند تا خللی در رفت و مردم به وجود نیاید.

تعدادی از مردم نیز در حال نوشتن نامه بودند تا به دست وی برسانند؛ مادری از راننده یکی از خودروهای احمدی‌نژاد پرسید که احمدی‌نژاد از کدام در مسجد بیرون می‌آید راننده برگشت و گفت که نمی‌دانم؛ در کنار ماشین فرد دیگری گفت، مادر کاری دارید کمک‌تان کنم که وی در جواب گفت، مگر وی الان رئیس جمهور است که اینطور دوره‌‌اش کرده‌اید.

تعداد زیادی نامه از سوی مردم که بیشتر آنها در همان مکان نوشته شد به دست وی یا محافظان وی رسانده شد.

بیشتر حاضران با موبایل‌هایشان مشغول عکس و فیلمبرداری از مراسم بودند.


تاريخ : بیست و نهم بهمن ۱۳۹۳ | 14:40 | نویسنده : پیام رنجبر موسوی

مهم ترین بخش های سخنرانی رهبری به این شرح است:

45963377000613197412.jpg
- دشمن از حربه تحریم دارد حداکثر استفاده را میکند. هدفشان این است که حرکت مردم را متوقف کنند/ بنده عقیده ام این است اگر مسئله هسته ای همانطور که آنها دیکته میکند هم پیش برود باز هم تحریمها برداشته نخواهد شد؛ چون با اصل انقلاب مخالفند.

- باید کار جدی انجام بگیرد. ما می توانیم علیه تحریم ایستادگی کنیم و هدفهای دشمنان را ناکام بگذاریم. اگر نکنیم دشمن برای برنامه هسته‌ای ما شرط میگذارد و تحریم میکند.

- در ائتلاف مزورانه‌ای که علیه داعش تشکیل دادند، نامه نوشتند به وزارت خارجه ایران که ما از داعش حمایت نمیکنیم. اما عکس‌های کمک تسلیحاتی امریکا به داعش در اختیار مجاهدین انقلابی بود.‬

- باید اتکا بودجه به نفت قطع شود و تکیه به تولید داخلی یعنی درآمد تولیدی مردم و مالیات باشد/ مالیات فریضه است/ ما امروز از ضعفا مالیات میگیریم اما فلان سرمایه دار فرار مالیاتی دارد. این جرم است.

41882182097409067483.jpg

- من واقعا زبانم قاصر است که از مردم عزیزمان تشکر کنم و توصیف کنم حضور مردم در 22بهمن را/در اغلب نزدیک به همه مراکز استان جمعیت از سال گذشته بیشتر بود/درشهرهایی مردم در سرما و برف و باران و درجاهایی مثل اهواز در طوفان خاک آمدند و راهپیمایی کردند.‬

منبع خبر سایت عصر ایران منبع عکسها سایت ابنا



تاريخ : بیست و ششم بهمن ۱۳۹۳ | 15:1 | نویسنده : پیام رنجبر موسوی
هر گز از ظلم ننالیده ام و از خصم نهراسیده ام و از شکست نومید نشده ام ، اما این کلمه شوم "مصلحت" ، دلم را سخت به درد آورده است

من از نالیدن بیزارم. سنگین ترین دردها و خشن ترین ضربه های آفرینش،تنها می توانند مرا به سکوت وادارند. نالیدن، زاریدن، گله کردن، شکایت، بد است...

سیاست در برابر صداقت دیگران خیانت و صداقت در برابر سیاست دیگران حماقت

است.

 خدایا تو را سپاس می گویم که در مسیری که در راه تو بر می دارم آنها که باید مرایاری کنند

سد راهم می شوند، آنها که باید بنوازند سیلی می زنند، آنها که باید درمقابل دشمن

پشتیبانمان باشند پیش از دشمن حمله میکنند و ..... تا در هر لحظه ازحرکتم به سوی

تو از هر تکیه گاهی جز تو بی بهره باشم.

خدایا! ...  رحمتی کن ، تاایمان ، نام و نان برایم نیاورد! ... قوتم بخش ، تا نانم را ، و

حتی نامم را ،در خطر ایمانم افکنم! ... تا از آنانی نباشم که ، پول دین را می گیرند ، و

برای دنیا کار می کنند! ...بلکه از آنانی باشم که ، پول دنیا را می گیرند ، و برای دین

کار می کنند.

تقوا تنها سلاح مجاهد است و تهمت ، تنها سلاح منافق

آدم وقتی فقیر میشود خوبیهایش هم حقیر میشوند اما کسی که زر دارد یا زور دارد

عیبهایش هم هنر دیده میشوند و چرندیاتش هم حرف حسابی بحساب می آیند.

بعدا نوشت

شعری از استاد شهریار

حیدر بابا گل غنچه سی خنداندی

اما حیف اورگ غذاسی قاندی      

زندگانلیق بیر قارانلیق زنداندی

بیر گوریدم نه لر گلیب باشینا؟

بو زندانین دریچه سین آچان یوخ

بو دارلیقدان بیر قورتولوب قاچان یوخ



تاريخ : بیست و پنجم بهمن ۱۳۹۳ | 23:22 | نویسنده : پیام رنجبر موسوی

مطلبی از سایت اعتدال پرس اذربایجان - نوشته فرهاد روشن

تاثیر و نقش رسانه بر توسعه در دنیای امروز بر هیچ کس پوشیده نیست؛ رسانه ها به عنوان بازوان قدرتمند از طریق مختلف می توانند در پیشرفت جامعه کمک کنند.

انسان همواره از انزوا بیزار و موجودی اجتماعی است که به طور انفرادی نمی تواند زندگی کند و این رسانه ها هستند که می توانند نقش نور افکنی را بازی کنند که در شب تاریک راه را از بیراه نمایان کرده و مسیر واقعی را به مسافر نشان می دهد.

رسانه های جمعی اعم از روزنامه ها، مجلات، رادیو و تلویزیون، گاه از انحرافات اجتماعی، نظیر تجاوز، خشونت و قتل پرده برمی دارند و با اطلاع رسانی به موقع و مناسب برای اعضای جامعه، در پیشگیری از انحرافات اجتماعی نقش مؤثری ایفا می کنند.

رسانه ها از طریق برجسته کردن نیازهای توسعه ای چراغ راهی را به مسئولین نشان می دهند، که سرآغاز بالندگی در جامعه است.

نقش فرهنگ سازی واجتماعی سازی در ذات یک رسانه نهفته است. در واقع رسانه ها با ایجاد روابط پویا با عناصر اجتماعی، فرهنگی، سیاسی به انباشت حافظه اجتماعی جامعه کمک می کنند.

کارشناس ارتباطات و رسانه در گفت و گو با خبرنگار فرهنگی ایرنا رسانه ها را به عنوان پلی میان نخبگان و مسئولین عنوان کرد که می توانند زمینه ساز توسعه و مشارکت همه جانبه شوند.

سعید صادقی اظهار کرد، عصر ما عصر تغییر است، رسانه ها باید آموزش تغییر را برای بقاء ما فراهم سازند و بیاموزیم چگونه خود را حفظ کنیم و به نیروهای خلاق خود پاسخی مناسب برای مشکلات روز افزون خود داشته باشیم.

وی رسانه های اطلاعاتی و خبری را واسطه اصلی بین سیاست گذاران و مردم دانست و افزود: رسانه ها توده ها را بسیج می کنند تا اندیشه های جدید و تکنیک های مدرن را بپذیرند.

صادقی در پاسخ به خبرنگار ایرنا مبنی بر این که رسانه چگونه خارج شدن از گذشته را به ما آموزش می دهند، گفت: گذشته خوب می بایست زمینه پیشرفت باشد نه مانع پیشرفت؛ باید بیاموزیم که دنیای امروز دنیای تغییر است و اگر نتوانیم خود را به روز کنیم بی شک بازنده بزرگی خواهیم بود.

این کارشناس ارتباطات ادامه داد که رسانه ها امروز در تعامل کامل با دیگر بخش های جامعه هستند و افزود: مشارکت اجتماعی، توسعه پایدار، نیاز شناسی و شناخت مشکلات آنی و آتی از دیگر کارکردهای رسانه است.

در یک جامعه ایستا و اعتقاد به ایستایی از سوی مدیران آن، جامعه نمی تواند فرصت شکوفایی را به عناصر اصلی بدهد.

رسانه ها یکی از محورهای توسعه یافتگی است، امروز کشورهای توسعه یافته کشورهایی هستند که رسانه های آنها حرف نخست را در دنیا می زنند.

جواد معتمدی نیز در این باره اظهار کرد: با توجه به کارکردهای متنوع رسانه در جامعه، مدیران باید این فرصت را ایجاد کنند که مردم بتوانند از طریق آنها مشکلات خود را بیان کنند و قبل از تبدیل شدن یک مشکل به بحران، نسبت به برطرف کردن آن مساله اقدام شود.

استاد دانشگاه های تهران با بیان این که رسانه ها فرصت های طلایی برای نقدهای منصفانه ایجاد می کنند گفت: نقدی که باعث می شود فرصت تخریب برای افراد فرصت طلب از بین برود.

وی رسانه ها را طلایه داران جبهه آگاهی و چشم بینا و زبان گویای مردم دانست و گفت: رسانه ها وجدان بیدار جامعه و تصویرگر زمان هستند که سلامت فکری و فرهنگی جامعه، مرهون تلاش های خستگی ناپذیر آنهاست.

او معتقد است که بی تردید رسانه ها نقش و جایگاه بسیار مهمی در ارتقا و پیشرفت جامعه و آگاهی بخشی به مردم دارند و وظیفه اصلی آنها رشد و اعتلای جامعه در عرصه فکر و اندیشه است .

از کارکردهای اساسی رسانه ها، اطلاع رسانی از وقایع است که در محیط اجتماعی روی می دهد.این رسانه ها هستند که می توانند جامعه را در مسیر درست و صحیح خود قرار داده و نقش مهمی در تحقق پیشرفت و عدالت ایفا کنند.

در عصر ارتباطات هیچ حادثه ای هر چند در دورترین مناطق جهانی باشد- منحصر به یک منطقه جغرافیایی نیست و از این رو سه ویژگی ، فرا زمانی، فرا مکانی و سرعت فوق العاده از خصیصه های وسائل ارتباط جمعی است.

پیشرفت بهت انگیز وسایل ارتباط جمعی درقرن حاضر جهان را به دهکده کوچکی تبدیل کرده است که انسان ها امکان اطلاع یابی از همه وقایع و حوادث جهان را به طور سریع و جامع دارند.

امروزه تمامی ابعاد زندگی فردی و اجتماعی انسان ها در رسانه ها رسوخ کرده و از خصوصی ترین رفتار انسان ها تا بزرگترین تغییرات نهادهای اجتماعی وساختارهای فرهنگی و سیاسی از طریق رسانه ها ارایه می شود.



این مقاله از  سایت عصر ایران است
عصرایران - در پی برخی اظهارنظرهای تنگ نظرانه بعضی افراد در حوزه فرهنگ و هنر که خلاف دیدگاه فقهی بنیانگذار جمهوری اسلامی ، امام خمینی (ره) و رهبر معظم انقلاب است، بی مناسبت نیست ماجرای یک استفتاء معروف و نامه ای که یکی از روحانیون به حضرت امام(ره) نوشت و پاسخ واقعاً تاریخی امام (ره) را در آستانه سالروز پیروزی انقلاب اسلامی بازخوانی کنیم تا مشخص شود اسلام مد نظر امام راحل(ره) ، هرگز با مظاهر تمدن مخالفت نداشته است ، کما این که در نامه امام تصریح شده است که اگر با تنگ نظری به اسلام و جامعه اسلامی نگریسته شود، باید " تمدن جدید به کلی باید از بین برود و مردم کوخ نشین بوده و یا برای همیشه در صحراها زندگی نمایند."

متن استفتاء از حضرت امام خمینی(ره) در خصوص شطرنج و آلات موسیقی

 
1- از آنجا که آلات لهو و لعب استفاده های مشروع از قبیل نواختن سرودها را دارد، آیا خرید و فروش آن بی اشکال است  
بسمه تعالی
خرید و فروش آلات مشترکه به قصد منافع محلله آن اشکال ندارد
 
2- اگر شطرنج آلات قمار بودن خود را به طور کلی از دست داده باشد و چون امرزه تنها به عنوان یک ورزش فکری از آن استفاده میشود، بازی با آن چه صورتی دارد؟  
بسمه تعالی
بر فرض مذکور اگر برد و باختی دربین نباشد اشکال ندارد.
 
19/6/1367
صحیفه نور/ ج 21 ص 129
 
نامه اول مرحوم آیت الله قدیری به حضرت امام (ره) درباره این دو استفتاء
 
بسم الله الرحمن الرحیم
 
خدمت حضرت مستطاب آیت الله العظمی امام خمینی- مدّ ظلّه العالی

 
با عرض سلام و ادب و احترام، اخیرا دو استفتاء منتشر شده که در یکی از خرید و فروش آلات لهو سوال شده و در جواب آمده که خرید و فروش آلات مشترکه به قصد محلله اشکال ندارد. در دیگری در سوال مفروض است که امروز شطرنج به کلی آلت قمار بودن خود را از دست داده و تنها به صورت ورزش فکری درآمده است و در جواب آمده است که در فرض عمل مزبور اگر برد و باختی در بین نباشد، اشکال ندارد. و آقای مورد اعتمادی نقل کردند که در بعضی روزنامه ها «برفرض مزبور» را ننوشته است..
 
در اینجا سوالاتی مطرح است:
 
1- خرید و فروش آلات مشترکه مانع ندارد مگر اینکه قصد منفعت حرام در بین باشد. پس چرا در جواب سوال اوّل قصد حلال قید شده است؟
 
2- در سوال دوم سائل محترم از کجا ادعا میکند که امروز شطرنج آلت قمار بودن خود را به کلی از دست داده و تنها ورزش فکری شده است؟
 
3- دو روایت معتبره است از سکونی از حضرت صادق-علیه السلام
 
اول: قال: قال رسو الله(ص) انهاکم عن الزفن و المزمار و عن الکوبات و الکبرات.
 
دوم: قال: نهی رسول الله(ص) عن اللعب بالشطرنج و النرد...
 
زفن به معنی رقص است(مجمع البحرین). مزمار، نامی است که مطلق نی را شامل میشود و نهی حضرت، حجت برتحریم است مگر حجتی بر خلاف باشد و هر دو دلیل اطلاق دارد. بنابراین استفاده میکنیم که نی زدن حرام است، چه نی آلت مختصه باشد یا مشترکه، وبازی شطرنج حرام است، چه آلت قمار را از دست بدهد یا نه. و دعوای انصراف منشأ صحیحی نیست.

 و البته در حدّ خودم در ادلّه فحص و به مکاسب حضرتعالی هم مراجعه نمودم، حجتی برخلاف اطلاق مزبور نیافتم. ادلّه میسر و لهو تطبیق بر آلات منافاتی با اطلاق ندارد و علت منصوصه ای هم در ادلّه نیست.

و در هر صورت اگر ساحت قدس حضرتعالی از این گونه مسائل به دور باشد به نظر من بهتر است و ضرورتی در نشر آنها دیده نمیشود. دیگر هر طور صلاح میدانید.
 
از جسارت عذر میخواهم و از خداوند متعال دوام سایه بلند آن حضرت را مسألت دارم.
 
والسلام علیکم و ورحمة الله و برکاته
 
صفر 1409 محمد حسن قدیری
 
صحیفه نور- ج ۲۱- ص ۱۴۹
 
 
پاسخ حضرت امام خمینی (ره)به آیت الله قدیری(ره)
 
جناب حجة الاسلام قدیری دامت افاضاته
 

پس از عرض سلام و قبل از پرداختن به دو مورد سوال و جواب، این جانب لازم است از برداشت جنابعالی از اخبار و احکام الهی اظهار تأسف کنم.

بنابر نوشته جنابعالی زکات تنها برای مصارف فقرا و سایر اموری است که ذکرش رفته است و اکنون که مصارف به صدها مقابل آن رسیده است، راهی نیست و "رهان" در "سبق" و "رمایه" مختص است و به تیر و کمان و اسب دوانی و امثال آن، که در جنگهای سابق به کار گرفته میشده است و امروز هم تنها در همان موارد است.
 
و «انفال» که بر شیعیان «تحلیل» شده است امروز هم شیعیان میتوانند بدون هیچ مانعی با ماشینهای کذایی جنگلها را از بین ببرند و آنچه را که باعث حفظ و سلامت محیط زیست است را نابود کنند و جان میلیونها انسان را به خطر بیاندازند و هیچ کس هم حق نداشته باشد مانع آنها باشد، منازل و مساجدی که در خیابان کشیها برای حل معضل ترافیک و حفظ جان هزاران نفر مورد احتیاج است، نباید تخریب گردد و امثال آن.

و بالجمله آن گونه که جنابعالی از اخبار و روایات برداشت دارید، تمدن جدید به کلی باید از بین برود و مردم کوخ نشین بوده و یا برای همیشه در صحراها زندگی نمایند.

و اما راجع به دوسوال، یکی بازی با شطرنج و در صورتی که از آلت قمار بودن به کلی خارج باشد، باید عرض کنم که شما مراجعه کنید به کتاب جامع المدارک مرحوم آیت الله آقای حاج سید احمد خونساری که بازی با شطرنج را بدون رهن جایز میداند و در تمام ادله خدشه میکند درصورتی که مقام احتیاط و تقوای ایشان و نیز مقام علمیت و دقت نظرشان معلوم است.
 
اما اینکه نوشته اید از کجا سائل به دست آورده است که شطرنج به کلی آلت قمار نیست، این از شما عجیب است، چون سوالها و جوابها فرض است و بنابراین آنچه را من جواب دادهام، در فرض مذکور است که اشکالی متوجه نیست و در صورت عدم احراز باید بازی نکنند.
 
و عجیب تر آن که نوشته اید چرا به جای قصد حرام نباشد، قصد حلال نوشته شده؟ گویی عمل شخص متوجه و قاصد بدون قصد هم میشود، در این صورت قصد حلال مساوق است با نبودن قصد حرام.
 
و اما در قضیه خرید و فروش آلات مشترکه برای مقصد حلال، اشتباه بزرگی کرده اید که گمان کرده اید خرید و فروش برای منفعت حلال، یعنی استفاده حرام کردن و این بر خلاف آنچه نوشته شده است میباشد.

البته در این زمینه ها مسائل زیادی است که حال و وقت من اجازه تعقیب آنها را ندارد. از جنابعالی که فردی تحصیل کرده و زحمت کشیده میباشید توقع نبود که این گونه برداشت کرده و آن را به اسلام نسبت دهید.

شما خود میدانید که من به شما علاقه داشته و شما را مفید میدانم ولی شما را نصیحت پدرانه میکنم که سعی کنید تنها خدا را در نظر بگیرید و تحت تأثیر مقدس نماها و آخوندهای بیسواد واقع نشوید، چرا که اگر بنا است با اعلام و نشر حکم خدا به مقام و موقعیتمان نزد مقدس نماهای احمق و آخوندهای بیسواد صدمه ای بخورد، بگذار هرچه بیشتر بخورد.

از خداوند متعال توفیق جنابعالی را در خدمت به اسلام و مسلمین چون گذشته خواهانم.
 
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته
 
2-7-67 روح الله الموسوی الخمینی

 
صحیفه نور- ج ۲۱- ص ۱۵


تاريخ : بیست و دوم بهمن ۱۳۹۳ | 10:47 | نویسنده : پیام رنجبر موسوی
10893333463554247446.jpg

 متن قطعنامه راهپیمایی سراسری یوم‌الله۲۲ بهمن‌ماه ۱۳۹۳به شرح زیر اعلام شد: 

وَ لَقَدْ کَتَبْنا فِی الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکْرِ إنَّ الْأَرْضَ یَرِثُها عِبادِیَ الصَّالِحُونَ (سوره انبیاء /۱۰۵)

حمد و سپاس بی‌پایان، خداوند یکتای بی‌همتا را که ملت ایران را از نعمت ولایت و بیداری بهره‌مند ساخت تا به برکت رهبری های حکیمانه و مدبرانه حضرت امام(ره) و خلف صالح و شایسته ایشان حضرت امام خامنه‌ای(مدظله العالی)، انقلاب اسلامی و نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران، در عصر جدیدی از تاریخ بشریت، الگوی نجات‌بخش سایر ملل و جوامع قرار گیرد.

اینک در طلیعه‌ی سی و هفتمین بهار عزت و آزادی که انقلاب اسلامی با اقتدار ذاتی و عمق راهبردی و تعیین‌کننده خود، روح تازه‌ای در کالبد امت اسلامی دمیده و با گسترش "حوزه مقاومت" و "عرصه تقابل راهبردی با نظام سلطه و استکبار"، فصل نوینی ـ که در آن احیای معنویت و فهم راستین و دقیق از اسلام عزیز می‌درخشد ـ را فراروی جامعه‌ی بشری قرار داده و با تحمیل شکست‌های پی در پی به جبهه‌ی دشمنان اسلام ناب محمدی(ص)، نوید‌بخش تغییر "هندسه قدرت جهانی" گردیده است، ما شرکت‌کنندگان در راهپیمایی سراسری و دشمن‌شکن یوم‌الله ۲۲ بهمن‌ماه که در تقارن با تحولات سرنوشت‌ساز منطقه‌ای اهمیت معناداری یافته است؛ مواضع خود را با بانگ رسای توحیدی"الله اکبر"و "خامنه‌ای رهبر" به جهانیان اعلام می‌داریم:

۱ـ ملت انقلابی و شهیدپرور ایران اسلامی، با گرامیداشت یاد و خاطره شهیدان والامقام و تجلیل از حماسه‌آفرینی‌های جانبازان، ایثارگران و خانواده‌های معظم شهیدان گرانقدر، ضمن تجدید میثاق با آرمان‌های بلند امام راحل(ره)، رمز تداوم انقلاب اسلامی و پیشرفت همه‌جانبه کشور و عبور از چالش‌ها و مشکلات فراروی ـ به‌ویژه توطئه‌های متراکم و مستمر جبهه دشمن و معاندین انقلاب اسلامی و 
در رأس آن شیطان بزرگ امریکای جنایتکار ـ را تمسک به "ولایت مطلقه فقیه" و اطاعت از رهنمودهای حکیمانه و خردمندانه رهبر فرزانه انقلاب(مدظله العالی) دانسته و هرگونه تلاش و اقدامی که بخواهد "فصل‌الخطاب" بودن منویات رهبری در جامعه و نظام اسلامی را خدشه‌دار سازد، شدیداً محکوم می‌نماید.

۲ـ ملت رشید و متحد ایران؛ با تأسی به وصایای حضرت امام(ره) و منویات مقام معظم رهبری(مدظله العالی)، حفظ وحدت ملی را تکلیف شرعی آحاد مردم و مسئولین کشور دانسته و ضمن تأکید بر ضرورت انسجام و یکپارچگی بین اقوام، طوائف و مذاهب به‌ویژه وحدت و هم‌افزایی میان شیعه و سنی در جغرافیای ایران اسلامی، هرگونه اقدام وحدت‌شکنانه و تفرقه‌انگیزی که مسائل اصلی کشور را به حاشیه برده و اسباب خرسندی و سوء استفاده دشمنان علیه انقلاب و نظام را فراهم آورد، محکوم می‌نماید.

۳ـ ملت فهیم و آزاده ایران؛ با توجه به سناریوهای مستمر و زنجیره‌ای نظام سلطه و استکبار از تهدید، تحریم و تحریک تا جنگ نرم و تلاش برای بیگانه‌سازی نسل جوان با حقایق و دستاوردهای انقلاب اسلامی و القای دروغ و چهره‌ای وارونه از انقلاب، امام و رهبری و مأیوس‌ساختن مردم نسبت به آینده انقلاب و کشور؛ برنامه‌ها و اقدامات قوای سه‌گانه ـ به‌ویژه قوه مجریه ـ در حل مشکلات اقتصادی و دغدغه‌های فرهنگی و مقابله با نفوذ فتنه‌گران و چهره‌های وابسته به اردوگاه لیبرال سرمایه‌داری غرب را ناکافی دانسته و از آنان می‌خواهد با تدبیر، هماهنگی و همت جهادی مطالبات عمومی در این عرصه‌‌ها را محقق ساخته و دشمنان داخلی و خارجی را در پیگیری راهبرد "ایجاد فاصله بین ملت با انقلاب و نظام" مأیوس و ناامید سازند.

۴- ملت صبور و مقاوم ایران اسلامی، پیشرفت‌ها و دستاوردهای بزرگ در حوزه علم و فن‌آوری به‌ویژه در عرصه‌ی هسته‌ای را که در شرایط سخت و ظالمانه‌ی تحریم، تهدید و مانع‌تراشی‌های استکبار جهانی با تقدیم شهدای گرانقدر به‌ویژه شهیدان علی‌محمدی، شهریاری، رضایی‌نژاد و احمدی‌روشن و نیز سردار بی‌ادعا شهید حسن تهرانی مقدم حاصل شده است را مایه‌ی افتخار و عظمت میهن اسلامی دانسته و ضمن حمایت از تیم مذاکره‌کننده کشورمان در مذاکرات هسته‌ای با گروه ۱+۵ ، تنها راه دست‌یابی به توافق هسته‌ای را پذیرش حقوق مسلم ملت ایران در حفظ ظرفیت و توسعه مطمئن زیرساخت غنی‌سازی برای تأمین نیازهای کشور و لغو همه‌جانبه تحریم‌های اعمال‌شده همزمان با اعلام توافق فراگیر می‌داند و از مذاکره‌کنندگان می‌خواهد خطوط قرمز تعیین‌شده توسط مقام معظم رهبری و نکات مطرح‌شده در سخنرانی اخیر معظم‌له به‌ویژه محفوظ‌ماندن تکریم، حرمت و پیشرفت ملت ایران و توافق یک مرحله‌ایِ غیر قابل تفسیر و تأویل را در فرایند مذاکرات به‌عنوان منشور تأمین حقوق هسته‌ای ایرانیان، به‌طور جدی و دقیق رعایت نمایند.

