تاريخ : هفتم بهمن 1393 | 9:1 | نویسنده : پیام رنجبر موسوی

چند روزی است یک فردی به نام اقای اسمعیل زاده که گویا رئیس ستاد دکتر روحانی در کلیبر یا کلوانق [ اگر هم اشتباه بوده باشد طلب پوزش دارم ] بوده است در فرمانداری هشترود حاضر شده و دارد دوره ای را طی می کند تا بعنوان کارشناس امور اجتماعی مشغول بکار شود

اهای مردم هشترود من حرف میزنم می گویند : بیشعور ! نفهم ! بیسواد ، خودخواه ! زیاده خواه ! و................  و هی این و ان از طرف این و ان می اید که بهت انگ میزنند یهت برچسب میزنند ! مگر من چه می گویم ؟ چه می خواهم ؟ خوب اصلا من خفه شدم اما ای مردم هشترود ! ای فرهیختگان ، ای ریش سفیدان ! ای جوانان ! ای کسانی که میروید و نشستهای خصوصی و محفلی می گذارید ! حداقل بیائید و از اقای فرماندار بپرسید که :

اقای فرماندار در هشترود یک لیسانس یا فوق لیسانس علوم اجتماعی نبود که ایشان را از کلیبر یا کلوانق اورده اید ؟!

اقای فرماندار در بین اعضای ستاد دکتر روحانی در هشترود اینهمه باسواد و تحصیلکرده است انوقت شما انتظار دارید ما در کنار خیابان بایستیم و برای این کار شما کف بزنیم و هورا بکشیم ؟!

اقای فرماندار من وبلاگ نویس بیشعور ، منم وبلاگ نویس بیکار ، من وبلاگ نویس بیسواد ! اخر برادر من شما که الحمدالله مرد بزرگی هم هستی و هم دوران دفاع مقدس دیده ای ! چرا ؟

ایا قرار است با ردیف استخدامی هشترود استخدام شود و بعد از مدتی هم دماغش را بگیرد و پیف پیف کنان و با تحقیر ما هشترودیها با یک تریلی 18 چرخ از اینجا برود و بعد به ریش من و امثال من که در ستاد روحانی مال و جانمان را گذاشتیم بخندد ؟

اقای فرماندار والله بالله تالله ! نه من و نه هیچ هشترودی و یا وبلاگ نویس یا سایت نویسان هشترودی دشمن شما نیستند ! فضای مجازی انعکاس رفتار و اعمال شماست ! اخر چرا ؟ واقعا بیائید به مردم توضیح دهید چهار روز است این اقای اسمعیل زاده [ اگر اشتباه نکنم ] در هشترود است چرا ؟

چرا دارید ما را تحقیر می کنید ؟ اخر کلوانق در کجای این نقشه قرار گرفته که هشترود نمی تواند قرار بگیرد ؟

یعنی اینقدر خاک بر سر ما هشترودیها شده که یک معلم در حد معلمی از کلوانق نداریم ؟! برویم بمیریم بهتر است که ! خاک بر سرما که اینقدر تحقیرمان می کنند و بازهم برخی دوستان می روند و تملق می گویند و خود شیرینی می کنند ! اف بر ما !

من پیام رنجبر موسوی بعنوان دبیر ستاد مرکزی انتخاباتی دکتر روحانی در هشترود و عضو شورای مرکزی اصلاح طلبان شاخه هشترود اعتراض خود را به حضور اقای اسمعیل زاده رئیس ستاد دکتر روحانی در کلیبر یا کلوانق بعنوان کارشناس امور اجتماعی فرماندار را اعلام می نمایم و بار دیگر می گویم اقای دکتر روحانی اقای دکتر جبارزاده استاندار محترم اگر تدبیر و امید این است ! مرحمت فرموده ما را مس کنید [ بخواهم بنویسم رای من حرامتان باد اقای فرماندار کل ماجرا را ول می کند و می چسبد که موسوی گفت حرامتان باد پس توهین کرده ! نگفتیم حرامتان باد ! اصلا نوش جانتان ! اما.... ]

اخر ظلم تا کی ! اخر ستم به فرهیختگان هشترود تا کی ؟ اخر خیانت به ارمانهای هشترودیان تا کی ؟! تاکی با بنشینیم و هی غیر بومی وارداتی وارد ادارات بشوند و بچه های ما در کوره پزهای شهریار پوستشان کنده شود ؟ همه میدانند که من شاید تنها موافق سرسخت غیر بومی ها هستم چون معتقدم همه جای ایران سرای من است ! اما در شرایط برابر من می توانم صد نفر به شما معرفی کنم که حتما هزار بار از این اقا برتر هستند !

اگر دنبال اعضای ستاد هستید که افرادی مثل حسن پورها ، نجفی ، احدی ، علییاری و......... همگی استاد ، فرهیخته ، با سواد و مخلص و دربست و حتی کنترات عاشق و خادم اصلاحات و دولت روحانی بوده اند !

چرا باید کار هشترود ، اقای فرماندار به اینجا برسد ؟!

بقول حضرت مولانا

در من کسی دیگر بود کاین خشم‌ها از وی جهد      گر آب سوزانی کند ز آتش بود این را بدان

در کف ندارم سنگ من با کس ندارم جنگ من         با کس نگیرم تنگ من زیرا خوشم چون گلستان

پس خشم من زان سر بود وز عالم دیگر بود     این سو جهان آن سو جهان بنشسته من بر آستان

بر آستان آن کس بود کو ناطق اخرس بود               این رمز گفتی بس بود دیگر مگو درکش زبان

 به ولای علی این راهی که شما میروید هیچ راست سنتی افراطی نرفته است ! چه برسد به مردی که باور داشتیم می تواند با تدبیرش امید را بازگرداند !

و اگر اقای فرماندار اشتباه می کنم بفرمائید تا بنده در همین وبلاگ و در همین جا بگویم ای مردم من اشتباه کردم ! من غلط کردم ! اما اگر واقعا من اشتباه کرده ام شما راستش را بگوئید لطفا !!!

اخرس : زبان بسته , لال , گنگ , بي صدا ,



دیروز شنبه استاندار محترم استان جناب اقای دکتر جبارزاده در چاراویماق تشریف داشتند درست مثل هفته قبل که میهمان هشترود بودند من زیاد به جزئیات سفر نمی پردازم و تنها به یکی دو تفاوت اشاره می کنم و قضاوت را بر عده خود شما می گذارم که چرا استاندار در چاراویماق همه خواسته های منتخبان مردم را قبول نمود اما در هشترود حتی حرف خیلی از انها را متوجه نشد ؟

الف : نظم و دیسیپلین حاکم بر جلسه نشانه مدیریت قوی و داشتن برنامه و هدف مشخص بود ، هیچ کارمند فرمانداری چاراویماق روی صندلی ننشست ، هیچ یک از کارمندان فرمانداری چاراویماق دنبال جائی برای نشستن نبودند و هیچکس دیگری هم جای معاونان استاندار را اشغال نکرد و حتی میزی هم نشکست !!!

ب: شیوه نگارش سند تدبیر توسعه چاراویماق که با نظارت دکتر بهبودی نگارش شده بود بعنوان شیوه برتر نگارش سند توسعه در کشور به تمامی شهرستانها معرفی می شود ! اما شیوه نگارش سند توسعه ما ؟!!!!!!!!!!!!!!!!

ج: منتخبان مردم در حضور استاندار از چه سخن می گویند

نماینده معلمان : از نماینده و استاندار و فرماندار تقدیر و تشکر می کند بخاطر خدماتی که در این مدت به چاراویماق ارائه شده است و بجای اینکه از شهرک فرهنگیان سخن براند از فقر فرهنگ سرمایه گذاری و ترس سرمایه گذاران از حضور در چاراویماق سخن میراند و استاندار ضمن تبریک به وی دستور تشکیل ستاد سرمایه گذاری چاراویماق را صادر و همان نماینده معلمان را نیز عضو ان ستاد ویژه منصوب می نماید

نماینده ورزشکاران و جوانان : دختری جوان و باهوش است او شعر نمی خواند سفسطه نمی کند لوس بازی در نمی اورد خیلی ساده ، متین و موقر و با صلابت می گوید اقای استاندار هر پدری معمولا ضعیف ترین بچه اش را زیاد دوست می دارد شما پدر اذربایجان هستید و چاراویماق ضعیف ترین بچه شما ، خواهش می کنیم برای جوانان چاراویماق استخر و یک مینی بوس برای سفر ورزشکاران بدهید ، استاندار قول استخر برای چاراویماق میدهد و دستور وسیله نقلیه را به مدیر کل ورزش میدهد

نماینده کشاورزان : از مشکلات بخش کشاورزی سخن میراند ! زیاده حرف نمی زند! شعر نمی خواند ! تملق نمی گوید !تعریف بیخودی در کار نیست ، اما پرخاشی هم در کار نیست ! استاندار موافقت خود را با ایجاد بانک کشاورزی [[ استاندار اعلام می کند در جلسه صبح بنا درخواست اقای شیری این امر در دستور بررسی قرار گرفته بود ولی حالا قول قطعی برای تاسیس میدهم ]] در بخش شادیان اعلام میدارد و اعلام می کند چاراویماق رتبه سه گندم و رتبه اول نخود را در استان دارد اگر سال بعد رتبه سه گندم تبدیل به رتبه دو شود برای بخش کشاورزی چاراویماق سه برابر خواسته هایشان را تخصیص میدهد

نماینده اصناف : دو بیت شعر برای چاراویماق می خواند ! اقای استاندار چاراویماق تاکسیرانی ندارد دانشگاه ازاد ندارد و در پایان اعلام می کند بخاطر اینکه کشاورزی بخش اصلی شهر ما میباشد دو دقیقه از وقت اصناف را برای بخش کشاورزی در نظر بگیرند ، استاندار دستور ایجاد تاکسیرانی در چاراویماق را صادر و اعلام می کند چون دانشگاه ازاد اعلام کرده ظرفیت خالی زیاد دارد مقرون به صرفه نخواهد بود که دانشگاه ازاد ایجاد شود و بجای قول تقویت دانشگاه فعلی را میدهد و در نهایت دستور تملک قطعی و کامل شهرک صنعتی چاراویماق را صادر می کند

نماینده دانشگاهیان یک عضو هئیت علمی است : او بجای اینکه استاندار را سوال پیچ کند و یا چرت و پرت تحویل استاندار دهد ! به شیوه علمی نسبت به استخدام غیر بومی ها در دانشگاه چاراویماق توضیح میدهد و تقاضا می کند که از این پس کلیه استخدامهای دانشگاه پیام نور چاراویماق از بومی ها باشد و هئیت علمی ها هم از بومی ها انتخاب شود استاندار موافقت می کند

نماینده ستاد دکتر روحانی : مثل اغلب روسای ستاد که حواسشان بیشتر معطوف به چیز دیگری است تا وضعیت شهر ، از استاندار انتقاد می کند چرا روسای قبلی عوض نشده اند چرا قلع و قمع نشده است و استاندار می گوید : بشین بابا حالتو ندارم مگر قرار است ما قلع و قمع کنیم شاخصه ما برای مدیریت توانمند بودند است لایق بودن شایسته سالاری ، نه اینکه بیاییم و به بهانه تدبیر و امید مدیران شایسته را قلع و قمع نمائیم[[ تنها خواسته ای است که استاندار رد می کند ]]

اینها گزیده ای بود از جلسه دیدار استاندار با اقشار مختلف مردم انرا با جلسه خودمان که در مطالب قبلی نوشته ام مقایسه کنید تفاوت میان ماه من و ماه گردون را خواهید دید ؟ شما بگوئید ایراد در کجاست ؟ [ خوب ، بد ، زشت های حضور استاندار و جلسه دیدار با اقشار مختلف مردم ]

من خوشحالم و به چاراویماقی های عزیز تبریک عرض می کنم ، به اقای شکوهی فرماندار چاراویماق خسته نباشید عرض می کنم دست مریزاد می گویم و به مردم چاراویماق هم تبریک می گویم ، بسیار تبریک می گویم که انها توانستند در زمانی که منافع منطقه ایشان در بین است چی ایسم ها را فراموش کنند مثلا بهرام کاوسی نماینده معلمان که در دوره قبل به اقای اسماعیلی رای داده بود ولی در این جلسه ابتدا از اقای شیری بخاطر خدمات و زحماتش برای چاراویماق تشکر می کند و طوری این تشکر را انجام میدهد که روح جلسه برای دقایقی مسخ میگردد ، مهم نیست چون برای بهرام کاوسی مهم چاراویماق است نه شیری نه اسماعیلی ، بهرام کاوسی را می شناسم یکی از فرهیخته ترین و روشنفکرترین انسانهایی که شناخته ام و در همین عمر کوتاه دوستی مان خود را شاگرد وی میدانم و همیشه و همواره وقتی به چاراویماق بروم خدمتش میرسم و ادب را بجای میاورم ، بهرام کاوسی معلم من نبوده است اما به من درسهائی اموخته که خود را بنده وی بدانم ! خسته نباشی استاد !

بازهم از اهالی محترم چاراویماق تقدیر و تشکر می کنم بخاطر اینکه خوب متحد شدند و دیگر در یک جلسه دو نفر از یک قشر صحبت نکردند برای کشاورزی چاراویماق وقتشان را بجای اینکه با شعر وور پر کنند به دیگر بخش شهرشان دادند که بهترین استفاده را از فرصتی که داشتند ببرند و الحق که چه زیبا به خواسته هایشان رسیدند

اقای استاندار متشکریم برای این حضور سبز و خندانتان در چاراویماق چرا که همه ما چه چاراویماقی ها و چه هشترودیها یک ملت بزرگی هستیم واحد و یکصدا برای توسعه و پیشرفت !!!



تاريخ : دوم بهمن 1393 | 20:48 | نویسنده : پیام رنجبر موسوی

قدیمها ما تو هشترود وقتی می گفتیم دانمارک ! هر کدام بسته به ذائقه خودمون دانمارک را توصیف میکردیم مثلا : یکی می گفت شیرینی اش خیلی خوشمزه است ! دیگری می گفت پنیر دانمارکی فوق العاده است ! بچه های فوتبالی دانمارک را با برادران لاردورپ و قهرمانی در جام ملتهای اروپا 92 سوئد و البته بخاطر شیرکپنهاگ که دروازه بان تیم ملی ایران یعنی هادی طباطبائی از ان بازی تاریخی با دانمارک لقب گرفته بود می شناختند !

اما امروز در دهکده کوچک جهانی دنیا انقدر کوچک شده است که یک دانمارکی مهمان هشترود بود !

اقای یاکوپ استراسن اهل کشور دانمارک و نماینده کشور دانمارک برای شناسائی مناطق مستعد در راستای سرمایه گذاری امروز مهمان هشترود بود این افتخار میزبانی به لطف نماینده عزیز و محبوب هشترود حاج غلامحسین شیری و روابط خوبی که با سرمایه گذاران و دوستان شاغل در این امر دارد میسر گردیده بود که از این بابت به اقای شیری خسته نباشید عرض می کنم ! اما از دیروز هم دوستان فهیم و علاقمند هشترودی سنگ تمام گذاشته بودند تا ثابت کنیم که مردم هشترود بر خلاف اظهارات برخی مسئولین ضد سرمایه گذاری نیستند لذا منصور عزیز لطف کرده بود و بنری جهت خوش امد گوئی و تبریک تهیه نموده بود .

69048986531951297053.jpg

ایکاش همه مثل منصور عزیز احساس مسئولیت میکردیم ! خسته نباشی رفیق !

اما در ادامه الحق اقای فرماندار هم سنگ تمام گذاشته بودند و در یکی از غذاخوریهای خوب شهر میزبانی را تدارک دیده بودند و یاکوپ عزیز با هئیت همراه وارد محل استقبال شدند

16571804440348458582.jpg

80897481327039495714.jpg

74521104599539675735.jpg

اینم مستر یاکوب که در بین دو مردی که خستگی ناپذیر در زمینه جذب سرمایه گذار برای توسعه هشترود تلاش می کنند

بعد از رفع خستگی و صرف چای در معیت همراهان و دوستان جهت بازدید از زیر ساختها و مناطق گردشگری و توریستی منطقه حرکت نمودیم

اولین جائی که بازدید کردیم سد سهند بود و سد سهند چون خود سهند سرفراز و پر غرور مایه افتخار ما شده بود دست همه کسانی که برای تکمیل این سد زحمت کشیدند هم درد نکند

41282305790530826141.jpg                             24352818383688224941.jpg

29295138712104341820.jpg                                 58798259222410390480.jpg

66402356255860195958.jpg

سپس راهی روستای ورقه شده و از انجا بسوی قلعه ضحاک حرکت کردیم

27061469168564591503.jpg                                 28889998610542078859.jpg

11060800307707392269.jpg                              29237239206965387344.jpg      

 27007598049766667067.jpg                               56264683921503834553.jpg  

و سپس برای هماهنگی های لازم عازم فرمانداری هشترود شدیم

در پایان عرایضم لازم میدانم از تمامی زحمتکشان عرصه صنعت و معدن و توسعه و پیشرفت هشترود علی الخصوص اقای حاج غلامحسین شیری نماینده معزز شهرستان ، جناب اقای مستفید فرماندار محترم شهرستان ، محمد رضا قهرمانپور عزیز و دوست داشتنی ریاست محترم اداره صنعت و معدن و تجارت ، مهندس جهانگیری نماینده شهرک صنعتی در هشترود ، مهندس نوروزی مشاور اقای شیری ، همشهریان و معتمدان شهر بخصوص دوست عزیزم ملکعلی باقری ریاست محترم دفترارتباطات مردمی نماینده مردم در مجلس ، حاج اقا امامی ، ابراهیم بصیری دوست عزیز و یکی از جوانهای نمونه و زحمت کش در عرصه فعالیت های اجتماعی و سیاسی ، فتحعلی کهولی عزیز یکی از بچه های اصلاح طلب و مخلص هشترود ، رضا اقازاده یکی از دوستان عزیز و تلاشگر ، محمد رضا جمشیدی ، سید موسوی، و منصور بخشنده عزیز که در این راه از امروز صبح تا ساعت 7 عصر خستگی ناپذیر در خدمت توسعه شهرستان بوده اند تقدیر و تشکر نمایم و البته بنده حقیر هم حسب وظیفه خود در معیت این بزرگواران بودم ، از هئیت همراه مستر یاکوپ و بچه های زحمت کش سد سهند بخصوص دوست عزیزم اسلام امنی فرزند شهید امنی بزرگوار نیز تقدیر و تشکر می نمایم .

از اینکه شهر ما در جغرافیای  توسعه ایران انچنان مهم شده است که یک گروه سرمایه گذار دانمارکی مامور از طرف دولت دانمارک مستقیما از دانمارک به قصد هشترود قدم در ان می گذارند بر خود می بالم و از حاج غلامحسین شیری نماینده خستگی ناپذیر و زحمت کش شهرستان بخاطر این مهم تقدیر و تشکر می کنم هنوز فراموش نکرده ام که همین هشترودی که امروز میزبان نماینده محترم کشور دانمارک بود روزی و روزگاری حتی در نقشه های جغرافیائی داخلی هم اسمش را نمیشد پیدا کرد !

و در نهایت به مستر یاکوپ می گوئیم که

Hi, Great to meet you and you want to Hashtrood come and invest in this beautiful

city, thanks

متن مصاحبه اختصاصی و پیاده شده با اقای یاکوب نماینده کشور دانمارک در امر شناسائی و انتخاب محل های مناسب برای سرمایه گذاران کشور دانمارک که توسط مترجمشان ترجمه شد

لطفا خودتان را معرفی نمائید :

من یاکوپ استراسن از کشور دانمارک هستم و کارشناس امور سرمایه گذاری و شناسائی مناطق مستعد برای سرمایه گذاران کشور دانمارک می باشم

در مورد ایران چه شناختی دارید ؟

امروز روز اول من است که وارد ایران شده ام و شناختم به ایران محدود به شهر شما می شود اما همین امروز فهمیدم ایرانیان مردمانی مهربان و خونگرم و بزرگ هستند و خوشحالم در کنار مردمانی هستم که همه انها لبخند به لب دارند

هشترود و چاراویماق را چگونه ارزیابی نمودید :

خوب این شهرستانها دارای زمینهای بکر و مناطق مستعدی هستند من تعجب کردم از اینهمه وفور نعمت در شهر شما و انشالله سعی خواهم نمود که در بخش کشاورزی و مکانیزه نمودن و صنعتی نمودن کشاورزی این منطقه قدمهای خوبی برداریم ایران و شهر شما دارای امکانات و مردمانی خوب است و من افتخار خواهم نمود که در کنار این مردم بزرگ خدماتی را بوجود اوردم که ثمره ان به انها نیز برسد ، سد سهند شما خیلی زیباست و اینهمه اب و زمینهای خوب کشاورزی برای ما بهترین نقاط جهت سرمایه گذاری می باشد ، خوشحالم و از اقای شیری بخاطر فراهم اوردن شرایط جهت حضور من در این منطقه بکر و زیبا تشکر می کنم 

اقای یاکوب شما اصلی ترین زمینه که می خواهید در این منطقه سرمایه گذاری کنید چه می باشد :

من دیدنیهای زیاد و پتانسیل های فراوانی در هشترود و چاراویماق دیدم معادن غنی و خاکهای خوب و حاصلخیز ، اب فراوان و البته قلعه بزرگ و زیبای ضحاک هشترود و سد سهند و کوه سهند که همگی مرا مجذوب خود ساختند ما یک گروه سرمایه گذاری هستیم و در تمامی رشته ها سرمایه گذارانی داریم که جاذبه های این مناطق را به انها معرفی خواهم کرد اما اولویت اصلی ما ایجاد یک شرکت بزرگ کشت و صنعت و صنایع تبدیلی و تکمیلی کشاورزی است

از اینکه وقت خود را به ما دادید متشکریم

منهم از شما متشکرم و روز خوبی برای شما ارزو دارم . بای

13480309982278156417.jpg                           80167101381982961964.jpg

وقتی میخواستیم از مستر یاکوپ در قلعه خداحافظی کنم گفتم ما از دانمارک تا امروز برایان و مایکل لاردورپ و پیتر اشمایکل رو می شناختیم و خوشحالیم که امروز با شما اشنا شدیم ، مستر یاکوپ که از شنیدن نام قهرمانان ملی کشورش از زبان ما خوشحال شده بود با حرکتی نمایشی شروع به روپائی زدن و هد زدن با توپی خیالی شد و با دستش به قلعه ضحاک اشاره کرد و گفت اگر لاردورپها اینجا بودند می توانستند روی قلعه هم روپائی بزنند !

اینهم درسی بود برای من که بدانم قهرمانان ملی و منطقه ای خودمان را چقدر باید عزیز بشماریم وقتی یک دانمارکی از شنیدن نام لاردروپ ها اینقدر خوشحال میشود جای تاسف نیست که برخی از ما از شنیدن نام اکبر اسدی و یا علی دائی و .... ناراحت می شویم

هرگونه برداشت مطالب و یا مصاحبه و عکسها بدون ذکر منبع تخلف محسوب شده و متخلف تحت پیگرد قانونی قرار میگیرد این مصاحبه اختصاصی است و تنها خبرگزاری حاضر در ان جلسه اینجانب به نمایندگی از هفته نامه عصر ادینه هشترود بودم ./.



تاريخ : یکم بهمن 1393 | 22:31 | نویسنده : پیام رنجبر موسوی

دوستان همشهریان عزیز به گزارش رسمی اقای قهرمانپور ریاست محترم اداره صنعت و معدن و تجارت شهرستان با هماهنگی های بعمل امده توسط عضو کمیسیون اقتصادی مجلس اقای حاج غلامحسین شیری نماینده مردم شریف هشترود و چاراویماق در مجلس ، روز پنج شنبه دوم بهمن ماه سال 1393 یک گروه سرمایه گذار از کشور دانمارک میهمان هشترود هستند

برای همین از همه شهروندان و همشهریان عزیز درخواست دارم برای اینکه به این خارجی های عزیز که برای سرمایه گذاری در بخش کشاورزی و دامداری و صنعتی شهرستان ما تشریف اورده اند فردا روز تبلیغ هشترود باشد فردا هر حرکت و رفتار ما می تواند نمایانگر شخصیت و معرفت هشترود و جاذب یا دافع این گروه سرمایه گذار باشد

برای هشترودمان ، برای خودمان ، برای جوانانمان همه ما همانند یک روح و یک سرباز در خدمت هشترود خواهیم بود

برای هشترود ، برای سرفرازیمان ، برای توسعه و پیشرفت بدون لحاظر جناح و حزب و گروه بیائید برای یکروز همه با هم باشیم ،

 همه برای یکی و یکی برای همه



تاريخ : سی ام دی 1393 | 0:0 | نویسنده : پیام رنجبر موسوی

بسم الله الرحمن الرحیم

ای محمد! هرکس با تو دشمنی کند، با من دشمنی کرده است و هرکس تو را دوست بدارد مرا دوست داشته است

بدینوسیله ما اصلاح طلبان شاخه اعتدال و فعالین ستاد دکتر روحانی در هشترود هتک حرمت به ساحت مقدس پیامبر اعظم اسلام حضرت محمد مصطفی ص را محکوم و این را نیز نیرنگ و زبونی دشمنانی میدانیم که از ایستادگی و صلابت ایرانیان و بخصوص شیعیان به تنگ امده و می خواهند با اسلام هراسی و اینگونه اعمال سخیف مرهمی بر زخمهای بیشمار خود ناشی از قدرت و صلابت و ازاده خواهی ایرانیان بگذارند

اما زهی خیال باطل که امت اسلامی در سراسر جهان بیدار است و با قدرت و صلابت اسلامی پاسخ اینگونه هتاکی ها را خواهد داد

ما نیز دوشادوش مسلمانان جهان و همراه با مردم بزرگ ایران و هشترود با تاسی از رهبری عزیز هرگونه اساعه ادب و هتک حرمت به اسلام و رسول خدا را محکوم می نمائیم ./.

اصلاح طلبان شاخه اعتدال و اعضای شورای مرکزی ستاد دکتر روحانی در هشترود



تاريخ : بیست و نهم دی 1393 | 11:59 | نویسنده : پیام رنجبر موسوی

اول اینکه دوست عزیز و یکی از فرزندان بومی ،مجرب و متخصص شهرستان هشترود به سمت مسئول امتحانات و ارزشیابی اداره کل استان انتخاب شده اند این انتخاب شایسته و تخصص محور را خدمت اقای پاشائی مدیرکل محترم و دوست عزیز و فرهیخته ام مجید شقاقی عزیز تبریک عرض می نمایم و برای هر دوی این فرزندان هشترودی ارزوی موفقیت ، پیروزی در امورات محوله را دارم و امیدوارم در راستای اهداف اموزش و پرورشی دولت تدبیر و امید بتوانند منشا خدمات ارزشمندی به شهرستان و استان و کشور باشند .

در ضمن از اقای شقاقی درخواست دارم که در خصوص محل تصحیح امتحانات نهائی که سالهاست به میانه اعطا شده است تجدید نظر بفرمایند و حتما هشترود معلمانی فرهیخته و اگاهی دارد که خود می توانند حتی در جایگاه طراحان سوال در سطح ملی نیز حاضر باشند لذا امیدوارم با حضور این دو عزیز و هماهنگی های اقای بهشتی نیای عزیز و زحمت کش این مهم به نحوی که سرانجامش برای منطقه خیر و برکت و پیشرفت حاصل بیاورد تدبیر و مدیریت شود ، دوم استفاده از معلمان زحمت کش و شایسته هشترودی در سمتهای بازرسی امتحانات نهائی در سطح استان ، که میتواند علاوه بر اینکه کمک حال این عزیزان باشد برای نشان دادن اگاهی و دانش معلمان هشترودی در استان مفید باشد

در پایان بار دیگر این انتخاب مجید شقاقی عزیز به این پست کلیدی و مهم در اداره کل را به ایشان تبریک عرض می نمایم

تبصره : دوستان فرهنگی اصلاح طلب شهرستان از بنده مکررا درخواست نموده اند که نیابتا از طرف تمامی انها به این استاد عزیز تبریک گفته و ارزوی توفیق داشته باشم

اما بحث دوم تغییر اقای زندیه مدیرکل دامپزشکی استان و انتخاب اقای بهداد به جای ایشان می باشد

انچه مسلم است بخاطر هشترودی بودن اقای زندیه ما خوشحالتر میشدیم که ایشان همچنان مدیر کل بمانند ! اما با کمال تاسف اقای زندیه یکی از مدیران خاص اقای احمدی نژاد در استان بودند و یکی از اصولگراهای مطرح استان می باشد ! لذا تعویض ایشان در دولت تدبیر و امید محتمل و حتی شاید کمی هم دیرترانجام شده است !

انچه که مشخص است این تغییر با نظر مساعد مجمع نمایندگان استان بخصوص نظر جناب اقای دکتر منادی که تنها دکترای دامپزشکی در مجلس بوده و منشا خدمات زیادی برای دامپزشکی کشور میباشند صورت گرفته است

من برای دکتر زندیه ارزوی موفقیت دارم اما باید از ایشان گله هایم را نیز مطرح کنم

جناب اقای دکتر زندیه در دوران مدیرکلی هیچگاه هشترود را جدی نگرفتند و انتخاب سه رئیس پشت سرهم و تعویض متعدد روسای دامپزشکی نشانه این بود که اقای زندیه هیچگاه به هشترود به عنوان موطن مادری بذل توجه ننمودند و اگر نبود حضور چند هشترودی دیگر در اداره کل که به حس ناسیونالیستی و وفاداریشان به هشترود تردیدی ندارم شاید دامپزشکی هشترود وضعش بدتر از اینها بود !

بر اساس اطلاعاتی که از دوستان رئیس ادارات دامپزشکی دارم متاسفانه هیچ کار خوبی در هشترود انجام نداده است

دوم اقای زندیه در بحث استفاده بهینه از نیروهای هشترودی متخصص در دامپزشکی نیز فوق العاده ضعیف بودند ! بطوریکه هشترود در این محور هرگز نتوانسته جز یک نفر که او هم بیشتر متکی به توانمندیهای خودش بوده تا مساعدت زندیه ! مدیرانی شایسته تربیت نماید !

خیل نیروهای هم رشته و هم محور با بحث دامپزشکی در هشترود بدلیل ضعف اقای زندیه در جذب نیروهای بومی مجبور شده اند در شهرهای دیگر بعنوان یک دامپزشک ساده فعالیت نمایند و دلیل ثبوتی مدعای بنده هم این است که اگر اقای زندیه به نیروهای هشترودی متخصص اهمیت میداد و در جذب نیروها از این بچه های تحصیلکرده استفاده میکرد الان سه چهار جوان تحصیلکرده هشترودی باید در سطح روسای ادارات شهرستانها حاضر میشدند که متاسفانه بدلیل شعف مفرط و عدم توجه قاای زندیه به نیروهای شهرستان در حال حاضر علیرغم وجود نیروهای خوب در شهرستان هرگز در سطح مدیریتی مطرح نشوند .

ولی علیرغم همه گلایه هایم برای اقای زندیه در امورات محوله بعدی ارزوی موفقیت و توفیق را دارم .

اما بحث سوم بحث این است که عده ای در فضای مجازی خود را نماینده دولت می خوانند و مدعی هستند که از طرف دولت نماینده میباشند تا نماینده هشترود در مجلس باشند به این دوستان عزیز عرض می نمایم که :

اولا: دولت خودش خدمتگزار ملت است و تنها نماینده دولت در هشترود جناب اقای مهندس مستفید فرماندار محترم شهرستان هستند و دولت انقدر بیکار نیست که پس مانده های دولت احمدی نژاد و بورسیه های دوران احمدی نژاد را بعنوان نماینده خود معرفی کند!

دوما : در اینجا یعنی هشترود دولت تدبیر و امید ستادی داشته که اعضای ان در حال حاضر جز نیروهای فعال سیاسی شهرستان هستند ! لذا اگر دولت بخواهد نماینده ای برای خود غیر از اقای فرماندار معرفی نماید ، حتما با تائید و تصویب و نظر شورای مرکزی ستاد خواهد بود و تا جائی که بنده بعنوان دبیر ستاد اطلاع دارم تا کنون چنین تصویبی و تائیدیه ای از سوی شورای مرکزی ستاد تصویب نشده است

سوما : اگر قرار بر این باشد که بنا بفرض دولت مصر باشد از هشترود یک حامی دولت یا اصلاح طلب وارد مجلس شود (( این خلاف عقل و قانون و منطق و اصل دموکراسی است )) بازهم ما در اعضای شورای مرکزی خود دوستانی داریم که همگی کارشناس ارشد و صاحب نظر در امورات سیاسی هستند و لذا اگر بنا بفرض محال دولت چنین تصمیمی داشته باشد هیچ کدام از بچه های این ستاد خدای ناکرده لنگ یا ناتوان نیستند و خودمان حسب دستور فرضی -اگر صادر شود -  یکی از دوستان را معرفی خواهیم نمود و نیازی به قیم نداریم که از تهران برای ما اصلاح طلب وارد کنند یا حامی دولت تولید نمایند!!!!!!!!!!!!!!! ما اینجا هم اصلاح طلبان واقعی و اصیل و فعال داریم و حامیان زحمت کش و درد کشیده دولت داریم و نیازی به افراد وارداتی و تحمیلی و مجاهد شنبه ای نداریم

تبصره : اینکه برخی فرصت طلبان مدعی هستند که دولت می خواهد حتما یک اصلاح طلب یا حامی خود را از هشترود به مجلس بفرستد نشانه چند چیز است[ هرچند این طبیعی است که دولت نیازمند نیروهای همسو با خود باشد اما تجربه نشان داده است که مجلس یکدست کارامد نبوده و عملا با مشکل مواجه می شود مثل مجلس ششم و هفتم که عملا هیچ کاری نتوانستند بکنند یکی در بحث توسعه سیاسی غرق شد و دیگری هم مرید محمود شدند و هرچی فرستاد گفتند چشم تنوع در نیروهای مجلس است که کشور را توسعه یافته میسازد هرچند قبول دارم که باید نیروهای تندرو پایداری راهی به مجلس پیدا نکنند ]

اول : نشانه سفاهت و نادانی این دوستان است که یا خود نمی فهمند و یا نعوذبالله مردم را نفهم حساب می کنند چون بفرموده امام خمینی بنیانگذاربزرگ انقلاب اسلامی (ره): میزان رای ملت است

دوم : اینها دارند دقیقا اب در اسیاب دشمنان نظام می ریزند و با این حرف عملا دارند اینطور نشان میدهند که خدای ناکرده دولت قصد دارد در هشترود با استفاده از حربه تقلب و دستکاری یک فردی را به مجلس بفرستد و بازهم نشان میدهد که این دوستان خیلی نفهم هستند چون جمهوری اسلامی ایران یک سیستم انتخاباتی کاملا پاک دارد و فرضیه تقلب بصورت اعمال نفوذ مستقیم در صندوقهای ارا هرگز در ایران بعد انقلاب صورت نگرفته است و بهیچ عنوان برخلاف تصورات و توهمات این اقایان نظام و دولت هیچ گونه قصدی ندارند که ابروی سی و چند ساله نظام مقدس را برای یک مجاهد شنبه ای هزینه نماید و حتی برای مجاهد جمعه ای هم این هزینه را نکرده و نمی نماید

سوم : انچه که تا به امروز در تاریخ انتخابات هشترود دیده شده است و واضح و مبرهن بوده این است که انتخابات مجلس و ریاست جمهوری دو امر کاملا مجزا و بی تاثیر بر هم هستند نمونه های عینی و تاریخی ان مشهود است و من تعجب می کنم برخی این اقایان یا انقدر از هشترود دور بوده اند که پیشینه سیاسی این مردم را نمیدانند و یا با شعور سیاسی بالای مردم هشترود اشنا نیستند و فکر می کنند چون هشترود جای کوچکی است مردمانش هم مغزهای کوچک دارند من صراحتا به این اقایان اعلام میکنم که مردمان هشترود مردمانی بزرگ ، سیاستمدار ، اگاه و روشنفکر می باشند و حتی عامی ترین مردم هشترود از خیلی از مجاهدان شنبه ای بیشتر باهوش و سیاستمدار هستند لذا به شعور مردم توهین نکنید

نمونه عینی :

رای به خاتمی بالای 80درصد       نماینده مجلس محمدی شاهی عربلوئی رئیس فراکسیون اقلیت مجلس در مجلس ششم (جناح سیاسی راست سنتی افراطی )

من فقط از این اقایان می خواهم بیایند و در انتخابات شرکت کنند چرا که تعدد کاندیدا نشانه شعور بالای یک ملت و نظام است و حتما وقتی تعدد کاندیدا زیاد باشد انتخاب ها بهتر خواهد بود اما بجای اینکه با کت کسی دیگری داماد بشوند[ و خود را به دولت بچسبانند تا احتمالا رای ببرند بیایند و بگویند من منشا این خدمات برای هشترود بوده ام بالاخره کسانی که کاندیدا می شود حتما یک پستی داشته اند بیایند و بگویند در این پست من این خدمات را ارائه داده ام ] بیایند و با توانمندیهای خود ، با خدماتی که به هشترود نموده اند در گذشته ، با برنامه های و اندیشه های خود وارد شوید و به شعور و عقل مردم هم احترام بگذارید مطمئن باشید این مردم همیشه بهترین ها را انتخاب کرده و می نمایند که این مهم جز دو دوره هفتم و هشتم که مستثنی هستند ثابت شده که مردم همیشه بهترینها را انتخاب می کنند

لذا اگر واقعا میخواهید خادم این ملت باشید سعی نکنید مردم را گول بزنید



تاريخ : بیست و هفتم دی 1393 | 21:0 | نویسنده : پیام رنجبر موسوی

سرورمان حسین ع فرمود : ای مردم اگر دین ندارید لااقل ازاده باشید

مردم عزیز هشترود متاسفانه در پی دیدار بنده با اقای محسنی ، نظری در وبلاگ دوست عزیزم منصور بخشنده منتشر شده بود که مجبور شدم در پاسخ به ان بیانیه ای صادر نمایم و شرم حضور دارم از شما مردم که وقتتان را بخاطر کوتوله هایی که بخاطر پول در قالب ادم شده و انسانها را خرید و فروش می کنند ، می گیرم !

ولی برای شفاف سازی مجبورم که بگویم و می گویم و باکی نیست چرا که جز حق نگفته ام جز حق نکرده ام و جز حق ندانسته ام ، و در این حق گوئی اگر قرار است به قربانگاه بروم میروم که قربانی شدن در راه حق عین شهادت است و افتخار !!!!

این نظری است که در وبلاگ دوست عزیز بنده منصور منتشر شده است

نویسنده : ناشناس
ماجرای دیدار مخفیانه پیام و محسنیو پشتپرده صازش این دو نفر را فاش کن ساعتی پیش پیام با مصطفی پور و محسنی دیدار داشت و محسنی داشت انها را بدرغه میکرد من دیدم خندان بودند ماجرا چی است بوی خیانت می اید فاش کن نترس.بیا من عکسشون موقع خروج گرفتم اینم ادرس عکس لینک
htt//...................
پاسخ: [ پاسخ منصور عزیز به ان دوست ناشناس ]
سلام :
ما با مشاهده این کامنت خواستیم تلفنی از آقای پیام درستی یا نادرستی مطلب را جویا شویم که متاسفانه ایشان رد تماس نمودند در دفتر یکی از دوستان مشترکمان که نزدیکی خیلی زیادی به اقای محسنی دارند حاضر شدیم و موضوع را باهاشون در میان گذاشتیم که ایشان ضمن تایید این موضوع توافق پیام و آقای محسنی را عنوان نمودند و اشاره کردند که بالاخره هرکسی قیمتی دارد و قابل خرید میباشد و....
سخنی با آقای محسنی :همه مردم هشترود از اختلافات اصلاح طلبان دچار آسیب شدند و هیچ کس مخالف این نزدیکی و دوستی نیست اما استفاده از ابزار مالی برای جذب افراد رقیب کار پسندیده ای نیست
و اما دوست عزیزم پیام :
همه دوستان از مشکلات شما خبر دارند ولی ما انتظار نداریم شما همه دوستان را دور زده وبدون هماهنگی با دیگر اعضا بر سر میز مذاکره !!!!آقای محسنی بنشینی !همه دوستان از این آشتی استقبال میکنند اما در یک مذاکره برای توافق آنهم جایی که تصمیم گیرنده ها باید از نظرات دیگر دوستانشان هم باخبر باشند یکجانبه تصمیم گیری خوب نیست شما به عنوان نماینده تعدادی از فعالین اصلاح طلب نباید براحتی تسلیم پیشنهادات م..ا...ل...ی....بشوید فعلا به این بسنده میکنیم اما امیدواریم که جوابتان قانع کننده باشد ما دلایل کافی برای اثبات این دیدار داریم این دوست فرهنگی ما ضمن ارسال عکسی از لحظه بدرقه شما و اقای مصطفی پور اطلاعات دیگری هم برای ما ارسال کرده است .
 