۵ـ ملت مقاوم و با بصیرت ایران اسلامی؛ رفتارهای غیرمنطقی، باج‌خواهانه و اعمال تحریم‌های ظالمانه و یک‌جانبه نظام سلطه به سرکردگی امریکا را محکوم نموده و با تأکید بر تقویت ساخت درونی و تکیه بر ظرفیت‌های بالنده و بی‌شمار کشور به‌عنوان مطمئن‌ترین راه مقابله با راهبرد دشمن، از مسئولین و کارگزاران نظام می‌خواهد ضمن قطع امید از خارج از کشور، با نهادینه‌سازی رویکرد "اقتصاد مقاومتی" و مدیریت جهادی و انقلابی در صحنه‌ی تولید ملی و اعتماد به جوانان خلاق و کارآفرین؛ زمینه تسریع در تحقق سند چشم‌انداز بیست‌ساله نظام را فراهم ساخته و با کاهش اتکا به فروش نفت و کُند کردن حربه تحریم، دشمنان و جبهه معاندین انقلاب و نظام را در دست‌یابی به اهداف شیطانی و ضد ایرانی خود با شکست و خفت مواجه سازند.

۶ـ ما ملت انقلابی و استکبار ستیز ایران، مقاومت اسلامی در منطقه که بیش از هر زمان دیگری نظام سلطه و رژیم صهیونیستی را به وحشت انداخته است را حاصل "صدور انقلاب" و گفتمان عزت‌آفرین و رهایی‌بخش آن دانسته و با محکوم‌کردن جنگ‌های نیابتی و جنایات تروریستی داعش و گروهک‌های سلفی و تکفیری در کشورهای اسلامی که با طراحی و حمایت امریکا، رژیم اشغالگر قدس و هم‌پیمانان غربی ـ عربی آنان، برای تأثیرگذاری بر جریان سیال مقاومت و امنیت‌سازی برای صهیونیست‌های غاصب، صورت می‌پذیرد، پشتیبانی خود را از دولت و مردم مقاوم کشورهای سوریه و عراق اعلام داشته و برای نجات آنان از این فتنه بزرگ از هیچ تلاشی دریغ نخواهیم کرد.

۷ـ ملت انقلابی و بصیر ایران، خیانت رژیم‌های دست‌نشانده منطقه و همراهی با رژیم صهیونیستی و جبهه کفر و استکبار را عامل خون‌های به ناحق ریخته شده مردان و زنان و کودکان مظلوم در سوریه، عراق و نیز، غزه و بحرین دانسته و از کمک‌های مستشاری و تعیین‌کننده "سپاه پاسداران انقلاب اسلامی" و فرمانده غیرت‌مند و ولایت‌مدار نیروی قدس که در کنار ارتش و بسیج مردمی عراق و سوریه با خنثی‌سازی توطئه‌های استکبار و فتنه تروریستی داعش و گروهک‌های تکفیری و سلفی در این کشورها، موجبات افتخار و مباهات ایرانیان نزد امت اسلامی را فراهم آورده‌اند، قدردانی و بر تداوم تلاش آنان در این مسیر مقدس و انقلابی تأکید می‌نماید. 

۸ـ ملت مسلمان و بیداری‌بخش ایران، ضمن ابراز تنفر و انزجار از اقدام غیر انسانی و شنیع اهانت به ساحت پیامبر اعظم(صلی الله علیه و آله و سلم) که خشم مقدس امت اسلامی را برانگیخته است، تلاش اردوگاه سلطه و صهیونیسم بین‌الملل در جهت خدشه‌دار کردن چهره رحمانی دین مبین اسلام از طریق فرقه‌سازی‌های جعلی و تولید و سازماندهی گروهک‌های منفورِ تروریست و ضداسلامی مانند القاعده و داعش را محکوم نموده و از دستگاه‌ها و نهادهای مسئول کشور می‌خواهد با تبیین مفاهیم کلیدی پیام اخیر رهبر معظم انقلاب اسلامی به جوانان اروپا و امریکا، بسترهای لازم برای شناخت بی‌واسطه از اسلام و آرمان‌ها و ارزش‌های انقلاب اسلامی را به‌ویژه در تعاملات و مناسبات بین‌المللی بیش از بیش فراهم آورند.

۹ـ ملت انقلابی و مجاهد ایران اسلامی، ضمن حمایت از انقلاب‌های مردمی ملت‌های منطقه و تأکید بر خاموشی‌ناپذیری شعله‌های دشمن‌سوز بیداری اسلامی و محکوم‌کردن جنایات مزدوران وابسته به امریکا و ارتجاع منطقه در بحرین و دیگر بلاد اسلامی، تحولات اخیر یمن را حاصل مبارزه و مقاومت مردم و خون‌های ریخته‌شده در پای نهال انقلاب این کشور و نوید‌بخش آینده مستقل و روشن برای رهایی سرزمین یمن از سلطه غرب و حاکمان دست‌نشانده دانسته و با تأکید بر حساسیت شرایط به آحاد مردم به‌ویژه گروه‌های سیاسی این کشور اسلامی هشدار می‌دهد که مراقب دشمنان اسلام و توطئه‌های خارجی بوده و بسترهای لازم برای استقرار دولتی فراگیر و مردمی را به‌عنوان تنها راه حل پایان بحران و عبور از مرحله‌ی دشوار کنونی فراهم نمایند.

۱۰ـ ملت مجاهد و شهیدپرور ایران اسلامی، دستاوردها و توانمندی‌های خود در حوزه صنعت دفاعی به‌ویژه اقتدار موشکی را نماد قدرت بازدارندگی، تضمین امنیت ملی و غیرقابل مذاکره با جبهه بهانه‌جویان و زورگویان در فرآیند مذاکرات هسته‌ای دانسته و به قدرت‌های استکباری هشدار می‌دهد در صورتی که بخواهند در پی تحقیر ایرانیان برآمده و با انجام خطای محاسباتی، امنیت و منافع ملی ملت ایران را با تهدید و خطر مواجه سازند با ضربه متقابل ملت مقاوم ایران روبرو شده و به مدد نیروهای مسلح و مقتدر کشور با پاسخ قاطع، ویرانگر و غیرقابل مهار خود در تمامی موقعیت‌های دسترسی به دشمن، باعث عبرت و پشیمانی زورگویان خواهد شد.

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته
بیست و دوم بهمن‌ماه ۱۳۹۳
برابر با بیست و یکم ربیع‌الثانی ۱۴۳۶ هجری قمری
و مصادف با یازدهم فوریه ۲۰۱۵ میلادی
مرگ بر آمریکا، مرگ بر اسراییل، مرگ بر انگلیس

83769782100311178649.jpg



تاريخ : بیستم بهمن ۱۳۹۳ | 14:12 | نویسنده : پیام رنجبر موسوی

اینروزها انقدر ادم اخبار خوش از هشترود و درخشش هشترودیها و تلاشهای ارزنده مسئولان هشترودی میشنود که ذوق زده میشود و خدای را بخاطر اینهمه لطف و عنایت شکر گفته و صد البته ارام ارام تغییراتی که در سال 90 شروع شده بود چهره خود را نشان میدهد

امسال دو هنرستان پسرانه فنی رازی و هنرستان دخترانه کوثر هشترود توانستند در کل استان مقام اول نمرات برتر در امتحانات نهائی را کسب نمایند که بنده این موفقیت و درخشش اینده سازان این کشور عزیز و افتخاران هشترودی را به جناب اقای بهشتی نیا مدیریت محترم و زحمت کش اموزش و پرورش هشترود به معاونان زحمت کش اداره اقایان جوادی و شیری و درویشی ، به مدیران عزیز و تلاشگر دو هنرستان جناب اقای ابراهیم مصطفی پور و سرکار خانم ولی و سایر دست اندرکاران بخصوص معلمان و اساتید زحمت کش این دو هنرستان تبریک عرض می کنم ، بی تردید مدیریت صحیح و توانمند اداره اموزش و پرورش و تامین نیازهای مدارس و انتخاب مدیران اگاه و توانمند و مدبر در کسب این افتخار نقشی بسزا و شایسته داشته است من به تمامی دانش اموزان افتخار افرین هشترودی چه عزیزانم در هنرستان فنی رازی و چه دختران باهوشمان در هنرستان کوثر نیز تبریک گفته و ارزو مندم که در سالهای اتی این عزیزان در را در سنگر سازندگی و کارافرینی و خدمت به هشترود مشاهده کنیم ./

امروز هنرستان فنی رازی مراسمی جهت گرامیداشت دهه مبارک فجر برگزار نموده بود که مراسم جالب و متنوعی برگزار شد حضور امام جمعه اندیشمند و فرهیخته شهرمان در این مراسم نشانه ای بود از علاقه و اهمیت علم و دانش و صد البته اهمیت بی بدیل دهه مبارک فجر در اغاز و تکامل انقلاب اسلامی که به رهبری امام راحل بنیان نهاده شده است .

در پایان ضمن تبریک مجدد دهه فرخنده و مبارک فجر و تقدیر از زحمات مدیریت توانمند و مدبر اداره اموزش و پرورش و مدیران دو هنرستان ، برای همه کسانی که در تحقق این گونه افتخارات علمی برای منطقه تلاش کرده اند ارزوی موفقیت و پیروزی بیشتر را دارم در ذیل تصاویری از این مراسم زیبا و جالب را با هم می بینیم

گفتنی است در حاشیه این مراسم از دانش اموزان برتر هنرستان توسط مدیریت محترم تجلیل به عمل امد ضمنا لوح تقدیر مدیرکل محترم اداره اموزش و پرورش استان تقدیم مدیریت محترم هنرستان جناب اقای مصطفی پور شد در پایان از سوی معلمان و دانش اموزان و مدیریت هنرستان هدیه ای تقدیم امام جمعه محترم گردید .

نکته : من سعی می کنم که با صحبت و مصاحبه با اقای بهشتی نیا و مصطفی پور و سرکار خانم ولی دلیل این موفقیت و برنامه های اتی این عزیزان را به اطلاع شما برسانم ./.

76693282289931483747.jpg                          16336682702127652452.jpg

68479964396391526020.jpg                           91664885387806259448.jpg

  24241072728030046824.jpg                     24837395095394626142.jpg

76178206738724284795.jpg                             89266021653315243999.jpg

48167048834344985654.jpg                      97288013129356321905.jpg

53249237721174117359.jpg                         22770424747876297374.jpg

60226501942325697800.jpg                               64273688591103697966.jpg

86079922653338750318.jpg                       08204686437236873288.jpg

08586551827075162424.jpg                        28489667769187963377.jpg

31103519398632618642.jpg                           67071652416545386326.jpg

16054233485757777327.jpg                       77916868546002827493.jpg

59531105770306091095.jpg                        79260897111933268675.jpg

61049683988023758257.jpg                              83486033077279936156.jpg

43614681014858429317.jpg                           91879357162417597078.jpg

 86683831437371560508.jpg                      95304861968108558840.jpg

70652919107452851308.jpg                      18016404726310200298.jpg

80175271175568392888.jpg                       77015064176221751028.jpg

58340380848661396855.jpg                              89163817063164079191.jpg

در قسمت پایانی این مراسم برنامه جالب شعبده بازی توسط رضا کریمی و با همراهی دانش اموزان و اساتید برگزار شد



تاريخ : نوزدهم بهمن ۱۳۹۳ | 18:11 | نویسنده : پیام رنجبر موسوی

دیروز در تبریز با حضور نماینده محترم شهرستان که بازرس مجلس در ایمیدرو [ سازمان گسترش و نوسازی معادن ایران ] می باشد و به یمن همین منصب که اقای شیری دارد یک قرارداد سه جانبه بین وزارت صنایع و معادن با حضور جناب اقای نعمت زاده وزیر محترم صنایع و اقای کرباسیان رئیس هیات عامل ایمیدرو و مسئولین شهرستانی منعقد گردید در این قرارداد مقرر شده است که بخاطر محرومیت فوق العاده منطقه هشترود و چاراویماق بیش از سه هزار هکتار از اراضی معدنی شهرستان چاراویماق تحت نظر ایمیدرو اقدام به شناسائی و کشف و استخراج و ایجاد کارخانه های استحصال و فراوری گردد . نکته جالب این است که اقای شیری بخاطر عقد این قرار داد و امضای ان تا داخل هواپیمای حامل این عزیزان رفته و در داخل هواپیما این قرارداد منعقد میگردد./.

49030476390490959337.jpg                    51201121651356660425.jpg                  71224880605110088242.jpg

مهندس کرباسیان                          مهندس جهانگیری                         مهندس نعمت زاده

رئیس هیات عامل ایمیدرو           معاون اول رئیس جمهوری            وزیر صنعت و معدن و تجارت

ضمن تبریک به مردم شریف منطقه هشترود و چاراویماق به خاطر این قرارداد فوق العاده که بعد از اجرای اصل 44 [ این یک قرارداد استثنائی است چون بر اساس اصل 44 دولت نمی توانست در امر ایجاد کارخانجات دولتی اقدام نماید اما این قرارداد که بصورت کاملا ویژه و با حضور مهندس جهانگیری معاون اول رئیس جمهوری منعقد شده است یک استثنا و فقط بخاطر حضور اقای شیری در مجلس بعنوان نماینده و بازرس مجلس در ایمیدرو منعقد گردیده است ] بعنوان یک قرارداد بی نظیر در تاریخ صنعت و معدن می باشد .

17166942453721220244.jpg حاج غلامحسین شیری نماینده مردم شریف هشترود و چاراویماق و توابع در مجلس نهم [ بازرس مجلس در ایمیدرو و رئیس فراکسیون توسعه روستاها و عشایر مجلس شورای اسلامی ]

از جناب اقای حاج غلامحسین شیری نماینده سختکوش و زحمت کش منطقه که در راستای جلوگیری از تاراج معادن توسط دلالان خاک هشترود و چاراویماق (به بهانه کشف معدن و فروش ان به غیر بدون ایجاد تاسیسات فراوری و بهره وری ) و جهت توسعه منطقه و همچنین اشتغال زائی ، و بهره برداری بهینه از معادن منطقه در راستای فراوری و استحصال در منطقه صورت گرفته است کمال قدردانی و تشکر را دارم و انشالله اخبار تکمیلی را بزودی در اختیار تمامی رسانه ها قرار خواهند داد ./.

مشروح این گزارش را فردا بعد از حضور در چاراویماق به اطلاع شما خواهم رساند



تاريخ : چهاردهم بهمن ۱۳۹۳ | 20:25 | نویسنده : پیام رنجبر موسوی

به گزارش «تابناک» آخرین آمار منتشره از نهادهای اقتصادی بین الملل، حاکی از آن است که ایران در شاخص فلاکت جهانی در رتبه دوم قرار گرفته است.

در رتبه بندی کشور‌ها به لحاظ شاخص فلاکت یا Misery index کشور ونزوئلا با رقم ۷۹.۴ واحد در رأس کشورهای جهانی و در رتبه یک قرار گرفته است که البته کار‌شناسان بر این باورند، این شاخص در خصوص کشور ونزوئلا چندان درست نیست، زیرا بنا بر نرخ تورمی اعلام شده از نهادهای رسمی این کشور (برابر با ۵۶.۲ درصد) برآورد شده است، در حالی که نرخ تورم واقعی در این کشور بیش از این است.

بر همین اساس ایران با شاخصی برابر با ۶۱.۶ درصد در رتبه دوم جهانی قرار گرفته و در واقع پس از ونزوئلا بد‌ترین رتبه را در بین کشورهای جهانی از آن خود کرده است.

نکته جالب در این میان این است که هم کشور ونزوئلا و هم ایران به دلیل تورم بالا در این رتبه قرار گرفته‌اند و در جدول رتبه بندی صراحتا ذکر شده که عامل اصلی در رسیدن به این رتبه در این دو کشور تورم بالای آن‌هاست.

پس از ایران و ونزوئلا، کشورهای صربستان، آرژانتین، جامائیکا، مصر، اسپانیا، آفریقای جنوبی، برزیل و یونان به ترتیب رتبه‌های ۳ تا ۱۰ را از آن خود کرده‌اند و جالب آنکه به غیر از آرژانتین سایر این کشور‌ها به دلیل نرخ بالای بیکاری و نرخ بهره در این رتبه‌ها قرار گرفته‌اند.

از سوی دیگر، کشورهایی که بهترین وضعیت را از لحاظ شاخص فلاکت در سال ۲۰۱۳ داشته‌اند، به ترتیب عبارتند از: ژاپن، ازبکستان، تایوان، سنگاپور و کره جنوبی.

ایران رتبه دوم در شاخص جهانی فلاکت را از آن خود کرد!

قرار گرفتن ایران در رتبه دوم شاخص فلاکت جهانی، در حالی است که بخش اعظمی از این امر ناشی از تورم و رکود پدید آمده در کشور از پس اجرای نادرست فاز اول هدفمندی یارانه‌ها و تحریم‌های بین الملل است؛ موضوعی که اجرای فاز دوم هدفمندی یارانه‌ها را ـ که از چندی پیش عملا رقم خورده است ـ با نگرانی دوچندان روبه رو می‌کند.

مدیر وبلاگ : سیاستهای محمود احمدی نزاد در هشت سال دوران ریاستش بر دولت ثمره اش خیلی بدتر از اینهاست که می بینید این تنها گوشه ای از هزاران گرفتاریهاییست که احمدی نزاد برای این مردم بوجود اورده است از اختلاسهای 3000 -7000-12000-94000میلیارد ریالی بگیر تا اختلاس در بیمه به سرکردگی معاون اولش که محکوم هم شد و ... همگی ماحصل مدیریت هرهری مسلک اقای احمدی نژاد است حالا احمدی نزاد می خواهد برگردد و خطر امدنش را همه حس می کنیم و برای این بازگشت نیازمند ان است که بتواند مجلسی موافق خود بسازد اقای مشائی طراح همه بدبختی های ملت که حالا  قایم شده است استراتژی خود را بر اساس استفاده از مشاوران جوان قرار داده است ! مشاوران جوانی که در دولت تدبیر و امید هم مانده اند و احتمالا با عنوان همراهان دولت تدبیر و امید هم به میدان بیایند !

هرچند حنای مشاور جوان ما دیگر رنگی ندارد اما سوالی از ایشان دارم که اقای مشاور قیمت گوجه سر خیابان شما چند است ؟



تاريخ : سیزدهم بهمن ۱۳۹۳ | 17:43 | نویسنده : پیام رنجبر موسوی

یک هفته ای از تمدید وام های کشاورزی هشترود و چاراویماق و توابع می گذرد و تقریبا 27میلیارد تومان یعنی صددرصد وامهای کشاورزان که سالهای قبل برای خرید بذر گندم و غیره گرفته بودند تمدید شد ! در این تمدید چند نکته وجود دارد

اول اینکه برای اولین بار در تاریخ منطقه صد درصد وامها تمدید شده است قبلا هم این وامها تمدید میشد اما بصورت 30-40-60درصدی

دوم اینکه شهرستانهای هشترود و چاراویماق و توابع جز معدود و انگشت شمار شهرهای کشور هستند که مشمول صد درصدی تمدید شده اند

سوم اینکه با توجه به وضعیت نفت و وضعیت اقتصادی کشور تامین 27میلیارد تومان برای تمدید این وامها یک اتفاق مهم و فرخنده برای کشاورزان و کشاورزی منطقه است

در همین راستا عده ای از کشاورزان عزیز و چند نفر از اعضای خانه کشاورز دو شهرستان از بنده خواستند که متن تقدیری در همین جهت انتشار دهم لذا با توجه به اهمیت کشاورزی بعنوان محور استقلال و پتانسیل و قطب اول شهرستان هشترود و چاراویماق بنده نیز برخود وظیفه دانستم از سوی این کشاورزان عزیز این مهم را تبریک بگویم

غلامحسین شیری 9

بسم الله الرحمن الرحیم

من لم یشکر المخلوق لم یشکر الخالق

جناب اقای حاج غلامحسین شیری نماینده محبوب و مردمی شهرستانهای هشترود و چاراویماق و توابع ، ریاست محترم فراکسیون توسعه روستاها و عشایر مجلس شورای اسلامی با توجه به اینکه کشاورزی رکن اول اقتصادی منطقه بوده و  امرار معاش و ارتزاق بسیاری از مردم منطقه هشترود و چاراویماق از این بخش می باشد و عنایت به اینکه تلاش شبانه روزی حضرتعالی و رایزنی های متعدد و تذکرات جدی شفاهی و کتبی انجناب به مسئولان کشوری در تحقق این مهم سهم بی نظیری داشته است بدینوسیله از سوی کشاورزان و تمامی عاشقان و دلسوزان هشترود و چاراویماق و توابع [ که این مهم حتما در جلوگیری از مهاجرت نقش فراوان و شایسته ای خواهد داشت ] از زحمات و تلاشهای شبانه روزی حضرتعالی در تامین اعتبار 27میلیارد تومانی جهت تمدید صددرصدی تسهیلات بانکی کشاورزان عزیز تقدیر و تشکر می نمایم.

بی شک اینگونه خدمات حضرتعالی که در راستای رفاه و اسایش شهروندان بخصوص کشاورزان عزیز و توسعه بخش کشاورزی و حمایت از روستائیان زحمت کش صورت میگیرد  همان نقطه عطفی بود که در سال 90 با ایجاد تغییر در صدد تحقق ان بودیم !

خدمت بی منت و صادقانه و شبانه روزی شما را ارج نهاده [ یاد اور می شوم که اقای شیری در این یکهفته هرگز سعی نکرده انجام وظیفه و خدمت خود را منتی بر سر کشاورزان نماید ] و برایتان در سنگر خدمت به مام میهن سرافرازمان ایران بزرگ و توسعه و پیشرفت هشترود و چاراویماق ارزوی توفیق و موفقیت روزافزون را داریم .

امید که با استمرار اینگونه خدمات در سالهای اتی نیز شاهد رشد و شکوفائی بیشتر بخش کشاورزی و ایجاد مهاجرت معکوس در سایه حمایت از بخش کشاورزی باشیم ./.

و من الله توفیق 

جمعی از کشاورزان و اعضای خانه کشاورزان شهرهای هشترود و قره اغاج و نظرکهریزی و بخشهای شادیان ، سهند اباد و قوری چای و ........

پی نوشت

ادرس تعدادی از مصاحبه ها و تذکرات اقای شیری در خصوص بحث کشاورزی و خشکسالی و تمدید تسهیلات کشاورزی



تاريخ : دوازدهم بهمن ۱۳۹۳ | 15:16 | نویسنده : پیام رنجبر موسوی

سابقه شكل گيري و پي ريزي تشكيلات اين نهاد به سالهاي قبل از پيروزي انقلاب و حدوداً سال 1342 برميگردد كه تعدادي از انقلابيون اول نهضت اسلامي كه در زمره ‌همراهان و همرزمان حـضرت امام خميني (ره‌) قرار داشتند و بعضاً مـسئولين فعلي اين نهـاد ميباشند، از طرف مـعظم له مـأموريت رسيدگي به‌خـانواده زندانيـان سياسي، نيازمندان مبارزين را بعهده داشتند.

اقدامات حمايتي و امدادي اين بزرگان خصوصاً در زمان اوجگيري انقلاب اسلامي يعني سالهاي 56 و 57 كه مبارزات امت مسلمان به اوج خود رسيد و اعتصاب و تحصن همه جا را فرا گرفت‌، با حمايت گسترده و فراگير از اعتصابيون و خانواده زندانيان سياسي و نيازمندان جامعه سير صعودي يافت.

با پيروزي انقـلاب شكوهمند اسلامي و آغـاز فعاليت مجـدد بخشهاي اداري، اقتصادي و فرهنگي كشور، لـزوم حـمايت از نيازمندان در صـدر برنامه‌هاي نظام قرار گرفت و دقيقاً 22 روز پس از پيروزي انقلاب اسلامي و بعنوان دومين نهاد انقلابي در تاريخ 14 اسفند ماه 1357، كميته امداد امام‌، با صدور حكم پرخير و بركت و تاريخي حضرت امام خميني‌(ره‌) براي مدت نامحدود، بمنظور تحقق بخشيدن به اهداف عاليه نظام جمهوري اسلامي ايران و ولايت فقيه در حمايت و امداد محرومان و مستضعفان و خودكفا كردن آنان‌، تأسيس گرديد.

امام خمینی (ره) در جائی می فرمایند این انقلاب متعلق به پابرهنگان و مستضعفان است (نقل به مضمون ) و کمیته امداد امام هم با هدف حمایت و امداد محرومان و مستضعفان شکل گرفته است !

اقای رضائی رئیس محترم کمیته امداد ، روی سخنم با شماست و با شما دوستان رسانه ای که هی بر طبل غیر بومی می کوبید ! اقای رضائی یک رئیس بومی است ! و روی سخن من با یک بومی است نه غیر بومی ! قبلا هم گفته ام که برای من در بحث مدیریت دایره وسیعتری مد نظر است شجاعت ، شهامت ، تخصص ، تجربه ، خوشرفتاری ، تکریم مردم ، انقلابی بودن و...

جناب اقای رضائی کمیته امداد محلی است برای مستضعفان محلی است برای پابرهنگان برای محرومان برای انانکه نیازمندند! اما اقای رضائی این فقیر بیچاره ها قبل از نیاز مالی داشته باشند نیاز به احترام دارند ! چه کسی به شما حق داده که با مردم اینطور برخورد کنید ؟ چه کسی به شما اجازه داده یا به کارمندان شما که با مردم اینطور برخورد کنند ؟ اقای رضائی این چه رفتاری است که با نیازمندان دارید ؟

پدری امروز با منم درد دل میکرد این فرد یک پسرش در سانحه قطار فوت نموده است و تنها پسرش را اقای رضائی بخاطر مسائل شخصی نامه نداده است و به بیرجند رفته و خدمت میکند ، اقای رضائی ده میلیون تومان وام خرید گاو به این پدر نیازمند داده است ، این فرد با ده میلیون چند گاو می تواند بخرد ؟ امروز ارزان ترین گاو چند است اقای رضائی ؟ در هر حال این اقا دوتا گاو خریده است و تمامی اهل روستا و شورای روستا تائید کرده اند و حتی کارشناس شما هم تائید کرده است که این فرد دوتا گاو خریده است ! امسال یکی از هفت قسط سالیانه خود را پرداخت نموده است ! و همزمان یکی از گاوها سقط شده و اهالی روستا و شورای اسلامی روستا همگی حاضرند قسم بخورند و شهادت دهند و حتی استشهادیه هم امضا کرده اند ! حال سوال من این است اقای رضائی چرا این بدبخت را اذیت می کنید ؟ ایا چون ساختمانی از ساختمانهای [که گویا زیاد هم هستند ] را سیمانکاری نکرده است دلیل ان است که یک نیازمند را اذیت کنید ؟

اقای فرماندار شما دیروز در نشست مطبوعاتی با رسانه ها فرمودید من به ادارات سر میزنم و همه روسا سر وقت حاضر میشوند ! من نخواستم در ان جلسه بعنوان منتقد حرف بزنم ولی از شما می پرسم چه اهمیتی دارد رئیس کی می اید وقتی به وظیفه اش عمل نمی کند ؟

اقای فرماندار یکبار از اقای رضائی پرسیده اید که اقای رضائی چرا در بین روسا شما بیشتر از همه شاکی داری ؟ انهم شاکی از رفتار و کردار شما ؟ شاکیان شما اقای رضائی غالبا از طرز برخورد شما شاکی هستند ؟ اینها نیازمند هستند اما در عین حال انسان هستند و شرافت انسانی دارند ؟ شما یا هیچکس دیگری حق ندارد چون اینها نیازمند هستند به آنها توهین و یا کم احترامی کند ؟

اقای رضائی شما رئیس نهادی هستید که اصلی ترین وظیفه اش حمایت از ضعیفان است ! نگذارید که حرفهایی رد و بدل شود نکند حکایت نامهربانی شما به ضعفا و پابرهنگانی که به فرموده امام خمینی بنیانگذار انقلاب و کمیته امداد صاحبان اصلی این انقلاب هستند خدای ناکرده به وجهه و شخصیت امام و انقلاب لطمه بزند !

نباید اجازه دهید که نام مبارک و خجسته و پر برکت امام خمینی (ره) فقط بخاطر لجبازی و یا بد رفتاری شما در دهان مردم بصورت ناشایست بیان شود که در انصورت هم به انقلاب و اسلام و ارزشهای شهدا و غیره خیانت شده است !

نام مقدس امام وقتی زینت بخش اداره شماست ! رفتار و کردار شما باید فرق کند با سایر روسا ! شما باید بیشتر از همیشه در مقابل مردم کرنش کنید ! باید بیشتر از دیگران به مردم احترام بگذارید ! بخصوص انکه ارباب رجوعان شما اغلب مستضعف و پابرهنگان و نیازمندان هستند ! برای اینکه نام و یاد امام با ارزشترین و ماندگارترین امر در دلهای ما مردم انقلابی ایران است ! برای ما امام خمینی و رهبری معظم انقلاب هر دو نائبان برحق امام زمان هستند و ولی امر مسلمین لذا حتما باید ساحت و محضر این بزرگان همواره و بالاتر از هر چیزی مقدم تر و با ارزشتر باشد

اقای رضائی مباد نخوت و غرور پشت میز نشینی شما را براهی ببرد که تداعی کننده روسای طاغوتی قبل از انقلاب باشد !

اقای رضائی نماز سروقت خواندن ثوابش به اندازه بازکردن گرهی از گره و مشکلات مردم نیست ! نه اینکه نمازتان را نخوانید نه خیر ! چرا که انجام فریضه نماز بعنوان ستون دین از واجبات است ! اما قرار نیست که خدای ناکرده نماز سروقت بهانه ای باشد برای پیچاندن مردم و نیازمندان ! که چنین نمازی را خدا نیز قبول ندارد ! حل کردن مشکلات روزمره مردم،به گفته مقام معظم رهبری  وبنابرگفته معصومین که هیچ عبادتی بالاتر از خدمت به مردم نیست ورفع مشکلات روزمره مردم یکی از وظایف اصلی شماست !

اقای رضائی لطفا کمی به رفتار خود و پرسنل خود دقت نظر کنید ! لطفا در برخورد با ارباب رجوعان خود تامل کنید ؟ لطفا با نیازمندان رفتاری متکبرانه نداشته باشید ! لطفا به فکر این مردم نیازمند باشید که دعای خیر این مردم بالاتر از هر ثروتی برای شماست !

اقای رضائی برای شما توصیه هایی از بزرگان دینی و انقلابی را در خصوص ثواب حل مشکلات مردم را مجددا یاداوری می کنم باشد که خداوند از ما قبول کند خدماتی را که فقط و فقط برای رضای او و در راستای حل مشکلات مردم انجام بگیرد

 

پیامبر اکرم (ص) کسانى را که با بى توجهى و غفلت از پذیرش این مسئولیت شانه خالى مى‏کنند، مسلمان نمى‏داند:«من اصبح لایهتم بامور المسلمین فلیس منهم و من سمع رجلا ینادى یا للمسلمین فلم یجبه فلیس بمسلم؛  کسى که در هر صبحگاه به امور مسلمین همت نگمارد و در اندیشه کارهاى آنان نباشد از آنها نیست و کسى که بشنود مردى فریاد مى‏زند و کمک مى‏طلبد و به او کمک نکند مسلمان نیست».

امام على (ع) درباره نیکى و خدمت به خلق مى‏فرماید: این را بدان که در جلب خوش بینى مسئولان نسبت به کارمندان و زیر دستان و شهروندان چیزى کار سازتر از خدمت به آنان و کاستن هزینه‏ هاىزندگیشان و حذف تحمیل هانیست. پس در این زمینه طورى رفتار کن که با تکیه برآن خوش بینى و اعتماد زیر دستانت فراهم شود.

یکی از شیعیان می گوید: در مسجد الحرام مشغول طواف بودم، یکی از دوستانم از من درخواست دو دینار وام کرد، به او وعده دادم که پس از طواف حاجتش را برآورده سازم، هنوز طوافم به پایان نرسیده بود که امام صادق (ع) وارد شد و دست بر شانه ام نهاد و بر من تکیه کرد و هر دو مشغول طواف شدیم. طواف من تمام شد ولی به احترام امام صادق او را همراهی کردم و طواف را ادامه دادم، آن مرد حاجت مند که در کناری نشسته بود و امام صادق را نمی شناخت به خیال آن که من حاجتش را فراموش کرده ام هربار که از مقابلش می گذشتم با دست اشاره می کرد و مطلبش را یادآوری می نمود. امام صادق (ع) از من پرسید: چرا این مرد به تو اشاره می کند؟ گفتم فدایت شوم او منتظر من است که پس از طواف نزد او روم و وامی به او بدهم و چون دست مبارک شما بر شانه من است خوش ندارم شما را ترک گویم. امام صادق (ع) بدون لحظه ای تأمل، دست از روی شانه من برداشت و فرمود: مرا به حال خود گذار و برو حاجت او را برآور. من رفتم و کار او رااصلاح نمودم. روز بعد امام صادق را دیدم که بااصحابش سخن می گفت: تا مرا دید سخن خود را قطع کرد و فرمود: اگر برای بر آوردن حاجت یکی از برادران مؤمن خود تلاش و سعی کنم نزد من بهتر و محبوب تر است از آزاد کردن هزار بنده و بسیج نمودن هزار نفر در راه خدااست

مردي گرفتاري داشت. حضور امام حسن(ع) رفت و از ايشان استمداد نمود. امام حسن بي درنگ كفشها را پوشيده و راه افتادند. در بين راه به حضرت امام حسين(ع) رسيدند درحالي كه ايشان مشغول نماز بودند. امام حسن به آن مرد فرمود: تو چگونه از حسين غفلت نمودي و پيش ايشان نرفتي؟ گفت: من اول مي خواستم پيش ايشان بروم و از ايشان دركارم كمك بطلبم، ولي چون گفتند ايشان اعتكاف كرده اند و نمي توانند از مسجد خارج شوند، خدمتشان نرفتم. امام حسن(ع) فرمودند اگر توفيق برآوردن حاجت تو برايش دست داده بود، از يك ماه اعتكاف برايش بهتر بود.

شیخ حسین انصاریان از بالاترین عبادات در پیشگاه خدا حل مشکل مردم است. به امام صادق علیه السلام فرمودند: می خواهم به حج عمره ماه رجب بروم. امام فرمودند: می دانی چقدر ثواب دارد؟ گفت: نه، امام فرمودند: سطح زمین را از طلا پر کنی و در راه خدا بدهی این ثواب عمره ماه رجب است. هیجان زده شد آن شخص و برخاست تا برود که امام او را صدا زد و فرمودند: کار با با ثواب تر از این هم داریم. اگر مشکل یک مشکل دار را حل بکنی، ده برابر عمره رجب ثواب دارد.

صاحبدلي به مدرسه آمد ز خانقاه               بشكست عهد صحبت اهل طريق را
گفتم ميان عالم و عابد چه فرق بود                 تا اختيار كردي از آن، اين فريق را
گفت: آن گليم خويش به در مي برد ز موج       و اين جهد مي كند كه بگيرد غريق را

خدایا تو هادی باش که جز خدمت به خلق برنگزینیم و جز رضای تو سخن نرانیم و جز برای خدمت به خلق تو ، خدمت بی منت راهی اختیار نکنیم !



تاريخ : هفتم بهمن ۱۳۹۳ | 9:1 | نویسنده : پیام رنجبر موسوی

چند روزی است یک فردی به نام اقای اسمعیل زاده که گویا رئیس ستاد دکتر روحانی در کلیبر یا کلوانق [ اگر هم اشتباه بوده باشد طلب پوزش دارم ] بوده است در فرمانداری هشترود حاضر شده و دارد دوره ای را طی می کند تا بعنوان کارشناس امور اجتماعی مشغول بکار شود

اهای مردم هشترود من حرف میزنم می گویند : بیشعور ! نفهم ! بیسواد ، خودخواه ! زیاده خواه ! و................  و هی این و ان از طرف این و ان می اید که بهت انگ میزنند یهت برچسب میزنند ! مگر من چه می گویم ؟ چه می خواهم ؟ خوب اصلا من خفه شدم اما ای مردم هشترود ! ای فرهیختگان ، ای ریش سفیدان ! ای جوانان ! ای کسانی که میروید و نشستهای خصوصی و محفلی می گذارید ! حداقل بیائید و از اقای فرماندار بپرسید که :

اقای فرماندار در هشترود یک لیسانس یا فوق لیسانس علوم اجتماعی نبود که ایشان را از کلیبر یا کلوانق اورده اید ؟!

اقای فرماندار در بین اعضای ستاد دکتر روحانی در هشترود اینهمه باسواد و تحصیلکرده است انوقت شما انتظار دارید ما در کنار خیابان بایستیم و برای این کار شما کف بزنیم و هورا بکشیم ؟!

اقای فرماندار من وبلاگ نویس بیشعور ، منم وبلاگ نویس بیکار ، من وبلاگ نویس بیسواد ! اخر برادر من شما که الحمدالله مرد بزرگی هم هستی و هم دوران دفاع مقدس دیده ای ! چرا ؟

ایا قرار است با ردیف استخدامی هشترود استخدام شود و بعد از مدتی هم دماغش را بگیرد و پیف پیف کنان و با تحقیر ما هشترودیها با یک تریلی 18 چرخ از اینجا برود و بعد به ریش من و امثال من که در ستاد روحانی مال و جانمان را گذاشتیم بخندد ؟

اقای فرماندار والله بالله تالله ! نه من و نه هیچ هشترودی و یا وبلاگ نویس یا سایت نویسان هشترودی دشمن شما نیستند ! فضای مجازی انعکاس رفتار و اعمال شماست ! اخر چرا ؟ واقعا بیائید به مردم توضیح دهید چهار روز است این اقای اسمعیل زاده [ اگر اشتباه نکنم ] در هشترود است چرا ؟

چرا دارید ما را تحقیر می کنید ؟ اخر کلوانق در کجای این نقشه قرار گرفته که هشترود نمی تواند قرار بگیرد ؟

یعنی اینقدر خاک بر سر ما هشترودیها شده که یک معلم در حد معلمی از کلوانق نداریم ؟! برویم بمیریم بهتر است که ! خاک بر سرما که اینقدر تحقیرمان می کنند و بازهم برخی دوستان می روند و تملق می گویند و خود شیرینی می کنند ! اف بر ما !

من پیام رنجبر موسوی بعنوان دبیر ستاد مرکزی انتخاباتی دکتر روحانی در هشترود و عضو شورای مرکزی اصلاح طلبان شاخه هشترود اعتراض خود را به حضور اقای اسمعیل زاده رئیس ستاد دکتر روحانی در کلیبر یا کلوانق بعنوان کارشناس امور اجتماعی فرماندار را اعلام می نمایم و بار دیگر می گویم اقای دکتر روحانی اقای دکتر جبارزاده استاندار محترم اگر تدبیر و امید این است ! مرحمت فرموده ما را مس کنید [ بخواهم بنویسم رای من حرامتان باد اقای فرماندار کل ماجرا را ول می کند و می چسبد که موسوی گفت حرامتان باد پس توهین کرده ! نگفتیم حرامتان باد ! اصلا نوش جانتان ! اما.... ]

اخر ظلم تا کی ! اخر ستم به فرهیختگان هشترود تا کی ؟ اخر خیانت به ارمانهای هشترودیان تا کی ؟! تاکی با بنشینیم و هی غیر بومی وارداتی وارد ادارات بشوند و بچه های ما در کوره پزهای شهریار پوستشان کنده شود ؟ همه میدانند که من شاید تنها موافق سرسخت غیر بومی ها هستم چون معتقدم همه جای ایران سرای من است ! اما در شرایط برابر من می توانم صد نفر به شما معرفی کنم که حتما هزار بار از این اقا برتر هستند !

اگر دنبال اعضای ستاد هستید که افرادی مثل حسن پورها ، نجفی ، احدی ، علییاری و......... همگی استاد ، فرهیخته ، با سواد و مخلص و دربست و حتی کنترات عاشق و خادم اصلاحات و دولت روحانی بوده اند !

چرا باید کار هشترود ، اقای فرماندار به اینجا برسد ؟!

بقول حضرت مولانا

در من کسی دیگر بود کاین خشم‌ها از وی جهد      گر آب سوزانی کند ز آتش بود این را بدان

در کف ندارم سنگ من با کس ندارم جنگ من         با کس نگیرم تنگ من زیرا خوشم چون گلستان

پس خشم من زان سر بود وز عالم دیگر بود     این سو جهان آن سو جهان بنشسته من بر آستان

بر آستان آن کس بود کو ناطق اخرس بود               این رمز گفتی بس بود دیگر مگو درکش زبان

 به ولای علی این راهی که شما میروید هیچ راست سنتی افراطی نرفته است ! چه برسد به مردی که باور داشتیم می تواند با تدبیرش امید را بازگرداند !

و اگر اقای فرماندار اشتباه می کنم بفرمائید تا بنده در همین وبلاگ و در همین جا بگویم ای مردم من اشتباه کردم ! من غلط کردم ! اما اگر واقعا من اشتباه کرده ام شما راستش را بگوئید لطفا !!!

اخرس : زبان بسته , لال , گنگ , بي صدا ,



دیروز شنبه استاندار محترم استان جناب اقای دکتر جبارزاده در چاراویماق تشریف داشتند درست مثل هفته قبل که میهمان هشترود بودند من زیاد به جزئیات سفر نمی پردازم و تنها به یکی دو تفاوت اشاره می کنم و قضاوت را بر عده خود شما می گذارم که چرا استاندار در چاراویماق همه خواسته های منتخبان مردم را قبول نمود اما در هشترود حتی حرف خیلی از انها را متوجه نشد ؟

الف : نظم و دیسیپلین حاکم بر جلسه نشانه مدیریت قوی و داشتن برنامه و هدف مشخص بود ، هیچ کارمند فرمانداری چاراویماق روی صندلی ننشست ، هیچ یک از کارمندان فرمانداری چاراویماق دنبال جائی برای نشستن نبودند و هیچکس دیگری هم جای معاونان استاندار را اشغال نکرد و حتی میزی هم نشکست !!!

ب: شیوه نگارش سند تدبیر توسعه چاراویماق که با نظارت دکتر بهبودی نگارش شده بود بعنوان شیوه برتر نگارش سند توسعه در کشور به تمامی شهرستانها معرفی می شود ! اما شیوه نگارش سند توسعه ما ؟!!!!!!!!!!!!!!!!

ج: منتخبان مردم در حضور استاندار از چه سخن می گویند

نماینده معلمان : از نماینده و استاندار و فرماندار تقدیر و تشکر می کند بخاطر خدماتی که در این مدت به چاراویماق ارائه شده است و بجای اینکه از شهرک فرهنگیان سخن براند از فقر فرهنگ سرمایه گذاری و ترس سرمایه گذاران از حضور در چاراویماق سخن میراند و استاندار ضمن تبریک به وی دستور تشکیل ستاد سرمایه گذاری چاراویماق را صادر و همان نماینده معلمان را نیز عضو ان ستاد ویژه منصوب می نماید

نماینده ورزشکاران و جوانان : دختری جوان و باهوش است او شعر نمی خواند سفسطه نمی کند لوس بازی در نمی اورد خیلی ساده ، متین و موقر و با صلابت می گوید اقای استاندار هر پدری معمولا ضعیف ترین بچه اش را زیاد دوست می دارد شما پدر اذربایجان هستید و چاراویماق ضعیف ترین بچه شما ، خواهش می کنیم برای جوانان چاراویماق استخر و یک مینی بوس برای سفر ورزشکاران بدهید ، استاندار قول استخر برای چاراویماق میدهد و دستور وسیله نقلیه را به مدیر کل ورزش میدهد

نماینده کشاورزان : از مشکلات بخش کشاورزی سخن میراند ! زیاده حرف نمی زند! شعر نمی خواند ! تملق نمی گوید !تعریف بیخودی در کار نیست ، اما پرخاشی هم در کار نیست ! استاندار موافقت خود را با ایجاد بانک کشاورزی [[ استاندار اعلام می کند در جلسه صبح بنا درخواست اقای شیری این امر در دستور بررسی قرار گرفته بود ولی حالا قول قطعی برای تاسیس میدهم ]] در بخش شادیان اعلام میدارد و اعلام می کند چاراویماق رتبه سه گندم و رتبه اول نخود را در استان دارد اگر سال بعد رتبه سه گندم تبدیل به رتبه دو شود برای بخش کشاورزی چاراویماق سه برابر خواسته هایشان را تخصیص میدهد

نماینده اصناف : دو بیت شعر برای چاراویماق می خواند ! اقای استاندار چاراویماق تاکسیرانی ندارد دانشگاه ازاد ندارد و در پایان اعلام می کند بخاطر اینکه کشاورزی بخش اصلی شهر ما میباشد دو دقیقه از وقت اصناف را برای بخش کشاورزی در نظر بگیرند ، استاندار دستور ایجاد تاکسیرانی در چاراویماق را صادر و اعلام می کند چون دانشگاه ازاد اعلام کرده ظرفیت خالی زیاد دارد مقرون به صرفه نخواهد بود که دانشگاه ازاد ایجاد شود و بجای قول تقویت دانشگاه فعلی را میدهد و در نهایت دستور تملک قطعی و کامل شهرک صنعتی چاراویماق را صادر می کند

نماینده دانشگاهیان یک عضو هئیت علمی است : او بجای اینکه استاندار را سوال پیچ کند و یا چرت و پرت تحویل استاندار دهد ! به شیوه علمی نسبت به استخدام غیر بومی ها در دانشگاه چاراویماق توضیح میدهد و تقاضا می کند که از این پس کلیه استخدامهای دانشگاه پیام نور چاراویماق از بومی ها باشد و هئیت علمی ها هم از بومی ها انتخاب شود استاندار موافقت می کند

نماینده ستاد دکتر روحانی : مثل اغلب روسای ستاد که حواسشان بیشتر معطوف به چیز دیگری است تا وضعیت شهر ، از استاندار انتقاد می کند چرا روسای قبلی عوض نشده اند چرا قلع و قمع نشده است و استاندار می گوید : بشین بابا حالتو ندارم مگر قرار است ما قلع و قمع کنیم شاخصه ما برای مدیریت توانمند بودند است لایق بودن شایسته سالاری ، نه اینکه بیاییم و به بهانه تدبیر و امید مدیران شایسته را قلع و قمع نمائیم[[ تنها خواسته ای است که استاندار رد می کند ]]

اینها گزیده ای بود از جلسه دیدار استاندار با اقشار مختلف مردم انرا با جلسه خودمان که در مطالب قبلی نوشته ام مقایسه کنید تفاوت میان ماه من و ماه گردون را خواهید دید ؟ شما بگوئید ایراد در کجاست ؟ [ خوب ، بد ، زشت های حضور استاندار و جلسه دیدار با اقشار مختلف مردم ]

من خوشحالم و به چاراویماقی های عزیز تبریک عرض می کنم ، به اقای شکوهی فرماندار چاراویماق خسته نباشید عرض می کنم دست مریزاد می گویم و به مردم چاراویماق هم تبریک می گویم ، بسیار تبریک می گویم که انها توانستند در زمانی که منافع منطقه ایشان در بین است چی ایسم ها را فراموش کنند مثلا بهرام کاوسی نماینده معلمان که در دوره قبل به اقای اسماعیلی رای داده بود ولی در این جلسه ابتدا از اقای شیری بخاطر خدمات و زحماتش برای چاراویماق تشکر می کند و طوری این تشکر را انجام میدهد که روح جلسه برای دقایقی مسخ میگردد ، مهم نیست چون برای بهرام کاوسی مهم چاراویماق است نه شیری نه اسماعیلی ، بهرام کاوسی را می شناسم یکی از فرهیخته ترین و روشنفکرترین انسانهایی که شناخته ام و در همین عمر کوتاه دوستی مان خود را شاگرد وی میدانم و همیشه و همواره وقتی به چاراویماق بروم خدمتش میرسم و ادب را بجای میاورم ، بهرام کاوسی معلم من نبوده است اما به من درسهائی اموخته که خود را بنده وی بدانم ! خسته نباشی استاد !

بازهم از اهالی محترم چاراویماق تقدیر و تشکر می کنم بخاطر اینکه خوب متحد شدند و دیگر در یک جلسه دو نفر از یک قشر صحبت نکردند برای کشاورزی چاراویماق وقتشان را بجای اینکه با شعر وور پر کنند به دیگر بخش شهرشان دادند که بهترین استفاده را از فرصتی که داشتند ببرند و الحق که چه زیبا به خواسته هایشان رسیدند

اقای استاندار متشکریم برای این حضور سبز و خندانتان در چاراویماق چرا که همه ما چه چاراویماقی ها و چه هشترودیها یک ملت بزرگی هستیم واحد و یکصدا برای توسعه و پیشرفت !!!



تاريخ : دوم بهمن ۱۳۹۳ | 20:48 | نویسنده : پیام رنجبر موسوی

قدیمها ما تو هشترود وقتی می گفتیم دانمارک ! هر کدام بسته به ذائقه خودمون دانمارک را توصیف میکردیم مثلا : یکی می گفت شیرینی اش خیلی خوشمزه است ! دیگری می گفت پنیر دانمارکی فوق العاده است ! بچه های فوتبالی دانمارک را با برادران لاردورپ و قهرمانی در جام ملتهای اروپا 92 سوئد و البته بخاطر شیرکپنهاگ که دروازه بان تیم ملی ایران یعنی هادی طباطبائی از ان بازی تاریخی با دانمارک لقب گرفته بود می شناختند !

اما امروز در دهکده کوچک جهانی دنیا انقدر کوچک شده است که یک دانمارکی مهمان هشترود بود !