اما حال من چرا بدیدار اقای محسنی رفتم
 
بسم الله الرحمن الرحیم
 
منت خدای را عزوجل که به من این عنایت ویژه را مرحمت فرموده که دوستان مرا تعقیب کنند و از رفتارهایم و کردارهایم عکس بگیرند ! این نشانه ان است که خدای مهربان مرا بزرگی عطا فرموده است و این رسم پروردگار متعال است که عزت دهد بندگان مخلص خود را و البته چراغی که ایزد برفروزد هر انکس پف کند ریشش بسوزد !
اما روز 4شنبه ساعت 21 شب یکی از بزرگ مردان هشترودی ، یکی از ریش سفیدان و معتمدان و سادات جلیل القدر هشترود ، جناب اقای حاج سید حمید موسوی هاشمی حفظ اللله تعالی انشالله که عمرش مستتدام باد [ در صورت نیاز می توانید از ایشان نیز استعلام کنید ] به بنده زنگ زدند و پس از احوالپرسی و لطفی که داشتند ، به بنده امر فرمودند : که برو و با اقای محسنی سازش کن !
از جائی که حرف حاج حمید اقا برای من بالاتر از هرچیزی است و امکان ندارد فرمایشی بفرماید و بنده اطاعت نکنم !!!!!  و حسب حقی بزرگی که بر گردن بنده دارند ! عرض کردم : حاج اقا سمعا و طاعتا ! اطاعت ، من حتی پای اقای محسنی را هم اگر شما بفرمائید ، می بوسم ! اما واقعیت امر این چنین است و نکاتی را بعرض ایشان رساندم !
ایشان فرمود که باشد تو برو و سازش کن ، ولی بعد از این حرفی یا عملی از اقای محسنی سر زد که خطا باشد ! اینبار به من بگو منهم با ایشان قطع رابطه کنم ! ولی تو برو و این کار را بکن ! عرض کردم : چشم !
حسب همین امریه از یکی از معتمدان و بزرگان شهر که از نظر من انسانی مومن و خالص و متعهد و به معنای واقعی ریش سفید می باشد ،روز جمعه در جلسه بعد از ظهر اعضای ستاد دکتر روحانی در مغازه مطالب را عینا به استحضار دوستان اقای مصطفی پور ، عسگر احدی ، شادی ، حاج عبدالله ملک پور [ ریاست محترم اصلاح طلبان هشترود ] رسانده و کسب اجازه و رخصت نمودم ! که دوستان به اتفاق به بنده توصیه نمودند که کار خوبی است و از اینکه پیشقدم می شوم از بنده تشکر نمودند !
بنده به این اکتفا نکردم و برای اینکه میدانستیم شیاطین و انسانهای بیشرفی هستند که از کاه کوه خواهند ساخت ! به اقای مصطفی پور عرض کردم که اگر ممکن باشد در معیت ایشان به دیدار اقای محسنی برویم و ایشان هم لطف فرموده و قبول کردند !
بعد از جلسه به دوست عزیزم مهدی کریمی که وی یکی از مفاخر علمی و فرهنگی شهرستان می دانم ! زنگ زدم و ضمن تببین مسئله از ایشان هم نظرخواهی کردم که ایشان هم ضمن بیان نکاتی به بنده رخصت این دیدار را دادند !
شنبه صبح قبل از حضور در مغازه اقای محسنی به اتفاق اقای مصطفی پور خدمت اقای سلیم پور بخشدار عزیز و محترم و فرهیخته شهرمان رسیده و بنده بازهم به ایشان مطالب را عرض نموده و کسب رخصت نمودم که ایشان هم ضمن ابراز محبت به بنده فرمودند که همیشه اشتی بهتر از اختلاف است و لذا ساعت 11 مستقیم از پیش اقای بخشدار به مغازه اقای محسنی رفتیم !
در مغازه اقای محسنی بنده چند جمله بیشتر عرض ننمودم و اقای مصطفی پور حی و حاضر می تواند شهادت دهد اگر جز اینها گفته باشم خواهش می کنم که اقای مصطفی پور بیایند و بفرمایند
من عرض کردم : اقای محسنی من حسب فرموده حاج حمید اقای موسوی که اگر بفرماید در چهارراه خودت را دار بزن میزنم ! امدم خدمت شما [ و البته صورتش را هم بوسیدم ] و عرض می کنم که گذشته را از دلم پاک کردم اگر خطایی از بنده سر زده شما ببخشید و اگر خطایی از شما سرنزده بازهم شما ببخشید و بعد چند نکته در مورد اقای مرادنژاد عرض کردم !
بعد اقای محسنی هم کمی از نبود اختلاف صحبت کردند و ما از مغازه اقای محسنی بیرون امدیم و بنده بلافاصله خدمت حاج حمید اقا زنگ زدم که اتفاقا در تبریز تشریف داشتند و عرض نمودم که حسب امر شما ادای تکلیف نمودم و ایشان هم تشکر کردند و خداحافظی کردیم .
 
و جوابیه ام به ان نظر و جوابیه و حرفهای ان یک نفر
 
اقای ف ...... اینکه شما فکر می کنید انسانها قیمتی دارند و همیشه درصدد معامله و خرید انسانها هستید ! نشانه سطح اندیشه و تفکر شماست !
من همینجا اعلام می کنم که بله هر انسانی قیمتی دارد ، اما قیمت پیام سه چیز است که در وجود تو یکی حتما نیست !! پیام خود را به صداقت ، شرافت و انسانیت می فروشد و در وجود تو هیچ یک از این سه اثار انسانی وجود ندارد ! در ثانی تو کی هستی که بخواهی پیام را بخری ؟!
 
اخر من چقدر ملاحظه فامیل بودن با تو را بکنم ؟!
 
یکروز نظر میدهی که بیایم دست بوسی ؟ راستی انروز تو را خریده بودم ؟؟؟؟؟ که می خواستی بیائی دست بوسی ؟!
(( قسمتی از چند نظر خصوصی اقای ف به بنده : ...... بی خیال ما شو من از تو می ترسم ترسو هستم عیب و ایراد دارم خانواده ضعیف و ترسویی دارم . سکته می کنم میمیرم. ولم کن مرسی. بیام دست بوسی ولم کنی...بابا ول کن. ))
این قسمتی از چندین نظر خصوصی تو به من است ! و یا ان اس ام اسهایی که برایم فرستادی می خواهی انها را منتشر کنم عکسهایش را بگذارم روی همین اینترنت !!!
اخر مثل استخوان در گلویم گیر کرده ای ! یکروز میروی مغازه پدر خانمم و می گوئی پسر عمه پسر دائی هستیم به پیام بگو با من کاری نداشته باشد ! پیام اینطور است ! ان طور است !
 
یکروز هم می گوئی هر انسانی قیمتی دارد و پیام را هم خریدیم !
 
تو کی باشی که بتونی منو بخری ؟ چون فکر می کنی بابات پولداره میتونی همه رو بخری ؟ یعنی تو داری می گوئی که هرکسی با تو خوب هست خریدیش ؟ یعنی فلان مقامات شهر که بهت لطف دارند را خریده ا ی ؟ می خواهی این را برسانی که بخاطر پولت ادمها را می خری تا نوکر تو باشند ؟ نه اقای پولدار ادم بخر !!!
 
من فروشی نیستم ! من یکبار خودم را فروخته ام به صداقت و شرافت و انسانیت !!!
 
چرا که اگر منهم خود را جز به صداقت و شرافت و انسانیت !  فروخته بودم ! امروز می توانستم انقدر پست بشوم که انسانها را بخرم !!! ولی من انسانها را نمی خرم بلکه انسانها را با محبت و صداقت و شرافت و انسانیت به دوستی برمی گزینم ! همه دوستان من با من دوست هستند !
 
نه مثل تو که انها را گویا خریده ای که اینقدر خوب از خرید و فروش انسانها سخن میرانی !
 
به دنبال چه می گردی؟... که حیرانی؟   
خرد گم کرده ای شاید نمی دانی!

که خاموشی نمی گیری!

 
اما منصور عزیز اینکه با یک رد تماس فهمیدی من خودم را به پیشنهادات مالی فروخته ام از ان حرفهاست ! من شاید به اندازه انهائی که انسانها را می خرند و می فروشند ثروت نداشته باشم ! اما دنیایی از دوستان با شرافت و صداقت دارم که از گنج قارون برایم بالاتر است ! از تخت سلیمان برایم گرانبها تر است ! من تک تک دوستانم را از خورشیدی که در دست راستم و ماهی که در دست چپم بگذارند قیمتی تر و گرانبهاتر میدانم ! که اتفاقا یکی از انها خود تو هستی !
 
منصور عزیز من در عمر کار تشکیلاتی ام هرگز هیچ کاری را بدون اطلاع دوستان همکارم انجام نداده ام و شاهد این تک تک این دوستان هستند از حسن پور و احدی و نجفی و علییاری و ضیایی و مصطفی پور و کریمی و شادی و ..... بپرسی ، می گویند 
 
ولی از تو ممنونم که با انتشار این نظر زمینه را برای بیان این حرفها [ که میدانستم در پی ان دیدار ابراز خواهد شد ] فراهم اوردی ! ولی حداقل تو خودت بهتر از هرکسی میدانی که پیام فروشی و خریدنی نیست ! اینطور نیست ؟!
 
در پایان خطاب به عموم همشهریان عزیز می رسانم که بنده در همه حال و همواره به خاطر تفکرات اصلاح طلبی خود در حال تغییر هستم و این تغییرات همواره در راستای تفکرات اصلاح طلبی است !
 
من معتقدم انسانی که نتواند خود را اصلاح کند و بدیهای خود را نشناسد نمی تواند اصلاح طلب باشد ! منهم همانند همه شما ها انسانی هستم که خداوند کریم در قرانش از ما بعنوان لفی خسر یاد نموده است ! پس منهم چون انسانم حتما خطاکار هستم ! ولی بخطاهای خود با چشم بصیرت می نگرم و انها را درس عبرت خود می کنم تا خود را بشناسم و سعی می کنم که برطرف نمایم که خداوند توبه کنندگان را بسیار دوست می دارد .
 
انسانی که همواره در حال تغییر نباشد و وجود و تفکر خود را اصلاح ننماید نمی تواند در جامعه فعال سیاسی و اجتماعی موثر و مفید باشد !
 
ما همواره و همیشه در معرض اموزش هستیم و هر روز چیزی یاد می گیریم و اساس اصلاح طلبی این است که این تغییرات ما در راستای تعالی جامعه و سرفرازی ایران عزیز بکار اید و گرنه هر روز انسانهای بی تفاوت زیادی در این دنیا زاده می شوند و یا بدامان مرگ می روند !
 
حکایتی جالب : می گویند روزی اسکندر به دهی رسید و به قبرستانش رفت و دید همه مرده ها کودک هستند ! گفت اینجا همه در کودکی می میرند ؟! پیرمردی به او گفت نه ای اسکندر بزرگ ! در اینجا ملاک زندگی انسانها ، روزهای خوبی و نیکی انهاست ! برای همین سن همه مردگان ما جوان است ! 
 
بعد گفت : ای اسکندر طوری زندگانی کن که وقتی مردی روی قبرت ننویسند وقتی از مادر زاده شد مرده بود !!!
 
انشالله که خداوند به همه ما توفیق دهد که وقتی مردیم روی قبرمان ننویسند وقتی از مادر زاده بود مرده بود !
 
محستب شیخ شد و فسق خود از یاد ببرد                قصه ماست که بر هر سر بازار بماند


تاريخ : بیست و ششم دی 1393 | 21:45 | نویسنده : پیام رنجبر موسوی
در مطلب بعدی در مورد چند نکته زیر خواهم نوشت

اول تبریک انتصاب یک همشهری به یک پست خوب در استان

دوم عزل یک هشترودی از سمت مدیرکلی

سوم کسانی که خود را نماینده دولت میدانند

                                                                                                           بزودی منتشر میشود



تاريخ : بیست و ششم دی 1393 | 19:58 | نویسنده : پیام رنجبر موسوی
بسمه تعالی

استانداری محترم استان اذربایجانشرقی جناب اقای دکتر جبارزاده

با سلام

احتراما اینجانبان فعالان و اعضای شورای مرکزی ستاد تبلیغاتی دکتر روحانی در شهرستان هشترود پیرو فرمایشات حضرتعالی در شهرستان مبنی بر استفاده از نیروهای بومی جهت انتصاب در پست معاونت فرمانداری شهرستان بدینوسیله به استحضار عالی میرسانیم حمایت قاطع خود را از انتخاب جناب اقای حاج طالب پرهیزگار که یکی از نیروهای انقلابی ، ارزشی و اصلاح طلب بومی می باشند اعلام میداریم و از حضرتعالی در راستای این انتخاب شایسته تقدیر و تشکر می نمائیم ./.

اعضای شورای مرکزی ستاد انتخاباتی دکتر روحانی در هشترود اصلاح طلبان شاخه اعتدال



تاريخ : بیست و چهارم دی 1393 | 14:32 | نویسنده : پیام رنجبر موسوی
عضو کمیسیون اقتصادی مجلس از دولت و وزارت آموزش و پرورش خواست هر چه سریع‌تر لایحه رتبه‌بندی معلمان کشور را به مجلس تقدیم کند تا فرهنگیان بیش از این در انتظار نباشند.
 
دولت لایحه رتبه‌بندی معلمان کشور را هرچه سریع‌تر ارائه کند

به گزارش خبرنگار خبرگزاری خانه ملت، غلامحسین شیری علی‌آباد در جلسه علنی امروز (سه‌شنبه 23 دی‌ماه) مجلس شورای اسلامی در تذکری شفاهی گفت: تذکر کلی به کسانی می‌دهم که به جای شب، در روز خواب می‌بینند؛ این خواب‌ها تعبیر نخواهد شد.

نماینده مردم هشترود در مجلس شورای اسلامی خطاب به وزیر جهاد کشاورزی و سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی درخصوص تمدید و استمهال وام‌های کشاورزان تذکر داد و افزود: کشاورزان در حال ورشکستگی هستند؛ ‌دام‌هایشان را به ثمن بخس می‌فروشند و اگر به این شکل پیش رود، وزارت جهاد کشاورزی باید نام خود را به وزارت مهاجرت روستاییان تغییر دهد.

وی از وزارت صنعت، معدن و تجارت درخواست کرد شهرک صنعتی شهرستان چاراویماق را تعیین‌تکلیف کند و توضیح داد: سال‌هاست این پروژه معطل مانده و مردم نیز تماشاگران مظلوم قضیه هستند.

عضو کمیسیون اقتصادی مجلس خواستار توجه بیشتر وزارت ورزش به ورزش روستاییان و مناطق محروم شد و در ادامه تذکر شفاهی خود خطاب به وزارت کشور، بیان کرد: ستاد بحران باید در مقابل مردم آسیب‌دیده پاسخگو باشد و شما را قسم می‌دهم به داد بیچارگان و آسیب‌دیدگان برسید.

شیری علی‌آباد خواستار رسیدگی وزارت نیرو به روستاهای فاقد برق شهرستان چاراویماق شد و گفت: علی‌رغم آنکه در دولت گذشته و کنونی، وزرای مربوطه دستور صریح در این‌خصوص صادر کرده‌اند،‌ اما تاکنون اقدامی صورت نگرفته است.

این نماینده مجلس نهم از وزیر راه و شهرسازی خواست نسبت به بهسازی راه روستایی حوزه انتخابیه خود که هر ساله در زمستان تلفات انسانی و مالی به بار می‌آورد، اقدام لازم داشته باشد و از وزیر آموزش و پرورش نیز درخواست کرد هر چه سریع‌تر لایحه رتبه‌بندی معلمان کشور را تقدیم مجلس کند تا فرهنگیان بیش از این در انتظار نمانند./



تاريخ : هجدهم دی 1393 | 17:12 | نویسنده : پیام رنجبر موسوی

اول : بی نظمی در تمامی مراحل برنامه مشهود بود و انچنان می نمود که بیشتر از انکه بروی نظم و انظباط متمرکز شده باشند !!! بیشتر در راستای ایجاد حصاری جهت جلوگیری از صحبتهای مردم و انعکاس مشکلات واقعی به اقای استاندار تلاش شده بود!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

دوم : برای اولین باردر دولت تدبیر و امید دیدم که استاندار با اسکورت !!!!! وارد جلسه میشود و اسکورت تا اخرین لحظه از کنار استاندار عقب نرفت و در پایان هم با اندکی فشار و خشونت مانع از احوالپرسی ساده مردم هم میشد و این نشان دهنده بند اول است که متاسفانه برخی ها ذهن فرماندار و استاندار را بدجوری معطوف به بحث امنیتی نموده بودند !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! 

سوم : تعداد صندلی ها با میهمانان هماهنگ نبود و انگار دعوت ها بصورت هرکی برای خودش و خودش برای هرکی انجام شده بود !!!!!!!!!!!!!

چهارم : نداشتن برنامه در طول سخنرانی مشهود بود و کسانی که بعنوان نماینده اقشار مختلف انتخاب شده بودند معلوم نشد که کجا باید بنشینند !!! البته مرادنژاد و محسنی برای نشستن در کنار استاندار خیلی تلاش کردند و علیرغم اینکه سه بار از محلی که نشسته بودند ! بلندشان کردند بازهم با حجب و حیای خاصی که دارند و محجوب هستند و مقید هستند با خجالت و اصرار و بزور تقاضای استاندار و همه مردم که اصرار داشتند این دو کنار استاندار بنشینند بالاخره جائی پیدا کردند و نشستند و البته بازهم در شکستن میز جلسه هیچ نقشی نداشتند !!!!!!!!!!!!!!! و اینکه مشاور و چند نفر از میهمانان استاندار سرپا ایستادند نشانه حجب و حیای این دوستان بود و البته مدیریت توانمند فرماندار ؟!!!!!!!!!!!

پنجم : معلوم نشد که طی کدام جلساتی میان اقشار مختلف مردم ؟!!!!!!! اقایان اسد الله حیدری نماینده دانشگاهیان ، سعیدی نماینده معلمان ، خانم باقری نماینده ؟؟؟؟؟؟؟ ، استاد بطحائی نماینده هنرمندان ، نیروزی نماینده کشاورزان ، مرادنژاد نماینده ؟؟؟؟؟؟؟؟ و محسنی نماینده ؟؟؟؟؟؟؟ و رضائی نماینده نظرکهریزی و جوادی نماینده جانبازان و...  انتخاب شده بودند ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ و بازهم بی نظمی در کار بود و انچه معلوم بود گزینش شده بود تا افرادی باشند که صرفا اقای فرماندار را تملق گویند و تعریف کنند و لاغیر ؟؟؟؟؟؟

تبصره : غیبت اقای بخشدار بیشتر از حضور برخی ها به چشم می امد ؟! ایا اقای بخشدار جائی برای نشستن پیدا نکرد ؟؟؟!!!!!!!!!!!!

ششم : در کل صحبتهای استاندار تنها یک جمله مورد توجه بنده قرار گرفت و مابقی تکرار مکررات بود و وعده های تکراری قبلی !!!!! و خوشحال شدیم که اقای استاندار موکدا تاکید نمودند که برخلاف اقای فرماندار که وبلاگ نویسان را بیشعور و بیسواد و بیکار می دانند با فضای مجازی رابطه مفیدی دارند و اطلاعات خود مربوط به هشترود را از فضای مجازی نیز می گیرند و باز هم خوشحال شدم که مطالب فضای مجازی در تصمیم اقای استاندار برای معرفی یکی از اعضای ستاد دکتر روحانی برای معاونت فرمانداری استقبال نموده اند !

مهمترین و تنها جمله ای که اقای استاندار فرمودند و بدرد هشترود و مردمش می خورد همین بود که ای مردم من حرفهایتان از طریق فضای مجازی را می شنوم و اطلاع دارم و هرچه وبلاگها و سایتها می نویسند می خوانم لذا اهمیت فضای مجازی بیشتر از پیش نمود می یابد و می توانیم از طریق همین فضای مجازی حرفهایمان را بگوش اقای استاندار برسانیم !!!

مسئله این است  که برخلاف تصور اقای فرماندار عزیز این وبلاگ نویسها نیستند که بیسواد هستند بلکه اگر اقای فرماندار نگاهی به لیست وبلاگ نویسان می انداخت متوجه میشد که منصور بخشنده کسی است که در سالهای اخیر اولین باشگاه ورزشی بیلیارد را با هزینه شخصی راه اندازی نمود اولین کسی است که مبادرت به ایجاد فروشگاه موبایل نموده است و با داشتن مدرک فوق لیسانس گردشگری و ایرانگردی یکی از نخبه های هشترود در بحث توریسم است و مهمتر اینکه بخشنده ها مثل برخی ها دارائی خود را در تبریز سرمایه گذاری نکرده است و هرچه سرمایه اش دارد در هشترود سرمایه گذاری نموده و حتما دلسوزتر از کسانی است که ثروت این منطقه را در تبریز و سهند برجهای چند طبقه میسازند

من نمیدانم چه کسی به اقای فرماندار مشاوره داده که مثلا بنده بیسواد هستم ! اما اقای فرماندار اگر سواد را داشتن مدرک حساب می کنند که بله بنده بیسواد هستم و خیلی هم بیسواد هستم چون حتی مدرک پنجم ابتدائی هم ندارم !!!! اما اگر منظور از سواد اطلاعات و فهم و درک مسائل باشد محض اطلاع ایشان عرض می کنم که بنده 15سال در عرصه صنعت و تولید و امور بانکی تبحر دارم و مدت 5سال در عرصه فضای مجازی و اینترنت سابقه دارم و مدعی هستم جز نفراتی هستم که در بحث امورات صنعتی و بانکی و مشاوره صنعتی و اینترنت جز انگشت شمار صاحبنظران می باشم (در این حوزه ها اماده مناظره با تمامی مشاوران اقای فرماندار یک جا هستم ) و سه دوره مهم مدیریت بحران ،حسابداری پیشرفته و کامیپوتر را طی نموده و مدرک خبرنگاری و روزنامه نگاری از موسات غیر انتفاعی می باشم حالا لیسانس ندارم ! به نظر فرماندار بیسواد بیایم مشکلی است که اقای فرماندار دارند لذا گوشه ای از مقاله سواد سیاه و سفید ( همه ما باسواد هستیم یا توهم سواد داریم اقا شعبانعلی از سایت عصر ایران ) را نقل می کنم تا اقای فرماندار هم در خصوص سواد سیاه و سفید مطالعه یا فرمایند 

((این شکل از بی سوادی را شاید بتوان "بی سوادی سفید" نامید. چرا که در نگاه اول، مشاهده نمی‌شود و این نوع بی سوادی به کسی فشار نمی‌آورد. این بی سوادی به سادگی قابل سنجش نیست و در آمارها ثبت نمی‌شود. این نوع بی سوادی، وقتی با انواع مدارک رنگارنگ دانشگاهی، تایید و تقویت شود، «ندانستن مرکب» را باعث می‌شود. حالا فرد به ابزارهایی جدید برای "تقویت بی سوادی" خود و دفاع از باورهای نادرست خود مجهز گشته است. بی سوادی سفید درد امروز جامعه‌ی ما و بسیاری از جوامع دیگر است. چنین است که یونسکو نیز، به آرامی، هر سال دغدغه‌ای جدید را به عنوان این روز می‌افزاید و امسال، «روز جهانی سواد و توسعه پایدار» را شعار خود قرار داده است. همه فهمیده‌ایم که سواد، معنای سابق خود را از دست داده است. اما هر یک به نوعی، چنان در دام بیسوادی‌های سفید گرفتار شده‌ایم، که ترجیح می‌دهیم، از کنار این شکل جدید از بیسوادی، آرام و بیصدا عبور کنیم و تهدید‌های انکارناپذیر آن، مسکوت و مغفول باقی بماند. به نظر می‌رسد، امروز، نیاز ما، «سواد خواندن و نوشتن» نیست بلکه نوع دیگری از سواد است. سوادی که به ما آموزش، پرورش، سواد ارتباط، سواد انتقاد، سواد تحلیل، سواد رسانه، سواد استراتژی، سواد مالی، سواد عاطفی و ده‌ها سواد دیگر را بیاموزد. شاید بتوان برای همه‌ی اینها یک عنوان واحد انتخاب کرد: "سواد زندگی". ))

هفتم : سند تدبیر و توسعه بیشتر از انکه سند تدبیر و توسعه باشد گویا یک برنامه و تفاهم نامه مانند بوده و معلوم نبود کدام کار کارشناسی روی ان انجام شده بود نمونه : احداث گاوداری 2000راسی صنعتی ؟!

7-1 انچه که معلوم است هشترود یک شهرستان دامدار محور است ! اما سند توسعه یک شهرستان اصولا نباید به بحثهای جزئی مانند ایجاد فلان کارخانه و یا گاوداری بپردازد و مشخص است که مشاوران فرماندار محترم در این مورد بدلیل عدم تخصص و ضعفی که بارها انتقاد کرده ایم ناشی بوده اند و تیم مربوطه به جای پرداختن به امور زیر بنائی به امورات سطحی نگریسته است !

اساسا در سند توسعه مثلا : به جای اینکه بنویسند یک گاوداری برای هشترود مورد نیاز است می نویسند : با توجه به اینکه منطقه دامدار بوده و زمینه توسعه دامداری و بهره وری بهتر موجود و پتانسیل این امر در بخش مرتع و تولید علوفه نسبتا ارزان و زمین وسیع و نسبتا ارزان مهیاست و تاریخچه این شهرستان هم نشان از ان دارد که پیشینیه ای همسو با این امر دارد لذا لزوم توسعه و بهره وری بهتر از این زمینه برای توسعه هشترود بدیهی میرسد در این راستا طبق نظر کارشناسان و صاحب نظران مقرر گردید :

الف : تمامی واحدهای گاوداری شهرستان در قالب یک بانک اطلاعاتی جمع اوری شده و مشکلات و یا رئوس فعالیت ها و برنامه های انان اخذ شود

ب: نظر به اینکه گاوداری سنتی محکوم به شکست است ! لزوم صنعتی نمودن این صنعت شدیدا مورد اضطرار است ! لذا در راستای جلوگیری از نابودی دامداریهای سنتی و توسعه انها کارگروه توسعه شهرستان مقرر می نماید

ب-1 : در طی یک فرایند سه ساله از طریق تسهیلات ارزان واحدهایی که توانائی توسعه و تجهیز واحد را دارند شناسائی و مورد حمایت قرار گیرند !!!!!!!!

ب-2: نظر به اینکه گاوداری سنتی نیز در زمینه اشتغال زائی و پیشگیری از مهاجرت روستائیان نقش ارزنده ای دارد لذا مقرر گردید تا پایان سال 94 به واحدهایی که امکان توسعه و تجهیز بصورت صنعتی را ندارند تمهیداتی ارائه شود تا حداقل استاندارهای لازمه را اعمال نمایند !!!

ب-3: برای بهره وری بهتر بایست صنایع پائین دستی دامداری سنتی و صنعتی مانند بسته بندی گوشت ، بسته بندی شیر ، تولید لبنیات ، چرم ، واحدهای تولید کنسانتره دامی و ..... در طی سه سال متناسب با نیاز منطقه را ایجاد نمود که این مهم از طریق ارائه اطلاعات کافی از سوی دبیر ستاد و دفتر ستاد سند توسعه و فرمانداری و جهاد کشاورزی و دامپزشکی و..... صورت تا از طریق جلب سرمایه گذار بخش خصوصی اقدام شود..... و البته اینها را مثال عرض کردم  و یک سند توسعه کلی تر و کلان نگرتر از این حرفها باید باشد !!!!!!!!!!!!

اما قطعا اینکه در سند تدوین یکهو می نویسند برای هشترود یک گاوداری 2000راسی صنعتی ایجاد شود دارای اشکالات فراوان است مثلا :

1-این امر باعث ورشگستکی و نابودی تدریجی گاوداریهای سنتی و بخصوص دامداریهای روستائی شده و مهاجرت را در پی خواهد داشت

2- با احتساب قیمت هر راس گاو معمولی در حدود 70میلیون ریال 2000رای گاو رقمی در حدود 140000میلیون ریال یعنی 14میلیارد تومان فقط برای خرید دام معمولی نه هلندی و .... نیازمند است و برای احداث یک گاوداری مجهز صنعتی حداقل رقمی بالغ بر 6میلیارد تومان مورد نیاز است ( زمین تجهیزات سالنها شیردوشی و .... ) و این رقم یعنی 20میلیارد تومان ! از طرفی با توجه به نبود صنایع پائین دستی سوال اینجاست که اصلا ایا این طرح در هشترود توجیه دارد ؟ کدام سرمایه گذار حاضر است رقمی بالغ بر 20میلیارد تومان در کشور ایران که گوشت را وارد می کند در صنعت گوشت و گاو هزینه نمایند !؟

سوال اصلی این است که ایا نمی توان با همین 20 میلیارد تومان و کمتر از طریق تسهیلات بانکی هم اشتغال موجود را حفظ نمود و هم بر توسعه و بهره وری بهتر صنعت دام افزود و هم اشتغالزائی را افزایش داد ؟

برمیگردیم به بحث جلسه و حالا سوالات بی پایان بنده و انشالله کسی که باشد و جواب بدهد

1-چه کسی مسئول انتخاب افراد برای صحبت کردن و بیان مشکلات بود ؟

2-چه کسی گفته اقای حیدری اصولگرای تندروئی که همین چند روز پیش علیه دکترروحانی و دولت تدبیر و امید جبهه گیری نموده و حملات سختی را متوجه دکتر روحانی نموده بود حال می تواند مشاور صدیقی برای نماینده این دولت در هشترود باشد؟ ایا یک دانشگاهی طرفدار دولت تدبیر و امید نبود تا اقای حیدری زیرکانه در بین صحبتهایش اساس تدبیر و امید را زیر سوال نبرد ؟!!!!!!

3-اقای مرادنژاد می خواست چه بگوید ؟ از طرف چه کسانی صحبت میکرد ؟ اقای فرماندار خدا وکیلی جز این بود که صرفا برای تعریف و تمجید از شما بهش وقت داده بودید ؟

4-چطور شد نماینده کشاورزان منطقه در حالیکه منطقه کشاورزی و مشکلات کشاورزان روز افزون است و نیاز به بررسی مشکلات کشاورزان بدلیل ساختار کشاورزی بودن منطقه جهت جلوگیری از مهاجرت در اولویت بود نماینده کشاورزان بیچاره و بدبخت که از سرما اسیب دیده اند از خشکسالی اسیب دیده اند از عدم تمدید وام اسیب دیده اند از بیمه محصولات اسیب دیده اند یک دقیقه هم فرصت نمی یابد حرف بزند ؟ ولی اقای مراد نژاد که معلوم نبود چی می گفت و نماینده کدام گروه بود کلی شعر و غزل می خواند ؟!!!!!!!!!!!!!!!!

این چه تدبیری است که اقای فرماندار شما در بحث امورات سیاسی خود پیش گرفته اید ؟ والله بالله تالله این راه که می روید شما را از اهداف دولت تدبیر و امید و مردم دور میسازد ؟ اقای فرماندار مشکلات کشاورزی امروز اهم مشکلات منطقه است حال چه لزومی دارد مراد نژاد که هیچ سمتی و منصبی ندارد سخنرانی کند ولی نماینده کشاورزان منطقه یک دقیقه فرصت نکند درهای کشاورزان را به اطلاع استاندار برساند ؟!!!!!!!!!!!

5-چطور است برای مسجد قدیمی و تاریخی لامشان (و می تواند یک محل توریستی و گردشگری باشد ) که با مشکل مواجه است و این بنای تاریخی در معرض اسیب جدی قرار دارد یک فرصت یک دقیقه ای برای بیان مشکلات داده نمی شود !!!!!!!!!!!!! ولی مرادنژادی که هیچ چیزی برای عرضه جز تملق و تبلیغ شما نداشت صحبت می نمایند ؟

6-چطور است از طرف بانوان یک نفر نبود صحبت کند ؟ یک خانمی برای بیان دردهای جامعه بانوان هشترود در جلسه حاضر نمی شود !!! اما مراد نژاد کلی شعر و غزل می خواند ؟

جای تاسف دارد ؟ واقعا من حیرت می کنم تعجب می کنم مردی که اینقدر در امور سرمایه گذاری مدبر است در بحث سیاسی اینقدر ضعیف و ناپخته عمل نماید ؟

اقای فرماندار به والله گاه به شک می افتم که یا ان بحث اقتصاد و صنعت کار شما نیست و کار مدیران دیگر است !!!! و یا این امورات سیاسی کار شما نیست و دستپخت کسان دیگر است ؟ واقعا ما کدام را باور کنیم ؟!!!!!!!!!!!!!!!!

اما در خصوص سند تدبیر !!!! و توسعه هشترود چند سوال دارم

1-جایگاه ورزش و توسعه ورزش هشترود در این سند چگونه دیده شده است ؟

2-جایگاه زنان و بانوان در این سند توسعه چگونه دیده شده است ؟

3-جایگاه بخش تعاون در این سند توسعه چگونه دیده شده است ؟

4-جایگاه پژوهش و پژوهشگران چگونه دیده شده است ؟

5-جایگاه جوانان و اینده انان در سند ورزش چطور دیده شده است ؟

6-وضعیت اموزش و پرورش در این سند توسعه که چهار ساله تدوین شده در کجا و چطور دیده شده است ؟

7-جایگاه تشکل ها و انجمن ها و ان جی او های غیر دولتی چطور دیده شده است ؟

8- جایگاه رسانه و فضای مجازی و مطبوعات در این سند در کجا قرار دارد ؟

و سوالات دیگر که انشالله اقای فرماندار در نشستی با مطبوعات - اگر بگذارند - به انها پاسخ میدهند

و اما سخنرانان عزیز

مراد نژاد : که صرفا هدفشان این بود که به اقای استاندار بگویند که به شکر اندرش مزید نعمت ، و اقای فرماندار شکری است که حضورش مزید نعمت است

جوادی : که متاسفانه شفافیت لازم در خصوص بیان مشکلات را نداشتند و اقای استاندار هم اصلا متوجه مشکلات نشدند و هیچ حرفی هم در این خصوص نداشتند !

رضائی : که فقط بحث انتقادی را داشتند و چون گویا خوب مسائل را بررسی نکرده بودند ! لذا انچه بیان کرد به چشم نیامد ! و اقای استاندار هم با بحث بهداشت یک پاسخ کلی به ایشان داد و از مسائل چون خوب بیان نشده بودند گذر نمود !

بطحائی : تنها کسی بود که خوب میدانست چه می خواهد و برای چه سخن می گوید ( این دقیقا نشان دهنده ضعف مدیریت ان جلسه است یعنی اگر اقای فرماندار سایر سخنرانان را نیز همانند استاد بطحائی با تخصص در حوزه و اگاه به امور انتخاب میکرد نتیجه اش همانند سخنان اقای بطحائی مفید می شد ) و برای همین بود که ضمن بیان مشکلات هنر و هنرمندان بخوبی توانست موقعیت و شرایط را شرح دهد لذا اقای استاندار هم بخوبی حرفهای ایشان را متوجه شده و بلافاصله قول یک سالن اجتماعات را دادند - یعنی تنها کسی که اقای استاندار حرفش را متوجه شد و در مقابلش عکس العمل مفید نشان داد استاد بطحائی بودند -

محسنی : در سخنرانی خود اشتباه شدند اول اینکه شیخ اسمعیل هشترودی نماینده دو دوره مجلس شورای ملی از هشترود نبوده است و اصلا ساکن هشترود نبودند ! بلکه ایشان یکدوره در دوره دوم مجلس شورای ملی نماینده مردم اذربایجان بودند !بعدا اینکه می خواهم بدانم برگزاری همایشی برای بزرگداشت شیخ اسمعیل هشترودی چه سودی برای هشترود خواهد داشت ؟ در این وانفسای اقتصادی هزینه یک همایش برای شیخ اسمعیل هشترودی چندین ده میلیون تومان خواهد بود و سودش برای هشترود چه خواهد بود ؟

نه شیخ اسمعیل انقدر در تاریخ مشهور است که نامش بتواند برای هشترود مفید باشد و نه اساسا چنین همایشهایی برای مناطق محروم سودی داشته اند !!! ولزوما اینکه من بمصداق ان شعر معروف که می گوید :

در حیرت از مرام این مردم پست                           این طایفه ی زنده کش مرده پرست
تا هست به خاری بکشندش به جفا                        چون مُرد به عزت ببرندش سر دست

بنده متعجبم چرا اقای محسنی گیر داده به پرفسور هشترودی و شیخ اسمعیل هشترودی!!!  بازهم به مصداق ان شعر معروف که"  گیرم پدر تو بود فاضل از فضل پدر تو را چه حاصل " سوال می کنم تا کی ما باید نخبگان زنده خود را ارج نگذاریم و بدنبال همایش برای مرده ها باشیم ؟! درست است که پرفسور هشترودی افتخار هشترود بوده اند !!! اما ایا کسی در جائی از تاریخ دیده اند که این پرفسور عزیز یک ساعتی در هشترود زندگی کرده باشند ؟ ایا اگر ساکن هشترود بودند و احتمالا عضو ستاد تدبیر و امید دکتر روحانی بودند امروز اقای محسنی اصلا ایشان را قبول میکرد ؟

ما امروز در هشترود نخبه های زیادی داریم ! من در حیرتم که چرا برخی ها مدام از افتخارات قدیمی حرف میزنند و معاصر ها را فراموش می کنند ؟ چرا یک همایش برای بزرگداشت کهولی ، اقاجانپور ، برای بزرگداشت نوائی ، خسروی برای بزرگداشت استاد بطحائی ووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووو.... نگذاریم ؟!

اما اقای محسنی شعری از دکتر حسین قائمی را به اشتباه به نام پرفسور هشترودی قرائت نمودند که تنها یک بیت از ان شعر متعلق به پرفسور هشترودی است ! ایکاش این افراد که صرفا بدون داشتن کوچکترین اطلاعات و سواد کافی صرفا برای خود نمائی انتخاب می شوند حداقل بروند و از چند صاحب نظر ادبیات و .... بپرسند که اینگونه مایه ابروریزی نشوند و خوشحالم که اقای استاندار ادبیات نخوانده اند وگرنه در همانجا میزدند توی ذوق طرف که شعر دیگری را به اشتباه به نام دیگری نخوان !

البته اقای محسنی برای دلبری از اقای استاندار خواستند که با این شعر به اقای استاندار و فرماندار با تملقی شیرین بگویند که " خط مجانب بر آن، طره ی گیسوی توست "  ( اینجا )

خانم باقری :تجلیل ایشان از استاد بطحائی قابل تقدیر و تشکر است و هرچه از بطحائی سخن برانیم بازهم کم گفته ایم و حتما صدها جلسه این چنینی می خواهند تا گوشه ای از هنر و قدرت هنری و حق هنری ایشان بر هشترود بیان شود ! اما ایکاش در حضور خود استاد و در جائی که خودشان صحبت کرده بودند ! اینگونه مدیحه سرائی انجام نمیشد ! تا خدای ناکرده شبهه ایجاد نیمشد که اموزش داده اند تا اینطور بگوید (( در حالیکه من ایمان دارم خانم باقری بدون هماهنگی قبلی و با صدق دل و نیت پاک به این کار مبادرت نمود )) .

ایکاش خانم باقری به بیان مشکلات بانوان هشترود و کمبودهای اجتماعی و فرهنگی بانوان هشترود حرف میزدند تا حداقل در این صحنه صدای بانوان عفیفه و با ایمان و البته فرهیخته و باهوش هشترودی هم به بگوش اقای استاندار میرسید - البته بازهم بخاطر شعر زیبایشان و تجلیل از استاد از ایشان متشکرم

سعیدی : اقای سعیدی هم یکی از سخنرانانی بود که بخاطر اینکه فردی متخصص در امور و اگاه هست اقای استاندار حرفهای ایشان را متوجه شد و در برابر مشکلاتی که بیان نموده بودند پاسخ خوب و مقتضی را ارائه دادند و منشا یک کار خیر برای شهرک فرهنگیان هشترود بودند

عادل محمد حسین فرد : ای جاااااان !!!!!! مدیریت بر خاورمیانه !!! گویا مدیریت بر شورای شهر خیلی به مذاق داش عادل شیرین امده که هشترود را مدیریت نکرده و اباد نکرده به فکر مدیریت بر خاورمیانه افتاده است ! ای جااان ! بمیرم برات عادل جان !

من واقعا متاسفم که عضو شورای شهر بدون برنامه و بدون اماده کردن مطالبی مفید به جلسه مذکور امده بود و انطور حرف زد ! (( البته دوست عزیزم اقای مصطفی پور اماده بودند اما بدلیل اینکه مادر محترمه ایشان به ناگاه مریض شدند ناچار جلسه را ترک کردند و همین امر باعث این مشکل شد ، برای مادر این دوست عزیز اروزی سلامتی دارم ) و ایکاش اقای محمد حسین فرد هم حرف نمیزدند و ان بهتر از ان بود که وسط حرفهایش بگویند بس است بشین !!!!! 

بحث قیمت جهانی نفت و مدیریت بر خاورمیانه که توسط اقای محمد حسین فرد ایراد شد با کمال تاثر و تالم یک مضحکه کامل برای شهر بود ! واقعا مسخره بود که عضو شورای شهر از ارقامی صحبت کند که هیچ پستوانه علمی و عملی در پشت انها نهفته نیست ! واقعا زشت است که عضو شورای شهر بیاید و از سی و شش سال گذشته حرف بزند و مشکلات فعلی را رها کند ، اقا از کمبود اعتباراتتان می گفتی ، از کمبود بودجه ، از نبود قیر و اسفالت ، اخه تو رو چه به مدیریت خاورمیانه !!! یکی به این دوستمان حالی کند که دوره تبلیغات شوراها گذشته است و حتی دوسالی هم از دوره شورا سپری شده است !

من متاسفم که عضو شورای شهر نمیداند که در شهر هشترود 13 پزشک متخصص فعالیت می کند ! من متاسفم که ....... متاسفم و متاسفم و متاسفم ! چرا باید عضو شورای شهر انچنان ناپخته و بسبک احمدی نژادی دم از مدیریت جهانی و خاورمیانه انهم در جلسه دیدار مردم هشترود با استاندار حرف بزند ! که بگویند بشین بس است ؟!

حال عادل خان عزیز دورش هاله نور می دید یا نه و یا اینکه احساس میکرد صندلی ها و ادمهایش بهش میخکوب شده اند یا نه ! بنده بی اطلاع و بی تقصیرم ! ا

در پایان از بخشدار عزیز تقدیر و تشکر می کنم بخاطر لطفی که به بچه های اصلاح طلب و فعالین ستاد دکتر روحانی داشتند ! که مراتب را نیز به اطلاع اقای استاندار رساندیم

و از اقای استاندار هم که به شهر ما امده بودند تقدیر و تشکر می کنیم و امیدواریم که این سفر ها تکرار یابد و البته فضا طوری باشد که واقعا منتخبین مردم حرف بزنند و شو و نمایش برگزار نشود !

بعدا نوشت : بنده یادم رفته بود و دوستان یاد اوری نمودند که دو نکته را عرض کنم

اول اینکه در این بلبشوی مدیریت هرکی به هرکی متاسفانه به امام جمعه فرهیخته و اگاه هیچ فرصتی برای صحبت ندادند و همین امر باعث شد که ایشان با ادب و تانی و بدون هرگونه خداحافظی و ... جلسه را ترک کنند که در این موضوع دو نکته حائز اهمیت است

الف : اول اینکه خوب اقای مراد نژاد در همه جا خود را نماینده امام جمعه معرفی می کنند و در جلسه چند روز پیش در فرمانداری هم اعلام نمودند که من به جای امام جمعه می ایم و حرف میزنم

ب: دوم اینکه اقای فرماندار بهتر نبود به جای مراد نژاد و محسنی که فقط شعر و غزل برای شما می خواندند فرصتی میدادید تا امام جمعه که یکی از زبانهای گویای دردهای این منطقه هستند صحبت کنند

و اما نکته دوم : لازم به ذکر است که کل صحبتهای این جلسه ضبط شده نزد اینجانب محفوظ می باشد و حرفهای دوستان مستندا از روی ضبط پیاده شده است



تاريخ : هجدهم دی 1393 | 9:10 | نویسنده : پیام رنجبر موسوی
مطلب بعدی در مورد افرادی است که نظر خصوصی میدهند و کلی عذر تقصیر می خواهند و دست بوسی می ایند و بعد میان جمع خو دنمائی می کنند

این مطلب به دلیل حضور فرد مورد نظر در مغازه پدر خانم بنده و عذرخواهی و سفارش پدر خانمم که احترام زیادی برای ایشان قائل هستم فعلا منتشر نمی شود



تاريخ : پانزدهم دی 1393 | 11:2 | نویسنده : پیام رنجبر موسوی

بحث غیر بومی یک بحث استراتژیک نیست که عده ای همه کارشان را ول کرده و بسان قورباغه که در زمان بالا رفتن اب ابو عطا می خواند وقتی مطلب کم می اورند بر طبل ان می کوبند 

واقعیت این است که تنها باعث میشود

نیروهای غیر بومی حاضر در هشترود دلسرد میشوند که هرچقدر هم تلاش می کنند باز به چشم غریبه به انها نگریسته میشود

باید اذعان کنم داشتن مدیران موفق غیر بومی مانند مهندس اوشال در اداره راه و شهرسازی ، مهندس ناصری در اداره گاز ، مهندس پاشائی در میراث فرهنگی ، برزگر در ارشاد اسلامی ، مهندس سلیمانی در اب و فاضلاب شهری ، سلیم پور در بخشداری مرکزی ، مستفید در فرمانداری ، محمودیان در معاونت فرمانداری ، قاسم زاده در محیط زیست  ، حسین زاده در دانشگاه ازاد واقعا اروزی هر شهری است که داشته باشند

طبیعی است که در امر مدیریت انچه که برای مدیر مهم است موفقیت زیر مجموعه خودش است هر مدیری برای اینکه رشد یابد و بتواند به مقامات بالاتر برسد تمامی تلاش خود را معطوف به این خواهد نمود که موفق شود حال میخواهد بومی باشد یا غیر بومی!