اقای یاکوپ استراسن اهل کشور دانمارک و نماینده کشور دانمارک برای شناسائی مناطق مستعد در راستای سرمایه گذاری امروز مهمان هشترود بود این افتخار میزبانی به لطف نماینده عزیز و محبوب هشترود حاج غلامحسین شیری و روابط خوبی که با سرمایه گذاران و دوستان شاغل در این امر دارد میسر گردیده بود که از این بابت به اقای شیری خسته نباشید عرض می کنم ! اما از دیروز هم دوستان فهیم و علاقمند هشترودی سنگ تمام گذاشته بودند تا ثابت کنیم که مردم هشترود بر خلاف اظهارات برخی مسئولین ضد سرمایه گذاری نیستند لذا منصور عزیز لطف کرده بود و بنری جهت خوش امد گوئی و تبریک تهیه نموده بود .

69048986531951297053.jpg

ایکاش همه مثل منصور عزیز احساس مسئولیت میکردیم ! خسته نباشی رفیق !

اما در ادامه الحق اقای فرماندار هم سنگ تمام گذاشته بودند و در یکی از غذاخوریهای خوب شهر میزبانی را تدارک دیده بودند و یاکوپ عزیز با هئیت همراه وارد محل استقبال شدند

16571804440348458582.jpg

80897481327039495714.jpg

74521104599539675735.jpg

اینم مستر یاکوب که در بین دو مردی که خستگی ناپذیر در زمینه جذب سرمایه گذار برای توسعه هشترود تلاش می کنند

بعد از رفع خستگی و صرف چای در معیت همراهان و دوستان جهت بازدید از زیر ساختها و مناطق گردشگری و توریستی منطقه حرکت نمودیم

اولین جائی که بازدید کردیم سد سهند بود و سد سهند چون خود سهند سرفراز و پر غرور مایه افتخار ما شده بود دست همه کسانی که برای تکمیل این سد زحمت کشیدند هم درد نکند

41282305790530826141.jpg                             24352818383688224941.jpg

29295138712104341820.jpg                                 58798259222410390480.jpg

66402356255860195958.jpg

سپس راهی روستای ورقه شده و از انجا بسوی قلعه ضحاک حرکت کردیم

27061469168564591503.jpg                                 28889998610542078859.jpg

11060800307707392269.jpg                              29237239206965387344.jpg      

 27007598049766667067.jpg                               56264683921503834553.jpg  

و سپس برای هماهنگی های لازم عازم فرمانداری هشترود شدیم

در پایان عرایضم لازم میدانم از تمامی زحمتکشان عرصه صنعت و معدن و توسعه و پیشرفت هشترود علی الخصوص اقای حاج غلامحسین شیری نماینده معزز شهرستان ، جناب اقای مستفید فرماندار محترم شهرستان ، محمد رضا قهرمانپور عزیز و دوست داشتنی ریاست محترم اداره صنعت و معدن و تجارت ، مهندس جهانگیری نماینده شهرک صنعتی در هشترود ، مهندس نوروزی مشاور اقای شیری ، همشهریان و معتمدان شهر بخصوص دوست عزیزم ملکعلی باقری ریاست محترم دفترارتباطات مردمی نماینده مردم در مجلس ، حاج اقا امامی ، ابراهیم بصیری دوست عزیز و یکی از جوانهای نمونه و زحمت کش در عرصه فعالیت های اجتماعی و سیاسی ، فتحعلی کهولی عزیز یکی از بچه های اصلاح طلب و مخلص هشترود ، رضا اقازاده یکی از دوستان عزیز و تلاشگر ، محمد رضا جمشیدی ، سید موسوی، و منصور بخشنده عزیز که در این راه از امروز صبح تا ساعت 7 عصر خستگی ناپذیر در خدمت توسعه شهرستان بوده اند تقدیر و تشکر نمایم و البته بنده حقیر هم حسب وظیفه خود در معیت این بزرگواران بودم ، از هئیت همراه مستر یاکوپ و بچه های زحمت کش سد سهند بخصوص دوست عزیزم اسلام امنی فرزند شهید امنی بزرگوار نیز تقدیر و تشکر می نمایم .

از اینکه شهر ما در جغرافیای  توسعه ایران انچنان مهم شده است که یک گروه سرمایه گذار دانمارکی مامور از طرف دولت دانمارک مستقیما از دانمارک به قصد هشترود قدم در ان می گذارند بر خود می بالم و از حاج غلامحسین شیری نماینده خستگی ناپذیر و زحمت کش شهرستان بخاطر این مهم تقدیر و تشکر می کنم هنوز فراموش نکرده ام که همین هشترودی که امروز میزبان نماینده محترم کشور دانمارک بود روزی و روزگاری حتی در نقشه های جغرافیائی داخلی هم اسمش را نمیشد پیدا کرد !

و در نهایت به مستر یاکوپ می گوئیم که

Hi, Great to meet you and you want to Hashtrood come and invest in this beautiful

city, thanks

متن مصاحبه اختصاصی و پیاده شده با اقای یاکوب نماینده کشور دانمارک در امر شناسائی و انتخاب محل های مناسب برای سرمایه گذاران کشور دانمارک که توسط مترجمشان ترجمه شد

لطفا خودتان را معرفی نمائید :

من یاکوپ استراسن از کشور دانمارک هستم و کارشناس امور سرمایه گذاری و شناسائی مناطق مستعد برای سرمایه گذاران کشور دانمارک می باشم

در مورد ایران چه شناختی دارید ؟

امروز روز اول من است که وارد ایران شده ام و شناختم به ایران محدود به شهر شما می شود اما همین امروز فهمیدم ایرانیان مردمانی مهربان و خونگرم و بزرگ هستند و خوشحالم در کنار مردمانی هستم که همه انها لبخند به لب دارند

هشترود و چاراویماق را چگونه ارزیابی نمودید :

خوب این شهرستانها دارای زمینهای بکر و مناطق مستعدی هستند من تعجب کردم از اینهمه وفور نعمت در شهر شما و انشالله سعی خواهم نمود که در بخش کشاورزی و مکانیزه نمودن و صنعتی نمودن کشاورزی این منطقه قدمهای خوبی برداریم ایران و شهر شما دارای امکانات و مردمانی خوب است و من افتخار خواهم نمود که در کنار این مردم بزرگ خدماتی را بوجود اوردم که ثمره ان به انها نیز برسد ، سد سهند شما خیلی زیباست و اینهمه اب و زمینهای خوب کشاورزی برای ما بهترین نقاط جهت سرمایه گذاری می باشد ، خوشحالم و از اقای شیری بخاطر فراهم اوردن شرایط جهت حضور من در این منطقه بکر و زیبا تشکر می کنم 

اقای یاکوب شما اصلی ترین زمینه که می خواهید در این منطقه سرمایه گذاری کنید چه می باشد :

من دیدنیهای زیاد و پتانسیل های فراوانی در هشترود و چاراویماق دیدم معادن غنی و خاکهای خوب و حاصلخیز ، اب فراوان و البته قلعه بزرگ و زیبای ضحاک هشترود و سد سهند و کوه سهند که همگی مرا مجذوب خود ساختند ما یک گروه سرمایه گذاری هستیم و در تمامی رشته ها سرمایه گذارانی داریم که جاذبه های این مناطق را به انها معرفی خواهم کرد اما اولویت اصلی ما ایجاد یک شرکت بزرگ کشت و صنعت و صنایع تبدیلی و تکمیلی کشاورزی است

از اینکه وقت خود را به ما دادید متشکریم

منهم از شما متشکرم و روز خوبی برای شما ارزو دارم . بای

13480309982278156417.jpg                           80167101381982961964.jpg

وقتی میخواستیم از مستر یاکوپ در قلعه خداحافظی کنم گفتم ما از دانمارک تا امروز برایان و مایکل لاردورپ و پیتر اشمایکل رو می شناختیم و خوشحالیم که امروز با شما اشنا شدیم ، مستر یاکوپ که از شنیدن نام قهرمانان ملی کشورش از زبان ما خوشحال شده بود با حرکتی نمایشی شروع به روپائی زدن و هد زدن با توپی خیالی شد و با دستش به قلعه ضحاک اشاره کرد و گفت اگر لاردورپها اینجا بودند می توانستند روی قلعه هم روپائی بزنند !

اینهم درسی بود برای من که بدانم قهرمانان ملی و منطقه ای خودمان را چقدر باید عزیز بشماریم وقتی یک دانمارکی از شنیدن نام لاردروپ ها اینقدر خوشحال میشود جای تاسف نیست که برخی از ما از شنیدن نام اکبر اسدی و یا علی دائی و .... ناراحت می شویم

هرگونه برداشت مطالب و یا مصاحبه و عکسها بدون ذکر منبع تخلف محسوب شده و متخلف تحت پیگرد قانونی قرار میگیرد این مصاحبه اختصاصی است و تنها خبرگزاری حاضر در ان جلسه اینجانب به نمایندگی از هفته نامه عصر ادینه هشترود بودم ./.



تاريخ : یکم بهمن ۱۳۹۳ | 22:31 | نویسنده : پیام رنجبر موسوی

دوستان همشهریان عزیز به گزارش رسمی اقای قهرمانپور ریاست محترم اداره صنعت و معدن و تجارت شهرستان با هماهنگی های بعمل امده توسط عضو کمیسیون اقتصادی مجلس اقای حاج غلامحسین شیری نماینده مردم شریف هشترود و چاراویماق در مجلس ، روز پنج شنبه دوم بهمن ماه سال 1393 یک گروه سرمایه گذار از کشور دانمارک میهمان هشترود هستند

برای همین از همه شهروندان و همشهریان عزیز درخواست دارم برای اینکه به این خارجی های عزیز که برای سرمایه گذاری در بخش کشاورزی و دامداری و صنعتی شهرستان ما تشریف اورده اند فردا روز تبلیغ هشترود باشد فردا هر حرکت و رفتار ما می تواند نمایانگر شخصیت و معرفت هشترود و جاذب یا دافع این گروه سرمایه گذار باشد

برای هشترودمان ، برای خودمان ، برای جوانانمان همه ما همانند یک روح و یک سرباز در خدمت هشترود خواهیم بود

برای هشترود ، برای سرفرازیمان ، برای توسعه و پیشرفت بدون لحاظر جناح و حزب و گروه بیائید برای یکروز همه با هم باشیم ،

 همه برای یکی و یکی برای همه



تاريخ : سی ام دی ۱۳۹۳ | 0:0 | نویسنده : پیام رنجبر موسوی

بسم الله الرحمن الرحیم

ای محمد! هرکس با تو دشمنی کند، با من دشمنی کرده است و هرکس تو را دوست بدارد مرا دوست داشته است

بدینوسیله ما اصلاح طلبان شاخه اعتدال و فعالین ستاد دکتر روحانی در هشترود هتک حرمت به ساحت مقدس پیامبر اعظم اسلام حضرت محمد مصطفی ص را محکوم و این را نیز نیرنگ و زبونی دشمنانی میدانیم که از ایستادگی و صلابت ایرانیان و بخصوص شیعیان به تنگ امده و می خواهند با اسلام هراسی و اینگونه اعمال سخیف مرهمی بر زخمهای بیشمار خود ناشی از قدرت و صلابت و ازاده خواهی ایرانیان بگذارند

اما زهی خیال باطل که امت اسلامی در سراسر جهان بیدار است و با قدرت و صلابت اسلامی پاسخ اینگونه هتاکی ها را خواهد داد

ما نیز دوشادوش مسلمانان جهان و همراه با مردم بزرگ ایران و هشترود با تاسی از رهبری عزیز هرگونه اساعه ادب و هتک حرمت به اسلام و رسول خدا را محکوم می نمائیم ./.

اصلاح طلبان شاخه اعتدال و اعضای شورای مرکزی ستاد دکتر روحانی در هشترود



تاريخ : بیست و نهم دی ۱۳۹۳ | 11:59 | نویسنده : پیام رنجبر موسوی

اول اینکه دوست عزیز و یکی از فرزندان بومی ،مجرب و متخصص شهرستان هشترود به سمت مسئول امتحانات و ارزشیابی اداره کل استان انتخاب شده اند این انتخاب شایسته و تخصص محور را خدمت اقای پاشائی مدیرکل محترم و دوست عزیز و فرهیخته ام مجید شقاقی عزیز تبریک عرض می نمایم و برای هر دوی این فرزندان هشترودی ارزوی موفقیت ، پیروزی در امورات محوله را دارم و امیدوارم در راستای اهداف اموزش و پرورشی دولت تدبیر و امید بتوانند منشا خدمات ارزشمندی به شهرستان و استان و کشور باشند .

در ضمن از اقای شقاقی درخواست دارم که در خصوص محل تصحیح امتحانات نهائی که سالهاست به میانه اعطا شده است تجدید نظر بفرمایند و حتما هشترود معلمانی فرهیخته و اگاهی دارد که خود می توانند حتی در جایگاه طراحان سوال در سطح ملی نیز حاضر باشند لذا امیدوارم با حضور این دو عزیز و هماهنگی های اقای بهشتی نیای عزیز و زحمت کش این مهم به نحوی که سرانجامش برای منطقه خیر و برکت و پیشرفت حاصل بیاورد تدبیر و مدیریت شود ، دوم استفاده از معلمان زحمت کش و شایسته هشترودی در سمتهای بازرسی امتحانات نهائی در سطح استان ، که میتواند علاوه بر اینکه کمک حال این عزیزان باشد برای نشان دادن اگاهی و دانش معلمان هشترودی در استان مفید باشد

در پایان بار دیگر این انتخاب مجید شقاقی عزیز به این پست کلیدی و مهم در اداره کل را به ایشان تبریک عرض می نمایم

تبصره : دوستان فرهنگی اصلاح طلب شهرستان از بنده مکررا درخواست نموده اند که نیابتا از طرف تمامی انها به این استاد عزیز تبریک گفته و ارزوی توفیق داشته باشم

اما بحث دوم تغییر اقای زندیه مدیرکل دامپزشکی استان و انتخاب اقای بهداد به جای ایشان می باشد

انچه مسلم است بخاطر هشترودی بودن اقای زندیه ما خوشحالتر میشدیم که ایشان همچنان مدیر کل بمانند ! اما با کمال تاسف اقای زندیه یکی از مدیران خاص اقای احمدی نژاد در استان بودند و یکی از اصولگراهای مطرح استان می باشد ! لذا تعویض ایشان در دولت تدبیر و امید محتمل و حتی شاید کمی هم دیرترانجام شده است !

انچه که مشخص است این تغییر با نظر مساعد مجمع نمایندگان استان بخصوص نظر جناب اقای دکتر منادی که تنها دکترای دامپزشکی در مجلس بوده و منشا خدمات زیادی برای دامپزشکی کشور میباشند صورت گرفته است

من برای دکتر زندیه ارزوی موفقیت دارم اما باید از ایشان گله هایم را نیز مطرح کنم

جناب اقای دکتر زندیه در دوران مدیرکلی هیچگاه هشترود را جدی نگرفتند و انتخاب سه رئیس پشت سرهم و تعویض متعدد روسای دامپزشکی نشانه این بود که اقای زندیه هیچگاه به هشترود به عنوان موطن مادری بذل توجه ننمودند و اگر نبود حضور چند هشترودی دیگر در اداره کل که به حس ناسیونالیستی و وفاداریشان به هشترود تردیدی ندارم شاید دامپزشکی هشترود وضعش بدتر از اینها بود !

بر اساس اطلاعاتی که از دوستان رئیس ادارات دامپزشکی دارم متاسفانه هیچ کار خوبی در هشترود انجام نداده است

دوم اقای زندیه در بحث استفاده بهینه از نیروهای هشترودی متخصص در دامپزشکی نیز فوق العاده ضعیف بودند ! بطوریکه هشترود در این محور هرگز نتوانسته جز یک نفر که او هم بیشتر متکی به توانمندیهای خودش بوده تا مساعدت زندیه ! مدیرانی شایسته تربیت نماید !

خیل نیروهای هم رشته و هم محور با بحث دامپزشکی در هشترود بدلیل ضعف اقای زندیه در جذب نیروهای بومی مجبور شده اند در شهرهای دیگر بعنوان یک دامپزشک ساده فعالیت نمایند و دلیل ثبوتی مدعای بنده هم این است که اگر اقای زندیه به نیروهای هشترودی متخصص اهمیت میداد و در جذب نیروها از این بچه های تحصیلکرده استفاده میکرد الان سه چهار جوان تحصیلکرده هشترودی باید در سطح روسای ادارات شهرستانها حاضر میشدند که متاسفانه بدلیل شعف مفرط و عدم توجه قاای زندیه به نیروهای شهرستان در حال حاضر علیرغم وجود نیروهای خوب در شهرستان هرگز در سطح مدیریتی مطرح نشوند .

ولی علیرغم همه گلایه هایم برای اقای زندیه در امورات محوله بعدی ارزوی موفقیت و توفیق را دارم .

اما بحث سوم بحث این است که عده ای در فضای مجازی خود را نماینده دولت می خوانند و مدعی هستند که از طرف دولت نماینده میباشند تا نماینده هشترود در مجلس باشند به این دوستان عزیز عرض می نمایم که :

اولا: دولت خودش خدمتگزار ملت است و تنها نماینده دولت در هشترود جناب اقای مهندس مستفید فرماندار محترم شهرستان هستند و دولت انقدر بیکار نیست که پس مانده های دولت احمدی نژاد و بورسیه های دوران احمدی نژاد را بعنوان نماینده خود معرفی کند!

دوما : در اینجا یعنی هشترود دولت تدبیر و امید ستادی داشته که اعضای ان در حال حاضر جز نیروهای فعال سیاسی شهرستان هستند ! لذا اگر دولت بخواهد نماینده ای برای خود غیر از اقای فرماندار معرفی نماید ، حتما با تائید و تصویب و نظر شورای مرکزی ستاد خواهد بود و تا جائی که بنده بعنوان دبیر ستاد اطلاع دارم تا کنون چنین تصویبی و تائیدیه ای از سوی شورای مرکزی ستاد تصویب نشده است

سوما : اگر قرار بر این باشد که بنا بفرض دولت مصر باشد از هشترود یک حامی دولت یا اصلاح طلب وارد مجلس شود (( این خلاف عقل و قانون و منطق و اصل دموکراسی است )) بازهم ما در اعضای شورای مرکزی خود دوستانی داریم که همگی کارشناس ارشد و صاحب نظر در امورات سیاسی هستند و لذا اگر بنا بفرض محال دولت چنین تصمیمی داشته باشد هیچ کدام از بچه های این ستاد خدای ناکرده لنگ یا ناتوان نیستند و خودمان حسب دستور فرضی -اگر صادر شود -  یکی از دوستان را معرفی خواهیم نمود و نیازی به قیم نداریم که از تهران برای ما اصلاح طلب وارد کنند یا حامی دولت تولید نمایند!!!!!!!!!!!!!!! ما اینجا هم اصلاح طلبان واقعی و اصیل و فعال داریم و حامیان زحمت کش و درد کشیده دولت داریم و نیازی به افراد وارداتی و تحمیلی و مجاهد شنبه ای نداریم

تبصره : اینکه برخی فرصت طلبان مدعی هستند که دولت می خواهد حتما یک اصلاح طلب یا حامی خود را از هشترود به مجلس بفرستد نشانه چند چیز است[ هرچند این طبیعی است که دولت نیازمند نیروهای همسو با خود باشد اما تجربه نشان داده است که مجلس یکدست کارامد نبوده و عملا با مشکل مواجه می شود مثل مجلس ششم و هفتم که عملا هیچ کاری نتوانستند بکنند یکی در بحث توسعه سیاسی غرق شد و دیگری هم مرید محمود شدند و هرچی فرستاد گفتند چشم تنوع در نیروهای مجلس است که کشور را توسعه یافته میسازد هرچند قبول دارم که باید نیروهای تندرو پایداری راهی به مجلس پیدا نکنند ]

اول : نشانه سفاهت و نادانی این دوستان است که یا خود نمی فهمند و یا نعوذبالله مردم را نفهم حساب می کنند چون بفرموده امام خمینی بنیانگذاربزرگ انقلاب اسلامی (ره): میزان رای ملت است

دوم : اینها دارند دقیقا اب در اسیاب دشمنان نظام می ریزند و با این حرف عملا دارند اینطور نشان میدهند که خدای ناکرده دولت قصد دارد در هشترود با استفاده از حربه تقلب و دستکاری یک فردی را به مجلس بفرستد و بازهم نشان میدهد که این دوستان خیلی نفهم هستند چون جمهوری اسلامی ایران یک سیستم انتخاباتی کاملا پاک دارد و فرضیه تقلب بصورت اعمال نفوذ مستقیم در صندوقهای ارا هرگز در ایران بعد انقلاب صورت نگرفته است و بهیچ عنوان برخلاف تصورات و توهمات این اقایان نظام و دولت هیچ گونه قصدی ندارند که ابروی سی و چند ساله نظام مقدس را برای یک مجاهد شنبه ای هزینه نماید و حتی برای مجاهد جمعه ای هم این هزینه را نکرده و نمی نماید

سوم : انچه که تا به امروز در تاریخ انتخابات هشترود دیده شده است و واضح و مبرهن بوده این است که انتخابات مجلس و ریاست جمهوری دو امر کاملا مجزا و بی تاثیر بر هم هستند نمونه های عینی و تاریخی ان مشهود است و من تعجب می کنم برخی این اقایان یا انقدر از هشترود دور بوده اند که پیشینه سیاسی این مردم را نمیدانند و یا با شعور سیاسی بالای مردم هشترود اشنا نیستند و فکر می کنند چون هشترود جای کوچکی است مردمانش هم مغزهای کوچک دارند من صراحتا به این اقایان اعلام میکنم که مردمان هشترود مردمانی بزرگ ، سیاستمدار ، اگاه و روشنفکر می باشند و حتی عامی ترین مردم هشترود از خیلی از مجاهدان شنبه ای بیشتر باهوش و سیاستمدار هستند لذا به شعور مردم توهین نکنید

نمونه عینی :

رای به خاتمی بالای 80درصد       نماینده مجلس محمدی شاهی عربلوئی رئیس فراکسیون اقلیت مجلس در مجلس ششم (جناح سیاسی راست سنتی افراطی )

من فقط از این اقایان می خواهم بیایند و در انتخابات شرکت کنند چرا که تعدد کاندیدا نشانه شعور بالای یک ملت و نظام است و حتما وقتی تعدد کاندیدا زیاد باشد انتخاب ها بهتر خواهد بود اما بجای اینکه با کت کسی دیگری داماد بشوند[ و خود را به دولت بچسبانند تا احتمالا رای ببرند بیایند و بگویند من منشا این خدمات برای هشترود بوده ام بالاخره کسانی که کاندیدا می شود حتما یک پستی داشته اند بیایند و بگویند در این پست من این خدمات را ارائه داده ام ] بیایند و با توانمندیهای خود ، با خدماتی که به هشترود نموده اند در گذشته ، با برنامه های و اندیشه های خود وارد شوید و به شعور و عقل مردم هم احترام بگذارید مطمئن باشید این مردم همیشه بهترین ها را انتخاب کرده و می نمایند که این مهم جز دو دوره هفتم و هشتم که مستثنی هستند ثابت شده که مردم همیشه بهترینها را انتخاب می کنند

لذا اگر واقعا میخواهید خادم این ملت باشید سعی نکنید مردم را گول بزنید



تاريخ : بیست و هفتم دی ۱۳۹۳ | 21:0 | نویسنده : پیام رنجبر موسوی

سرورمان حسین ع فرمود : ای مردم اگر دین ندارید لااقل ازاده باشید

مردم عزیز هشترود متاسفانه در پی دیدار بنده با اقای محسنی ، نظری در وبلاگ دوست عزیزم منصور بخشنده منتشر شده بود که مجبور شدم در پاسخ به ان بیانیه ای صادر نمایم و شرم حضور دارم از شما مردم که وقتتان را بخاطر کوتوله هایی که بخاطر پول در قالب ادم شده و انسانها را خرید و فروش می کنند ، می گیرم !

ولی برای شفاف سازی مجبورم که بگویم و می گویم و باکی نیست چرا که جز حق نگفته ام جز حق نکرده ام و جز حق ندانسته ام ، و در این حق گوئی اگر قرار است به قربانگاه بروم میروم که قربانی شدن در راه حق عین شهادت است و افتخار !!!!

این نظری است که در وبلاگ دوست عزیز بنده منصور منتشر شده است

نویسنده : ناشناس
ماجرای دیدار مخفیانه پیام و محسنیو پشتپرده صازش این دو نفر را فاش کن ساعتی پیش پیام با مصطفی پور و محسنی دیدار داشت و محسنی داشت انها را بدرغه میکرد من دیدم خندان بودند ماجرا چی است بوی خیانت می اید فاش کن نترس.بیا من عکسشون موقع خروج گرفتم اینم ادرس عکس لینک
htt//...................
پاسخ: [ پاسخ منصور عزیز به ان دوست ناشناس ]
سلام :
ما با مشاهده این کامنت خواستیم تلفنی از آقای پیام درستی یا نادرستی مطلب را جویا شویم که متاسفانه ایشان رد تماس نمودند در دفتر یکی از دوستان مشترکمان که نزدیکی خیلی زیادی به اقای محسنی دارند حاضر شدیم و موضوع را باهاشون در میان گذاشتیم که ایشان ضمن تایید این موضوع توافق پیام و آقای محسنی را عنوان نمودند و اشاره کردند که بالاخره هرکسی قیمتی دارد و قابل خرید میباشد و....
سخنی با آقای محسنی :همه مردم هشترود از اختلافات اصلاح طلبان دچار آسیب شدند و هیچ کس مخالف این نزدیکی و دوستی نیست اما استفاده از ابزار مالی برای جذب افراد رقیب کار پسندیده ای نیست
و اما دوست عزیزم پیام :
همه دوستان از مشکلات شما خبر دارند ولی ما انتظار نداریم شما همه دوستان را دور زده وبدون هماهنگی با دیگر اعضا بر سر میز مذاکره !!!!آقای محسنی بنشینی !همه دوستان از این آشتی استقبال میکنند اما در یک مذاکره برای توافق آنهم جایی که تصمیم گیرنده ها باید از نظرات دیگر دوستانشان هم باخبر باشند یکجانبه تصمیم گیری خوب نیست شما به عنوان نماینده تعدادی از فعالین اصلاح طلب نباید براحتی تسلیم پیشنهادات م..ا...ل...ی....بشوید فعلا به این بسنده میکنیم اما امیدواریم که جوابتان قانع کننده باشد ما دلایل کافی برای اثبات این دیدار داریم این دوست فرهنگی ما ضمن ارسال عکسی از لحظه بدرقه شما و اقای مصطفی پور اطلاعات دیگری هم برای ما ارسال کرده است .
 