سالهای قبل اداره راه و شهرسازی مدیران بومی داشت ! اما ایا اینقدر که اوشال غیر بومی برای بهسازی و زیر ساخت راههای روستائی و شهری و ملی هشترود زحمت کشیده کار کرده بود ؟ اوشال امروز در سهند اباد غوغا کرده است منطقه ای که نه ماه در سال بخاطر برف و راههای نامناسب یا بچه هایشان در پشت واگن تراکتور به دنیا می امدند و یا زنانشان در موقع زایمان بدلیل نرسیدن به بیمارستان در راه جان می سپردند ، امروز با انگ غیر بومی ها خوب نیستند سبب رنجش خاطر این مدیرتوانمند میشوند و این کارخیانت است هم به شهر ! هم به نظام ! هم به مردم !

امروز وجود مهندس ناصری در اداره گاز که در طول دو سال توانسته به بیش از صد روستای دور افتاده در این شهرستان گازرسانی کند نعمتی است که باید قدرش را بدانیم چراکه شکر نعمت نعمتت افزون کند ! ناصری جوان با انگیزه و کارشناسی متخصص و انسانی متواضع میانه ای امروز اداره گاز هشترود را در بین شهرهای دیگر استان تبدیل به اداره نمونه و خدمتگذاری الگو نموده است ! حیف است انهایی که مقاصدی در تفکرات متحجری خود می کشند برای خوش امد و تملق گفتن به یک نفر، مدیران غیر بومی مثل ناصری را زیر سوال ببرند !

امروز دکتر افخمی در شبکه بهداشت و درمان هشترود توانسته بیمارستان را مدیریت کند و اتفاقا برای بیمارستان که رئیس ان یک غیر بومی دیگر بنام دکتر اعتمادی است که هر دو توانسته اند سامانی به بیمارستان بدهند ، تجهیز بیمارستان به بخشهای تخصصی ، جذب پزشکان متخصص ، تاسیس خانه های بهداشت در روستاهای شهرستان ، ترمیم بیمارستان در حال تخریب و... از تلاشهای این غیر بومی است ! بیمارستان یکزمانی در دستان مدیری بومی بود به کجا رسید؟!!! 4میلیارد هزینه ساختش بود و 4 میلیارد برای ترمیمش پول لازم بود ، فراموش نکرده ایم که در زمان مدیر بومی بیمارستان زن زائو موقع عمل زایمان فوت نمود ، فراموش نکرده ایم که اورژانسمان چطور بود ، نوبت بیمارستان چطور بود ! واقعا ننگ است ، خیانت است اینهمه خدمت را ببینیم و بازهم بر علیه غیر بومی ها بنویسیم ! مگر غیر بومی خطا نموده به شهر ما خدمت نموده و یا خدمت می نماید !

امروز دکتر حسین زاده در دانشگاه ازاد با مدیریت صحیح خود ، اختلافات را حل نموده بدهی های دانشگاه را حل نموده رشته های ارشد را وارد پروسه نموده است ! فراموش کرده ایم که زمانی که بومی مدیر دانشگاه بود چه شد ؟ ماجرای برنج چه شد ؟ و هزار ماجرای دیگر !

من قصدم این نیست مدیریت بومی ها را زیر سوال ببرم امروز بیش از 70درصد روسای ادارات بومی است ! و اتفاقا 90درصدشان هم مدیران موفق و شایسته هستند چون با رعایت اصل تخصص محوری انتخاب شده اند مثلا

امروز مهندس کریمی بعنوان یک بومی توانمند و متخصص توانسته ثبات و عدالت را در جهاد کشاورزی حاکم نماید ، مهندس کریمی توانسته با مدیریت صحیح بحث دعوای کود که سالها کشاورزان را رنج میداد مدیریت نماید ،

یا در دانشگاه پیام نور امامقلی زاده موفق بوده ، دانشگاه را توسعه داده تا جائی که دانشگاه پیام نور هشترود جز واحدهای نمونه در استان شده است

در اداره برق مهندس معتمدی ، در بهزیستی کریمی ، در ورزش و جوانان مجیدی ، در بنیاد مسکن ببینید این مهرانی فر عزیز چه غوغاها که کرده است چه عملکرد زیبایی که داشته است ! مهرانی فر در روستاها چنان ساخت و سازی براه انداخته که در سالهای گذشته نظیرش دیده نشده است ، امروز تامین اجتماعی به برکت وجود سلیمانی عزیز محلی امن و تکیه گاه نیازمندان و دارندگان تامین اجتماعی است ، فراموش نکنید وظیفه مدیران تنها رسیدگی به وضعیت شهر نیست روستائیان عزیز هم در حیطه خدمات این دوستان قرار دارند و الحق که در بحث روستاها اغلب مدیران چه بومی و چه غیر بومی موفق و توانمند و عالی عمل کرده اند

[[[ توضیح بعدی : یکی از غالب مدیران موفق و شجاع و مدیر بومی جناب اقای قهرمانپور ریاست محترم اداره صنعت و معدن و تجارت شهرستان هشترود که علاوه بر این خصایص به پاکی ، تواضع ، فروتنی و افتادگی نیز اراسته می باشند و یکی از الگوترین مدیران بومی شایسته می باشند و فراموش کرده بودم ]]]

بی تردید از هر دو طرف کسانی را داریم که در کارهایشان ضعیف بوده اند نه اینکه عمدا در امورات سستی نموده اند نخیر بیشتر از ان جنبه ضعیف بوده اند چون بصورت تخصص محور انتخاب نشده اند ، چون بصورت رابطه ای امده اند 

مثال مدیر بومی نا موفق : تعاون روستائی در بحث حمایت از کشاورزان ضعیف بوده است کشاورزان خسارت دیده امسال خیلی زیاد رنج بردند و تعاون روستائی بعنوان رکن اصلی حمایتی تنها تبدیل به بنگاه ثروت اندوزی شده است دیدگاه سودجویانه مدیریت حاکم بر ان باعث شده که تعاون روستائی بیشتر واسطه خرید و فروش باشد تا نهادی حمایتی ! بومی های ضعیف هم داریم

و مثال غیر بومی ناموفق ! در منابع طبیعی متاسفانه مدیریتش در بحث مراتع و حفظ مراتع ضعیف عمل نموده است و مع الاسف انقدر ضعیف بوده است که مراتع را برخی روستائیان به اجاره میدهند و متاسفانه خبرهای ناخوشایندی از این اجاره دادن ها بگوش میرسد

من زیاد وارد بحث نقد برخی مسئولین غیر بومی و بومی ضعیف نمی شوم و تنها به این دو مثال که یکی از مدیران بومی و یک مدیر غیر بومی را نقد نمودم کافی میدانم

پس غیر بومی یا بومی در اصل مدیریت مهم نیست در اصل مدیریت شجاعت مدیر ، مدبر بودن مدیر ، تخصص محوری مدیر ، تجربه مدیر مهم است

همین اقای مستفید فرماندار غیر بومی شهر هشترود ، که بنده هم به برخی عمکلردشان بخصوص در حوزه امورات سیاسی نقد های اساسی کرده بودم و در جلسه اخیرا هم صراحتا رو در روی ایشان هم عرض کردم همان نقدهایی که داشتم  ، ولی از انصاف نباید بگذریم همین اقای مستفید در بحث اقتصاد و صنعتی شدن هشترود بصورت بسیار عالی و توانمند و شایسته عمل نموده است ، قرار نیست چون در یک حوزه به ایشان نقد داشته و یا دارم کل فعالیت و زحمات ایشان را نایده بگیرم که اساس نقد منصفانه دیدن معایب و محاسن یک فرد با هم است ، مستفید در امر اقتصادی و صنعتی واقعا فراتر از وظیفه خود عمل نموده است شتاب توسعه صنعتی هشترود بخاطر همین توانمندی مستفید در این حوزه است ، بحث هماهنگی با نماینده و پرهیز از اختلاف با نماینده شهرستان یکی دیگر از اموراتی است که مستفید با تدبیر و درایت پیش برده است و این نشان میدهد که فردی مدیر است و میداند که از اختلاف ابی گرم نمیشود

دوستانی که مرتب بر طبل بومی و غیر بومی می کوبند باید این نکته را بیاد داشته باشند که نه لزوما همه بومی ها خیلی موفقند و نه حتما همه غیربومی ها ضعیف ! لذا در مطالبی که در مورد غیر بومی و بومی می نویسند شرط انصاف و عدل را رعایت کنند

من بیشتر از انکه بخواهم در اصل مدیریت بر بحثی فرعی مثل بومی گرائی بکویم [هرچند اولویت را با بومی ها میدانم در شرایطی که عرض خواهم نمود ] بیشتر بر طبل تخصص محوری مدیران مانور میدهم مدیر بومی با غیر بومی در درجه اول بابد تخصص محور باشد که اگر تخصص محور باشد می تواند مثل اوشال و ناصری غیر بومی یا مثل کریمی و معتمدی و امامقلی زاده بومی موفق باشند  !

من اولویت دیگرم در مدیریت شجاعت مدیر است نه بومی یا غیر بومی بودن مدیر ! شجاعت بعنوان یک اصل مدیریتی باید در انتخاب مدیران در اولویت قرار گیرد چرا که مثلا همین مهندس اوشال غیر بومی عزیز با شجاعت تصمیم گرفت هزینه نماید چون تخصص محور بود از بدهی اداره نترسید میدانست وقتی بدهی در مقابل خدمت درست برجای بماند هم مسئولین درکش خواهند نمود هم مسئولین ! کما اینکه مهندس اوشال توانست بدهی 800میلیونی را به 150میلیون کاهش دهد چرا که مسئولین استانی و کشوری هم وقتی تلاشش را دیدند به هر نحوی اعتباراتش را تامین نمودند ! بدهی اداره وقتی در مقابل خدمات شایسته باشد مورد تقدیر است ! اما وقتی نهادی مثل شهرداری با مدیر بومی بدهی دو میلیاردی به جای میگذارد بی انکه خیابانی جدید احداث شود میدانی جدید زده شود اسفالتی نو براه بیافتد و غیره ، دیگر نشانه شجاعت نیست بلکه نشانه ضعف و بی تدبیری مدیر می شود !

اولویت بعدی در مدیریت چه بومی و چه غیر بومی تجربه مفید در همان شاخه می باشد ، امروز پاشائی غیر بومی در راس میراث فرهنگی قرار گرفته است بدلیل تجارب ارزشمندش توانسته صنایع دستی هشترود را زنده نماید و در این مسیر تلاش می کند در حالیکه قبل از ایشان ارسلان اکبری بومی و دوست عزیز بنده بدلیل عدم تجربه نتوانسته بود چندان موفق عمل نماید ! پس بحث تجربه خیلی مفید است ! مثلا انتخاب یک ماما برای مشاور امور بانوان یک انتخاب غلط است چه بومی باشد چه غیر بومی غلط است ! چرا که یک ماما تخصص و تجربه اش در زایمان است و امور مشاوران بانوان امری فراتر از یک زایش بچه است ! در مقابل وقتی یک مخترع جوان به عنوان مشاور پژوهشی فرماندار انتخاب میشود می تواند بخاطر تجربه عینی خود چنان موفق عمل نماید که هشترود در مسابقات فن اوری رتبه سوم را کسب کند و یا اولین همایش فناوری در هشترود برگزار شود ! هر دوی این دوستان بومی هستند ولی چون این تجربه دارد موفق است و ان یکی بی تجربه ناموفق !

و اولویت دیگر مدبر بودن است تدبیر داشتن یک مدیر چه بومی و چه غیر بومی است ! سلیم پور بخشدار مرکزی فردی است که غیر بومی است اما چون مدیر و مدبر است توانسته است در بخش مرکزی در روستاها یک کارهائی بکند که امروز همه لب به تحسینش باز کنند !

یک مدیر مدبر و با تدبیر هرگز نمی اید افکار سیاسی خود را در امورات خدمتی دخیل نماید ! یک مدیر مدبر و با تدبیر هرگز نمی اید در امر مدیریت نظریان شخصی خود را اعمال کند و نونه عینی یک مدیر غیر بومی مدبر و با تدبیر سلیم پور عزیز است که علیرغم اصلاح طلب بودنش ، هرگز با نماینده اصولگرا در بحث خدمات رسانی به مردم زاویه پیدا نکرده است شاید در بحث سیاسی وقتی با هم باشند بهمدیگر نقدهایی داشته باشند ولی چون تدبیر دارد نمی اید این بحث را وارد خدمات نماید و بگوید من اصلاح طلبم اگر به روستاها خدمت رسانی کنم می گویند شیری اصولگرا کرده ! پس بگذار برای اینکه شیری اصولگراست من به مردم خدمت نکنم تا فلان شود و بهمان ! این یعنی تدبیر ، مدیری که تدبیر دارد در خدمت مردم است و برای خدمت به مردم سلیقه شخصی خود را وارد بازی سیاسی نمی کند

در اینجا از تمامی غیر بومی های عزیز که در بحث های سلیقه ای برخی دوستان مورد رنجش قرار گرفته اند صمیمانه بعنوان یک شهروند هشترودی عذرخواهی می کنم چرا که هشترودیان مردمانی میهمان نواز هستند و به میهمانان خود اساعه ادب نمی کنند و از همه دوستان بعنوان یک شهروند می خواهم که به مصداق همه جای ایران سرای من است همچنان توانمند ، شجاعانه ، با درایت به کار خود ادامه دهند که هیچ کاری برتر از خدمت به خلق خدا نیست

از مسئولان ارشد شهرستانی نماینده محترم و فرماندار معزز نیز درخواست دارم در بحث انتخاب مدیران ابتدا تخصص محوری ، شجاعت و تجربه را مد نظر قرار دهند و سپس اگر یک غیر بومی و یک بومی در شرایط یکسانی قرار گرفتند به حق اب و گلی که فرد بومی دارد وی را بعنوان مدیر انتخاب نمایند

و در پایان فراموش نکنیم که اگر امروز سلیم پور و اوشال و ناصری و افخمی و حسین زاده در شهر ما مدیر غیر بومی نام میگیرند در انصورت امثال پاشائی ، زندیه ، یعقوبی ، اسدی ، بلالزاده و ..... و ..... و ... و غیره هم در شهرهای دیگر غیر بومی هستند .

این قانون مدیریت است که این چرخش و گردش ادامه خواهد داشت تا زمانیکه  در کشور ما احزاب جایگزین شوند و مدیران را در دامن خود پرورش دهند و از داخل احزاب مدیران انتخاب شوند کوبیدن بر طبل بومی و غیر بومی جز اب در هاون کوبیدن و توهین به میهمانان و هموطنان و بی انگیزه نمودن مدیران هیچ ثمری نخواهد داشت


 

بعدا نوشت : زمانیکه ابو موسی اشعری و عمروعاص رفتند تا حکمیت را برگزار نمایند ، عمروعاص ابو موسی را فریفت و گفت هر دو را خلع کنیم تا امت اسلامی راحت باشند ! ابوموسی فریب خورد و علی ع را عزل نمود ، عمروعاص گفت منهم علی ع را خلع و معاویه را خلیفه قرار میدهم ! ابوموسی در ان لحظه به عمروعاص گفت : تو شیطان مکار و دروغگوئی هستی ! عمروعاص خندید و گفت : تو هم مانند خری هستی که پالانی از کتاب بر دوشت است !

حالا ابوموسی اشعری های هشترود در پی این مطلب بنده فرموده اند که دیدید پیام را ترساندیم ! از ترس شورای تامین این مطلب را نوشته است ! خدمت ابوموسی اشعری های هشترود  عرض می کنم که ،

 اخر حداقل بروید وظایف شورای تامین را بخوانید تا بفهمید که اگر در فضای مجازی تخلفی روی دهد :

اولا کارگروه تعیین مصادیق محتوای محرمانه رسیدگی می کند

دوما دادگستری در صورت داشتن شاکی خصوصی

سوما وزارت اطلاعات در صورتی که بر علیه امنیت ملی باشد

چهارما دادستان در صورتیکه باعث خدشه دار شدن عفت عمومی شده باشد

حداقل از فرماندار و یا بخشدار محترم که در این مورد اطلاعات کافی دارند سوال میکردید تا دچار خبط نشوید ! اقای فرماندار بعنوان رئیس شورای تامین کاملا با وظایف این شورا اشناست بروید از ایشان بپرسید توضیح خواهند داد  که وظیفه شورای تامین چیز دیگری است ! 

اقایان چرا نمی فهمید که اگر سایتی یا وبلاگی حاوی مطلبی خلاف قانون و یا هتک حرمت و توهین دار باشد از سوی کارگروه تعیین مصادیق محتوای محرمانه  فیلتر میشود نمونه می خواهید بفرمائید 

14955074663423913137.jpg

 

 

[ این وبلاگ بخاطر یکی از موارد زیر مسدود شده است - دستور مقام قضائی - تخلف از قوانین استفاده از سایت - انتشار محتوای غیر اخلاقی و... بر اساس قوانین کشور - نمونه ای از سر برگ وبلاگ مسدود شده ، پس اگر وبلاگی مطالبی خلاف قانون بنویسد مسدود میشود و الحمدالله وبلاگ بنده مسدود نشده  پس خلاف قانون ننوشته ام و چون خلاف قانون ننوشته ام پس ترس برای چه ؟ ]

اخه ادیسون ، انیشتین ، مارکوپلو ، پیکاسو ، داستایوسکی ، مارلون براندو ، براد پیت  ، مگر پیام بر علیه نظام مطلب نوشته است ؟ مگر پیام بر علیه عفت عمومی مطلب نوشته است ؟ اخر کمی هم بفهمید ! چقدر ما از نفهمی شما ها عذاب بکشیم ! بعد هم می ایند نظر خصوصی می گذارند که اقا من اشتباه کردم منو ببخشید اخر من خجالت می کشم نظر خصوصی را منتشر کنم ! خجالت بکشید بس است !

بعدا نوشت دو :  عده ای بعد از جلسه دیروز سعی دارند از زبان فرماندار محترم حرفهایی را نقل قول کنند بنده صراحتا اعلام میدارم که دیروز اقای فرماندار به هیچ وجه از کلماتی مثل شارلاتان و ... استفاده ننمودند و تنها در مورد حرامتان باد که من نوشته بودم گفت که این توهین است بنده هم جواب دادم اقای فرماندار مطلب را کامل بخوانید توهین نیست و در پایان هم اقای فرماندار و بخشدار عزیز بگرمی با ما برخورد نموده و خیلی هم مودبانه از هم جدا شدیم 

ناراحتی فرماندار محترم از بحث غیر بومی بود ! که حق هم داشت چرا چون همانطور که نوشته ام بالاخره مدیران غیر بومی هم زحمت می کشند و اینطور نیست که هرکسی از جاش بلند بشه و مدیر غیر بومی موفق را به بهانه غیر بومی بودن مورد انتقاد قرار دهد ! در بالا توضیح دادم که ملاک مدیریت بومی یا غیر بومی نیست بلکه شجاعت و .... است 

در پایان بعدا نوشتها از فرماندار و بخشدار عزیز که فرصت فراهم نمودند تا حق به حقدار برسد کمال تشکر را دارم و از فرماندار محترم خصوصا بخاطر اینکه رسانه ها را تهدید نمی کنند و بعنوان رکن چهارم دموکراسی به انها احترام می گذارند تشکر می کنم و اگر هم رنجشی از بعض سایتها نه وبلاگها دارند بخاطر این است که مواضعشان با مواضع سیاسی فرماندار فرق می کند و سعی دارند اینطوری چهره اصلاح طلب فرماندار را خدشه دار سازند من دیروز هم به اقای فرماندار عرض کردم که اقای فرماندار هرجا که لازم باشد نقدتان خواهم نمود و هرجا هم لازم باشد حمایتت خواهم کرد نه نقدم به منزله دشمنی است ونه حمایتم به معنی سرسپردگی !

 این شعر را هم دیروز اقای بخشدار برایمان خواندند که من ضمن تشکر از ایشان انرا تقدیم میکنم به انهایی که فکر می کنند بنده ترسیده ام تا بدانند در کشور اسلامی ما برهبری مقام معظم رهبری و در سایه قانون اساسی تا وقتی که قانون را رعایت و خطوط قرمز نظام را رعایت کنی ازادی بیان حکمفرماست و هیچ ابوالبشری را برای نامه سرگشاده به زندان نمی فرستند ، و صراحتا می گویم که شما اب در اسیاب دشمنان این مرز و بوم می ریزید چرا همین شما ها هستید که با یک مطلب وبلاگی یا سایتی بر اشفته میشوید و صحبت از بگیر و ببند می کنید و سازمان ملل و دشمنان قسم خورده نظام هم با شنیدن این جور حرفها ، احمقانه فکر می کنند در ایران ازادی بیان نیست ! حقوق بشر رعایت نمی شود و لذا قطعنامه پشت قطعنامه صادر می کنند

در نظام ما ازادی بیان با رعایت قانون و خطوط قرمز وجود دارد و در همه جای دنیا اینگونه است [ در امریکا هم استودن را بخاطر عبور از خطوط قرمز تحت محاکمه قرار میدهند پس در همه جا یک چهارچوبی برای نوشتن است ] و بنده هم با کمال افتخار عرض می کنم که در پرتو قانون اساسی مترقی ایران اسلامی و رعایت قانون می نویسم و خواهم نوشت و افتخار می کنم که می نویسم چرا که وقتی می نویسم یعنی هستم و وقتی هستم یعنی فکر می کنم و وقتی فکر میکنم یعنی انسانم و انسانم ارزوست !

ما شقايق هاي باران خورده ايم

سيلي ناحق فراوان خورده ايم

ساقه احساسمان خشكيده است

زخم ها از تيغ و طوفان خورده ايم

تا چه بوده تاكنون تقصيرمان

تا چه باشد بعد از اين تقديرمان



تاريخ : هفتم دی 1393 | 14:34 | نویسنده : پیام رنجبر موسوی

جناب اقای دکتر جبارزاده استاندار محترم استان اذربایجانشرقی دامت برکاته

سلام علیکم

امیدوارم حالتان خوب باشد و سرمای اذربایجان اذیتتان نکند! اگر جویای حال و احوال اصلاح طلبان و زحمت کشان ستاد دکتر روحانی باشید ملالی نیست جز اینکه می ترسیم سرما بخورید ! برای همین است که زیاد مصدع اوقات شریفین نمی شویم !

جناب اقای استاندار ! واقعا سرما اینقدر سخت است که نمی توانید دستتان را از جیب بیرون بیاورید تا دست نیاز نیازمندانی که تنها نیازشان حمایت ازافکار دولت تدبیر و امید و کمک به تعالی و پیشرفت نظام جمهوری اسلامی می باشد ؟!

اقای استاندار واقعا سرمای اذربایجان اینقدر سرد است که حضرتعالی مجالی نیافته اید تا از بین نامه های یخ زده حامیان دکتر روحانی به درد و رنج شان پی ببرید ؟

اقای استاندار یعنی واقعا هوا اینقدر سرد است که باعث اختلال در شناسائی افراد ستاد روحانی و غیر روحانی شده است ؟

اقای استاندار واقعا استانداری تحت امر شما اینقدر بی در و پیکر است که هر ننه من قریبی از در وارد شود و بگوید زنده باز حسن کلید ! یا مچکریم روحانی ! فوری در اغوشش می کشند و برایش حکم می نویسند ؟

اقای استاندار واقعا استانداری شما اینقدر بی درو پیکر است که ........ ؟

اقای استاندار ، فرماندار محترم هشترود هم به تبع شما سخت رنجورو نالان است ! و سرما بدجوری اذیتش می کند !  می ترسیم سرما بخورد ! اگر پالتو پوستی چیزی دارید برایش بفرستید نکند سرمای هشترود یخ زده اش کند و شاید هم مسخ زده اش نموده است

واقعا دولت روحانی و مدیرانی میانی دولت روحانی اینقدر بی تدبیر و ناتوان هستند که نمیدانند قالیباف که بود ؟ تفکرات حامیان قالیباف چه بود ؟

جناب اقای استاندار ! واقعا شما استانداردولت روحانی هستید ؟ ایا واقعا شما مدیر اجرائی و نماینده دولت در استان هستید ؟

اقای استاندار این چه فرمانداری است که با وجود 80درصد طرفدار روحانی در هشترود که همگی کارشناس ارشد و کارشناس و صاحب نظر و مدیران توانمند هستند ، رئیس ستاد بانوان قالیباف را برای دهن کجی با اصلاح طلبان بر سرکار می گذارد ؟

اقای استاندار این چه فرمانداری است که یکبار نشده سراغی از احوال حامیان ستاد روحانی بگیرد ؟

این چه فرمانداری است که کل افتخاراتش له کردن امیدهای دولت تدبیر است ؟

امروز هشترود در رده اصلاح طلبان شاخص حامی روحانی افرادی توانمند چون مصطفی پور ( رئیس شورای شهر با چندین سال مدیریت دارد) یا مردانی چون حسن پور ، یعقوبی ، کریمی ، نحفی ، احدی و وووووووووووووو که هرکدام به تنهائی خود یک دریا تدبیر و امید هستند ! وجود دارد ، اما کسی نیست احوالی از انها بپرسد ؟ یا حتی به انها بگوید اقا اشتباه کردید حامی روحانی شدید باید می رفتید برای قالیباف ستاد می زدید تا ما اکنون به شما انچه شایسته شما هست بدهیم ! اما تا دلت بخواهد قالیبافیان را برای پستهای دیگر معرفی می کنند ؟

 

اقای استاندار ؛ فرماندار شما بیدار است ؟ مطمئن هستید که بیدار است ؟ چه سودی از له کردن امیدهای حامیان تدبیر و امید عاید ، استانداری معظمه شما میشود ؟ چه سودی از نا امیدی مردم از دولت تدبیر و امید در هشترود عاید استانداری فخیمه شما میشود ؟ نکند شما هم بعله ؟ یکی به نعل و یکی به میخ میزدید ؟

اقای استاندار ، این فرماندار ایا می داند که باید چه افکاری را حمایت کند و چه افکاری را از دولت دور نگه دارد ؟

این چه فرمانداری است که کل اختیاراتش را در اختیار سه نفر گذاشته است ؟

پس از سالها خوشحال بودیم که مردی با تجربه فرماندار شهرمان میشود ! اما ، ما اشتباه کردیم اقای استاندار

از طلا گشتن پشیمان گشته ایم  ! ول مون کنید بریم مس بشویم ! اینم نمیگذارید ؟

یعنی دیگر انتخابات ریاست جمهوری برگزار نخواهد شد ؟ یعنی دیگر روحانی به رای نیاز ندارد ؟ یعنی دیگر عمر دولت تدبیر و امید به پایان نخواهد رسید ؟ یعنی دیگر به مردم و ستادهای مردمی نیاز نخواهید داشت ؟ یعنی دیگر به حامیان تدبیر و امید نیازی نیست ؟

از کجا بگویم از کدامین درد از کدامین ارزوهای له شده از کدامین افکار قفل شده از تحجرهای مدرن ، از واپس های تکنو کرات ، از دلواپسان رنگ شده در خمره رنگرزی مجاهدان شنبه ای ؟ از کدامین ؟

اقای استاندار به کدامین گناه دارید تمامی هواداران دولت روحانی در هشترود را نا امید میسازید

به کدامین مجوز امید را لگد مال هوسرانی فرصت طلبان در سفره های پر زرق و برگ شیخان ساده لوح نهروانی می نمائید ؟

اگر تدبیر این است که زحمت کشان ستاد لگد مال هوسرانان فرصت طلب قالیباف شوند ، تدبیرتان پیشکش خودتان ، ارزانی خودتان ، تقدیم به خودتان ،

چه نامردم اگر دیگر تدبیر مرا  امید باشد

اگر امید این است که انقدر کی به کی باشد انقدر بی ضابطه و بی قاعده باشد که هر فرصت طلب مجاهد شنبه ای تدبیر را بازیچه امیال قدرت و هوس فرصت و تزویر افکار تکنو کراتهای گاز انبری نماید ،

                                              چه نامردم اگر دیگر  امید مرا تدبیر باشد

اقای استاندار ، شالتان را محکم دور گردنتان بپیچید و در سرا پرده استانداری فخیمه به بار بنشینید و دستان مبارکتان را برای بوسه فرصت طلبان متحجر رنگ شده در خم های رنگرزی دراز نمایید !

این فرماندار شما برای همه مادره، برای  اصلاح طلبان زن‌بابا.

فردائی هم هست ، ببینید سال 96 خیلی زودتر از انچه که شما فکر می کنید فرا خواهد رسید ! اقای استاندار خیلی زودتر از انچه که فکر می کنید دیر خواهد شد !

دیرزمانی نخواهد پائید که طبلهای دولت بهار کوس قدرت را دوباره بنوازند و دلواپسان سرناهای خود را از طرف گشاده بنوازند ! انروز خیلی زود خواهد رسید ،

فقط مانده ام که روحانی با داشتن استانداری مثل شما اقای جبارزاده  و فرمانداری مثل مستفید در هشترود ، با کدامین رو و حیا به مردم خواهد گفت به تدبیر و امید رای بدهید !

نه اقای استاندار انروز دیگر قفلی نخواهید یافت تا با کلید تدبیر و امید برای رای 80درصدی هشترود بازش کنید ! انروز روزی خواهد بود که جواب این 80درصد به روحانی ، دولت روحانی که شما استاندارشید و مستفید فرماندارش ! یاداوری اینروزها و نه ! نه ای به بزرگی همان نه ایی که به قبل از شماها و خیلی قبل از شما ها گفته اند خواهد بود !

انروز نه ملت را تحقیر کنید که نمی فهمند روحانی چه مرد بزرگی است و نه اصلاح طلبان و فعالان ستاد روحانی را که چرا پیمان شکن هستند !

انروز فقط خودتان ، فرماندارتان ، مشاورانتان و مشاورانش  ، فرصت طلبان قالیبافی به رنگ تدبیر و امید درامده را مزمت کنید که چرا گل را زلف کودکی اویختند تا او را بخندانند !

هرچند ایمان دارم که انروز انقدر تنها خواهید ماند که باز دست نیاز به سوی نیازمندان امروزی دراز کنید ! چون فرصت طلبان طرفدار قالیباف که امروز به رنگ شما درامده اند در انروز به رنگ زرد یا قرمز یا دیگری که فکر می کنند به قدرت خواهد رسید پیوسته اند ! انروز خواهید فهمید که امروز وقتی من می گویم  زحمت کشان واقعی را دریابید منظورم چیست؟ !!!

پیام رنجبر موسوی ، دبیر ستاد دکتر روحانی در هشترود و نماینده شاخه فعالین ستاد دکتر روحانی در هشترود و اصلاح طلبان اعتدال گرای شهرستان هشترود

لازم به ذکر است که یک نسخه از این نامه به مراجع زیر ارسال گردید

1- نهاد ریاست جمهوری اسلامی ایران جناب اقای دکتر حسن روحانی ،

اقای روحانی ما اصلاح طلبان بخصوص شاخه اعتدال همیشه همراه و حامی شما بوده ایم از شما نپرسیده ایم چرا گوجه 13هزار تومان شد ؟ از شما نپرسیدیم چرا سو بانکی 28درصد شد ؟ از شما نپرسیدیم چرا در هفت ماهه اول امسال سنجاق قفلی ، ادامس بادکنکی ، قلوه سنگ ف اسب وارد این کشور شده است ؟[ اینجا ] چون شما را میراث دار دولتی میدانیم که اقتصاد این کشور را در اثر تصمیمات یکشبه به ویرانه ای مبدل کرده است ! و برای همین همواره با گرانی نان و سوخت و انرژی و.... ساخته ایم اما همراه شما مانده ایم تا با هم بسازیم ! اما اکنون از شما می پرسیم به حق 80درصد رایی که مردم شهرستان هشترود بعنوان برترین شهرستان در استان اذربایجانشرقی در رای به شما در حماسه 24 خرداد داده اند می پرسیم که اقای روحانی مدیران میانی خود را برچه معیاری انتخاب می کنید ؟ اقای روحانی از تصمیمات یک شبه مدیران ارشد استانی خود خبر دارید ؟ اقای روحانی خبر دارید که از فعالین ستاد انتخاباتی شما در شهری که 80درصد به شما رای داده است یکنفر را هم به پستی انتخاب نکرده اند ؟ ایا خبر دارید که تمامی مخالفان افکار و عقاید شما رفته رفته سکاندار مدیریت میانی در هشترود میشوند ؟ ایا خبر دارید که اینجا شهری که 80درصد به شما رای داده ، شهری که اصلاح طلبان 8 سال بر علیه احمدی نژاد و افکارش نوشته اند حال همان اصلاح طلبان اعتدال به دلیل اینکه فرماندار شهر نمی خواهد از سه نفر انحصار طلب دل بکند لگد مال هوس قدرت طلبان و فرصت طلبان ستادهای جلیلی و قالیباف و... میشوند ؟ اگر میدانید و ساکتید که حرامتان باد تلاشهایمان و دست مریزاد ! و اگر نمیدانید حال ما می گوئیم چشمهایتان را باز کنید ، حواستان را از مذاکرات به داخل هم معطوف کنید ؟ اینجا دارند نه اصلاح طلبان اعتدال گرا که افکار شما را لگد مال می کنند ! امید دولتتان را که در دلهای مردم کاشته بودیم تا ان 80درصد حماسه سیاسی 24خرداد خلق شوند به سخره گرفته اند !

62532434126377077173.png

2- وزارت کشور ، جناب اقای دکتر رحمانی فضلی وزیر محترم کشور جهت استحضار

3- جناب اقای غلامحسین شیری نماینده محترم مردم هشترود در مجلس شورای اسلامی ،

جناب اقای شیری همانطور که بارها از شما بعنوان موکلانتان خواسته ایم که در رای هایتان با در نظر گرفتن ارای موکلانتان به دولت تدبیر و امید راه اعتدال و عدل را در پیش گیرید ، به اعتبار همان حقی که ما برگردن شما داریم و شما به احترام حق اصلاح طلبان و اکثریت 80درصدی مردم هشترود به دکتر روحانی مثل سایر نماینده های استان فرماندار اصلاح طلب [ که نمایندگان مراغه و میانه و اهر و .... قبولشان نکرده بودند ] را دیپورت نکردید بلکه به رای مردم و حق اصلاح طلبان احترام گذاشتید ، حال به احترام همان حق و تکلیفی که از بابت رای مردم به شما بعنوان وکیل این مردم بر دوش شما است از شما می خواهیم که وزیر محترم کشور را جهت سوال در خصوص اینکه مدیران میانی وزارت کشور چه ضابطه و برنامه ای برای اینده این کشور و اهداف دولت دارند به صحن مجلس احظار فرمائید ، سوال کردن از وزیران حق طبیعی و قانونی شماست و تکلیف ما به شما به استناد اینکه موکل ما هستید حق ما ، خواهشمندیم که وزیر کشور را برای سوال به صحن دعوت نمائید تا مشخص شود چرا مدیران متخصص و مجرب فعال در ستاد دکتر روحانی باید له شوند تا اقای فرماندار هرچی قالیبافی یا غیر بومی ناشناخته هست را بر سرکار بیاورند

سردار مصطفی مولوی قائم مقام ستاد دکتر روحانی در استان اذربایجانشرقی

جناب سردار همانطور که مکررا اوضاع هشترود را به حضرتعالی منعکس نموده ایم اینبار نیز مراتب جهت استحضار منعکس میگردد تا مراتب نا امیدی مردم از دولت تدبیر و امید حداقل در عرصه انتصابات را به اطلاع اقای استاندار که حضرتعالی از مشاورانش هستید برسانید

رسانه های گروهی اصلاح طلب جهت انعکاس دردهای اعضای ستاد و فعالین ستاد دکتر روحانی در هشترود[ سایتهای عصر ایران - فرارو - اعتدال پرس تبریز ارسال شد ]

با تشکر از اعتدال پرس برای درج نامه بنده http://etedalpres.ir/%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D8%B7-%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D8%A7/



تاريخ : ششم دی 1393 | 19:52 | نویسنده : پیام رنجبر موسوی

میگن وقتی فوتبال وارد ایران شد ناصرالدین شاه به تماشاش میشینه وقتی میبینه یک توپه و 22 نفر میگه می فرمائیم به هرکدام از اینها توپی بدهید تا دعواشون نشه !!! خخخ

اما بازم میگن تو یک بازی بین ایران و ارژانتین مربی غضنفر رو مامور میکنه مارادونا رو بگیره ! چند دقیقه نمیگذره که غضنفر سه گل به تیم خودمون میزنه ، مربی داد میزنه مارادونا رو ول کنید و غضنفر رو بگیرید ! خخخ

اما چطور شد وارد بحث فوتبال شدم اولا تیم ملی میره جام ملتهای اسیا ، اونم بدون بازی تدارکاتی ، بدون بازیکنهای سرباز ، بدون پول و اساسا هم تمام 78 میلیون ایرانی [ امار جدید ] انتظار داریم که تو فینال طرف رو شش تایی بکنه !

در همین راستا کفاشیان و نبی و ایت الهی و ... هم که بوقند و کلی از مرحله پرت ! حالیشون نیست بیان از هئیت فوتبال ما یاد بگیرند چطور از تیم حمایت می کنند ! البته کیروش هم هنوز ببو گلابی است اقا پاشو بیا ببین جعفر یعقوبی به تنهای مربی است بدنساز است انالیزور هست تدارکاتی هست ماردونا هست حتی غضنفر هم خودشه !!!! اقای کیروش ابروی فوتبال ما رو نبر بلد نیستی !

هان بیا از داش جعفر بیاموز که اطلب العلم من المهد إلى اللحد

از اونجائی که فوتبال ما کلی حاشیه داره منم یک حاشیه دیگر میزنم و میپردازم به مطلبم در مورد جعفر و فوتبال و هئیت و ...

یادمه جام جهانی 2002 تیم ایران نرفت جام جهانی اما سه کار رو کرد اول اینکه بازیهایی در حد اروپا میکرد دوم اینکه ایرلند را بعد از 32 بازی که نباخته بود برد و سوم با اینکه جام جهانی نرفت اما رنکینگش بخاطر بازیهای خوبش اومد رده 28 فیفا ! مردم خواستار حفط بلاز شدند که تیم کرواسی رو چهارم دنیا کرده بود و بعدش اومده بود ایران ! در این برهه یکی از زیرنالیستهای [ژورنالیستهای ] ورزشی اومد برنامه نود و گفت بلاز پیرمرده هیچی بارش نیست وو.... از این حرفها و پیرمرد بیچاره فرار کرد و رفت !!!

در پی مطلب سایت پیک هشترود به نقل از جعفر یعقوبی امروز دعوت شدیم به اداره ورزش و جوانان تا شاهد مناظره بی معنی هئیت و جعفر باشیم و انچه در این غافل ماند فوتبال بود و هشترود بود ! قربت الی الله

بخش اول هئیت فوتبال

در این راستا اقای افقی شرح کلی از حمایتهای مادی و معنوی خود را برشمردند و................ در این مورد بدون پرداختن به نقل قولهای طرفین مطالب زیر را تقدیم میکنم به هئیت فوتبال و تیم فوتبال جعفر یعقوبی

اول : برخلاف نظر اقای افقی باید به استحضار ایشان برسانم که هئیت فوتبال نمی تواند دلبخواهی اگر خواست این تیم و اگر نخواست تیم دیگر را به مسابقات لیگ منطقه ای کشوری [ دقت کنید تیم اقای یعقوبی به مسابقات لیگ مناطق کشور که تقریبا همان دسته سه است وارد شده است ] معرفی نماید

با احترام به نظر ایشان باید عرض کنم که الان دیگر فوتبال هرچند هنوز هم کشکی کشکی اداره میشود اما نه دیگر اینقدر کشکی نیست که تیم فوتسال جعفر قهرمان استان بشه شما بیائی و برای دلخوشی هم که شده بگی تیم غضنفر بره لیگ دسته سه کشوری ! نه عزیز دل برادر هرچند به قول ان دوستمان در جلسه امروز وقتی رئیس هئیت فوتبال استان ششگلانی باشه هرکاری ممکنه ! اما این امکان ندارد و قانونا تنها هرتیمی که عنوان و امتیاز تیم فوتسال جعفر را داشته باشد میتواند در این مسابقات شرکت نماید

دوم : بازهم برخلاف نظر اقای افقی ! علیرغم همان قانون کشکیت فوتبال در ایران با نسبیت اشتباه گرفته نشود ! بازهم با احترام به نظرات اقای افقی باید عرض کنم که اقای افقی شما بعنوان رئیس هئیت این حق را نداری که سرپست و مربی و ... را به تیم جعفر تحمیل کنی ! میتوانی پیشنهاد بدهی که فلانی مربی خوبیه ! مثل سرهنگ یاوری که دوستش ایت الهی هرتیم ایرانی که دنبال مربی باشه بهش معرفیش میکنه ! اما اینکه بخواهید کسی را تحمیل کنید خیر قطعا و قانونا اینطور نیست ! مگر اینکه در قوانین نانوشته اقای ششگلانی تبصره ای زیر میزی برای این امر وجود داشته باشد ! چون تمام گزینه های روی میز حکایت از ان دارد که قانون به شما اجازه چنین کاری را نمیدهد !

سوم : اینکه شما برای تیم محل تمرین تدارک دیده اید ! دستتان فوق العاده درد نکند ! اینکه همراه تیم بوده اید ! که فبها و دست مریزاد ! بابا تو دیگه کی هستی افقی ! اما محض اطلاع مزید حضرتعالی عرض می کنم که وظیفه هئیت فوتبال در قوانین غیر کشکی چنین توصیف شده است :

1- برگزاری مسابقات استانی در رده‌های مختلف سنی با توجه به ضوابط و رعایت تقویم فدراسیون فوتبال .

2-انتخاب ، معرفی و پیش‌بینی لازم جهت آماده نمودن و اعزام افراد و تیم‌های فوتبال استان به مسابقات کشوری، تشویقی و منطقه‌ای .

3- تأیید مربیان تیم‌های منتخب نونهالان نوجوانان، جوانان، امید، فوتسال و بزرگسالان که توسط کمیته آموزش معرفی می‌گردند.

 

12- کمیته مسابقات هئیت فوتبال
1 ـ 12 ـ تهیه و تنظیم آئین‌نامه و دستورالعمل مسابقات و ارائه آن به هیئت .
2 ـ 12 ـ تنظیم و اعلام برنامه مسابقات و برگزاری آن .
3 ـ 12 ـ ایجاد هماهنگی با کمیته انتظامی و سایر ارگان‌ها .
4 ـ 12 ـ برگزاری مراسم قرعه کشی و تهیه جداول مسابقات و همکاری لازم با سایر کمیته‌های مختلف هیئت .
5 ـ 12 ـ دریافت مدارک لازم (طبق آئین‌نامه ها) و لیست بازیکنان و صدور کارت شناسایی مسابقات.
6 ـ 12 ـ تعیین سرپرست مسابقات و پزشکیار و استقرار آمبولانس در محل مسابقه.
7 ـ 12 ـ پاسخ به کلیه سئوالات ارجاعی مربوط به مسابقات.
8 ـ 12 ـ همکاری در مورد برآورد هزینه مسابقات .
9 ـ 12 ـ ثبت قراردادهای بازیکنان و مربیان در دفتر نقل و انتقالات هیئت و ضبط رده‌بندی کلیه مسابقات و تهیه آمار دقیق از تعداد تیم‌ها و تعداد مسابقات انجام شده در رده‌های سنی مختلف و ارجاع به مرکز آمار جهت ثبت در کامپیوتر .
10 ـ 12 ـ تشکیل جلسات کمیته اجرایی با حضور مسئول کمیته مسابقات، دبیر هیئت، سرپرستان رده‌های مختلف سنی مسابقات.
11 ـ 12 ـ تقسیم‌زمین‌های چمن جهت استفاده تیم‌ها و در صورت امکان سایر سازمانها در مواقع خارج از وقت برگزاری مسابقات پس از تأیید کمیته مالی .
12 ـ 12 ـ انجام سایر امور مشابه در حدود وظایف.

اینها تقریبا مواردی بود که لازم دانستم مزید اطلاع دوباره بیان نمایم چنانچه می بینید وظیفه هئیت فوتبال در بندهای 1-3 که بنده قید کرده ام اول برگزاری مسابقات است ، دوم انتخاب بر اساس رتبه مسابقات و اعزام به مسابقات مربوطه و ان بندی که شما اختیار دارید مربی معرفی کنید مربوطه به تیمهای منتخب است نه تیمی که فرد با هزینه شخصی به مسابقات فرستاده که حضرتعالی در این مورد دچار سو تفاهم شده بودید

و اما در مورد  امبولانس که هی به جعفر یعقوبی بابت ان منت میزدید که کمک کرده ام حسب قانون یکی از اولیه ترین و بدیهی ترین وظایف شماست

اقای افقی عزیز توضیح ندادند که چرا بلیط فروشی نشده است ! اگر شده درامد حاصل از بلیط فروشی که طبق قانون باید بین هئیت جهت جبران هزینه ها و تیم میزبان تقسیم شود چگونه تقسیم شده است ! و.....................

اقای افقی عزیز با احترام باید به عرض برسانم که حمایت شما از تیم فوتسال جعفر جز وظایف شماست و ان قسمت که اقای یعقوبی گفته حمایت نشده منظورش حمایتهایی خارج از چهارچوب وظایفتان بوده است که البته ایشان هم با کمال معذرت اشتباه کرده اند که در ذیل عرض می کنم

بخش دوم جعفر یعقوبی و تیمش

اما جعفر خان عزیز و گرامی که بابت زحماتتت بسیار متشکرم و از طرف خودم اصالتا و نیابتا دستهای شما و بازیکنان این تیم قهرمان را می بوسم باید استحضار داشته باشند که

جعفر جان وقتی میخواهید وارد یک امری بشوید بخصوص در ورزش ایران چند چیز را باید بدانی

اول : بر اساس قانون کشور هرگونه کمک مالی نهادها و ارگانهای دولتی به تیم های فوتبال که در شاخه قهرمانی فعالیت می کنند ممنوع است

دوم : وقتی اسم یک تیم ، تجاری است مثل موبایل جعفر ، یعنی اینکه شما در حقیقت هزینه تبلیغات تجارتخانه خود را از طریق ورزش فوتبال که اتفاقا بهترین محل تبلیغ است خرج می کنید و تبعا درامدها و سودهای ناشی از تبلیغات هم به جیب مبارک شما میرود ! [ الان جوش نیار که کدوم تبلیغت و کدوم سود و .... چون توضیح میدم تا اخرش صبر کن ] در حقیقت شما وارد یک تجارت دیگری شده اید که با پرورش استعدادهای فوتبالی و انتقال انها به تیمهای دیگر و یا از بابت معرفی در سطح استان از طریق رسانه ها بعنوان تیم قهرمان و ....... باید برای خود سود اوری کنید که بدلیل اینکه طبق فرمایشات خودتان ، حضرتعالی همه کاره تیم هستید از این بخش غافل شده اید و قرار نیست که چون شما مدیریت صحیح اعمال نکرده اید ! افکار عمومی جامعه را مشوش کنید !

سوم : اینکه کارستان کرده اید محض اطلاع حضرتعالی باید بگویم که برای اولین بار نیست که یک تیم فوتسال هشترود به مسابقات لیگ مناطق کشوری راه می یابد بارها این مسیر طی شده که بدلیل همان ضعف مدیریتی در بند بالا همگی محکوم به شکست بوده اند

چهارم : عدم اشنائی شما با قوانین مربوطه به بسته های تشویقی ورزشی ! مثل معافیت مالیاتی کسانی که در امر ورزش هزینه می کنند بر اساس ماده 134 قانون مالیتهای مستقیم و تبصره های ذیل ان ، کافی است که شما تیم خود را بصورت رسمی اداره کنید یعنی همه چیز خودتان نباشید روابط عمومی و حسابدار داشته باشید و هزینه های مغازه موبایل خود و تیم را قانونا یادداشت نماید مطمئنا معافیت مالیاتی بخش اعظمی را هزینه های شما را پوشش میدهد

پنجم : اگر شما یک روابط عمومی داشتید با هماهنگی اداره دارئی و کسب نامه و بخشنامه مربوطه می توانستید براحتی با تجار بزرگ شهر هماهنگ کنید و وجهی که این تجار عزیز بابت مالیات میدهند را بخاطر بخشودگی و معافیت در اختیار تیم فوتسال شما قرار بدهند

پس جعفر عزیز ضمن اینکه از تلاش شما برای رسیدن به لیگ منطقه ای [دسته سه ] تشکر و قدردانی می کنم باید قبول کنی که هیچ شخصی و مسئولی طبق قانون تعهدی ندارد که به شما کمک کند چون این امر مثل یک تجارت است و ورود شما به دنیای ورزش قهرمانی مثل این است که بنده یک کافی نت باز کرده ام ! شما هم بچه ها رو سرگرم می کنید بنده هم ! تفاوتش این است که ارج و اهمیت کار شما بسیار برتر و بیشتر از بنده و سایر تجارتهاست

بخش سوم حمایت

جعفر عزیز فکر نکنم تیم تو از پرسپولیس بالتر باشه یا به اندازه تیم ملی مهم باشد

در این کشور انقدر بحران مالی هست که پرسپولیس به ورطه نابودی کشیده شده و احتمالا سقوط کنه لیگ یک ! تیم ملی داره میره بازیهای جام ملتهای اسیا تو این کشور کسی نبود یک بازی تدارکاتی برای اون پیدا کنه ! کسی نیست بگه که سربازی برای خدمت به کشور وظیفه است چرا بازیکنای تیم ملی که میرن برای خدمت به کشور رو به جرم سربازی جلوشونو می گیرند ! یا وزیر ورزش میاد و مربی عوض میکنه ! رئیس فدراسیون میخنده و راحت میگه پول نداریم تیم رو حمایت کنیم اما باید بره فینال !

جعفر عزیز انچه که در جلسه امروز رودروی تو شنیدم فکر می کنم بیشتر از انچه توانشان بوده به تو کمک شده است ! شاید کمک مادی کم شده ! اما انصافا باید بگم که افقی عزیز در بحث حمایت از تیمت کم نذاشته ، اقای مقدم هم بحد خودش زحمت کشیده ، در این جلسه از فرمانداری چیزی نشنیدم که بگوئید کمک کرده است یا نکرده است [ هرچند بدلیل مضیقه های مالی و قوانین انتظاری هم نمیرود در بعد معنوی نمیدانم چقدر حمایت شده است ] در مورد نماینده هم ارقامی که بعنوان کمک مالی ذکر شده فکر کنم در نوع خودش جالب بود و از طرف دیگر صراحتا مسئول دفتر اعلام نمود که بازهم اماده هستند از طریق جذب اسپانسر کمکت کنند و هم صراحتا گفتند که وقتی میروی لیگ منطقه ای از بابت ندارکات هم کمک خواهند کرد ، هئیت فوتبال هم گفت کمک میکنه [ نقدهای من به هئیت فوتبال یا تیم جعفر دلیل این نیست که کمک نکرده اند ! نخیر فقط سوتفاهمی در مورد برداشت از قانون میانشان بوده وگرنه روحیه افقی عزیز بخصوص که رحیم فارقی کاپیتان دوست داشتنی تیم ما در گذشته و یکی از بچه های صاف و صادق وزحمتکش هشترود و حتی دیدگاه اقای مقدم و دوستان رسانه ای حمایت از تو بود و حتما اینطور خواهد شد در پایان چند توصیه دوستانه به کسانی که در این ماجرا نقشی داشتند بعنوان یک برادر کوچک و خاک خورده فوتبال و ورزش عرض می کنم 

افقی عزیز زیاد به این فکر نکن که مدیریت تیم را بر عهده بگیری تلاش کن تا استعدادهای جوان و نوجوان این شهر پا بگیرند ، هئیت فوتبال می تواند با تیمهای بزرگ استان مذاکره کند تا حداقل سالی یکبار دوبار برای استعداد یابی بیایند شهر ما ، تمرکزت را روی این امور بگذار ، با شناختی که ازت داشتم و پیدا کردم و روحیه ای که دیدم مطمئنم که تو میتوانی و توانائی و توانمندی اینرا داری که هشترود را دوباره فوتبال خیز کنی

جعفر عزیز مشکلات بخشی از بازی فوتبال هستند زیبایی فوتبال به این چیزهاست یا باید بایستی و تلاش کنی و یا رهایش کنی در هر حال منتی بر مردم نیست که تو تیمت را برده ای مسابقات دسته سوم یا ... زمانی می توانی منت بگذاری که بگوئی ای مردم من از طریق این تیم حداقل دو سه نفر را معرفی کردم به تیم های دیگر ، اینکه برای خود بازی کنید و تیمتان هم منتخبی از همه نباشد علیرغم اینکه قابل قدر دانی است اما جای منت ندارد

اما پیک هشترود و کسانی که نظر داده اند ، بله درست است که به تماشا می رویم و لذت میبریم اما حالا اگر هر نفر از شما هزار نفری یا دوهزار نفری که فرموده اید میروید سالن بیائید و هر نفر 5-10هزار تومان بریزیم به حساب هئیت فوتبال و هیئت فوتبال این پول را در اختیار تیم جعفر قرار بده و عوضش ما برویم مجانی بازیها را ببینیم

قرار نیست که همه چیز را دولت یا مسئولین انجام دهند وظیفه انها تعریف شده و اختیاراتشان مشخص است بیائید کمی هم برای دلخوشی خودمان برای لذت خودمان از خودمان مابه بگذاریم

به امید موفقیت تیم فوتبال جعفر در لیگ دسته سه و صعود به دسته دو

 

 



تاريخ : چهارم دی 1393 | 17:55 | نویسنده : پیام رنجبر موسوی

در این قسمت میپردازم به اینکه یک حزب یا جریان در راستای اهداف خود در چهارچوب قانون و نظام چه اقداماتی را انجام میدهد

الف : هدفمند نمودن رفتارها و برنامه ریزی برای سه دوره کوتاه مدت ، میان مدت ، دراز مدت

ب: بکار گیری نیروهای شاخص و متخصص خود و ایجاد سمت و پست و مقام درون جریانی برای انها برای پرورش استعدادها و باروری مدیریتشان در راستای استفاده بعنوان مدیران میانی یا بالائی کشور در زمان رسیدن به حاکمیت

ج: ایجاد رسانه های مختلف جهت روشنگری و تبیین اهداف و برنامه های خود با هدف همراه نمودن اکثریت جامعه و جلب هوادار

د: نقد و بررسی رفتار های جریانهای منتقد در راستای اهداف از پیش تعیین شده و استفاده از تجارب و برنامه های ارزشمند همسو با تفکرات خود که جریانهای منتقد بیان میشود

در همین راستا جریان اقای شیری نیز بعد از رسیدن به اهداف اولیه خود اقدام به بازشناسی مهره ها و نیروهای درون جریانی خود نمود و در این راستا نسبت به انتصاب مدیرانی متخصص چون بهشتی نیا ، مهرانی فر، سلیمانی ، کریمی ، مجیدی ، امامقلی زاده ، سید طاهری و.... نمود سپس از بین جریان منتقد نیروهای مستعد را که تقریبا اهدافی همانند جریان داشتند [ توسعه و پیشرفت واقعی هشترود ]  را گلچین و با ابقا انها و حمایت راه را برای توسعه و پیشرفت هشترود و تحقق اهداف میان مدت و درازمدت خود هموار نمودند

البته در این میان هستند انسانهای کوتاه فکر و بیسواد سیاسی شروع به فرافکنی می نمایند که چرا بهشتی نیا یا چرا امامقلی زاده ؟ در حالیکه ما در تمام نقاط دنیا می بینیم که فرد منتخب مختار است که نیروهایی را که برای حفظ و پیشبرد اهدافش لازم دارد را در دور خود جمع می کند چون انها به کنه اهداف و تفکر وی اگاه هستند و بخوبی میدانند که اهداف جریان چیست و چه اهدافی را دنبال می کند!

در هر حزب یا جریان سیاسی یک سری افرادی هستند که بعنوان مسئولان رده بالای جریان قرار میگیرند ، اینان افرادی هستند که بخوبی با جریان و اهداف ان اشنا و در حقیقت موسسین و اعضای اصلی شورای مرکزی حزب می باشند این افراد تصمیم گیرنده یا تصمیم ساز نیستند بلکه مشاورانی هستند که تمامی اطلاعات و اخبار مربوط به منطقه تحت پوشش جریان را به اطلاع کمیته ای می رسانند کمیته پس از تجزیه و تحلیل مسائل را دسته بندی می نماید و بصورت سلسه وار در اختیار شورای تصمیم گیری به ریاست لیدر جریان قرار میدهند و این شورا بهترین تصمیمات را برای پیشبرد اهداف ارائه می نمایند ، در هر حزبی یکسری افراد زحمتکشی هستند که عمده زحمات جریان و احزاب را دوش انهاست ولی غالبا این افراد چون غایت اهدافشان منافع ملی و منطقه ای است زیاد در پی کسب مقام و پست نبوده و نمیباشند بلکه دلسوزانه فعالیتهای جریان را دنبال می کنند و در دوره مدت حاکمیت جریان از هیچ تلاشی برای پیشبرد اهداف خود که همانا منافع منطقه ای و ملی است از طریق جریانی که بیشترین هسموئی را با افکارشان دارد فرو نمیگذارند

اساسا تصمیمات درون حزبی یا درون جریانی برای هرکسی که عضو می باشد لازم الاجراست ، هرچند نقدهای وارده نیز دسته بندی و بصورت لیست شده در اختیار شورای تصمیم گیری قرار میگیرد و چه بسیار اصلاحاتی که با توجه به نقدهای وارده در برنامه های جریان داده میشود

اما نقد در حزب و جریان ، الزاما درون سازمانی است یعنی هیچگاه یک عضو حزب یا جریان نمی اید مسائل و نواقصات جریان خود را رسانه ای نماید و حتی چه بسا در برهه ای با نقدی از سوی منتقدان جریان مواجه شود که انرا بصورت نسبی درست میداند در اینصورت وظیفه دارد ضمن ارائه پاسخ مقتضی به ان نقد ، سریعا مراتب را به همان شورا منعکس نماید

بزرگترین مشکل در هشترود در بحث تحزب این است که ما از کودکی و جوانی با کارهای تیمی اشنا نشده ایم و مهارت کافی در امورات تشکل و احزاب را نمیدانیم ، تنها فعالیتهای سیاسی رسمی ما هشترودیها معطوف به انتخابات اعم از مجلس یا ریاست جمهوری و یا شوراها و خبرگان رهبری است و بغیر از ان معمولا احزاب و جزیانها حالت رخوت و سستی بخود می گیرند گوئی وظیفه انها اتمام شده و منتظر یک حادثه سیاسی دیگر می مانند ، این همان نقطه ضعفی است که باعث میشود چنانچه جریانی نقدهای درون سازمانی نداشته باشد بسوی استبداد و دور شدن از مردم حرکت نماید و رفته رفته بدنه حزب یا جریان متلاشی میشود و از بین میرود و تتمه افرادی که باقی می مانند تنها عروسک بازانی هستند که سعی می کنند با پرداختن به حاشیه ها و شایعات و غیره بتوانند رقیب را تخریب نموده و لیدر خود را همچنان مقتدر و زور مند معرفی نمایند

تحزب در هشترود نیازمند یکسری فرهنگ سازی ها و اقدامات اولیه مانند تشکیل انجمن های اجتماعی و فرهنگی است و مستلزم کار تشکیلاتی فراوان است هرچند احزاب در ایران به معنای واقعی وجود ندارند اما هشترود بدلایلی که خواهم گفت رگه هایی از تحزب مدرن را به شکل نسبتا بهتری نسبت به ایران دارد .

در هشترود وقتی جریانی به حاکمیت میرسد افراد اگاه جریان سعی می کنند تا با روشهای درست اگاه سازی ، برجسته نمودن نقاط قوت ، جلوگیری از شایعه سازی حاشیه پردازان و در سالهای اخیر از طریق رسانه محور شدن فعالیتهایشان، در راستای اهداف خود در جلب هوادار و رضایت عامه مردم که همانا هواداران هستند کوشش می نماید ، هرچند رسیدن به ایده ال خیلی طول خواهد کشید اما عملا می بینیم که پیروزی یک جریان در انتخابات مجلس بعنوان اولین راهبرد اهداف باعث میشود که اعضای جریان در انتخابات دیگر اولویت را پس از منافع ملی به نیروهای جزیان بدهند مثلا در انتخابات شوراها سعی می کنند تا اعضای زیادی از جریان وارد شورا شوند یا پس از انتخابات ریاست جمهوری سعی می نمایند تا مهره های متخصص و روشنفکر جریان را در عرصه مدیریتی که بتبع تغییرات در ریاست جمهوری اعمال خواهد را وارد نمایند

امروزه هشترود نیازمند برنامه محور بودن است و طبیعی است که هرجریانی که هدفمند تر و سازمان یافته تر باشد هم در راستای تعالی هشترود موفق خواهد بود و هم در حفظ موقعیت خویش ، اما برای این مهم چه باید کرد ؟

الف : شورای مرکزی جریانها همواره باید فعال باشد این افراد عموما بعد از رسیدن به حاکمیت از افراد غیر مسئول تشکیل میشود تا فارغ از هر مسئولیتی در درجه اول به نظارت و کنترل مسئولان وابسته به جریان خود بپردازد ضعف ها و کاستی های انان را رصد نموده وبه موقع با تذکر از لغزش یا خطا و یا نواقصات احتمالی پیشگیری به عمل اورد ، چرا هدف غائی و نهائی هر جریانی رضایت مردم از فعالیت و برنامه های انان است !

لذا اینان باید بصورت نکته سنج بررسی نمایند که ایا فلان مسئولی که از طرف جریان به این منصب انتخاب شده است با حفظ موازین قانونی و شرعی و در چهارچوب قوانین نظام مقدس جمهوری اسلامی ایا مطابق با برنامه های مدون شده اقدام می نمایند ؟

در درجه دوم باید جریانها دیگر را رصد نمایند و فعالیتهای انان و تحرکات و برنامه های انان را ثبت و دسته بندی نمایند اگر برنامه یا حرکتی را تشخیص دادند که برای منافع ملی و منطقه ای مفید استبلافاصله شرایطی را فراهم اورند که این مهم به ثمر برسد در اینجا دیگر بحث جریان مخالف یا موافق بودن مهم نیست چون پای منافع منطقه ای و ملی در پیش است ، این امری است که در سالهای گذشته جریانهای دیگری به عکس ان عمل نموده و در مقابل برخی منافع منطقه ای [پادگان و... ] جو سازی و با فرافکنی مانع بهره مندی منطقه از منافعی شدند که اینده توسعه ای هشترود را شتاب می بخشید و همین کوته بینی ها در جریانهاست که مانع توسعه هشترود میشده است ، اما اصلی ترین وظیفه این شورا بررسی رضایتمندی مردم است مردم بعنوان صاحبان اصلی منطقه همیشه در اولویت هستند و چه بسا جریانها دلسوزی که وقتی پای منافع مردم به میان امده بلافاصله اگر برنامه های خود را مغایر با ان دیدند دست به اصلاح برنامه ها زده اند چرا که در هر حال هر حزبی و جریانی برای بقا نیازمند حمایت و رضایت مردم است .

ب: بررسی استعداد ها و پتانسلیهای سیاسی ، اجتماعی و فرهنگی منطقه و تلاش برای تقویت و توسعه انها ، مثلا در همین دوره اخیر بعد از انتخابات مجلس جریان اقای شیری بعد از بررسی به نتیجه رسید که با اینکه کشاورزی باید بعنوان محور استقلال و پتانسیل اصلی منطقه تقویت شود ولی برای توسعه منطقه که متاسفانه بدلیل بی برنامه بودن جریانهای قبلی بسیار عقب مانده بود نیاز هست که بخش صنعتی شهرستان تقویت شود لذا بلافاصله نیروهای متخصص در امر سرمایه گذاری و صنعتی شدن را به مسئولیت این مهم قرار داد تا با تجربه و دانش این افراد برنامه ریزی محوری برای توسعه صنعتی شروع شود اولین اقدام برگزاری همایش توسعه هشترود برای اولین بار در وزارت کشور بود سپس از طریق حضور نماینده در کمیسیون اقتصادی [که در راستای تحقق این هدف اگاهانه و هدفمند انتخاب شده بود ] اقدامات عملی برای جلب سرمایه گذار انجام شد ، در کشاکش این اقدامات بخش کشاورزی نیز مد نظر بود ، لذا همزمان که سرمایه گذار جذب میشد برای تقویت برق سد سهند و یا احداث نیروگاه اقداماتی صورت گرفت تا پایاب سد سهند که از سال 85 تا سال 91 تنها 150 هکتار پایاب داشت به مدد این اقدامات به سه هزار هکتار افزایش یافت و همچنان در اولویت توسعه قرار دارد و در بحث صنعتی شدن نیز برای اولین بار کارخانجات مهم و مادر به منطقه پای گذاشتند که می توان از پالایشگاه قیر ، فولاد ، کنسانتره مس ، باطریسازی ، تولید بنزین یورو 4 ، اسانسور سازی و ... نام برد که طبیعتا توسعه و تقویت هر دو بخش هنوز هم بر اساس برنامه موجود ادامه دارد 

ج: تشکیل بانک اطلاعاتی از افراد متخصص برای تربیت مدیران جدید جهت اعزام مدیران به شهرستانهای دیگر و یا رسیدن به مقامات بلند مرتبه استانی ، طبیعی است که جریانی که در سطح شهرستان در یک استان فعالیت می کند دایره مدیریت خود را استان و نهایتا مرکز قرار میدهد هرچند در احزاب ملی این مدل مدیر سازی برای وزارت و نمایندگی و مقامات رده بالای کشوری تربیت میشوند اما در ابعاد کوچکتر اهداف نیز کوچکتر میشوند مثلا در همین راستا جریان اقای شیری بلافاصله مدیرانی جوان اما متخصص همچون مهندس کریمی ، مهندس معتمدی ، مهندس مهرانی فر و...... را در پروسه تربیت و تقویت مدیریتی وارد نمود بی شک این افراد پس از یکدوره مدیریت در شهرستان و به تبع قوانین در سالهای اتی برای مدیریت شهرستانهای بزرگ و حتی پستهای مدیرکلی استان انتخاب خواهند شد و در همین دایره افراد جدید جوانی جایگزین انها خواهند شد ، امری که جریانهای سابق نادیده انگاشته و شهرستان محل تربیت مدیران دیگر شهرستان شده بود ! بطوریکه این امر بصورت طنزی در میان مردم تبدیل شده بود که هشترود ازمایشگاه مدیران است ،

در جریان این پروسه متاسفانه بعداز انتخابات 92 جهالت و نادانی عده ای که هیچ فهمی از کار سیاسی نمی داشتند مانع از ان شدند که دوستان حامیان دولت تدبیر و امید همسو با جریان فعلی شهرستان در بحث مدیریت سیاسی منطقه نیز وارد شوند که اگر بخواهم لیستی از افرادی که تنها بخاطر خودخواهی افرادی که دیگر ماهیتشان برای همه روشن شده ردیف کنم یک مثنوی دیگر خواهد شد [ این به ان معنا نیست که این سه نفر خیلی قدرت دارند ! نخیر ! اتفاقا برعکس اینان انقدر ضعیف و ناتوان هستند که برای ممانعت از حضور فرزندان هشترود در راس امورات سیاسی به زیر اب زنی ، خاله زنک بازی ، دروغگوئی ، تهمت زنی اقدام نمودند امری که ذلیل ترین و پست ترین نوع فعالیت سیاسی است ]

طبیعی بود که در این میان شهرستانها و جریانهای خارج از شهرستان با استفاده از ساده لوحی افراد قید شده برنامه محور وارد بازی شده و با ردیف کردن یکسری اسامی که ربطی به جریان حامیان دولت و جریان فعلی منطقه نداشتند بازی سیاسی را شروع نمودند تا یکی یکی اشنا و اطرافیان خود در شهرهای دیگر را به پست های سیاسی شهرستان بگمارند.

اخرین تیرترکش خاله زنک بازی این افراد بیسواد سیاسی به یکی از بهترین بچه های اصلاح طلب حامی تدبیر و امید در اخرین روزهای اذرماه وارد شد و مانع ازتحقق امر شد .

[[ متاسفانه خاله زنک بازی اینها تا انجائی پیش رفت که فهمیده یا نفهمده با مشاوره های غلط و حضور خاله زنکی ، یک عضو ارشد ستاد قالیباف را مشاور بانوان تحمیل به فرمانداری کردند ، این انتخاب انقدر غیر منطقی است که گاه ادم متعجب میشود چطور یک مدیر با تجربه اصلاح طلب حامی روحانی که میداند قالیباف و تفکرات گاز انبریش [ که حتما عضو ارشد ستادش به انها ایمان داشته است - البته شاید هم تفکرات همسوئی با قالیباف نداشته و فرصت را غنیمت شمرده و فکر میکرد قالیباف رئیس جمهور خواهد شد تا او فرماندار شود !!!!!!! ]چقدر با افکار اعتدال گرایانه روحانی تفاوت دارد دست به این چنین اقدام بچه گانه ای میزند ! مگر اینکه بپذیریم در اثر مداومت مشاوره های غلط تحمیلی است ! ]]

به هرجال پروسه مدیر سازی در بخش سیاسی نیز همچنان فعالانه دنبال میشود و انشالله در این عرصه نیز مدیرانی پرورش خواهند یافت که در اینده فرماندارن شهرستهای دیگر استان از بچه های هشترود باشند چرا که ثابت شده فرزندان متخصص هشترود توانائی و توانمندی داشتن پستهای بالا و حساس را دارند برای همین امر است که جریان در راستای اهداف کسب پستهای حساس در استان ، اقای پاشائی را برای رسیدن به مدیرکلی اموزش و پرورش حمایت می کند و یا از ابقای دکتر زندیه یکی دیگر از فرزندان هشترود حمایت میشود - ادامه دارد 



تاريخ : چهارم دی 1393 | 11:9 | نویسنده : پیام رنجبر موسوی

حزب در تعریف ویکی پدیا سازمانی سیاسی است که به دنبال تاثیر گذاری بر روی حکومت است، این تاثیر گذاری معمولاً از طریق نامزد کردن کسانی با دیدگاه هایی همسو با حزب برای کسب مسئولیت ها و مناصب سیاسی صورت می پذیرد. احزاب در فعالیت هایی نظیر کارزار های انتخاباتی، پژوهش های آموزشی و یا اعتراض های سیاسی مشارکت می جویند. احزاب معمولاً به دنبال به کار بستن ایدئولوژی خاص یا دیدگاهی مشخص هستند که با اهدافی معین در ساختار و برنامه هایشان ذکر شده است و باعث پدیدآیی افرادی با اهداف یکسان حول محور حزب می شود.

خوب با این تعریف مشخص میشود کسانی که در قالب جریانی گرد هم می ایند و با تفکری خاص در راستای بهتر شدن شرایط و اوضاع کشور یا منطقه و استان و شهرستان خود از طرق گوناگون گرد هم می ایند را نیز می توانیم نوعی حزب بدانیم که با توجه به محدوده فعالیتشان کوچک یا بزرگ هستند ،ما حتی می توانیم قبیله های و طایفه های مسنجم را به نوعی در ساختار احزاب تعریف کنیم کما اینکه غزوه احزاب یا خندق که در صدر اسلام رخ داد به اینصورت بود که تعدادی از قبایل یهود با قبایل مشرکان مکه در قالب یک تفکر یعنی نابودی اسلام و رسول الله گرد هم امدند و به مدینه حمله نمودند که با شجاعت علی ع و تفکر جنگی سلمان فارسی و صد البته با مدیریت و رهبری حضرت رسول اکرم ص به برتری رسیدند ف این مثال برای ان بود که بهتر منظور خود را بیان نمایم و گرنه قصدم پرداختن به احوالات غزوات رسول خدا ص و یا تاریخ صدر اسلام نبود

بنابراین سوالی پیش می اید که چرا در هشترود ما وقتی صحبت از حزب می کنیم و بنام اصلاح طلبی یا اصولگرائی برای رسیدن به موقعیتی بهتر و یا تحت تاثیر قرار دادن حاکمیت تلاش می کنیم از نظر برخی دوستان مقبول بوده و حرکت ما را نوعی فعالیت مدنی درست می دانند ، یعنی وقتی بنده به عنوان یک اصلاح طلب به تفکرات یا دیدگاه یک اصولگرا نقد وارد می کنم و یا انرا مورد پاسخ قرار میدهم از سوی مردم و روشنفکری پذیرفته شده است اما وقتی من بعنوان عضوی از جریان اعتدالگرای هشترود که در راستای تغییر تفکر حاکم 35 سال بعد از انقلاب علیه اقای غفار اسماعیلی مطلبی می نویسم محکوم به گماشتگی یا پاچه خواری یا تطمیع و ... میشوم ؟! تفاوت در چیست که من پیام موسوی اجازه دارم اقای اسدالله حیدری اصولگرا را نقد کنم و مورد حمایت جریان روشنفکری قرار می گیرم اما نقد اقای غفار اسماعیلی بنده را به عنوان یک فرد لاابالی و ... نشان میدهد ؟

دلیل این است که هنوز برخی دوستان روشنفکر به این بلوغ سیاسی و سواد و اگاهی نرسیده اند که متوجه شوند وقتی دو جریان در مقابل هم برای تاثیر گذاری در مدیریت حاکمیتی منطقه ای با هم رقابت دارند در حقیقت این دو بسان یک حزب عمل می نمایند و هر حزبی بر اساس عرف و قانون حق دارد که جریان دیگر را نقد نماید ، هرچند باید در این نقد این امر را لحاظ کنیم که نقد ما بایست در چهارچوبی صورت بگیرد که به ساختار اصلی حاکمیت اسلامی و قانون اساسی کشور لطمه ای وارد ننماید و خدای ناکرده موجبات وهن و تشویش اذهان عمومی را پدیدار ننماید ، در این راستا جریان مقابل نیز حق دارد که جریان حاکم را نقد نماید و صد البته ان جریان نیز همان چهارچوبهای اصلی یعنی اصل حاکمیت اسلامی و قانون اساسی کشور را مورد نظر قرار دهد

امروز در هشترود تقریبا سه تفکر در تلاش هستند تا با قرار گرفتن در راس حاکمیت منطقه ایده ها و تفکرات خود را جهت توسعه و پیشرفت منطقه لحاظ نمایند در اینکه هر سه این جریانها دلسوز هشترود بوده و تلاششان در راستای تعالی هشترود است به توافق نسبی می رسیم چرا که هیچ توافق مطلقی در امورات سیاسی و اجتماعی را نمیشود اعمال نمود چونکه روحیات افراد غیر قابل شناخت کامل بوده و بعید نیست کسی با تفکر تعالی هشترود به حاکمیت برسد و سپس بدلیل ضعف و ناتوانی در کنترل هوی و هوس خود دچار استبدادی صغیر و خود خواسته شده و عملا از راهی که به مدد جریان خود رفته است منحرف گردد

در بازی حزبی معمولا اعضای احزاب کمتر از ده درصد جامعه را تشکیل میدهند و اکثریت جامعه بعد از بررسی و مشاهده کنشها و رفتارهای احزاب بصورت هوادار در زمانهای مورد نیاز به حزب پیوسته و انرا در راستای اهدافی که شفاف به اطلاع مردم رسیده است حمایت می نمایند همین امر لزوم داشتن برنامه و اعلام برنامه از سوی جریانها را روشن می نماید . که برای اولین بار در هشترود تنها اقای شیری و جریان اعتدالگرای هوادار ایشان بود که برنامه ای مدون در راستای توسعه هشترود را با هفت سرفصل و بیش از هفتاد بند در اختیار مردم قرار داد و به مدد همین برنامه بود که توانست قشر اگاه و تحصیلکرده منطقه را با خود همراه نماید

برمی گردیم به موضوع خودمان همانطور که گفتم سه جریان امروز در هشترود برای رسیدن و یا حفظ حاکمیت در تلاش هستند

جریان اول : اکثریت نسبی منتسب به تفکر اقای شیری است که اقای شیری را بعنوان لیدر خود معرفی و با حمایت از ایشان و تفکرات ایشان در صدد عملی ساختن برنامه های جریان برای تعالی هشترود با حفظ حاکمیت خود هستند

جریان دوم : اقلیت قلیل منتسب به تفکر اقای اسماعیلی هستند که اقای اسماعیلی را سالها بعنوان لیدر خود معرفی و با حمایت از ایشان و تفکرات ایشان در صدد عملی ساختن برنامه های جریان خود جهت رسیدن به قدرت مجدد را در سر می پرورانند

جریان سوم : اقلیت نسبی هستند که این جریان از لیدری خاص بهره نبرده و معمولا حول محور چند نفر گرد می ایند که در حال حاضر هیچ فرد شناخته شده و موثری برای لیدری ان نتوانسته اقدام نماید

در این میان ما بعنوان شاخه ای از جریان اول در صدد هستیم تا به نوعی با برجسته نمودن نقاط قوت خود و پوشش رسانه ای ضعفها و ترمیم درون جریان انها همچنان ان اکثریت هوادار که قبلا عرض نموده ام را در همراهی خود داشته باشیم ، طبیعی است که هرجریانی بدلیل انکه از لیدری معصومی بهره نمیبرد دچار لغزشها و خطاهایی شده و نواقصاتی در راه پیشبرد اهداف خود خواهد داشت اما انچه که مهم است این است که این خطاها و لغزشها و نقصها بصورت اکثریت راهبردی برنامه ها در نیاید چطور ؟ عرض می کنم : جریان اقای شیری بعد از انتخاب چند پروسه را بعنوان رکن اصلی توسعه و پیشرفت هشترود دنبال می نمود

الف : ایجاد اتحاد و وحدت، ب: توسعه متوازن و همه جانبه ج: استفاده حداکثری از نیروهای بومی متخصص

لازم است بدانیم که تعدد احزاب یا جریانها به هیچ وجه منافاتی با بحث اتحاد و حدت ندارد و اگر کسانی چنین فکر می کنند که چون سه جریان در هشترود وجود دارد پس امکان ایجاد وحدت نیست ، سخت در اشتباه هستند و نشانه دو چیز است : یا انها افرادی نااگاه و بیسواد هستند و یا انقدر مغرض و کینه ای و تمامیت خواه هستند که فکر می کنند اگر خودشان نیستند پس منطقه بر باد رفته است .

این دسته عموما محور فعالیتهای خود را بر شایعه استوار میسازند و چند صباحی موجی بر اساس شایعات راه می اندازند ولی بدلیل وجود اگاهی عمومی ناشی از وجود رسانه ها شایعات فاش شده و در اخر کار همین شایعات پتکی میشود بر سر شایعه سازان و انها را از رسیدن به چیزی که می خواهند باز میدارد .

در سالهای خیلی قبل بدلیل نبود رسانه های اگاه سازی در فضای مجازی و فضای عمومی منطقه ،  جریانی با همین شیوه توانست به مدت طولانی بر اریکه قدرت منطقه ای حاکم باشد ! تا اینکه در دوره قبلی ناگاه رسانه ای در فضای مجازی متولد شد که ضد شایعه سازی را در پیش گرفت و با خنثی نمودن شایعه پراکنی های این جریان و افشای حقیقت های موجود و نواقصات و کمبودها و لغزشها و خطاهای جریان حاکم ، روشنگری و شفاف سازی نموده و عملا پیروزی شایعه سازی بر حقیقت را متوقف نمود .

این امر [ شایعه سازی برای رسیدن به قدرت ] در سالهای اتی مشکلتر خواهد بود چرا که اگر در سالهای گذشته تنها یک رسانه - خوب یا بدش را کار ندارم - در امر شفاف سازی فعالیت می نمود امروز دهها سایت و وبلاگ و رسانه نوشتاری خوب و بد جریانهای مستقر را در معرض دید مردم قرار میدهند.

طبیعی است که در میان رسانه های موجود رسانه های طرفدار در صدد تقویت و برجسته نمودن اقدامات رخ داده اقدام خواهد نمود و رسانه های مخالف در صدد برجسته نمودن نقاط ضعف و البته هیچ رسانه بیطرفی در هیچ جای دنیا وجود ندارد که هم خوبها را بیان نماید و هم بدیها را و این بخصوص در بازی سیاست امری محال است. پس کسانی که چندصباحی است عمر خود را صرف تکرار روش بیهوده و منسوخ شایعه سازی می نمایند و در فضای متعدد مجازی از وایبر تا فیس بوک و وبلاگ اقدام به شایعه پراکنی می نمایند اگاه باشند که از این راه به توفیقی نمیرسند که هرچه بود در گذشته برده اند و برد با شایعه سازی دیگر در پایان کار است 

باز برمیگردیم به موضوع اصلی ، یکی از اصلی ترین اهدافی که جریان اقای شیری دنبال می نمود اصل وحدت و اتحاد بود این امر بایست در سه بعد انجام میشد که خوشبختانه با درایت اقای شیری میشود گفت تقریبا دو بعد ان بصورت کاملا صورت گرفته و بعد سوم ان نیز بالای 70درصد تکمیل است و تکمیل کامل این بعد نیازمند گذشت زمان و اگاهی عمومی بیشتر جامعه است اما ان سه بعد کدامین بودند

الف : اتحاد میان مسئولان رده بالای هشترود : سالها بود که هشترود و چاراویماق از تفرقه میان امام جمعه با فرماندار و نماینده هشترود و یا بالعکس ، دچار گرفتاریها و مشکلات عدیده ای میشد که ثمره ان استمرار سه دهه ای کلمه منحوس محرومیت بر پسوند شهر زیبای هشترود بود .