اما حال من چرا بدیدار اقای محسنی رفتم
 
بسم الله الرحمن الرحیم
 
منت خدای را عزوجل که به من این عنایت ویژه را مرحمت فرموده که دوستان مرا تعقیب کنند و از رفتارهایم و کردارهایم عکس بگیرند ! این نشانه ان است که خدای مهربان مرا بزرگی عطا فرموده است و این رسم پروردگار متعال است که عزت دهد بندگان مخلص خود را و البته چراغی که ایزد برفروزد هر انکس پف کند ریشش بسوزد !
اما روز 4شنبه ساعت 21 شب یکی از بزرگ مردان هشترودی ، یکی از ریش سفیدان و معتمدان و سادات جلیل القدر هشترود ، جناب اقای حاج سید حمید موسوی هاشمی حفظ اللله تعالی انشالله که عمرش مستتدام باد [ در صورت نیاز می توانید از ایشان نیز استعلام کنید ] به بنده زنگ زدند و پس از احوالپرسی و لطفی که داشتند ، به بنده امر فرمودند : که برو و با اقای محسنی سازش کن !
از جائی که حرف حاج حمید اقا برای من بالاتر از هرچیزی است و امکان ندارد فرمایشی بفرماید و بنده اطاعت نکنم !!!!!  و حسب حقی بزرگی که بر گردن بنده دارند ! عرض کردم : حاج اقا سمعا و طاعتا ! اطاعت ، من حتی پای اقای محسنی را هم اگر شما بفرمائید ، می بوسم ! اما واقعیت امر این چنین است و نکاتی را بعرض ایشان رساندم !
ایشان فرمود که باشد تو برو و سازش کن ، ولی بعد از این حرفی یا عملی از اقای محسنی سر زد که خطا باشد ! اینبار به من بگو منهم با ایشان قطع رابطه کنم ! ولی تو برو و این کار را بکن ! عرض کردم : چشم !
حسب همین امریه از یکی از معتمدان و بزرگان شهر که از نظر من انسانی مومن و خالص و متعهد و به معنای واقعی ریش سفید می باشد ،روز جمعه در جلسه بعد از ظهر اعضای ستاد دکتر روحانی در مغازه مطالب را عینا به استحضار دوستان اقای مصطفی پور ، عسگر احدی ، شادی ، حاج عبدالله ملک پور [ ریاست محترم اصلاح طلبان هشترود ] رسانده و کسب اجازه و رخصت نمودم ! که دوستان به اتفاق به بنده توصیه نمودند که کار خوبی است و از اینکه پیشقدم می شوم از بنده تشکر نمودند !
بنده به این اکتفا نکردم و برای اینکه میدانستیم شیاطین و انسانهای بیشرفی هستند که از کاه کوه خواهند ساخت ! به اقای مصطفی پور عرض کردم که اگر ممکن باشد در معیت ایشان به دیدار اقای محسنی برویم و ایشان هم لطف فرموده و قبول کردند !
بعد از جلسه به دوست عزیزم مهدی کریمی که وی یکی از مفاخر علمی و فرهنگی شهرستان می دانم ! زنگ زدم و ضمن تببین مسئله از ایشان هم نظرخواهی کردم که ایشان هم ضمن بیان نکاتی به بنده رخصت این دیدار را دادند !
شنبه صبح قبل از حضور در مغازه اقای محسنی به اتفاق اقای مصطفی پور خدمت اقای سلیم پور بخشدار عزیز و محترم و فرهیخته شهرمان رسیده و بنده بازهم به ایشان مطالب را عرض نموده و کسب رخصت نمودم که ایشان هم ضمن ابراز محبت به بنده فرمودند که همیشه اشتی بهتر از اختلاف است و لذا ساعت 11 مستقیم از پیش اقای بخشدار به مغازه اقای محسنی رفتیم !
در مغازه اقای محسنی بنده چند جمله بیشتر عرض ننمودم و اقای مصطفی پور حی و حاضر می تواند شهادت دهد اگر جز اینها گفته باشم خواهش می کنم که اقای مصطفی پور بیایند و بفرمایند
من عرض کردم : اقای محسنی من حسب فرموده حاج حمید اقای موسوی که اگر بفرماید در چهارراه خودت را دار بزن میزنم ! امدم خدمت شما [ و البته صورتش را هم بوسیدم ] و عرض می کنم که گذشته را از دلم پاک کردم اگر خطایی از بنده سر زده شما ببخشید و اگر خطایی از شما سرنزده بازهم شما ببخشید و بعد چند نکته در مورد اقای مرادنژاد عرض کردم !
بعد اقای محسنی هم کمی از نبود اختلاف صحبت کردند و ما از مغازه اقای محسنی بیرون امدیم و بنده بلافاصله خدمت حاج حمید اقا زنگ زدم که اتفاقا در تبریز تشریف داشتند و عرض نمودم که حسب امر شما ادای تکلیف نمودم و ایشان هم تشکر کردند و خداحافظی کردیم .
 
و جوابیه ام به ان نظر و جوابیه و حرفهای ان یک نفر
 
اقای ف ...... اینکه شما فکر می کنید انسانها قیمتی دارند و همیشه درصدد معامله و خرید انسانها هستید ! نشانه سطح اندیشه و تفکر شماست !
من همینجا اعلام می کنم که بله هر انسانی قیمتی دارد ، اما قیمت پیام سه چیز است که در وجود تو یکی حتما نیست !! پیام خود را به صداقت ، شرافت و انسانیت می فروشد و در وجود تو هیچ یک از این سه اثار انسانی وجود ندارد ! در ثانی تو کی هستی که بخواهی پیام را بخری ؟!
 
اخر من چقدر ملاحظه فامیل بودن با تو را بکنم ؟!
 
یکروز نظر میدهی که بیایم دست بوسی ؟ راستی انروز تو را خریده بودم ؟؟؟؟؟ که می خواستی بیائی دست بوسی ؟!
(( قسمتی از چند نظر خصوصی اقای ف به بنده : ...... بی خیال ما شو من از تو می ترسم ترسو هستم عیب و ایراد دارم خانواده ضعیف و ترسویی دارم . سکته می کنم میمیرم. ولم کن مرسی. بیام دست بوسی ولم کنی...بابا ول کن. ))
این قسمتی از چندین نظر خصوصی تو به من است ! و یا ان اس ام اسهایی که برایم فرستادی می خواهی انها را منتشر کنم عکسهایش را بگذارم روی همین اینترنت !!!
اخر مثل استخوان در گلویم گیر کرده ای ! یکروز میروی مغازه پدر خانمم و می گوئی پسر عمه پسر دائی هستیم به پیام بگو با من کاری نداشته باشد ! پیام اینطور است ! ان طور است !
 
یکروز هم می گوئی هر انسانی قیمتی دارد و پیام را هم خریدیم !
 
تو کی باشی که بتونی منو بخری ؟ چون فکر می کنی بابات پولداره میتونی همه رو بخری ؟ یعنی تو داری می گوئی که هرکسی با تو خوب هست خریدیش ؟ یعنی فلان مقامات شهر که بهت لطف دارند را خریده ا ی ؟ می خواهی این را برسانی که بخاطر پولت ادمها را می خری تا نوکر تو باشند ؟ نه اقای پولدار ادم بخر !!!
 
من فروشی نیستم ! من یکبار خودم را فروخته ام به صداقت و شرافت و انسانیت !!!
 
چرا که اگر منهم خود را جز به صداقت و شرافت و انسانیت !  فروخته بودم ! امروز می توانستم انقدر پست بشوم که انسانها را بخرم !!! ولی من انسانها را نمی خرم بلکه انسانها را با محبت و صداقت و شرافت و انسانیت به دوستی برمی گزینم ! همه دوستان من با من دوست هستند !
 
نه مثل تو که انها را گویا خریده ای که اینقدر خوب از خرید و فروش انسانها سخن میرانی !
 
به دنبال چه می گردی؟... که حیرانی؟   
خرد گم کرده ای شاید نمی دانی!

که خاموشی نمی گیری!

 
اما منصور عزیز اینکه با یک رد تماس فهمیدی من خودم را به پیشنهادات مالی فروخته ام از ان حرفهاست ! من شاید به اندازه انهائی که انسانها را می خرند و می فروشند ثروت نداشته باشم ! اما دنیایی از دوستان با شرافت و صداقت دارم که از گنج قارون برایم بالاتر است ! از تخت سلیمان برایم گرانبها تر است ! من تک تک دوستانم را از خورشیدی که در دست راستم و ماهی که در دست چپم بگذارند قیمتی تر و گرانبهاتر میدانم ! که اتفاقا یکی از انها خود تو هستی !
 
منصور عزیز من در عمر کار تشکیلاتی ام هرگز هیچ کاری را بدون اطلاع دوستان همکارم انجام نداده ام و شاهد این تک تک این دوستان هستند از حسن پور و احدی و نجفی و علییاری و ضیایی و مصطفی پور و کریمی و شادی و ..... بپرسی ، می گویند 
 
ولی از تو ممنونم که با انتشار این نظر زمینه را برای بیان این حرفها [ که میدانستم در پی ان دیدار ابراز خواهد شد ] فراهم اوردی ! ولی حداقل تو خودت بهتر از هرکسی میدانی که پیام فروشی و خریدنی نیست ! اینطور نیست ؟!
 
در پایان خطاب به عموم همشهریان عزیز می رسانم که بنده در همه حال و همواره به خاطر تفکرات اصلاح طلبی خود در حال تغییر هستم و این تغییرات همواره در راستای تفکرات اصلاح طلبی است !
 
من معتقدم انسانی که نتواند خود را اصلاح کند و بدیهای خود را نشناسد نمی تواند اصلاح طلب باشد ! منهم همانند همه شما ها انسانی هستم که خداوند کریم در قرانش از ما بعنوان لفی خسر یاد نموده است ! پس منهم چون انسانم حتما خطاکار هستم ! ولی بخطاهای خود با چشم بصیرت می نگرم و انها را درس عبرت خود می کنم تا خود را بشناسم و سعی می کنم که برطرف نمایم که خداوند توبه کنندگان را بسیار دوست می دارد .
 
انسانی که همواره در حال تغییر نباشد و وجود و تفکر خود را اصلاح ننماید نمی تواند در جامعه فعال سیاسی و اجتماعی موثر و مفید باشد !
 
ما همواره و همیشه در معرض اموزش هستیم و هر روز چیزی یاد می گیریم و اساس اصلاح طلبی این است که این تغییرات ما در راستای تعالی جامعه و سرفرازی ایران عزیز بکار اید و گرنه هر روز انسانهای بی تفاوت زیادی در این دنیا زاده می شوند و یا بدامان مرگ می روند !
 
حکایتی جالب : می گویند روزی اسکندر به دهی رسید و به قبرستانش رفت و دید همه مرده ها کودک هستند ! گفت اینجا همه در کودکی می میرند ؟! پیرمردی به او گفت نه ای اسکندر بزرگ ! در اینجا ملاک زندگی انسانها ، روزهای خوبی و نیکی انهاست ! برای همین سن همه مردگان ما جوان است ! 
 
بعد گفت : ای اسکندر طوری زندگانی کن که وقتی مردی روی قبرت ننویسند وقتی از مادر زاده شد مرده بود !!!
 
انشالله که خداوند به همه ما توفیق دهد که وقتی مردیم روی قبرمان ننویسند وقتی از مادر زاده بود مرده بود !
 
محستب شیخ شد و فسق خود از یاد ببرد                قصه ماست که بر هر سر بازار بماند


تاريخ : بیست و ششم دی ۱۳۹۳ | 21:45 | نویسنده : پیام رنجبر موسوی
در مطلب بعدی در مورد چند نکته زیر خواهم نوشت

اول تبریک انتصاب یک همشهری به یک پست خوب در استان

دوم عزل یک هشترودی از سمت مدیرکلی

سوم کسانی که خود را نماینده دولت میدانند

                                                                                                           بزودی منتشر میشود



تاريخ : بیست و ششم دی ۱۳۹۳ | 19:58 | نویسنده : پیام رنجبر موسوی
بسمه تعالی

استانداری محترم استان اذربایجانشرقی جناب اقای دکتر جبارزاده

با سلام

احتراما اینجانبان فعالان و اعضای شورای مرکزی ستاد تبلیغاتی دکتر روحانی در شهرستان هشترود پیرو فرمایشات حضرتعالی در شهرستان مبنی بر استفاده از نیروهای بومی جهت انتصاب در پست معاونت فرمانداری شهرستان بدینوسیله به استحضار عالی میرسانیم حمایت قاطع خود را از انتخاب جناب اقای حاج طالب پرهیزگار که یکی از نیروهای انقلابی ، ارزشی و اصلاح طلب بومی می باشند اعلام میداریم و از حضرتعالی در راستای این انتخاب شایسته تقدیر و تشکر می نمائیم ./.

اعضای شورای مرکزی ستاد انتخاباتی دکتر روحانی در هشترود اصلاح طلبان شاخه اعتدال



تاريخ : بیست و چهارم دی ۱۳۹۳ | 14:32 | نویسنده : پیام رنجبر موسوی
عضو کمیسیون اقتصادی مجلس از دولت و وزارت آموزش و پرورش خواست هر چه سریع‌تر لایحه رتبه‌بندی معلمان کشور را به مجلس تقدیم کند تا فرهنگیان بیش از این در انتظار نباشند.
 
دولت لایحه رتبه‌بندی معلمان کشور را هرچه سریع‌تر ارائه کند

به گزارش خبرنگار خبرگزاری خانه ملت، غلامحسین شیری علی‌آباد در جلسه علنی امروز (سه‌شنبه 23 دی‌ماه) مجلس شورای اسلامی در تذکری شفاهی گفت: تذکر کلی به کسانی می‌دهم که به جای شب، در روز خواب می‌بینند؛ این خواب‌ها تعبیر نخواهد شد.

نماینده مردم هشترود در مجلس شورای اسلامی خطاب به وزیر جهاد کشاورزی و سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی درخصوص تمدید و استمهال وام‌های کشاورزان تذکر داد و افزود: کشاورزان در حال ورشکستگی هستند؛ ‌دام‌هایشان را به ثمن بخس می‌فروشند و اگر به این شکل پیش رود، وزارت جهاد کشاورزی باید نام خود را به وزارت مهاجرت روستاییان تغییر دهد.

وی از وزارت صنعت، معدن و تجارت درخواست کرد شهرک صنعتی شهرستان چاراویماق را تعیین‌تکلیف کند و توضیح داد: سال‌هاست این پروژه معطل مانده و مردم نیز تماشاگران مظلوم قضیه هستند.

عضو کمیسیون اقتصادی مجلس خواستار توجه بیشتر وزارت ورزش به ورزش روستاییان و مناطق محروم شد و در ادامه تذکر شفاهی خود خطاب به وزارت کشور، بیان کرد: ستاد بحران باید در مقابل مردم آسیب‌دیده پاسخگو باشد و شما را قسم می‌دهم به داد بیچارگان و آسیب‌دیدگان برسید.

شیری علی‌آباد خواستار رسیدگی وزارت نیرو به روستاهای فاقد برق شهرستان چاراویماق شد و گفت: علی‌رغم آنکه در دولت گذشته و کنونی، وزرای مربوطه دستور صریح در این‌خصوص صادر کرده‌اند،‌ اما تاکنون اقدامی صورت نگرفته است.

این نماینده مجلس نهم از وزیر راه و شهرسازی خواست نسبت به بهسازی راه روستایی حوزه انتخابیه خود که هر ساله در زمستان تلفات انسانی و مالی به بار می‌آورد، اقدام لازم داشته باشد و از وزیر آموزش و پرورش نیز درخواست کرد هر چه سریع‌تر لایحه رتبه‌بندی معلمان کشور را تقدیم مجلس کند تا فرهنگیان بیش از این در انتظار نمانند./



تاريخ : هجدهم دی ۱۳۹۳ | 17:12 | نویسنده : پیام رنجبر موسوی

اول : بی نظمی در تمامی مراحل برنامه مشهود بود و انچنان می نمود که بیشتر از انکه بروی نظم و انظباط متمرکز شده باشند !!! بیشتر در راستای ایجاد حصاری جهت جلوگیری از صحبتهای مردم و انعکاس مشکلات واقعی به اقای استاندار تلاش شده بود!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

دوم : برای اولین باردر دولت تدبیر و امید دیدم که استاندار با اسکورت !!!!! وارد جلسه میشود و اسکورت تا اخرین لحظه از کنار استاندار عقب نرفت و در پایان هم با اندکی فشار و خشونت مانع از احوالپرسی ساده مردم هم میشد و این نشان دهنده بند اول است که متاسفانه برخی ها ذهن فرماندار و استاندار را بدجوری معطوف به بحث امنیتی نموده بودند !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! 

سوم : تعداد صندلی ها با میهمانان هماهنگ نبود و انگار دعوت ها بصورت هرکی برای خودش و خودش برای هرکی انجام شده بود !!!!!!!!!!!!!

چهارم : نداشتن برنامه در طول سخنرانی مشهود بود و کسانی که بعنوان نماینده اقشار مختلف انتخاب شده بودند معلوم نشد که کجا باید بنشینند !!! البته مرادنژاد و محسنی برای نشستن در کنار استاندار خیلی تلاش کردند و علیرغم اینکه سه بار از محلی که نشسته بودند ! بلندشان کردند بازهم با حجب و حیای خاصی که دارند و محجوب هستند و مقید هستند با خجالت و اصرار و بزور تقاضای استاندار و همه مردم که اصرار داشتند این دو کنار استاندار بنشینند بالاخره جائی پیدا کردند و نشستند و البته بازهم در شکستن میز جلسه هیچ نقشی نداشتند !!!!!!!!!!!!!!! و اینکه مشاور و چند نفر از میهمانان استاندار سرپا ایستادند نشانه حجب و حیای این دوستان بود و البته مدیریت توانمند فرماندار ؟!!!!!!!!!!!

پنجم : معلوم نشد که طی کدام جلساتی میان اقشار مختلف مردم ؟!!!!!!! اقایان اسد الله حیدری نماینده دانشگاهیان ، سعیدی نماینده معلمان ، خانم باقری نماینده ؟؟؟؟؟؟؟ ، استاد بطحائی نماینده هنرمندان ، نیروزی نماینده کشاورزان ، مرادنژاد نماینده ؟؟؟؟؟؟؟؟ و محسنی نماینده ؟؟؟؟؟؟؟ و رضائی نماینده نظرکهریزی و جوادی نماینده جانبازان و...  انتخاب شده بودند ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ و بازهم بی نظمی در کار بود و انچه معلوم بود گزینش شده بود تا افرادی باشند که صرفا اقای فرماندار را تملق گویند و تعریف کنند و لاغیر ؟؟؟؟؟؟

تبصره : غیبت اقای بخشدار بیشتر از حضور برخی ها به چشم می امد ؟! ایا اقای بخشدار جائی برای نشستن پیدا نکرد ؟؟؟!!!!!!!!!!!!

ششم : در کل صحبتهای استاندار تنها یک جمله مورد توجه بنده قرار گرفت و مابقی تکرار مکررات بود و وعده های تکراری قبلی !!!!! و خوشحال شدیم که اقای استاندار موکدا تاکید نمودند که برخلاف اقای فرماندار که وبلاگ نویسان را بیشعور و بیسواد و بیکار می دانند با فضای مجازی رابطه مفیدی دارند و اطلاعات خود مربوط به هشترود را از فضای مجازی نیز می گیرند و باز هم خوشحال شدم که مطالب فضای مجازی در تصمیم اقای استاندار برای معرفی یکی از اعضای ستاد دکتر روحانی برای معاونت فرمانداری استقبال نموده اند !

مهمترین و تنها جمله ای که اقای استاندار فرمودند و بدرد هشترود و مردمش می خورد همین بود که ای مردم من حرفهایتان از طریق فضای مجازی را می شنوم و اطلاع دارم و هرچه وبلاگها و سایتها می نویسند می خوانم لذا اهمیت فضای مجازی بیشتر از پیش نمود می یابد و می توانیم از طریق همین فضای مجازی حرفهایمان را بگوش اقای استاندار برسانیم !!!

مسئله این است  که برخلاف تصور اقای فرماندار عزیز این وبلاگ نویسها نیستند که بیسواد هستند بلکه اگر اقای فرماندار نگاهی به لیست وبلاگ نویسان می انداخت متوجه میشد که منصور بخشنده کسی است که در سالهای اخیر اولین باشگاه ورزشی بیلیارد را با هزینه شخصی راه اندازی نمود اولین کسی است که مبادرت به ایجاد فروشگاه موبایل نموده است و با داشتن مدرک فوق لیسانس گردشگری و ایرانگردی یکی از نخبه های هشترود در بحث توریسم است و مهمتر اینکه بخشنده ها مثل برخی ها دارائی خود را در تبریز سرمایه گذاری نکرده است و هرچه سرمایه اش دارد در هشترود سرمایه گذاری نموده و حتما دلسوزتر از کسانی است که ثروت این منطقه را در تبریز و سهند برجهای چند طبقه میسازند

من نمیدانم چه کسی به اقای فرماندار مشاوره داده که مثلا بنده بیسواد هستم ! اما اقای فرماندار اگر سواد را داشتن مدرک حساب می کنند که بله بنده بیسواد هستم و خیلی هم بیسواد هستم چون حتی مدرک پنجم ابتدائی هم ندارم !!!! اما اگر منظور از سواد اطلاعات و فهم و درک مسائل باشد محض اطلاع ایشان عرض می کنم که بنده 15سال در عرصه صنعت و تولید و امور بانکی تبحر دارم و مدت 5سال در عرصه فضای مجازی و اینترنت سابقه دارم و مدعی هستم جز نفراتی هستم که در بحث امورات صنعتی و بانکی و مشاوره صنعتی و اینترنت جز انگشت شمار صاحبنظران می باشم (در این حوزه ها اماده مناظره با تمامی مشاوران اقای فرماندار یک جا هستم ) و سه دوره مهم مدیریت بحران ،حسابداری پیشرفته و کامیپوتر را طی نموده و مدرک خبرنگاری و روزنامه نگاری از موسات غیر انتفاعی می باشم حالا لیسانس ندارم ! به نظر فرماندار بیسواد بیایم مشکلی است که اقای فرماندار دارند لذا گوشه ای از مقاله سواد سیاه و سفید ( همه ما باسواد هستیم یا توهم سواد داریم اقا شعبانعلی از سایت عصر ایران ) را نقل می کنم تا اقای فرماندار هم در خصوص سواد سیاه و سفید مطالعه یا فرمایند 

((این شکل از بی سوادی را شاید بتوان "بی سوادی سفید" نامید. چرا که در نگاه اول، مشاهده نمی‌شود و این نوع بی سوادی به کسی فشار نمی‌آورد. این بی سوادی به سادگی قابل سنجش نیست و در آمارها ثبت نمی‌شود. این نوع بی سوادی، وقتی با انواع مدارک رنگارنگ دانشگاهی، تایید و تقویت شود، «ندانستن مرکب» را باعث می‌شود. حالا فرد به ابزارهایی جدید برای "تقویت بی سوادی" خود و دفاع از باورهای نادرست خود مجهز گشته است. بی سوادی سفید درد امروز جامعه‌ی ما و بسیاری از جوامع دیگر است. چنین است که یونسکو نیز، به آرامی، هر سال دغدغه‌ای جدید را به عنوان این روز می‌افزاید و امسال، «روز جهانی سواد و توسعه پایدار» را شعار خود قرار داده است. همه فهمیده‌ایم که سواد، معنای سابق خود را از دست داده است. اما هر یک به نوعی، چنان در دام بیسوادی‌های سفید گرفتار شده‌ایم، که ترجیح می‌دهیم، از کنار این شکل جدید از بیسوادی، آرام و بیصدا عبور کنیم و تهدید‌های انکارناپذیر آن، مسکوت و مغفول باقی بماند. به نظر می‌رسد، امروز، نیاز ما، «سواد خواندن و نوشتن» نیست بلکه نوع دیگری از سواد است. سوادی که به ما آموزش، پرورش، سواد ارتباط، سواد انتقاد، سواد تحلیل، سواد رسانه، سواد استراتژی، سواد مالی، سواد عاطفی و ده‌ها سواد دیگر را بیاموزد. شاید بتوان برای همه‌ی اینها یک عنوان واحد انتخاب کرد: "سواد زندگی". ))

هفتم : سند تدبیر و توسعه بیشتر از انکه سند تدبیر و توسعه باشد گویا یک برنامه و تفاهم نامه مانند بوده و معلوم نبود کدام کار کارشناسی روی ان انجام شده بود نمونه : احداث گاوداری 2000راسی صنعتی ؟!