لذا جریان و در راس ان اقای شیری ابتدا با هماهنگی و صحبتها و عدم دخالتهای بیجا در امورات نظارتی و اجرائی و حمایتی همدیگر به اتحادی رسیدند که ثمره ان این میشود که وقتی یک سرمایه گذار به شهر می اید بر خلاف ادوار قبلی که صحبت از سهم و رانت و غیره بود سه مسئول ارشد شهرستان هرکدام از طریق خود اقدام به همکاری می نمایند و نتیجه اینکه امروز هشترود دارای 23 طرح صنعتی در پای کار می شود که 9فقره از انها در حال تکمیل طرح خود می باشند ، این اتحاد بدینصورت رخ میدهد که اقای شیری هماهنگی های لازم برای جذب سرمایه گذار و اعتبار و مجوزهای تشویقی را از بالا دنبال نموده و از طریق کمیسیون اقتصادی منابع لازم برای حمایت از سرمایه گذاری را صورت میدهد سپس اقای فرماندار از طریق کارگروهای اشتغال و سرمایه گذاری بعنوان رئیس اجرائی وارد عمل شده و با تسهیل مسیر و کمک در اجرائی شدن پروژه و حل مشکلات سرمایه گذار را در امر سرمایه گذاری تنها نمی گذارد و اما نقش امام جمعه عزیز برجسته تر است ایشان با رهنمودات و فرمایشات حمایتی خود در نماز جمعه و سایر تریبونها از اصل سرمایه گذاری حمایت و مردم را به سمت تفکر حمایت از سرمایه گذاری رهنمون میسازند و حتی در برخی برهه ها مثل موضوع پروژه اطراف میدان مسجد جامع بعنوان معتمد و امین وارد شده و نقشی ارزنده در تکمیل پروژه ایفا می نمایند ، همین وحدت بین سه مسئول ارشد، باعث شده که شورای اداری شهرستان برخلاف ادوار قبلی که با قهر و اختلاف تشکیل میشد و ثمره ان هیچ نمیشد ! اکنون در فضائی دوستان و همراهانه تشکیل میشود و گوئی این تلاش مسئولان رده بالا به پائین دستی ها انرژی خاصی تزریق نموده بطوریکه انان نیز در تلاش هستند تا در امر حمایت از سرمایه گذار در امور مربوطه خود پیشگام باشند و یا در جریان یک پروسه با وحدت بیشتری عمل می نمایند مانند ایجاد بوستان شهدا و مزار شهدای گمنام که در عرض یکهفته تمامی نیروهای ادارات برای حضور این عزیزان بسیج شدند و محل را اماده نمودند ، امروز هیچ شکی نیست که اتحاد این سه نفر و مسئولان با یکدیگر اغازگر توسعه شتابزده هشترود شده است 

ب: اتحاد بین چاراویماق و هشترود : از دیرباز این دو شهر را در مقابل هم قرار داده بودند و با استفاده از نفاق حاصله برای کسب قدرت بهره برداری می نمودند ، اقای شیری در بدو امر با معرفی رئیس دفتری برای چاراویماق نشان داد که برخلاف ادوار قبلی که سعی میکردند این دو را بر یکدیگر حاکم نشان دهند و از این منظر اختلاف ایجاد نمایند ، درصدد است که از توانائی های هر منطقه برای پیشرفت ان منطقه بهره ببرد ، ثمره این مهم این شد که چاراویماق بعد از سی سال صاحب شهرک صنعتی شد بیمارستانش راه اندازی و تجهیز شد ، تمامی نیروهای استخدامی از بومیان جوان و بیکار چارایماق و در درجه دوم از بومیان جوان و بیکار هشترود بکارگیری شدند و انتصاب روسایی از چاراویماق در هشترود و بالعکس باعث شد که هر دو طرف به یک وحدتی برسند که امروزه ریش سفیدان و معتمدان و مسئولان هر دو شهر برای کمک به یکدیگر از هیچ امری مضایقه نمی کنند 

ج : اتحاد بین مردم ، اقای شیری برای رسیدن به این اتحاد ابتدا مراسم شکرگزاری با حضور تمامی اقشار مردم را برگزار نمود سپس در راستای نشان دادن اینکه نماینده منتخب نماینده تمامی اقشار مردم است در تعویض روسای ادارات افراد توانمند را حتی اگر مخالف بودند را حفظ نمود و سپس به ارامی و تدریجی روسای مخالف را متوجه نمود که هدف تعالی هشترود است و بدین مرحله رسیده که حال برخی روسائی که در انبرهه مخالف حضور اقای شیری بودند امروز برای عقب نماندن از جریان پیشرفت و توسعه هشترود خیلی قویتر و بهتر از روسای موافق اقدام می نمایند . هرچند هنوز بدلیل وجود برخی متعصبان و متحجران که جریانها را نه با برنامه هایشان بلکه بخاطر شخصیت های فردی معیار قرار میدهند این اتحاد به اوج خود نرسیده است اما نماز جمعه اخیری که اقای شیری در ان سخنرانی میکرد و حضور انبوه و گسترده مردم - انهم در زمانی که برخی اعضای ستاد اقامه نماز تصریح داشتند وقت مناسبی نیست مردم معمولا در این زمان در مسجد حاضر نمیشوند سخنرانی بماند برای بین خطبه ها - نشان داد که مردم اعم از مخالف و موافق به این تفکر رسیده اند که تلاشهای اقای شیری صادقانه و در راستای تعالی و پیشرفت هشترود است و به نوعی با این حضور حداکثری [ دیدیم که در مسجد جامع کمبود جا بود ] این پیام را دادند که مردم بیدارند و از شایعه سازان دورتر شده و از صداقت و تلاش برای هشترود در هر زمانی توسط هرکسی که باشد حمایت خواهند نمود  - ادامه دارد



تاريخ : دوم دی 1393 | 18:58 | نویسنده : پیام رنجبر موسوی

انجمنهای های خیریه همانطور که از اسمشان پیداست در راستای اعمال خیر و دستگری از بیماران و نیازمندان تشکیل میشود و معمولا عده ای با نیت خیر بدوا از جیب مبارک خود هزینه کرده و اقداماتی را در راستای اهداف انجمن صورت میدهند و سپس ارام ارام در راستای اقداماتی که انجام میدهند مردم هم با جلب اعتمادشان توسط انجمن ها و رفتارهای انها به این انجمنها با نیت عام کمک می کنند

معمولا عموم انجمن های خیریه با اهداف عام [ دستگری از نیازمندان و بیماران ] تشکیل میشوند البته برخی انجمن ها نیز با اهداف خاص تعریف میشوند که یکی از انها انجمن حمایت از بیماران کلیوی است که در راستای حمایت از پیوند کلیه و یا هزینه های درمانی بیماران کلیوی ایجاد میشوند

مثلا اهداف (1) این انجمن در تبریز به این شرح میباشد :

پیشگیری؛ آموزش و بالا بردن آگاهی مردم در خصوص بیماریهای کلیه و بیماران کلیوی ؛تامین رفاه مادی و معنوی بیماران تحت پوشش ؛ایجاد محیط مناسب جهت بالا بردن روحیه بیماران ؛کمک در جهت بالا بردن کیفیت درمان بیماران کلیوی و تلاش جهت  بدست آوردن نتیجه تحقیقات و امکانات علمی و تجهیزات مورد نیاز از کشورهای پیشرفته ؛کمک به عمل پیوند کلیه بیماران نارسائی کلیوی

همانطور که می بینید در این اهداف اقداماتی مانند پیشگیری نیز قرار دارد یعنی وظیفه انجمن این است که از طریق بروشور ، مقالات ، کتاب ، سخنرانی علمی و ... نسبت به پیشگیری از ابتلا به بیماریهای کلیوی اقدام نماید و اتفاقا این هدف را در راس سایر اهداف خود قرار داده است چرا که تشکیل دهندگان این انجمن که عموما افرادی خیر و با نیت درست و متخصص در امور هستند میدانند که اصل اولیه و اصلی پزشکی این شعار است که پیشگیری بهتر از درمان است

و سایر اهداف که بنده به انها نمی پردازم در سالهای اخیر عده ای هم با نیت خیر و البته بدون تخصص در زمینه های پزشکی وارد عرصه این انجمن در هشترود شدند تا از این طریق به بیماران کلیوی کمک نمایند که بعد از تلاش بسیار بعنوان یکی از زیر مجموعه های انجمن حمایت از بیماران کلیوی استان اذربایجانشرقی قرار گرفته اند (2)

من به نوبه خودم از تمامی دست اندرکاران این مجموعه بخصوص اقای موحدی عزیز تقدیر و تشکر می کنم و قصدم در این مقول تنها پرداختن به اهمیت شناخت کافی از وظایف انجمن است و نه بررسی ابعاد مالی و غیره این انجمن در یکسال اخیر و یا چرائی تعویض مدیر قبلی ان !

اخیرا این دوستان بنری در چهارراه نصب نموده و با نصب عکس سه نفر که گویا از طریق انجمن به انها کمک شده تبلیغاتی در خصوص برگزاری یک همایش را اعلام نموده اند .

در این راستا عرض می نمایم که شایسته بود برادر عزیز و ارجمند جناب اقای موحدی از قرار دادن عکس ان عزیزان صرف نظر می نمود شاید ان عزیزان به دلیل رودبایستی قرار گرفتن و دینی که نسبت به این انجمن حس میکردند برخلاف میل قبلی و از روی ناچاری رضایت به نصب عکسشان داده باشند ولی شخصا اینکه بخواهیم با برشمردن انفاق و نیکی به دیگران پول جمع کنیم را شایسته نمیدانم چه بسا لازم نبوده و نیست که شخص بنده بدانم اقای ناصر قادری تمکن مالی ندارد و از هزینه عمل خود ناتوان است و یا دیگر مسلمانانی که عکسشان به عنوان سند خدمات این انجمن نصب شده است [ شکی نیست که در اینجا نیت خیر است ولی قرار نیست هر نیت خیری منتج به بردن ابروی یک مسلمان باشد ]

در ثانی هیچ نیازی نیست که اعضای انجمن و مدیران ان مرتب به عموم جامعه که معمولا اکثریت انان کمک های چندانی به انجمن نمی کنند [ بدلیل عدم تمکن مالی و حسب مصداق ضرب المثل چراغی که بخانه رواست به مسجد حرام است ، وقتی شخصی در این برهه وضع اقتصادی کشور در اداره زندگی خود مانده است هیچ توجیهی و عقل سلیمی نمی تواند ایشان را اجبار به کمک به هر انجمنی نماید چرا که گاه احسان و خیرات نه بصورت نقدی که بصورت معنوی اعطا میشود و حتی در احادیث داریم که اگر کسی تمکن مالی ندارد ولی ابرو دارد می تواند از ابروی خویش احسان و خیرات نماید ] گزارش خدمات ارائه بدهند.

اساسا انجمن ها و موسسات خیریه دارای یکسری دفاتر قانونی و برگه های جذب مشارکت مردمی دارند و بر اساس جلب مشارکت و هزینه ها که بر اساس نسخه ها و یا بیلبوردها و بروشورهای اموزشی و پیشگیرانه حساب کتاب بصورت کاملا قانونی نگهداری میشود و اگر کسی از خیرین هم نیاز داشته باشد که از مسئولین انجمن در راستای کمکی که کرده استعلام بگیرد بلافاصله از طریق دفاتر قانونی حسابداری عمل میشود و گزارش کاملی به خیر !!! داده میشود

لذا من بار  دیگر از تمامی دست اندرکاران این انجمن فعال و خیرخواهانه تقدیر و تشکر می کنم و پیشنهاد می کنم که تمامی انجمنها از انجمن خیریه تحت ریاست اقای محمود نژاد درس بگیرند که امروزه علاوه بر مشارکتهای مردمی از جیب خود کمک های بسیاری به نیازمندان می نماید بی انکه اسم نیازمند و یا بیماری را جهت دریافت و یا بیشتر پول جمع کردن بر زبان اورد و بدینسان خدای ناکرده ابروی مومنی و مسلمانی را بی جهت از بین ببرد و اجر کار خیر خویشتن را نیز با از بین بردن ابروی یک مسلمان از دست بدهد

امیدوارم که من بعد انجمن های خیریه تنها با ذکر اهداف و مبالغ مثل انجمن تبریز که در ذیل می اورم از بردن ابروی مسلمانان جلوگیری بعمل اورند که حفظ ابروی مسلمان برتر از خیرات کردن است

نمونه عینی از خدمات ارائه شده توسط انجمن خیریه حمایت از بیماران کلیوی تبریز که نگاه کنید بی انکه اسم مسلمان بیمار یا نیازمندی را بیاورد چه زیبا اقدام به بیان عملکرد نموده است [ اینجاست که فرق افراد متخصص و غیر متخصص که در اول عرایضم گفتم مشخص میشود ]

آمار بیماران دیالیزی بر اساس گروه خونی

مدیر انجمن خیریه حمایت از بیماران کلیوی استان آذربایجانشرقی با بیان اینکه 1546بیمار دیالیزی در استان و 940 بیمار دیالیزی در تبریز زندگی می کنند؛ افزود: لیست بیماران در انتظار کلیه بر اساس گروه خونی به شرح ذیل می باشد:

مجموع بیماران در انتظار پیوند کلیه بر اساس گروه های خونی متفاوت 430 نفر می  باشد که از این تعداد ؛ گروه خونی          

+A(149)     

-A(26)

+B(72)

-B(9)

+AB(37)

-AB(3)

+O(110)

-O(24)

نفر در انتظار پیوند کلیه می باشند.

32 نفر از مجموع بیماران یاد شده از آغاز سال 93 تا کنون پس از هماهنگی های لازم از طریق انجمن و اتمام آزمایشات مرتبط با پیوند کلیه در لیست نوبت جراحی در بیمارستان امام رضا (ع) تبریز قرار گرفته اند و 398 نفر در انتظار دریافت کلیه برای انجام مراحل پیوند می باشند.

فیروزی افزود: از آغاز سال 93 ؛ 28 نفرتحت عمل پیوند کلیه قرار گرفته اند .

همچنین انجمن کلیوی استان آذربایجانشرقی تشکر و قدر دانی خود را نسبت به خیرین نیکوکاری که ما را در صرف هزینه های پیوند  کلیه بیماران دیالیزی یاری فرمودند اعلام می دارد و برای این عزیزان از خداوند منان صبر جزیل خواهان است.

مهم ترین فعالیت ها و خدمات حمایتی انجمن بیماران کلیوی تبریز طی سال 93

نوع خدمات

شرح مساعدت ها وفعالیت های انجمن خیریه حمایت از بیماران کلیوی تبریز طی 6 ماه  سال 93

مبلغ به ریال

 

 

مستمری ماهانه ، ایاب و ذهاب ، اسکان بیماران و ...

               807/173/660            

2

کمک های نقدی، دارویی و بهداشتی و درمانی بیماران

             579/580/161

3

کمک هزینه پیوند کلیه

     767/000/000

4

تهیه و توزیع خواربار و لوازم منزل

    436/000/500

      جمع

دو میلیاردو پانصدو هشتاد و نه میلیون و هفتصدو پنجاه و چهار هزار و سیصدو بیست و یک ریال

2/589/754/321

عملکرد انجمن

نوع مساعدت  شرح مساعدتهای انجمن خیریه حمایت از بیما ران کلیوی تبریز به بیماران در سال 92
 مبلغ به ریال
نقدی مستمری ماهانه و ایاب و ذهاب و اسکان بیماران 1/137/562/400
نقدی کمکهای نقدی ، دارویی و درمانی بیماران 1/024/486/599
نقدی کمک هزینه پیوند کلیه 1/386/000/000
غیر نقدی تهیه و توزیع خواربار و لوازم منزل 990/878/621
  جمع 4/538/927/620
     

لیست بیماران در انتظار کلیه بر اساس گروه خونی

مدیر انجمن خیریه حمایت از بیماران کلیوی استان آذربایجان شرقی با بیان اینکه 1296بیمار دیالیزی در استان زندگی می کنند؛ ادامه داد: لیست بیماران در انتظار کلیه بر اساس گروه خونی به شرح ذیل می باشد:

مجموع بیماران در انتظار پیوند کلیه بر اساس گروه های خونی متفاوت 408 نفر می باشد که از این تعداد؛ 

(31نفر +AB)

(3 نفر -AB)

(29 نفر-A)

(148 نفر+A)

(55 نفر+B)

(7 نفر-B)

(110 نفر+O)

(25 نفر-O)     در انتظار پیوند کلیه می باشند.

27 نفر از مجموع بیماران یاد شده از آغاز سال 92 تا کنون پس از هماهنگی های لازم از طریق انجمن و اتمام آزمایشات مرتبط با پیوند کلیه در لیست نوبت جراحی قرار گرفته اند و31 نفر این بیماران نیز در حال گذراندن مراحل آزمایشات مربوطه می باشند و 350 نفر در انتظار کلیه برای انجام مراحل پیوند کلیه می باشند.

فیروزی افزود: از آغاز سال 92 تا پایان آبان ماه، 70 نفرتحت عمل پیوند کلیه قرار گرفته اند که 5 نفر از فرد مرگ مغزی شده و 65 نفر از طریق انسان زنده پیوند کلیه شده اند.

همچنین انجمن کلیوی تشکر و قدر دانی خود را نسبت به خانواده های اهدا کننده کلیه علی الخصوص خانواده های محترم اهداکنندگان مرگ مغزی اعلام می دارد و برای این عزیزان از خداوند منان صبر جزیل خواهان است.

آمار بیماران دیالیزی بیمارستان های تبریز و شهرستان ها

ردیف نام شهرستان نام بیمارستان تعداد تخت تعداد بیمار
1 تبربز  شهید مدنی  10  70
2 تبریز  امیر المومنین ع  18  125
3 تبریز  سینا  15  107
4 تبریز  شهید محلاتی  20  143
5 تبریز  ارتش  17  103
6 تبریز  کودکان  6  37
7 تبریز  29 بهمن  14  107
8 تبریز  امام رضا ع  5  7
9 اسکو  امام ره  7  37
10 خامنه  خامنه  6  44
11 آذرشهر  شهید مدنی  7 32
12 هشترود  امام حسین  4  16
         
13 اهر  باقر العلوم  11  89
14 بناب  امام ره  7  52
15 سراب  امام ره  7  46
16 عجبشیر  امام ره  6  79
17 مراغه  امیر المومنین ع  16  110
18 مرند  رازی 9  80
19 بستان آباد استاد شهریار  7  25
20 ملکان  فارابی  6  25
21 ----- بیماران صفاقی ----- 172
جمع کل بیماران دیالیزی  استان آذربایجان شرقی  ------  1546
 جمع کل بیماران پیوندی   استان آذربایجان شرقی  ------     748

دقت کنید هیچ اسمی از بیماران کلیوی نمی برند مبادا ابروی مسلمانی که نمی خواهد اطرافیان و یا عامه مردم بدانند محتاج و نیازمند است برود .

خداوند به این دوستان جزای خیر عطا نماید

1- سایت رسمی انجمن خیریه حمایت از بیماران کلیوی استان آذربایجانشرقی

2- همان سایت



تاريخ : یکم دی 1393 | 12:48 | نویسنده : پیام رنجبر موسوی

رئیس جمهور اسبق کشورمان با بیان اینکه دانشجویان باید به نقد مجهز شوند و خود، جامعه و قدرت را نقد کنند گفت: نقد جامعه لازم است؛ آیا اندیشیده‌ایم که اگر مردم سالاری می‌خواهیم، فرهنگ و زمینه این مردم سالاری در جان یکایک انسان‌های جامعه هست؟ چرا نیست و علت آن چیست؟

حجت‌الاسلام والمسلمین سیدمحمد خاتمی در دیدار نمایندگان ۷۰ تشکل دانشجویی سراسر کشور از دانشگاه‌های دولتی و آزاد، با اشاره به رحلت پیامبر عظیم‌الشان اسلام(ص) بیان کرد: این روز‌ها در میان همه مظلومان عالم و جهان، پیامبر اکرم (ص) مظلوم‌ترین است و آیین او مظلوم‌ترین است؛ اسلامی که او آورد به صورت دگرگونه‌ای عرضه می‌شود چرا که در تاریخ انحرافاتی بزرگ ایجاد شد.

وی افزود: در روزگار ما اسلام – که برای آزادی انسان، سربلندی او و کنده شدن انسان از زمین بدون ترک زمین آمده بود و اسلامی که برای عدالت به معنای عام کلمه آمده بود و اسلامی که هدف بعثت پیامبرش به گفته خود آن بزرگوار، تتمیم مکارم اخلاق بود - به گونه‌ای دیگر عرضه می‌شود؛ اسلام خشن، اسلام کشتار، اسلام سرکوب و اسلامی که برای انسان ارزش قایل نیست و توهمات تنگ و تاریک عده‌ای قدرت‌طلب یا واپس‌گرا به عنوان اسلام عرضه می‌شود و بهترین زمینه را برای اسلام‌هراسی در دنیا از سوی قدرت‌های بزرگی فراهم می‌کند که منافع خود را در سلطه بر ملت‌ها و کشورهای دیگر تعریف کرده‌اند.

نام امام حسن (ع) یادآور صلح در عین پافشاری بر ارزش‌ها و معیارهای انسانی و مکتب امام رضا (ع) را دانشگاهی بزرگ برای انسان و اسلام است

خاتمی همچنین با اشاره به ایام شهادت نوادگان پیامبر اسلام، نام امام حسن(ع) را یادآور صلح در عین پافشاری بر ارزش‌ها و معیارهای انسانی خواند و مکتب امام رضا (ع) را دانشگاهی بزرگ برای انسان و اسلام نامید و ابراز خوشحالی کرد که در این هنگامه در جمع دانشجویانی است که در پی کسب دانش هستند و اسلام را منشا عزت جامعه می‌خواهند و می‌کوشند از چهره رحمانی اسلام در برابر چهره انحرافی و خشنی - که در منطقه عرضه می‌شود - دفاع کنند.

وی در این جمع به تشکیل جمهوری اسلامی که از متن انقلاب برآمده است، اشاره کرد و گفت: جمهوری اسلامی مورد نظر انقلاب و امام به مردم، رأی مردم، حرمت و حقوق مردم احترام می‌گذارد و در عین حال که می‌خواهد مردم آزاد باشند و مملکت پیشرفته باشد، می‌خواهد از ارزش‌هایی که زندگی را لطیف و پیشرو می‌کند نیز برخوردار کند. ارزش‌هایی که فقدان آن در دنیای امروز مشکلات فراوانی را ایجاد کرده است.

خاتمی ادامه داد: برای داشتن این آرمان‌های بزرگ باید آنچه از محرومیت‌ها و فشار‌ها و کمبودهاست را تحمل کنیم و این هزینه زیادی در برابر آن آرمان‌ها محسوب نمی‌شود.

اولین و مهم‌ترین رسالت دانشجو کسب دانش و مهارت است

رییس بنیاد باران با دعوت دانشجویان به عمیق‌تر شدن و ژرف اندیشی درباره جایگاه خود و اینکه از کجا آمده‌اند و به کجا می‌روند، بیان کرد: دانشگاه، خانه دانش و کانون دانش، پژوهش، اندیشیدن و نوآوری است. امروز چرخ‌های جامعه پیشرفته و پیچیده بشری در عرصه اقتصاد، سیاست و فرهنگ بر مدار دانش می‌چرخد و دانشجو قلب دانشگاه است و اولین و مهم‌ترین رسالت دانشجو کسب دانش و مهارت است برای اینکه زندگی را برای خود و جامعه‌اش بهبود ببخشد.

وی دانش و آگاهی را در دنیای امروز پایه و مایه قدرت دانست و اظهار کرد: اگر روزگاری ثروت، نیروی نظامی و همبستگی‌های قبیله‌ای مایه قدرت بود، امروز پایه قدرت جوامع به دانش است یعنی قدرت آن‌ها بر مبنای کسب دانش و توان آن‌ها در به کار بردن اطلاعات در راه بردن جامعه ارزیابی می‌شود. این دانش است که در کسب ثروت در دنیا تحول ایجاد کرده است و بر پایه همین دانش است که امروز بشر مجهز به ابزارهای مجهز و مهیب نظامی شده است.

دانش هم گرداننده چرخ‌های زندگی و هم پایه و مایه قدرت در روزگار ماست

خاتمی گفت: دانش هم گرداننده چرخ‌های زندگی است و هم پایه و مایه قدرت در روزگار ماست بنابراین مهم‌ترین رسالت دانشجو و دانشگاه، تلاش برای به دست آوردن دانش است و باید در دانش خود روزآمد باشد و مهارت‌های دانش بنیادی که برای ارتقای سطح زندگی جامعه و بهبود آن لازم است را به دست آورد و در این راه ما باید تلاش مضاعفی داشته باشیم زیرا به علل مختلف دچار عقب ماندگی هستیم.

وی با یادآوری اینکه روزگاری جهان اسلام و ایران، کانون آگاهی و دانش بوده است، افزود: گرچه ماهیت آن دانش با دانش امروز متفاوت است اما دنیای اسلام به ویژه ایران یکی از کانون‌های دانش بوده است و امروز ما خیلی از آن روز‌ها فاصله داریم و جهان نیز از آن روز‌ها فاصله گرفته است. امروز دانش در جای دیگری تولید می‌شود و ما حتی توان مصرف کنندگی دانش تولید شده در دنیا را کم داریم.

دانشجویان و دانشگاهیان تلاش مضاعف کنند تا عقب ماندگی تاریخی ما در کسب دانش جبران شود

خاتمی تاکید کرد: دانشجویان و دانشگاهیان تلاش مضاعف کنند تا عقب ماندگی تاریخی ما در کسب دانش جبران شود و در دنیای رقابتی امروز با قدرت‌های موجود رقابت کنند.

وی با این توضیح که منظورش از دانش، دانش جدید science است، گفت: دستاوردهای دانش جدید اگر نگوییم‌زاده تمدن جدید است لااقل در سایه تمدن جدید است که دانش جدید science رشد می‌کند و جا را برای دیگر معرفت‌ها تنگ می‌کند و البته دستاوردهای بزرگ زیادی داشته است و ما نیز نیازمند آن دستاوردهای بزرگ و مهم هستیم اما به شما دانشجوی ایرانی، شمایی که گذشته‌ای متفاوت با گذشته دنیای مدرن دارید و شما که اکثرتان به آیین اسلام وابسته‌اید، تذکری می‌دهم که در شناخت هویتتان اهمیت دارد؛ هویتی که متاسفانه گم کرده‌ایم و لااقل سرگشته‌ایم؛ توجه داشته باشید که این دانش جدید همه مشکل را حل نمی‌کند بلکه مشکلاتی نیز ایجاد می‌کند.

خاتمی با اشاره به قرن هجدهم و اصالت علم و در ادامه تقسیم بندی تاریخ بشر از نگاه پیشوای پوزیتیویسم به دوران اسطوره (که دین در این دوره بود)، دوران فلسفه و دوران علم توضیح داد: آنچه او می‌گفت این بود که الان دوران علم است و برپایه این علم است که باید زندگی را ساخت و بهشت موعود ادیان را در زمین ایجاد کرد. حتی در برابر ادیان الهی چیزی به نام دین انسانیت مطرح کرد و هدف، انسان زمینی و سعادت او برخورداری بیشتر از مزایای زندگی مادی بود. از آن دوران خیلی گذشته است و حتی ژرف اندیشان غربی، امروز دیدگاه‌های آگوست کنت را سطحی و بی‌بنیاد می‌دانند. دورانی که می‌پنداشتند علم همه مشکلات را می‌تواند حل کند و بهشت برای انسان ایجاد کند، گذشته است به ویژه آنکه تمدن جدید که مبتنی بر علم است در دورن و بیرون مرزهای خود مشکلات متعددی را ایجاد کرده است

وی توضیح داد: شما استعمار را می‌بینید که حاملان علم و آن‌ها که قدرت علمی بیشتر داشتند، ایجاد کردند و در کشور‌ها دخالت کردند و منابع آن‌ها را به غارت بردند و در برخی کشور‌ها اگر توانستند حکومت‌های فاسد را به عنوان ابزار خود انتخاب کردند و اگر نتوانستند با کودتا و براندازی، حکومت‌های مستبدِ ظالمِ فاسد را ایجاد کردند و علاوه بر بردن منابع مادی آن‌ها، ملت‌ها را تحقیر کردند و درون مرزهای خود با وجود دستاوردهای زیاد اما با مشکلات فراوانی به ویژه مشکلات روانی روبه رو شدند و این را من نمی‌گویم بلکه خود بزرگان و اندیشمندان غرب متوجه این بحران شدند. امروز از اینکه دانش جدید بتواند پاسخگوی همه مشکلات باشد مورد نفی قرار گرفته است.

خاتمی با یادآوری اینکه فکر نکنیم همه آگاهی‌های معتبر در دانش جدید است گفت: ما در سنت فکری خود از عقل عقل سخن می‌گوییم و نیز از منبعی که آفریننده عقل است در حالی که آن دانش امروز عمدتا‌زاده بخش و رویه‌ای از عقل است که به عقل ابزاری معروف شده است. ما علاوه بر اینکه باید عقل ابزاری و دانش را داشته باشیم اما باید بدانیم که مقامی گسترده‌تر برای عقل قائلیم و هیچ چیز نمی‌تواند خلایی که فقدان دین در زندگی انسان ایجاد می‌کند را پر کند و فلاکت‌هایی که به خاطر فقدان بینش و گرایش دینی و اتصال به منبعی که عقل و عشق و عاطفه را آفریده است، ایجاد می‌شود را باید مورد توجه قرار دهیم.

تا ندانیم از کجا آمده‌ایم نخواهیم دانست به کجا می‌رویم

وی گفت: ممکن است این پرسش در ذهن شما ایجاد شود که به نام دین نیز خیلی ستم شده و مسایل غلط توجیه شده است؛ چه بسا حکومت‌های جباری که توجیه دینی شده‌اند؛ چه بسا دین فقط در ظواهر خلاصه شده و از روح دین غفلت شده است، این نشانه آن است که به خود دین نیز جفا شده است. روح دین روحی است که اگر وجود داشته باشد و به بینش معنوی و عرفانی توجه کنیم می‌توانیم از علم به معنای امروزش بهترین استفاده را کنیم و از مشکل تک ساحتی دیدن انسان و فقط به عقل ابزاری نگاه کردن و به عقلی که به رویه زندگی می‌پردازد و آن سوی زندگی را یا نفی می‌کند یا از آن غافل می‌شود، در امان باشیم و بتوانیم به هویت خاص خود با وجود بهره بردن از علم توجه کنیم. ما کیستیم؟ از کجا آمده‌ایم و تا ندانیم از کجا آمده‌ایم نخواهیم دانست به کجا می‌رویم.

خاتمی تاکید کرد: رسالت اول دانشگاه‌های ما اهتمام به دانش و کسب مهارت است و در عین حال توجه به معرفت و آگاهی و اینکه ابعاد وجودی انسان بزرگ‌تر از آن است که علم جدید مورد توجه قرار می‌دهد. باید به روح دین و دینی که پیامبران بزرگ آورده‌اند توجه و اهتمام کنیم و در دنیای امروز که از سویی گرفتار ماده زدگی و ماده گرایی است و از سویی گرفتار خشونت گرایی، ظاهرگرایی و قشری‌گری است، تعادلی برای انسان و انسان متعادل را ایجاد کنیم.

دغدغه انسان داشتن، اندیشیدن به انسان و مشکلات او و تلاش برای رفع آن از دغدغه‌های روشنفکر است

رییس بنیاد باران در ادامه به دانشجویان گفت: از سوی دیگر باید توجه داشته باشید که کانون روشنفکری هستید و روشنفکر، دغدغه انسان و سرنوشت انسان را دارد و برای انسان دل می‌سوزاند و می‌خواهد انسان را بشناسد و انسان حرمت داشته باشد؛ یعنی دغدغه انسان داشتن، اندیشیدن به انسان و مشکلات او و تلاش برای رفع آن از دغدغه‌های روشنفکر است.

وی افزود: اگر روشنفکر هستید باید برای تک تک افراد اینجامعه دلسوزی داشته باشید و معتقد باشید همه مردم و این انسان‌ها حرمت و کرامت و حق دارند و مهم‌ترین حق آن‌ها، حق حاکمیت بر سرنوشت است؛ این انسان‌ها مستحق این نیستند که حکومت‌های دیکتاتور بر آن‌ها حاکم باشند و مستحق زندگی در فقر و بی‌عدالتی و تبعیض نیستند و باید زن و مرد زمینه رشد داشته باشند و این انسان در عرصه تعیین سرنوشت خود مشارکت داشته باشد و به این معنا دانشگاه سیاسی‌ترین جایی است که باید به انسان و سرنوشت انسان و کشور و... بیندیشد و توجه کند که لازمه آن نقد است.

اگر قدرت بی‌مهار باشد و مورد نقد قرار نگیرد هم به دیکتاتوری می‌انجامد و هم به فسادهای بزرگ

سیدمحمد خاتمی به دانشجویان توصیه کرد: شما برای آنکه از مسیر منحرف نشوید باید خود را به نقد مجهز کنید؛ نقد خود، نقد جامعه و نقد قدرت. اگر قدرت بی‌مهار باشد و مورد نقد قرار نگیرد هم به دیکتاتوری می‌انجامد و هم به فسادهای بزرگ. فسادهای بزرگ در متن قدرت‌هایی ایجاد می‌شود که دست خود را باز می‌دانند و به کسی پاسخگو نیستند.

وی در ادامه یادآور شد که اصلاح‌طلبان و دانشجویان نیز باید خود را نقد کنند. نقد جامعه نیز لازم است. آیا اندیشیده‌ایم که اگر مردم سالاری می‌خواهیم، آیا فرهنگ و زمینه این مردم سالاری در جان یکایک انسان‌های جامعه هست؟ چرا نیست و علت آن چیست؟

خاتمی با تاکید بر اهمیت نقد قدرت‌ها که به رای و حاکمیت مردم تن دهند، هشدار داد که نقد مچ‌گیری نیست. نقد بیان خوب‌ها و بدهاست و تلاش برای از بین بردن یا کم کردن بدی‌ها و تقویت خوبیهاست.

وی افزود: دغدغه شما به عنوان دانشجویانی که اتصالی به اسلام دارد باید اهتمام به حق و حرمت مردم باشد و نظام‌های مردم سالار که شایسته انسان امروز است. شما صاحب یک انقلاب بزرگ و عظیم هستید که جمهوری اسلامی برآمده از آن است. جمهوری اسلامی یعنی مردم سالاری و حق حاکمیت مردم و حاکمیت برآمده از اراده مردم و پاسخگویی قدرت و حکومت در برابر مردم و قدرت داشتن مردم به جابجایی حکومت‌ها بدون توسل به زور است.

ما همه مزایای جمهوری و علاوه بر آن اخلاق و عدالت را که روح اسلام است می‌خواهیم

خاتمی گفت: ما همه مزایای جمهوری اعم از آزادی، آزادی بیان و تجمعات و تعیین‌کننده بودن رای و حق حاکمیت بر سرنوشت و... را می‌خواهیم و علاوه بر آن اخلاق و عدالت را که روح اسلام است می‌خواهیم. ما این جمهوری اسلامی را می‌خواهیم. جمهوری که هم مردم آزاد باشند و هم اخلاق بر آن حاکم باشد نه آنکه بداخلاقانه‌ترین رفتار‌ها و گفتار‌ها به نام گفتمان انقلابی و اسلامی بر جامعه تحمیل شود. چقدر دروغ گفته می‌شود؟ و دروغگویان مصونیت دارند. مساله فقط این نیست که کسانی گرفتار و در محدودیت هستند بلکه بخش‌های قابل توجهی از جامعه ما که امروز مورد پسند گروه‌هایی نیستند ترور شخصیت می‌شوند و آن گروه‌ها غافل از این هستند که چون چنین رفتارهایی با فطرت انسان همخوانی ندارد، افراد و گروه‌های مورد تهاجم و تهمت محبوب‌تر می‌شوند و دروغگویان و تهمت زنندگان از چشم جامعه می‌افتند.

دروغ خیلی زود معلوم و برملا می‌شود

وی با اشاره به دوره استالین که می‌گفتند دروغ را باید چنان بزرگ گفت که قابل باور باشد یادآوری کرد: دروغ را ممکن است در وهله اول باور کنند اما دروغ خیلی زود معلوم و برملا می‌شود و اعتماد افراد جامعه آسیب می‌بینند.

رییس بنیاد باران گفت: بد است که در یک جامعه اسلامی بداخلاقی حاکم باشد به ویژه اگر کم کم بداخلاقی نهادینه شود.

وی با تاکید بر اهمیت عدالت به معنای وسیع کلمه و نه فقط عدالت اقتصادی یادآور شد که عدالت یعنی دادن حق انسان به او و مهم‌ترین حق انسان حق حاکمیت بر سرنوشت خود است؛ اینکه به درستی گفته می‌شود رای مردم حق الناس است، این حق الناس باید رعایت و تبیین و پاسداری شود تا عدالت، اجرایی شود.

خاتمی از برخی گرایش‌ها و بینش‌های غلطی که چهره اسلام را زشت نشان می‌دهد و تحمل این را ندارد که تفسیر و برداشت دیگر از اسلام حضور داشته باشد و می‌زند و نابود می‌کند و بخصوص امروز در منطقه حضور دارد و چهره زشتی از اسلام به تصویر می‌کشد، انتقاد کرد.

رییس پیشین جمهوری اسلامی ایران، دانشجویان را صاحبان انقلاب اسلامی خواند و افزود: انقلاب برای آزادی انسان‌ها آمد و برای انسان‌های اینجامعه اعم از اینکه مسلمان باشند یا نباشند حق شهروندی قایل شد. این درحالیست که می‌بینید در منطقه اسلام را چطور معرفی می‌کنند که با برداشت‌های تنگ و تاریک و ضدمردمی از اسلام و رفتارهای جریان‌های افراطی بزرگ‌ترین خدمت را به کسانی می‌کنند که با اسلام و انقلاب و با مردم و جامعه مخالفند و موج اسلام هراسی را دامن می‌زنند. در اینجاست که دانشگاه رسالت بزرگی دارد.

حوزه و دانشگاه که نمی‌توانند یکی شوند؛ اما اهداف مشترک می‌توانند داشته باشند

خاتمی در ادامه به سالروز وحدت حوزه و دانشگاه اشاره کرد و گفت: حوزه و دانشگاه که نمی‌توانند یکی شوند؛ نه دانشگاه می‌تواند در ذیل حوزه تعریف شود و نه حوزه می‌تواند با دانشگاه ادغام شود؛ رسالت آن‌ها با هم متفاوت است اما اهداف مشترک می‌توانند داشته باشند. حوزه می‌تواند از دانش روز و موضوع‌شناسی دانشگاه استفاده کند و احکام متناسب بیاورد و دانشگاه می‌تواند از حوزه که مبلغ روح اسلام است، بهره ببرد و حوزه باید روح اسلام که عبودیت حق تعالی و اخلاق و انسانیت و عدالت است را بشناسد و بشناساند. رسالت حوزه سنگین است تا همسویی حوزه و دانشگاه در مسیر بهبود جامعه تامین شود.

وی انجمن‌های اسلامی دانشگاه‌ها را دارای رسالت بسیار حساسی دانست و گفت: انجمن‌ها باید تلاش کنند جنبه‌های اعتقادی خود را تقویت کنند. گاهی سستی‌هایی در جوانان دیده می‌شود و گاهی دچار دلزدگی می‌شوند اما انجمن اسلامی باید در تقویت دینی جامعه بکوشد و بخصوص از چهره رحمانی اسلام دفاع کند؛ اسلامی که مردم سالاری می‌خواهد و از حق مردم دفاع می‌کند و قدرت را مورد نقد قرار می‌دهد.

استبداد و استبدادزدگی طاس لغزنده ایست که اگر غفلت کنیم هم مردم و هم حاکمان در آن می‌افتند

خاتمی با تاکید براینکه انجمن اسلامی باید پیشتاز دفاع از حقوق مردم باشد و آزادی‌های اساسی در قانون اساسی را محور قرار دهد، درد بزرگ تاریخی را استبدادزدگی خواند و گفت: باید در انقلاب اسلامی و قانون اساسی بر آنچه ضد استبداد است و به حقوق مردم پرداخته، بیشتر تکیه شود. استبداد و استبدادزدگی طاس لغزنده ایست که اگر غفلت کنیم هم مردم و هم حاکمان در آن می‌افتند.

در عین حال دانشجوی بیدار باید نسبت به مصالح ملی و عزت ملی حساس باشد و توطئه‌هایی که از بیرون علیه ملت و کشور هست غافل نماند.

دانشگاه باید مستقل باشد و از بیرون فرمان نگیرد

وی در ادامه بر ضرورت توسعه خواهی و نه توسعه طلبی تاکید و اظهار کرد: باید خواهان پیشرفت کشور باشیم و دولت در برخورداری از تکنیک و فعالیت‌ها باید از نظرات کار‌شناسی دانشگاه استفاده کند و دانشگاه باید مستقل باشد و از بیرون فرمان نگیرد بلکه تصمیم ساز باشد، فکر کند و راهکار ارائه دهد و جکومت‌ها از این راهکارهای علمی استفاده کنند.

رییس بنیاد باران توجه به اخلاق مداری را ضروری دانست و خطاب به دانشجویان یادآور شد: در مسیری که دارید صبر و استقامت داشته باشید.

وی با اشاره به حضور ۷۰ تشکل دانشجویی در قالب یک جمع ابراز خوشحالی کرد که چنین همبستگی بین تشکل‌های دانشجویی وجود دارد و این را موضوع مهمی دانست.

خاتمی به دانشجویان توصیه کرد که تشکل‌های دانشجویی چه ادوار و چه دانشگاه‌های مختلف با یکدیگر همبستگی بیشتری داشته باشند و با دیگر تشکل‌های موجود و دیدگاه‌های مختلف در دانشگاه نیز به بحث و گفت‌و‌گو بپردازند.

رییس پیشین جمهوری اسلامی ایران، فضاهای امنیتی و نظامی را در خور هیچ جامعه‌ای ندانست، چه رسد به جامعه‌ای که انقلابش اسلامی و مردمی بوده است. وی گفت: چرا باید از مردم ترسید؟ امنیت این است که ما مردم را باور داشته باشیم و در زندگیمان مشارکت دهیم. فضای امنیتی و سخت افزارانه در دنیای امروز نمی‌تواند امنیت واقعی را تامین کند.

امنیت کشور را با ایجاد فضای امنیتی نمی‌توان تامین کرد

وی با بیان اینکه آزادی و نبودن فضای امنیتی در دانشگاه‌ها از هوا برای تنفس کردن، لازم‌تر است، به دانشجویان گفت: فعالیت‌های خود را درون نظام تعریف کنید؛ اگر ما ناروایی‌هایی می‌بینیم برای این است که به نظام جفا می‌شود. کسانی گرایش خاص و سلیقه‌های خود را به عنوان نظام مطرح و سعی می‌کنند همه را دفع کنند جفا می‌کنند. این ما هستیم که مدافع نظام هستیم؛ ما مدافع ارزش‌های نظام و مدافع حرکت در چارچوب قانون اساسی هستیم و باید با آن طرف هم گفت‌و‌گو کنیم و به این نتیجه برسیم که امنیت کشور را با ایجاد فضای امنیتی نمی‌توان تامین کرد.

خاتمی در ادامه و در پاسخ به پرسش‌ها و نقدهای دانشجویان از عملکرد دولت روحانی بیان کرد: شما در عین حال که محدود نیستید و می‌توانید دولت و ارکان قدرت را نقد کنید اما متوجه باشید که دولت مشکلات بزرگی دارد. درست است آنچه گفته شده هنوز همه‌اش حاصل نشده است اما مگر قرار بوده همه این‌ها یک شبه حاصل شود؟

وی با بیان اینکه آقای روحانی و دولتش بر شعارهای خود ایستاده‌اند، یادآور شد که باید به دولت کمک کرد. مشکلات فراوان است و واقعا ویرانگری‌هایی که در سال‌های قبل رخ داده - نمی‌خواهم بگویم سوءنیت بوده - مملکت را با مشکلات زیادی مواجه کرده است و تلاش دولت قابل قبول است.

اگر مشکلات خارجی حل شود بسیاری از مشکلات داخلی ما هم ان‌شاءالله حل خواهد شد

خاتمی با بیان اینکه اگر مشکلات خارجی حل شود بسیاری از مشکلات داخلی ما هم ان‌شاءالله حل خواهد شد یادآوری کرد که با این حال نباید اولویت دادن به مسایل خارجی ما را از پرداختن به مسایل داخلی غافل کند.

خاتمی با اشاره به خواست‌ها و مطالباتی که جامعه دارد از جمله موضوع رفع حصر یادآور شد که دولتی که متکی به رأی مردم است نیز‌‌ همان خواسته‌ها را دارد.

وی با بیان اینکه باید صبور باشیم و پیش برویم درباره اعتدال و اصلاحات گفت: اعتدال یک روش است و اصلاحات یک گفتمان است که ۲۰۰ سال است که این گفتمان شکل گرفته و گرچه خواستهای متفاوتی در این زمینه بوده و ممکن است سلیقه‌های مختلف در آن باشد اما اصلاحات گفتمانی است که مردم پای آن ایستاده‌اند.

قرائت‌هایی از اسلام که ضد آزادی و ضد پیشرفت جامعه است، ربطی به انقلاب ملت ما و جریان اصلاح طلبی اصیل ندارد

خاتمی توضیح داد: مهم‌ترین خواست مردم ما در ۲۰۰ سال گذشته این بوده که استبداد نمی‌خواستند آزادی می‌خواستند، وابستگی نمی‌خواستند استقلال می‌خواستند، عقب افتادگی نمی‌خواستند پیشرفت می‌خواستند، تبعیض و فساد نمی‌خواستند عدالت می‌خواستند و اکثریت جامعه ما این‌ها را بر اساس هویت تاریخی خود یعنی اسلام می‌خواست و طبعا قرائتی از اسلام که توانسته این انقلاب را ایجاد کند،‌‌ همان اسلامی است که با آزادی و استقلال و پیشرفت سازگار است و قرائت‌هایی از اسلام که ضد آزادی و ضد پیشرفت جامعه است، ربطی به انقلاب ملت ما و جریان اصلاح‌طلبی اصیل ندارد. این گفتمان هست و مخالفانش بار‌ها تلاش کردند که آن را حذف کنند ولی چون در متن وجدان جامعه ما بود نتوانستند.

گفتمان اصلاحات ریشه در عمق وجدان جامعه ما دارد

وی افزود: همین گفتمان اصلاحات است که مشروطیت را پیروز کرد اما به علل گوناگون دیکتاتوری رضاخان از آن بیرون آمد. بعد از شهریور ۲۰ همین گفتمان بود که به صورت ملی شدن صنعت نفت یک حکومت مردمی را ایجاد کرد که باز به خاطر اشتباهات خودمان و توطئه خارجی، با کودتای ۲۸ مرداد ملت ما با مشکل مواجه شد اما مردم عقب ننشستند و انقلاب اسلامی شد. روح انقلاب اسلامی، اصلاح خواهی و اصلاح‌طلبی است و مگر انقلاب اسلامی با شعار استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی پیروز نشد و مگر مردم به جمهوری اسلامی رای ندادند؟ و انصافا تحول بزرگی ایجاد شد اما گرایش‌های دیگری هم هست که این را قبول ندارد. راه درست راه حفظ انقلاب و نظام این است که به این گفتمان که با همه مشکلات باقیمانده و از میدان بیرون نرفته اهتمام کنیم و اساس نظام، انقلاب و جمهوری اسلامی را بر این گفتمان قرار دهیم و این است که کشور را نجات می‌دهد. گفتمان اصلاحات ریشه در عمق وجدان جامعه ما دارد.

باید زمینه اعتدال، تعامل، گفت‌و‌گو و بحث و صحبت فراهم شود

خاتمی با بیان اینکه اطلاح‌طلبان روش اعتدالی را تأیید می‌کنند، گفت: ما معتقدیم باید زمینه تحقق این خواست مردم فراهم شود. باید زمینه اعتدال، تعامل، گفت‌و‌گو و بحث و صحبت فراهم شود.

رییس بنیاد باران اظهار کرد: اصلاح‌طلبان بار‌ها گفته‌اند با براندازی و براندازان مخالفند. براندازان جایی در میان جامعه ندارند. ما این کشور و نظام و پیشرفت آن را می‌خواهیم و همه در چارچوب این قانون اساسی حرکت می‌کنیم ممکن است نقد به قانون اساسی هم مطرح باشد اما مبنای حرکت در جامعه قانون اساسی است و قانون اساسی ظرف یکبار مصرف نیست که دور بیندازیم و ما پایبند به این قانون اساسی هستیم و می‌گوییم هر کسی به این قانون پایبند باشد با هر عقیده‌ای، شهروند جمهوری اسلامی است و از همه حقوق شهروندی باید برخوردار باشد و اگر دیگران چیز دیگری می‌گویند اختلاف ما در همینجاست و باید صبوری و گفت‌و‌گو کنیم.

در این دیدار دانشجویان با تجلیل از ویژگی‌های شخصیتی سیدمحمد خاتمی، خواستار حضور بیشتر وی در شهرهای مختلف ایران و گفت‌و‌گوی رودر رو با مردم و دانشجویان مناطق مختلف کشور شدند و از وضعیت کنونی دانشگاه‌ها و فضای امنیتی حاکم بر دانشگاه و نحوه رفتار دولت با دانشجویان انتقاد کردند. یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های مورد اشاره دانشجویان، انتخابات آینده مجلس شورای اسلامی بود که از خاتمی درخواست حضور جدی‌تر در عرصه سیاسی کشور داشتند.

منبع ندای ایرانیان



تاريخ : بیست و نهم آذر 1393 | 10:20 | نویسنده : پیام رنجبر موسوی

اخیرا در فضای وایبر عده ای که سواد سیاسی عمومیشان انقدر هست که شانتاژ را سانتاژ ( حداقل تو گوگل هم سرچ نمی کند که ببیند شانتاژ درسته تازه میگن دانشگاه هم اورده مثل احمدی نژاد ) می گویند چرت وپرتهایی می گویند که گوشتهای یخ زده وارداتی از کشور برزیل هم خندشون میگیره چه برسه به این مرغهای عزیز پرکنده مون ؟!

در اولین مورد اقای میم شروع به هوچی گری نمود که ایهالناس سد سهند رو دادند مراغه و لولو برد و هیچی نمونده ، که پس از بررسی های بنده و حرفهای اقای شیری در نماز جمعه مشخص شد این مطلب کذب بوده و فقط در حد تصور کسانی میباشد که شانتاژ را سانتاژ می گویند

در دومین مورد این حضرت اقا دست به دامان تصورات توهمی ایجاد شده از بخار شیشه های خانه یا ماشینش شده و با خلق اثاری با نوک مبارک انگشتان بر شیشه بخار زده چنان فکر کرده که اقای غفار اسماعیلی شده رئیس صندوق توسعه ملی ؟!

اما دوست عزیز بنده خدمتت عرض می کنم که : چشمه باید از خودش آب و جوشش داشته باشد، و گرنه با آب ریختن، چشمه درست نمی شود، چشمه خلق و خوی شایسته نیز باید منشأ درونی داشته باشد.

این اقا رو بعد از انتخابات 24 خرداد استاندار 135 استان کشور نمودید نشد - محض اطلاع عرض کنم اینقدر استان نداریم ها - فرماندار کردید نشد بخشدار کردید نشد بعدش رئیس دیوان محاسبات نشد و الخ

الان هم در وایبر فرموده اید که اقای غفار اسماعیلی شده اند رئیس صندوق توسعه ملی !!!!!!!!!!!!!! حکایت شتر و پنبه دانه یادت نره

حسب اطلاع جنابعالی و همشهریان عزیز عرض می کنم که این اقا بیشترین پستی که دارد این مورد است

در تاریخ 91/9/1 « مهندس غفار اسماعیلی » با حكم آقاي دكتر رحماني فضلي رئيس كل ديوان محاسبات كشور، به سمت «مشاور رئیس کل و مسئول هماهنگی هیات های رسیدگی به تخلفات اداری» دیوان محاسبات کشور منصوب شد.(1) که بنده هم بهشون تبریک گفتم بخاطر این پست و مقامشون - اینجا میتونی ببینی 

اما اعضای صندوق توسعه ملی عبارتند از  (2) :
1- رئيس جمهور (رئيس هيأت امناء)
2-  معاون برنامه‌ريزي و نظارت راهبردي رئيس جمهور (دبير هيأت امناء)
3-  وزير امور اقتصادي و دارائي
4-  وزير كار و امور اجتماعي
5-  وزير نفت
6-  رئيس كل بانك مركزي جمهوري اسلامي ايران
7-  رئيس اتاق بازرگاني و صنايع و معادن ايران به عنوان عضو ناظر و بدون حق رأي
8-  رئيس اتاق تعاون ايران به عنوان عضو ناظر و بدون حق رأي
9-  دو نفر نماينده از كميسيونهاي اقتصادي و برنامه و بودجه و محاسبات به انتخاب مجلس شوراي اسلامي
10-  دادستان كل كشور

و رئیس محترم صندوق توسعه ملی هم اقای صفدر حسینی هستند

صفدر حسینی در حاشیه جلسه امروز هیأت دولت در جمع خبرنگاران با بیان اینکه صندوق توسعه ملی هیأت نظارت گردن کلفتی دارد که بالای سر آن است گفت:‌سازوکار صندوق توسعه ملی آنقدر مستحکم است که دولت نمی تواند بدون مجوز قانونی برداشتی از آن داشته باشد و البته من به عنوان مسوول صندوق توسعه ملی می‌گویم دولت نه تنها غیرقانونی بلکه از طریق قانونی نیز برداشت ۴٫۱ میلیارد دلاری از صندوق نداشته است(3)

و البته اعضای هیات عامل صندوق توسعه ملی هم به انتخاب دکتر روحانی این افراد هستند

به گزارش خبرآنلاین، متن حکم حجت‌الاسلام و المسلمین دکتر حسن روحانی بدین شرح است:

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

جناب آقای دکتر محمد رضا شعاع الدینی ،جناب آقای دکتر سید سعید نوری نائینی ،جناب آقای دکتر سید قاسم حسینی ،جناب آقای مسعود مزینی

 

در اجرای بند(د) ماده (۸۴) قانون برنامه پنج ساله پنجم توسعه، با عنایت به تجربیات ارزنده وسوابق علمی جناب عالی و انتخاب هیات امنای محترم صندوق توسعه ملی، به موجب این حکم به مدت پنج سال به عنوان «عضو هیات عامل صندوق توسعه ملی» منصوب می‌شوید.امید است ضمن همکاری موثر با سایر اعضای محترم در انجام وظایف محوله، با رعایت اصول قانونمداری ، اعتدال گرایی و منشور اخلاقی دولت تدبیر و امید موفق باشید.  حسن روحانی رییس جمهوری اسلامی ایران(4)

خلاصه ما هرچی تو اینترنت گشتیم اسمی نبود که حتی غ داشته باشه بگیم این دادشمون بخاطر اینکه غ داره فکر کرده غفار است و ذوق زده برداشته پست گذاشته است که اقا شده رئیس صندوق توسعه ملی ؟!!!!!

خواهشا حداقل وقتی روی بخار شیشه های ماشینت تصویری هم می کشی تصویری بکش که برازنده باشه ، ما دوست داریم ایشون بعنوان همشهریمون رئیس جمهور بشوند ایشالاه حسود که نیستیم ! اما ...... با حلوا حلوا گفتن دهن شیرین نمیشود و با آب ریختن، چشمه درست نمی شود

منابع :

1-سایبرین

2-سایت اصلی صندوق توسعه ملی اساسنامه

3-بانکداری ایرانی

4-خبر انلاین

 



تاريخ : بیست و هشتم آذر 1393 | 22:10 | نویسنده : پیام رنجبر موسوی
روز پنج شنبه جلسه ای با حضور ریاست محترم اداره صنعت و معدن و تجارت شهرستان و جمعی از اصحاب رسانه در محل اداره برگزار شد که ماحصل این جلسه کاملا صمیمی این بود

ابتدا پس از قرائت قران کریم اقای قهرمانپور شرحی از عملکرد مجموعه خود در طول 18 ماه گذشته را بیان فرمودند که ریز فرمایشات ایشان این چنین بود :

23 جواز تاسیس در این مدت صادر شده است که 9 فقره از این جوازها در پای کار می باشند

این سرمایه گذاریها ماحصل کار تیمی است که از نماینده محترم شهرستان ، فرماندار محترم ، امام جمعه معزز و اقای جهانگیری مسئول شهرکهای صنعتی تقدیر و تشکر می کنم

مجموعه های پالایشگاه قیر - فولاد - بنزین - ذوب مس اسانسور - کنسانتره اهن ، فولاد مادر - بسته بندی - تصفیه روغن - کاغذ گرافت - پالایش قیر دیگر - بسته بندی عسل و پنیر - - کنسانتره مس - پالایشگاه نجمی در خصوص مواد نفتی - نورد فولاد - اسید سولفوریک از متعدد مجورهای صادر شده است که قول میدهم انشالله تا پایان سه ماهه اول سال 94 بخشی از اشتغال 2000نفری که با تکمیل و راه اندازی کل این مجموعه ها محقق خواهد شد را براورد نمائیم

کنسانتره مس در اطراف قاضی کندی محلش تعیین شده و بزودی اغاز بکار می کنند

در شرایطی که کشور در تحریم است و معلوم شده تحریمها کاغذ پاره نبودند و 25درصد کاهش ظرفیت تولید در کشور داشتیم تقریبا در هر ده روز یک سرمایه گذار به هشترود مراجعه نموده است

دلیل طولانی تر شدن پروسه ها بدلیل شرایط بانکی کشور است قبلا بانکها وقتی طرحی به 50-60درصد کار می رسید وام پرداخت میشد الان بانکها و صندوق توسعه ملی اعلام کرده فقط برای ماشین الات تسهیلات میدهیم

در بخش تجارت 1900پروانه کسب موجود است که 330عدد از انها جدید و در 18 ماه اخیر داده شده و 250واحد فاقد پروانه دارای پروانه شده اند

متاسفانه الان بخشی از سرمایه داران هشترودی در منطقه ازاد ارس سرمایه گذاری می کنند در حالیکه در انجا فعلا هیچ خبری نیست

2700کارت قالیبافی و بافنده موجود است که متاسفانه اکثر اینها از سوی برخی از دلالان مورد استعمار قرار می گیرند که طرحی برای جلوگیری از این اقدام و برند سازی فرش هشترود در دست تهیه اقدام دارم

حداقل 4 محصول هشترودی می تواند تبدیل به برند استانی و کشوری شود که بدلیل اهمال کاری خود مجریان این برند به شهرهای دیگر رفته است نخود هشترود بنان لپه اذرشهر معروف شده است پنیر هشترود بنام پنیر لیقوان به فروش میرسد و .....

در بحث گرانفروشی مردم باید همکاری بیشتری بکنند اولا به سان یک جامعه مدنی مردم خودشان گرانفروشان را تحریم کنند و خرید ننمایند دوم به ما گزارش کنند

البته اقای قهرمانپور گزارش مفصل تر را در نماز جمعه مشروحا بیان داشتند



تاريخ : بیست و ششم آذر 1393 | 18:0 | نویسنده : پیام رنجبر موسوی
 عصر ایران؛ رضا غبیشاوی - مشخص شدن ایرانی بودن عامل گروگانگیری سیدنی استرالیا باعث شوکه شدن بسیاری از ایرانی ها شد. در واقع خیلی از ایرانی ها فکر نمی کردند عامل چنین حادثه ای که پرچم گروه های افراط گرای اسلامی را برافراشته بود و منجر به مرگ 2 انسان بی گناه شد؛ "محمدحسن منطقی" یک هموطن باشد.به نظرم این حادثه تلخ، ایرانی بودن گروگانگیر تا حواشی بعدی آن، می تواند برای ما درس ها و تلنگرهایی داشته باشد که به چند مورد آن اشاره می کنم.

بعد از این حادثه، مردم، رسانه ها و مقامات استرالیا و در رأس آنها نخست وزیر استرالیا تلاش کردند حادثه را، "فردی" و "غیرمرتبط با جامعه مسلمانان یا ایرانی های این کشور" اعلام کنند.
آنها سعی کردند به جامعه ایرانی و مسلمان استرالیا اطمینان بدهند به واسطه این رویداد، خطری آنها را تهدید نخواهد کرد. برای این اقدام  از مقامات تا رسانه ها و شهروندان عادی استرالیا وارد گود شدند. این رفتار عاقلانه و خرمندانه آنها قابل ستایش و الگوبرداری است.

گل های مردم استرالیا در محل گروگانگیری و قتل 2 شهروند در مرکز سیدنی استرالیا

 

گلباران محل کشته شده ها توسط مردم در استرالیا (عکس)
 در این زمینه می توان به راه اندازی کمپینی با عنوان Illridewithyou# در شبکه اجتماعی توئیتر از سوی مردم استرالیا اشاره کرد. در این کمپین مردم استرالیا به زنان محجبه پیشنهاد می کردند اگر از رفتارهای انتقام گیرانه به دنبال گروگانگیری سیدنی استرالیا نگرانی دارند می توانند یک روز کامل را با آنها در خیابان ها و اماکن عمومی همراه شوند تا کسی نتوانند به آنها آزار برساند.

مردم و مسؤولان و رسانه های ایرانی هم باید بدانند در رویداد احتمالی مشابه، باید بر آرام کردن جامعه و جدا کردن یک یا چند خطاکار از قشر مربوط به آن تاکید کنند.

به راستی اگر مشابه حادثه سیدنی استرالیا در ایران روی می داد و مشخص می شد عامل حادثه یک شهروند افغانستان، عراق یا کشور دیگری است، واکنش مردم و رسانه های ایرانی به این حادثه چگونه بود؟ آیا ما هم می توانستیم مانند مردم، مسؤولین و رسانه های استرالیا، قائل به تفکیک میان فرد خاطی و جامعه وابسته به وی شویم یا اینکه حس تنفر شدیدی نسبت به کل آنها در جامعه رواج می یافت؟
 
ریشه این موضوع را هم باید در مطلق گرا بودن بسیاری از ایرانی ها با چاشنی خودبرتر بینی دانست. بسیاری از ایرانی ها هنوز به شدت مطلق گرا هستند یعنی معتقدند مردم یک کشور همه یا کاملا خوب هستند یا بد. یک روزنامه خوب است یا بد. یک فرد خوب است یا بد. یک مقاله یا کاملا خوب است یا بد.

محمدحسن منطقی (هارون مونس) ایرانی عامل گروگانگیری سیدنی استرالیا

درسی که ماجرای
قدرت تفکیک ضعیفی داریم و نمی توانیم بگوییم مردم این کشور یا آن ملت این ویژگی های مثبت را دارند و همزمان ویژگی های منفی هم دارند. یا فلان انسان، این رفتارهای مثبت و این رفتارهای منفی را دارد. یا فلان مقاله این بخش های مثبت و این بخش های نادرست یا منفی را دارد و ... .

علاوه بر این، میزانی از خوبرتربینی نژادی، زبانی، لهجه ای و ملیتی نیز در میان بخش مهمی از ایرانی ها وجود دارد.
این برتردانستن زبان، ملیت، نژاد و لهجه، نه تنها نسبت به غیرایرانی ها بلکه نسبت به بخشی از ایرانی ها نیز وجود دارد. با گشتی در مترو، اتوبوس، پیاده رو و تاکسی،شبکه های اجتماعی و ... رفتارهای تحقیر آمیز برخی ایرانی ها نسبت به هموطنان دارای فرهنگ، زبان، لهجه، نژاد و لباس متفاوت قابل مشاهده است.

شاید در حادثه گروگانگیری در سیدنی، بعد از مردم استرالیا ، این ایرانیان هستند که به واسطه ایرانی بودن عامل جنایت، غمگین اند ولی در عین حال این اتفاق تلخ، شاید تلنگری باشد بر رفتارهای ما در برابر برخی هموطنان و شهروندان دیگر کشورها


تاريخ : بیست و چهارم آذر 1393 | 8:35 | نویسنده : پیام رنجبر موسوی

سلیم پور معلمی از اهالی هریس بعد از انتخاب دولت تدبیر و امید به عنوان بخشدار مرکزی هشترود انتخاب شد

طبق عادت شایع شده توسط ستادیون احمدی نژاد ، بعد از انتخابات سال 92 نیز اقایون سه میم دور وبر این جوان خوشفکر و با انگیزه را گرفتند و اقای سلیم پور هم مطابق با دستور العمل رفتاری اقای فرماندار با انها بیشتر خوش بود تا با سایر اصلاح طلبان ! از انجائی که اصلاح طلبان واقعی زیاد به دنبال کسب مقام و موقعیت نیستند و بیشتر تلاش دارند تا به هر وسیله ممکن تفکرات اصلاح طلبان را ترویج و گسترش دهند لذا دوستان اصلاح طلب معتدل و فعالین اصلی ستاد دکتر روحانی در هشترود خیلی با طمانینه کناری نشستند و منتظر فرصت بودند تا ماهیت حقیقی این اقایان بخود دوستان عزیزمان اقای فرماندار و بخشدار محترم روشن شود البته یکبار با اقای سلیم پور جلسه ای گذاشتیم و بصورت مفصل موارد را بیان داشتیم و مکررا هم اقای فرماندار را در جریان امور قرار داده ایم و از لحاظ وظیفه شرعی و حزبی ما به اشد صورت به وظیفه خود عمل نمودیم ! ولی خوب زیاد جواب نداد تا اقای بخشدار همچنان یار غار و محرم اسرار سه میم باشد! مبارک بود ! برای ما هم مهم نبود !

تا اینکه اخیرا بر اساس شنیده های موثق یکی از سه میم که خیلی علاقه دارد بخشدار یا معاون فرماندار باشد ( و برای رسیدن به پست معاونت که اول دلش برای ان له له میزد و در این راه تمامی کسانی را که احساس میکرد سد راهش هستند با زیرکی ناک اوت نمود و البته بدلیل سادگی و ساده لوحی ان دوستان هرگز متوجه نشدند که چوب از کدام مسیر وارد استین مبارکشان شده است و بر همین اساس زرنا را از طرف گشاده زدند! که بگذریم نمی خواهم باز کنم که چطور اقای میم علیه اقای ب و م و م جریان سازی نمود چه تیرهای نامرئی که بسوی انها پرتاب نکرد که اتفاقا بیش از هفتاد هشتاد درصد تیرهایش بدلیل ساده لوحی این دوستان سیاستمدار نمایمان به هدف نشست و ثمره اش ان شد که کسی از اعضای ستاد دکتر روحانی معاون فرماندار نشد در این میان خوب سپرهای نامرئی هم بود که برخی تیرهای نامرئی اقای میم را خنثی کند چه نامه ها و مکاتبه هایی با سران ستاد دولت تدبیر و امید صورت گرفت تا اقای میم نتواند به مقصد اولیه اش برسد ؛ بماند !!!

هرچند در برهه ای ما شدیم پلیس بده و اقای میم شد بتمن ! اما باز هم بگذریم که زمان قضاوت خواهد نمود و تاریخ بهترین سند خیانت یا خدمت افراد است و البته در ادامه مطلب اشکار می کنم که تمامی این مطالب اثبات شده است ) القصه !

اقای میم ما که تیرش در نهایت به سنگ خورد و معاون فرماندار نشد ! تلاشهای شبانه روزی و بی وقفه ای برای بخشدار شدن اغاز نمود اما در این راه با چند مشکل مواجه بود اولا بخشدار مرکزی از دوستان اقای فرماندار بود دوما این اقای میم یکبار از سوی استانداری ناک دان شده بود و سوما اقای میم خیلی عجله داشت !

البته ناگفته نماند که بر اساس شنیده های کاملا موثق اقای میم چنان زیر اب بخشدار مرکزی را زده بود که احتمالا میشد با ابش پایاب سد سهند را هم ابیاری نمود! اما غافل بوده که این ممه رو لولو برده و اش با جاش نیست و اگر قرار باشد که اقای سلیم پور برود { که نمی رود } باز اصلاح طلبان بیدار قطعا اجازه نمیدهند اقای میم بشه بخشدار !!!! انهم از نوع مرکزی اش ؟!!!

این از کل ماجرا و اما بعد

جناب اقای سلیم پور یکی از ارزشی ترین و متعهد ترین و با تقوا ترین مسئولان سالهای اخیر هستند که هرچند با ما اصلاح طلبان فعال ستاد دکتر روحانی رابطه شیرینی ندارند ولی قطع یقین اینکه بالاخره ما هم بیکار نیستیم و کارهای اصلاح طلبان بخصوص مسئولان اصلاح طلب را رصد می کنیم و الحق و والانصاف باید بگویم که اقای سلیم پور بسیار فعال با انرژی و با انگیزه و در راستای ارائه خدمات به روستائیان عزیز از هیچ خدمت و تلاشی فرو نمی گذارند .

بنده دورادور شاهد فعالیتهای ایشان هستم و به سهم خود اصالتا و از سوی دوستان اصلاح طلب و فعالین ستاد دکتر روحانی نیابتا از اقای سلیم پور عزیز بخاطر اینکه در راستای رفع مشکلات روستائیان عزیز هشترودی تمامی تلاششان را بکار میگیرند تقدیر و تشکر می نمایم و همین جا اعلام می نمائیم که اصلاح طلبان معتدل فعال در ستاد مرکزی دکتر روحانی در هشترود از بخشدار متعهد و ارزشی و انقلابی مرکزی شهرستان هشترود جناب اقای سلیم پور کمال حمایت را داشته و دارند و در مقابل زیاده خواهی و وقاحت رفتار برخی که با نام اصلاح طلبی و به کام فرصت طلبی در صدد هستند تا با حذف نیروهای ارزشی اصلاح طلب راه را برای ورود تفکر متحجرانه و فرصت طلبانه و نفاق افکنانه باز نمایند ایستاده ایم و اخطار می نماییم که در صورت نیاز مجبور به افشای سند و احکام مربوط به ستاد دکتر قالیباف برخی ها در فضای مجازی خواهیم بود - بالاخره ما خبرنگاران گوشت هم را بخوریم استخوان هم را دور نمی اندازیم و روابطی داریم که برخی اسناد موجود را بین خودمان رد و بدل کنیم ( این نکته ویژه برای برخی ها که بداند از کجا می گویم و چه سندی دارم )

فی الواقع جناب اقای سلیم پور یکی از معدود بخشداران بخش مرکزی از بدو تا کنون هستند که با سعه صدر و نشاط و شادابی و روحیه و تفکر انقلابی و اصلاح طلبی مجدانه در راه تعالی نظام مقدس جمهوری اسلامی و تحقق اهداف دولت تدبیر و امید تلاش می نمایند.

لذا از تمامی مسئولین شهرستانی و استانی می خواهیم که با حمایت کامل از این نیروی ارزشی و انقلابی ؛ ضمن اشاعه این تفکر که از خدمات انسانها و مسئولین شایسته و زحمت کش تقدیر و قدردانی میشود تو دهنی محکمی به یاوه سرایان و دشمنان این ملت مظلوم و دردکشیده روستاهای هشترود بزنند و اجازه ندهند برخی ها تنها به حکم یک ورق کاغذ ستادی راه خدمت به مردم را سنگلاخی نمایند !

فراموش نکرده ایم که در هشت سال دولت احمدی نژاد !!! همین تصمیم گیریهای ستادیون بی سواد و فرصت طلب بود که باعث بروز اینهمه مشکل برای کشور گردید !

تصمیمات همین شبه ستادیون فعلی بود که باعث شد اختلاسهای سه هزار میلیاردی و 12هزار میلیاردی به وجود اید

همین شبه ستادیون بودند که بعدها بابک زنجانی شدند

لذا مجدانه و خاضعانه از مسئولین استانی تقاضامندیم که که اینبار بصورت اشد و جدی با کسانی که زندگیشان بعد از پیروزی دکتر روحانی ! تبدیل شده اند به ماشین زیر اب زنی و طومار نویسی بر علیه بچه های اصلاح طلب با معرفت و ارزشی و انقلابی شهرمان برخورد نمایند 



تاريخ : بیست و یکم آذر 1393 | 22:31 | نویسنده : پیام رنجبر موسوی

آغاز : جهت شادی ارواح طیبه شهدا ، روح بلند و ملکوتی حضرت امام و سلامتی مقام معظم رهبری و تعجیل در ظهور اقا امام عج صلوات

اعوذبالله من الشیطان رجیم بسم الله الرحمن الرحیم

مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُم مَّن قَضَى نَحْبَهُ وَمِنْهُم مَّن يَنتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِيلًا

در استانه اربعین حسینی قرار داریم من این مناسبت را خدمت تمامی دلدادگان امام حسین (ع) در سرتاسر عالم ، خدمت مقام معظم رهبری ، خدمت ملت بزرگ و شریف ایران ، اهالی محترم و حسینی شهرستانهای هشترود و چاراویماق ، و همچنین نمازگذاران محترم که هم در صف اطاعت و عبادت قرار گرفته اند وهم عزادار حضرت ابی عبدالله الحسین (ع) هستند تسلیت عرض می نمایم

در این فرصتی که در اختیار بنده است به چند بحث کلیدی و چند نکته حساس و مهم در مورد موضوع شهرستان و کشور و هم گزارشی از عملکرد فعالیت خود بعنوان خدمتگزار شما تاکنون را خواهم پرداخت و چون فرصت کم است من مجبورم مطالب را فشرده بیان کنم چرا که مشروح بیان نمودن این مسائل زمان و فرصت زیادی می خواهد 

انسانهای که خداوند خلق نموده است در مقابل تاریخ به سه دسته تقسیم میشوند

دسته اول انسانهای بی تفاوت هستند که در مقابل حوادث و مسائل جامعه و ظلمی که به انواع بشر میشود و ستمی که به مردم مستضعف و پائین دستی میشود و انحرافاتی که پیش پای جامعه بشریت قرار دارد بی تفاوت هستند و بقولی عیسی بدین خود و موسی بدین خود هستند

دسته دوم کسانی هستند که با جامعه کاری ندارند اما خودشان هم قاطی مسائل نمی شوند اینها به خانواده خود می رسند و با دیگران کاری ندارند و این حداقل کمی خوب است

دسته سوم اما مردانی در طول تاریخ هستند که مسیر تاریخ را عوض کرده اند انسانهایی که نه تنها تابع نشده اند بی تفاوت هم نمانده اند و برای نجات بشریت و انسانها در کل تاریخ و برای رفع ظلم و تبعیض و فساد و جلوگیری از غارت مردم تلاش کرده اند و جاودانه شده اند یکی از این مردان الهی حضرت ابراهیم (ع) می باشد که مسیر تاریخ بشر را عوض نموده است ، پدر توحید ! که زمانیکه همه بت پرست و مشرک و تابع نمرود بودند و فرهنگ شرک پرستی جریان داشت بطوریکه عمویش اذر نیز بت پرست بود یک تنه قیام نمود و اجازه نداد تاریخ به صورت رواج بت پرستی پیش برود و مسیر انرا عوض نمود ، هجرت به فلسطین و کنعان و رفتن برای بنا نهادن خانه خدا و قربانی کردن فرزند در پیشگاه خداوند منان حضرت ابراهیم (ع) را به جائی رساند که ایه امد یا ابراهیم (ع) من تو را امام قرار دادم و الگوی بشریت قرار دادم حضرت پرسید ایا ذریه من هم اینطور خواهند بود فرمود نه همه انها ف بلکه انهاکه خوبند ! تقریبا چهار نسل از ذریه حضرت ابراهیم (ع)در تاریخ اثر گذار بوده اند یکی از شاخه ها حضرت اسحق بود و پیامبر اسلام ص و حضرت علی (ع) و ائمه اطهار از نسل حضرت ابراهیم می باشند 

امام حسین (ع) که امروز دنیا نشان داده عاشق انحضرت می باشند از نسل حضرت ابراهیم (ع) است و در تاریخ ماندگار شده اند چون در مقابل ظلم و ستم ایستادند و سیر تاریخ را از مسیر انحرافی شرک به توحید تغییر دادند .

امام امت (ره) که انقلاب ایران را از مسیر انحراف ، از مسیر استعمار و استثمار نجات دادند و انقلاب را بنیان نهادند از نوادگان حضرت ابراهیم (ع) می باشند مقام معظم رهبری که امروز دنیا را هدایت می فرمایند و دوست و دشمن و تمامی دنیا در حیرت هستند که چطور این انقلاب پر تلاطم بعد از رحلت حضرت امام (ره) با اینهمه توطئه فرهنگی و اقتصادی و نظامی و با اینهمه فساد و فتنه ای که استکبار در اطراف ایران عزیز خلق نموده چنین با ارامش و طمانینه و استحکام در حال پیشرفت است همان سایه حضرت ایراهیم (ع) بر کل تاریخ بشریت است .

جوانان عزیز دقت کنند اگر امروز در کربلا تمامی شهدا ، تمامی نسل حضرت علی (ع) بغیر از دو امام معصوم همگی مظلومانه شهید شده اند ولی حال ببنید در کربلا چه خبر است ؟ امام حسین ع در طول تاریخ حاضر هستند و در این 1400سال در تاریخ هر روز اسمشان ذکر شده است و الان عرض جغرافیایی را هم فتح نموده و گسترش یافته است ،

اخبار صبح می گفت حدود 20میلیون زائر در نزدیکی کربلای معلی هستند " از هندوچین تا شبه قاره هند از کشورهای اسیای میانه تا امریکای لاتین از ایران عزیز و حوزه خلیج فارس از شمال افریقا تا امریکای جنوبی " همه به کربلا امده اند انهم در زمانی که داعش در حال تهدید است امریکا فکر میکرد که اسم امام حسین (ع) با تهدید داعش دیگر به میان نمی اید ولی برخلاف تصور استکبار جهانی نه تنها کربلا کل عرض دنیاست بله عاشورا کل یوم دنیا شده است و این ثابت شده است که نهضت جهانی شیعه شروع شده است و علایم ظهور انشالله در حال بروز است و مقام معظم رهبری به همه راهپیمایان چند میلیونی کربلای معلی و مردم ایران توصیه فرموده اند اولین دعای خود را دعای ظهور و فرج اقا امام زمان (عج) و سرنگونی و نابودی استکبار جهانی قرار دهند (تکبیر حضار)

آیا عاشقان امام حسین (ع) تنها ان بیست میلیون حاضر در کربلا هستند ؟خیر! انها کسانی هستند که هم دل و هم جسمشان را به کربلا برده اند ولی میلیونها نفر عاشق امام حسین (ع) در سراسر دنیا هستند که جسمشان در کربلا نیست و روحشان در کربلاست .

در یکی از مساجد تهران حاضر بودم علمای مسجد فرمودند ایهاالناس حال که دست همه به کربلا نمی رسد و البته میسر هم نیست 70میلیون نفر همه بروند کربلا !

لذا ما هم از هر نقطه تهران با پای پیاده به زیارت حضرت عبدالعظیم می رویم چرا که در احادیث هست أما إنّک لَوزُرتَ قَبرَ عَبدِالعَظیمِ عِندَکُم کُنتَ کَمَن زارَ الحُسَینَ بنَ عَلِیٍّ علیه السّلام لذا ما هم می گوئیم یا امام حسین (ع) کربلا نیامدیم اما حضرت عبدالعظیم برای زیارت امدیم !

اینجا دو پیام در این حرکت است که باید دنیا متوجه ان شود اولین پیام این است که حق و حقیقت از بین رفتنی نیست هرچند هم ظالمان تلاش کنند " يُرِيدُونَ لِيُطْفِؤُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ " استکبار جهانی ، ظالمان ارتجاعی منظقه ، رهابی ها ، تکفیری ها همه و همه باید بدانند که با کشتار و ظلم و ارعاب و تهدید راه و حق و حقیقت در دنیا گم نخواهد شد و روز بروز گسترش خواهد یافت. 

اما پیام دوم  برای ما مسئولان است ، برای حکام اسلامی ، برای انسانهاست که ببیند کار را مثل امام حسین (ع) انجام می دهند که بعد از 1400 سال هنوز مردم روز بروز بیشتر عاشقش می شوند باید این امر برای ما الگو باشد برای رئیس جمهور برای وزرا برای نمایندگان برای علما الگو باشد که کار را مثل امام حسین (ع) انجام دهیم و اگر نمی توانند حداقل راهش را ادامه دهند چرا که همه عاشقش هستند از مسیحی تا مسلمان ، از شیعه تا سنی و.... ! این باید درسی برای ما باشد درس مجاهدت در راه حق و حقیقت مجاهدت در راه اسلام باید الگوی واقعی باشد

انروزی که امام ندای هل من ناصر ینصرنی را سر میدادند این یک فریاد برای همه طول تاریخ بود و امروز می بینیم که برای همان فریاد میلیونها نفر در سرتاسر عالم کربلا نجف قاهره تهران و....فریاد می زنند لبیک یا حسین (همراهی مردم برای سه بار لبیک یا حسین )

این عشق نه ضعیف میشود نه کند میشود و نه بی ثمر ! بلکه مرام امام حسین (ع) مرام جد بزرگوارش پیامبر اسلام ، ائین محمدی حضرت پیامبر (ص) حاضل موضع گیری جانانه حضرت ابراهیم (ع) در مقابل زور مندان و بت پرستان است که تا ظهور حضرت امام زمان(عج ) ادامه خواهد داشت.

اما در مورد مسائل منطقه باید عرض کنم که مطلب اول این است که که ما باید در یکسری مسائل با هم توافق داشته باشیم توافق اولیه نباشد گاها تبلیغات سو و مورد دار انجام شده و دشمنان نظام و وحدت سو استفاده می نمایند و متاسفانه برخی عزیزان هم تحت تاثیر این سو تبلیغات قرار می گیرند

 اینکه بعد از بیست سال تلاش و زحمت و بزرگواری مردم این مسئولیت به بعده بنده گذاشته شده و این مورد توافق همه است اینطور نبوده که بنده یکدفعه از دانشگاه یا اموزش و پرورش امده و نماینده بشوم بیست سال تمام این مردم تلاش کرده اند

زمانی که بنده این مسئولیت را تحویل گرفتم شاهراه اینجا تا اتوبان (یعنی راه عزیزکندی و دامناب ) هرکسی که از تبریز می امد باید در داخل گل و لای میشد و بزحمت عبور میکرد چرا زود فراموش می کنید ؟ الان ایندوره را با ان دوره مقایسه کنید که اداره راه پروژه های عریض و طویلی خود شامل اسفالت بهسازی بیش از سی روستا ، شن ریزی  و بهسازی بیش از صد روستا خدمات شایانی به مردم نموده است ، فراموش کرده اید که از بابک تا هشترود اگر دریزین نبود باید می ماندیم اما الان راه دارد که بسادگی و سهولت قابل دسترسی است چرا فراموش کرده ایم ؟

وضعیت اموزش و پرورش طوری بود که 16 سال یک غیر بومی از یکی از شهرهای دور افتاده اردبیل انرا زیر نظر داشت چرا فراموش کرده اید چه کارهایی شده بود ؟ ان سالها را خود فرهنگیان بهتر می دانند !خود میدانند و خدایشان ! ما که از نزدیک ناظر بودیم ؛ بیاری خداوند و با همت شما مردم یکی از فرزندان این شهرستان را بر سکان این نهاد تکیه زده است ! اوضاع چطور بود الان چطور است خودتان قضاوت منصفانه کنید ؟ من نمی گویم مسئولان الان معصوم هستند خیر ! هیچکدام معصوم نیستند و اولاد ادم هستند ! اما میان ماه من و ماه گردون تفاوت از زمین تا اسمان است ! 