7-1 انچه که معلوم است هشترود یک شهرستان دامدار محور است ! اما سند توسعه یک شهرستان اصولا نباید به بحثهای جزئی مانند ایجاد فلان کارخانه و یا گاوداری بپردازد و مشخص است که مشاوران فرماندار محترم در این مورد بدلیل عدم تخصص و ضعفی که بارها انتقاد کرده ایم ناشی بوده اند و تیم مربوطه به جای پرداختن به امور زیر بنائی به امورات سطحی نگریسته است !

اساسا در سند توسعه مثلا : به جای اینکه بنویسند یک گاوداری برای هشترود مورد نیاز است می نویسند : با توجه به اینکه منطقه دامدار بوده و زمینه توسعه دامداری و بهره وری بهتر موجود و پتانسیل این امر در بخش مرتع و تولید علوفه نسبتا ارزان و زمین وسیع و نسبتا ارزان مهیاست و تاریخچه این شهرستان هم نشان از ان دارد که پیشینیه ای همسو با این امر دارد لذا لزوم توسعه و بهره وری بهتر از این زمینه برای توسعه هشترود بدیهی میرسد در این راستا طبق نظر کارشناسان و صاحب نظران مقرر گردید :

الف : تمامی واحدهای گاوداری شهرستان در قالب یک بانک اطلاعاتی جمع اوری شده و مشکلات و یا رئوس فعالیت ها و برنامه های انان اخذ شود

ب: نظر به اینکه گاوداری سنتی محکوم به شکست است ! لزوم صنعتی نمودن این صنعت شدیدا مورد اضطرار است ! لذا در راستای جلوگیری از نابودی دامداریهای سنتی و توسعه انها کارگروه توسعه شهرستان مقرر می نماید

ب-1 : در طی یک فرایند سه ساله از طریق تسهیلات ارزان واحدهایی که توانائی توسعه و تجهیز واحد را دارند شناسائی و مورد حمایت قرار گیرند !!!!!!!!

ب-2: نظر به اینکه گاوداری سنتی نیز در زمینه اشتغال زائی و پیشگیری از مهاجرت روستائیان نقش ارزنده ای دارد لذا مقرر گردید تا پایان سال 94 به واحدهایی که امکان توسعه و تجهیز بصورت صنعتی را ندارند تمهیداتی ارائه شود تا حداقل استاندارهای لازمه را اعمال نمایند !!!

ب-3: برای بهره وری بهتر بایست صنایع پائین دستی دامداری سنتی و صنعتی مانند بسته بندی گوشت ، بسته بندی شیر ، تولید لبنیات ، چرم ، واحدهای تولید کنسانتره دامی و ..... در طی سه سال متناسب با نیاز منطقه را ایجاد نمود که این مهم از طریق ارائه اطلاعات کافی از سوی دبیر ستاد و دفتر ستاد سند توسعه و فرمانداری و جهاد کشاورزی و دامپزشکی و..... صورت تا از طریق جلب سرمایه گذار بخش خصوصی اقدام شود..... و البته اینها را مثال عرض کردم  و یک سند توسعه کلی تر و کلان نگرتر از این حرفها باید باشد !!!!!!!!!!!!

اما قطعا اینکه در سند تدوین یکهو می نویسند برای هشترود یک گاوداری 2000راسی صنعتی ایجاد شود دارای اشکالات فراوان است مثلا :

1-این امر باعث ورشگستکی و نابودی تدریجی گاوداریهای سنتی و بخصوص دامداریهای روستائی شده و مهاجرت را در پی خواهد داشت

2- با احتساب قیمت هر راس گاو معمولی در حدود 70میلیون ریال 2000رای گاو رقمی در حدود 140000میلیون ریال یعنی 14میلیارد تومان فقط برای خرید دام معمولی نه هلندی و .... نیازمند است و برای احداث یک گاوداری مجهز صنعتی حداقل رقمی بالغ بر 6میلیارد تومان مورد نیاز است ( زمین تجهیزات سالنها شیردوشی و .... ) و این رقم یعنی 20میلیارد تومان ! از طرفی با توجه به نبود صنایع پائین دستی سوال اینجاست که اصلا ایا این طرح در هشترود توجیه دارد ؟ کدام سرمایه گذار حاضر است رقمی بالغ بر 20میلیارد تومان در کشور ایران که گوشت را وارد می کند در صنعت گوشت و گاو هزینه نمایند !؟

سوال اصلی این است که ایا نمی توان با همین 20 میلیارد تومان و کمتر از طریق تسهیلات بانکی هم اشتغال موجود را حفظ نمود و هم بر توسعه و بهره وری بهتر صنعت دام افزود و هم اشتغالزائی را افزایش داد ؟

برمیگردیم به بحث جلسه و حالا سوالات بی پایان بنده و انشالله کسی که باشد و جواب بدهد

1-چه کسی مسئول انتخاب افراد برای صحبت کردن و بیان مشکلات بود ؟

2-چه کسی گفته اقای حیدری اصولگرای تندروئی که همین چند روز پیش علیه دکترروحانی و دولت تدبیر و امید جبهه گیری نموده و حملات سختی را متوجه دکتر روحانی نموده بود حال می تواند مشاور صدیقی برای نماینده این دولت در هشترود باشد؟ ایا یک دانشگاهی طرفدار دولت تدبیر و امید نبود تا اقای حیدری زیرکانه در بین صحبتهایش اساس تدبیر و امید را زیر سوال نبرد ؟!!!!!!

3-اقای مرادنژاد می خواست چه بگوید ؟ از طرف چه کسانی صحبت میکرد ؟ اقای فرماندار خدا وکیلی جز این بود که صرفا برای تعریف و تمجید از شما بهش وقت داده بودید ؟

4-چطور شد نماینده کشاورزان منطقه در حالیکه منطقه کشاورزی و مشکلات کشاورزان روز افزون است و نیاز به بررسی مشکلات کشاورزان بدلیل ساختار کشاورزی بودن منطقه جهت جلوگیری از مهاجرت در اولویت بود نماینده کشاورزان بیچاره و بدبخت که از سرما اسیب دیده اند از خشکسالی اسیب دیده اند از عدم تمدید وام اسیب دیده اند از بیمه محصولات اسیب دیده اند یک دقیقه هم فرصت نمی یابد حرف بزند ؟ ولی اقای مراد نژاد که معلوم نبود چی می گفت و نماینده کدام گروه بود کلی شعر و غزل می خواند ؟!!!!!!!!!!!!!!!!

این چه تدبیری است که اقای فرماندار شما در بحث امورات سیاسی خود پیش گرفته اید ؟ والله بالله تالله این راه که می روید شما را از اهداف دولت تدبیر و امید و مردم دور میسازد ؟ اقای فرماندار مشکلات کشاورزی امروز اهم مشکلات منطقه است حال چه لزومی دارد مراد نژاد که هیچ سمتی و منصبی ندارد سخنرانی کند ولی نماینده کشاورزان منطقه یک دقیقه فرصت نکند درهای کشاورزان را به اطلاع استاندار برساند ؟!!!!!!!!!!!

5-چطور است برای مسجد قدیمی و تاریخی لامشان (و می تواند یک محل توریستی و گردشگری باشد ) که با مشکل مواجه است و این بنای تاریخی در معرض اسیب جدی قرار دارد یک فرصت یک دقیقه ای برای بیان مشکلات داده نمی شود !!!!!!!!!!!!! ولی مرادنژادی که هیچ چیزی برای عرضه جز تملق و تبلیغ شما نداشت صحبت می نمایند ؟

6-چطور است از طرف بانوان یک نفر نبود صحبت کند ؟ یک خانمی برای بیان دردهای جامعه بانوان هشترود در جلسه حاضر نمی شود !!! اما مراد نژاد کلی شعر و غزل می خواند ؟

جای تاسف دارد ؟ واقعا من حیرت می کنم تعجب می کنم مردی که اینقدر در امور سرمایه گذاری مدبر است در بحث سیاسی اینقدر ضعیف و ناپخته عمل نماید ؟

اقای فرماندار به والله گاه به شک می افتم که یا ان بحث اقتصاد و صنعت کار شما نیست و کار مدیران دیگر است !!!! و یا این امورات سیاسی کار شما نیست و دستپخت کسان دیگر است ؟ واقعا ما کدام را باور کنیم ؟!!!!!!!!!!!!!!!!

اما در خصوص سند تدبیر !!!! و توسعه هشترود چند سوال دارم

1-جایگاه ورزش و توسعه ورزش هشترود در این سند چگونه دیده شده است ؟

2-جایگاه زنان و بانوان در این سند توسعه چگونه دیده شده است ؟

3-جایگاه بخش تعاون در این سند توسعه چگونه دیده شده است ؟

4-جایگاه پژوهش و پژوهشگران چگونه دیده شده است ؟

5-جایگاه جوانان و اینده انان در سند ورزش چطور دیده شده است ؟

6-وضعیت اموزش و پرورش در این سند توسعه که چهار ساله تدوین شده در کجا و چطور دیده شده است ؟

7-جایگاه تشکل ها و انجمن ها و ان جی او های غیر دولتی چطور دیده شده است ؟

8- جایگاه رسانه و فضای مجازی و مطبوعات در این سند در کجا قرار دارد ؟

و سوالات دیگر که انشالله اقای فرماندار در نشستی با مطبوعات - اگر بگذارند - به انها پاسخ میدهند

و اما سخنرانان عزیز

مراد نژاد : که صرفا هدفشان این بود که به اقای استاندار بگویند که به شکر اندرش مزید نعمت ، و اقای فرماندار شکری است که حضورش مزید نعمت است

جوادی : که متاسفانه شفافیت لازم در خصوص بیان مشکلات را نداشتند و اقای استاندار هم اصلا متوجه مشکلات نشدند و هیچ حرفی هم در این خصوص نداشتند !

رضائی : که فقط بحث انتقادی را داشتند و چون گویا خوب مسائل را بررسی نکرده بودند ! لذا انچه بیان کرد به چشم نیامد ! و اقای استاندار هم با بحث بهداشت یک پاسخ کلی به ایشان داد و از مسائل چون خوب بیان نشده بودند گذر نمود !

بطحائی : تنها کسی بود که خوب میدانست چه می خواهد و برای چه سخن می گوید ( این دقیقا نشان دهنده ضعف مدیریت ان جلسه است یعنی اگر اقای فرماندار سایر سخنرانان را نیز همانند استاد بطحائی با تخصص در حوزه و اگاه به امور انتخاب میکرد نتیجه اش همانند سخنان اقای بطحائی مفید می شد ) و برای همین بود که ضمن بیان مشکلات هنر و هنرمندان بخوبی توانست موقعیت و شرایط را شرح دهد لذا اقای استاندار هم بخوبی حرفهای ایشان را متوجه شده و بلافاصله قول یک سالن اجتماعات را دادند - یعنی تنها کسی که اقای استاندار حرفش را متوجه شد و در مقابلش عکس العمل مفید نشان داد استاد بطحائی بودند -

محسنی : در سخنرانی خود اشتباه شدند اول اینکه شیخ اسمعیل هشترودی نماینده دو دوره مجلس شورای ملی از هشترود نبوده است و اصلا ساکن هشترود نبودند ! بلکه ایشان یکدوره در دوره دوم مجلس شورای ملی نماینده مردم اذربایجان بودند !بعدا اینکه می خواهم بدانم برگزاری همایشی برای بزرگداشت شیخ اسمعیل هشترودی چه سودی برای هشترود خواهد داشت ؟ در این وانفسای اقتصادی هزینه یک همایش برای شیخ اسمعیل هشترودی چندین ده میلیون تومان خواهد بود و سودش برای هشترود چه خواهد بود ؟

نه شیخ اسمعیل انقدر در تاریخ مشهور است که نامش بتواند برای هشترود مفید باشد و نه اساسا چنین همایشهایی برای مناطق محروم سودی داشته اند !!! ولزوما اینکه من بمصداق ان شعر معروف که می گوید :

در حیرت از مرام این مردم پست                           این طایفه ی زنده کش مرده پرست
تا هست به خاری بکشندش به جفا                        چون مُرد به عزت ببرندش سر دست

بنده متعجبم چرا اقای محسنی گیر داده به پرفسور هشترودی و شیخ اسمعیل هشترودی!!!  بازهم به مصداق ان شعر معروف که"  گیرم پدر تو بود فاضل از فضل پدر تو را چه حاصل " سوال می کنم تا کی ما باید نخبگان زنده خود را ارج نگذاریم و بدنبال همایش برای مرده ها باشیم ؟! درست است که پرفسور هشترودی افتخار هشترود بوده اند !!! اما ایا کسی در جائی از تاریخ دیده اند که این پرفسور عزیز یک ساعتی در هشترود زندگی کرده باشند ؟ ایا اگر ساکن هشترود بودند و احتمالا عضو ستاد تدبیر و امید دکتر روحانی بودند امروز اقای محسنی اصلا ایشان را قبول میکرد ؟

ما امروز در هشترود نخبه های زیادی داریم ! من در حیرتم که چرا برخی ها مدام از افتخارات قدیمی حرف میزنند و معاصر ها را فراموش می کنند ؟ چرا یک همایش برای بزرگداشت کهولی ، اقاجانپور ، برای بزرگداشت نوائی ، خسروی برای بزرگداشت استاد بطحائی ووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووو.... نگذاریم ؟!

اما اقای محسنی شعری از دکتر حسین قائمی را به اشتباه به نام پرفسور هشترودی قرائت نمودند که تنها یک بیت از ان شعر متعلق به پرفسور هشترودی است ! ایکاش این افراد که صرفا بدون داشتن کوچکترین اطلاعات و سواد کافی صرفا برای خود نمائی انتخاب می شوند حداقل بروند و از چند صاحب نظر ادبیات و .... بپرسند که اینگونه مایه ابروریزی نشوند و خوشحالم که اقای استاندار ادبیات نخوانده اند وگرنه در همانجا میزدند توی ذوق طرف که شعر دیگری را به اشتباه به نام دیگری نخوان !

البته اقای محسنی برای دلبری از اقای استاندار خواستند که با این شعر به اقای استاندار و فرماندار با تملقی شیرین بگویند که " خط مجانب بر آن، طره ی گیسوی توست "  ( اینجا )

خانم باقری :تجلیل ایشان از استاد بطحائی قابل تقدیر و تشکر است و هرچه از بطحائی سخن برانیم بازهم کم گفته ایم و حتما صدها جلسه این چنینی می خواهند تا گوشه ای از هنر و قدرت هنری و حق هنری ایشان بر هشترود بیان شود ! اما ایکاش در حضور خود استاد و در جائی که خودشان صحبت کرده بودند ! اینگونه مدیحه سرائی انجام نمیشد ! تا خدای ناکرده شبهه ایجاد نیمشد که اموزش داده اند تا اینطور بگوید (( در حالیکه من ایمان دارم خانم باقری بدون هماهنگی قبلی و با صدق دل و نیت پاک به این کار مبادرت نمود )) .

ایکاش خانم باقری به بیان مشکلات بانوان هشترود و کمبودهای اجتماعی و فرهنگی بانوان هشترود حرف میزدند تا حداقل در این صحنه صدای بانوان عفیفه و با ایمان و البته فرهیخته و باهوش هشترودی هم به بگوش اقای استاندار میرسید - البته بازهم بخاطر شعر زیبایشان و تجلیل از استاد از ایشان متشکرم

سعیدی : اقای سعیدی هم یکی از سخنرانانی بود که بخاطر اینکه فردی متخصص در امور و اگاه هست اقای استاندار حرفهای ایشان را متوجه شد و در برابر مشکلاتی که بیان نموده بودند پاسخ خوب و مقتضی را ارائه دادند و منشا یک کار خیر برای شهرک فرهنگیان هشترود بودند

عادل محمد حسین فرد : ای جاااااان !!!!!! مدیریت بر خاورمیانه !!! گویا مدیریت بر شورای شهر خیلی به مذاق داش عادل شیرین امده که هشترود را مدیریت نکرده و اباد نکرده به فکر مدیریت بر خاورمیانه افتاده است ! ای جااان ! بمیرم برات عادل جان !

من واقعا متاسفم که عضو شورای شهر بدون برنامه و بدون اماده کردن مطالبی مفید به جلسه مذکور امده بود و انطور حرف زد ! (( البته دوست عزیزم اقای مصطفی پور اماده بودند اما بدلیل اینکه مادر محترمه ایشان به ناگاه مریض شدند ناچار جلسه را ترک کردند و همین امر باعث این مشکل شد ، برای مادر این دوست عزیز اروزی سلامتی دارم ) و ایکاش اقای محمد حسین فرد هم حرف نمیزدند و ان بهتر از ان بود که وسط حرفهایش بگویند بس است بشین !!!!! 

بحث قیمت جهانی نفت و مدیریت بر خاورمیانه که توسط اقای محمد حسین فرد ایراد شد با کمال تاثر و تالم یک مضحکه کامل برای شهر بود ! واقعا مسخره بود که عضو شورای شهر از ارقامی صحبت کند که هیچ پستوانه علمی و عملی در پشت انها نهفته نیست ! واقعا زشت است که عضو شورای شهر بیاید و از سی و شش سال گذشته حرف بزند و مشکلات فعلی را رها کند ، اقا از کمبود اعتباراتتان می گفتی ، از کمبود بودجه ، از نبود قیر و اسفالت ، اخه تو رو چه به مدیریت خاورمیانه !!! یکی به این دوستمان حالی کند که دوره تبلیغات شوراها گذشته است و حتی دوسالی هم از دوره شورا سپری شده است !

من متاسفم که عضو شورای شهر نمیداند که در شهر هشترود 13 پزشک متخصص فعالیت می کند ! من متاسفم که ....... متاسفم و متاسفم و متاسفم ! چرا باید عضو شورای شهر انچنان ناپخته و بسبک احمدی نژادی دم از مدیریت جهانی و خاورمیانه انهم در جلسه دیدار مردم هشترود با استاندار حرف بزند ! که بگویند بشین بس است ؟!

حال عادل خان عزیز دورش هاله نور می دید یا نه و یا اینکه احساس میکرد صندلی ها و ادمهایش بهش میخکوب شده اند یا نه ! بنده بی اطلاع و بی تقصیرم ! ا

در پایان از بخشدار عزیز تقدیر و تشکر می کنم بخاطر لطفی که به بچه های اصلاح طلب و فعالین ستاد دکتر روحانی داشتند ! که مراتب را نیز به اطلاع اقای استاندار رساندیم

و از اقای استاندار هم که به شهر ما امده بودند تقدیر و تشکر می کنیم و امیدواریم که این سفر ها تکرار یابد و البته فضا طوری باشد که واقعا منتخبین مردم حرف بزنند و شو و نمایش برگزار نشود !

بعدا نوشت : بنده یادم رفته بود و دوستان یاد اوری نمودند که دو نکته را عرض کنم

اول اینکه در این بلبشوی مدیریت هرکی به هرکی متاسفانه به امام جمعه فرهیخته و اگاه هیچ فرصتی برای صحبت ندادند و همین امر باعث شد که ایشان با ادب و تانی و بدون هرگونه خداحافظی و ... جلسه را ترک کنند که در این موضوع دو نکته حائز اهمیت است

الف : اول اینکه خوب اقای مراد نژاد در همه جا خود را نماینده امام جمعه معرفی می کنند و در جلسه چند روز پیش در فرمانداری هم اعلام نمودند که من به جای امام جمعه می ایم و حرف میزنم

ب: دوم اینکه اقای فرماندار بهتر نبود به جای مراد نژاد و محسنی که فقط شعر و غزل برای شما می خواندند فرصتی میدادید تا امام جمعه که یکی از زبانهای گویای دردهای این منطقه هستند صحبت کنند

و اما نکته دوم : لازم به ذکر است که کل صحبتهای این جلسه ضبط شده نزد اینجانب محفوظ می باشد و حرفهای دوستان مستندا از روی ضبط پیاده شده است



تاريخ : هجدهم دی ۱۳۹۳ | 9:10 | نویسنده : پیام رنجبر موسوی
مطلب بعدی در مورد افرادی است که نظر خصوصی میدهند و کلی عذر تقصیر می خواهند و دست بوسی می ایند و بعد میان جمع خو دنمائی می کنند

این مطلب به دلیل حضور فرد مورد نظر در مغازه پدر خانم بنده و عذرخواهی و سفارش پدر خانمم که احترام زیادی برای ایشان قائل هستم فعلا منتشر نمی شود



تاريخ : پانزدهم دی ۱۳۹۳ | 11:2 | نویسنده : پیام رنجبر موسوی

بحث غیر بومی یک بحث استراتژیک نیست که عده ای همه کارشان را ول کرده و بسان قورباغه که در زمان بالا رفتن اب ابو عطا می خواند وقتی مطلب کم می اورند بر طبل ان می کوبند 

واقعیت این است که تنها باعث میشود

نیروهای غیر بومی حاضر در هشترود دلسرد میشوند که هرچقدر هم تلاش می کنند باز به چشم غریبه به انها نگریسته میشود

باید اذعان کنم داشتن مدیران موفق غیر بومی مانند مهندس اوشال در اداره راه و شهرسازی ، مهندس ناصری در اداره گاز ، مهندس پاشائی در میراث فرهنگی ، برزگر در ارشاد اسلامی ، مهندس سلیمانی در اب و فاضلاب شهری ، سلیم پور در بخشداری مرکزی ، مستفید در فرمانداری ، محمودیان در معاونت فرمانداری ، قاسم زاده در محیط زیست  ، حسین زاده در دانشگاه ازاد واقعا اروزی هر شهری است که داشته باشند

طبیعی است که در امر مدیریت انچه که برای مدیر مهم است موفقیت زیر مجموعه خودش است هر مدیری برای اینکه رشد یابد و بتواند به مقامات بالاتر برسد تمامی تلاش خود را معطوف به این خواهد نمود که موفق شود حال میخواهد بومی باشد یا غیر بومی!

سالهای قبل اداره راه و شهرسازی مدیران بومی داشت ! اما ایا اینقدر که اوشال غیر بومی برای بهسازی و زیر ساخت راههای روستائی و شهری و ملی هشترود زحمت کشیده کار کرده بود ؟ اوشال امروز در سهند اباد غوغا کرده است منطقه ای که نه ماه در سال بخاطر برف و راههای نامناسب یا بچه هایشان در پشت واگن تراکتور به دنیا می امدند و یا زنانشان در موقع زایمان بدلیل نرسیدن به بیمارستان در راه جان می سپردند ، امروز با انگ غیر بومی ها خوب نیستند سبب رنجش خاطر این مدیرتوانمند میشوند و این کارخیانت است هم به شهر ! هم به نظام ! هم به مردم !

امروز وجود مهندس ناصری در اداره گاز که در طول دو سال توانسته به بیش از صد روستای دور افتاده در این شهرستان گازرسانی کند نعمتی است که باید قدرش را بدانیم چراکه شکر نعمت نعمتت افزون کند ! ناصری جوان با انگیزه و کارشناسی متخصص و انسانی متواضع میانه ای امروز اداره گاز هشترود را در بین شهرهای دیگر استان تبدیل به اداره نمونه و خدمتگذاری الگو نموده است ! حیف است انهایی که مقاصدی در تفکرات متحجری خود می کشند برای خوش امد و تملق گفتن به یک نفر، مدیران غیر بومی مثل ناصری را زیر سوال ببرند !

امروز دکتر افخمی در شبکه بهداشت و درمان هشترود توانسته بیمارستان را مدیریت کند و اتفاقا برای بیمارستان که رئیس ان یک غیر بومی دیگر بنام دکتر اعتمادی است که هر دو توانسته اند سامانی به بیمارستان بدهند ، تجهیز بیمارستان به بخشهای تخصصی ، جذب پزشکان متخصص ، تاسیس خانه های بهداشت در روستاهای شهرستان ، ترمیم بیمارستان در حال تخریب و... از تلاشهای این غیر بومی است ! بیمارستان یکزمانی در دستان مدیری بومی بود به کجا رسید؟!!! 4میلیارد هزینه ساختش بود و 4 میلیارد برای ترمیمش پول لازم بود ، فراموش نکرده ایم که در زمان مدیر بومی بیمارستان زن زائو موقع عمل زایمان فوت نمود ، فراموش نکرده ایم که اورژانسمان چطور بود ، نوبت بیمارستان چطور بود ! واقعا ننگ است ، خیانت است اینهمه خدمت را ببینیم و بازهم بر علیه غیر بومی ها بنویسیم ! مگر غیر بومی خطا نموده به شهر ما خدمت نموده و یا خدمت می نماید !

امروز دکتر حسین زاده در دانشگاه ازاد با مدیریت صحیح خود ، اختلافات را حل نموده بدهی های دانشگاه را حل نموده رشته های ارشد را وارد پروسه نموده است ! فراموش کرده ایم که زمانی که بومی مدیر دانشگاه بود چه شد ؟ ماجرای برنج چه شد ؟ و هزار ماجرای دیگر !