در اموزش عالی زمانیکه بنده نماینده شدم دانشگاه رئیس داشت که چون هئیت علمی جای دیگری بود تنها یکروز حاضر بود منابع خالی بدهی فراوان رشته ها تحلیل رفته و تعداد دانشجویان از 1700به 600کاهش یافته بود و اختلافات درونی زیاد بود بحمدالله با همت کادر زحمت کش دانشگاه و روسای منصوب شده بدهی ها صاف شده اند! و دانشگاه در حال توسعه است ! چند روز پیش بنده با دوستان در خدمت دکتر میرزاده رئیس دانشگاه ازاد اسلامی کشور بودیم درخواست ده رشته را نمودیم که شش رشته ان کارشناسی ارشد است هرچند الان هم دو رشته کارشناسی ارشد داریم که انشالله با تصویب انها بزودی دانشگاه ازاد جز دانشگاههای مهم منطقه میشود در دانشگاه پیام نور ساختمانی را شروع کرده بودند اعتبار پشت اعتبار اما ساختمان ناقص بود الان الحمدالله دگرگون شده است تنها یک سالن اختصاصی دانشگاه مانده که انهم بزودی شروع میشود

در بخش فرهنگی و هنری هم کارهایی صورت گرفته هرچند اداره ارشاد بصورت سرپرستی اداه شده است اما سازمان تبلیغات ، اداره جدیدالتاسیس میراث فرهنگی که برای توسعه و تشکیل موزه تلاشهایی شده و با ریاست فعال اداره با کمک مسئولین شهر در حال پیگیری است و واقعا یکی از ادارات جدید الاحداث قوی منطقه است

سازمان تبلیغات اسلامی هرچند در حد خواست نظام جمهوری اسلامی ایده ال نیست اما تلاش می کنیم اعتباراتشان زیاد شود

حوزه های علمیه با تلاش حاج اقا رشادی جان گرفته اند و حوزه علمیه خواهران انهم با ان عظمت براه افتاده است ! حال شاید بگوئی که اقای رشادی تلاش کرده تو چرا می گوئی ؟ برای اینکه بین ما وحدت است و همکاری داشته ایم ، کافی بود مثل قبلی ها اختلاف داشتیم و ایشان می گفت حوزه شود بنده می گفتم سالن ورزشی انوقت کار زمین می ماند ولی ما با هم تلاش کردیم و حوزه علمیه خواهران با ان عظمت تشکیل شد

بحث اصلی که تا به امروز یا بفکر کسی نرسیده بود و یا در توان کسی نبود مصلی شهر بود که ما بعد ازسی سال تامین اعتبار نمودیم و با کمک مردم و دولت مصلی تملک شد و ابروی شهر است زمانیکه یک مسئول کشوری به شهر بیاید باید همه کمک کنیم تا تکمیل شود

در بحث سد سهند وقتی بنده نماینده شدم و پیگیری کردم چرا از اب استفاده نمیشود گفتند که لوله کشی کرده ایم برق نداریم ، ما تلاش کردیم به اینجا و انجا رفتیم تا مشکل برق حل بشود ، اگر به رسوتای خورشید رفته باشید ما یک مجموعه کشت ذرت داشتیم که تمامی مسئولان را دعوت کردیم ، من از تهران میهمان داشتم به انها گفته بودم که خاک هشترود و چاراویماق یک خاک استثنائی است زیرش معدن است و رویش خاک حاصلخیز باور نداشتند وقتی امدند و دیدند اعتراف کردند که خاک منطقه استثنائی است همین امر باعث شد برق سد تقویت شود و 150هکتار پایاب اولیه به سه هزار برسد

بحث دیگر اطراف مسجد جامع است در زمان اقای هاشمی همین اقای اخوندی کلنگی زده بود و رها شده بود وقتی اقای اخوندی را دیدم گفتم هشترود را بخاطر داری ؟ گفت بله انجا کنار مسجد زیبای جامع یک کلنگی زدیم ! گفتم همان کلنگ بوده و کلنگ دوم زده نشده است ! باور نکرد کارشناس فرستاد و بعد سه معاون وزیرش را فرستاد الحمدالله دیدند من راست می گویم ! و با کمک اقای فرماندار و امام جمعه محترم و اهالی و دعای خیر مردم این پروژه حل شده است 6 ساختمان تملک شده و قرار است روز سه شنبه جلسه ای در تبریز داشته باشیم و انشالله شهرداری و شورای محترم شهر هم سریع بعد از تملک کار را شروع می کنند

بحث دیگر اب شرب این سه شهر است زمانیکه بنده نماینده شدم هر سه مورددار بود چرا زود فراموش کرده اید ؟ اب هشترود بوی ماهی میداد گاهی زرد بود گاهی تلخ بود گاهی بوی قورباغه میداد و اگر باران می امد له میشد ! ایا در این سه سال ماهی ها خودکشی کرده اند یا قورباغه ها رفته اند ! حالا که اب زلالی می نوشید چرا فراموش کرده اید ؟ با تلاش مسئولین اب و فاضلاب شهری که من از تلاششان تشکر می کنم تصفیه خانه هشترود با سیستم نانوئی و با صرف میلیاردها تومان الان بهترین اب را دارد هرچند من به این هم راضی نیستم و اخیرا وزیر محترم نیرو دستور داده به محض اتمام سد کلقان به هشترود ابرسانی شود ، اب شرب در قره اغاج کم بود و تابستانها اب قطع میشد ما دو تا چاه انجا حفر کردیم و الحمدالله مشکل اب قره اغاج هم حل شده و الان اب قره اغاج در حد اب معدنی است برای نظر کهریزی که ابش از چشمه تامین میشد اعتبار و مجوز گرفتیم از سد سهند خط لوله و تصفیه خانه تامین شود که برای نظرکهریزی و روستاهای اطراف برای صد سال اینده بس است

از امور زیر بنایی ازاد راه هشترود مراغه است ، میدانید که قرار بود ازاد راه فوق از مراغه شروع و در پل اغداغ به اتمام برسد از روزی که بنده به مجلس رفتم چه در دولت قبلی و چه فعلی و چه وزرای قبلی و فعلی و حتی روسای محترم جمهور قبلی و فعلی را ملاقات کردم و به زور داد و فریاد این را باطل کردم حتی یکبار نقشه را در وزارت راه پاره کردم که ما قبول نداریم چرا که اسم این ازاد راه هشترود مراغه است نه مراغه اغداغ پس باید از هشترود بگذرد و موفق شدیم که مسیر را از روستای بیات هماهنگ کنیم انشالله از مسیر بیات تا مقابل فرمانداری ازاد راه هشترود مراغه ایجاد میشود البته قرار بود در پایان ماه رمضان سال قبل عملی شود که بخاطر دو مشکل عملی نشد اول اینکه نقشه بیات تا فرمانداری حاضر نبود که خوشبختانه حل شده و دوم مدیرعامل بانک سپه بعنوان سرمایه گذار مریض شد و تا عوض شود و مدیر جدید کارها را تحویل بگیرد زمانبر شد که انشالله بزودی اغاز میشود

مورد بعدی صنعتی شدن هشترود بود درست است که کشاورزی محور استقلال و محور منطقه ماست اما برای توسعه و اشتغالزائی نیاز شدید به صنعتی شدن داشتیم چرا که بخش کشاورزی کافی نبود مثلا یک حاجی 10ریال زمین داشت وقتی فوت میکرد این زمین به 5نفر میرسید هر کدام 2ریال و بعد 50وراث و عملا این کشاورزی کفاف نمیکرد ، ما سه شهرک داریم که یکی فعال است یکی در حال احداث و دیگری در حال تملک ، انکه فعال است پرفسور هشترودی است که بیش از 50واحد در ان مستقر هستند فولاد هشترود تقریبا تمام شده است و دستگاههایش را نصب می کند بنزین یورو چهار که مدیرعاملش جناب اقای مهندس چراغی هم اینجا تشریف دارند فنداسیون و کارهای ساختمانی را پیش میبرد ، ریل اسانسور در حال عملیات نصب و ساخت است کارخانه باطریسازی تقریبا 50درصد کارهایش انجام گرفته ، یکی از دو پالایشگاه قیر تکمیل شده و چند روز بعد افتتاح میشود و دومی هم در حال احداث است ، کارخانه بزرگ کاغذ سازی انشالله روز دوشنبه در جلسه کارگروه اشتغال استان سهم ابش از سد سهند را حل کنیم اغاز بکار می کند که 350نفر اشتغالزایی مستقیم را در پی خواهد داشت که بحث در این مورد زیاد است و انشالله اقای قهرمانپور در این مورد توضیحات کافی را در نمازجمعه های بعدی میدهند 

البته من به مردم حق میدهم باور نکنند از بس به اینها وعده دروغ داده شده است که باور نیم کنند ولی دیگر بیش از حد عدم باور هم افراط است بله مار گزیده از ریسمان سیاه و سفید می ترسد ولی بعد از مدتی دیگر نه از مار می ترسد و نه از ریسمان دیگر نباید خورشید را ببینیم و باور نکنیم

در توسعه عمران در فاصلاب روستائی خیلی از روستاهایی که قبل از بنده اب نداشتند صاحب اب شده اند مدتها بود که برای حفر چاه پروانه صادر نمیشد ما اینرا حل کردیم که البته بدلیل تقاضای زیاد نوبت بندی شده است در بحث  مخابرات ببنید چند روستا اینترنت پر سرعت دارند چند روستا که قبلا تلفن نداشتند تلفن دار شده اند و یا خطهایی که خراب بود اصلاح شده است من بخواهم اماری بگویم زمانبر است

در بحث گازرسانی دوستان غوغا کرده اند من تشکر می کنم چرا که از سال 80تا 90تنها 28 روستا گازدار بوده اند ولی الان بیش از صد روستا گازدار شده اند و با قولی که بنده از وزیر و مدیرکل محترم گرفته ام تا پایان سال بعد تقریبا تمامی روستاهای هشترود گازدار خواهند بود

در بحث بهداشت و درمان زمانیکه بنده نماینده شدم بیمارستان در حال تخریب بود بیمار نداشت چون پزشک نداشت پرستار درست کار نمی کرد الان بحمدالله در حالیکه حتی بیمارستان چاراویماق هم فعال و تجهیز است و پزشک و پرستار دارد و بیمار بستری می کند بیمارستان هشترود هم فعال است تمامی بخشها فعال شده و پزشکان متخصص در تمامی رشته ها وجود دارند که من از دولتمردان بخصوص وزیر محترم بهداشت تشکر می کنم چند روز پیش وزیر محترم نامه ای به بنده فرستاده که نوشته : پیرو پیگیریهای حضرتعالی این وزارتخانه موافقت خود را با تاسیس 27 خانه بهداشت در 27 روستا اعلام میدارد

در مورد بخش کشاورزی ، خدمات اجتماعی ، کمیته امداد ، بهزیستی ، هلال احمر و بانکها که خدماتشان زیاد است در صحبتهای بعدی عرض خواهم نمود تنها یک مورد اشاره کنم که برای تاسیس درمانگاه تامین احتماعی مجوز گرفتیم و من از اهالی گنجینه کتاب تشکر می کنم که زمین را اهدا کردند تا من پیش دولت و زیر محترم رو سفید باشم درمانگاه یک پروژه عظیم است که تا دهه فجر نقشه و کارهایش صورت می گیرد و برای بازنشستگان و حقوق بگیران بسیار خوب خواهد بود انشالله که مردم مریض نشوند ولی اگر خدای ناکرده کسی مریض هم شد بصورت رایگان از خدمات درمانی برخوردار می شود

نهادهای انقلابی شامل بنیاد شهید ، بنیاد مسکن ، نهضت و بسیج و... ببینید چه کارهایی صورت داده اند تنها بنیاد مسکن ببینید چند روستا را اباد کرده است چقدر وام برای ساخت خانه داده است یا بسیج چه کارهایی نموده است.

ما باید هر روز که از خواب بیدار می شویم درود بفرستیم برای شهدا برای حضرت امام برای فرماندهان عزیز سپاه که در سراسر کشور پایگاههای بسیج فعال هستند و همیشه در خدمت مردم هستند و اگر خدای ناکرده اتفاقی هم بیافتد باز بسیج در صف اول خواهد بود من مژده میدهم که هم در بودجه 94 و هم در تنظیم بخشی از مقررات مالی دولت تلاش شده تا مبلغ مشخصی از بودجه دولت به بسیج و ورزش و جوانان در روستاها اختصاص داده شود

البته چهار جلسه این چینی می خواهد که بنده بتوانم بخشی از خدمات دولت و نظام مقدس را خدمت شما عرضه نمایم در اخر سلام می فرستیم به اقای ابی عبدالله

در پایان در پی درخواست یکی از معتمدان برای اشتغالزائی اقای شیری گفت : مشکل بیکاری منطقه تقریبا حل شده است بالاخره احداث یک ساختمان معمولی دو سال طول می کشد کارخانه جای خود دارد ولی در همین مسجد قول میدهم که با راه اندازی کارخانه های شهرک صنعتی پرفسور هشترودی نه تنها بچه های ما بیکار نباشند حتی شاید مجبور شویم از جاهای دیگر کارگر استخدام کنند ولی بحث استخدام دولتی را فراموش کنید چرا که استخدام ممنوع است و تنها اگر تامین اعتبار شود دولت ان 800هزار نفر را که از طریق ازمون انتخاب شده اند را استخدام خواهد نمود

 عکسها بعدا اضافه میشود



ایده علل توسعه نیافتگی ایران
در یادداشت زیر که بخشی از آن طی چند روز گذشته منتشر شد بررسی ده دلیل محتمل برای طرح ایده ابعاد نامحسوس و خلقی توسعه نیافتگی ایران می‌پردازیم. ابتدا کلیت مفاهیم نظری که شامل:
۱- ضعف علمی در کلیت جامعه
۲- نازل بودن مقام فکر و اندیشه؛
۳- تعریف کوتاه مدت از زندگی؛
۴- غلبه زرنگی‌های کوتاه مدت؛
۵- محدود بودن دامنه لذات؛
۶- ضعیف بودن اهداف جمعی؛
۷- علاقه فراوان به دنیا؛
۸- ضعف هنر گوش کردن؛
۱۰- جامعه ضعیف اخلاقی؛
۱۱-ضعف اساسی در انتقاد و خودانتقادی
حال به بررسی چرایی هر کدام از این عوامل و اثر آن‌ها بر رفتار مردم ایران می‌پردازیم:

ضعف علمی در کلیت جامعه

علم و علمی بودن بخشی از مشکلات بشر راحل می‌کند. علم انسان را حلیم و متواضع می‌کند و چون آدمی به وسعت جهل خود پی می‌برد، کمتر می‌گوید و بیشتر گوش می‌کند. علم محدودیت‌های‌شناختی انسان را به او می‌فهماند: هم او را عاقل می‌کند و هم اخلاقی. مجموعۀ جامعه، فرهنگ، دستگاه اجرایی و حتی اقتصاد ایران، حد بسیار کمی از علم پذیری را در خودجای داده است. شفاهی بودن جامعه بر مطالعه و آگاهی اولویت دارد.

کتابخوانی در جامعه ایران روبه کاهش است

کتابخوانی روز به روز رو به کاهش است. حاشیه‌های زندگی باعث شده آرامش کافی برای مطالعه و درونگرایی و گوش کردن به نهاد درون و ارتقاء سطح آگاهی و شناخت محدودشود. جامعۀ علمی اهمیت تخصص را بالا برده و افراد را آموزش می‌دهد تا در حدودتخصصی خود نظر بدهند. فردی که کار او میوه فروشی است طبعا در جامعۀ علمی وتخصصی به خود اجازه نمی‌دهد در مورد اهمیت انرژی هسته‌ای اظهار نظر کند. مجری تلویزیونی هم در یک جامعۀ علمی و تخصصی به دلایل فکری و استدلالی، سراغ میوه فروش برای شناخت عمیقتری از انرژی هسته‌ای نمی‌رود. علم باعث می‌شود تا افراد ذهنیتی پیدا نکنند که همه چیزفهم و همه فن حریف هستند و از این روست که جامعۀ علمی از سرچشمهای دیگر انسان‌ها را مدنی و اخلاقی می‌کند. حتی اگر نخواهیم جامعه‌ای را علمی کنیم، مطالعه عمومی خود زمینه ساز فهم بهترمی‌شود و افراد را فهیم‌تر می‌کند هرچند آن‌ها در حرفه‌های غیر تخصصی مشغول به کار باشند. اتکاء اکثریت جامعه برشنیده‌ها باعث می‌شود شخص از ظرفیتهای مستقل فکری برخوردار نگردد. مطالعه و تحصیلات، درست برعکس است البته مطالعه‌ای که طیف اندیشه و تنوع دیدگاه‌ها در آن وجود داشته باشد. جامعه کم مطالعه، نه تنها با امواج حرکت می‌کند، بلکه به بنیان‌های مستحکمی جهت قضاوت پیرامون تعدد موضوعات مجهز نمی‌شود. در این میان مطالعات جدی تاریخی درمدارس و دانشگاه‌ها و همچنین مطالعات مقایسهای رمان‌های داخلی و خارجی، ظرفیت‌های فکری آحاد یک جامعه را افزایش می‌دهد.

۲-نازل بودن مقام فکر و اندیشه

از آنجا که در جوامع عقب مانده و در حال رشد، ارتباطات بر تخصص، تقریبا غلبه کاملی دارد، سطح فکر و تخصص ارزش و اهمیت خود را از دست می‌دهد. فکر در قالب‌ها و جوامعی اهمیت پیدا می‌کند که قصد رشد و پیشرفت باشد. یکی از راههای شناخت افراد، سازمان‌ها و حکومت‌ها، شناخت اولویت اول آنهاست. اولویت اول، معرف فکر، هدف و فرآیندهاست به خصوص زمانی که به طور حقیقی، اولویت اول با تمرکز و جدیت پیگیری شود.

مثال کره جنوبی و ژاپن


کره جنوبی و سنگاپور دو نمونه بارز این بحث هستند. هردو کشور در پی افزایش ثروت ملی و بهبود تدریجی وضعیت زندگی شهروندانشان هستند و طی سه دهه گذشته به رشدیافته‌ترین کشورهای آسیایی و در بعضی از شاخصهای توسعه، به بر‌ترین کشور‌ها در سطح جهانی مبدل شده‌اند. اولویت اول این کشور‌ها پیشرفت است وتمرکز خارق العاده‌ای بر این مسئله در این کشور‌ها جاری است. نمی‌توان در کنارپیشرفت، پانزده هدف دیگر هم داشت و ضمنا پیشرفت هم کرد. پال کندی در کتاب صعود و سقوط قدرت‌های بزرگ، ۳۱ فرمول اصلی سقوط را تعهدات متعدد و فراوان در برابر امکانات و منابع محدود می‌داند.

نقش حسادت در عدم پیشرفت ایرانیان

در جامعه ایرانی که یکی از پرحسد‌ترین جوامع بشری است، توانمندی‌ها و ظرفیت‌های افراد سرکوب می‌شود. افراد توانمنددرفضای جامعه می‌آموزند که ظرفیتهای خود را پنهان کنند زیرا از فرآیند جامعه پذیری یاد می‌گیرند که مورد تضعیف و تخریب قرار می‌گیرند. این یکی از ضعف‌های مهم فرهنگی ایران است که با موفقیت و توانمندی افراد برخورد منفی می‌کند. به لحاظ تاریخی، این خصلت از فرآورده‌های اقتدارگرایی است که به افراد ضعیف، چاپلوس و مطیع بها می‌دهد. افراد می‌آموزند که با ‌‌نهایت سهولت و با اتکاء به صفت چاپلوسی، مدیر و وزیر شوند و مدیر و وزیر بمانند. فکر زمانی ارزش دارد که هدفی فرا‌تر از تملق به افراد وجود داشته باشد؛ کالایی می‌خواهد تولید شود؛ گره‌ای باز شود؛ مشکلی حل شود و راهکاری پیدا شود. به واسطة رسوبات انباشته شده ناخودآگاه تاریخی درشخصیت ایرانی، افراد در جامعه ایرانی نیاز مبرمی به تأیید دیگران دارند و از این زاویه شخصیت ایرانی بسیار ضعیف است.

جایگاه تملق در مراوادت سیاسی ما ایرانیان
با توجه به این ضعف، تعریف و تمجید و تملق درمراودات و فضای اداری، اجتماعی و سیاسی به طور محیرالعقولی کارساز است وافراد را از هیچ به همه چیز می‌رساند. طبیعی است که در چنین فضایی، فکر واندیشه رشد نکرده و ظاهرسازی و ظاهربینی مبنای ارتباطات و زندگی می‌شود.

 ۳-تعریف کوتاه مدت از زندگی

هر پدیده‌ای که جنبه درازمدت داشته باشد، دررفتار فعلی انسان‌ها اثرات مثبت می‌گذارد. اگر نوجوانی بیاموزد که به دندانهای خود به عنوان پدیده‌های ۶۰ الی ۷۰ساله نگاه کند، در مراقبت از آن‌ها دقت بیشتری می‌کند. اگر فردی با دوست یا اقوام خود به طور اتفاقی در رانندگی تصادف کند، برخورد او با تخلف طرف مقابل با یک فرد عادی متفاوت خواهد بود. جغرافیا و تاریخ ایران حکایت ازشرایطی می‌کند که بیقانونی و تاخت وتازهای فراوان، شخصیتی کم ثبات وکوتاه مدت به وجود آورده است. پایداری قاعده و قانون، آرامش قابل توجهی به انسان‌ها می‌دهد و عکس آن نیز ناآرامی ایجاد می‌کند. ناپایداری قواعد و کم ثباتی سیاسی و تغییر دائمی شرایط زندگی، به عنوان یک ساختار در ادبیات سازه انگارانه، انسانهایی را به ارمغان آورده که زندگی را فرصتی کوتاهمدت برای رسیدن به اهدف می‌پندارند. تغییرات دائمی در سیاست‌ها، آئین نامه‌ها، ساختار‌ها و جریان‌های فکری، اهمیت زندگی را برای ایرانی کاهش داده است واحساسی ناخودآگاه بر عبث بودن زندگی را در او ایجاد می‌کند. اینکه بسیاری خواسته یا ناخواسته، حامل چندین شخصیت در طول روز هستند، جدی بودن و با ارزش بودن زندگی را می‌کاهد و گذرا بودن آن را تقویت می‌کند. این شرایط روحی، فکری و شخصیتی، ایرانی را تنها و بدبین کرده و به سوی ایده آل‌ها، ایدئالیسم و تخیلات سوق می‌دهد. در مقام مقایسه، درحالی که یک دانمارکی همچنان که به دهة هفتاد زندگی خود واردمی‌شود، با دیدی مثبت به کار و زحمات و خدمات گذشته و محیط اجتماعی خودمی‌نگرد و نوعی رضایت نسبی در او نمایان است. ایرانی که وارد سنین کهولت می‌شود، انباری از گله‌ها و شکایت‌ها و رنجوری‌ها و ناجوانمردی‌ها و کمبودهای گذشته را دائما در ذهن خود مرور می‌کند. اگر تعدادی بیوگرافی اروپایی، روسی وایرانی را با یکدیگر مقایسه کنیم ۳۴ با سرعت به فضاهای متفاوت زندگی‌های گذشته افراد دست می‌یابیم. یکی از دلایلی که سبب می‌شود معنای زندگی، محدود وکوتاه مدت شود، نگاه ابزاری به انسانهاست. اگر تلقی از دیگران به واسطه وجود ارزشهای شخصیتی، اخلاقی، انسانی و فکری آن‌ها باشد، برداشت از آن‌ها پایدارترمی‌شود و ماندنی‌تر. ادراک سطحی از وجود دیگر انسان‌ها باعث می‌شود تا زمانی که فایدهای مادی و ابزاری دارند به استخدام افراد درآیند و از آن‌ها استفاده شود. بنابراین، ریشه اصلی نگاه کوتاهم دت به زندگی در تفاسیری است که از انسانهای دیگر در جامعه وجود دارد.

۴- غلبه زرنگی‌های کوتاه مدت

با توجه به نگرش‌های کوتاه مدت از زندگی وفرصت‌هایی که پیش می‌آید، افراد ایرانی سعی می‌کنند در کوتاه‌ترین زمان ممکن، حداکثر بهره برداری را بنمایند. بی‌ثبات بودن شرایط، قاعده‌مند نبودن رفتار‌ها و تغییرات دائمی باعث می‌شود که نگاه تدریجی و درازمدت از میان برود. از این رو، فرد تمامی قوه خلاقیت خود را به کار می‌بندد تا بتواند در کوتاه‌ترین زمان، حداکثرگرایی کند و ازبهره‌های ممکن که احتمال موقتی بودن آن‌ها فراوان است استفاده کند.

فسادهای معمول در جامعه ایرانی ناشی از چیست؟


این زرنگی کوتاه مدت هم فسادآور است و هم مانع از اجرای طرح‌های جامع و بزرگ می‌شود. درچارچوب فضای فکری و رفتاری افراد در کوتاه مدت، پیشرفت و توسعه بی‌معنا است؛ زیرا بعضا باید بنگاهی یا دولتی مقدمات کار را فراهم آورد تا چندین دهه بعد، پاسخ‌های نهادینه شده آن را بدست آورد. فکر کوتاه مدت که به دنبال خود رفتارکوتاه مدت را به همراه دارد، در فرآیندهای توسعه، پاسخگو نیست.
 
۵- محدود بودن دامنه لذ‌ات

با مقدمات چهار اصل گذشته به این قالب می‌رسیم که معنای زندگی بسیار محدود است و از دیدگاه شخص متوسط ایرانی، باید از هرفرصتی برای بهرهبرداری از امکانات استفاده کرد. ازآنجاکه تاریخ اقتصادی ایران نیزمشکل توزیع غیرعادلانۀ امکانات و منابع را گواه می‌دهد، بخش عمدۀ فرصت یابی افراد دردامنة مسائل مادی بوده است. تلاش برای بدست آوردن امکاناتی برای خود وخانواده از اولویت خاصی برخوردار بوده است. با توجه به غیرتولیدی بودن و ملوک الطوایفی بودن ساختار اقتصادی ایران، به میزانی که افراد می‌توانستند خود را به نهادهای دولتی نزدیک‌تر کنند، از امکانات بیشتری بهره‌مند می‌شدند. از این رو، بقاو دسترسی به امکانات مادی باعث شده تا افراد دایره اهداف خود را محدود کنند وبرای قرن‌ها، سیستم ارباب رعیتی را بپذیرند. اینکه یک شهروند عادی نروژی تعطیلات تابستانی خود را درمنطقه شرم الشیخ مصرصرف مشاهده و عکس گرفتن ازماه‌های رنگارنگ کف دریا می‌کند، در ابتدا حاکی از نگاهی خاص به زندگی، با ثبات بودن شرایط و زمان، و سپس گسترده بودن گستره لذت‌ها و نوعی آرامش در روح وروان و فکر فرد است. چنین شهروندی همانند میلیون‌ها نفر در قاره ۱۸۰ میلیونی اروپا، زندگی عادی دارد و با درآمدی متوسط، مسائل زندگی خود را مدیریت می‌کند،ولی نگاهش به زندگی فرا‌تر از پول جمع کردن، تجملات و ظاهرسازی است. درموردساده زیستی وظاهر غیرآرایش کرده شهروندان اروپایی شنیده‌ایم.آراستن ظاهر،ولی کتاب نخواندن، رمان نخواندن، اهل بحث و گفتوگ و نبودن، آشنا نبودن با تاریخ وادبیات و دقت قابل توجهی صرف گردهمایی‌های روزانه کردن، از ویژگی‌های جوامع رشدنیافته، و یا با تسامح بگوییم، در حال رشد است. کتاب خواندن، فیلم‌های داستانی و انتقادی دیدن، علاقه‌مندی به هنر و تئا‌تر، مشاهده طبیعت و کویر، وقت برای خودسازی گذاشتن و توجه به شخصیت، ظرفیت‌ها وتوانمندی‌های خود کردنمی‌تواند در طیف لذت‌های فردی قرار گیرد. در جوامعی که تعریف از زندگی محدود، ودامنه زندگی کم ثبات و کم ارزش است، زندگی صرفا مادی و جمع کردن پول و امکانات بی‌حد و حصر، به اشتباه معنای رشد و موفقیت فردی پیدا می‌کند.
 
۶- ضعیف بودن اهداف جمعی

یکی از پیآمدهای مثبت مفهوم دولت - ملت Nation-statظهور و تثبیت اهداف جمعی و متمرکز است. ایران که برای قرن‌ها یک امپراطوری بوده، تنها در قرن اخیر و به صورت ناقص در مسیر دولت - ملت حرکت کرده است. در متون تخص صی علم سیاست، سرزمینی را کشور می‌نامیم که از مرحله دولت – ملت عبور کرده است و مباحث کلان فلسفی و هویتی تا اندازه قابل توجهی درآن میان نخبگان ابزاری و نخبگان فکری به موازات لایه‌های متفاوت اجتماعی حل شده باشد. اینگونه مباحث در ایران در حال شکل گیری هستند و از یک منظر تاریخی چند قرنه، در شرایط کنونی، مراحل طبیعی و تکاملی خود را طی می‌کنند.

اقتدار گرایی تاریخی  چه خسارت‌هایی رابه بار آورده است؟

اقتدارگرایی تاریخی ایرانی نیز باعث متفر ق شدن مردم شده و زمینه ساز انشعابات اجتماعی بوده است. زمانی که بخشهای مختلف جامعه اهداف و اولویت‌های گوناگون و بعضا متضادی داشته باشند، نمی‌توان کارآمدی و پاسخگیری از مجموعه فعالیت‌های آن جامعه انتظار داشت. کارآمدی نتیجه تمرکز وکار فراوان هدایت شده است.تعددو تضادجهان بینی‌هادر بخش‌های مختلف جامعه همچنین موجب متفرق شدن اهداف شده است. این نکته را باید در نظر داشت که اصل تعامل فکری وفلسفی در یک جامعه باید میان صاحبان فکر، فلسفه، قدرت و ثروت، و به عبارتی، میان نخبگان ابزاری و نخبگان فکری صورت پذیرد. این گروه،نمایندگان اقشار تعیین کننده تصمیم گیری، قدرت فکری و تولید جامعه هستند.اگر این سه گروه توانستند به جمع بندی و اجماع سازی برسند، جامعه صاحب فکر و برنامه و هدف و رهیافت درازمدت در توسعه یافتگی می‌شود. در غیراینصورت و در فقدان گفت‌و‌گو و اجماع سازی میان این گروه‌ها، پوپولیسم زاییده می‌شود و ستانده‌های تصمیم گیری در هیاهوهای خیابانی تحقق می‌پذیرد.

۷-علاقه فراوان به دنیا

اجماع اقتصاددانان و جامعه‌شناسان ایرانی حکایت ازمصرف گرایی قابل توجه ایرانیان می‌کند. تبدیل شدن پول و سرمایه به حجم و تجملات بجای سرمایه گذاری از جمله ویژگیهای فرهنگ ایرانی است. نمای بیرونی و ظاهرسازی مثبت و شاید غیرواقعی برای ایرانی از اهمیت فوق العادهای برخوردار است. پارادوکس مهم فرهنگ ایرانی در این امر نهفته که دو لایه تجمل خواهی و دین خواهی همزمان با هم به نمایش گذاشته می‌شوند. به نظر می‌رسد بخش عمدۀ فرهنگ دینی در ایران در آداب و مناسک دینی باشد تا در مقام مقایسه با باور‌ها و جهانبینی دینی. همین طور به نظر می‌رسد هیچ ملتی به اندازه ایرانی در میان ملتهای مسلمان، پیرامون دین مطالعه و تحقیق نکرده و متون تولیدنکرده است. اما این دین مطالعه شده ایرانی عمدتا در آداب و مناسک عا مه خلاصه می‌شود تا در چارچوبهای فکری، فلسفی و عقیدتی مربوط به الگوی زندگی مردم. به نظر می‌رسد در زندگی اعراب، ترک‌ها و شاید مردم اندونزی، جهانبینی دینی بیشتر جاری است تا در زندگی ایرانی. طبیعی است که ظاهر دینی با جهانبینی دینی متفاوت است. به دلایل تاریخی و استبداد شاهی، مخفی کاری در زندگی ایرانی فاکتور اصلی تعیین کننده در رفتار است. علاقه مخفی شده به تجملات، مال دنیا، جمع کردن پول و امکانات و رفاه در برابر ظاهری آراسته به ساده زیستی و قناعت، همزمان عمل می‌کند. درکشورهای صنعتی، طبقه هر فرد معرف وضعیت مالی واقتصادی او است. شغل، محل سکونت و امکانات، عموما علنی هستند و کسی نگران آن موقعیتی نیست که در آن است. جامعه در مدارهای مالی و اقتصادی وسطح رفاه، نیاموخته که در رابطه با دیگران ادا درآورده و ظاهرسازی می‌کند.فرهنگ رایج، فرهنگ پذیرفتن طبقات اجتماعی و اقتصادی است. مورخین اظهار داشته‌اند که ایرانی‌ها، فرهنگ‌های غیر را در فرهنگ خود آمیختند، بدون آنکه در برابر آن قرار گیرند. ساده زیستی و عدالتخواهی دینی هم در این چارچوب در کنار تجمل خواهی، مال دنیا جمع کردن و علاقه به مادیات، همزیستی مسالت آمیز داشته‌اند. کافی است افراد ظاهر خود و کلام خود را حفظ کنند و لایه‌های درونی خود را که حاکی ازخصلت طبیعی دنیادوستی و تجملات است مخفی نمایند. این مشکل فرهنگی ظاهرو باطن، قبل از مدارهای شفاف سازی سیاسی قرارمیگیرد. معمولا اصلاح رفتارسیاسی تابع حل وفصل گرههای فرهنگی و اجتماعی است.

۸- ضعف هنر گوش کردن


اقتدارگرایی و استبداد چند هزار ساله پیآمدهای جدی فرهنگی در ایران داشته است. یکی از این پی آمد‌ها، متفر ق شدن مردم در اثر بی‌اعتمادی‌هایی است که نظام‌های سیاسی برای بقای خود در میان مردم به وجودآورده‌اند. این پیآمد اجتماعی از منظر جامعه‌شناسان، ذره ذره شدن جامعه نام گرفته و باعث می‌شود افراد از تشکل پرهیز کنند. زیرا هم نگران لطمه خوردن از جانب دیگران هستند و هم نگران دستگاه دولتی که معمولا به تشکل با نگاه سیاسی وامنیتی برخورد می‌کند. نتیجه چنین ساختار اجتماعی، ضعیف شدن و یا ازمیان رفتن تعامل و گفت‌و‌گو، و محدودشدن عنصر اعتماد به خانواده و حلقه‌های دوستی است. نگرانی از تعامل باعث محدود شدن یادگیری و معاشرت با دیگران می‌شود و افرادمعاشرت نمی‌کنند تا در امان بمانند. در چنین قالب اجتماعی، افراد یا به درون خودگوش می‌کنند، یا در بهترین شرایط به اعضای خانواده خود. صورت نهایی این وضعیت این می‌شود که اجتماع - به معنای جمعی از افراد که در جغرافیایی زندگی می‌کنند - شکل می‌گیرد، ولی جامعه با مضمون تشکلی که در آن افراد تعامل داشته و هم سویی کلان دارند، به وجود نمی‌آید. گوش کردن وتوجه به دیگران، درابتدا محتاج اعتماد است. وقتی افراد از یکدیگر نیاموزند، جامعه شکل نمی‌گیرد. ضعیف بودن هنر گوشکردن و شنیدن ایرانیان، طبعا نه یک ضعف ذاتی بلکه ستانده نظام‌های اجتماعی و استبدادی انباشته شده تاریخی است. برای حل این مشکل فرهنگی، ابتدا باید ایرانیان تفاوت‌های یکدیگر را به خوبی قبول کنند، ظرفیت‌ها وبرتری‌های دیگران را بپذیرند و از آن‌ها بیاموزند. خوداتکایی، استقلال فکری، و قبول کردن واقعیت‌ها، از جمله ویژگی‌های دیگری هستند که هنر شنیدن و گوش کردن را مساعدت می‌کنند.
 
۹- جامعه ضعیف اخلاقی

ارائه تعریفی از جامعة اخلاقی برای طرح این بحث مفید خواهد بود. منظور از جامعه اخلاقی، قائل بودن شهروندان به حقوق یکدیگر، نگاه انسانی شهروندان به یکدیگر در مقابل نگاه ابزاری، رواج داشتن فرهنگ احترام، ادب و تشکر درمیان شهروندان، رهیز از قضاوت‌های بی‌پشتوانه و بدون مدرک نسبت به شهروندان دیگر، پرهیز از نشر دروغ نسبت به شهروندان دیگر، خویشتن داری دراختلافات ریز اجتماعی، پرسش و جمع آوری اطلاعات قبل از قضاوتهایی که به افراد مربوط می‌شود، گفتن فراوان «من نمی‌دانم»، «من اطلاع ندارم»، «به اندازۀ کافی برای قضاوت کردن نمی‌دانم»، «شاید»، «ممکن است»، «احتمال دارد»، «پرسیده وبه اطلاع شما می‌رسانم»، «شرایط شما را درک می‌کنم»، «با شما همدردی می‌کنم»، «اگر در شرایط شما بودم همین کار را می‌کردم»، «اشتباه کردم»، «غفلت کردم»، «کوتاهی کردم»، «نباید آن سخن را در جمع به شما می‌گفتم، عذرخواهی می‌کنم»، «نسبت به شما حسادت کردم، باید این ضعف را در خودم اصلاح کنم»، «حقیقت را به شما نگفتم، عذر خواهی می‌کنم»، «از محبت‌های شما تشکرمی‌کنم»، «از اینکه برای من وقت گذاشتید، سپاسگزارم»، «بیهوده عصبانی شدم، اشتباه کردم، از شما معذرت می‌خواهم»، «بی‌تو جهی مرا ببخشید»، «این قسمت از آسیب رانندگی اشتباه من بود، مسئولیت آن را می‌پذیرم»، «همیشه قدردان شماهستم به خاطر زحماتی که برای من کشیده‌اید»، و البته هزاران مورد دیگری که روابط شهروندان را انسانی آمیخته با معنای اخلاقی می‌کند. مبنای فلسفی این گونه رفتارو تعامل با انسانهای دیگر، رهیافت انسانی و اخلاقی نسبت به دیگران است. با تو جه به این مقدمه، به نظر می‌رسد برای ایرانی بسیار مشکل است بگوید من اشتباه کرد‌ام و غفلت نموده‌ام. مسئولیت اشتباه را پذیرفتن به معنای ضعف از خودداشتن است.

جامعه مسئولیت اشتباه افراد را بپذیرد

 البته جامعه هم باید اشتباه افراد را بپذیرد و به آن‌ها فرصت اصلاح وتغییر دهد. در واقع نگاه غیرابزاری و انسانی، جنبه دو طرفه و تعاملی دارد. گفته می‌شود ادارات قوه قضاییه کشورهای اسکاندیناوی عموما خلوت و بدون مراجعه کننده است. شهروندان این کشور‌ها به اندازهای با یکدیگر مدنی رفتار می‌کنند که نیازی به مراجعه به قوه قضاییه نیست. ریشه این فضای اجتماعی در نحوه تعامل افراد و روشهای حل اختلاف و رفع سوء تفاهم‌ها و کدورت‌ها است. ادبیات فارسی وخاطرات افراد در متون تاریخی در ایران حاکی از قدرن‌شناسی، تغییر مواضع به طورروزانه و دائمی، ناجوانمردی رفتار مبتنی بر سمت و پول و امکانات است. اخلاقی بودن در قالب‌های رشد، پیشرفت و توسعه، پیآمدهای بسیار مثبتی برای جامعبه طور غیرمستقیم دارد و کار اجرای قانون و رعایت قواعد را بسیار سهل می‌کند. طی تحقیقی در مورد اسلامی بودن کشور‌ها، زلاند نو اسلامی‌ترین کشور در جهان شناخته شده است.،) رتبه بعضی از کشورهای دیگر بدین ترتیب است: فنلاند۵، دانمارک ۶، مالزی به عنوان اولین کشور مسلمان در این رتبه بندی ۳۸، کویت، ۴۸ امارات۶۶، ترکیه ۱۰۳، بورکینافاسو ۱۳۲، اندونزی ۱۴۰، پاکستان ۱۴۷

۱۰- ضعف‌های اساسی در انتقاد و خودانتقادی

این اصل در تداوم اصل قبلی است. ایده آلیسم در فرهنگ شفاهی ایرانیان بسیار فراگیر است و افراد در صحبت‌های عادی روزانه، اهمیت خوب بودن، عالی بودن و الگو بودن را با تو جه به سخنان بزرگان دینی، ادبی و اجتماعی به یکدیگر گوشزد می‌کنند. این جو ایده آلیستی طی قرن‌ها باعث شده که افراد خود را مثبت و ایده آل جلوه دهند و خود را به ظاهر کلامی و فیزیکی که مورد پسند جامعه است بیارآیند و با ذکاوت فراوان ضعفهای خود رابپوشانند. مخفی کردن فکر، عقیده، موقعیت، باطن، مال و ارتباطات، هنری است که حتی نوجوانان از طریق فرآیندهای جامعه پذیری می‌آموزند. پذیرفتن ضعف و ایراداتی برای ایرانی امری بسیار مشکل است و ریشه‌های روانی دارد. فرهنگ کمالگرایی به او چنین اجازه ای را نمی‌دهد. همه باید در حدکمال و با الگوهای دینی و اجتماعی خود را بسنجند و سعی کنند خود را «کامل» معرفی کنند. در حالی که به عنوان مثال در فرهنگ کره و ژاپن، عذرخواهی و اذعان به اشتباه و داشتن نقص و ضعف، عادی و انسانی محسوب می‌شود. در فرهنگ ایرانی، ضعف‌ها، ناتوانی‌ها، کاستی‌ها، آسیب پذیری‌ها و واقعیت باید پوشانده شوند تا کسی متوجه آن‌ها نشود. این وضعیت روحی و فکری در میان عموم اقشار با مرامهای گوناگون و در موقعیتهای مختلف شغلی و تحصیلی قابل مشاهده است. ایرانی‌ها در ارزیابی فکر و وضعیت خود به ندرت به اشتباهات، غفلت‌ها و نارساییهای خود تو جه و اشاره می‌کنند. احساس وناخودآگاه افراد این است که با بیان ضعف‌ها، «موقعیت»، «ابهت» و «بزرگی» خود را یا از دست داده و یا مخدوش می‌کنند. ایرانی‌ها به طور زیرکانه و ظریفی عموما در پی خوب جلوه دادن خود و یا تعریف شدن و مورد ستایش قرار گرفتن از جانب دیگران هستند. چنین فرهنگ معاشرتی، فضای بسیار محدودی برای نقد، انتقاد، خودانتقادی، فهم ضعف‌ها، ارزیابی عملکرد گذشته و اصلاح امور به جای می‌گذارد.

نتیجه نپذیرفتن نقد گذشته


نتیجه اجتماعی و توسعه‌ای این خصلت بسیار عمیق است. این گونه خصایص باعث می‌شود تا افراد از گستره زمانی غافل شوند، گذشته را فراموش کنند، به فرآیند‌ها بی‌توجه شوند، طیف‌ها را متو جه نشوند و از همه مهم‌تر نتوانند کار اساسی و استراتژیک انجام دهند. تا زمانی که ایرانی خود را در برابر آینه نگذاشته و واقعیت‌های خود را در همه زمینه‌ها درک نکرده، ریشه یابی نکند و در پی اصلاح آن‌ها برنیاید، طبعا توسعهای در کار نخواهد بود. زیرا هرچند عوامل بیرونی مستعد باشند ولی مبنای توسعه یافتگی داخلی است. برتری جویی و ضعف در فهم حدود و ثغور امکانات و مقدورات می‌تواند به ایرانی کمک کند تا نسبت به گذشته و حال خود و آنچه در آینده ممکن است، واقع بین باشد. نقد و انتقاد از الزامات پیشرفت هستند اما در ایران عمدتا حالت تعارف، تشریفاتی و تزئینی دارند.

نتیجه گیری

پیشرفت و توسعه یافتگی یک امر درونی است. شرایط مستعد خارجی، تنها عوامل تسهیل کننده‌اند. اگر برای بحث و جدل بپذیریم که مشکلات عمده توسعه نیافتگی ایران داخلی هستند، سؤالی مهمی پیش روی ما قرار می‌گیرد: تا چه میزان، مشکلات توسعه نیافتگی ایران فکری هستند و تا چه میزان خلقی و ناشی از روحیات و رفتار‌ها؟ آیا ما نمی‌دانیم که علم مهم است، صنعت و فنآوری اهمیت دارند و یا باید در برنامه ریزی‌ها و راهبرد‌ها انسجام داشت و یا زمان و نظم و انضباط از جایگاه ویژه‌ای برخوردارند؟ آیا ما نمی‌دانیم که در هرکاری، متخصص آن باید مدیریت کند و یا ثبات سیاستگزاری‌ها و اعتماد دیگران در کار و تجارت و صنعت و همکاری امری کلیدی هستند؟ آیا ما نمی‌دانیم که بخش خصوصی در تولید و خدمات بر بخش دولتی اولویت دارد؟ آیا ما نمی‌دانیم وفای به عهد و راستگویی در کار اقتصادی و تجاری وخدماتی تا چه میزان تعیین کننده است؟ آیا ما نمی‌دانیم رقابت قاعده‌مند و سالم برای رشد و پیشرفت یک جامعه با اهمیت است؟ آیا ما نمی‌دانیم ثبات قیمت‌ها و پایین نگه داشتن نرخ تورم، نظارت منطقی دولت بر عملکرد بنگاههای اقتصادی، نظام مالیاتی کارآمد و قانون گزاری بهروز و دقیق مهم هستند؟ آیا ما نمی‌دانیم که عقلانی نیست یک نفر طی ده سال پنج شغل دولتی کاملا متفاوت با هم داشته باشد؟ آیا ما نمی‌دانیم که حضور طولانی یک مدیر دولتی در کارخانه، بانک، صنعت و نظام اداری،فسادآور است؟ آیا ما نمی‌دانیم که یک نفر نباید هفده حکم دولتی داشته باشد؟ آیاما نمی‌دانیم که مهندسین، سیاستمداران خوبی نیستند؟ آیا ما نمی‌دانیم که سیاستمداری یک تخصص است و دهه‌ها کار و فعالیت و کوشش و تجربه می‌خواهد؟ آیا ما نمی‌دانیم که گماردن یک فرد ۲۵ ساله بر یک سمت مهم با یک فرد مجرب و متخصص ۶۰ ساله متفاوت است؟ آیا ما نمی‌دانیم سخنان بدیهی مساوی با سیاستگزاری نیستند؟ آیا ما نمی‌دانیم تغییر روزانه سیاستگذاری‌ها، منطقی نبوده وبی‌ثباتی اجتماعی ایجاد می‌کند؟ آیا ما نمی‌دانیم که دانشگاه عمدتا برای تولید علم و فکر بنا شده است؟ آیا ما نمی‌دانیم که مملکت داری به یک سیستم نیاز دارد که روی کاغذ باشد و نه در ذهن افراد؟ آیا ما نمی‌دانیم کسی که در لابلای ده‌ها کار اجرایی و هیاهوهای سیاسی، دکتری گرفته، چندان ارزش علمی و تخص صی ندارد؟ آیا ما نمی‌دانیم تبلیغات مساوی با مدیریت نیست؟ آیا ما نمی‌دانیم آینده جوانان ونوجوانان و قضاوت آیندگان مهم است؟ آیا ما نمی‌دانیم که بر اساس هیچ مرام ومکتب و جهان بینی و دینی، این منطقی نیست یک نفر، ۲۷ سال در یک سمتدولتی باقی بماند؟ این موارد و حدود پنج هزار مورد دیگر بعید است از تو جه ملت باهوشی چون ایرانی به دور باشد. ایرانیان این موارد فکری را عموما می‌دانند و همه حتی در برنامه‌های بدیهی رادیو و تلویزیون بیان می‌کنند. کمیت همایش‌ها در کشور نیز حاکی از آگاهی نسبی به این موارد فکری مفهومی و نظری است. آیا می‌توان مطرح کرد که اگر ما نمی‌توانیم این طیف از اندیشه‌ها را که بدان معتقدیم عمل کنیم، مشکلات ونارسایی‌های خلقی، روحی و رفتاری داریم؟ آیا خودخواهی یک مسئلۀ فکری است یا خلقی؟ آیا ناهماهنگی، مشکلی مفهومی است یا خلقی؟ آیا اینکه نمی‌توانیم سیستم درست کنیم، نقیصۀ فکری داریم یا با روحیات ما که کمتر به قاعده‌مندی علاقه دارد، مربوط می‌شود؟ اگر نمی‌توانیم درازمدت فکر کرده، در کسب اعتماد دیگران کوشا باشیم و استراتژیک بیاندیشیم، کمبود نظریه داریم یا اینکه تلقی بزن برویی از زندگی مانع از کار اساسی می‌شود؟

نتیجه گیری اول: دلایلی برای رادیکالیسم در تاریخ امروز ما


شاید این مباحث دلیلی بر رادیکالیسم تاریخ معاصر ما باشد. زیرا رادیکالیسم ریشه در ضعف و ناتوانی دارد تا توانایی. در مقابل، اعتدال، نتیجۀ اعتماد به نفس است. اینکه ما نمی‌توانیم با هم معاشرت دو طرفه و معقول داشته باشیم و هر طرف در پی حداکثرگرایی است، آیاریشه در فکر و نظریه دارد یا نوعی ناهنجاری روانی و خلقی است؟ وقتی تحصیل کرده‌های یک جامعه نتوانند با یکدیگر به اجماع برسند وخودخواهی‌ها، خود محوری‌ها و حسادت‌ها را کنار بگذارند و مبنا را قواعد پیشرفت ومصالح کلان کشور بدانند، طبعا غیرتحصیل کرده‌ها با روشهای خاص خودشان امور را بدست خواهند گرفت. یکی از کشورهایی که طی دهه گذشته براساس نخبهگرایی و تخصص، حرکت‌های قابل توجهی انجام داده است،افغانستان است.درحوزه های سیاسی، نماینده مجلس، امنیتی، اقتصادی و فرهنگی، طیفی از افراد متخصص، آشنا به موضوع، مجهز به زبانهای خارجی، ذهن سیستماتیک و علاقمند به مصالح کشور، ظهور وبروز داشته‌اند.هرچندافغانستان راهی طولانی برای انسجام داخلی و پیشرفت اقتصادی در پیش دارد، اما تجمع این سطح از کیفیت فکری و تخصصی و گروه‌های نخبه در کشورداری آن تحسین آمیز است. ثبات ترکیه نیز در همین قالب و در سطحی به مراتب بالا‌تر بسیار قابل تأمل است. اکثریت مردم ترکیه زندگی ساده‌ای دارند، ولی به واسطۀ ثبات کشورشان و امید به آینده، خوشحال هستند. به همین دلیل می‌توان گفت ترکیه سیاستمداران برجسته ای دارد.