من قصدم این نیست مدیریت بومی ها را زیر سوال ببرم امروز بیش از 70درصد روسای ادارات بومی است ! و اتفاقا 90درصدشان هم مدیران موفق و شایسته هستند چون با رعایت اصل تخصص محوری انتخاب شده اند مثلا

امروز مهندس کریمی بعنوان یک بومی توانمند و متخصص توانسته ثبات و عدالت را در جهاد کشاورزی حاکم نماید ، مهندس کریمی توانسته با مدیریت صحیح بحث دعوای کود که سالها کشاورزان را رنج میداد مدیریت نماید ،

یا در دانشگاه پیام نور امامقلی زاده موفق بوده ، دانشگاه را توسعه داده تا جائی که دانشگاه پیام نور هشترود جز واحدهای نمونه در استان شده است

در اداره برق مهندس معتمدی ، در بهزیستی کریمی ، در ورزش و جوانان مجیدی ، در بنیاد مسکن ببینید این مهرانی فر عزیز چه غوغاها که کرده است چه عملکرد زیبایی که داشته است ! مهرانی فر در روستاها چنان ساخت و سازی براه انداخته که در سالهای گذشته نظیرش دیده نشده است ، امروز تامین اجتماعی به برکت وجود سلیمانی عزیز محلی امن و تکیه گاه نیازمندان و دارندگان تامین اجتماعی است ، فراموش نکنید وظیفه مدیران تنها رسیدگی به وضعیت شهر نیست روستائیان عزیز هم در حیطه خدمات این دوستان قرار دارند و الحق که در بحث روستاها اغلب مدیران چه بومی و چه غیر بومی موفق و توانمند و عالی عمل کرده اند

[[[ توضیح بعدی : یکی از غالب مدیران موفق و شجاع و مدیر بومی جناب اقای قهرمانپور ریاست محترم اداره صنعت و معدن و تجارت شهرستان هشترود که علاوه بر این خصایص به پاکی ، تواضع ، فروتنی و افتادگی نیز اراسته می باشند و یکی از الگوترین مدیران بومی شایسته می باشند و فراموش کرده بودم ]]]

بی تردید از هر دو طرف کسانی را داریم که در کارهایشان ضعیف بوده اند نه اینکه عمدا در امورات سستی نموده اند نخیر بیشتر از ان جنبه ضعیف بوده اند چون بصورت تخصص محور انتخاب نشده اند ، چون بصورت رابطه ای امده اند 

مثال مدیر بومی نا موفق : تعاون روستائی در بحث حمایت از کشاورزان ضعیف بوده است کشاورزان خسارت دیده امسال خیلی زیاد رنج بردند و تعاون روستائی بعنوان رکن اصلی حمایتی تنها تبدیل به بنگاه ثروت اندوزی شده است دیدگاه سودجویانه مدیریت حاکم بر ان باعث شده که تعاون روستائی بیشتر واسطه خرید و فروش باشد تا نهادی حمایتی ! بومی های ضعیف هم داریم

و مثال غیر بومی ناموفق ! در منابع طبیعی متاسفانه مدیریتش در بحث مراتع و حفظ مراتع ضعیف عمل نموده است و مع الاسف انقدر ضعیف بوده است که مراتع را برخی روستائیان به اجاره میدهند و متاسفانه خبرهای ناخوشایندی از این اجاره دادن ها بگوش میرسد

من زیاد وارد بحث نقد برخی مسئولین غیر بومی و بومی ضعیف نمی شوم و تنها به این دو مثال که یکی از مدیران بومی و یک مدیر غیر بومی را نقد نمودم کافی میدانم

پس غیر بومی یا بومی در اصل مدیریت مهم نیست در اصل مدیریت شجاعت مدیر ، مدبر بودن مدیر ، تخصص محوری مدیر ، تجربه مدیر مهم است

همین اقای مستفید فرماندار غیر بومی شهر هشترود ، که بنده هم به برخی عمکلردشان بخصوص در حوزه امورات سیاسی نقد های اساسی کرده بودم و در جلسه اخیرا هم صراحتا رو در روی ایشان هم عرض کردم همان نقدهایی که داشتم  ، ولی از انصاف نباید بگذریم همین اقای مستفید در بحث اقتصاد و صنعتی شدن هشترود بصورت بسیار عالی و توانمند و شایسته عمل نموده است ، قرار نیست چون در یک حوزه به ایشان نقد داشته و یا دارم کل فعالیت و زحمات ایشان را نایده بگیرم که اساس نقد منصفانه دیدن معایب و محاسن یک فرد با هم است ، مستفید در امر اقتصادی و صنعتی واقعا فراتر از وظیفه خود عمل نموده است شتاب توسعه صنعتی هشترود بخاطر همین توانمندی مستفید در این حوزه است ، بحث هماهنگی با نماینده و پرهیز از اختلاف با نماینده شهرستان یکی دیگر از اموراتی است که مستفید با تدبیر و درایت پیش برده است و این نشان میدهد که فردی مدیر است و میداند که از اختلاف ابی گرم نمیشود

دوستانی که مرتب بر طبل بومی و غیر بومی می کوبند باید این نکته را بیاد داشته باشند که نه لزوما همه بومی ها خیلی موفقند و نه حتما همه غیربومی ها ضعیف ! لذا در مطالبی که در مورد غیر بومی و بومی می نویسند شرط انصاف و عدل را رعایت کنند

من بیشتر از انکه بخواهم در اصل مدیریت بر بحثی فرعی مثل بومی گرائی بکویم [هرچند اولویت را با بومی ها میدانم در شرایطی که عرض خواهم نمود ] بیشتر بر طبل تخصص محوری مدیران مانور میدهم مدیر بومی با غیر بومی در درجه اول بابد تخصص محور باشد که اگر تخصص محور باشد می تواند مثل اوشال و ناصری غیر بومی یا مثل کریمی و معتمدی و امامقلی زاده بومی موفق باشند  !

من اولویت دیگرم در مدیریت شجاعت مدیر است نه بومی یا غیر بومی بودن مدیر ! شجاعت بعنوان یک اصل مدیریتی باید در انتخاب مدیران در اولویت قرار گیرد چرا که مثلا همین مهندس اوشال غیر بومی عزیز با شجاعت تصمیم گرفت هزینه نماید چون تخصص محور بود از بدهی اداره نترسید میدانست وقتی بدهی در مقابل خدمت درست برجای بماند هم مسئولین درکش خواهند نمود هم مسئولین ! کما اینکه مهندس اوشال توانست بدهی 800میلیونی را به 150میلیون کاهش دهد چرا که مسئولین استانی و کشوری هم وقتی تلاشش را دیدند به هر نحوی اعتباراتش را تامین نمودند ! بدهی اداره وقتی در مقابل خدمات شایسته باشد مورد تقدیر است ! اما وقتی نهادی مثل شهرداری با مدیر بومی بدهی دو میلیاردی به جای میگذارد بی انکه خیابانی جدید احداث شود میدانی جدید زده شود اسفالتی نو براه بیافتد و غیره ، دیگر نشانه شجاعت نیست بلکه نشانه ضعف و بی تدبیری مدیر می شود !

اولویت بعدی در مدیریت چه بومی و چه غیر بومی تجربه مفید در همان شاخه می باشد ، امروز پاشائی غیر بومی در راس میراث فرهنگی قرار گرفته است بدلیل تجارب ارزشمندش توانسته صنایع دستی هشترود را زنده نماید و در این مسیر تلاش می کند در حالیکه قبل از ایشان ارسلان اکبری بومی و دوست عزیز بنده بدلیل عدم تجربه نتوانسته بود چندان موفق عمل نماید ! پس بحث تجربه خیلی مفید است ! مثلا انتخاب یک ماما برای مشاور امور بانوان یک انتخاب غلط است چه بومی باشد چه غیر بومی غلط است ! چرا که یک ماما تخصص و تجربه اش در زایمان است و امور مشاوران بانوان امری فراتر از یک زایش بچه است ! در مقابل وقتی یک مخترع جوان به عنوان مشاور پژوهشی فرماندار انتخاب میشود می تواند بخاطر تجربه عینی خود چنان موفق عمل نماید که هشترود در مسابقات فن اوری رتبه سوم را کسب کند و یا اولین همایش فناوری در هشترود برگزار شود ! هر دوی این دوستان بومی هستند ولی چون این تجربه دارد موفق است و ان یکی بی تجربه ناموفق !

و اولویت دیگر مدبر بودن است تدبیر داشتن یک مدیر چه بومی و چه غیر بومی است ! سلیم پور بخشدار مرکزی فردی است که غیر بومی است اما چون مدیر و مدبر است توانسته است در بخش مرکزی در روستاها یک کارهائی بکند که امروز همه لب به تحسینش باز کنند !

یک مدیر مدبر و با تدبیر هرگز نمی اید افکار سیاسی خود را در امورات خدمتی دخیل نماید ! یک مدیر مدبر و با تدبیر هرگز نمی اید در امر مدیریت نظریان شخصی خود را اعمال کند و نونه عینی یک مدیر غیر بومی مدبر و با تدبیر سلیم پور عزیز است که علیرغم اصلاح طلب بودنش ، هرگز با نماینده اصولگرا در بحث خدمات رسانی به مردم زاویه پیدا نکرده است شاید در بحث سیاسی وقتی با هم باشند بهمدیگر نقدهایی داشته باشند ولی چون تدبیر دارد نمی اید این بحث را وارد خدمات نماید و بگوید من اصلاح طلبم اگر به روستاها خدمت رسانی کنم می گویند شیری اصولگرا کرده ! پس بگذار برای اینکه شیری اصولگراست من به مردم خدمت نکنم تا فلان شود و بهمان ! این یعنی تدبیر ، مدیری که تدبیر دارد در خدمت مردم است و برای خدمت به مردم سلیقه شخصی خود را وارد بازی سیاسی نمی کند

در اینجا از تمامی غیر بومی های عزیز که در بحث های سلیقه ای برخی دوستان مورد رنجش قرار گرفته اند صمیمانه بعنوان یک شهروند هشترودی عذرخواهی می کنم چرا که هشترودیان مردمانی میهمان نواز هستند و به میهمانان خود اساعه ادب نمی کنند و از همه دوستان بعنوان یک شهروند می خواهم که به مصداق همه جای ایران سرای من است همچنان توانمند ، شجاعانه ، با درایت به کار خود ادامه دهند که هیچ کاری برتر از خدمت به خلق خدا نیست

از مسئولان ارشد شهرستانی نماینده محترم و فرماندار معزز نیز درخواست دارم در بحث انتخاب مدیران ابتدا تخصص محوری ، شجاعت و تجربه را مد نظر قرار دهند و سپس اگر یک غیر بومی و یک بومی در شرایط یکسانی قرار گرفتند به حق اب و گلی که فرد بومی دارد وی را بعنوان مدیر انتخاب نمایند

و در پایان فراموش نکنیم که اگر امروز سلیم پور و اوشال و ناصری و افخمی و حسین زاده در شهر ما مدیر غیر بومی نام میگیرند در انصورت امثال پاشائی ، زندیه ، یعقوبی ، اسدی ، بلالزاده و ..... و ..... و ... و غیره هم در شهرهای دیگر غیر بومی هستند .

این قانون مدیریت است که این چرخش و گردش ادامه خواهد داشت تا زمانیکه  در کشور ما احزاب جایگزین شوند و مدیران را در دامن خود پرورش دهند و از داخل احزاب مدیران انتخاب شوند کوبیدن بر طبل بومی و غیر بومی جز اب در هاون کوبیدن و توهین به میهمانان و هموطنان و بی انگیزه نمودن مدیران هیچ ثمری نخواهد داشت


 

بعدا نوشت : زمانیکه ابو موسی اشعری و عمروعاص رفتند تا حکمیت را برگزار نمایند ، عمروعاص ابو موسی را فریفت و گفت هر دو را خلع کنیم تا امت اسلامی راحت باشند ! ابوموسی فریب خورد و علی ع را عزل نمود ، عمروعاص گفت منهم علی ع را خلع و معاویه را خلیفه قرار میدهم ! ابوموسی در ان لحظه به عمروعاص گفت : تو شیطان مکار و دروغگوئی هستی ! عمروعاص خندید و گفت : تو هم مانند خری هستی که پالانی از کتاب بر دوشت است !

حالا ابوموسی اشعری های هشترود در پی این مطلب بنده فرموده اند که دیدید پیام را ترساندیم ! از ترس شورای تامین این مطلب را نوشته است ! خدمت ابوموسی اشعری های هشترود  عرض می کنم که ،

 اخر حداقل بروید وظایف شورای تامین را بخوانید تا بفهمید که اگر در فضای مجازی تخلفی روی دهد :

اولا کارگروه تعیین مصادیق محتوای محرمانه رسیدگی می کند

دوما دادگستری در صورت داشتن شاکی خصوصی

سوما وزارت اطلاعات در صورتی که بر علیه امنیت ملی باشد

چهارما دادستان در صورتیکه باعث خدشه دار شدن عفت عمومی شده باشد

حداقل از فرماندار و یا بخشدار محترم که در این مورد اطلاعات کافی دارند سوال میکردید تا دچار خبط نشوید ! اقای فرماندار بعنوان رئیس شورای تامین کاملا با وظایف این شورا اشناست بروید از ایشان بپرسید توضیح خواهند داد  که وظیفه شورای تامین چیز دیگری است ! 

اقایان چرا نمی فهمید که اگر سایتی یا وبلاگی حاوی مطلبی خلاف قانون و یا هتک حرمت و توهین دار باشد از سوی کارگروه تعیین مصادیق محتوای محرمانه  فیلتر میشود نمونه می خواهید بفرمائید 

14955074663423913137.jpg

 

 

[ این وبلاگ بخاطر یکی از موارد زیر مسدود شده است - دستور مقام قضائی - تخلف از قوانین استفاده از سایت - انتشار محتوای غیر اخلاقی و... بر اساس قوانین کشور - نمونه ای از سر برگ وبلاگ مسدود شده ، پس اگر وبلاگی مطالبی خلاف قانون بنویسد مسدود میشود و الحمدالله وبلاگ بنده مسدود نشده  پس خلاف قانون ننوشته ام و چون خلاف قانون ننوشته ام پس ترس برای چه ؟ ]

اخه ادیسون ، انیشتین ، مارکوپلو ، پیکاسو ، داستایوسکی ، مارلون براندو ، براد پیت  ، مگر پیام بر علیه نظام مطلب نوشته است ؟ مگر پیام بر علیه عفت عمومی مطلب نوشته است ؟ اخر کمی هم بفهمید ! چقدر ما از نفهمی شما ها عذاب بکشیم ! بعد هم می ایند نظر خصوصی می گذارند که اقا من اشتباه کردم منو ببخشید اخر من خجالت می کشم نظر خصوصی را منتشر کنم ! خجالت بکشید بس است !

بعدا نوشت دو :  عده ای بعد از جلسه دیروز سعی دارند از زبان فرماندار محترم حرفهایی را نقل قول کنند بنده صراحتا اعلام میدارم که دیروز اقای فرماندار به هیچ وجه از کلماتی مثل شارلاتان و ... استفاده ننمودند و تنها در مورد حرامتان باد که من نوشته بودم گفت که این توهین است بنده هم جواب دادم اقای فرماندار مطلب را کامل بخوانید توهین نیست و در پایان هم اقای فرماندار و بخشدار عزیز بگرمی با ما برخورد نموده و خیلی هم مودبانه از هم جدا شدیم 

ناراحتی فرماندار محترم از بحث غیر بومی بود ! که حق هم داشت چرا چون همانطور که نوشته ام بالاخره مدیران غیر بومی هم زحمت می کشند و اینطور نیست که هرکسی از جاش بلند بشه و مدیر غیر بومی موفق را به بهانه غیر بومی بودن مورد انتقاد قرار دهد ! در بالا توضیح دادم که ملاک مدیریت بومی یا غیر بومی نیست بلکه شجاعت و .... است 

در پایان بعدا نوشتها از فرماندار و بخشدار عزیز که فرصت فراهم نمودند تا حق به حقدار برسد کمال تشکر را دارم و از فرماندار محترم خصوصا بخاطر اینکه رسانه ها را تهدید نمی کنند و بعنوان رکن چهارم دموکراسی به انها احترام می گذارند تشکر می کنم و اگر هم رنجشی از بعض سایتها نه وبلاگها دارند بخاطر این است که مواضعشان با مواضع سیاسی فرماندار فرق می کند و سعی دارند اینطوری چهره اصلاح طلب فرماندار را خدشه دار سازند من دیروز هم به اقای فرماندار عرض کردم که اقای فرماندار هرجا که لازم باشد نقدتان خواهم نمود و هرجا هم لازم باشد حمایتت خواهم کرد نه نقدم به منزله دشمنی است ونه حمایتم به معنی سرسپردگی !

 این شعر را هم دیروز اقای بخشدار برایمان خواندند که من ضمن تشکر از ایشان انرا تقدیم میکنم به انهایی که فکر می کنند بنده ترسیده ام تا بدانند در کشور اسلامی ما برهبری مقام معظم رهبری و در سایه قانون اساسی تا وقتی که قانون را رعایت و خطوط قرمز نظام را رعایت کنی ازادی بیان حکمفرماست و هیچ ابوالبشری را برای نامه سرگشاده به زندان نمی فرستند ، و صراحتا می گویم که شما اب در اسیاب دشمنان این مرز و بوم می ریزید چرا همین شما ها هستید که با یک مطلب وبلاگی یا سایتی بر اشفته میشوید و صحبت از بگیر و ببند می کنید و سازمان ملل و دشمنان قسم خورده نظام هم با شنیدن این جور حرفها ، احمقانه فکر می کنند در ایران ازادی بیان نیست ! حقوق بشر رعایت نمی شود و لذا قطعنامه پشت قطعنامه صادر می کنند

در نظام ما ازادی بیان با رعایت قانون و خطوط قرمز وجود دارد و در همه جای دنیا اینگونه است [ در امریکا هم استودن را بخاطر عبور از خطوط قرمز تحت محاکمه قرار میدهند پس در همه جا یک چهارچوبی برای نوشتن است ] و بنده هم با کمال افتخار عرض می کنم که در پرتو قانون اساسی مترقی ایران اسلامی و رعایت قانون می نویسم و خواهم نوشت و افتخار می کنم که می نویسم چرا که وقتی می نویسم یعنی هستم و وقتی هستم یعنی فکر می کنم و وقتی فکر میکنم یعنی انسانم و انسانم ارزوست !

ما شقايق هاي باران خورده ايم

سيلي ناحق فراوان خورده ايم

ساقه احساسمان خشكيده است

زخم ها از تيغ و طوفان خورده ايم

تا چه بوده تاكنون تقصيرمان

تا چه باشد بعد از اين تقديرمان



تاريخ : هفتم دی ۱۳۹۳ | 14:34 | نویسنده : پیام رنجبر موسوی

جناب اقای دکتر جبارزاده استاندار محترم استان اذربایجانشرقی دامت برکاته

سلام علیکم

امیدوارم حالتان خوب باشد و سرمای اذربایجان اذیتتان نکند! اگر جویای حال و احوال اصلاح طلبان و زحمت کشان ستاد دکتر روحانی باشید ملالی نیست جز اینکه می ترسیم سرما بخورید ! برای همین است که زیاد مصدع اوقات شریفین نمی شویم !

جناب اقای استاندار ! واقعا سرما اینقدر سخت است که نمی توانید دستتان را از جیب بیرون بیاورید تا دست نیاز نیازمندانی که تنها نیازشان حمایت ازافکار دولت تدبیر و امید و کمک به تعالی و پیشرفت نظام جمهوری اسلامی می باشد ؟!

اقای استاندار واقعا سرمای اذربایجان اینقدر سرد است که حضرتعالی مجالی نیافته اید تا از بین نامه های یخ زده حامیان دکتر روحانی به درد و رنج شان پی ببرید ؟

اقای استاندار یعنی واقعا هوا اینقدر سرد است که باعث اختلال در شناسائی افراد ستاد روحانی و غیر روحانی شده است ؟

اقای استاندار واقعا استانداری تحت امر شما اینقدر بی در و پیکر است که هر ننه من قریبی از در وارد شود و بگوید زنده باز حسن کلید ! یا مچکریم روحانی ! فوری در اغوشش می کشند و برایش حکم می نویسند ؟

اقای استاندار واقعا استانداری شما اینقدر بی درو پیکر است که ........ ؟

اقای استاندار ، فرماندار محترم هشترود هم به تبع شما سخت رنجورو نالان است ! و سرما بدجوری اذیتش می کند !  می ترسیم سرما بخورد ! اگر پالتو پوستی چیزی دارید برایش بفرستید نکند سرمای هشترود یخ زده اش کند و شاید هم مسخ زده اش نموده است

واقعا دولت روحانی و مدیرانی میانی دولت روحانی اینقدر بی تدبیر و ناتوان هستند که نمیدانند قالیباف که بود ؟ تفکرات حامیان قالیباف چه بود ؟

جناب اقای استاندار ! واقعا شما استانداردولت روحانی هستید ؟ ایا واقعا شما مدیر اجرائی و نماینده دولت در استان هستید ؟

اقای استاندار این چه فرمانداری است که با وجود 80درصد طرفدار روحانی در هشترود که همگی کارشناس ارشد و کارشناس و صاحب نظر و مدیران توانمند هستند ، رئیس ستاد بانوان قالیباف را برای دهن کجی با اصلاح طلبان بر سرکار می گذارد ؟

اقای استاندار این چه فرمانداری است که یکبار نشده سراغی از احوال حامیان ستاد روحانی بگیرد ؟

این چه فرمانداری است که کل افتخاراتش له کردن امیدهای دولت تدبیر است ؟

امروز هشترود در رده اصلاح طلبان شاخص حامی روحانی افرادی توانمند چون مصطفی پور ( رئیس شورای شهر با چندین سال مدیریت دارد) یا مردانی چون حسن پور ، یعقوبی ، کریمی ، نحفی ، احدی و وووووووووووووو که هرکدام به تنهائی خود یک دریا تدبیر و امید هستند ! وجود دارد ، اما کسی نیست احوالی از انها بپرسد ؟ یا حتی به انها بگوید اقا اشتباه کردید حامی روحانی شدید باید می رفتید برای قالیباف ستاد می زدید تا ما اکنون به شما انچه شایسته شما هست بدهیم ! اما تا دلت بخواهد قالیبافیان را برای پستهای دیگر معرفی می کنند ؟

 

اقای استاندار ؛ فرماندار شما بیدار است ؟ مطمئن هستید که بیدار است ؟ چه سودی از له کردن امیدهای حامیان تدبیر و امید عاید ، استانداری معظمه شما میشود ؟ چه سودی از نا امیدی مردم از دولت تدبیر و امید در هشترود عاید استانداری فخیمه شما میشود ؟ نکند شما هم بعله ؟ یکی به نعل و یکی به میخ میزدید ؟

اقای استاندار ، این فرماندار ایا می داند که باید چه افکاری را حمایت کند و چه افکاری را از دولت دور نگه دارد ؟

این چه فرمانداری است که کل اختیاراتش را در اختیار سه نفر گذاشته است ؟

پس از سالها خوشحال بودیم که مردی با تجربه فرماندار شهرمان میشود ! اما ، ما اشتباه کردیم اقای استاندار

از طلا گشتن پشیمان گشته ایم  ! ول مون کنید بریم مس بشویم ! اینم نمیگذارید ؟

یعنی دیگر انتخابات ریاست جمهوری برگزار نخواهد شد ؟ یعنی دیگر روحانی به رای نیاز ندارد ؟ یعنی دیگر عمر دولت تدبیر و امید به پایان نخواهد رسید ؟ یعنی دیگر به مردم و ستادهای مردمی نیاز نخواهید داشت ؟ یعنی دیگر به حامیان تدبیر و امید نیازی نیست ؟

از کجا بگویم از کدامین درد از کدامین ارزوهای له شده از کدامین افکار قفل شده از تحجرهای مدرن ، از واپس های تکنو کرات ، از دلواپسان رنگ شده در خمره رنگرزی مجاهدان شنبه ای ؟ از کدامین ؟

اقای استاندار به کدامین گناه دارید تمامی هواداران دولت روحانی در هشترود را نا امید میسازید

به کدامین مجوز امید را لگد مال هوسرانی فرصت طلبان در سفره های پر زرق و برگ شیخان ساده لوح نهروانی می نمائید ؟

اگر تدبیر این است که زحمت کشان ستاد لگد مال هوسرانان فرصت طلب قالیباف شوند ، تدبیرتان پیشکش خودتان ، ارزانی خودتان ، تقدیم به خودتان ،

چه نامردم اگر دیگر تدبیر مرا  امید باشد

اگر امید این است که انقدر کی به کی باشد انقدر بی ضابطه و بی قاعده باشد که هر فرصت طلب مجاهد شنبه ای تدبیر را بازیچه امیال قدرت و هوس فرصت و تزویر افکار تکنو کراتهای گاز انبری نماید ،

                                              چه نامردم اگر دیگر  امید مرا تدبیر باشد

اقای استاندار ، شالتان را محکم دور گردنتان بپیچید و در سرا پرده استانداری فخیمه به بار بنشینید و دستان مبارکتان را برای بوسه فرصت طلبان متحجر رنگ شده در خم های رنگرزی دراز نمایید !

این فرماندار شما برای همه مادره، برای  اصلاح طلبان زن‌بابا.