نتیجه گیری دوم: مهم‌ترین وظایف یک سیاست مدار

مهم‌ترین وظیفه یک سیاستمدار، ایجاد ثبات است - خصیصه‌ای که اکثریت انسان‌ها به آن علاقمند هستند. دومین وظیفه مهم سیاستمداران، عبوردادن مسائل یک کشور از مرحله امنیتی به مرحله اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی است که این وظیفه را هیأت حاکمه ترکیه با درایت و دوراندیشی به انجام رسانیده است. سومین وظیفه مهم سیاستمداران، واردکردن طیف وسیعی از اندیشمندان، تولیدکنندگان، نویسندگان، خبرنگاران، هنرمندان و نخبگان فکری یک جامعه در مسیرهای پیشرفت و توسعه است. بی‌دلیل نیست که ترکیه، مالزی و کره جنوبی، نرخ مهاجرت نزدیک به صفردارند. به نظر این نویسنده، عمدتا مسائل توسعه نیافتگی ایران، فکری و تئوریک نیستند، بلکه به بخشهای غریزی معاشرت میان ایرانیان برمیگردد. به نظر می‌رسدبخش قابل تو جهی از شخصیت به هیاهو،هیجان،عصبانیت‌های چندثانیهای،واکنشهای غریزی، جهانبینی‌های ۳۲ ساعته، لجبازی، بهم زدن قواعد به عنوان یک لذت، کوچک شمردن دیگران، برتری طلبی، جلوگیری از موفقیت دیگران، به حاشیه راندن رقبا، ناچیز دانستن فکر دیگران، محق دانستن خود و صد‌ها مشتق دیگر بر می‌گردد. اگر علت مسائل توسعه نیافتگی ایران، فکری و اختلافات صرفا فکری بود، راه حلهای روشنی داشت. مگر نه اینکه در تمامی کشورهای صنعتی و تازه صنعتی شده، روشهای حل و فصل اختلافات فکری از طریق بحث، تحزب، رسانه‌ها، رادیو وتلویزیون، آموزش و رقابت وجود دارد؟ مسائل فکری راه حل دارند: یا منطقی وجوددارد و یا تجربهای ملاک اندیشه است.در طول زمان، ارجحیت یک فکر بر دیگری مشخص می‌شود و یا اگر اصل بر کارآمدی باشد، برتری یک فکر بر فکر دیگر سریع خود را نشان می‌دهد. اگر در فضای یک جامعه اندیشههای بر‌تر حاکم باشد، ازطریق رقابت فکری و رقابت کاربردهای فکری و محصولات فکری، ملاک‌ها و ارزش‌ها ومدل‌ها مشخص می‌شوند. از یک منظر به مراتب مهم‌تر، در شرایطی در یک جامعه فکر اولویت پیدا می‌کند که ویژگیهای غریزی، عصبی، احساسی، هیاهوگری، خلقی، و لذاتی مانند تخریب و تضعیف دیگران جای خود را به معنویت، اخلاق، اندیشه، آرامش درونی و متانت رفتاری بدهند. این اتفاق بزرگ لزومی ندارد در کلیت جامعه تحقق یابد؛ نهادینه شدن آن در قشر وسیع نخبگان فکری و ابزاری کافی است. تجربه غرب، چین، کره جنوبی، برزیل و ترکیه از دو حالت مجزا و یا احیانا ترکیبی درتحقق عقلانیت و معنویت فوق، خارج نبوده است: یا عقلانیت رشد اقتصادی آن‌ها رابدینجا رسانده است و یا ناسیونالیسم، و یا هردو. حداقل در تاریخ پانصدساله توسعه راه دیگری قابل ثبت نیست مگر آنکه تجربه های جدید حادث گردد. طبعا ایران و ایرانیان می‌توانند راه دیگری را بپیمایند. درهرصورت، خروج از غریزه برای هر رهیافتی ضروری است و حداقل می‌توان از تجربه دیگران درسهایی آموخت. البته می‌توانیم هنری، تخیلی و پست مدرن با توسعه و پیشرفت برخورد کنیم: اصلا چه کسی گفته است باید پیشرفت کرد و توسعه یافت؟ می‌توانیم صورت مسئله را پاک کنیم و اهدافی جدید برای حیات بشری تعریف کنیم. اما اگر احیانا به فرموده رئیس سابق مجلس شورای اسلامی بخواهیم ژاپن خاورمیانه شویم، راههای متعدد و بدیلهای گوناگونی وجود ندارد. انتخاب‌ها و روش‌ها بسیار محدود است: خروج از هیجان و هیاهو، لذتهای ۲۴ ساعته و هدردادن درآمد نفت و گاز برای نیازهای روزمره و ورود در فرآیندهای عقلانی چهل ساله، پنجاه ساله و صدساله با اتکاء به قواعد پایدار، اولویت‌های غیرفردی،معاشرت معقول،نقدپذیری، اجماع سازی، یادگیری و احترام به حقوق یکدیگر. از عقلانیت اقتصادی و وطن دوستی هم شاید بتوانیم بهره گیریم. لزومی ندارد موضوع پیشرفت و توسعه را اینقدر پیچیده کنیم. فرمول‌ها و قواعد بسیار ساده هستند؛ گره های خلقی ما اجازه نمی‌دهند به آن‌ها عمل کنیم.می‌خواهیم درکوتاه مدت از زندگی لذت ببریم.ساختار‌ها و آینده گرایی خیلی برای ما اهمیتی ندارد.

نتیجه گیری سوم: دلایل توسعه نیافتگی

توسعه یافتگی قبل از آنکه اعداد و ارقام باشد، یک تصمیم، یک فرهنگ، یک نگاه خاص به زندگی، یک نگاه انسانی به دیگران و یک جهان بینی است. نگاهی فرآیندی طی سه دهه گذشته، ما را اقناع می‌کند که به واسطه حاکمیت روش پروژه ای مهندسین در مدیریت کشور، عوامل نامحسوس توسعه نیافتگی ایران مورد شناخت وبررسی قرارنگرفته اند. روش مهندسی کوتاه مدت در سطح مدیریت و خلقیات نامحسوس و مضر انباشته شده تاریخی، ما را به توسعه یافتگی نخواهند رساند. فرا‌تر از نزاعهای سیاسی، پدیده‌ای به نام کشور وجود دارد. باید بدان توجه شود و اولویت یابد. عقلانیت باید در حدی رشد کند که نزاع سیاسی در جهت تحقق منافع یک کشور باشد.

توسعه یافتگی از منظر اقتصاد سیاسی، نوعی مدیریت نزاعهای سیاسی بر ثروت ومنابع اقتصادی کشور‌ها است. نزاعهای سیاسی بعضا در کشورهایی همانند آلمان، سوئد، سنگاپور و کره جنوبی می‌تواند به نفع عامه مردم نیز تمام شود. نزاع سیاسی مذموم نیست، بلکه به منطق نزاع بر می‌گردد. منبع : ندای ایرانیان



خدا گواه است که نمی خواستم وارد مقوله نقد شهرداری بشوم تا زمان و فرصت کافی برای انجام اموراتش داشته باشد و برای همین از انتشار نظری که برایم فرستاده بودند خودداری نمودم و انرا نادیده گرفتم تا فعلا نقدی ننمایم چرا که از نظر خود زمان را برای نقد مناسب نمی دانستم

ولی گویا روابط عمومی شهرداری که انگار زیادی بیکار است - بالاخره وقتی ادعا می کنند چون بدهی داریم هیچ کاری نمی توانیم انجام بدهیم  - فکر کرده که عجب نظری نوشتم که فلانی نتوانست انتشار دهد و ذوق زده با کلی توضیح برای وبلاگی دیگر جهت انتشار فرستاده که منهم حسب ضرورت پاسخ میدهم

ایجاد حق برای هر فردی ! اگر مستحق ان نباشد ! امری است یا مستقیما موجبات استهزای فرد را میسر می نماید و یا فرد را دچار غرور و نخوتی بی حد و حصر می سازد که نادانسته وارد مسائلی میشود که نهایتا باز به استهزایش منجر میشود ! در این میان مقصر کسی است که نادانسته و یادانسته صرفا برای دلخوشکنکی حق را برای فردی غیر مستحق بوجوداورده است !

مسئول محترم چند روز پیش وقتی همین فرد با همین مدارکی که شما می گوئید دلخوشکنک است وارد جمعی شد و نامه را نشان داد که مشاور شهردار هستم یک جمعی از جوانان وی را دوره کردند و مورد استهزا و تمسخر قرار دادند همین امر موجبات ناراحتی من را فراهم نمود و مجبورم کرد ان مطلب را بنویسم تا همین واکنشها را مستقیم مشاهده نمائید

جناب اقای مسئول محترم ! برای دلخوشی معلولان بجای اینکه انها را با نامه ای الکی یا به قول خودتان صوری فریب دهید - و حتما چون خوب ایه و حدیث بلدید حکم فریب دادن مسلمان را خوب میدانید - بیائید در سطح شهر اقدامات مناسب سازی را برای اسودگی و رفاه معلولان صورت دهید

امروز معلولان بدلیل ناتوانی شهرداری در ایجاد یک پل مخصوص ویلچر ناچارند یا در خانه بمانند و یا در پیاده روهایی که ادم سالم را به ویبره می اندازد ویلچر رانی کنند و هر روز اجبارا ویلچرهای خود را تعمیر مجدد نماید

امروز معلولان در این شهر دارای یک جای پارک ویزه نیستند

اقای مسئول در روزجهانی معلولان برای معلولان چه اقدامی انجام دادید تا دل انها را شاد کنید

اقای مسئول چند بار بخاطر روز جهانی معلولان بنر تبریک زده اید ؟

اقای مسئول اصلا میدانید روز جهانی معلولان کی هست ؟

شما که اینقدر به دلجوئی از افراد نیازمند دم می زنید بفرمائید چرا در واحد شهرسازی خود تغییراتی ایجاد نمی کنید تا از مردم دلجوئی شود

اقای مسئول از شهردار امریکائی مثال زده اید ! اصلا ان مطلب را خوانده اید ؟

موسسه ای غیر دولتی امده و با تامین هزینه ها یک کاری کرده و شهردار امده کلید شهر سمبلیک داده به ان فرد مریض !

حال سوالم این است اینهمه کسانی هستند که در این شهر افتخار افریده اند شهرداری برای انها یک کلید که پیشکش ! یک نام کوچه هم بصورت سمبلیک نداده است ؟!انوقت برای دلجوئی ؟!! الله اکبر !

                   والا آئینه پیدا نکردم ببینم نکنه گوشام درازه و خودم خبر ندارم ؟!!!!!

دلجوئی از معلولان و انوقت در این شهر

یک کوچه به نام قهرمانان ورزشی شهرمون  نداریم !

یک کوچه به نام مردان علمی بزرگ شهرمون نداریم !

یک کوچه بنام هنرمندان بزرگ شهرمون نداریم !

انوقت سمبلیک حکم مشاوره صوری میدهید ؟!

اقای مسئول دادن کارهای بزرگ به ادمهای کوچک به نوعی تلاش برای تخریب انهاست !

شخصیت فردی و اجتماعی یک معلول را من بهتر و برتر از شما می شناسم ! چرا که سه سال است با انها زندگی می کنم ! 

اما هرگز یک معلول را که می دانم اطلاعاتی ندارد الکی یا صوری نمی فریبم

فریب دادن یک نیازمند بدتر از هر گناهی است ! چون به او امید واهی میدهید ! چون به او اعتمادی کاذب میدهید !

او با این اعتماد کاذب و امید واهی که شما بخشیده اید ! در میان جمعی که شاید میان انها نادانی مثل منهم باشد بعنوان مشاور- او نمیداند که شما بصورت صوری حکم داده اید او صادقانه فکر می کند واقعا وی را مشاور کرده اید - سخنرانی می کند و امثال من نادان هم به او می خندیم چرا که .............

اقای مسئول عملکرد فرهنگی شهرداری چه بوده است ؟ همین یک نامه صوری ؟!!!!

کدامین ارزش را برای هنرمندی ، ورزشکاری ، قهرمانی ، جانبازی یا حتی خانواده شهیدی قائل شده اید ؟

شهرداری هشترود در سالهای اخیر کدام کار فرهنگی را اجرائی کرده است ؟

شهرداری هشترود در بخش فرهنگی کدام فرهنگسرا را ساخته است ؟

جز اینکه یک اموزشگاه هنری بود انهم به حول قوه الهی از استاد بطحائی گرفتید ؟

دروغ چیست ؟ دروغ ، سخن بر خلاف حقيقت است و دروغ گو كسى است كه بر خلاف حقيقت ، خبرى مى دهد ! ایا وقتی به کسی می گوئیم تو مشاوری و بعد ثابت میشود این خلاف حقیقت است ( بفرموده خودتان صوری است ) ایا بوی دروغ نگفته ایم ؟؟؟؟؟!!!!!!

اقای مسئول اگر می خواستید دل معلولی را شاد کنید

جلسه ای می گذاشتید با حضور چند مسئول با هدیه ای شایسته از وی بخاطر پیگری مسائل تجلیل می کردید تا هم دل او شاد شود و هم ان هدیه گرهی از گره کور مشکلات ان معلول را بگشاید !

اگر می خواستید دل وی را شاد کنید به شورای شهر دعوت می کردید و در انجا تجلیلی از وی بعمل می اوردید ؟

شما که اینقدر به دلجوئی از معلولان اهمیت میدهید یک قطعه زمین در اطراف شهر به وی میدادید تا مسکنی مناسب برای خود تهیه نماید !

اصلا چرا وی را بعنوان نگهبان استخدام نمی کنید ؟! چه مانعی دارد ؟ مگر نه اینکه در قانون هم تاکید شده چند درصد از پرسنل هر نهادی باید از مددجویان بهزیستی باشند ؟!

نه اقای محترم ! شما خواسته یا ناخواسته ! موجبات تمسخر کسی را که اگاهی کامل از امور ندارد را فراهم اورده اید ! به وی دروغ گفته اید و وی را فریب داده اید ! براستی اگر کسی به وی بگوید می گویند :  این نامه الکی است ! چه ضربه روحی به وی وارد میشود ؟

اینرا حساب کرده اید ؟!صدمه ای که بعد از ان به او وارد میشود به اندازه دلجوئی صوری شما هست ؟ ایا وقتی وی را مسخره می کنند ارزش انرا دارد که مشاور صوری باشد ؟!

هیچکس حق ندارد مسلمانی را بخصوص معلول مسلمانی را بخاطر اینکه خود را فردی حامی معلولان و نیازمندان نشان دهد در مظان استهزا قرار دهد !

به اینها فکر کرده اید ؟ اما من می گویم واقعیت چیست ؟

این فرد یک انسان بسیار پیگیر است و شدیدا علاقمند است و اتفاقا برای هر مسئله ای هم خیلی پا پیچ می شود !

مسئول وقت هم وقتی دیده است که او زیاد بخاطر اسفالت کوچه یا خیابانشان می اید ! برای اینکه هم از زیر ان در برود و هم در جامعه خود را فردی دوستدار معلول نشان دهد و بقولی با یک تیر چند نشان بزند بقول شما یک حکم صوری داده است !!!

متاسفم که مجبور شدم برخی مطالب را بیان کنم اما واقعیت این است که شما اقدام به کاری کرده اید که یک مسلمان در مظان مسخره شدن قرار گیرد چرا که با یک نامه صوری او را در مظان استهزا قرار داده اید و این اصلا کار مناسبی نبوده که حالا بخواهید دفاعیه هم صادر فرمائید و از کارتان دفاع کنید 

اگر می خواهید از معلولی حمایت کنید به بخش شهرسازی بگوئید نامه های بهزیستی برای رایگان بودن عوارض ساخت خانه معلولان را با سرعت انجام دهد ! گیر سه پیچ ندهد !

بگوئید یک راهی مناسب در شهرداری برای افرادی که با ویلچر می ایند درست کنند تا وقتی یک معلول با ویلچر به شهرداری امد بخاطر ناتوانی از رسیدن به خدمت بزرگان ، دلشکسته برنگردد !!!

میگم چطوره حالا که دلتون برای کارهای شهردار های غربی در رابطه با کمک به معلان اینقدر تنگ می تپد به شهر بارسلونا و خدمات شهرداری بارسلونا برای دلجوئی از معلولین ، نگاهی بکنید 

شهر بارسلون دارای مجهزترین قطارهای سریع‌السیر و شبکه گسترده قطار زیرزمینی است. فرودگاه بین‌المللی بارسلون از اعتبار خاص جهانی برخوردار است حتی این شهر نمونه موفق مناسب‌سازی محیط برای معلولین است و امکانات حمل‌ونقل عمومی شهری برای معلولین هم وجود دارد

پی نوشت :

يكي از عمده ترين وظايف مديريت شهري آماده نمودن بستر شهر براي استفاده مناسب و جاي شهروندان مي باشد. اين بسترسازي پيش فرض هايي لازم دارد كه عمده ترين آن مشاركت عموم شهروندان در يك همكاري مشترك با مسئولان شهر مي باشد كه امروزه به آن حكمراني مطلوب شهري مي گويند.
لازم است يادآوري گردد كه دركشور، جهت مناسب سازي محيط به ويژه محيط شهري كمبود در قوانين و مقررات ملاحظه نمي گردد. سالهاست كه ضوابط و مقررات شهرسازي و معماري براي افراد معلول جسمي و در همين سال هاي اخير نيز قانون جامع حمايت ازحقوق معلولان به تصويب مجسل شوراي اسلامي رسيده و به كليه مراجع مربوطه ابلاغ گرديده است. اين موضوع مبين اين واقعيت است كه در كشور آنچه در اين مورد كمبودها و كاستي ها را نشان مي دهد، همان عدم مشاركت عمومي و در نتيجه تجاوز به حريم هاي شهري به ويژه حريم هاي عمومي و مورد استفاده همگان به خصوص معلولين مي باشد.
با وجود قوانين و مقررات ذكر شده هنوز هيچ كوچه و خياباني را نمي يابيم كه معلولان به تنهايي و بدون يازي ديگران بتوانند به آساني از آنجا عبور كنند و يا اوقاتي را بتوانند با آسايش خيال در اين فضاها بگذرانند. اين در حالي است كه شمار بسياري از اين افراد برادران جانباز و افتخارآفرينان هشت سال جنگ تحميلي و دفاع مقدس هستند.
منظر ديگر مناسب سايز محيط شهري براي معلولين، گسترش عدالت اجتماعي در قالب كالبدي شهر مي باشد. منبع پی نوشت و شهر بارسلونا : سایت مرجع دانش



تاريخ : هفدهم آذر 1393 | 11:9 | نویسنده : پیام رنجبر موسوی

وازه مشاور از سالهای خیلی قدیم در ادبیات ما وجود داشته و حتی قران کریم هم به واژه مشاور اشاره داشته است !

اما واژه مشاور از زمانی بصورت زیاد در ادبیات ما مورد استفاده قرار گرفت که در سریال جومونگ مشاور اعظمی وحود داشت و احمدی نژاد تصمیم گرفت با توجه به پیری مشاور اعظم یک ضرب شستی به کره ای ها نشان بدهد و برای همین واژه مشاوران جوان را برگزید و تعدادی جوان را برای مشاوری برگزید تا در مواقعی که از قدرت برکنار میشود به سان مشاور اعظم جومونگ برای بازگشت به قدرت تسوی ایرانی اقدام نمایند بگذریم که بحث من نه جومونگه نه محمود عزیز !!!! خلاصه همزمان با ادبیات سیاسی در ایران در هشترود نیز تب مشاور گرفتن بالا گرفت هرچند در هشترود اغلب مشاورهایی که انتخاب میشدند مخفی می ماندند تا زمانیکه نجاری فرماندار اسبق با اعطای مشاوری به محسنی به امید تثبیت موقعیت خود طبل مشاوران هشترودی را به صدا دراورد و جستجوی مردم و علاقه انها برای دانستن مشاوران فرماندار و ... افزونی یافت

اساسا مشاور داشتن بسیار خوب است و خداوند متعال هم انسانها را به مشاوره دعوت می فرمایند و حضرت علی ع ویزگی های مشاور خوب را تجربه ، اگاهی به امور و دانشمندی بیان می فرمایند 

بعد از اینکه اقای نجاری یک تراکتور فروش را به مشاور اجتماعی معرفی نمود اذهان مردم به این سمت سوق یافت که ایا این انتخاب مشاورها امری است که صرفا با هدف پر کردن جای خالی  یا فریب افکار عمومی است و اگر اینطور نیست انتخاب مشاور با کدام معیار انجام می گیرد

هرچند که انتظار میرفت فرماندار محترم اصلاح طلب در انتخاب مشاورانش با دقت و وسواس بیشتری همچون رئیس جمهور محترم رفتار نماید اما ایشان نیز با تاکید بر مشاوری اقای محسنی برای امور اجتماعی و انتخاب یک خانم ماما برای مشاوره بانوان نشان دادند که بحث مشاوره در هشترود صرفا برای فریب افکار عمومی و احیانا جلب رضایت یک دسته یا فردی که سهم خواهی می کنند و احیانا برای لج بازی با اکثریت جامعه است که نشان دهد من رئیسم و هرکاری دلم بخواهد می کنم

اما چرا به بحث مشاور پرداختم دیروز اسنادی به دستم رسید و خوشحال شدم که شهردار سابق هشترود هم مشاور داشته است بدون هرگونه شرحی نامه مشاور شهرداری سابق هشترود به شهردار دوره قبلی و نامه شهردار وقت در سال 91 به مشاورش و تقدیر و تشکر از راهنمائی های مشاور خود را منتشر می کنم!!!!!!

و تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل و ......... قضاوت با شما !!!!!!!

76907743927714101686.jpg

70917304878722019450.jpg

37018499399844888079.jpg

تاریخ نامه شهرداری 91/2/14 می باشد

اصل نامه ها نزد بنده موجود است



تاريخ : دوازدهم آذر 1393 | 11:54 | نویسنده : پیام رنجبر موسوی

مطابق با ماده 110قانون شهرداریها: ((نسبت به زمين يا بناهاي مخروبه و غير مناسب با وضع محل و يا نيمه تمام واقع در محدوده شهر كه در خيابان يا كوچه و يا ميدان قرار گرفته و منافي با پاكي و پاكيزگي و زيبائي شهر و يا موازين شهرسازي باشد، شهرداري با تصويب انجمن شهر مي تواند به مالك اخطار كند منتهي ظرف دو ماه به ايجاد نرده يا ديوار يا مرمت آن كه منطبق با نقشه مصوب انجمن شهر باشد اقدام كند.اگر مالك مسامحه يا امتناع كرد شهرداري مي‌تواند به منظور تأمين نظر و اجراي طرح مصوب انجمن در زمينه زيبائي و پاكيزگي و شهرسازي هرگونه اقدامي را كه لازم بداند معمول و هزينه آن را به اضافه صدي ده از مالك يا متولي و يا متصدي موقوفه نمايد، در اين مورد صورت حساب شهرداري بدواً به مالك ابلاغ مي شود در صورتي‌که مالک ظرف پانزده روز از تاريخ ابلاغ بصورت حساب شهرداري اعتراض نکرد صورت‌حساب قطعي تلقي مي‌شود و هرگاه مالک ظرف مهلت مقرره اعتراض کرد موضوع به‌کميسون مذکور در ماده 77 ارجاع خواهد شد. صورت حساب‌هايي که مورد اعتراض واقع نشده و هم‌چنين آراء کميسيون رفع اختلاف مذکور در ماده 77 در حکم سند قطعي و لازم اجراء بوده و اجراء ثبت مکلف است بر طبق مقررات اجراي اسناد رسمي لازم‌الاجراء نسبت بوصول طلب شهرداري اجرائيه صادر و به‌موقع اجراء بگذارد..))

این موضوع را بنده در دوره قبلی شورا نیز مطرح کردم و در دوره فعلی نیز چند بار به دوستان وجود این ماده را ابراز داشتم حقیقت این است که شهرداری می تواند از طریق اعمال این ماده :

الف : از انباشت زباله در زمینهای بدون حصار در محدوده شهر جلوگیری نماید (کمک به تنظیف شهر ) ب: از تجمع حیوانات ولگرد در این گونه مکانها جلوگیری نماید ( کمک به بهداشت عمومی شهر )

با دیوار کشی و اخذ هزینه از صاحب ملک عملا شهرداری با یک تیر دو نشان زده است

اول : زیبایی شهر تامین شده و شهر مانند خرابه به نظر نمی رسد

دوم : ده درصد مازاد بر هزینه انجام شده بعنوان درامد عاید شهرداری خواهد شد

از طرف دیگر وقتی صاحبان زمینهای مذکور به شهرداری مراجعه نمودند شهرداری می تواند عوارضهای مانده این افراد را که معمولا بدلیل متول بودن و پولدار بودن به شهرداری مراجعه نمی کنند را اخذ نماید و این دقیقا یکی از راههای درامد پایدار شهرداری می باشد

به هرحال گاهی انسان تعجب می کند که وقتی قانون راههای بسیار ساده و کم هزینه ای برای درامد زائی را پیش روی متولیان و مجریان ان قانون قرار داده است ! چرا به انها عمل نمی شود؟

امروز محدوده خیابان پرستار یا شهرک جدیدالاحداث در جنب دانشگاه و یا سایر شهرکهای موجود فرصتی ایده ال برای شهرداری مهیا نموده است که تا اول بهار که فرصتی سه ماهه دارند مطابق قانون اقدام نمایند 

من امیدوارم که شورای محترم شهر و شهردارمحترم یکبار با فرصت قوانینی را که اجازه هایی خاص برای شهرداری را صادر نموده بررسی نمایند گاهی درامد زائی انقدر اسان و پیش چشم است که دیده نمی شود

البته شکی نیست که اساتید بزرگوار در شورای محترم شهر و شهردار توانمند مان حتما قبل از بنده به این مسائل رسیده اند فقط امیدوارم که بحث اشنائی و فامیل بازی و یا احبانا داشتن ملک و املاک توسط برخی اعضا مانع ان نشود که بحث تنظیف و بهداشت شهر دچار فراموشی شود

قانون بالاتر و مقدم تر از همه افراد است

نمونه ای از اعمال این قانون

تنها کافی است در سایت شهرداری یک اگهی عمومی بگذارند مثل شهرداری کرج

شهرداری کرج : (( بدینوسیله به مالکین ومتصدیان اراضی و بناهای مخروبه ، غیر مناسب با وضع

محل و نیمه تمام اخطار میگردد  ظرف مدت دو ماه نسبت به محصور نمودن و پاکسازی محیط و

تکمیل بناها و همچنین زیبا سازی آنها طبق نقشه مصوب اقدام و در صورتیکه مسامحه یا امتناع

نمایند شهرداری به منظور زیبایی و پاکیزگی و شهرسازی هر اقدامی را که لازم بداند معمول و

هزینه آن را به اضافه ده در صد از مالک ، متولی یا متصدی مربوطه وصول خواهد نمود. بدیهی

است پس از انقضای مهلت قانونی هیچ عذری پذیرفته نخواهد شد در سال جاري براي هر يك از مناطق 12 گانه شهرداري كرج به منظور اعمال ماده 110 قانون شهرداريها مبني بر ديواركشي زمينهاي باير اعتباري بالغ بر يك ميليارد و 500 ميليون ريال اختصاص يافت.)) (منبع پرتال شهرداری کرج )

دقت کنید : هر اقدامی که لازم بداند ..... یعنی شهرداری هر کاری بخواهد می تواند با این زمینها بکند و هزینه اش را هم از صاحبان زمینها بگیرد !!! بسادگی معلوم است که وقتی شهرداری کرج 150میلیون تومان برای اینکار اعتبار بگذارد در هشترود با رقمهایی خیلی پائین تر می توان اقدام به این کار نمود !!! اگر .................................. ؟؟؟؟؟!!!!!!!

جوابیه روابط عمومی شهرداری

سلام ، از توجهتان به مسائل و مشکلات شهری سپاسگزاریم
بسیاری از قوانین خوب و مفید در مقام اجرا به موانع و مشکلاتی بر می خورند که در همان ابتدای اقدام به بن بست کشیده می شوند. اجرای ماده 110 قانون شهرداری ها یکی از همین قوانین صعب الاجراست، هم به دلیل هزینه سنگینی که بر شهرداری تحمیل می کند و هم به دلیل خلاء ها و تعارضات قانونی که در طول زمان و با تغییرات در قوانین عمومی و قوانین حقوقی مربوط به مالکیت در کشور با مشکلاتی مواجه شده است که اجرای آن را برای شهرداری پرهزینه و کند کرده است . بطور مثال در همین موردی که از شهرداری کرج ذکر فرموده اید اگر توجه فرمایید در کلانشهری مثل کرج گاهاً زمین های بسیار بزرگ نامحصوری وجود دارد که تنها محصور نمودن آن ها بیشتر از 150 میلیون تومان هزینه بر می دارد و هزاران نمونه از چنین املاکی در گوشه و کنار این شهر به امان خدا رها شده است، فلذا وقتی می بینید برای یک چنین امر وسیعی تنها 150 میلیون تومان هزینه تعیین کرده اند معنایش این است که چندان امیدی به نتیجه بخش بودن ایده اجرای این قانون ندارند و تنها برای خالی نبودن عریضه و تأکید بر وجود چنین قانونی این اقدام نمادین صورت گرفته تا شاید با تأثیر روانی بر مالکان آن ها را ترغیب به اقدام نماید.
اما در هر حال حق با شماست و می توان با اجرای این قبیل قوانین در راستای تحصیل منافع و حقوق شهرداری اقدام کرد لیکن این امر در شرایطی ممکن و مقدور است که اولا شهرداری حداقل خیالش از تأمین حقوق ماهانه پرسنل خود آسوده باشد و بعد منابع مالی لازم برای دیوار کشی املاک بایر گوشه و کنار شهر را تأمین و اجرا نماید در ثانی لزوماً بسترهای اجتماعی و فرهنگی لازم برای اجرای چنین قانونی که ذاتاً با قوه قهریه و اجبار توأم است و به طور قطع پیامدهای خاص اجتماعی را به دنبال می آورد در سطح جامعه محلی ما فراهم آمده باشد.
پایدار و سرافراز باشید .

مدیر وبلاگ : از بذل توجه شهرداری محترم به مطالب خود تشکر می کنم و قضاوت را به عهده خوانندگان عزیز قرار میدهم !



تاريخ : دهم آذر 1393 | 13:47 | نویسنده : پیام رنجبر موسوی

علت نگرانی اصولگرایان، محافظه کاران و برخی متدینین نسبت به اصلاح طلبی و ترسی که از اصلاح طلبان دارند شاید برای طرفداران بهبود وضع موجود عجیب جلوه کند اما این واقعیتی است که خوشمان بیاید یا نیاید وجود دارد و باید برای آن فکری کرد. بخش هایی از حاکمیت و جریان هایی از گروه های ارزشگرا نسبت به دوم خردادی ها، تکنوکرات ها و توسعه گرایان بدبین هستند و ذهنیتی منفی به اصلاح طلبان دارند که این ذهنیت عمدتا از سال 78 به بعد ایجاد شده و در جریان اتفاقات سال 1388 هم تقویت شد.

اصلاح طلبان در دفاع از خود می توانند بگویند هسته اصلی اصلاح طلبی برآمده از دوم خرداد میانه ای با انقلابی گری و براندازی و رفتارهای تنش زا ندارد و همگی به فعالیت در چارچوب نظم مستقر می اندیشند. این هم مشخص است که بزرگان اصلاحات همواره از جمهوری اسلامی دفاع و به مقام بنیانگذار انقلاب ادای احترام کرده و خود را شاگرد مکتب انقلاب دانسته اند. پس چه اتفاقی افتاده که اصلاح طلبان در سال های گذشته با این اتهام مواجه شده اند که اصلاحات مدنظرشان سمت و سویی براندازانه دارد؟

روشن شدن دلایل این امر احتمالا نیازمند یک نمونه پژوهی دقیق است. نمونه پژوهی یعنی حادثه یا فرآیندی را گرفتن و تاریخ حادثه را واکاوی تا علل مهمی که به حادثه منجر شده آشکار شود. اما به صورت خیلی ساده می توان این نکته را برجسته کرد که گرچه اصلاح طلبی اصیل به فعالیت در چارچوب نظم موجود اعتقاد دارد اما در جریان فعالیت گروه ها و افرادی که خود را اصلاح طلب می نامیدند تصویری از اصلاح طلبان نزد ارزشگرایان شکل گرفت که با واقعیت وجودی آنها مطابقت ندارد.

این تصور گرچه ربطی به اصلاح طلبان ندارد اما از آسمان هم یکباره نازل نشده و بی دلیل شکل نگرفته است. به هرحال در سال های گذشته رفتارهای رادیکالی از افرادی بروز پیدا کرد که خود را اصلاح طلب می نامیدند اما نتیجه رفتارشان تضعیف نظام بود. حال آنکه اصلاح طلبی به بهبود روش ها، مناسبات و افزایش کارآمدی می اندیشد که این روند خواه ناخواه به تقویت نظام می انجامد. گروه ها و جریان های مختلف البته حق دارند از نظرات و اندیشه های متفاوت خود دفاع کنند و لزومی ندارد که همه در جبهه اصلاح طلبی فعالیت کنند اما این اخلاقی و شایسته نیست که فرد یا گروهی برای کسب امنیت و تضمین فعالیت سیاسی در چارچوب نظام، خود را اصلاح طلب بنامد اما در عمل رفتارهای شبه انقلابی انجام دهد و دیگر اصلاح طلبان را با مشکل مواجه کند.

از طرفی وقتی تعارف، رودربایستی و ملاحظه بزرگان اصلاح طلب مانع از این شد که حساب تحول خواهان چارچوب گرا از افراد رادیکال متمایز شود رسانه های فرصت طلب اصولگرا این فرصت را پیدا کردند که رفتارهای ساختارشکنانه را برجسته کرده و با «اصلاح طلب هراسی» موجی بسازند و تصویری مخدوش از طرفداران بهبود وضع موجود ارائه دهند. در ادامه بولتن های تاثیرگذار هم وارد عمل شده و ذهن تصمیم گیران را منفی کردند. حال آنکه اگر چهره های طراز اول و نیروهای شاخص اصلاح طلب در بزنگاه های مهم موضع خود را نسبت به ارزش ها، انقلاب، رهبری و نظام مشخص می کردند و ضمن تاکید بر حق آزادی بیانِ جریان های سیاسی، نگاه اصلاح طلبی را شفاف تبیین می کردند جریان های خاص فرصت نمی یافتند همه را به یک چوب رانده و اصلاح طلبان را گروه هایی دین ستیز، ضد نظام و ساختارشکن جلوه دهند.

ممکن است گفته شود مگر این افراد تندرو چه وزنی و یا چه قدرتی داشتند که اصلاح طلبی به آنها گره بخورد؟ اصلا مگر چند نفر بودند؟ این خیلی مهم نیست. مهم این است تصویری که در نتیجه این رفتار و گفتار به هر دلیل از اصلاح طلبان ساخته شد با رادیکالیسم عجین شد و البته رقبا هم در شکل دهی به این تصویر تلاش وافر کردند و در این سو تلاشی جدی انجام نشد تا این تصویر بر هم بخورد.

به هرحال اکنون که به برکت رای مردم در 24 خرداد 92، فضای سیاسی اندک اندک در حال گشوده شدن بوده، رسانه ها جانی گرفته، فعالان سیاسی آزادی عمل بیشتری یافته و تریبون های دانشجویی کم کم رونق پیدا می کنند این نگرانی وجود دارد که به اسم اصلاح طلبی، مرزهایی در نوردیده شود که هزینه آن را تحول خواهانی دهند که اعتقادی به رادیکالیسم ندارند و تنها گناهشان این است که در مقابل ساختارشکنی سکوت پیشه و از اعتقادات خود دفاع نکردند.

اصلاح طلبی، براندازی یواشکی نیست. اگر افراد یا گروه هایی نقاب اصلاح طلبی به چهره زده باشند اما هدف نهایی شان تضعیف نظام باشد باید محترمانه از قطار اصلاحات پیاده شوند و صادقانه مسیر مدنظر خود را بپیمایند.

سجاد سالک - عضو هیات موسس حزب ندای ایرانیان



تاريخ : دهم آذر 1393 | 9:35 | نویسنده : پیام رنجبر موسوی
دکتر محمود سریع القلم ، در یادداشتی که برای عصرایران نوشته ، 30 ویژگی یک جامعه زنده را بیان کرده است. این استاد دانشگاه، پیشتر در نوشتارهای جداگانه ای 30 ویژگی شهروندان و 30 ویژگی سیاستمداران مطلوب را به رشته تحریر در آورده که در عصرایران منتشر شده است.ویژگی مهم این سلسله نوشته ها ، کد گذاری آنهاست به گونه ای که هر کدام از ویژگی ها، بخشی از یک فرایند مهم در جامعه را نمایندگی می کند.
به نوشته دکتر سریع القلم، جامعه ای زنده است ... :
1.    که در عرصه های اقتصاد، هنر، علم، سیاست، میان شهروندان رقابت قاعده مند وجود داشته باشد
2.    که آموزش اخلاق و مسئولیت اجتماعی در دوره دبستان تمام شده باشد
3.    که تعداد رسانه های غیر دولتی حداقل دو برابر دولتی باشد
4.    که در جاده های آن در هر صدکیلومتر برای شهروندان، استراحتگاه ساخته شده باشد
5.    که شهروندان آن به وفور به هم اعتماد کنند
6.    که حداکثر هزینه های غذا و مسکن، 35 درصد درآمد شهروندان باشد
7.    که در فرودگاه های آن، حداقل از 70 ملیت و 70 شرکت هواپیمایی خارجی تردد کنند
8.    که شهروندان آن وقتی به چهار راهها می رسند، اتومبیل خود را کاملاً متوقف کنند
9.    که نرخ تورم در آن یک رقمی باشد
10.    که اساتید دانشگاه آن به کار دانشگاهی صرفاً به عنوان شغل نگاه نکنند بلکه برای خود، مسؤولیت و رسالت اجتماعی قایل باشند
11.    که شهروندان آن به انجام کارهای صحیح و منظم توام با سلامتی مالی عادت کرده باشند
12.    که تکمیل پیچیده ترین طرح های "عمرانی" در آن، حداکثر 3 سال به طول انجامد
13.    که دانمارک از شهروندان آن برای سفر، درخواست ویزا نکند
14.    که مجموعه جامعه و سیستم از مرحله امنیت و بقا عبور کرده باشد
15.    که شهروندان آن پس از تصادف رانندگی که پیش می آید، حتی یک واژه ناپسند نسبت به طرف مقابل استفاده نکنند
16.    که مدیریت آن جامعه  مبتنی بر سعی و خطا نباشد
17.    که شهروندان نظافت محیط عمومی، خیابان ها، جاده ها و سواحل را با نظافت محل سکونت و اتومبیل خود مساوی بدانند
18.    که حداقل سه و نیم درصد نرخ رشد اقتصادی داشته باشد
19.    که شهروندان آن نگران آینده خود نباشند
20.    که دستگاه های اجرایی آن با fact تحلیل کنند و نه با تخیل
21.    که در آن فرهنگ مکتوب بر فرهنگ شفاهی غالب باشد
22.    که شهروندان آن از  اخلاقی بودن و رعایت حریم های اجتماعی ، لذت ببرند
23.    که شان و احترام و منزلت تولیدکننده از صاحب سمت بالاتر باشد
24.    واژه های "ببخشید "، "عذر می خواهم" و "اشتباه کردم" به وفور در میان شهروندان رواج داشته باشد
25.    که شهروندان آن، دندان های سالم داشته باشند
26.    که انتقاد از اندیشه ها و سیاست گذاریها در آن، پی آمدی نداشته باشد
27.    که سیاست مداران آن با هم قطاران خود در محیط بین المللی مرتب در تعامل باشند
28.    که وقتی پلیس راهنمایی، اتومبیلی را به خاطر تخلف رانندگی متوقف می کند، پلیس سراغ راننده برود نه بالعکس
29.    که حفظ تعالی، شکوفایی وطن و کشور بر هر امر دیگری اولویت داشته باشد
30.    که در آن شهروندان علاقه ای به داشتن سمت دولتی نداشته باشند بلکه با فکر ، همت و توانایی های خود زندگی کنند.  

مدیر وبلاگ : بند هائی که بصورت بولد نشان داده شده است کارهائی است که مردم باید صورت دهند و بقیه که بصورت عادی نوشته شده اند کارهائی است که دولت باید انجام بدهد ! براستی ایا جامعه هشترود زنده است ؟