فردائی هم هست ، ببینید سال 96 خیلی زودتر از انچه که شما فکر می کنید فرا خواهد رسید ! اقای استاندار خیلی زودتر از انچه که فکر می کنید دیر خواهد شد !

دیرزمانی نخواهد پائید که طبلهای دولت بهار کوس قدرت را دوباره بنوازند و دلواپسان سرناهای خود را از طرف گشاده بنوازند ! انروز خیلی زود خواهد رسید ،

فقط مانده ام که روحانی با داشتن استانداری مثل شما اقای جبارزاده  و فرمانداری مثل مستفید در هشترود ، با کدامین رو و حیا به مردم خواهد گفت به تدبیر و امید رای بدهید !

نه اقای استاندار انروز دیگر قفلی نخواهید یافت تا با کلید تدبیر و امید برای رای 80درصدی هشترود بازش کنید ! انروز روزی خواهد بود که جواب این 80درصد به روحانی ، دولت روحانی که شما استاندارشید و مستفید فرماندارش ! یاداوری اینروزها و نه ! نه ای به بزرگی همان نه ایی که به قبل از شماها و خیلی قبل از شما ها گفته اند خواهد بود !

انروز نه ملت را تحقیر کنید که نمی فهمند روحانی چه مرد بزرگی است و نه اصلاح طلبان و فعالان ستاد روحانی را که چرا پیمان شکن هستند !

انروز فقط خودتان ، فرماندارتان ، مشاورانتان و مشاورانش  ، فرصت طلبان قالیبافی به رنگ تدبیر و امید درامده را مزمت کنید که چرا گل را زلف کودکی اویختند تا او را بخندانند !

هرچند ایمان دارم که انروز انقدر تنها خواهید ماند که باز دست نیاز به سوی نیازمندان امروزی دراز کنید ! چون فرصت طلبان طرفدار قالیباف که امروز به رنگ شما درامده اند در انروز به رنگ زرد یا قرمز یا دیگری که فکر می کنند به قدرت خواهد رسید پیوسته اند ! انروز خواهید فهمید که امروز وقتی من می گویم  زحمت کشان واقعی را دریابید منظورم چیست؟ !!!

پیام رنجبر موسوی ، دبیر ستاد دکتر روحانی در هشترود و نماینده شاخه فعالین ستاد دکتر روحانی در هشترود و اصلاح طلبان اعتدال گرای شهرستان هشترود

لازم به ذکر است که یک نسخه از این نامه به مراجع زیر ارسال گردید

1- نهاد ریاست جمهوری اسلامی ایران جناب اقای دکتر حسن روحانی ،

اقای روحانی ما اصلاح طلبان بخصوص شاخه اعتدال همیشه همراه و حامی شما بوده ایم از شما نپرسیده ایم چرا گوجه 13هزار تومان شد ؟ از شما نپرسیدیم چرا سو بانکی 28درصد شد ؟ از شما نپرسیدیم چرا در هفت ماهه اول امسال سنجاق قفلی ، ادامس بادکنکی ، قلوه سنگ ف اسب وارد این کشور شده است ؟[ اینجا ] چون شما را میراث دار دولتی میدانیم که اقتصاد این کشور را در اثر تصمیمات یکشبه به ویرانه ای مبدل کرده است ! و برای همین همواره با گرانی نان و سوخت و انرژی و.... ساخته ایم اما همراه شما مانده ایم تا با هم بسازیم ! اما اکنون از شما می پرسیم به حق 80درصد رایی که مردم شهرستان هشترود بعنوان برترین شهرستان در استان اذربایجانشرقی در رای به شما در حماسه 24 خرداد داده اند می پرسیم که اقای روحانی مدیران میانی خود را برچه معیاری انتخاب می کنید ؟ اقای روحانی از تصمیمات یک شبه مدیران ارشد استانی خود خبر دارید ؟ اقای روحانی خبر دارید که از فعالین ستاد انتخاباتی شما در شهری که 80درصد به شما رای داده است یکنفر را هم به پستی انتخاب نکرده اند ؟ ایا خبر دارید که تمامی مخالفان افکار و عقاید شما رفته رفته سکاندار مدیریت میانی در هشترود میشوند ؟ ایا خبر دارید که اینجا شهری که 80درصد به شما رای داده ، شهری که اصلاح طلبان 8 سال بر علیه احمدی نژاد و افکارش نوشته اند حال همان اصلاح طلبان اعتدال به دلیل اینکه فرماندار شهر نمی خواهد از سه نفر انحصار طلب دل بکند لگد مال هوس قدرت طلبان و فرصت طلبان ستادهای جلیلی و قالیباف و... میشوند ؟ اگر میدانید و ساکتید که حرامتان باد تلاشهایمان و دست مریزاد ! و اگر نمیدانید حال ما می گوئیم چشمهایتان را باز کنید ، حواستان را از مذاکرات به داخل هم معطوف کنید ؟ اینجا دارند نه اصلاح طلبان اعتدال گرا که افکار شما را لگد مال می کنند ! امید دولتتان را که در دلهای مردم کاشته بودیم تا ان 80درصد حماسه سیاسی 24خرداد خلق شوند به سخره گرفته اند !

62532434126377077173.png

2- وزارت کشور ، جناب اقای دکتر رحمانی فضلی وزیر محترم کشور جهت استحضار

3- جناب اقای غلامحسین شیری نماینده محترم مردم هشترود در مجلس شورای اسلامی ،

جناب اقای شیری همانطور که بارها از شما بعنوان موکلانتان خواسته ایم که در رای هایتان با در نظر گرفتن ارای موکلانتان به دولت تدبیر و امید راه اعتدال و عدل را در پیش گیرید ، به اعتبار همان حقی که ما برگردن شما داریم و شما به احترام حق اصلاح طلبان و اکثریت 80درصدی مردم هشترود به دکتر روحانی مثل سایر نماینده های استان فرماندار اصلاح طلب [ که نمایندگان مراغه و میانه و اهر و .... قبولشان نکرده بودند ] را دیپورت نکردید بلکه به رای مردم و حق اصلاح طلبان احترام گذاشتید ، حال به احترام همان حق و تکلیفی که از بابت رای مردم به شما بعنوان وکیل این مردم بر دوش شما است از شما می خواهیم که وزیر محترم کشور را جهت سوال در خصوص اینکه مدیران میانی وزارت کشور چه ضابطه و برنامه ای برای اینده این کشور و اهداف دولت دارند به صحن مجلس احظار فرمائید ، سوال کردن از وزیران حق طبیعی و قانونی شماست و تکلیف ما به شما به استناد اینکه موکل ما هستید حق ما ، خواهشمندیم که وزیر کشور را برای سوال به صحن دعوت نمائید تا مشخص شود چرا مدیران متخصص و مجرب فعال در ستاد دکتر روحانی باید له شوند تا اقای فرماندار هرچی قالیبافی یا غیر بومی ناشناخته هست را بر سرکار بیاورند

سردار مصطفی مولوی قائم مقام ستاد دکتر روحانی در استان اذربایجانشرقی

جناب سردار همانطور که مکررا اوضاع هشترود را به حضرتعالی منعکس نموده ایم اینبار نیز مراتب جهت استحضار منعکس میگردد تا مراتب نا امیدی مردم از دولت تدبیر و امید حداقل در عرصه انتصابات را به اطلاع اقای استاندار که حضرتعالی از مشاورانش هستید برسانید

رسانه های گروهی اصلاح طلب جهت انعکاس دردهای اعضای ستاد و فعالین ستاد دکتر روحانی در هشترود[ سایتهای عصر ایران - فرارو - اعتدال پرس تبریز ارسال شد ]

با تشکر از اعتدال پرس برای درج نامه بنده http://etedalpres.ir/%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D8%B7-%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D8%A7/



تاريخ : ششم دی ۱۳۹۳ | 19:52 | نویسنده : پیام رنجبر موسوی

میگن وقتی فوتبال وارد ایران شد ناصرالدین شاه به تماشاش میشینه وقتی میبینه یک توپه و 22 نفر میگه می فرمائیم به هرکدام از اینها توپی بدهید تا دعواشون نشه !!! خخخ

اما بازم میگن تو یک بازی بین ایران و ارژانتین مربی غضنفر رو مامور میکنه مارادونا رو بگیره ! چند دقیقه نمیگذره که غضنفر سه گل به تیم خودمون میزنه ، مربی داد میزنه مارادونا رو ول کنید و غضنفر رو بگیرید ! خخخ

اما چطور شد وارد بحث فوتبال شدم اولا تیم ملی میره جام ملتهای اسیا ، اونم بدون بازی تدارکاتی ، بدون بازیکنهای سرباز ، بدون پول و اساسا هم تمام 78 میلیون ایرانی [ امار جدید ] انتظار داریم که تو فینال طرف رو شش تایی بکنه !

در همین راستا کفاشیان و نبی و ایت الهی و ... هم که بوقند و کلی از مرحله پرت ! حالیشون نیست بیان از هئیت فوتبال ما یاد بگیرند چطور از تیم حمایت می کنند ! البته کیروش هم هنوز ببو گلابی است اقا پاشو بیا ببین جعفر یعقوبی به تنهای مربی است بدنساز است انالیزور هست تدارکاتی هست ماردونا هست حتی غضنفر هم خودشه !!!! اقای کیروش ابروی فوتبال ما رو نبر بلد نیستی !

هان بیا از داش جعفر بیاموز که اطلب العلم من المهد إلى اللحد

از اونجائی که فوتبال ما کلی حاشیه داره منم یک حاشیه دیگر میزنم و میپردازم به مطلبم در مورد جعفر و فوتبال و هئیت و ...

یادمه جام جهانی 2002 تیم ایران نرفت جام جهانی اما سه کار رو کرد اول اینکه بازیهایی در حد اروپا میکرد دوم اینکه ایرلند را بعد از 32 بازی که نباخته بود برد و سوم با اینکه جام جهانی نرفت اما رنکینگش بخاطر بازیهای خوبش اومد رده 28 فیفا ! مردم خواستار حفط بلاز شدند که تیم کرواسی رو چهارم دنیا کرده بود و بعدش اومده بود ایران ! در این برهه یکی از زیرنالیستهای [ژورنالیستهای ] ورزشی اومد برنامه نود و گفت بلاز پیرمرده هیچی بارش نیست وو.... از این حرفها و پیرمرد بیچاره فرار کرد و رفت !!!

در پی مطلب سایت پیک هشترود به نقل از جعفر یعقوبی امروز دعوت شدیم به اداره ورزش و جوانان تا شاهد مناظره بی معنی هئیت و جعفر باشیم و انچه در این غافل ماند فوتبال بود و هشترود بود ! قربت الی الله

بخش اول هئیت فوتبال

در این راستا اقای افقی شرح کلی از حمایتهای مادی و معنوی خود را برشمردند و................ در این مورد بدون پرداختن به نقل قولهای طرفین مطالب زیر را تقدیم میکنم به هئیت فوتبال و تیم فوتبال جعفر یعقوبی

اول : برخلاف نظر اقای افقی باید به استحضار ایشان برسانم که هئیت فوتبال نمی تواند دلبخواهی اگر خواست این تیم و اگر نخواست تیم دیگر را به مسابقات لیگ منطقه ای کشوری [ دقت کنید تیم اقای یعقوبی به مسابقات لیگ مناطق کشور که تقریبا همان دسته سه است وارد شده است ] معرفی نماید

با احترام به نظر ایشان باید عرض کنم که الان دیگر فوتبال هرچند هنوز هم کشکی کشکی اداره میشود اما نه دیگر اینقدر کشکی نیست که تیم فوتسال جعفر قهرمان استان بشه شما بیائی و برای دلخوشی هم که شده بگی تیم غضنفر بره لیگ دسته سه کشوری ! نه عزیز دل برادر هرچند به قول ان دوستمان در جلسه امروز وقتی رئیس هئیت فوتبال استان ششگلانی باشه هرکاری ممکنه ! اما این امکان ندارد و قانونا تنها هرتیمی که عنوان و امتیاز تیم فوتسال جعفر را داشته باشد میتواند در این مسابقات شرکت نماید

دوم : بازهم برخلاف نظر اقای افقی ! علیرغم همان قانون کشکیت فوتبال در ایران با نسبیت اشتباه گرفته نشود ! بازهم با احترام به نظرات اقای افقی باید عرض کنم که اقای افقی شما بعنوان رئیس هئیت این حق را نداری که سرپست و مربی و ... را به تیم جعفر تحمیل کنی ! میتوانی پیشنهاد بدهی که فلانی مربی خوبیه ! مثل سرهنگ یاوری که دوستش ایت الهی هرتیم ایرانی که دنبال مربی باشه بهش معرفیش میکنه ! اما اینکه بخواهید کسی را تحمیل کنید خیر قطعا و قانونا اینطور نیست ! مگر اینکه در قوانین نانوشته اقای ششگلانی تبصره ای زیر میزی برای این امر وجود داشته باشد ! چون تمام گزینه های روی میز حکایت از ان دارد که قانون به شما اجازه چنین کاری را نمیدهد !

سوم : اینکه شما برای تیم محل تمرین تدارک دیده اید ! دستتان فوق العاده درد نکند ! اینکه همراه تیم بوده اید ! که فبها و دست مریزاد ! بابا تو دیگه کی هستی افقی ! اما محض اطلاع مزید حضرتعالی عرض می کنم که وظیفه هئیت فوتبال در قوانین غیر کشکی چنین توصیف شده است :

1- برگزاری مسابقات استانی در رده‌های مختلف سنی با توجه به ضوابط و رعایت تقویم فدراسیون فوتبال .

2-انتخاب ، معرفی و پیش‌بینی لازم جهت آماده نمودن و اعزام افراد و تیم‌های فوتبال استان به مسابقات کشوری، تشویقی و منطقه‌ای .

3- تأیید مربیان تیم‌های منتخب نونهالان نوجوانان، جوانان، امید، فوتسال و بزرگسالان که توسط کمیته آموزش معرفی می‌گردند.

 

12- کمیته مسابقات هئیت فوتبال
1 ـ 12 ـ تهیه و تنظیم آئین‌نامه و دستورالعمل مسابقات و ارائه آن به هیئت .
2 ـ 12 ـ تنظیم و اعلام برنامه مسابقات و برگزاری آن .
3 ـ 12 ـ ایجاد هماهنگی با کمیته انتظامی و سایر ارگان‌ها .
4 ـ 12 ـ برگزاری مراسم قرعه کشی و تهیه جداول مسابقات و همکاری لازم با سایر کمیته‌های مختلف هیئت .
5 ـ 12 ـ دریافت مدارک لازم (طبق آئین‌نامه ها) و لیست بازیکنان و صدور کارت شناسایی مسابقات.
6 ـ 12 ـ تعیین سرپرست مسابقات و پزشکیار و استقرار آمبولانس در محل مسابقه.
7 ـ 12 ـ پاسخ به کلیه سئوالات ارجاعی مربوط به مسابقات.
8 ـ 12 ـ همکاری در مورد برآورد هزینه مسابقات .
9 ـ 12 ـ ثبت قراردادهای بازیکنان و مربیان در دفتر نقل و انتقالات هیئت و ضبط رده‌بندی کلیه مسابقات و تهیه آمار دقیق از تعداد تیم‌ها و تعداد مسابقات انجام شده در رده‌های سنی مختلف و ارجاع به مرکز آمار جهت ثبت در کامپیوتر .
10 ـ 12 ـ تشکیل جلسات کمیته اجرایی با حضور مسئول کمیته مسابقات، دبیر هیئت، سرپرستان رده‌های مختلف سنی مسابقات.
11 ـ 12 ـ تقسیم‌زمین‌های چمن جهت استفاده تیم‌ها و در صورت امکان سایر سازمانها در مواقع خارج از وقت برگزاری مسابقات پس از تأیید کمیته مالی .
12 ـ 12 ـ انجام سایر امور مشابه در حدود وظایف.

اینها تقریبا مواردی بود که لازم دانستم مزید اطلاع دوباره بیان نمایم چنانچه می بینید وظیفه هئیت فوتبال در بندهای 1-3 که بنده قید کرده ام اول برگزاری مسابقات است ، دوم انتخاب بر اساس رتبه مسابقات و اعزام به مسابقات مربوطه و ان بندی که شما اختیار دارید مربی معرفی کنید مربوطه به تیمهای منتخب است نه تیمی که فرد با هزینه شخصی به مسابقات فرستاده که حضرتعالی در این مورد دچار سو تفاهم شده بودید

و اما در مورد  امبولانس که هی به جعفر یعقوبی بابت ان منت میزدید که کمک کرده ام حسب قانون یکی از اولیه ترین و بدیهی ترین وظایف شماست

اقای افقی عزیز توضیح ندادند که چرا بلیط فروشی نشده است ! اگر شده درامد حاصل از بلیط فروشی که طبق قانون باید بین هئیت جهت جبران هزینه ها و تیم میزبان تقسیم شود چگونه تقسیم شده است ! و.....................

اقای افقی عزیز با احترام باید به عرض برسانم که حمایت شما از تیم فوتسال جعفر جز وظایف شماست و ان قسمت که اقای یعقوبی گفته حمایت نشده منظورش حمایتهایی خارج از چهارچوب وظایفتان بوده است که البته ایشان هم با کمال معذرت اشتباه کرده اند که در ذیل عرض می کنم

بخش دوم جعفر یعقوبی و تیمش

اما جعفر خان عزیز و گرامی که بابت زحماتتت بسیار متشکرم و از طرف خودم اصالتا و نیابتا دستهای شما و بازیکنان این تیم قهرمان را می بوسم باید استحضار داشته باشند که

جعفر جان وقتی میخواهید وارد یک امری بشوید بخصوص در ورزش ایران چند چیز را باید بدانی

اول : بر اساس قانون کشور هرگونه کمک مالی نهادها و ارگانهای دولتی به تیم های فوتبال که در شاخه قهرمانی فعالیت می کنند ممنوع است

دوم : وقتی اسم یک تیم ، تجاری است مثل موبایل جعفر ، یعنی اینکه شما در حقیقت هزینه تبلیغات تجارتخانه خود را از طریق ورزش فوتبال که اتفاقا بهترین محل تبلیغ است خرج می کنید و تبعا درامدها و سودهای ناشی از تبلیغات هم به جیب مبارک شما میرود ! [ الان جوش نیار که کدوم تبلیغت و کدوم سود و .... چون توضیح میدم تا اخرش صبر کن ] در حقیقت شما وارد یک تجارت دیگری شده اید که با پرورش استعدادهای فوتبالی و انتقال انها به تیمهای دیگر و یا از بابت معرفی در سطح استان از طریق رسانه ها بعنوان تیم قهرمان و ....... باید برای خود سود اوری کنید که بدلیل اینکه طبق فرمایشات خودتان ، حضرتعالی همه کاره تیم هستید از این بخش غافل شده اید و قرار نیست که چون شما مدیریت صحیح اعمال نکرده اید ! افکار عمومی جامعه را مشوش کنید !

سوم : اینکه کارستان کرده اید محض اطلاع حضرتعالی باید بگویم که برای اولین بار نیست که یک تیم فوتسال هشترود به مسابقات لیگ مناطق کشوری راه می یابد بارها این مسیر طی شده که بدلیل همان ضعف مدیریتی در بند بالا همگی محکوم به شکست بوده اند

چهارم : عدم اشنائی شما با قوانین مربوطه به بسته های تشویقی ورزشی ! مثل معافیت مالیاتی کسانی که در امر ورزش هزینه می کنند بر اساس ماده 134 قانون مالیتهای مستقیم و تبصره های ذیل ان ، کافی است که شما تیم خود را بصورت رسمی اداره کنید یعنی همه چیز خودتان نباشید روابط عمومی و حسابدار داشته باشید و هزینه های مغازه موبایل خود و تیم را قانونا یادداشت نماید مطمئنا معافیت مالیاتی بخش اعظمی را هزینه های شما را پوشش میدهد

پنجم : اگر شما یک روابط عمومی داشتید با هماهنگی اداره دارئی و کسب نامه و بخشنامه مربوطه می توانستید براحتی با تجار بزرگ شهر هماهنگ کنید و وجهی که این تجار عزیز بابت مالیات میدهند را بخاطر بخشودگی و معافیت در اختیار تیم فوتسال شما قرار بدهند

پس جعفر عزیز ضمن اینکه از تلاش شما برای رسیدن به لیگ منطقه ای [دسته سه ] تشکر و قدردانی می کنم باید قبول کنی که هیچ شخصی و مسئولی طبق قانون تعهدی ندارد که به شما کمک کند چون این امر مثل یک تجارت است و ورود شما به دنیای ورزش قهرمانی مثل این است که بنده یک کافی نت باز کرده ام ! شما هم بچه ها رو سرگرم می کنید بنده هم ! تفاوتش این است که ارج و اهمیت کار شما بسیار برتر و بیشتر از بنده و سایر تجارتهاست

بخش سوم حمایت

جعفر عزیز فکر نکنم تیم تو از پرسپولیس بالتر باشه یا به اندازه تیم ملی مهم باشد

در این کشور انقدر بحران مالی هست که پرسپولیس به ورطه نابودی کشیده شده و احتمالا سقوط کنه لیگ یک ! تیم ملی داره میره بازیهای جام ملتهای اسیا تو این کشور کسی نبود یک بازی تدارکاتی برای اون پیدا کنه ! کسی نیست بگه که سربازی برای خدمت به کشور وظیفه است چرا بازیکنای تیم ملی که میرن برای خدمت به کشور رو به جرم سربازی جلوشونو می گیرند ! یا وزیر ورزش میاد و مربی عوض میکنه ! رئیس فدراسیون میخنده و راحت میگه پول نداریم تیم رو حمایت کنیم اما باید بره فینال !

جعفر عزیز انچه که در جلسه امروز رودروی تو شنیدم فکر می کنم بیشتر از انچه توانشان بوده به تو کمک شده است ! شاید کمک مادی کم شده ! اما انصافا باید بگم که افقی عزیز در بحث حمایت از تیمت کم نذاشته ، اقای مقدم هم بحد خودش زحمت کشیده ، در این جلسه از فرمانداری چیزی نشنیدم که بگوئید کمک کرده است یا نکرده است [ هرچند بدلیل مضیقه های مالی و قوانین انتظاری هم نمیرود در بعد معنوی نمیدانم چقدر حمایت شده است ] در مورد نماینده هم ارقامی که بعنوان کمک مالی ذکر شده فکر کنم در نوع خودش جالب بود و از طرف دیگر صراحتا مسئول دفتر اعلام نمود که بازهم اماده هستند از طریق جذب اسپانسر کمکت کنند و هم صراحتا گفتند که وقتی میروی لیگ منطقه ای از بابت ندارکات هم کمک خواهند کرد ، هئیت فوتبال هم گفت کمک میکنه [ نقدهای من به هئیت فوتبال یا تیم جعفر دلیل این نیست که کمک نکرده اند ! نخیر فقط سوتفاهمی در مورد برداشت از قانون میانشان بوده وگرنه روحیه افقی عزیز بخصوص که رحیم فارقی کاپیتان دوست داشتنی تیم ما در گذشته و یکی از بچه های صاف و صادق وزحمتکش هشترود و حتی دیدگاه اقای مقدم و دوستان رسانه ای حمایت از تو بود و حتما اینطور خواهد شد در پایان چند توصیه دوستانه به کسانی که در این ماجرا نقشی داشتند بعنوان یک برادر کوچک و خاک خورده فوتبال و ورزش عرض می کنم 

افقی عزیز زیاد به این فکر نکن که مدیریت تیم را بر عهده بگیری تلاش کن تا استعدادهای جوان و نوجوان این شهر پا بگیرند ، هئیت فوتبال می تواند با تیمهای بزرگ استان مذاکره کند تا حداقل سالی یکبار دوبار برای استعداد یابی بیایند شهر ما ، تمرکزت را روی این امور بگذار ، با شناختی که ازت داشتم و پیدا کردم و روحیه ای که دیدم مطمئنم که تو میتوانی و توانائی و توانمندی اینرا داری که هشترود را دوباره فوتبال خیز کنی

جعفر عزیز مشکلات بخشی از بازی فوتبال هستند زیبایی فوتبال به این چیزهاست یا باید بایستی و تلاش کنی و یا رهایش کنی در هر حال منتی بر مردم نیست که تو تیمت را برده ای مسابقات دسته سوم یا ... زمانی می توانی منت بگذاری که بگوئی ای مردم من از طریق این تیم حداقل دو سه نفر را معرفی کردم به تیم های دیگر ، اینکه برای خود بازی کنید و تیمتان هم منتخبی از همه نباشد علیرغم اینکه قابل قدر دانی است اما جای منت ندارد

اما پیک هشترود و کسانی که نظر داده اند ، بله درست است که به تماشا می رویم و لذت میبریم اما حالا اگر هر نفر از شما هزار نفری یا دوهزار نفری که فرموده اید میروید سالن بیائید و هر نفر 5-10هزار تومان بریزیم به حساب هئیت فوتبال و هیئت فوتبال این پول را در اختیار تیم جعفر قرار بده و عوضش ما برویم مجانی بازیها را ببینیم

قرار نیست که همه چیز را دولت یا مسئولین انجام دهند وظیفه انها تعریف شده و اختیاراتشان مشخص است بیائید کمی هم برای دلخوشی خودمان برای لذت خودمان از خودمان مابه بگذاریم

به امید موفقیت تیم فوتبال جعفر در لیگ دسته سه و صعود به دسته دو